فجرآفتاب-دهه فجر انقلاب اسلامی و امام

انقلاب اسلامی خود یک نوآوری بزرگ تاریخی بود که ملت ایران آن را در تاریخ بشریت به ثبت رساند .

  فارسی  -  Arabic  -  English

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             رمز و راز موفقیت عظیم امام خمینی(ره) چه بود؟!‌

رمز و راز موفقیت عظیم امام خمینی(ره) چه بود؟!‌

 

رونمایی از کتاب خط امام

چگونه شد که امام خمینی به چنین موفقیت‌های بزرگی دست یافتند و توانستند پس از رحلتشان هم به عنوان معیار و شاخص برای بسیاری از مردم ایران باقی بمانند؟


خود حضرت امام به این پرسش پاسخ داده است. ایشان در آغاز فعالیت‌های خود برای مبارزه با طاغوت، این آیه از قرآن مجید را زیاد تکرار می‌فرمودند: «قُل اِنَّما اَعِظُّکُم بِواحِدَه اَن تَقوُموُا للهِ مَثنی وَ فُرادی ثُمَّ تَتَفَکَّروُا (سوره سبا آیه 46) یعنی من شما را به یک سخن، موعظه می‌کنم و آن، اینکه برای خدا، دوتا دوتا یا تک تک قیام کنید و سپس تفکر و اندیشه نمایید؛ بنابراین، امام خمینی رمز موفقیت در همه امور را «قیام برای خدا» می‌دانستند و هر کاری را تنها برای عمل به تکلیف الهی انجام می‌دادند.

به همین دلیل، ترس و نگرانی از وجود ایشان رخت بربسته و ویژگی‌ها و رفتار امام خمینی، او را محبوب ملت و مردم خود کرده بود. او با درس‌های اخلاق خویش، که در سال‌های اولیه دهه 40 هر پنجشنبه‌ها در مدرسه فیضیه ایراد می‌شد، مُهَذِّب نفوس انسان‌های بسیاری شد.

خود او نخستین عامل به درس‌های اخلاق خویش و مراقب تهذیب نفس خود بود. آرام آرام، زیبایی‌ها و درخشندگی‌های ایشان برای مردم ایران آشکار شد. همه دیدند و دریافتند و تصدیق کردند که این مرد بزرگ، از مطرح شدن نام خود، از مقام، از ریاست حتی اگر مرجعیت که یک مقام روحانی و معنوی است باشد، رویگردان است و برای مقام و منصب و رتبه و شخصیت، هیچ گونه تلاشی نمی‌کند؛ بنابراین، شمار بسیاری از مردم به او روی آوردند و او را برای مرجعیت رفتار عبادی و سیاسی خود برگزیدند.

 

رازهای موفقیت امام از نگاه رهبری: مومن کامل به نصرت الهی

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اولین راز موفقیت امام را ارتباط ایشان با خدای یگانه می‌دانند؛ «امام خمینی بدین خاطر توانست این حرکت عظیم را در دنیا بوجود آورد، که با خدا ارتباط داشت و دراین راه ملاحظه هیچ چیزی را نمی‌کرد. امروز که او درمیان ما نیست، سیل اعتراف‌ها و تعریف‌ها سرازیر شده و همه دنیا به اقدام عظیم او که اقیانوس انسان‌ها را به حرکت درآورد، معترفند. به اعتقاد من، اخلاص و توجه و اتصال به خدا مهم‌ترین رمز موفقیت او بود. ایشان توانست معنای «ایاک نستعین» – فقط از تو یاری می‌خواهیم – را در عمل خود مجسم کند. وقتی یک انسان، خود را به اقیانوس بی‌پایان وصل می‌کند، دیگر هیچ عاملی وجود ندارد که بتواند بر او فائق آید.» 1

یعنی من شما را به یک سخن، موعظه می‌کنم و آن، اینکه برای خدا، دوتا دوتا یا تک تک قیام کنید و سپس تفکر و اندیشه نمایید؛ بنابراین، امام خمینی رمز موفقیت در همه امور را «قیام برای خدا» می‌دانستند و هر کاری را تنها برای عمل به تکلیف الهی انجام می‌دادند

حضرت آیت الله خامنه‌ای، علت اقتدار و ماندگاری مردان الهی را ارتباط با خدا و کار برای خدا می‌دانند و می‌فرمایند: «راز قدرت معنوی و رمز «عظمت و نفوذ» رو به افزایش امام خمینی(ره) این است که آن شخصیت بزرگ در همه کار‌ها فقط خدا را دید و در راه او مجاهدت کرد و خدا نیز همانگونه که در قرآن وعده داده است همیشه با او بود. …علت آرامش خاطر و تزلزل ناپذیری امام در همه لحظات به ویژه مقاطع سخت و حساس کشور و حتی در لحظه عروج به سوی پروردگار همین ارتباط و اتصال با خدا بود.» 2

رهبر انقلاب اسلامی در تشریح عوامل توفیقات امام خمینی، ایمان کامل به نصرت الهی را مهم‌ترین عامل برمی شمارند و می‌فرمایند: بر اساس یک حقیقت قرآنی هرکس خداوند را یاری کند خداوند در مقیاسی عظیم او را نصرت می‌کند و امام با ایمان کامل به این قانون الهی، با تلاش بی‌وقفه برای تحقق دین خدا یعنی آباد کردن دنیا و آخرت ملت ایران، به نصرت خدا برخاست و پروردگار نیز متقابلاً، امام را به حرکتی معجزه‌آسا و استقرار نظامی مبتنی بر اسلام نصرت بخشید.» 3

رهبر معظم انقلاب اسلامی، یکی دیگر از رازهای موفقیت حضرت امام خمینی(ره) را «مردمی بودن ایشان می‌دانند که از «اصل اسلام» نشأت می‌گیرد.   

مقام معظم رهبری، «مکتب سیاسی امام» را یکی دیگر از عوامل توفیق بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی می دانند و می فرمایند:« یکی دیگر از تعیین کننده ترین رازهای موفقیت امام، در مکتبی است که عرضه کرد و توانست آن را بصورت یک نظام دربرابر دید مردم جهان قرار دهد. مکتب سیاسی ای که امام مطرح کرد، برای بشریت و برای دنیا حرف تازه دارد و راه نو پیشنهاد می کند. در مکتب سیاسی امام، معنویت و سیاست درهم تنیده است. امام خود نیز سیاست و معنویت، سیاست و اخلاق و سیاست و عرفان را با هم داشت. شاخص دیگر مکتب امام، اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم است. ازنظر امام، هویت انسانی، هم ارزشمند و دارای کرامت است و هم قدرتمنند و کارساز/ به همین دلیل آراء و نظرات مردم باید در اداره سرنوشت بشر و جامعه، نقش اساسی ایفا کند .... »4

 

پی نوشت:

1و2– بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم هفدهمین سالگرد ارتحال معمار بزرگ انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) (1385/03/14)

3- بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم هیجدهمین سالگرد ارتحال معمار بزرگ انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) (14/3/1386) 

4- بیانات رهبر معظم انقلاب در مراسم پانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی قدس سره (1383/03/14)

 

فرآوری: محمدی               

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع:

سایت امام خمینی (ره؟)
سایت خط امام
سایت باشگاه 

 


+ نوشته شده دریکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 9:7توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             مکتب امام (ره)، مکتب اسلام ناب محمدی

 مکتب امام (ره)، مکتب اسلام ناب محمدی

اسلام تحجرى و اسلام آمریکایى همانند دو سرقیچى براى قطعه قطعه کردن اسلام اب محمدى به میدان آمده‌اند و خلاف آنچه بسیاری می پندارند،آخرین مقاتله ما _ به مثابه سپاه عدالت _ با دموکراسی غرب نیست، بلکه با اسلام آمریکایی است ، که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دیر پاتر است.   

 

اسلام دین است جامع که کارآمدی آن برای اداره جامعه در همه زمینه‌ها و ابعاد،کاملاً اثبات شده و شناخته شده است. نگرشهای غیرجامع به اسلام، دین مبین وسعادت‌بخش را ناقص معرفی کرده و از سوی دیگر باعث پدید آمدن اختلاف بین علما وتردید در مردم خواهد شد. بدیهی است که نگاه یک بعدی به اسلام ، دور از جامعیت اسلام بوده و سبب به وجود آمدن انحرافات بسیارس در جامعه می شود .

در این مقاله سعی بر این است که ویژگی های اسلام ناب محمدی مطابق اندیشه امام روح الله تبییت گردد و مرز بین این اسلام و اسلام امریکایی مشخص شود .

یکی از مواردی که امام خمینی(ره) قبل از بروز نشانه های عینی و خارجی وقایع سیاسی و اجتماعی به تحلیل آن پرداخته است ، بحث اسلام امریکایی است .

مسأله پیدایش جریانی انحرافی از اسلام به نام اسلام امریکایی موضوعی بود که در پیامهای اواخر عمر امام خمینی با حساسیت فراوان مورد تبیین و بازگویی و هشدار قرار گرفته است.که در ادبیات امام خمینی مسأله رویارویی همه‌جانبه امریکا و غرب در قالب تقابل اسلام امریکایی و اسلام ناب محمدی(ص) به مثابه مرکز ثقل رویارویی گسترده فرهنگی و سیاسی آینده جهان اسلام با امریکا و غرب مطرح بود

 

اسلام تحجری و اسلام امریکایی 

امام خمینی(ره) نهادى به نام ولایت فقیه را که اصلى کلامی- فقهى است، بنیان نهاد و براساس این نظریه به حرکت و انقلاب اسلامى پرداخت. سیر این نظریه و ساختارهاى ایجادى آن مى‌تواند ما را به اندیشه‌هاى بعدى امام در برخورد با وقایع پس از انقلاب راهنمایى کند. امام در برخورد با وقایع به دو اسلام و دو نظام فکرى دیگر در کنار اسلام انقلابى و اسلام مردمى که انقلاب براساس آنها به وقوع پیوست اشاره مى‌کند :  

اسلام تحجری و اسلام امریکایی 

اسلام تحجرى یک نوع اسلام نخبگانى است که در تاریخ نخبگان سنت ایرانى ریشه دارد و یک نوع تعامل سیاسی- دینى است که از صفویه تا پیش از انقلاب وجود داشته که همه در یکجا جمع مى‌شود و آن “شاه شیعه” است که این اصطلاح در مقابل خلیفه عثمانى خلق مى‌شود و علمایى خاص به قوت بخشیدن به مملکت شیعه در قالب شاه شیعه تلاش داشته‌اند. لازم به یادآورى است که این رویه همان علماى شیعه نبوده است و تنها کسانى در این وضعیت بوده‌اند که مراجع خاص شیعه بوده‌اند و براى مصالح شیعه و ایران و به عنوان واسطه تظلم خواهى مردم از دولت حضور داشته‌اند و گاهى براى جلوگیرى از انحرافات پادشاهان از آنها به شدت دورى نموده واین رابطه را تحریم مى‌کردند. با روى کار آمدن حکومت پهلوى و ورود مدرنیسم شاهنشاهى دیگر شاه شیعه عملا وجود نداشت و بیشتر یک منصب لفظى بود، چون خلیفه عثمانى دیگر وجود نداشت و پدر و پسر پهلوى نیز شاه شیعه را یدک نمى‌کشیدند؛ به همین دلیل تعاملات شکل خاصى به خود گرفتند و این تعامل به شکل همکارى میان قسمت‌هایى از حوزه و علما با آنها درآمد. این همکارى موجب انشقاق و دو دستگى میان روحانیت شد (تا آنجا که وقایع مسجد گوهرشاد مشهد رخ داد و صدایى از برخى درنیامد)؛ دسته‌اى به همکارى با حکومت پهلوى پرداختند تا آنجا که کاندیداى مجلس ملى شدند و در تار و پود حکومت پهلوى وارد شدند و عده‌اى نیز با حکومت پهلوى و مدرنیسم شاهنشاهى به مخالفت پرداختند. دسته اول به روش شناسى خاص خود پرداختند که همان بردن دین به پستوى خانه‌ها و خصوصى کردن حوزه دین بود. آنها دین را به گونه‌اى تفسیر و روش شناسى کردند که دین یک مقوله فردى واجتماعى قلمداد مى‌شد، به همین دلیل تنها بر فقه تاکید کردند و چارچوب اسلامى را که در کلام ترسیم مى‌شد، به فراموشى سپردند و به اجتماعیات اسلامى به عنوان مستحب، مکروه و مباح ارجاع مى‌دادند که قابل بحث جدى اسلامى نیست. اینها از فقه نیز تنها به طهارت و نجاسات پرداختند و از آنها کتاب‌هاى قطورى ساختند و در مقابل کتاب‌هاى جهاد به شدت کم حجم (و تا اندازه‌اى فراموش شد.)این گروه یک مبناى احساسى وعاطفى براى علم کلام خود برگزیدند و دین را فقط در حب و بغض دیدند و موضوع شناسى حب و بغض را فراموش کردند؛ تا آنجا که یهود را بر اهل سنت در اشغال فلسطین ترجیح دادند و آن قدر دایره حب و بغض را کوچک کردند که به کسى برخورد نمى‌کرد و در خود و اطرافیان محدود و محبوس مى‌شد و آن را اسلام ولایتى نام نهادند. برخى از این گروه به علوم جدیددانشگاهى (از خارج تا داخل کشور) پرداختند، پرداختن به این علوم براى پاسخگویى نبود، بلکه بیشتر براى همان دنیاى فلسفى انتزاعى بود که وضعیت و موقعیت اجتماعى آنها اقتضا مى‌کرد؛ مانند مقایسه مباحث نطقى انتزاعى و مباحث اصولى انتزاعى یا فلسفه تحلیلى که باز هم همان روش شناسى فردگرا بود تا اجتماع‌گرا. ورطه دیگرى که آنها در آن درافتادند، ورطه و گرداب اشتباه وسیله و هدف و یا سازمان و هدف بود. هدف اسلام امر به معروف و نهى از منکر در یک نظام هماهنگ براى رسیدن به یک حیاط طیبه بود و وسیله آن علوم اسلامى ولى آنها علوم اسلامى را هدف قرار دادند و چون هدف را گم کردند به وسیله و سازمان به‌عنوان یک امر انتزاعى نگاه کردند و به یک دور کور معرفتى گرفتار آمدند.

تحجر گرایی به عنوان یک آسیب ، مسئله مهمی است که باید در دوران پس از انقلاب مورد بررسی و تبیین قرار گیرد .

در بینش امام(ره) تحجرگرایی و مقدس مآبی یعنی«محدود کردن اسلام به احکام عبادی و فردی» .

امام قیام مردم علیه ابرقدرت ها را علیه دو چیز بیان کردند : یکی ظلم و بیداد و دیگری تحجر و واپس گرایی .

امام می فرمایند خون دلی که پدر پیرتان از متحجرین خورده از هیچکس نخورده است یعنی دشمن اول اینهایند .

حال به بحث اسلام امریکایی می رسیم که اسلام تحجری نیز زیرمجموعه ای از این اسلام است .


اسلام امریکایی، اسلام عرضه و تقاضاست و آرمان آن تعدیل میان عرضه و تقاضاست، یعنى به دنبال ایجاد تقاضا براى اسلامى هستند که در یک جامعه بى‌هنجار به کار آید؛ پس به اسلام بى‌هنجار محتاج هستند تا بتوانند با جوامع مدرن بى‌هنجار هماهنگ شود. پس در روش شناسى خود به دنبال ایجاد چارچوب معرفتى براى این نوع اسلام هستند. اسلام آمریکایى در یک ساختار سرمایه‌دارى رشد مى‌کند؛ ساختارى که براساس تقاضا براى کالا و عرضه آن بنا مى‌شود و تعدیل اقتصادى یا تعدیل عرضه و تقاضا نیز آرمان چنین نظامى است؛ پس اسلامى که با این نظام عرضه و تقاضا همراهى کند اسلام سرمایه‌دارى یا اسلام آمریکایى است و آن اسلام باید در یک فضاى عقلانیت ابزارى تفسیر شود. اسلام تفسیر شده در فضایل عقلانیت ابزارى اسلامى است که خودش هدف نیست بلکه ابزارى براى رشد و توسعه و سرمایه‌دارى است؛ این اسلام یک اسلام فردگرا و مخصوص و منحصر در فضا و حوزه خصوصى تا حوزه عمومى و روش‌شناسى است. این اسلام یک روش شناسى فردگراست. اسلام فرهنگی، اجتماعی، سیاسى و اقتصادى براساس یک نوع اسلام سوسیالیستى بنا مى‌شود (اسلام فردگراى فرهنگی، اجتماعی، سیاسى و اقتصادی)؛ اسلامى که از فقه اجتماعى بیرون نمى‌آید و فقه اجتماعى با آن مخالف است؛ پس به تصوف خودمحور و فردگرا پناه برده مى‌شود و فقه اجتماعى مدیریتى خطى مى‌شود. روش شناسى اسلام آمریکایى بر روش‌شناسى فلسفه تحلیلى فردگرا بنا مى‌شود. این فلسفه بر زندگى روزمره تکیه مى‌کند و نفس الامر خود نیز معانى زبانى روزمره را مى‌گیرد و در بعد فرهنگى بر فرهنگ مبتذل روزمره یا فرهنگ عوام پسند نیز صحه مى‌گذارد که به طور عملى هم به عقلانیت ابزارى براى رشد تقاضا براى کالا تبدیل مى‌شود و هم به فرهنگ مصرفى عوام پسند اصالت مى‌دهد. این حرکت از اواخر دفاع مقدس ایران شروع شد و پس از جنگ با تعدیل اقتصادى تجسم یافت و در تجسم بخشیدن نرم افزارى به اسلام آمریکایى تلاش کردند یک اسلام غنامحور، مصر‌ف‌گرا، شهوت دوست، تجمل نما و عوام پسند را با دانشگاه آزاد و جزایر آزاد و اقتصاد آزاد به انجام برسانند .

اسلام امریکایی یکی از واژه هایی بود که در اشاره به وجود اسلام فردی و معرفی سکولاریسم در اسلام توسط حضرت امام(ره) به کار برده شد . اسلامی که شناسایی آن در هر زمان و مکانی منجر به شناخت حق از باطل در زندگی سیاسی هر فردی خواهد شد که به سعادت اجتماعی همه افراد جامعه می انجامد .

همیشه این سوال در ذهن ها پرورانده می شود که مگر نمی توان مسلمان بود و در آمریکا هم زندگی کرد، مگر نمی شود مسلمان بود و رابطه خوبی هم با آمریکا داشت؟ اصلا ایندو چه منافاتی باهم دارد؟ این تضادها میان اسلام و آمریکا در سیاستهایی که از سرمایه داری ناشی می شود مشخص شده که سلطه طلبی نظام سرمایه داری بر فقرا به هیچ وجه قابل قبول از سوی اسلام نمی باشد.
امام در تبیین به باطل رفتن نفسانیات متذکر می شود که اسلام آمریکایی یعنی عدم دخالت دین و علما در جریان حکومت، « آنها مى‏دانند که باید بگویند اسلام، امریکا هم براى اسلام دلش مى‏سوزد، اما اسلام امریکایى در زمان شاه هم بود، اسلام امریکایى بود، کسى حق نداشت دخالت در هیچ امرى بکند. اسلام امریکایى این بود که مُلّاها باید بروند درسشان را بخوانند، چکار دارند به سیاست. با صراحت لهجه مى‏گفتند. از بس تزریق شده بود در این مغزها باورشان آمده بود که ما باید برویم توى مدرسه درس بخوانیم، چکار داریم به اینکه به ملت چه مى‏گذرد؛ آن امر مردم، امر حکومت با قیصر (شاه) است به ما چه ربطى دارد.» (صحیفه امام، ج‏17، ص: 534) آنگاه چه ضمانتی وجود دارد که حکومت به سعادت بشری یعنی آنچه که دین دنبال می کند بیانجامد؟ به عبارت دیگر وقتی علمای دین بعنوان منتقد یا حرکت دهنده جریانهای حاکم بر حکومت حضوری نداشته باشند آنگاه بین جامعه اسلامی با جامعه لیبرالیستی چه فرقی دارد؟
رهبر انقلاب در جهت شناسایی بهتر اسلامی آمریکایی در توصیه به مردم برای انتخاب نمایندگان اصلح به شاخص بندی اسلام ناب و اسلام آمریکایی می پردازد، « مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانى رأى دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک طینتان عارف، و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله وسلم- باشند. و افرادى را که طرفدار اسلام سرمایه دارى، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بى‏درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در یک کلمه، اسلام امریکایى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمایند.» (صحیفه امام، ج21ص9) به عبارت دیگر اسلام آنجایی که ارزش گذاری افراد به ثروتهایشان است و طبقه بندی های اجتماعی براساس ثروت شکل می گیرد یک اسلام آمریکایی است.
ایشان در این بیانات در تبیین اسلام ناب به عارفان مبارزه جو و پاک طینتان عارف اشاره می کند، در اینجا امام به وجود عدم تضاد بین عرفان و مبارزه و زندگی اجتماعی اشاره کرده و این نوع عرفان را می ستاید.
امام در پیامی که برای حج خونین سال 1366 فرستاد به توضیح تروریست بودن اسلام آمریکایی پرداخت، «ما در عین حال که شدیداً متأثر و عزادار از این قتل عام بى‏سابقه امت محمد- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و پیروان ابراهیم حنیف و عاملین به قرآن کریم گردیده‏ایم ولى خداوند بزرگ را سپاس مى‏گزاریم که دشمنان ما و مخالفین سیاست اسلامى ما را از کم عقلان و بیخردان قرار داده است، چرا که خودشان هم درک نمى‏کنند که حرکتهاى کورشان سبب قوّت و تبلیغ انقلاب ما و معرف مظلومیت ملت ما گردیده است و در هر مرحله‏اى سبب ارتقاى مکتب و کشورمان را فراهم کرده‏اند که اگر از صدها وسیله تبلیغاتى استفاده مى‏کردیم و اگر هزاران مبلّغ و روحانى را به اقطار عالم مى‏فرستادیم تا مرز واقعى بین اسلام راستین و اسلام امریکایى و فرق بین حکومت عدل و حکومت سرسپردگان مدعى حمایت از اسلام را مشخص کنیم، به صورتى چنین زیبا نمى‏توانستیم، و اگر مى‏خواستیم پرده از چهره کریه دست نشاندگان آمریکا برداریم و ثابت کنیم که فرقى بین محمدرضاخان و صدام امریکایى و سران حکومت مرتجع عربستان در اسلام زدایى و مخالفتشان با قرآن نیست و همه نوکر امریکا هستند و مأمور خراب کردن مسجد و محراب و مسئول خاموش نمودن شعله فریاد حق طلبانه ملتها، باز به این زیبایى میسر نمى‏گردید، و همچنین اگر مى‏خواستیم به جهان اسلام ثابت کنیم که کلیدداران کنونى کعبه لیاقت میزبانى سربازان و میهمانان خدا را ندارند و جز تأمین امریکا و اسرائیل و تقدیم منافع کشورشان به آنان کارى از دستشان برنمى آید، بدین خوبى نمى‏توانستیم بیان کنیم و اگر مى‏خواستیم به دنیا ثابت کنیم که حکومت آل سعود، این وهابیهاى پست بیخبر از خدا بسان خنجرند که همیشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته‏اند، به این اندازه که کارگزاران ناشى و بى‏اراده حاکمیت سعودى در این قساوت و بى رحمى عمل کرده‏اند، موفق نمى‏شدیم و حقا که این وارثان ابى سفیان و ابى لهب و این رهروان راه یزید روى آنان و اسلاف خویش را سفید کرده‏اند.»(صحیفه امام، ج20 ص349)
امام در سالگرد شهادت زائران ایرانی به زرسالاری و تحجرگرایی در موافقت با اسلام آمریکایی اشاره می کند، «مگر مسلمانان نمى‏بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانونهاى فتنه و جاسوسى مبدل شده‏اند، که از یک طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملّاهاى کثیف دربارى، اسلام مقدس نماهاى بیشعور حوزه‏هاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه‏ها، و در یک کلمه «اسلام امریکایى» را ترویج مى‏کنند؛ و از طرف دیگر، سر بر آستان سرور خویش، امریکاى جهانخوار، مى‏گذارند ..» ( صحیفه امام، ج‏21، ص81)
تعریفی که در اینجا امام از اسلام امریکایی ارائه می دهد توجه ایشان به علمای دین است که آنها موجب دامن زدن به اینگونه قرائت از اسلام می شوند. ایشان در پیامی به مناسبت ترور سید عارف حسین حسینی یکی از علمای برجسته پاکستان، به سختی مبارزه با اسلام آمریکایی اشاره می کنند، «ولى راه مبارزه با اسلام امریکایى از پیچیدگى خاصى برخوردار است که تمامى زوایاى آن باید براى مسلمانان پابرهنه روشن گردد؛ که متأسفانه هنوز براى بسیارى از ملتهاى اسلامى مرز بین «اسلام امریکایى» و «اسلام ناب محمدى» و اسلام پابرهنگان و محرومان، و اسلام مقدس نماهاى متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بى‏درد، کاملًا مشخص نشده است. و روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین دو فکر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سیاسى بسیار مهمى است..» (صحیفه امام، ج‏21 ص121)
با توجه به بیانات مختلف حضرت امام در هر عصری لازم است با توجه به شاخصهای اسلام آمریکایی و اسلام ناب به جریان شناسی زمان حاضر پرداخت تا در شناسایی باطل و پیروی از حق به سعادت اجتماعی دست یابیم. 

 

اسلام ناب محمدی


اسلام ناب محمدى که آن را اسلام اصلى مى‌نامند، اسلامى است که توسط نخبگان ترسیم نمى‌شودبلکه توسط مردم براساس فطرت الهى ترسیم مى‌شود و در زندگى طیبه تجلى مى‌یابد و این همان اسلامى بود که براساس آن انقلاب اسلامى رخ داد و جنگ عراق با ایران را به سامان رسانید؛ همان اسلام خودجوش و پویا که پیامبران بر آن تکیه کردند؛ همان اسلامى که جهان اسلام را از نظر تاریخى و جغرافیایى پوشش مى‌دهد و هویت اسلامى آنها را مى‌سازد. روش شناسى اسلام ناب یک روش شناسى اجتماعى است که براساس انسان اجتماعى یا فطرت انسانى بنا مى‌شود و فقه اجتماعى براساس مصلحت در جامعه دنبال مى‌شود و در همین جهت از تاریخ وعلوم اجتماعى (مردم شناسى و جامعه شناسی) بهره مند مى‌شود. همه اینها در پناه دولت کریمه‌اى است که به دنبال ساختن حیات طیبه و انسان‌هاى اولوالالباب است که در پناه عدالت جامعه مردم محور و معنویات مبتنى بر آن به تحقق مى‌رسد. امام در الرسائل روش‌شناسى اصول فقه‌گرا را که بحث انتزاعى روش شناسى را رقم مى‌زند، نقد مى‌کند و بیشتر بر فقه کلام محورى تاکید مى‌کند که قدرت پویایى اجتماعى را با خود دارد و نه دچار فقه‌گرایى مى‌شود مثل اسلام تحجرى و نه دچار پویاگرایى مدرنیسم مثل اسلام آمریکایى مى‌شود. این فقه کلام محور آرامش بخش است، چون با محور کلامى زندگى محور همراه است و هم پویایى غیربحران‌زا را رقم مى‌زند. همه این چارچوب‌ها در نظریه ولایت فقیه جمع مى‌شود نظریه‌اى که مشروعیت انقلاب را نزد امام و امت او رقم زد وهمراهى مردم با امام را تا پاى جان به وجود آورد. این نظریه حکومت اسلامى را به عنوان تجسم ابعاد اسلامى بر تمامى احکام اسلامى مقدم مى‌شمرد و آن را حاکم و وارد بر تمامى احکام و موضوعات آن مى‌داند. این حکومت برخاسته از اراده انسان‌هاى بافطرت پاک و اولوالالباب و راسخ در علم است. پس این حکومت از مردم است و بر مردم حکومت مى‌کند و نمى‌تواند لحظه‌اى از مردم دورى کند و حالت نخبگان و اشراف به خود بگیرد؛ چرا که اگر این حالت را به خود بگیرد، نفى وجودى و ماهیتى خود را رقم زده است. اسلام تحجرى و اسلام آمریکایى که برخاسته از اراده نخبگان به دور از مردم است، با ولایت فقیه برخاسته از نظریه انسان کامل خادم به خلق خدا براى خدا درگیر شد. اسلام تحجرى با فقه و اصول فقه خود محور غیرناظر به کلام و غیرناظر به موضوع شناسى به جنگ دست یازید و اسلام آمریکایى با هنجار و باورشکنى و تقدس زدایى شروع کرد و با علم تجربه گرایى و تقدس باورى به آن به این جنگ دست یازید و مدیریت کارآمد علمى که بر عقلانیت ابزارى استوار گشته است را به رخ کشید و براى آن کابینه کارى ترسیم کرد و با آزادسازى اخلاقى و ارزشى راه را براى اهداف فوق هموار کرد. پس اسلام تحجرى و اسلام آمریکایى همانند دو سرقیچى براى قطعه قطعه کردن اسلام ناب محمدى به میدان آمده‌اند و هر روز با نزدیک‌تر شدن به هم و ساختن چارچوب‌هاى فکرى مشترک در رسیدن به هدف خود تلاش مى‌کنند؛ چرا که با این کار اسلام تحجرى وجاهت بر باد رفته خود را به دست مى‌آورد و اسلام آمریکایى راه خود را براى ایجاد یک مدنیت انگلى هموارتر و صاف‌تر خواهد یافت.  

اسلام تمامش سیاست است 

اسلام این نیست. واللَّه اسلام تمامش سیاست است. اسلام را بد معرّفى کرده‏اند. سیاست مُدُن از اسلام سرچشمه مى‏گیرد. من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح دست بگیرم؛ من پاپ نیستم که فقط روزهاى یکشنبه مراسمى انجام دهم و بقیه اوقات براى خودم سلطانى باشم و به امور دیگر کارى نداشته باشم. پایگاه استقلال اسلامى اینجاست‏ .( صحیفه امام ، ج‏1 ص : 270) 

مروری بر ویژگیها و مشخصات اسلام ناب محمدی(ص) از نگاه امام خمینی(ره)


1) ذو ابعاد بودن اسلام:« اسلام مکتبی است که در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد.
آنقدر آیه و روایت که در سیاست وارد شده است در عبادت وارد نشده است. شما از پنجاه و چند کتاب فقه که ملاحظه می کنید هفت، هشت تایش کتابی است که مربوط به عبادت است. باقیش مربوط به سیاسات و اجتماعیات و معاشرات و اینطور چیزهاست.
آنی که می گوید دین از سیاست جداست تکذیب خدا را کرده است، تکذیب رسول خدا را کرده است، تکذیب ائمه هدی را کرده است.»
2) مدافعان اسلام ناب:«پابرهنگان، مظلومان و فقرای جهان... افراد مجاهدی که به دنبال حق و عدالتند، دین کسانی که آزادی و استقلال می خواهند، مکتب مبارزان و مردم، ضد استعماری است.»
3)نمای اسلام ناب محمدی:« اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنج دیدگان تاریخ، اسلام عارفان خداجو، اسلام پاک طینتان عارف...اسلامی که تمام اقشار در آن به رفاه زندگی کنند، اسلامی که همه آزاد باشند، اسلامی که استقلال را برای ما حفظ کند، اسلامی که طبقات ضعیف را برومند کند.»
4)تحجرگرایی معارض با اسلام ناب:« باید تلاش کنیم زهد و قدس اسلام ناب محمدی را از زنگارهای تقدس مآبی و تحجرگرایی اسلام آمریکایی جدا کرده و به مردم مستضعفمان نشان دهیم. خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان در حوزه های علمیه کم نیست. طلاب عزیز از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند اینان مروج اسلام آمریکایی اند و دشمن رسول الله (ص). »
5)سیاسی بودن اسلام ناب:« در صدر اسلام در دو زمان، دو بار حکومت اصیل اسلام محقق شد. (حکومت رسول خدا و حکومت حضرت امیر)... در این دو مورد ارزشهای معنوی حکومت می کرد. یعنی یک حکومت عدل برقرار و حاکم ذره ای از قانون تخلف نمی کرد. حکومت در این دو زمان حکومت قانون بوده است. حکومتی که ولی امرش در مقابل قانون با پایین ترین فردی که در آنجا زندگی می کنند علی السواء باشد... برای اینکه قانون اسلام، قانون الهی است و همه در مقابل خدای تبارک و تعالی حاضرند، چه حاکم و چه محکوم، چه پیامبر و چه امام و چه سایر مردم.»
6)اسلام ناب و حقوق سیاسی همگانی:« در دانشگاه بعضی از اشخاص رفتند گفته اند که دخالت در انتخابات دخالت در سیاست است و این حق مجتهدین است....دانشگاهیها بدانند این را که همانطوری که یک مجتهد در سرنوشت خودش باید دخالت کند، یک دانشجوی جوان هم باید در سرنوشت خودش دخالت کند... این توطئه ای است برای اینکه شما جوانها را مأیوس کنند.»
7)معنای هنر در اسلام ناب: «تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی (ص)، اسلام ائمه هدی (ع)، اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ، تلخ و شرم آور محرومیتها باشد..... هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط کور و مبهم موضوعات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسم تلخکامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است.»
8)ضرورت تبیین مرز اسلام ناب با اسلام آمریکایی:«راه مبارزه با اسلام آمریکایی از پیچیدگی های خاصی برخوردار است که تمامی زوایای آن باید برای مسلمانان پابرهنه روشن گردد. که متأسفانه هنوز برای بسیاری از ملتهای اسلامی مرز بین اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهای متحجر و سرمایه داران خدا نشناس و مرفهین بی درد کاملاً مشخص نشده است. »
9)مبارزه مستمر بر مبنای باور اعتقادی:«تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لااله الا الله » را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز در آوریم... من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می کنم اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دینمان بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد.»
10)ضرورت آمادگی نظامی برای بسط اسلام ناب:« من به عنوان فرمانده کل قوا به مسئولان و تصمیم گیرندگان نیز دستور می دهم که در هیچ شرایطی از تقویت نیروهای مسلح و بالا بردن آموزشهای عقیدتی و نظامی و توسعه تخصصهای لازم و خصوصاً حرکت به طرف خودکفایی نظامی غفلت نکنند و این کشور را برای دفاع از ارزشهای اسلام ناب و محرومین و مستضعفین جهان در آمادگی کامل نگه دارند و مبادا توجه به برنامه های دیگری موجب غفلت از این امر حیاتی گردد.
ملتی که در خط اسلام ناب محمدی (ص) و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند.» 

 

و در کلام آخر 

خلاف آنچه بسیاری می پندارند،آخرین مقاتله ما _ به مثابه سپاه عدالت _ نه با دموکراسی غرب که با اسلام آمریکایی است ، که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دیر پاتر است . 

منابع : 

 1-     صحیفه امام خمینی(ره)

      2- سایت رشد

      3- سایت حوزه

      4- پایگاه تحلیلی استقامت : تبیان آثار موضوعی: دفتر پنجم، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی   (ره)، سال 1374

       5- آسیب شناسی حرکت های مذهبی بعد از جنگ - سخنرانی وحید جلیلی در دانشگاه علم و صنعت،سال 1381    

      6- روزنامه رسالت

      7-  دولت پایدار حق فرا می رسد-شهید آوینی

منبع:


+ نوشته شده درجمعه بیست و ششم تیر ۱۳۹۴ساعت 9:52توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             ماهیت هنر در کلام امام خمینی(ره)

ماهیت هنر در کلام امام خمینی(ره)

به نقا از جام جم :

حضرت امام، به پیروی از اجداد طاهرین خویش، هنر را وسیله‌ای برای رسیدن به هدف متعالی انسان. یعنی تقرب به خداوند متعال و آراستگی به جمال معنوی و زیبایی‌های روح، می‌دانستند. همان آراستگی اخلاقی که عمل و رفتار زیبا را شکل می‌دهد. برای مثال ایشان در رابطه با جلوه‌های ایثار و شهادت طلبی و جهاد حماسه‌آفرینان دفاع مقدس، آن را برترین هنری می‌دانند که حتی قابل ترسیم و تجسیم و ثبت و ضبط نیستند و در پیام سالگرد انقلاب می‌نویسند: «... گیرم که قلم فرسایان هنرمند، بتوانند میدان‌های شجاعت و دلاوری آنان و قدرت و جسارت فوق‌العاده آن‌ها را در زیر آتش مسلسل‌ها و توپ‌ها و تانک‌ها ترسیم نمایند و نقاشان و هنرپیشگان بتوانند پیروزی‌های هنرمندانه آنان را در آن شب‌های تار در مقابل موشک‌ها و بمب افکن‌های دشمن غدار و عبور از پیچ و خم‌های سیم‌های خاردار و کوه‌های سر به فلک کشیده و بیرون کشیدن دشمنان خدا از سنگرهای بتونی و مجهز به جهازهای پیشرفته را مجسم نمایند، لکن آن بعد الهی و عرفانی و آن جلوه‌های معنوی ربانی که جان‌ها را به سوی خود پرواز می‌دهد و آن قلب‌های ذوب شده در تجلیات الهی را با چه قلم و چه هنر و چه پیامی می‌توان ترسیم کرد.»
در راستای همان دیدگاه و ارج گذاری، پیامی که امام امت در تجلیل از هنرمندان متعهد دادند، به خوبی گویای ماهیت هنر از دیدگاه ایشان است این پیام در آستانه سالگرد هفته دفاع مقدس و در تاریخ 30/6/67 در آخرین سال عمر پر برکت ایشان صادر شد:
بسم‌الله الرحمن الرحیم
خون پاک صدها هنرمند فرزانه در جبهه‌های عشق و شهادت و شرف و عزت، سرمایه زوال ناپذیر آن گونه هنری است که باید به تناسب عظمت و زیبایی انقلاب اسلامی، همیشه مشام جان زیباپسند طالبان جمال حق را معطر کند. تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی صلی‌الله علیه و آله و سلم، اسلام ائمه هدی علیه السلام، اسلام فقرا دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت‌ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه‌داری مدرن و کمونیسم خون‌آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی‌درد و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد. هنر در مدرسه عشق، نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسیم تلخ کامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است. هنر در جایگاه واقعی خود،‌ تصویر زالوصفتانی است که از مکیدن خون فرهنگ اصیل اسلامی، فرهنگ عدالت و صفا، لذت می‌برند. تنها به هنری باید پرداخت که راه ستیز با جهان خواران شرق و غرب و در راس آنان آمریکا و شوروی را بیاموزد. هنرمندان ما تنها زمانی می‌توانند بی‌دغدغه کوله‌بار مسئولیت و امانتشان را زمین بگذارند که مطمئن باشند، مردمشان بدون اتکا به غیر، تنها و تنها در چهارچوب مکتب‌شان به حیات جاویدان رسیده‌اند و هنرمندان ما در جبهه‌های دفاع مقدسمان این‌گونه بودند، تا به ملا اعلی شتافتند و برای خدا و عزت و سعادت مردمشان جنگیدند و در راه پیروزی اسلام عزیز، تمام مدعیان هنر بی‌درد را رسوا نمودند. خدایشان در جوار رحمت خویش محشورشان گرداند.


+ نوشته شده درچهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت 21:47توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             اسلام آمریکایی ، مانع بزرگ ظهور ، ویژگیها و راههای شناخت

اسلام آمریکایی ، مانع بزرگ ظهور ، ویژگیها و راههای شناخت

 

خلاف آنچه بسیاری می پندارند، اخرین مقاتله ما_ به مثابه سپاه عدالت_ نه با دموکراسی غرب که با اسلام آمریکایی است ، که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دیر پاتر است. اگر چه این یکی نیز و لو" هزار ماه" باشد به یک" شب قدر" فرو خواهد ریخت و حق پرستان و مستضعفان وراث زمین خواهند شد.    "شهید آوینی"

 

هشدار ولی امر مسلمین نسبت به خطر اسلام آمریکایی( پیام حج 93) :

سوّمین موضوع مهم و دارای اولویّت، نگاه هوشمندانهای است که فعّالان دلسوز جهان اسلام باید به تفاوتِ میان اسلام ناب محمّدی و اسلام آمریکایی داشته باشند و از خلط و اشتباه میان این دو، خود و دیگران را برحذر بدارند. نخستین بار امام راحل بزرگ ما به تمایز این دو مقوله همّت گماشته و آن را وارد قاموس سیاسی دنیای اسلام کرد. اسلامِ ناب، اسلامِ صفا و معنویّت، اسلامِ پرهیزکاری و مردمسالاری، اسلامِ «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار رُحَماءُ بَینَهُم»  است. اسلامِ آمریکایی، پوشاندن لباس اسلام بر نوکری اجانب و دشمنی با امّت اسلامی است. اسلامی که آتش تفرقه میان مسلمین را دامن بزند، به جای اعتماد به وعدهی الهی، به دشمنان خدا اعتماد کند، به جای مبارزه با صهیونیسم و استکبار با برادر مسلمان بجنگد، با آمریکای مستکبر علیه ملّت خود یا ملّتهای دیگر متّحد شود، اسلام نیست؛ نفاق خطرناک و مهلکی است که هر مسلمان صادقی باید با آن مبارزه کند.

هشدار دگرباره امام خامنه ای(مدظله) درباره خطر اسلام آمریکایی در تحولات کنونی منطقه و جهان اسلام ، ما را بر آن داشت تا تاملی پیرامون این خطر مبتلا به جهان اسلام و رابطه ی و تاثیر آن بر ظهور داشته و مروری بر بیانات و هشدارهای حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله) پیرامون این خطر مهم داشته باشیم.

امام خمینی (ره) و بازشناسی اسلام آمریکایی

بازشناسی اسلام اصیل و ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از اسلام آمریکایی یکی از درخشان‌ترین اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی رحمه‌الله بود که در برهه‌ای خاص و سرنوشت‌ساز انقلاب مانع از ورود و نفوذ افکار التقاطی و دگراندیشی در جامعه اسلامی ایران گردید. نگارنده به بررسی مبنای چنین تقسیم‌بندی و علت نام‌گذاری‌ها پرداخته و با بیان انواع اسلام آمریکایی و اوصاف و ویژگی‌های آن درصدد ارائه راه‌هایی برای شناخت آن است. یکی از مهم‌ترین و درخشان‌ترین نقطه در اندیشه سیاسی امام خمینی رحمه‌الله، بازشناسی اسلام اصیل از اسلام غیراصیل است. بازشناسی‌ای که موجب رهایی از کوچه‌های تحجر و التقاط و دگراندیشی گردید. چنین امری از عهده کسی بر می‌آید، که اسلام اصیل را به معنای واقعی کلمه بشناسد و خطراتی که در کمین چنین اسلامی است را گوشزد نماید و برای مردم روشن نماید. اسلام در متن خویش دارای تضاد نیست و اگر تناقضی دیده می‌شود مثلاً از یک سو فریاد ظلم‌ستیزی سر داده و از طرف دیگر با ظالمان بر سر یک سفره می‌نشیند، ناشی از التقاط و دگراندیشی است نه تضاد در احکام اسلام: «روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین دو تفکر متضاد و رو در رو وجود داشته باشد، از واجبات سیاسی بسیار مهم است... وظیفه همه علماست که با روشن کردن این دو تفکر، اسلام عزیز را از شرق و غرب نجات دهند.»

بررسی این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که این مباحث از طرف حضرت امام رحمه‌الله زمانی طرح شد، که مشکلات متعددی همچون جنگ، ویرانی و پیامدهای آن در جامعه اسلامی وجود داشت؛ اما هیچ یک از این‌ها مانع از طرح این تقسیم نشد. این خود نشان دهنده خطر مهمی بود که نظام اسلامی را تهدید می‌کرد. خطری که مهم‌تر و حساس‌تر از مشکلات موجود در جامعه بود. از آنجا که این انقلاب به نام اسلام پیروز شده بود، در صورت غفلت از این تقسیم، ضربات جبران‌ناپذیری بر پیکر انقلاب، بلکه بر پیکر اسلام وارد می‌شد. چرا که گروهی با ماسک اسلام بر نقاط حساس نظام اسلامی دست می‌یافتند و هوا و هوس‌های خود را به نام دین بر مردم عرضه می‌کردند. از این رو تقسیم اسلام به اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اسلام آمریکایی، مانع سوء استفاده کسانی می‌شود که گرچه به ظاهر مسلمانند؛ امّا در حقیقت به تعبیر حضرت امام رحمه‌الله :«این‌ها مروج اسلام آمریکایی اند و دشمن رسول‌الله.» گرچه بحث اسلام غیر اصیل را می‌توان، از راه‌های گوناگون همچون از دیدگاه قرآن، روایات و تاریخ مورد بررسی قرار داد؛ اما آنچه نویسنده در این نوشتار بدنبال آن است، تبیین آن در پرتو سخنان حضرت امام رحمه‌الله می‌باشد. از این رو سعی می‌شود، با توجه به سخنان آن حضرت، علت نام‌گذاری اسلام غیراصیل به اسلام آمریکایی و خصوصیات چنین اسلامی، مورد بررسی قرار گیرد.

1-علت تقسیم اسلام به اسلام ناب و اسلام آمریکایی
تقسیم اسلام به اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اسلام آمریکایی بیانگر این نکته است که حق، همیشه ثابت بوده و تغییر نمی‌کند. به همین دلیل با نام‌گذاری اسلام اصیل به نام اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به حقیقت اشاره شده است؛ اما ماسک اسلام ناب و اسلام غیراصیل، در هر عصری چهره عوض می‌کند تا بتواند با سوار شدن بر موج هر عصری، عده‌ای از انسان‌های ساده لوح را در دام بیاندازد. می‌دانیم از بدو تولد اسلام، مخالفت‌های زیادی با آن صورت گرفت؛ ولی یکی از موفق‌ترین کارهایی که صورت گرفت، آن بود که در مقابل اسلام اصیل، اسلام بدل ساختند. مهم‌ترین نمونه آن را در برخورد حضرت علی علیه‌السلام با معاویه می‌توان دید. گرچه تحلیل سیاست‌های معاویه و حضرت علی علیه‌السلام از حوصله این نوشتار خارج است؛ اما توجّه به این نکته ضروریست، که معاویه از کسانی بود که بنای انهدام اسلام را داشت. مؤید این مطلب بیان مسعودی و ویل دورانت است.


نمونه اول: مسعودی در مروج الذهب می‌نویسد: «مطرف بن مغیرة بن شعبه می‌گوید: شبی پدرم به خانه آمد بسیار گرفته و ناراحت بود و شام نخورد. مدتی بعد پیش او رفتم و علت ناراحتی را پرسیدم. گفت: من از نزد پلیدترین انسان‌ها می‌آیم. گفتم: چه شد؟ گفت: امشب نزد معاویه بودم به او گفتم تو دیگر پیر شدی، پس حق اهل‌بیت از بیت‌المال را به آنها بده. گفت: هرگز چنین کاری نمی‌کنم. سپس از عمر و ابوبکر و عثمان یاد کرد و گفت: هر یک از آنها حکومت یافتند. وقتی مردند اسمشان از میان رفت؛ ولی روزی پنج مرتبه بانگ «اشهد ان محمدا رسول الله» از مأذنه‌ها شنیده می‌شود با این برنامه چه چیزی باقی می‌ماند؟ باید این مراسم، متروک و دفن شود»

نمونه دوم:ویل دورانت در تاریخ تمدن می‌نویسد: «معاویه در کار دنیا ورزیده بود و به دین پایبند نبود و دین را پل کم خرجی می‌دانست که نمی‌باید میان او و تمتع از لذات دنیا حائل شود». معاویه با داشتن چنین روحیه‌ای، بر مسند حکومت اسلامی تکیه زد و بدعت‌های متعددی را در دین به وجود آورد؛ به گونه‌ای که یعقوبی در تاریخ خویش، حدود هفده مورد از بدعت‌های وی را برمی‌شمارد مانند: گرفتن مال مردم به نام خودش، احداث پادشاهی در اسلام، خود بر صندلی می‌نشست و مردم پایین‌تر از او می‌نشستند و ... البته تمام این‌امور توسط وی، به ‌نام دین انجام می‌شد. و چه زیباست سخن امیرالمؤمنین علیه‌السلام که می‌فرماید: «فان هذا الدین قد کان اسیرا فی ایدی الاشرار یعمل فیه الهوی و تطلب فیه الدنیا» یعنی: همانا این دین در دست بدکارانی اسیر گشته بود، که با نام دین به هواپرستی پرداخته و دنیای خود را بدست می‌آوردند امّا همین شخص، با نام دین به جنگ حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام رفت و در ظاهر نیز حضرت را شکست داد: «با حربه قرآن معاویه، امیرالمؤمنین را شکست داد؛ با حربه قرآن، و الّا چند دقیقه دیگر، چند ساعت دیگر اگر مانده بود، آثاری از بنی امیّه باقی نمی‌ماند، لکن حیله کردند، قرآن آوردند که ما مسلم، شما هم مسلم...»

این برخورد، در دوران امام حسین علیه‌السّلام و یزید، به اوج خود رسید. در زیارت اربعین می‌خوانیم: «و بذل مهجتک فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلاله» یعنی: خون پاکش را در راه تو ریخت، تا بندگانت را از جهالت و گمراهی نجات دهد. آنچه در زیارت اربعین آمده، مبین این است که عده‌ای به خاطر جهل نسبت به اسلام ناب، و رفتن به سمت اسلام بدلی و غیراصیل، منادی اسلام اصیل را به شهادت می‌رسانند. از این رو باید آنها را از این جهالت نجات داد. بنابراین تبیین این نظریه و شناساندن چنین اسلامی، کاری حسینی است؛ یعنی شناساندن همان اسلام معاویه و یزیدی که امروزه در قالب جدید و چهره آمریکاپسند، به بازار عرضه شده است. به همین جهت، شناخت دقیق این تفکر، کاری ضروری است. از اینرو این تقسیم را می‌توان، مصداق آیه شریفه «وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسی وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِیاءً وَ ذِکْراً لِلْمُتَّقِینَ» یعنی: همانا ما به موسی و برادرش هارون کتاب تورات را عطا کردیم که جداسازنده میان حق و باطل و روشنی بخش دل‌ها و یادآور متقیان است، دانست. چرا که در لباس دوست درآمدن، بهترین راه برای ضربه‌زدن به کیان و هستی اوست.

دشمن دوست‌نما را نتوان کرد علاج      
دانه را مرغ چه داند که قفس خواهد شد

اینجاست که به نظر می‌رسد، یکی از مهم‌ترین نقاط اندیشه حضرت امام رحمه‌الله تقسیم اسلام به اسلام اصیل و اسلام آمریکایی است، و اوست که خطر این نوع تفکر را گوشزد می‌کند. آنجا که می‌فرماید: «طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس مآبی و دین فروشی عوض شده است.» اما گذاردن نام آمریکا بر چنین اسلامی، برای آن است که شیطنت‌ها و قلدرمآبی این شیطان بزرگ، بر کسی پوشیده نیست. امروزه در اکثر جنایت‌هایی که در گوشه و کنار جهان بوقوع می‌پیوندد، رد پای آمریکا دیده می‌شود. امام راحل در ابتدا از چنین اسلامی با نام «اسلام ساختگی امثال معاویه» نام می‌برند و بعد از آن که کارتر، عامل کشته شدن مردم را روحانیون می‌دانست، حضرت امام در یک موضع‌گیری، منطق کارتر را منطق معاویه خواند: «در جنگ صفین وقتی که عمار یاسر برای خاطر جنگ با معاویه در رکاب امیرالمؤمنین کشته شد، بین لشکر معاویه حرف واقع شد که پیغمبر به عمار فرمودند که تو را فرقه یاغی و باغی شهید می‌کنند و حالا لشکر معاویه شهید کرده است عمار یاسر را، پس باید فرقه یاغی و طاغی همین معاویه و لشکر او باشند. معاویه گفت که نه، این را امیرالمؤمنین کشته برای این که او فرستاده او را به جنگ، ... منطق کارتر همین منطق معاویه است که گفته است به این که اینها مردم را به کشتن می‌دهند...» و بعد از این به دلیل شرارتها و قلدرمابی آمریکا، چنین اسلامی از سوی حضرت امام، به اسلام آمریکایی نام گرفت. به همین دلیل، نامگذاری چنین اسلامی به اسلام آمریکایی دارای چند ویژگی است:

1ـ اسلامی وجود دارد که با اسلام ناب در تعارض است و با توجه به آن که آمریکا مهم‌ترین منشأ فساد در عصر حاضر است، چنین اسلامی مخالف با منافع آنها نیست. از این رو با توسل به چنین اسلامی، نمی‌توان حق مظلومی را از این ظالمان گرفت و از آنجا که کسانی به سراغ چنین اسلامی می‌روند که منفعت شخصی و رفاه فردی را، بر مصلحت دین و ملت ترجیح می‌دهند، با وجود این در صورت نشستن بر سریر حکومت جامعه اسلامی، با احساس کوچک‌ترین خطر، حاصل همه زحمات ملت را یکشبه بر باد می‌دهند؛ چرا که آنها هرگز عمق راه طی شده را ندیده‌اند.

2
ـ هر کجا آمریکا از اسلام طرفداری کرده و از آن حمایت و آن را ترویج می‌نماید، همان ماسک اسلام و اسلام غیراصیل است، که مسلمان واقعی باید از آن اجتناب نماید. به عنوان مثال کشتار مسلمانان فلسطین هرگز منطبق با انسانیت نیست؛ چه برسد که اسلام آن را تأیید کند. پس هرگاه مسلمانی با چنین گروهی ـ که مورد حمایت شدید آمریکاست ـ رابطه برقرار کند، مهم‌ترین نشانه برای شناخت اوست. خلاصه آن که تأیید آمریکا از چنین اسلامی، مهم‌ترین دلیل بر غیرواقعی بودن آن اسلام است.


3ـ این تقسیم برای تثبیت نظام یک امر مهم و ضروری به شمار می‌رفت. چون اگر چه قیام، موجب به ثمر نشستن این انقلاب شد؛ اما این تقسیم، موجب حفظ و بقای این انقلاب گردید؛ زیرا با این تقسیم، برای مردم روشن شد، هر چیزی که برچسب اسلام را داشته باشد، اسلام حقیقی نیست و این که چگونه مدعیان دروغین در ضربه‌زدن به نظام مقدس، تلاش نمودند تا با نام دین، سد راه آن گردند و نگذارند انقلاب اسلامی به بار بنشیند: «در پانزده خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان می‌نمود. بلکه علاوه بر آن از داخل جبهه خودی گلوله حیله و مقدس مآبی و تحجر بود: گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را می‌سوخت و می‌درید.» از این رو به نظر می‌رسد این تقسیم مهم‌تر از اصل قیام بود، چرا که در غیر این صورت، انقلاب از مسیر اصلی منحرف شده و تمام ندانم‌کاری‌ها و بی‌تجربگی به نام دین مبین اسلام تمام می‌شد.

2ـ راه شناخت اسلام آمریکایی
امام خمینی رحمه‌الله با چند شیوه طرفداران چنین اسلامی را معرفی می‌کند: ابتدا به بیان ویژگی آنها می‌پردازد، سپس عناوینی کلی را ذکر می‌کند که زیرمجموعه اسلام آمریکایی است و در نهایت، برخی از گروه‌ها را به طور مستقیم، مورد اشاره قرار می‌دهد.


الف ـ بیان ویژگی طرفداران اسلام آمریکایی
امام راحل رحمه‌الله طرفداران اسلام غیراصیل را عده‌ای می‌داند که اهل نفاق و حیله هستند: «شما باید به روشنی ترسیم کنید که در سال 41، سال شروع انقلاب اسلامی و مبارزه روحانیت اصیل در مرگ آباد تحجر و تقدس‌مآبی چه ظلم‌ها بر عده‌ای روحانی پاکباخته رفت، چه ناله‌های دردمندانه کردند، چه خون دل‌ها خوردند، متهم به جاسوسی و بی‌دینی شدند...» اصحاب اسلام غیراصیل با تحجر خویش به ظواهر اسلام چسبیده‌اند لذا سخنان آنان بسیار دردناک‌تر و خطرناک‌تر از گلوله‌های دشمنان آشکار است. و از آنجایی که وابسته به چنین اسلامی منفعت طلب می‌باشد، هرگز موقعیت خویش را به خطر نمی‌افکند. بنابراین در خانه‌های مجلل، بی‌توجه به زحمات طاقت فرسای پابرهنگان، آرمیده است و برای حفظ منفعت خویش همه چیز را زیر سؤال می‌برد: «آنهایی که در خانه‌های مجلل، راحت و بی‌درد آرمیده‌اند و فارغ از همه رنج‌ها و مصیبت‌های جان‌فرسای ستون محکم انقلاب و پابرهنه‌های محروم، تنها ناظر حوادث بوده‌اند و حتی از دور، هم دستی بر آتش نگرفته‌اند...» چنین کسانی به خاطر آن که مورد این سؤال واقع نشوند که چرا عده‌ای معتقد به اسلام، خود را به آب و آتش می‌زنند و در مقابل زورگویی و فساد و فحشا می‌ایستند، اما شما آرام نشسته‌اید؟ به راحتی رهبران نظام و آنانکه در کوران مشقت و سختی به سر می‌برند را، انسان‌هایی بی‌دین، ایادی اجانب و... معرفی می‌کنند؛ همان‌گونه که در دوران امیرالمؤمنین علیه‌السلام نسبت تارک‌الصلوة به حضرتش دادند، تا خود را بهتر از حضرت نشان داده و موجه جلوه نمایند. «در آن زمان روزی نبود که حادثه‌ای نباشد، ایادی پنهان و آشکار آمریکا و شاه به شایعات و تهمت‌ها متوسل می‌شدند. حتی نسبت تارک‌الصلوة و کمونیست و عامل انگلیسی به افرادی که هدایت مبارزه را بر عهده داشتند می‌دادند. واقعاً روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت خون می‌گریست...»

افتراء و تهمت‌زدن یکی از ساده‌ترین کارها برای رهایی از فشارهایی است که بر انسان‌های جاهل، در مواجهه با حق، پیش می‌آید. همان‌طور که در هنگام نزول کتاب‌های آسمانی هم، به رسولان نسبت‌های ناروایی چون مجنون، ساحر، کذاب و...  می‌دادند و کتاب آسمانی را نیز سحر و جادو و اساطیر پیشینیان می‌دانستند. عمده‌ترین توجیه این گروه آن بود که نباید زندگی روزمره مبتنی بر ظلم و جهالت بر هم بخورد و در مبارزه بین حق و باطل، چنین تهمت‌زدن‌ها و افتراء‌‌ بستن‌ها عمری به درازای تاریخ دارد. به همین دلیل است که دوران انقلاب اسلامی نیز عده‌ای آگاهانه و برخی ناآگاهانه، به خاطر متوقف کردن انقلاب، از این حربه استفاده کرده‌اند تا مگر جلوی آن را بگیرند. غافل از آن که: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِوءُا نُورَ اللّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ» یعنی: کافران می‌خواهند تا نور خدا را بگفتار باطل خاموش کنند و البته خداوند نور خود را محفوظ خواهد داشت گرچه کافران نپسندند.

ب‌ـ انواع اسلام آمریکایی
برای شناخت اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از اسلام آمریکایی مهم‌ترین راه، عرضه آنها به قرآن کریم است. در این صورت، تضادهای موجود به خوبی آشکار می‌گردد. همچنین می‌توان به افرادی که اسلام حقیقی را به طور کامل می‌شناسند مراجعه نمود، تا اسلام اصیل و غیراصیل را معرفی نمایند. با توجه به آن که حضرت امام خمینی رحمه‌الله یکی از مهم‌ترین انقلاب‌های جهان را با معیار اسلامی به جهان عرضه کرد، طبیعیست که در جهت تبیین اسلام آمریکایی بکوشد تا انقلاب به بیراهه کشیده نشود. مهم‌ترین مواردی که به عنوان اسلام آمریکایی معرفی شدند عبارتند از:


1ـ اسلام سرمایه‌داری؛
2ـ اسلام راحت‌طلبان؛
3ـ اسلام مقدس‌مآب‌ها؛

1ـ اسلام سرمایه‌داری
مخالفت سرمایه‌داران و مرفهین با اسلام مخالفتی به درازای تاریخ است. شاهد این کلام فرموده خداوند در قرآن کریم است. آنجا که می‌فرماید: «ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلاّ قالَ مُتْرَفُوها إِنّا وَجَدْنا آباءَنا عَلی أُمَّةٍ وَ إِنّا عَلی آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُکُمْ بِأَهْدی مِمّا وَجَدْتُمْ عَلَیْهِ آباءَکُمْ قالُوا إِنّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ»یعنی: هیچ‌کس از رسل را پیش از تو در شهری نفرستادیم جز آن که اهل ثروت و مال آنجا، گفتند: ما پدرانمان را بر آراء و عقایدی یافتیم و از آنها پیروی خواهیم کرد. رسول گفت: اگر چه من به آیین بهتر از دین پدرانتان هدایت کنم؟ گفتند: ما به آنچه شما به رسالت آوردید کافریم. با توجه به آیه شریفه و آنچه گذشت بیان چند نکته ضروری است:


1ـ نزاع بین انبیاء و افراد زراندوز، دائمی بوده و هیچ پیامبری نیامده مگر این که این نزاع در دوران وی وجود داشته است.

2ـ آنها که با پیامبران به درگیری می‌پرداختند، افراد چپاول‌گری بودند که با استفاده از زور و ظلم، به ثروت دست یافته بودند. به همین دلیل، می‌ترسیدند در صورت ایمان به پیامبران، اموال خود را باید بین فقراء و صاحبان حق تقسیم نمایند. از این رو با آنها به مخالفت می‌پرداختند.

3
ـ چنین کسانی دارای یک تعصب کورکورانه بوده و از منطق و برهان پیروی نمی‌کنند.


علت اصلی این تقابل، این است که مرفهین، به دنبال چپاول و غارت اموال دیگران هستند و برای آن که بتوانند در جوامع اسلامی به این هدف شوم خود برسند، ناچارند که خود را متدین نشان دهند: «فریاد برائت ما فریاد دفاع از مکتب و نوامیس و فریاد دفاع از منابع و ثروت‌ها و سرمایه‌ها فریاد دردمندانه ملت‌هایی است که خنجر کفر و نفاق قلب آنان را دریده است. فریاد برائت ما فریاد فقر و تهی‌دستی گرسنگان و محرومان و پابرهنه‌هاییست که حاصل عرق جبین و زحمات شبانه‌روزی آنان را زراندوزان و دزدان بین‌المللی به یغما برده‌اند و حریصانه از خون دل ملت‌های فقیر و کشاورزان و کارگران زحمت‌کشان را از رسیدن کمترین حقوق حقه خود محروم نمودند»«ارائه طرح‌ها و اصولاً تبیین جهت‌گیری اقتصاد اسلام در راستای حفظ منافع محرومین و گسترش مشارکت عمومی آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگترین هدیه و بشارت آزادی انسان‌ها از اسارت فقر و تهیدستی به شمار می‌رود»حضرت امام در بیانی دیگر، ضمن رد آشتی بین سرمایه‌داران زالو صفت و روحانیون متعهد، مفاسد اسلام سرمایه‌داری را برمی‌شمارد و پذیرفتن چنین اسلامی را خفت و خواریی می‌داند که با شرافت انسانی و اسلام ناب در تعارض است. «علمای اصیل هرگز زیربار سرمایه‌داران و پول‌پرستان و خوانین نرفته‌اند و همواره این شرافت را برای خود حفظ کرده‌اند و این ظلم فاحشی است که کسی بگوید دست روحانیت اصیل طرفدار اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله با سرمایه‌داران در یک کاسه است. روحانیت متعهد به خون سرمایه‌داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتی نخواهد داشت...» آری! طرفدار اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، هرگز با مرفهین بی‌دردی کنار نخواهد آمد؛ چرا که اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله با اسلام غیراصیل و آمریکایی بر سر یک سفره نمی‌نشیند. از این رو شناساندن این حقیقت که اسلام سرمایه‌داری، اسلامی غیراصیل و بدلی است، از وظایف مهم روحانیون متعهد به شمار می‌رود.

2ـ اسلام راحت‌طلبان
طرفداران اسلام راحت‌طلبی سعی‌شان در این است که راحت‌طلبی را با دینداری، یک جا جمع نمایند و پرواضح است آنچه که معارض با راحت‌طلبی و منفعت شخصی آنها باشد را، نخواهند پذیرفت و برای حفظ رفاه خویش از کمک به دیگران پرهیز کرده و غیر از خودشان، همه را به هیچ می‌انگارد. در صدر اسلام کسانی بودند که هرگاه خطری احساس می‌کردند خود را در خانه‌ها محبوس می‌کردند و به بهانه حفاظت از خانه و فرزندان، از رفتن به جنگ سرباز می‌زدند و هرگاه بحث غنائم پیش می‌آمد، دندان تیز کرده و خواهان سهم خویش از غنائم بودند و در صورتی که پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به آنها چیزی نمی‌داد، نسبت حسادت به آن حضرت می‌دادند. هنگامیکه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از حدیبیه به سوی مدینه می‌رفت، عده‌ای از اعراب از رفتن و همراهی با آن حضرت سرباز زدند. خداوند به آن حضرت فرمود: اینان پیش تو آمده و بهانه تراشی خواهند کرد. و وقتی آن حضرت به همراه مؤمنینی که همراه ایشان بودند برگشتند، به حضور حضرت شتافته و علت همراه نشدن خود را محافظت از اموال و اولاد و خانه عنوان کردند: «سَیَقُولُ لَکَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الأْعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا فَاسْتَغْفِرْ لَنا» یعنی: اعراب بادیه‌نشین که از حضور در جنگ‌ها در سفر فتح مکه، تخلف می‌ورزند برای عذر و تعلل خواهند گفت: ما را محافظت اهل بیت و اموالمان، از آمدن بازداشت.


آنگاه خداوند می‌فرماید: اینان دروغ می‌گویند، واقعیت آن است که آنها فکر نمی‌کردند پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به همراه مؤمنین برگردند، به همین دلیل از ترس کشته شدن نیامدند: «بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ یَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُوءْمِنُونَ إِلی أَهْلِیهِمْ أَبَداً وَ زُیِّنَ ذلِکَ فِی قُلُوبِکُمْ وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ کُنْتُمْ قَوْماً بُوراً»یعنی: بلکه شما پنداشتید که رسول و مؤمنان با او به سوی وطن و اهل بیت خود هرگز برنخواهند گشت و این خیال در دل شما بخطاء جلوه کرد و بسیار گمان بد و اندیشه باطلی کردید و مردمی در خور قهر و هلاکت بودید. جالب آن که، همین افراد که از رفتن به جنگ سرباز زدند، هنگامی که بحث غنائم پیش آمد، خواهان غنیمت شدند: «سَیَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلی مَغانِمَ لِتَأْخُذُوها ذَرُونا نَتَّبِعْکُمْ» یعنی: هنگامی که شما برای به دست آوردن غنایمی حرکت کنید، متخلفان(حدیبیه) می‌گویند: بگذارید ما هم در پی شما بیاییم. وقتی به آنها گفته شود: کسی که تخلف کرده بهره‌ای از آن نمی‌برد خواهند گفت شما به ما حسادت می‌کنید: «فَسَیَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنا بَلْ کانُوا لا یَفْقَهُونَ إِلاّ قَلِیلاً» یعنی: بزودی می‌گویند شما با ما حساد می‌ورزید. بلکه آنها جز عده قلیلی همه بی‌ایمان و جاهل و نادانند. آری! راحت‌طلبان، تنها زمانی که بحث منفعت پیش آید به سراغ دین و مؤمنین می‌روند... در حالیکه طرفدار اسلام ناب در صورت نیاز هم آن را در راه حق و به جهت کمک به محرومین انفاق می‌کند: «لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الآْخِرِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَی الْمالَ عَلی حُبِّهِ»یعنی: نیکی آن است که کسی ایمان بیاورد به خدا و روز قیامت و به ملائکه و به کتاب‌های نازل شده از طرف خداوند؛ بدهد مال را، با این که به مال علاقه دارند. «طرفداران اسلام ناب و مؤمنین واقعی کسانی هستند، بذل مال نموده نشر خیر می‌کنند و به دیگران کمک می‌کنند در حالی که بر آنها واجب نیست؛ اما با این وجود نمی‌گذارند محتاجین چرخه زندگیشان از حرکت باز ایستد.»

حضرت امام رحمه‌الله با افشاگری خویش، چهره کسانی که منافع خود را بر احکام دین مقدم می‌کنند بخوبی روشن نمود. «از صدر اسلام تاکنون دو طریقه، دو خط بوده است: یک خط، خط اشخاص راحت‌طلب که تمام همشان به این است که یک طعمه‌ای پیدا بکنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا هم ـ آنهایی که مسلمان بودند ـ می‌کردند؛ اما مقدم هر چیزی در نظر آنها راحت‌طلبی بود... یک‌ دسته دیگر هم انبیاء بودند... تمام عمرشان را صرف می‌کردند در این که با ظلم‌ها و با چیزهایی که در ممالک دنیا واقع می‌شود، همشان را اینها صرف می‌کردند در مقابله با اینها... من در طول نهضت، اشخاصی را دیدیم، بسیار هم مردم نماز خوان و ملا و معتبر و اینها بودند، لکن در همان یورش اول که سازمان امنیت برد و یک دسته‌ای را اذیت کرد و زد، راحت‌طلبی را برداشتند و انتخاب کردند و کنار نشستند؛ و حالا یا ساکت نشستند و یا بعضی هم ساکت نشدند و کنار ننشستند؛ یعنی موافقت کردند با دستگاه حضرت امام رحمه‌الله در جای دیگر بیان می‌کند که نباید به چنین افرادی فرصت داد که بر پست‌های کلیدی تکیه زنند؛ زیرا چنین افرادی با کوچک‌ترین فشار، دنیاطلبی را بر می‌گزینند و بیم آن می‌رود که انقلاب را یک شبه بفروشند: «آنهایی که در خانه‌های مجلل راحت و بی درد آرمیده‌اند و فارغ از همه رنج‌ها و مصیبت‌های جان‌فرسای ستون محکم انقلاب و پابرهنه‌های محروم، تنها ناظر حوادث بوده‌اند و حتی از دور هم دستی بر آتش نگرفتند، نباید به مسؤولیت‌های کلیدی تکیه کنند، که اگر به آنجا راه پیدا کنند چه بسا انقلاب را یک شبه بفروشند، و حاصل همه زحمات ملت ایران را بر باد دهند، چرا که اینها هرگز عمق راه طی‌شده را ندیده‌اند و فرق و سینه شکافته نظام و ملت را به‌دست از خدا بی‌خبران ‌مشاهده ‌نکرده‌اند... .»

3ـ اسلام مقدس مآب‌ها
از آنجا که این گروه به ظواهر اسلام اهمیت زیادی می‌دهند، شناخت آنها از مسلمانان واقعی، کاری بس دشوار است و به همان اندازه خطرناک نیز هستند، چرا که آنها در عمق جامعه اسلامی نفوذ کرده‌اند و جدا ساختن آنها از مسلمانان واقعی نیاز به درایت و تیزهوش و یا به عبارت درست‌تر نیاز به موهبت الهی دارد. «در حالات عبدالله ذی الحویصره رأس خوارج آوردند: که عبادت وی باعث تعجب همگان شد. اصابه از انس روایت کرد که در زمان رسول‌خدا علیه‌السلام مردی بود که تعبد و اجتهادش ما را به تعجب واداشت و او را برای حضرت توصیف کردیم اما حضرت وی را نشناخت. تا این که روزی به طرف ما می‌آمد او را به حضرت نشان دادیم. حضرت وقتی او را دید فرمود: از شخصی خبر می‌دهید که از چهره‌اش علامت شیطان هویداست وقتی به نزدیک حضرت و یارانش آمد سلام نکرد. حضرت فرمود: آیا برای این نبود که خیال کردی از همه بالاتر هستی؟ گفت: آری.» «و او همان کسی است که به پیامبر عرض کرد: غنائم را به عدالت تقسیم کن. حضرت فرمود: وای بر تو! اگر من عادل نباشم پس چه کسی عادل است؟! آنگاه فرمود: از نژاد وی افرادی به وجود می‌آیند، که نمازشان و روزه‌شان شما را به تعجب وا می‌دارد و اینان چنان از دین خارج می‌شوند که تیر از کمان خارج می‌شود.» آری! آن زمان که حضرت از وجود فتنه‌ای عظیم در جامعه اسلامی خبر داد، کسی نمی‌توانست عمق خیانت این گروه را تصور کند. تا در جنگ نهروان که بزرگترین رویارویی اسلام حقیقی و اصیل با مقدس مآب‌ها بود دشمنان در لباس دوست درآمده، مشخص شدند. هر چند جنگ نهروان به معنای پایان کار این گروه شوم نبود و وقتی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام ـ بعد از جنگ نهروان ـ سؤال می‌شود، یا امیرالمؤمنین! آیا این قوم از بین رفتند؟ فرمود: «کلا و الله انهم نطف فی اصلوب الرجال و قرارات النساء کلما نجم منهم قرن قطع حتی یکون آخرهم لصوصا سلاّبین» یعنی: نه، سوگند بخدا آنها نطفه‌های در پشت پدران و رحم مادران وجود خواهند داشت هرگاه که شاخی از آنان سر برآورد قطع می‌گردد، تا این که آخرینشان به راهزنی و دزدی تن در می‌دهند


مقدس مآبان قرن‌ها بعد، در چهره‌های متفاوت اما با همان انگیزه و روش، به وجود آمدند تا تیشه بر ریشه اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بزنند؛ اما فریاد امام امت رحمه‌الله و هشدار آن بزرگوار که همانند اجداد طاهرینش، هشداری از سر دلسوزی و احساس خطر بود، خطری که نه تنها در کمین انقلاب اسلامی، که در کمین اسلام ناب محمدی نشسته بود را از سر آن دور ساخت. از این رو روحانیت متعهد و مسلمانان طرفدار اسلام ناب، می‌بایست با تمام وجود هوشیار بوده و مبارزه با آنها را جدی بگیرند و ذره‌ای از آنان غافل نشوند: «در حوزه‌های علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فعالیت دارند. امروز عده‌ای با ژست تقدس‌مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می‌زنند که گویی وظیفه‌ای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست.» البته وجود چنین گروهی در جامعه اسلامی به صدر اسلام بر می‌گردد و ضربه‌های بس خطرناک، توسط این گروه بر پیکر اسلام وارد  شده است که برخی از آنها غیرقابل جبران است: «ما باید این تأسف را بگور ببریم که نگذاشتند آن طوری که حضرت امیر می‌خواست حکومت تشکیل بدهد. جنگ‌های که در داخل پیش آوردند آنهایی که مدعی اسلام بودند و با اسم اسلام با ایشان معارضه کردند، و با اسم اسلام، اسلام را کوبیدند و با اسم قرآن کریم ایشان را از مقصد باز داشتند. اگر آن حیله‌ای که معاویه و عمروعاص به کار برده بودند، آنهایی که از طبقه مقدسین باصطلاح بودند مانع نشده بودند از این که حضرت امیر بشکند آن حیله را و آن حیله شکسته می‌شد، سرنوشت اسلام غیر از این بود که حالا هست، نه غیر از آن بود که بعدها بود. شاید قضایای امام حسن ـ سلام الله علیه ـ و آن ابتلائاتی که او پیدا کرد و قضیه کربلا پیش نمی‌آمد. و جرم و گناه همه این امور به گردن آن مقدسین نهروان بود که لعنت خدا از ازل تا ابد با آنها باشد... یک دسته به اسم اسلام به دشمنی برخاستند، و یک دسته احمق هم که اطراف ایشان بودند باز به اسم قرآن دست ایشان را بستند، دست امیرالمؤمنین را.»

دقت در بیان حضرت امام رحمه‌الله این حقیقت تلخ را روشن می‌سازد که ضربه‌های جبران ناپذیری، توسط این افراد بر پیکر اسلام وارد شده است و این ضربات همچنان ادامه دارد؛ به همین دلیل، باید بسیار مواظب بود: «خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختیهای دیگران نخورده است.» اینان همیشه خواهند بود و تنها شیوه دین‌فروشی عوض شده است. این افراد چنان ضرباتی بر پیکر اسلام و مسلمین وارد کرده و می‌کنند که بزرگترین انسان‌ها را نیز دچار مشکل می‌کند. کسانی که ـ به تعبیر زیبای امیرالمؤمنین علیه‌السلام ـ مردنمایان نامردی هستند که هدفی جز تیشه به ریشه دین زدن ندارند: «یا اشباه الرجال فلا رجال حلوم الاطفال و عقول ربات الحجال لوددت انی لم ارکم و لم اعرفکم معرفةً و الله جرّت ندما و اعقبت سرما قاتلکم الله لقد ملأتم قلبی قیحا و شحنتم صدری غیظا» یعنی: ای مردنمایان نامرد، ای کودک صفتان بی‌خرد که عقل‌های شما به عروسان پرده‌نشین شباهت دارد. چقدر دوست داشتم که شما را هرگز نمی‌دیدم و هرگز نمی‌شناختم. شناسایی شما که جز پشیمانی حاصلی نداشت و اندوهی غم بار، سرانجام آن شد. خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پر خون و سینه‌ام از خشم مالامال است.

و از آنجا که خود هیچ هنری ندارند و تحمل رشد و پیشرفت دیگران را نیز نمی‌توانند داشته باشند، بهترین کار را در این یافتند که دیگران را مرتد و کافر بدانند. به تعبیر مرحوم شهید مطهری رحمه‌الله :«همیشه بی‌سوادها و نادان‌ها و جاهل‌ها، وقتی که در مقابل دانشمندها، با قدرت‌ها و با هنرها قرار می‌گیرند و می‌بینند جامعه، برای اینها احترام قائل است، نمی‌دانند چه بکنند، ابزار دیگری ندارند. اگر بگویند بی‌سواد است آثار علمی‌اش را می‌بینند؛ اگر بگویند بی‌هنر است هنرش را دارند می‌بینند؛ اگر بگویند بی‌عقل است عقلش را دارند می‌بینند چه بگویند؟ آخرش می‌گویند این دین ندارد و این کافر است.» آری براستی که: «آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانی‌نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است ...»

ج‌ـ مصادیق اسلام متحجر
شاید مهم‌ترین مسأله در نگهداری اسلام اصیل، شناختن مقدس مآب‌هایی است که تنها به ظواهر اسلام دل خوشند و هر چه که مخالف ظواهر اسلام باشد با آن به مخالفت می‌پردازند. از آنجاییکه این افراد دارای عقل و منطق نیستند، فهماندن حقائق دین به آنها کار سخت و طاقت‌فرساست. شهید مطهری رحمه‌الله داستانی را نقل می‌کند که شنیدنی است: «یک مرد ساده‌لوحی ما داشتیم که آدم خیلی مقدسی هم بود. او شنیده بود که نباید بدون اجازه به خانه وارد شد. شنیدم یک وقت در مشهد می‌خواست وارد یکی از کاروان‌سراهای بزرگ شود تا از همشهری‌هایش خبر بگیرد. پشت در کاروانسرا ایستاد و یک کسی را فرستاد که اجازه هست من داخل شوم یا نه؟»


براستی چنین اسلامی چگونه با منافع شرق و غرب در تضاد است و چگونه دنیاداران بی‌درد از چنین اسلامی حمایت نکنند و آن را ترویج ننمایند؟ آیا صرف نماز خواندن و کارهای عبادی اسلام را انجام دادن اما از کارهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی اسلام غافل بودن، مصداق «نومن ببعض و نکفر ببعض» نیست؟ کسانی که مجریان احکام سیاسی و فرهنگی اسلام را با انواع تهمت‌ها آزردند، آیا جز خدمت به دشمن، نام دیگری بر آن می‌توان نهاد؟! «راستی اتهام آمریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرام‌ها و حرام کردن حلال‌ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می‌شود؟ از آدم‌های لامذهب یا از مقدس‌نماهای متحجر و بی‌شعور؟» «دیروز حجتیه‌ای‌ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی‌تر از انقلابیون شده‌اند!» و در مورد ولایتی‌ها می‌فرماید: «ولایتی‌های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته‌اند، و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‌اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسّب و تعیّش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می‌خورند!»

نتیجه آن که: در طول تاریخ بهترین راه برای مبارزه با دین اصیل، ساختن دینی در مقابل آن بود که بت‌پرستی مشرکان بهترین شاهد بر صدق این ادعاست؛ چرا که در مقابل پرستش خداوند، که توسط دین اصیل ترویج می‌شد، خدای بدلی و غیراصیل را جایگزین می‌کردند تا آن گونه که خود می‌خواهند، برای چنین خدا و چنین دینی تصمیم بگیرند، به گونه‌ای که با منافع آنها در تضاد نباشد. عده‌ای در این میان برای راحت‌طلبی و عده‌ای به خاطر کج‌فهمی و برخی نیز به خاطر نافهمی حقایق دین، بدین سمت سوق پیدا نمودند. به همین دلیل، در بین مسلمانان اسمی، شناخت مسلمان حقیقی، کاری سخت و طاقت فرساست و حضرت امام رحمه‌الله با ترسیم دو تفکر ـ اسلام اصیل و اسلام غیر اصیل و یا به تعبیر آن حضرت، اسلام آمریکایی ـ مهم‌ترین کار را در عصر حاضر انجام دادند، که عدم توجه به این تقسیم می‌تواند پیامد خطرناکی برای کشورهای اسلامی خصوصاً انقلاب اسلامی داشته باشد. اگر تا دیروز از راه مقدس‌مآبی، در مقابل دین موضع می‌گرفتند، امروزه با طرح تعدد قرائت و پلورالیسم دینی، سعی در ترویج اسلامی دارند که به تعبیر حضرت امام رحمه‌الله مصداق اسلام آمریکاییست، هر چند مقدس مآبی نیز رواج دارد. از این رو تنها راه رسیدن به جامعه متمدن اسلامی ـ آن‌گونه که اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ترسیم نمود و توسط اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام تفسیر و اجرا شده است ـ شناخت اسلام حقیقی از اسلام غیراصیل و اسلام آمریکایی است و چنین امری از عهده کسانی بر می‌آید که دین واقعی را درک کرده باشند. آنچه که در بیانات حضرت امام رحمه‌الله آمده است معیار بسیار روشنی برای شناسایی اسلام غیر اصیل است که از اسلام جز عنوان چیزی نداشته و از محتوا تهی شده است. بنابراین شناخت چنین اسلامی از وظایف بسیار مهم اندیشمندان به خصوص روحانیون متعهد است.

خصوصیات اسلام آمریکایی در کلام امام خمینی(ره) :

راه مبارزه با اسلام امریکایى از پیچیدگى خاصى برخوردار است که تمامى زوایاى آن باید براى مسلمانان پابرهنه روشن گردد؛ که متأسفانه هنوز براى بسیارى از ملتهاى اسلامى مرز بین «اسلام امریکایى» و «اسلام ناب محمدى» و اسلام پابرهنگان و محرومان، و اسلام مقدس نماهاى متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بى‏درد، کاملًا مشخص نشده است. و روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین دو فکر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سیاسى بسیار مهمى است..» صحیفه امام، ج‏21 ص121

 امام خمینی در پیامی به هنرمندان و خانواده های شهدا می فرمایند:تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده ی اسلام ناب محمدی،اسلام ائمه ی هدی،اسلام فقرای دردمند،اسلام پابرهنگان،اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیتها باشد.هنری پاک و زیباست که کوبنده ی سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده ی  اسلام رفاه و تجمل،اسلام التقاط،اسلام سازش و فرومایگی،اسلام مرفهین بی درد،و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد.

صحیفه ی امام،ج21،ص 145

 امروز استکبار شرق و غرب چون از رویارویی مستقیم با جهان اسلام عاجز مانده است،راه ترور و از میان بردن شخصیت های دینی و سیاسی را از یک طرف،و نفوذ و گسترش اسلام آمریکایی را از طرف دیگر به آزمایش گذاشته اند.(4)مگر مسلمانان نمی بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانونهای فتنه و جاسوسی مبدل شده اند،که از یک طرف اسلام اشرافیت،اسلام ابوسفیان،اسلام ملاهای کثیف درباری،اسلام مقدس نماهای بی شعور حوزه های علمی و دانشگاهی،اسلام ذلت و نکبت،اسلام پول و زور،اسلام فریب و سازش و اسارت،اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها،و در یک کلمه اسلام آمریکایی را ترویج می کنند،و از طرف دیگر ،سر بر آستان سرور خویش آمریکای جهانخوار می گذارند.

صحیفه ی امام،ج21،ص81

امام خامنه ای(مدظله) :

اسلام آمریکایی ، اسلام همراهی با دشمنان دین و ولایت مستکبرین

آنچه دیده میشود در دنیاى اسلام این است که به نام اسلام، دشمنان اسلام در پوشش اسلام با اسلام مقابله میکنند؛ همان تعبیرى که امام بزرگوار ما (رضوان الله تعالى علیه) فرمود: اسلام آمریکایى، در مقابل اسلام ناب محمّدى. اسلام آمریکایى، اسلامى است که با طاغوت میسازد، با صهیونیسم میسازد، در خدمت هدفهاى آمریکا قرار میگیرد، ظاهر آن هم اسلام است، اسم آن هم اسلام است، شاید بعضى از مراسم اسلامى را هم انجام میدهند؛ اگرچه آن‌طورى که انسان میشنود - حالا ما اطّلاع خیلى دقیقى نداریم - این کسانى که به نام اسلام، با شکل تعصّب‌آمیزى در برخى از کشورها - اخیراً در عراق و قبلاً در برخى از جاهاى دیگر - ظهور و بُروز پیدا کردند، خیلى هم پابند به احکام و شرایع دینى و وظایف دینىِ شخصى هم نیستند؛ امّا آنچه مسلّم است، در جهت کلّى قطعاً ۱۸۰ درجه در جهت مخالف اسلام حرکت میکنند. اسلام همراهى با دشمنان دین را، ولایت دشمنان دین را، ولایت مستکبرین را جزو چیزهایى دانسته است که مؤمن باید از آن بر کنار باشد؛ اَلَّذینَ ءامَنُوا یُقاتِلُونَ فى سَبیلِ‌الله وَ الَّذینَ کَفَرُوا یُقاتِلُونَ فى سَبیلِ الطّاغُوت؛ اگر شما با نام اسلام، در راه طاغوت حرکت میکنید، کشف بکنید که این اسلام، اسلام درست و حسابى‌اى نیست، اسلام واقعى نیست، یک‌جاى کار عیب دارد؛ امروز این‌جور است. البتّه انسان دستهاى دشمن را میتواند ببیند؛ باید باور کرد که دست خبیث سرویس‌هاى امنیّتى و جاسوسى رژیمهاى دشمن اسلام در ایجاد این‌جور قضایا و این‌جور بلواها براى مسلمانها - حالا یا مستقیم یا غیر مستقیم - نقش حتمى دارند؛ آنها هستند که دارند صحنه‌گردانى میکنند، کمااینکه انسان مشاهده میکند؛ نشانه‌ها و دلایل آنها هم آشکار است. اگر امّت اسلامى با معارف قرآن انس داشته باشد، بیشتر آشنا باشد، این‌جور حوادث کمتر پیش مى‌آید. ارتباط و اتّصال دلها به خدا مانع میشود از اینکه دلها به راه خدا خیانت کنند؛ که امیدواریم این پیش بیاید.

رقابت نفس گیر اسلام انقلابی و اسلام آمریکایی برای تسلط بر جهان اسلام

تغییر چهره ی دموکراسی خواهی آمریکایی به اسلام آمریکایی

 دو گفتمان رقیب در رابطه با تحولات جاری در دنیای عرب ظهور کرده است سؤالی که اینجا مطرح می شود، این است که کدام یک از این دو گفتمان موفق شده به موقعیت غالب دست پیدا کند؟ که در پاسخ باید گفت گفتمان اسلام گرایی ، ایالات متحده که پرچم دارگفتمان دموکراسی خواهی مبتنی بر سکولاریسم بود، تلاش کرد که با تبلیغات وسیع رسانه ای، مداخلات نظامی، بهره گیری از توان و ظرفیت برخی از حاکمان وابسته به خود در منطقه، گفتمان مطلوب خود را به موقعیت غالب برساند. ایالات متحده برای رسیدن به این هدف با ناکامی مواجه شد. زیرا آنچه که در موفقیت یا غلبه گفتمانی تعیین کننده است، خواست خود مردم جوامعه عرب بود. نمی توان یک گفتمان یا نظام معنایی خاص را به مردم تحمیل کرد، در حالیکه آنها طالب گفتمان دیگری باشند. مردم عرب خواهان گفتمان اسلام گرایی بودند و بدین ترتیب گفتمان اسلام گرایی به رفتار آنها شکل داد.

 بر این مبنا، همانگونه که مقام معظم رهبری اشاره کردند که جایگاه و موقعیت مردم در آینده این تحولات نسبت به دلارهای نفتی حاکمان وابسته عرب و برخی از دولت های فرامنطقه ای مانند آمریکاتعیین کننده تر و ارجح تر است، این خواست مردم بود که گفتمان مد نظر آمریکارا کنار بزنند. پس در مرحله اول، تقابل دو گفتمان اسلام گرایی و دموکراسی خواهی به دلیل گرایش مردم به گفتمان اسلام گرایی، علیرغم حمایت غرب و حاکمان وابسته عرب از گفتمان دیگر، این گفتمان پیروز شد و گفتمان دموکراسی خواهی به حاشیه رفت.

دولت های غربی که در این مرحله شکست خوردند و مشاهده کردند که مردم دنیای عرب تمایلی به گفتمان دموکراسی سکولار ندارند و گرایش آنها به سمت اسلام است، تلاش کردند که گفتمان جدید خود را با تکیه بر اسلام بسازند و بدین خاطر مدل ترکیهرا مورد توجه قرار دادند. به عبارت دیگر آنها گفتمان جدیدی را با تکیه بر مدل ترکیهدر مقابل گفتمان اسلامی مدنظر جمهوری اسلامی ایرانقرار دادند و تلاش کردند که بدین طریق به  تحولات منطقه، آن گونه که می خواهندشکل دهند. گفتمان جدید غرب را می توان همان اسلام آمریکایی نامید که بنیانگذار انقلاب اسلامی ایرانامام خمینی آن را ابداع کردند. در مقابل این گفتمان، حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه های نماز جمعه، ویژگی های حرکت های مبتنی بر اسلام را بر شمردند که به حق می توان آن را اسلام ناب محمدی در کلام امام خمینی نامید. اگر غرب گفتمان جدیدی را دنبال می کند، بدین خاطر بود که در گفتمان دموکراسی مبتنی بر سکولاریسم خود شکست خورد. اما اینکه گفتمان اسلام گرایی مدنظر جمهوری اسلامی ایراندر مرحله اول به گفتمان اسلام گرایی ناب محمدی در مرحله دوم تغییر شکل داد، به خاطر این است که در حرکت اسلام گرایی مردم انحراف ایجاد نشود. زیرا آمریکابا دنبال کردن گفتمان جدید خود می توانست با نام اسلام، حرکت انقلابی مردم را منحرف کند. بدین خاطر ضرورت داشت که اصول و مبانی گفتمان اسلام گرایی تشریح شود تا غرب نتواند با تکیه بر اسلام دروغین در حرکت اسلام خواهی مردم انحراف ایجاد کند. مقام معظم رهبری، در خطبه های نماز جمعه به تشریح ویژگی های گفتمان اسلام گرایی پرداخت و هدف از طرح این مباحث را هم جلوگیری از تلاش غرب برای انحراف حرکت مردم عنوان کردند.

ایشان اساسی ترین ویژگی گفتمان اسلام گرایی را ضد رژیم صهیونیستی بودن و ضد آمریکایی بودن عنوان کردند، این درحالی است که گفتمان اسلام آمریکایی موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت می شناسد و به دنبال تعامل با آمریکااست. ویژگی دیگر گفتمان اسلام گرایی در بیانات مقام معظم رهبری این است که توسعه، پیشرفت و تعالی دنیای عرب را در سایه ی رهایی از وابستگی و سلطه غرب امکان پذیر است.این در حالی است که در گفتمان اسلام آمریکایی، توسعه و پیشرفت زمانی امکانپذیر است که غرب به عنوان الگو پذیرفته شود و از این رو مورد تقلید همه جانبه قرار گیرد. در گفتمان اسلام گرایی ناب مدنظر رهبری، نه تنها از سیاست های غرب به عنوان یکی از موانع توسعه و گرفتاری امت مسلمین یاد می شود و از این رو استقلال از آن ها مورد تأکید قرار می گیرد، بلکه به صراحت اعلام می شود که به توجه حال و گذشته تلخ غربی ها، اساساً نباید به آنها اعتماد کرد.

در گفتمان اسلام آمریکایی، وضع موجود در عرصه ی منطقه ای و جهانی پذیرفته می شود و به دنبال به چالش کشیدن ترتیبات موجود قدرت نیست، این درحالی است که در گفتمان اسلام گرایی ناب، تحولات بیداری اسلامی، آغاز ظهور دنیایی جدید در کلام مقام معظم رهبری می باشد. در گفتمان اسلام گرایی ناب، دیگر نسبت به نفوذ و سلطه آمریکادر منطقه و تجاوز و تعدی های رژیم صهیونیستی بی تفاوتی وجود ندارد بلکه تلاش می شود که این وضع دگرگون شود. اما گفتمان اسلام آمریکایی در جهت حفظ نفوذ آمریکاو بقای رژیم صهیونیستی تلاش دارد.

از آنچه که آمد به خوبی روشن می گردد که، در مرحله اول تنازع دو گفتمان دموکراسی خواهی و اسلام گرایی، گفتمان اسلام گرایی با پرچم داری جمهوری اسلامی ایرانبه پیروزی رسید. در مرحله دوم غرب تلاش می کند که با ساخت گفتمان اسلام گرایی آمریکایی حرکت انقلابی مردم را دچار انحراف سازد که در پاسخ به این تلاش غرب، مقام معظم رهبری به تشریح اصول گفتمان اسلام گرایی پرداخت که می توان آن را همان اسلام گرایی ناب محمدی نامید که امام خمینی مطرح کردند. در این راستا، بر عهده همگان است که با تشریح ابعاد و ویژگی های دو گفتمان اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی، مانع انحراف حرکت انقلابی و اسلامی مردم دنیای عرب شوند

 منابع :

تقابل گفتمان اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدیامام خمینی (ره) و بازشناسی اسلام آمریکاییاسلام آمریکایی در بیان امام خامنه ای(مدظله)پذیرش ولایت مستکبرین شاخصه اسلام آمریکاییاسلام منهای استکبارستیزی اسلام آمریکایی است
+ نوشته شده درچهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت 9:31توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             حامیان و مروجان اسلام آمریکایی در نگاه امام راحل

اسلام با مختصات آمریکایی؛

حامیان و مروجان اسلام آمریکایی در نگاه امام راحل

حامیان و مروجان اسلام آمریکایی در نگاه امام راحل

بازشناسی و مرور اسلامی با مختصات امریکایی وظیفه ای است که علما و صاحبان فکر و اندیشه باید نسبت به آن اهتمام ورزند و دست مستکبران و شیاطین این دوران را برای القای اسلام امریکایی به جای اسلام ناب محمدی رو نمایند.

به نقل از چشمه سار، اسلامی که همواره مورد نظر امام بوده است اسلام ناب محمدی است و مسلم است در برابر هر نوری ظلمتی قرار گرفته است و قدر مسلم دربرابر اسلام ناب محمدی که مد نظر و هدف آمال امام می باشد اسلام امریکایی قرار دارد که از تعابیر خاص حضرت امام درباره اسلام غیر ناب است.

….. امام (ره) در این باره می‌فرماید:
……«اسلامی وجود دارد که با اسلام ناب در تعارض است و با توجه به آنکه آمریکا مهم‌ترین منشأ فساد در عصر حاضر است، چنین اسلامی مخالف با منافع آنها نیست. از این‌رو، با توسل به چنین اسلامی، نمی‌توان حق مظلومی را از این ظالمان گرفت و از آنجا که کسانی به سراغ چنین اسلامی می‌روند که منفعت شخصی و رفاه فردی را بر مصلحت دین و ملت ترجیح می‌دهند، با وجود این در صورت نشستن بر سریر حکومت جامعه‌ی اسلامی، با احساس کوچک‌ترین خطر، حاصل همه‌ی زحمات ملت را یک شبه بر باد می‌دهند، زیرا آنها هرگز عمق راه طی شده را ندیده‌اند».[۹۸] . ما افرادی را که طرفدار اسلام سرمایه‌داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بی‌درد، اسلام منافقین، اسلام راحت‌طلبان، اسلام فرصت‌طلبان و در یک کلمه، اسلام آمریکایی هستند، طرد کرده و به مردم معرفی می‌کنیم».

…. حضرت امام(ره) چهارگروه را به عنوان حامیان و مروجان اسلام آمریکایی می دانست که شامل سرمایه داران، راحت طلبان، متحجران و مقدس مآبان می شوند.

شناخت ویژگی هایی اسلام غیرناب یا به تعبیر رهبر کبیر انقلاب اسلام غیرامریکایی در روزگاری که مروجان این اسلام نسبت به هر دوره دیگری تلاش خود را برای ضربه زدن به اسلام ناب محمدی مضاعف کرده اند از اهمیت ویژه ای برخودار است.

اسلامی با ویژگی های خرافه و بدعت، قعود و اسارت و ذلت، التقاط و جهالت، دنیاپرستی یا رهبانیت، تحجر و غفلت ، بی بند و باری و بی تفاوتی، بی حالی و افسردگی، اسلام تشریفاتی و بی خاصیتی، اسلام بازیچه ی دست قدرت ها و خلاصه اسلام آمریکایی که حضرت امام نسبت به آن به مسلمان هشدار داده است.

اسلامی که این روزها آفتی به نام وهابیت سلفی و تکفیری شده است و به جان مسلمانان و ملت های مسلمان افتاده است، وهابیتی که مرکز انتشار اسلام آمریکایی است و تروریست های تکفیری را همین نوع از اسلام آمریکایی تربیت می کند.

و امام از همان ابتدای مبارزه و پیروزی انقلاب اسلامی نسبت به این آفت و این نوع اسلام آمریکایی به اسلام و مسلمین هشدار می دهد و می فرماید: ….. مگر مسلمانان نمی بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانون‌های فتنه و جاسوسی تبدیل شدند که از یک طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاّهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی شعور حوزه‌های علمی و دانشگاهی، اسلام نکبت و ذلت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه‌ها و در یک کلمه، اسلام آمریکایی را ترویج می‌کنند و از طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش، آمریکای جهان‌خوار می‌گذارند.

و یا در جای دیگری در این باره می گوید: …. «راستی اتهام آمریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرام ها و حرام کردن حلال ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلال بودن قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می شود؟ از آدم های لامذهب یا از مقدس نماهای متحجر و بی شعور!»

این نوع از اسلام آمریکایی امروز در لباس داعش و القاعده و با تفکر وهابی بزرگ ترین خسارت ها را به اسلام و سملمانان وارد کرده است.

از سویی دیگر اسلامی که با ملاک های تشریفاتی و کاخ نشینی همراه باشد اسلام مورد تایید اسلام ناب محمدی نیست اسلامی که در کلام امام از آن تعبیر به اسلام مرفهین بی درد می شود و در این باره هشدار داده می گوید:

…..آنهایی که در خانه‌های مجلل, راحت و بی‌درد آرمیده‌اند و فارغ از همه رنج‌ها و مصیبت‌های جان فرسای ستون محکم انقلاب و پابرهنه‌های محروم، تنها ناظر حوادث بوده اند و حتی از دور هم دستی بر آتش نگرفته‌اند، نباید به مسئولیت‌های کلیدی تکیه کنند که اگر به آن جا راه پیدا کنند، چه بسا انقلاب را یک شبه بفروشند و حاصل همه زحمات ملت را بر باد دهند.

اسلامی که اجازه چپاول حاصل زحامت محرومان را می دهد و این اسلام رخوت آور به مظلومان و محرومان اجازه شکایت و مبارزه نمی دهد.

اسلامی که در آن انسان هیچ احساس مسئولیت و دغدغه ای نسبت به ظلم ها و جورهایی که به هم نوعانش می شود نداشته باشد و نسبت به ظلم ظالم و مظلومیت مظلوم بی تفاوت است و امام نسبت به چنین افرادی و قرار گرفتن آنها در حکومت هشدار می دهد

از دیگر سو امام نسبت به اسلام نکوهیده دیگری نیز که از جنس اسلام امریکایی است زنهار می دهد، اسلامی از جنس اسلام صادق شیرازی ها و الهیاری ها اسلامی که از لسانجلس و لندن صادر می شود و سر در آخور زورگویان و مستکبران عالم دارد.

….. امروزه عده‌ای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشه‌ی دین و انقلاب و نظام می‌زنند که گویی وظیفه‌ای غیر از این ندارند. خطر تحجر‌گرایان و مقدس‌نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظه‌ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند. اینها مروج اسلام آمریکایی‌اند و دشمن رسول‌الله».

…… پانزده خرداد ۴۲، مقابله با گلوله‌ی تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود، مقابله را آسان می‌کرد، بلکه علاوه بر آن از داخل جبهه‌ی خودی گلوله‌ی حیله و مقدس‌ مآبی و تحجر بود: «گلوله‌ی زخم زبان و نفاق و درویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را می‌سوخت و می‌درید».

……«امروز جامعه‌ی مسلمانان طوری شده که مقدسین ساختگی، جلوی نفوذ اسلام و مسلمانان را می‌گیرند و به اسم اسلام صدمه می‌زنند. ریشه‌‌ی این جماعت که در جامعه‌ی ما وجود دارد، در حوزه‌های روحانیت است. در حوزه‌های نجف و قم و مشهد… اینها هستند که اگر یک نفر بگوید بیایید زنده باشید، بیایید نگذارید ما زیر پرچم دیگران زندگی کنیم… با او مخالفت می‌کنند».

…. در بخشی از پیام امام خمینی معروف به منشور روحانیت آمده است: «من به طلاب عزیز هشدار می دهم که علاوه براینکه باید مواظب القائات روحانی نماها و مقدس ماب ها باشند از تجربه تلخ روی کار آمدن انقلابی نماها و به ظاهر عقلای قم که هرگز با اصول و اهداف روحانیت آشتی نکرده اند عبرت بگیرند که مبادا گذشته تفکر و خیانت آنان فراموش و دلسوزی های بی مورد و ساده اندیشی ها سبب مراجعت آنان به پست های کلیدی و سرنوشت ساز نظام شود.»

در جایی دیگر امام با بیان مختصات و ویژگی های اسلام امریکایی نسبت به مظلومیت روحانیون دلسوز و خیانت روحانی نماهای مقدس ماب آگاهی داده و می گوید:

….. «بزرگترین فرق روحانیت و علمای متعهد اسلام با روحانی‌نماها در همین است که علمای مبارز اسلام همیشه هدف تیرهای زهرآگین جهانخواران بوده‌اند و اولین تیرهای حادثه قلب آنان را نشانه رفته است؛ ولی روحانی نماها در کنف حمایت زرپرستان دنیاطلب، مروّج باطل یا ثناگوی ظلمه و مؤید آنان بوده‌اند.

تا به حال یک آخوند درباری یا یک روحانی وهابی را ندیده‌ایم که در برابر ظلم و شرک و کفر، خصوصاً در مقابل شوروی متجاوز و امریکای جهانخوار ایستاده باشد. همان‌گونه که یک روحانی وارستۀ عاشق خدمت به خدا و خلق خدا را ندیده‌ایم که برای یاری پابرهنگان زمین لحظه‌ای آرام و قرار داشته باشد و تا سر منزل جانان علیه کفر و شرک مبارزه نکرده باشد…….و ملتهای اسلامی حتماً دلیل این واقعه را دریافته‌اند که چرا در ایران «مطهری»ها و «بهشتی»ها و شهدای محراب و سایر روحانیون عزیز، و در عراق «صدر»ها و «حکیم»ها و در لبنان «راغب‌حرب»ها و «کُرّیم»ها، و در پاکستان «عارف‌حسینی»ها، و در تمامی کشورها روحانیون درد آشنای اسلام ناب محمدی ـ صلی‌اللّه‌ علیه‌و‌آله ـ هدف توطئه و ترور می‌شوند.

معمار کبیر انقلاب در بیان دیگری اسلامی که دم از جدایی دین از سیاست بزند را مصداق اسلام امریکایی می داند و از غلطیدن در آغوش چنین اسلامی زنهار می دهد.

دقت در بیانات امام، این حقیقت تلخ را روشن می‌سازد که ضربه‌های جبران‌ناپذیری به وسیله‌ی این افراد بر پیکر اسلام و جامعه‌ی مسلمانان وارد شده است.

…. «خون دلی که پدر پیرتان از این دسته‌ی متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است»…اینان همیشه خواهند بود و فقط شیوه‌ی دین‌فروشی عوض شده است. این افراد چنان ضرباتی بر پیکر اسلام و مسلمانان وارد کرده و می‌کنند که بزرگ‌ترین انسان‌ها را نیز دچار مشکل می‌کند. کسانی که به تعبیر زیبای امیر‌مؤمنان(ع)، مرد‌نمایان نامردی هستند که هدفی جز تیشه به ریشه‌ی دین زدن ندارند: «آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانی‌نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است…»… بنابراین، «ما گاهی به خدمتگزاران قرآن هم نمی‌توانیم حالی کنیم که اسلام از سیاست جدا نیست».

امام می‌فرماید: ……«شعار سیاست از دین جداست، از تبلیغات استعماری است که می‌خواهند ملت‌های مسلمان را از دخالت در سرنوشت خویش باز‌ دارند. در احکام مقدس اسلام بیش از امور عبادی در امور سیاسی و اجتماعی بحث شده است».

«این معنا که دین از سیاست جداست، این مطلبی است که استعماری‌ها انداخته‌اند در دهن مردم و می‌خواهند به واسطه‌ی این، دو فرقه را از هم جدا کنند؛ یعنی آنهایی که عالم دینی هستند، علی‌حده‌شان کنند و آنهایی که غیر عالم دینی هستند، علی‌حده‌شان کنند. سیاسیون را از بقیه‌ی مردم جدا بکنند تا استفاده‌هایشان را بکنند. اگر قوا با هم مجتمع بشوند، آنها می‌دانند که با اجتماع قوا نمی‌توانند اینها منافعی را که می‌خواهند ببرند و لهذا دامن به این تفرقه‌ها زده‌اند زیاد».

مشخص نمودن ویژگی ها و سبک رفتاری در اسلام امریکایی ما را در بازشناسی و شناخت و خنثی سازی توطئه های دشمنان اسلام که امروز بیش از هر زمان دیگری سعی در تحریف و نامانوس جلوه دادن چهره اسلام ناب محمدی هستند یاری می کند.

بازشناسی و مرور این نوع از تفکر و شیوه های مقابله با اسلامی با مختصات امریکایی وظیفه ای است که علما و صاحبان فکر و اندیشه باید نسبت به آن اهتمام ورزند و زوایای پنهان و پیچیده اسلام امریکایی را برای نسل جوان و نوخواسته باز کرده و دست مستکبران و شیاطین این دوران را برای القای اسلام امریکایی به جای اسلام ناب محمدی رو نمایند.


+ نوشته شده درسه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۴ساعت 21:46توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             راه و کلام امام، مانع انحراف

پیداست که پروژه از پیش تعریف شده بیگانگان برای ایران پس از رحلت امام (ره) یک امر قطعی بوده و در حقیقت آنان درصدد بودند تا از مدت‌ها قبل از آن با ایجاد جنگ روانی و تأثیر بر افکار عمومی، مردم انقلابی ایران را آماده شرایطی کنند که دلخواه آنان است که این شرایط همانا چیزی جز خارج شدن انقلاب از مسیر اصلی و صحیح خود، نبود.
 

به گزارش صبح توس، در خرداد ۶۸ به دنبال شدت گرفتن بیماری حضرت امام خمینی(ره)  و بستری شدن ایشان در بیمارستان، دشمن به دنبال اجرا کردن پروژه ای از پیش تعیین شده بود تا بتواند انقلاب را پس از رحلت امام به بیراهه بکشاند.

بدین ترتیب پیداست که پروژه از پیش تعریف شده بیگانگان برای ایران پس از رحلت امام (ره) یک امر قطعی بوده و در حقیقت آنان درصدد بودند تا از مدت‌ها قبل از آن با ایجاد جنگ روانی و تأثیر بر افکار عمومی، مردم انقلابی ایران را آماده شرایطی کنند که دلخواه آنان است که این شرایط همانا چیزی جز خارج شدن انقلاب از مسیر اصلی و صحیح خود، نبود.

اما حضور ده میلیون عزادار در مراسم تشییع و خداحافظی با امام خمینی(ره) وفاداری و عشق و شور مردم به امام و حفظ آرمانهای و دستاوردهای او را نشان داد. مجلس خبرگان نیز در آن مقطع توانست با اجلاس فوق العاده خود با سرعت و درایت کامل انقلاب اسلامی را صاحب سکانداری امین، با تقوا، با درایت، شجاع و مدیر نماید و بدین ترتیب حتی یک روز هم انقلاب و ملت بدون رهبر و مقتدا نماند تا توطئه‌های دشمنان به کلی نقش بر آب شود.

به این ترتیب پیش از به پایان رسیدن دوره دوم ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه ای مسئولیت رهبری انقلاب را به دوش گرفتند و با غروب نمودن آفتاب عمر امام، خلف و شاگرد صالح او به انقلاب گرمی و روشنی بخشید.

کلام امام، نیاز امروز جامعه

تداوم فعالیت جریانات سیاسی مختلف در کشور پس از رحلت امام خمینی (ره) موقعیت مناسبی را برای محک پایبندی عملکرد و اندیشه‌های انقلابیون دهه ۵۰ به آرمانهای انقلاب بوجود آورد تا همان طور که امام (ره) در وصیتنامه خویش اشاره نموده بودند برای قضاوت پیرامون رجال سیاسی هر عصری “میزان در حال فعلی افراد” باشد. افرادی که هر یک به نوبه خویش در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی سهمی بزرگ و قابل توجه داشته و پس از آن نیز همواره داعیه دار حمایت از آرمانهای انقلاب اسلامی و اسلام اصیل بودند. البته عده ای در این میان ترجیح دادند تا در سکوت، به فعالیت‌های خود ادامه دهند اما عده ای دیگر نیز هموراه خود را از ملازمان اصلی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران دانسته و سعی داشتند تا در این مسیر پر پیچ و خم سهم قابل توجهی از مبارزات را به نام خود در تاریخ ثبت کنند.

اما تاریخ پس از انقلاب اسلامی ایران با فراز و نشیب‌های فراوان و غیرقابل پیش بینی همراه بود. از تشکیل دولت موقت تا خیانت‌های بنی صدر و شهادت بزرگانی چون مطهری، بهشتی، رجایی، باهنر، قدوسی، ربانی املشی و … که هریک تا حد قابل ملاحظه ای به مثابه مانعی بزرگ برای تداوم مسیر انقلاب اسلامی پدیدار گشتند لکن تبدیل هر یک از بحران‌های مذکور به فرصت‌های جدید برای انقلاب نوپای اسلامی، موجب گشت تا دشمن خط جدیدی از نفوذ در سطوح و لایه‌های مدیریتی نطام جمهوری اسلامی ایران را آغاز کند.

هشدار تلویحی حضرت امام (ره) به آقای منتظری در پیام تاریخی خویش به نمایندگان نخستین دوره مجلس خبرگان در تیرماه ۱۳۶۴ که به صراحت اذعان داشته بود: “بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان، بیش از هرکس چشم طمع به شما دوخته‌اند و اشخاص منحرف نفوذی در بیوت شما با چهره‌های صد در صد اسلامی و انقلابی ممکن است –خدای نخواسته فاجعه به بار آوردند و با یک عمل انحرافی، نظام را به انحراف کشانند و با دست شما، به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی زنند. الله الله در انتخاب اصحاب خود …” بیش از هر چیز می‌تواند شاهدی برای ادعای فوق باشد. در واقع سخن بیراهی نیست اگر مدعی شویم جریان ضد انقلاب که پس از دوره‌های آغازین نظام جمهوری اسلامی ایران سعی داشت تا با توسل به میلیشای خود و حذف فیزیکی انقلابیون، مسیر اصلی انقلاب اسلامی را منحرف کند به مرور زمان به خوبی متوجه این حقیقت گشت که جنبشی که مبنای ایدئولو ژیک آن مقدم بر هر عامل دیگر در وقوع آن باشد با ترور و خشونت نه تنها متوقف نخواهد شد که با جهش ببیشتری به مسیر خود ادامه خواهد داد لذا تنها راه مبارزه با آن جز نفوذ در سطوح عالی مدیریتی آن نیست و به تدریج پروسه ای به نام “مهدی هاشمی” کلید خورد. در این نوشتار فرصتی برای واکاوی و تبیین جزییات “باند مهدی هاشمی” نیست و صد البته که هدف از این نوشتار نیز چنینی چیزی نیست اما توجه به مسیری که دشمن طی سالهای ابتدایی انقلاب طی می‌کند تا به چنین مقصدی رهنمون گردد قابل توجه است، هر چند به اعتقاد بسیاری مدل کوچک شده نفوذ “جریان مهدی هاشمی” در ابتدای انقلاب توانست در ترور دفتر نخست وزیری و مواردی دیگر به خوبی کارگر افتد.

اما مروری گذرا بر تجارب به دست آمده از پیروزی انقلاب تا وفات حضرت امام (ره) که بیش از یک دهه به طول می‌انجامد و متعاقباً عکس العمل ایشان در مواجهه با رویدادهای این بازه زمانی بیش از هر چیز امروز می‌تواند راهگشا باشد.

“اسلام ناب، اسلام آمریکایی” گفتمانی بود که برای نخستین بار از سوی حضرت امام (ره) و در دو سال آخر عمر پربرکت ایشان وارد ادبیات سیاسی کشور شد. تناقض در پذیرش مسائل مختلف و گوناگونی که هیچگاه با اسلام حقیقی و اصیل سر سازش ندارند نکته ای است که به کرات در گفتمان امام خمینی (ره) هویداست و تاکید قابل توجه ایشان بر نهادینه سازی چنین ادبیاتی در سالهای آخر عمرشان نیز نکته ای است که باید به تنهایی مورد تأمل قرار گیرد. در مقام تبیین و ذکر مصداق برای اسلام آمریکایی شاید بیش از هر چیز بتوان نفاق، التقاط، تفکر سرمایه داری، سلطنت طلبی، تحجر، رفاه زدگی و … را مورد اشاره قرار داد اما دقت بدین نکته که تا کنون تا چه اندازه نفس چنین ادبیاتی برای نسل حاضر و حتی نسل انقلابی گذشته مورد اهمیت بوده و توانسته نهادینه گردد نکته ای است که شاید پاسخ بدان چندان امیدوارکننده نباشد.

متاسفانه باید اذعان داشت در سالهای پس از ارتحال حضرت امام (ره) تفکر سرمایه داری تا حد قابل ملاحظه ای توانست آحاد مدیران جامعه و به تبع آن مردم را به خود مشغول کند. پیاده سازی این تفکرات تا حد زیادی با رهبری قاطع و همیشه بیدار حصرت آیت الله خامنه ای خنثی شد ولی در هر حال نتایج نحس آن بر پیکر جامعه اسلامی به جای مانده است. البته این افکار التقاطی همچنان نیز در میان برخی از مدعیان خط امام (ره) رواج دارد. امروز “خط نفاق” همان چیزی است که بیش از پیش عرصه مبارزه را برای مبارزین واقعی به تنگ آورده است به صورتی که هر کس به ظن خویش خود را مسلمان و انقلابی می‌پندارد اما نکته ای را که بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی پیرامون “اسلام آمریکایی” و “اهمیت شناخت و مبارزه با آن” فرمودند بیش از هر چیز می‌تواند مبین مطالب باشد. ایشان فرمودنده اند: ” راه مبارزه با اسلام آمریکایی از پیچیدگی خاصی برخوردار است که تمامی زوایای آن باید برای مسلمانان پابرهنه روشن گردد که متاسفانه هنوز برای بسیاری از ملت‌های اسلامی مرز بین اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی (ص) و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نمایان متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بی درد کاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین دو فکر متضاد وجود داشته باشد از واجبات سیاسی بسیار مهمی است”

همچنان زلال کلام امام خمینی (ره) آرامش بخش باطن زخم خورده و رنج دیده مستضعفان تاریخ است. نباید کلام امام را به فراموشی سپرد و باید با افکار پلید و التقاطی مبارزه کرد که چند وقتی است با متمسک شدن به خاطرات ریز و درشت سعی در خلاف جلوه دادن روش و منش امام هستند.

 


+ نوشته شده درسه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۴ساعت 20:45توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             دانشجو و دانشگاه اسلامي در كلام امام خميني(ره)

دانشجو و دانشگاه اسلامي در كلام امام خميني(ره)

دانشجو و دانشگاه اسلامي در كلام امام خميني(ره) معني اسلامي شدن دانشگاه اين است كه استقلال پيدا كند و خودش را از غرب جدا كند و خودش را از وابستگي به شرق جدا كند و يك مملكت مستقل، يك دانشگاه مستقل، يك فرهنگ مستقل داشته باشيم.عزيزان من! ما از حصر اقتصادي نمي‏ترسيم، ما از دخالت نظامي نمي‏ترسيم آن چيزي كه ما را مي‏ترساند وابستگي فرهنگي است.

امام خميني, نظام فکري حوزه

همه مي‏دانيم كه سرنوشت يك كشور و يك ملت و يك نظام، بعد از توده‏هاي مردم در دست طبقه تحصيلكرده است و هدف بزرگ‏استعمار نو به دست گرفتن مراكز اين قشر است.كشور ما در دهه‏هاي اخير هر چه صدمه ديده و رنج كشيده است از دست خائنين اين قشر بوده است.وابستگي به شرق و غرب توسط غربزدگان و شرقزدگان و به اصطلاح روشنفكران كه از دانشگاه‏ها برخاسته‏اند ولي چهارچوب فكريشان در مدارس ابتدائي و متوسطه درست شده است.به فرهنگ، دين و كشورمان صدمه‏هاي بيشمار زده‏اند، چرا كه اين افراد براي تكميل وابستگي به شرق و غرب و اخيرا امريكا هر كاري كه توانسته‏اند به نفع آنان انجام دهند دادند.چون درس خوانده بودند با كوله بار غربزدگي و شرق زدگي چون دزداني كه با چراغ آيند، براي اربابان و كعبه‏هاي آمال شان گزيده‏تر كالاها را انتخاب كردند.

بايد گفت كه دانشگاه‏هاي ما به دست يك مشت غربزده خود باخته، يا مزدور اداره مي‏شد و دانشمندان متعهد در اقليت بودند و قدرت را از آنان سلب كرده بودند و آن دسته اكثريت غربزده جوانان را عاشق غرب مي‏كردند و فوج فوج به خارج مي‏فرستادند و در خارج دست استعمار كار خود را مي‏كرد و جوانان را در حدي كه مطلوب استعمارگران بود نگه مي‏داشتند و با افكار غربي و غير اسلامي و غير ملي به كشور باز مي‏گرداندند و اين فاجعه قرن اخير براي ممالك اسلامي و اشباه آنها بود و حديث مفصل را از اين مجمل بايد خواند.

چه غم‏انگيز و اسفبار است كه دانشگاه‏ها و دبيرستان‏ها به دست كساني داده مي‏شد و عزيزان ما به دست كساني تعليم و تربيت مي‏ديدند كه جز اقليت مظلوم محرومي همه از غرب زدگان و شرق زدگان با برنامه و نقشه ديكته شده در دانشگاه‏ها كرسي داشتند و ناچار جوانان عزيز و مظلوم ما در دامن اين گرگان وابسته به ابر قدرت‏ها بزرگ شده و به كرسي‏هاي قانون‏گذاري و حكومت و قضاوت تكيه مي‏كردند و بر وفق دستور آنان يعني رژيم ستمگر پهلوي‏عمل مي‏كردند .

ما بيشتر از پنجاه سال است كه دانشگاه‏داريم با بودجه‏هاي هنگفت كمرشكن كه از دسترنج همين ملت حاصل مي‏شود و در اين پنجاه سال نتوانستيم در علومي كه در دانشگاه‏ها كسب مي‏شود خود كفا باشيم

شما دانشجويان عزيز خودتان در صدد باشيد كه از غربزدگي بيرون بيائيد و گمشده خود را پيدا كنيد.شرق، فرهنگ اصيل خود را گم كرده است و شما كه مي‏خواهيد مستقل و آزاد باشيد بايد مقاومت كنيد و بايد همه قشرها بناي اين را بگذارند كه خودشان باشند.بايد كشاورزان در صدد باشند كه روزي خودشان را از زير زمين بيرون بياورند و كارخانه‏ها خودكفا باشند تا صنايع كشورمان رشد پيدا كند.همچنين دانشگاه‏ها خودكفا و مستقل باشند تا نياز به غرب نداشته باشيم.جوانان ما، دانشمندان ما، اساتيد دانشگاه‏هاي ما از غرب نترسند، اراده كنند در مقابل غرب قيام كنند و نترسند.

امام خميني

احتياج ما پس از اين همه عقب ماندگي مصنوعي به صنعت‏هاي بزرگ كشورهاي خارجي حقيقتي است انكار ناپذير، و اين به آن معني نيست كه ما بايد در علوم پيشرفته به يكي از دو قطب‏وابسته شويم.دولت و ارتش بايد كوشش كنند كه دانشجويان متعهد را در كشورهايي كه صنايع بزرگ پيشرفته را دارند و استعمار و استثمارگر نيستند، بفرستند و از فرستادن به امريكا و شوروي و كشورهاي ديگر كه در مسير اين دو قطب هستند، احتراز كنند، مگر انشاء الله روزي برسد كه اين دو قدرت به اشتباه خود پي‏برند و در مسير انسانيت و انسان دوستي و احترام به حقوق ديگران واقع شوند، يا انشاء الله مستضعفان جهان و ملت‏هاي بيدار و مسلمانان متعهد آنان را به جاي خود نشانند، به اميد چنين روزي.

سلام بر شما ملت بزرگ ايران، سلام بر ملت مسلمان جهان، سلام بر دانشگاهيان و دانشجويان معظم كه سربازاني براي اسلامند.و من لازم است كه يك تذكر به شما بدهم كه بدانيد مقصود ما از اصلاح دانشگاه‏ها چيست.بعضي گمان كردند كه كساني كه اصلاح دانشگاه‏ها را مي‏خواهد و مي‏خواهند دانشگاه‏ها اسلامي باشد اين است كه گمان كردند كه ـ اين اشخاص توهم كردند كه ـ علوم دو قسم است، هر علمي دو قسم است، علم هندسه يكي اسلامي است، يكي غير اسلامي، علم فيزيك يكي اسلامي است يكي غير اسلامي، از اين جهت اعتراض كردند به اينكه علم، اسلامي و غير اسلامي ندارد و بعضي توهم كردند كه اينها كه قائلند به اينكه بايد دانشگاه‏ها اسلامي بشود يعني فقط علم فقه و تفسير و اصول در آنجا باشد يعني همان شأني را كه مدارس قديمه دارند بايد در دانشگاه‏ها هم همان تدريس بشود.اينها اشتباهاتي است كه بعضي مي‏كنند يا خودشان را به اشتباه مي‏اندازند آنچه كه ما مي‏خواهيم بگوئيم اين است كه دانشگاه‏هاي ما، دانشگاه‏هاي وابسته است، دانشگاه‏هاي ما دانشگاه‏هاي استعماري است، دانشگاه‏هاي ما اشخاصي را كه تربيت مي‏كنند تعليم مي‏كنند، اشخاصي هستند كه غربزده هستند، معلمين بسياريشان غربزده هستند و جوان‏هاي ما را غربزده بار مي‏آورند ما مي‏گوئيم كه دانشگاه‏هاي ما يك دانشگاه‏هائي كه براي ملت ما مفيد باشد نيست.ما بيشتر از پنجاه سال است كه دانشگاه‏داريم با بودجه‏هاي هنگفت كمرشكن كه از دسترنج همين ملت حاصل مي‏شود و در اين پنجاه سال نتوانستيم در علومي كه در دانشگاه‏ها كسب مي‏شود خود كفا باشيم.ما بعد از پنجاه سال اگر بخواهيم يك مريضي را معالجه كنيم، اطباء ما بعضي‏هايشان يا بسياريشان مي‏گويند اين بايد برود به انگلستان.پنجاه سال دانشگاه داشتيم و طبيبي كه بتواند كفايت از ملت بكند، از احتياج ملت بكند به حسب اقرار خودشان نداريم.ما دانشگاه داشتيم و داريم و براي تمام شؤوني كه يك ملت زنده لازم دارد احتياج به غرب داريم.ما كه مي‏گوئيم دانشگاه بايد از بنيان تغيير بكند و تغييرات بنيادي داشته باشد و اسلامي باشد نه اين است كه فقط علوم اسلامي را در آنجا تدريس كنند، نه اينكه علوم دو قسمند هر علمي دو قسم است يكي اسلامي و يكي غير اسلامي

امام خميني

.ما مي‏گوئيم كه در اين پنجاه سال يا بيشتر كه ما دانشگاه داريم، فراوردهاي دانشگاه را براي ما عرضه داريد.ما مي‏گوئيم كه دانشگاه‏هاي ما مانع از ترقي فرزندان اين آب و خاك است.ما مي‏گوئيم كه دانشگاه ما مبدل شده است به يك ميدان جنگ تبليغاتي.ما مي‏گوئيم كه جوان‏هاي ما اگر علم هم پيدا كردند تربيت ندارند، مربا به تربيت اسلامي نيستند.آنهائي كه تحصيل مي‏كنند، براي اين است كه يك ورقه‏اي به دست بياورند و بروند، و سربار ملت بشوند.آنطور نيست كه به حسب احتياجات ملت، به حسب احتياجاتي كه كشور ما دارد دانشگاه به آن ترتيب رفتار كند و نگذارد اين نسل‏هاي بزرگ و اين جوان‏هاي بسيار عزيز به هدر بروند و قواي آنها به هدر برود قواي ما را به هدر بردند يا به خدمت خارجي‏ها وادار كردند .معلمين مدارس ما، معلمين اسلامي به حسب نوع نيست و تربيت در كنار تعليم نبوده است و لهذا آن چيزي كه از دانشگاه‏هاي ما بيرون آمده است، يك انسان متعهد، يك شخصي كه براي مملكت خودش دلسوز باشد و تمام نظرش به اين نباشد كه منافع خودش را به دست بياورد، ما نداريم.ما كه مي‏گوئيم بايد بنيادا ـ بايد ـ اينها تغيير بكند، مي‏خواهيم بگوئيم كه دانشگاه‏هاي ما بايد در احتياجاتي كه ملت دارند در خدمت ملت‏باشند، نه در خدمت اجانب .ما معلميني كه در مدارس ما، اساتيدي كه در دانشگاه‏هاي ما هستند بسياري از آنها در خدمت غربند، جوان‏هاي ما را شستشوي مغزي مي‏دهند. جوان‏هاي ما را تربيت فاسد مي‏كنند.ما نمي‏خواهيم بگوئيم ما علوم جديده را نمي‏خواهيم، ما نمي‏خواهيم بگوئيم كه علوم دو قسم است كه بعضي مناقشه مي‏كنند عمدا يا از روي جهالت، ما مي‏خواهيم بگوئيم دانشگاه‏هاي ما اخلاق اسلامي ندارند، دانشگاه ما تربيت اسلامي ندارد.اگر دانشگاه‏هاي ما تربيت اسلامي و اخلاق اسلامي داشت، ميدان زد و خورد عقايدي كه مضر به حال اين مملكت است نمي‏شد.اگر اخلاق اسلامي در اين دانشگاه‏ها بود اين زد و خوردهائي كه براي ما بسيار سنگين است، تحقق پيدا نمي‏كرد .اينها براي اين است كه اسلام را نمي‏دانند و تربيت اسلامي ندارند.دانشگاه‏ها بايد تغيير بنياني كند و بايد از نو ساخته بشود كه جوانان ما را تربيت كنند به تربيت‏هاي اسلامي، اگر چنانچه تحصيل علم مي‏كنند.در كنار آن تربيت اسلامي باشد نه آنكه اينها را تربيت كنند به تربيت‏هاي غربي، نه آنكه يك دسته به طرف غرب بكشانند جوان‏هاي ما را و يك دسته به طرف شرق و يك دسته با اشخاصي كه با ما جنگ دارند و بالفعل اشخاصي كه ما را مي‏خواهند در انحصار اقتصادي قرار بدهند يا براي ما ادعا مي‏كنند كه ما شما را، حصار اقتصادي مي‏كشيم دور شما، و دست و پا مي‏كنند

احتياج ما پس از اين همه عقب ماندگي مصنوعي به صنعت‏هاي بزرگ كشورهاي خارجي حقيقتي است انكار ناپذير، و اين به آن معني نيست كه ما بايد در علوم پيشرفته به يكي از دو قطب‏وابسته شويم

در اين موارد، يك دسته از دانشگاهي‏هاي ما، از جوان‏هاي ما كمك به آنها نكنند.ما مي‏خواهيم كه اگر چنانچه ملت ايران در مقابل غرب ايستاد جوان‏هاي دانشگاهي ما هم همه در مقابلش بايستند.ما مي‏خواهيم كه اگر ملت ما در مقابل كمونيست ايستاد، تمام دانشگاهي‏هاي ما هم در مقابل كمونيست بايستند نه اينكه وقتي اين جوان‏هائي كه به واسطه ساده لوحي خودشان، تربيت‏هاي باطل بعضي از معلمين را قبول كردند و حالا كه ما مي‏خواهيم يك دانشگاه مستقل درست كنيم و تغيير بنيادي بدهيم كه مستقل بشود، وابسته به غرب نباشد، وابسته به كمونيسم نباشد، وابسته به ماركسيسم نباشد، اگر چنانچه ما بخواهيم اينطور كنيم، جبهه بندي مي‏كنند همين دليل بر اين است كه ما دانشگاه اسلامي و دانشگاهي كه تربيت كرده باشد جوانان ما را نداشتيم و نداريم.همين شاهد است بر اينكه جوان‏هاي ما تربيت صحيح نشدند و از آن طرف دنبال تحصيل نيستند، تمام عمرشان را صرف شعار مي‏كنند و صرف تبليغ سوء باطل، طرفداري از آمريكا، طرفداري از شوروي.ما مي‏خواهيم كه جوانان ما، جوانان مستقل باشند و خودشان را ببينند، احتياجات خودشان را ببينند شرقي نباشند، غربي نباشند، اينهائي كه راه افتادند در خيابان‏ها يا در خود دانشگاه‏ها و درگيري ايجاد مي‏كنند و زحمت براي دولت و ملت ايجاد مي‏كنند، اينها اشخاصي هستند كه طرفدار غرب يا شرقند و به عقيده من طرفدار غربند، طرفدار آمريكا هستند.ما كه امروز با آمريكا در قبال هم ايستاديم.در قبال اين ابر قدرت ايستاديم و احتياج به اين داريم كه جوان‏هاي ما هم در قبال آنها بايستند، جوان‏هاي ما در مقابل خودشان مي‏ايستند و براي آمريكا كار مي‏كنند .

امام خميني

ما مي‏خواهيم دانشگاه‏ها را طوري كنيم كه جوان‏هاي ما براي خودشان و براي ملتشان كار كنند.اين آقاياني كه اشكال مي‏كنند در اين معاني و كنار نشسته و اشكال مي‏كنند، اينها گمان مي‏كنند كه اعضاي شوراي انقلاب نمي‏فهمند به اينكه معني اسلامي كردن اين نيست كه ـ دو تا ـ در همه علوم دو قسم ما داريم، يك قسم هندسه اسلامي داريم، يك قسم هندسه غير اسلامي اشكال مي‏كنند، نمي‏دانند كه اعضاي شوراي ما كه بعضي از آنها دكتر هستند و بعضي از آنها مجتهد هستند، نمي‏فهمند اينها كه علوم اسلامي جائي دارد در مدارس قديمه هست و اينجا جاي علوم ديگر است؟ لكن بايد دانشگاه اسلامي بشود تا علومي كه در دانشگاه تحصيل مي‏شود در راه ملت و در راه تقويت ملت و با احتياج ملت همراه باشد.ما مي‏گوئيم كه برنامه‏هائي كه در دانشگاه‏ها هست، منتهي مي‏كند جوانان ما را به اينكه طرف كمونيسم كشيده بشوند يا طرف غرب و نبايد اينطور باشد.ما مي‏گوئيم كه جوانان ما را اين معلميني كه يا اساتيدي كه در دانشگاه‏ها بودند بعضي از آنها كه هستند، نمي‏گذارند تحصيل حسابي بكنند، آنها را متوقف مي‏كنند، مانع از پيشرفت آنها هست، در خدمت غرب هستند و مي‏خواهند ما در همه چيز محتاج به غرب باشيم.

معني اسلامي شدن دانشگاه اين است كه استقلال پيدا كند و خودش را از غرب جدا كند و خودش را از وابستگي به شرق جدا كند و يك مملكت مستقل، يك دانشگاه مستقل، يك فرهنگ مستقل داشته باشيم.عزيزان من! ما از حصر اقتصادي نمي‏ترسيم، ما از دخالت نظامي نمي‏ترسيم آن چيزي كه ما را مي‏ترساند وابستگي فرهنگي است.ما از دانشگاه استعماري مي‏ترسيم، ما از دانشگاهي مي‏ترسيم كه جوان‏هاي ما را آنطور تربيت كنند كه خدمت غرب بكنند، ما از دانشگاهي مي‏ترسيم كه آنطور جوان‏هاي ما را تربيت كنند كه خدمت به كمونيسم كنند.

اتفاقي نيست كه مراكز تربيت و تعليم كشورها و از آن جمله كشور ايران از دبستان تا دانشگاه مورد تاخت و تاز استعمارگران خصوصا غربي‏ها و اخيرا آمريكا و شوروي قرار گرفت و زبان‏ها و قلم‏هاي غربزدگان و شرقزدگان آگاهانه يا ناآگاه و اساتيد غربزده و شرقزده دانشگاه‏ها در طول مدت تأسيس دانشگاه‏ها و خصوصا دهه‏هاي اخير اين خدمت بزرگ را براي غرب و شرق انجام دادند، هر چند در بين ارباب قلم و زبان و اساتيد، اشخاص متعهد و متوجهي بودند و هستند كه بر خلاف آن مسير بودند و مي‏باشند لكن مع الاسف در اقليت چشمگير بودند.

هجوم دانشجويان پس از طي كردن دوره‏هاي تحصيلي با آموزش‏هاي غربي و شرقي در دبيرستان‏ها و دانشگاه‏هاي ايران به سوي غرب و احيانا شرق كه ره آوردي جز فرهنگ غربي و شرقي نداشت، چنان فاجعه‏اي به بار آورد كه همه ابعاد جامعه ما را بي‏قيد و شرط وابسته بلكه تسليم به ابر قدرت‏ها كرد به طوري كه جامعه ما با ظاهري ايراني ـ اسلامي محتوايي سرشار از غرب و شرقزدگي داشت و مع الاسف پس از گذشت سه سال از پيروزي انقلاب و مقاومت و ايستادگي جمهوري اسلامي در مقابل شرق و غرب و مكتب‏هاي‏انحرافي آنان و وفاداري اين جمهوري به اسلام به عنوان نفي كننده جميع وابستگي‏ها و انحرافات، باز گرفتار گروه‏ها و گروهك‏هاي وابسته به يكي از دو قطب و سر سپرده مكتب‏هاي انحرافي و وابسته به يكي از آنان مي‏باشيم .و نيز مواجهيم با افرادي از اين منحرفين كه در مراكز تربيت و تعليم نفوذ كرده‏اند و با مجال دادن به آنان، خطر به انحراف كشيدن جوانان و نونهالان بسيار است كه خداي ناكرده با انحراف و وابسته شدن فرزندانمان به فرهنگ غرب يا شرق، تمام ابعاد جامعه يا وابسته و تسليم غرب خواهد شد و يا شرق، و تمام كوشش‏ها و زحمات ملت و خون جوانان و عزيزان آنان به هدر خواهد رفت.

ما مي‏خواهيم دانشگاه‏ها را طوري كنيم كه جوان‏هاي ما براي خودشان و براي ملتشان كار كنند

اكنون بر دانش آموزان و دانشجويان عزيز و اساتيد و معلمان متعهد است كه با تمام توان و قدرت در شناسايي عوامل فساد كوشش كنند و محيط آموزش و پرورش را از لوث وجود آنان پاك نمايند و گمان نشود كه اين نفوذ فقط براي انحراف دانشگاه‏هاست، كه منحرفين و منافقين براي نفوذ در دبيرستان‏ها بلكه دبستان‏ها اهميت بيشتري قائلند تا جوانان را براي انحراف دانشگاه‏ها مهيا كنند، آنان مي‏دانند اگر نوباوگان در مراكز آموزش تربيت صحيح شوند و حيله‏هاي استعمارگران را احساس و توطئه‏هاي همه جانبه آنان را لمس كنند، در دانشگاه براي عمال استعمار توفيق كمتري حاصل مي‏شود و لهذا در دبستان‏ها و دبيرستان‏ها و قبل از ورود به دانشگاه‏ها در ساختن جهاز استعماري شرق و غرب براي ورود به دانشگاه اهميت خاصي احساس مي‏كنند.از اين رو است كه بايد دستگاه‏هاي آموزشي متعهد و دلسوز براي نجات كشور اهميت ويژه‏اي در حفظ نو پايان و جوانان عزيزي كه استقلال و آزادي كشور در آينده منوط به تربيت صحيح آنان است قائل باشند و نيز از اين رو است كه نقش معلمان و اساتيد در تربيت و تهذيب دانش آموزان و دانشجويان به عنوان اساسي‏ترين و مؤثرترين نقش مطرح مي‏گردد و همه ديديد كه گرايش آنان به شرق و غرب براي كشورمان چه فاجعه‏ها آفريد و دانشگاه‏ها را به صورت دژ محكمي براي خدمت به شرق و غرب در آورد و اكثريت‏قاطع غرب و شرقزدگان اين مملكت را به عنوان فارغ التحصيلان تحويل جامعه داد.اكنون بر معلمان متعهد و مسؤول دبستاني و دبيرستاني است تا با كوشش خود جواناني را تحويل دانشگاه‏ها دهند كه با آگاهي از انحرافات گذشته دانشگاه، بر فرهنگ غني و مستقل اسلامي ايراني تكيه كنند و بر اساتيد متعهد است تا با باز شدن دانشگاه‏ها در صورت مشاهده انحراف و گرايش جوانان به يكي از دو قطب قدرت و مكر، آنان را به توطئه‏ها و شيطنت‏ها آگاه كنند و جواناني متعهد نسبت به مصالح كشور و آگاه به اهداف اسلام تحويل جامعه دهند و مطمئن باشند كه با اين خدمت، استقلال و آزادي كامل ميهن عزيزشان تضمين خواهد شد.

علما و روحانيون انشاء الله به همه ابعاد و جوانب مسؤوليت خود آشنا هستند ولي از باب تذكر و تأكيد عرض مي‏كنم امروز كه بسياري از جوانان و انديشمندان در فضاي آزاد كشور اسلامي‏مان احساس مي‏كنند كه مي‏توانند انديشه‏هاي خود را در موضوعات و مسايل مختلف اسلامي بيان دارند، با روي گشاده و آغوش باز حرف‏هاي آنان را بشنوند، و اگر بيراهه مي‏روند با بياني آكنده از محبت و دوستي راه راست اسلامي را نشان آنها دهيد.و بايد به اين نكته توجه كنيد كه نمي‏شود عواطف و احساسات معنوي و عرفاني آنان را ناديده گرفت و فورا انگ التقاط و انحراف بر نوشته‏هاشان زد و همه را يكباره به وادي ترديد و شك انداخت.اينها كه امروز اين گونه مسايل را عنوان مي‏كنند، مسلما دلشان براي اسلام و هدايت مسلمانان مي‏طپد و الا داعي ندارند كه خود را با طرح اين مسايل به دردسر بيندازند.اينها معتقدند كه مواضع اسلام در موارد گوناگون همان گونه‏اي است كه خود فكر مي‏كنند، به جاي پرخاش و كنار زدن آنها با پدري و الفت با آنان برخورد كنيد.اگر قبول هم نكردند مأيوس نشويد، در غير اين صورت خداي ناكرده به دام ليبرال‏ها و ملي گراها و يا چپ و منافقين مي‏افتند و گناه اين كمتر از التقاط نيست.وقتي ما مي‏توانيم به آينده كشور و آينده سازان اميدوار شويم كه به آنان در مسايل گوناگون بهادهيم و از اشتباهات و خطاهاي كوچك آنان بگذريم و به همه شيوه‏ها و اصولي كه منتهي به تعليم و تربيت صحيح آنان مي‏شود، احاطه داشته باشيم فرهنگ دانشگاه‏ها و مراكز غير حوزه‏اي به صورتي است كه با تجربه و لمس واقعيت‏ها بيشتر عادت كرده است تا فرهنگ نظري و فلسفي، بايد با تلفيق اين دو فرهنگ و كم كردن فاصله‏ها، حوزه و دانشگاه در هم ذوب شوند تا ميدان براي گسترش و بسط معارف اسلام وسيع‏تر گردد.

منبع: پايگاه خبري تحليلي رهوا


+ نوشته شده دردوشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۴ساعت 8:36توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             آمریکا از نگاه حضرت امام خمینی(ره)

آمریکا از نگاه حضرت امام خمینی(ره)

فجرآفتاب-دهه فجر انقلاب اسلامی و امام

حضرت امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی، ۲ هزار و هفتصد بار واژه آمریکا را در سخنرانی‌ها و مکتوبات خود به کار بردند و بارها به تفاوت های عمیق برای روابط آمریکا با ایران متذکر شده اند .

 به نقل از روزنامه جام جم : مسلم است در این میان شاید نتوان جمله ای یافت که بدون نکوهش آمریکا و دولتمردان آن به پایان برسد . همه جمله معروف امام خمینی مبنی بر شیطان بزرگ بودن آمریکا را به یاد دارند. اکنون در آستانه فصل جدیدی از رابطه میان دو کشور بد نیست نگاهی به موضع امام خمینی درباره این کشور و مذاکره با آن شود.
 

یکی از واکنش های مهم و قاطع امام(ره) درباره آمریکا هنگام تسخیر سفارت آمریکا بود. ایشان در شانزدهم آبان 1358 سخنرانی کردند و یکی از جمله های معروف خود درباره آمریکا را به زبان آوردند. امام (ره) در این سخنرانی ضمن حمایت ضمنی از اقدام دانشجویان ( تسخیر لانه جاسوسی) گفتند: «شما می‏بینید که الآن مرکز فساد آمریکا را جوان ها رفته‏ ا ند و گرفته‏ اند و آمریکایی هایی هم که در آنجا بوده گرفتند و آن لانه فساد را به دست آوردند و آمریکا هم هیچ غلطی نمی تواند بکند و جوان ها هم مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطی نمی‏ تواند بکند.»
 

اما چرا امام خمینی تا این حد روی آمریکا حساس بودند و تا این اندازه برخورد تندی با این کشور داشتند. از نظر امام خمینی، آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان و همه مصیبت ها و گرفتاری های ما در ایران از جانب این کشور است.

ایشان در تعبیری ساده و گیرا می گفتند: «ما آن قدر صدمه که از آمریکا دیدیم از هیچ کس ندیدیم.» و به این ترتیب معلوم می شد که واکنش ایشان نسبت به مذاکره یا رابطه چه بود.

«آنهایی که خواب آمریکا را می بینند خدا بیدارشان کند»، «با آمریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد، مگر این که آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد.» و «روابط ما با آمریکا روابط یک مظلوم با ظالم است، روابط یک غارت شده با غارتگر است.» این سه جمله از میان جملاتی انتخاب شده که رهبر فقید انقلاب درباره رابطه با آمریکا گفتند و شاید همین جمله ها برای نشان دادن مخالفت شدید ایشان با هرگونه مذاکره و رابطه در آن برهه زمانی کافی باشد. در زمانی که هر کنشی از این دست به چشم یک سازش دیده می شد.

اما اگر از سیزدهم آبان در بدو انقلاب اسلامی صحبت کردیم، بد نیست واکنش امام به ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران را که اواخر عمر ایشان انجام شد، هم ببینم. آنجا که ایشان در پیامی گفتند: «مردم آزاده جهان همیشه از ابرقدرت ها بخصوص آمریکای جنایتکار صدمه دیده‏اند و تا عزم خود را برای رویارویی با کفر و شرک جهانی و آمریکای سلطه‏ گر جزم ننمایند، هر روز شاهد جنایتی تازه خواهند بود.

امام در ادامه سخن از یک نبرد تازه گفتند و افزودند: «جنگ امروز ما، جنگ با عراق و اسرائیل نیست؛ جنگ ما، جنگ با عربستان و شیوخ خلیج فارس نیست؛ جنگ ما، جنگ با مصر و اردن و مراکش نیست؛ جنگ ما، جنگ با ابرقدرت های شرق و غرب نیست؛ جنگ ما، جنگ مکتب ماست علیه تمامی ظلم و جور؛ جنگ ما جنگ اسلام است علیه تمامی نابرابری های دنیای سرمایه داری و کمونیزم؛ جنگ ما جنگ پابرهنگی علیه خوشگذرانی های مرفهین و حاکمان بی‏درد کشورهای اسلامی است.

این جنگ سلاح نمی‏شناسد، این جنگ محصور در مرز و بوم نیست، این جنگ، خانه و کاشانه و شکست و تلخی کمبود و فقر و گرسنگی نمی‏داند. این جنگ، جنگ اعتقاد است، جنگ ارزش های اعتقادی ـ انقلابی علیه دنیای کثیف زور و پول و خوشگذرانی است.
جنگ ما ، جنگ قداست، عزت و شرف و استقامت علیه نامردمی هاست.

رزمندگان ما در دنیای پاکِ اعتقاد و در جهان ایمان تنفس می‏کنند و مسلمین جهان هم که می‏دانند جنگ بین استکبار و اسلام است، جهانخواران را آرام نخواهند گذاشت و ضربه‏های خود را بر همه کاخ نشینان وارد می‏کنند.» به این ترتیب امام خمینی اواخر عمر خود این نظر را مورد تاکید قرار دادند که مشکل ایران و آمریکا بیش از آن که در رویدادها و حوادث تاریخی باشد در ایدئولوژی و مکاتب اعتقادی است و مسلم است که مذاکره در این مسیر کاری است بسیار دشوار .


+ نوشته شده دریکشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:33توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             گزيده اي از سخنان امام خميني(ره) آشنايي با اسلام ناب محمدي در مقابل اسلام آمريكايي

دريافت فايل

موضوع

امام خميني

عنوان

گزيده اي از سخنان امام خميني(ره) آشنايي با اسلام ناب محمدي در مقابل اسلام آمريكايي

نوع مقاله

راهبردي

نویسنده

 

مترجم

 

نام فرستنده

دبير سايت

ناشر

اداره كل حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس استان يزد

تاریخ انتشار

1391

شابك

 

منبع

سايت خط شكنان

پيوند مرتبط

براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد

چكيده

مذهب اسلام از هنگام ظهورش متعرض نظام هاي حاكم در جامعه بوده است و خود داراي سيستم و نظام خاص اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي است كه باري تمامي ابعاد و شئون زندگي فردي و اجتماعي قوانين خاصي وضع دارد و جز آن را براي سعادت جامعه نمي پذيرد.
مذهب اسلام همزمان با اينكه به انسان مي گويدكه خدا را عبادت كن و چگونه عبادت كن، به او مي ويد چگونه زندگي كن و روابط خود را برقرار نمايد هيچ حركتي و عملي از فرد و يا جامعه نيست مگر اينكه مذهب اسلام براي آن حكمي مقرر داشته است.

كليد واژه

سخنان- امام خميني(ره) -اسلام ناب محمدي - آمريكا-جنگ


+ نوشته شده دریکشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۴ساعت 7:26توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             اسلام ناب محمدی (ص) در کلام امام خمینی (ره)

اسلام ناب محمدی (ص) در کلام امام خمینی (ره)

متأسفانه هنوز برای بسیاری از ملتهای اسلامی مرز بین «اسلام امریکایی» و «اسلام ناب محمدی» و اسلام پابرهنگان و محرومان، و اسلام مقدسنماهای متحجر و سرمایه داران‌ خدانشناس و مرفهین بی‌درد، کاملًا مشخص نشده است. و روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین دو فکر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سیاسی بسیار مهم است.
صحیفه امام، ج‌21، ص: 121

تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی- صلی اللَّه علیه و آله و سلم- اسلام ائمه هدی- علیهم السلام- اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگانِ تاریخِ تلخ و شرم‌آور محرومیتها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون‌آشام و نابودکننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی‌درد، و در یک کلمه «اسلام امریکایی» باشد.
صحیفه امام، ج‌21، ص: 145
 

+ نوشته شده درشنبه بیستم تیر ۱۳۹۴ساعت 17:26توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             تجمل گرایی آفت جامعه اسلامی (با تأکید بر دیدگاه ها و سیره امام خمینی رحمه الله )

یکی از آفت های مهمی که جامعه اسلامی ما را تهدید می کند، تجمل گرایی و رفاه زدگی و گرایش افراطی به ظواهر دنیوی است که غفلت از آراستگی های درونی و معنوی را به دنبال دارد.

قرآن کریم از تجمل گرایی و ناز پروردگی به عنوان اتراف یاد می کند و در آیات مختلف آن را موردنکوهش قرار می دهد.

خداوند متعال نازپروردگی و رفاه زدگی را یکی از عوامل انحطاط جوامع بشری معرفی می کند که هلاکت و نابودی سرزمین و اهل آن را به دنبال خواهد داشت:

وَ إِذَآ أَرَدْنَآ أَن نُّهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَـهَا تَدْمِیرا؛ و هرگاه بخواهیم مردم سرزمینی را هلاک کنیم، رفاه طلبان و خوش گذرانانشان را وادار به فساد می کنیم و وقتی در آن به فسق و انحراف پرداختند و سزاوار عذاب گردیدند، آن گاه آنجا را زیر و زبر می کنیم و به شدت نابودشان می سازیم.

بنابر آیه فوق، رفاه زدگان در معرض فسق و بی بند و باری قرار دارند که جامعه خود را به انحطاط و زوال خواهد کشاند.

با مروری اجمالی به تاریخ گذشتگان و بررسی عوامل انحطاط آنان این حقیقت قرآنی به خوبی آشکار می گردد که چه بسیار تمدن ها و جوامعی که بر اثر رفاه زدگی و نازپروردگی به گناه و معصیت گرفتار آمدند و بنیاد بقایشان زایل گشت.

;هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان ;ایوان مداین را آئینه عبرت دان
;کسرا و ترنج زر، پرویزوبِهِ زرین ;بر باد شده یکسر، با خاک شده یکسان

خاقانی

عیاشان مانع ترقی جوامعند

یکی از نکاتی که قرآن کریم به آن پرداخته است، نقش منفی مرفهین بی درد و عیّاشان یک جامعه در روند تکامل و پیشرفت آن است.

از دیرباز اولین قشری که دعوت انبیای الهی را لبیک گفتند مستضعفین و درد کشیدگانی بودند که بار مرفهین و عیاشان اجتماع را بر دوش می کشیدند و اولین گروهی که در برابر پیامبران مقاومت می کردند، نازپروردگان و دنیازدگانی بودند که منافع و موقعیت خود را با هیچ چیزی معاوضه نمی کردند. قرآن کریم درباره آنان فرموده است: «هیچ پیامبر هشدار دهنده ای را در جامعه ای نفرستادیم مگر آنکه اشراف و خوش گذرانان آن جامعه گفتند: ما به آنچه شما مأمورش شده اید، کافریم، و گفتند: ما از جهت اموال و فرزندان، بیشتر و برتریم و عذاب نخواهیم شد».

این دسته از انسان ها هنگامی که وقت شکفتن و گاه رشد جامعه ای فرا می رسد گرفتار ارتجاع و سنت گرایی و گذشته پرستی بی جا می گردند و مانع حرکت تکاملی اجتماع می شوند به تعبیر قرآن کریم: و «بدین گونه در هیچ شهری پیش از تو هشداردهنده ای نفرستادیم مگر آنکه خوش گذرانان آن گفتند: ما پدران خود را بر آئین و راهی یافتیم و از پی ایشان رهسپاریم».

تجمل گریزی ویژگی انقلاب اسلامی

یکی از ویژگی های انقلاب اسلامی آن بود که مبارزه شدید و بنیان کنی را با پدیده زشت رفاه زدگی و نازپروردگی آغاز کرد و کاخ نشینی که به یک هنجار اجتماعی تبدیل شده بود را به امری ناپسند، کریه و مورد نفرت همگان مبدّل نمود. امام خمینی رحمه الله که جان و روحش با قرآن عجین بود و از خرمن پاک معصومان خوشه می چید به عنوان سکان دار انقلاب، زندگی ساده و بی آلایش خود را به دور از هرگونه تجمل گرایی و رفاه زدگی، بنیان نهاد و از آغاز دوران طلبگی تا اوج رهبری و عزت جهانی ـ این سادگی را حفظ کرد.

دوری از تجمل گرایی در گفتار امام خمینی

امام خمینی رحمه الله در هدایتگری ها و سخنان خود همواره مردم و عموم جامعه را از تجمل گرایی و رفاه زدگی بر حذر می داشت و آنان را به ساده زیستی هدایت می کرد و می فرمود: «ما باید کوشش کنیم که اخلاق کاخ نشینی را از این ملت بزداییم.» اکثر این خوی های فاسد، از طبقه مرفه به مردم دیگر صادر شده است. طبع کاخ نشینی منافات باتربیت صحیح دارد، منافات با اختراع و تصنیف و تألیف و زحمت دارد.

امام خمینی رحمه الله عظمت انسان ها را در زندگی ساده آنها می دانست و با توصیه به الگوگیری از زندگی بی آلایش انبیا و پیامبران الهی می فرمود: «عظمت انسان به لباس و کلاه و اتومبیل و... امثال ذلک نیست. انسان یک حقیقتی است که آن حقیقت اگر بروز کند، شرافتمند است، عظمت دارد که بزرگ ترین افراد بشر انبیا بودند و ساده ترین از همه آنها بودند. در عین حالی که بزرگ تر از همه بودند و همه آنها را به بزرگی می شناختند، در عین حال ساده ترین افراد بودند. در وضع زندگی شان، تمام انبیا این طور بودند و تاریخ همه آنها را نشان می دهد که با وضع بسیار ساده ای عمل می کردند».

امام خمینی در قسمتی دیگر از سخنان خود به زندگی برخی از پیامبران بزرگ الهی اشاره می کند که با آنکه برخی از آنان تشکیل حکومت دادند و زمام امور جامعه را به دست داشتند، ولی قدرت و مقام آنان را به سوی زندگی تجملی نکشاند و زندگی ساده و بی آلایش خود را ادامه دادند: «تمام زحماتی که انبیا کشیدند، وقتی که ما کیفیت زندگی آنها را مطالعه کنیم زندگی حضرت موسی، حضرت عیسی علیهماالسلام و به خصوص زندگی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله پیغمبر خودمان را اگر ملاحظه کنید و به تاریخ اسلام و به تواریخی که حکایت از اینها کردند و از زندگی شان کردند، ملاحظه کنید می فهمید که اینها تشکیل حکومت بعضی شان دادند، احکام حکومتی دارند، لکن خودشان وقتی که به زندگی شان مراجعه کنید، می بینید که اصلاً مثل رؤسای جمهوری یا سلاطین این عالم نبودند».

حضرت امام خمینی در سخنان دیگری، مسئولان و کارگزاران نظام را به پرهیز از کاخ نشینی و رفاه طلبی دعوت کرده و خدمت به مردم را در گرو دوری از چنین پدیده هایی دانسته اند:

«دولت ها بفهمند که قدرت در این نیست که ظرف طلا باشد و ظرف نقره باشد؛ قدرت به این نیست که پرده ها کذا باشد؛ بزرگی و عظمت به این نیست که پرده های کذا و مبل های کذا باشد، از مال این ملت ضعیف با خود ملت توی این غارها زندگی بکند و شما در کاخ های دادگستری و در کاخ های نخست وزیری تعدیل کنید خودتان را! اگر از خودتان شروع نکنید، نمی توانید اصلاح کنید».

ساده زیستی امام خمینی رحمه الله

امام خمینی رحمه الله چنانچه در گفتار خویش مردم و مسئولین را از رفاه زدگی برحذر می داشت و به ساده زیستی دعوت می نمود خود نیز در صفحه عمل چنین بود.

ایشان از آغاز تشکیل خانواده، اجاره نشین بودند و پس از چندین سال منزل ساده ای از اموال همسر خویش در قم تهیه نمودند.

پس از تبعید به عراق نیز خانه ای در یکی از خیابان های نجف اجاره کردند. فرش های بیرونی منزل امام در آنجا ناقص بود و بخشی از اتاق خالی مانده بود، یکی از یاران ایشان عرض می کند: اجازه بدهید که یک فرش برای اینجا تهیه شود؟ می فرمایند: آن طرف هست می گوید آنجا گلیم است با اینجا جور در نمی آید، می گویند: مگر منزل صدراعظم است. می گوید: بالاتر از صدراعظم است، منزل امام زمان است ایشان می فرمایند: امام زمان خودش هم معلوم نیست در منزلش چی افتاده است.

در نجف، علی رغم هوای گرم آن امام یخچال و کولر نداشتند و تا شروع نهضت در منزل تلفن نداشتند و در جواب اعتراض شهرستانی هایی که نیاز به ارتباط ایشان داشتند، می فرمودند: پول بیت المال خرج رساله من و تلفن نشود و سرانجام یک نفر بازاری تلفنی به نام ایشان خریداری و نصب نمود.

کیفیت خوراک و پوشش امام خمینی رحمه الله

غذای حضرت امام ساده بود، هفته ای یک شب آب دوغ می خورند یا نان و پنیر و مغز گردو، نان و پنیر و سبزی، چند عدد خرما یا نان و سیب زمینی، ساعت 6 صبح هم بعد از نماز و قرآن مقدار کمی نان و پنیر میل می کردند.

یکی از دوستان امام در شبی که قرار بود فردایش امام از بغداد به پاریس بروند درباره شام امام می گوید: در هتل دارالسلام بغداد اقامت داشتیم، هتل بسیار عالی و مجللی بود هنگام شام دوستان ما مسئول هتل را برای شام صدا کردند. او هم با اشتیاق دوید. معلوم بود که مایل است ببیند این شخصیتی که عراقی ها این همه در مراقبت از او اهتمام دارند شام چه میل می کند، از امام پرسید: شام چه میل دارید؟ فرمودند: مختصر نان، یک ظرف ماست، کشمش هم همراهم هست، همین کافی است. دیگر چیزی نمی خواهم. آن مرد از شنیدن این سخنان تعجب کرده بود که یک شخصیت جهانی که دولت عراق را این چنین به وحشت انداخته، شام فقط نان و ماست و کشمش بخورد.

مجموع دارایی امام خمینی رحمه الله

رئیس دیوان عالی کشور درباره دارایی امام می گوید:

وقتی قرار شد طبق اصل قانون اساسی، مسئولین صورت دارایی خود را بدهند، اول کسی که صورت دارایی خود و متعلقین خود را ارائه نمود امام بود که تمام موجودی اش را نوشت و فرستاد که آن فهرست به این شرح است:

دادگستری جمهوری اسلامی ـ دیوان عالی کشور

نام: روح اللّه

نام خانوادگی: مصطفوی، معروف به خمینی

شماره شناسنامه: 2744

محل صدور: خمین

سمت: روحانی

1. دارایی غیرمنقول (با ذکر مشخصات)

1 ـ یک منزل، مشتمل بر بیرونی و اندرونی در قم، محله باغ قلعه که معروف است.

2 ـ قطعه زمینی است، ارث پدری است و به حسب اطلاع حضرت آقای پسندیده، مشاع است بین این جانب و معظم له و ورثه مرحوم اخوی، آقای هندی که اجاره سهمیه این جانب، از قرار اطلاع اخوی، سالی چهار هزار ریال است که داده نمی شود.

2. دارایی منقول، اعم از نقدی، موجودی یا سپرده بانکی، سهام، و اموال غیرمنقول دیگر، با ذکر قیمت تقریبی

1 ـ وجه مختصری است که در تهران که نذورات و هدایای شخصی است.

2 ـ اثاث منزل ندارم؛ مختصر اثاثی است در قم و تهران، ملک همسرم می باشد. دو قطعه قالی در منزل است، داده اند که اگر خواستم بابت خمس حساب کنم و مال این جانب و ورثه نیست. باید به سادات فقیر بدهند. چند جلد کتاب که بقیه کتبی است که در زمان شاه مخلوع به غارت رفت و نمی دانم چقدر است.

و چند جلد کتاب که در مدتی که در تهران هستم، از طرف مؤلفین هدیه شده است که قیمت تقریبی آنها را نمی دانم، ولی قدر قابلی نیست.

اثاثی که در منزل مسکونی فعلی در تهران، ملک صاحبان منزل است، احمد اطلاع دارد.

3 ـ کلیه وجوهی که در بانک ها یا در منزل یا نزد اشخاصی است که آقای پسندیده مطلع هستند به استثنای وجه مختصری که اشاره شد وجوه شرعیه می باشد و ملک این جانب نیست و ورثه این جانب در آنها حقی ندارند و تکلیف آنها را به حسب وصیّت، تعیین نموده ام.

24/10/1359

7 ربیع الاول 1401

روح اللّه الموسوی خمینی

رفاه زدگی عصر ما

پیامبر گرامی اسلام ضمن اخبار غیبی خویش ـ که خبر از آینده و آیندگان می دهد ـ به گرایش افراطی به سمت تجمل گرایی و رفاه زدگی در دوران آخرالزمان اشاره می کنند و عوارض نامطلوب آن را چنین برمی شمارند:

«به زودی پس از من مردمانی می آیند که غذاهای لذیذ و رنگارنگ می خوردند و بر مرکب های مختلف سوار می شوند و همانند زنی که خود را برای همسرش زینت می کند خود را آرایش می کنند و مانند زنان خودآرایی و جلوه گری می نمایند و نحوه زندگی آنان همانند زندگی پادشاهان متکبّر و گردنکش است، آنان منافقان این امت در عصر آخرالزمان هستند... قبله گاهشان زنانشان است و شرافت و شخصیتشان، پول و ثروت.

توجه به وضعیت عمومی جامعه اسلامی در این زمان، نشانگر آن است که تجمل گرایی و رفاه زدگی نسبت به اوایل پیروزی انقلاب رشد چشم گیری داشته است و عده ای از مردم از ارزش های اسلامی و ساده زیستی فاصله گرفته اند. نتایج یک تحقیق نشان می دهد که 2/75 درصد از پاسخگویان معتقد بودند که مردم در سال 1365 ـ در اوج جنگ تحمیلی ـ ساده زندگی می کردند و در سال 1371 از نظر تجملات رشد فزاینده ای داشته اند.

منبع:حوزه


+ نوشته شده درجمعه نوزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 15:17توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             جشنواره هنري كوله بار امانت با موضوع اسلام آمريكايي

فجرآفتاب-دهه فجر انقلاب اسلامی و امام
جشنواره هنري كوله بار امانت با موضوع اسلام آمريكايي

كوله بار امانت

تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیتها باشد. (صحیفه امام- ج 10- ص 145)

بنیاد تبیین اندیشه های امام خمینی رحمه الله علیه در نظر دارد بر اساس پیام امام راحل در سی‌ام شهریور 1367 در تجلیل از هنر و هنرمندان، جشنواره هنری کوله بار امانت با موضوع اسلام آمریکایی در محورهای زیر در قالب های متفاوتی برگزار کند.
1- «اسلام رفاه وتجمل»
2- «اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی»
3- «اسلام مرفهین بی درد»
4- «سرمایه‌داری مدرن و فساد آن»

 

قالب ها :
الف : هنری ادبی
ب: هنرهای تجسمی
ج : هنرهای نمایشی و آوایی
- شرایط وقوانین شرکت در جشنواره :
الف : هنری ادبی
1. شعر
• دانشجویان در انتخاب قالب شعری آزاد می باشند
2. داستان کوتاه
• داستان کوتاه حداکثر در 10 صفحه نوشته شود.
3. وبلاگ نویسی
• کپی برداری از سایت ها و وبلاگ دیگران باید با درج کامل نشانی و ارجاعات کامل انجام گیرد در غیر اینصورت امتیازی منظور نخواهد شد .
• وبلاگ نباید قبلا به بازار عرضه یا در مسابقه یا جشنواره دیگری شرکت داده نشده باشد.

4. نشریه های دانشجویی( مکتوب و الکترونیک )
• دانشجویان شرکت کننده لازم است یک نسخه از نشریه را به همراه ذکر مشخصات کامل صاحب امتیاز / مدیر مسئول و ... تهیه نمایند.
5. دلنوشته
ب : هنرهای تجسمی
1. نقاشی
• تکنیک اثر: رنگ روغن ، اکریلیک ، گواش ، آبرنگ ، ترکیب مواد
• ابعاد : حداقل A3 ( بدون در نظر گرفتن قاب اثر )
2. خوشنویسی
• شیوه ها: ثلث ، نستعلیق یا شکسته نستعلیق
• ابعاد : آزاد
3. عکس وعکاسی
• تکنیک : سیاه و سفید یا رنگی ، به شیوه دیجیتال و بدون ادیت نرم افزاری
• ابعاد: آثار باید به صورت دیجیتال و فرمت jpg و با کیفیت dpi300 تهیه شوند.
4. کاریکاتور
• تکنیک اثر : آزاد
• ابعاد : حداقل A4 ( بدون در نظر گرفتن قاب اثر )
5. پوستر
• ابعاد 70×50 عمودی
• تکنیک : پوسترها باید توسط یکی از نرم افزارهای گرافیکی اجرا شده باشند
6. لوگو و آرام
• ابعاد : متناسب برای ابعاد A3
• تکنیک : اجرا شده توسط نرم افزارهای گرافیکی
ب : هنرهای نمایشی و آوایی :
1. نمایشنامه نویسی
• رعایت ساختار فنی نمایشنامه الزامی و توجه به جنبه های اجرایی آن ضروری می باشد.
• نمایشنامه بصورت تایپ و با فونت BZAr تهیه شود.
• کپی برداری از آثار نویسندگان ممنوع می باشد و در صورت اقتباس ، کلیه مشخصات نویسنده و نام اثر و انتشارات باید ذکر گردد.
2. فیلم نامه نویسی
• رعایت ساختار فنی فیلم نامه نویسی در این رشته الزامی است و ارائه طرح و موضوع قابل قبول می باشد.
• فیلم نامه به صورت تایپ و فونت Bzarتهیه شود
• کپی برداری از آثار نویسندگان ممنوع و در صورت استفاده از متن چاپ شده یا غیر چاپی کلیه مشخصات نویسنده نام اثر و ناشر ذکر گردد.
3. پویانمایی
• تکنیک : آزاد است
• فیلم پویا نمایی نباید در جشنواره های دیگر شرکت داده شده باشد .
4. موشن گرافیک
• اندازه ویدیو نهایی و فایل ارسالی باید در قطع 720 در 1280 پیکسل و با سرعت fps25 و کدک H.264 ارسال شوند.
5. فیلم کوتاه : مستند ، کلیپ
دانشجو می توانند فیلم های تولیدی خود را در بخش های داستانی و مستند ارائه دهند .
• فیلم ها با یکی از فرمت های تصویری mpg یا Aviبر روی cd ارائه گردد .
• عوامل فیلم می بایست از دانشجو باشند .
• زمان فیلم ها حداقل 10 و حداکثر 20 دقیقه می باشند .
6. ترانه و سرود (سنتی و مقامی)
• تعداد افراد یک گروه حداکثر 15 نفر باشد.
• مدت اجرای سرود حداکثر 7 دقیقه باشد.
7. نماهنگ
• تکنیک : آزاد می باشد .
• لازم است نسخه اصلی فیلم در یک نسخه DVD ( قابل پخش با دستگاه رایانه و سیستم های خانگی ) تهیه شود
• زمان نماهنگ حداقل 3 و حداکثر 5 دقیقه ( تصویری ) باشد .
8. پادکست

تقویم جشنواره :
آخرین مهلت ارسال آثار : 4/6/ 1394 مصادف با میلاد امام رضا علیه السلام
زمان اعلام وتجلیل از برگزیدگان : 30 شهریور مصادف با پیام امام خمینی (ره) به هنرمندان و تجلیل از هنر و هنرمندان

نحوه ارسال آثار:

تلفن : 02184222302- 02188979168
رایانامه : kolebareamanat@mihanmail.ir
نشانی ارسال آثار : تهران- میدان فاطمی - خیابان زرتشت غربی- خیابان مهدوی - کوچه شهید غفاری - پلاک 20 - ساختمان شماره دو نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها - طبقه اول - بنیاد تبیین اندیشه های امام خمینی در دانشگاه ها

 


+ نوشته شده درسه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 10:4توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             منشور فرهنگ انقلاب در وصایای امام

مقام معظم رهبری در توصیف وصیت نامه‏ی امام(ره) می‌فرمایند: «آن مرد دانا، آن مرد حکیم، آن مرد خبیر به اسلام، آن مرد دنیاشناس، با توجّه به نیاز این ملت، راهى را انتخاب کرد، نشانه‌هایى را گذاشت و توصیه‌هایى را کرد؛ هرجا هم به آن توصیه‌ها عمل شد، جواب داد. امروز هم ما به همان توصیه‌ها به همان راه و به همان نشانه‌ها احتیاج دارد.»

 

پیروی از قرآن و فرهنگ ائمه اطهار؛

وصیت‏نامه ‏ی امام خمینی (ره) را می‌توان چکیده‏ی توصیه‌های ایشان برای «کشورداری» و «وظایف مردم و مسؤولین در قبال اسلام» دانست. مقام معظم رهبری در توصیف این وصیت نامه می‌فرمایند: «آن مرد دانا، آن مرد حکیم، آن مرد خبیر به اسلام، آن مرد دنیاشناس، با توجّه به نیاز این ملت، راهى را انتخاب کرد، نشانه‌هایى را گذاشت و توصیه‌هایى را کرد؛ هرجا هم به آن توصیه‌ها عمل شد، جواب داد. امروز هم ما به همان توصیه‌ها نیاز داریم. امروز هم کشور ما به همان راه، به همان نشانه‌ها و به همان خطوط احتیاج دارد.»[1]

در این یادداشت سعی داریم، نگاه فرهنگی امام (ره) را از میان وصیت نامه پرارزش ایشان استخراج کنیم تا همیشه در پس ذهن خود، قبل از هر کاری به آن رجوع کنیم:

· پیروی از قرآن و فرهنگ ائمه‏ی اطهار؛

امام (ره) راه سعادت بشری را پیروی از ثقلین می‌دانند و می‌فرمایند که یکی از مشکلات بشری ناشی از این است که همواره یا «قرآن» مهجور بوده است و یا «پیروی از ائمه»؛ و البته:

- مهجوریت هر یک مهجوریت دیگری است، تا آن‏گاه که این دو مهجور بر رسول خدا در «حوض» وارد شوند.

بر قرآن چه گذشته است؟

- خودخواهان و طاغوتیان، قرآن کریم را وسیله‌ای کردند برای حکومت‏های ضد قرآنی.

- مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را که سراسر قرآن را از پیامبر اکرم - صلی الله علیه وآله و سلم - دریافت کرده بودند و ندای «انی تارک فیکم الثقلین» در گوششان بود با بهانه‌های مختلف و توطئه‌های از پیش تهیه شده، آنان را عقب زده و باقرآن، در حقیقت قرآن را - که برای بشریت تا ورود به حوض بزرگ‏ترین دستور زندگانی مادی و معنوی بود و است - از صحنه خارج کردند.

- بر حکومت عدل الهی - که یکی از آرمان‏های این کتاب مقدس بوده و هست - خط بطلان کشیدند و انحراف از دین خدا و کتاب و سنت الهی را پایه‏گذاری کردند.

- هرچه این بنیان کج به جلو آمد کجی‌ها و انحراف‌ها افزون شد؛ تا آنجا که نقش قرآن به دست حکومت‏های جائر و آخوندهای خبیث بدتر از طاغوتیان وسیله‌ای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالی شد.

- به دست دشمنان توطئه‌گر و دوستان جاهل، قرآن این کتاب سرنوشت‌ساز، نقشی جز در گورستان‏ها و مجالس مردگان نداشت.

- آنکه [قرآن] باید وسیله‏ی جمع مسلمانان و بشریت و کتاب زندگی آنان باشد، وسیله تفرقه و اختلاف گردید.

- تا جایی‏که دیدیم اگر کسی دم از حکومت اسلامی برمی آورد و از سیاست، که نقش بزرگ اسلام و رسول بزرگوار - صلی الله علیه و آله و سلم - و قرآن و سنت مشحون آن است، سخن می‌گفت گویی بزرگترین معصیت را مرتکب شده؛ وکلمه «آخوند سیاسی» موازن با آخوند بی‌دین شده بود.

وظیفه ما در قبال قرآن؛

- ما مفتخریم و ملت عزیز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرو مذهبی است که می‌خواهد حقایق قرآنی، که سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلکه بشریت دم می‌زند، از مقبره‌ها و گورستان‏ها نجات داده و به عنوان بزرگ‏ترین نسخه‏ی نجات دهنده‏ی بشر از جمیع قیودی که بر پای و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان می‌کشاند، نجات دهد.

· ما مفتخریم که رهبران ما معصومین (ع) هستند و دشمنان ما جنایت‏کاران

افتخار ما به پیروی از چه کسانی است؟

- ما مفتخریم که پیرو مذهبی هستیم که رسول خدا مؤسس آن به امر خداوند تعالی بوده، و امیرالمومنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)، این بنده رها شده از تمام قیود، مأمور رها کردن بشر از تمام اغلال و بردگی‌ها است.

- ما مفتخریم که ائمه‏ی معصومین، از علی بن ابیطالب گرفته تا منجی بشرحضرت مهدی صاحب زمان - علیهم آلاف التحیات والسلام - که به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است، ائمه‏ی ما هستند.

چرا به ائمه افتخار می‌کنیم؟

- ما مفتخریم که ائمه معصومین ما - صلوات الله و سلامه علیهم - در راه تعالی دین اسلام و در راه پیاده کردن قرآن کریم که تشکیل حکومت عدل یکی ازابعاد آن است، در حبس و تبعید به سر برده و عاقبت در راه براندازی حکومت‏های جائرانه و طاغوتیان زمان خود شهید شدند.

وظیفه‌‏ی ما چیست؟

- ما امروز مفتخریم که می‌خواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده کنیم و اقشار مختلفه ملت ما در این راه بزرگ سرنوشت ساز سر از پا نشناخته، جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدامی کنند.
- ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنه‌های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر، و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند.

· پیروی از فرهنگ ائمه؛

- با کمال جد و عجز از ملت‏های مسلمان می‌خواهم که از ائمه‏ی اطهار و فرهنگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی این بزرگ راهنمایان عالم بشریت به طور شایسته و به جان و دل و جان‏فشانی و نثار عزیزان پیروی کنند؛ از آن جمله:

o فقه سنتی که بیانگر مکتب رسالت و امامت است و ضامن رشد و عظمت ملت‏ها است.

o از نماز جمعه و جماعت که بیانگر سیاسی نماز است هرگز غفلت نکنند.

o مراسم عزاداری ائمه اطهار و بویژه سید مظلومان و سرور شهیدان، حضرت ابی عبدالله الحسین - صلوات وافر الهی و انبیا و ملائکه الله و صلحا بر روح بزرگ حماسی او باد - هیچ گاه غفلت نکنند؛ و می‌دانید که لعن ونفرین و فریاد از بیداد بنی امیه - لعنه الله علیهم - با آنکه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده‏اند، فریاد بر سر ستمگران جهان و زنده نگهداشتن این فریادستم شکن است.

· اعتقاد به دست غیب خداوند؛

- ما می‌دانیم که این انقلاب بزرگ که دست جهان‏خواران و ستمگران را ازایران بزرگ کوتاه کرد، با تأییدات غیبی الهی پیروز گردید.

· سعادت دنیا و آخرت، نتیجه اسلام و حکومت اسلامی؛

- اسلام و حکومت اسلامی پدیده‏ی الهی است که با به کار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تأمین می‌کند و قدرت آن دارد که قلم سرخ بر ستمگری‏ها و چپاولگری‏ها و فسادها و تجاوزها بکشد وانسان‏ها را به کمال مطلوب خود برساند. و مکتبی است که برخلاف مکتب‏های غیرتوحیدی، در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته، ولو بسیار ناچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد فروگذار ننموده است؛ و موانع و مشکلات سر راه تکامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع آنها کوشیده است.

افتخار می‌کنیم که دشمنان ما جنایت‏کارانند؛

- ملت ما بلکه ملت‏های اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند به این‏که دشمنان آنان که دشمنان خدای بزرگ و قرآن کریم و اسلام عزیزند، درندگانی هستند که از هیچ جنایت و خیانتی برای مقاصد شوم جنایتکارانه خود دست نمی‏کشند وبرای رسیدن به ریاست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمی‏شناسند.

- و ما و ملت‏های مظلوم دنیا مفتخریم که رسانه‌های گروهی و دستگاه‏های تبلیغات جهانی، ما و همه مظلومان جهان را به هر جنایت و خیانتی که ابرقدرتهای جنایت‏کار دستور می‌دهند متهم می‌کنند.

- کدام افتخار بالاتر و والاتراز اینکه امریکا با همه ادعاهایش و همه ساز و برگهای جنگی‏اش و آن‏همه دولت‏های سرسپرده‏اش و به دست داشتن ثروت‏های بی‏پایان ملت‏های مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه‌های گروهی، در مقابل ملت غیور ایران و کشور حضرت بقیه الله - ارواحنا لمقدمه الفدا - آنچنان وامانده و رسوا شده است که نمی‏داند به که متوسل شود! و رو به هر کس می‌کند جواب رد می‌شنود!و این نیست جز به مددهای غیبی حضرت باری تعالی - جلت عظمته - که ملت‏هارا به ویژه ملت ایران اسلامی را بیدار نموده و از ظلمات ستم‏شاهی به نور اسلام هدایت نموده است.

· وحدت، وحدت، وحدت...

رمز بقا، همان رمز پیروزی است؛


- بی‌تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است؛ و رمزپیروزی را ملت می‌داند و نسل‌های آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن: انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی؛ و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد.

فراموشی هدف و تفرقه؛

- اگر بخواهید اسلام و حکومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از کشورتان قطع شود، این انگیزه الهی را که خداوند تعالی در قرآن کریم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهید؛ و در مقابل این انگیزه که رمز پیروزی وبقای آن است، فراموشی هدف و تفرقه و اختلاف است.

- امروز و در آتیه نیز آنچه برای ملت ایران ومسلمانان جهان باید مطرح باشد و اهمیت آن را در نظر گیرند، خنثی کردن تبلیغات تفرقه افکن خانه برانداز است. توصیه‏ی اینجانب به مسلمین و خصوص ایرانیان به‏ویژه در عصر حاضر، آن است که در مقابل این توطئه‌ها عکس العمل نشان داده و به انسجام و وحدت خود، به هر راه ممکن افزایش دهند و کفار و منافقان را مایوس نمایند.(*)


پی‌نوشت :

[1]- بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 09/07/1378

 

منبع:برهان


+ نوشته شده دریکشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۴ساعت 9:9توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             امام خمینی(ره) در بیانات رهبر انقلاب اسلامی

فجرآفتاب-دهه فجر انقلاب اسلامی و امام

 

بخشی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در ارتباط با حضرت امام خمینی(ره) در زير از نظر شما مي گذرد. ایشان در مناسبت‌های مختلف در ارتباط با بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی مطالبی را بیان کرده‌اند که گزیده‌ای از این بیانات به شرح زیر است:

امام ، علمدار اسلام ناب محمدی(ص)

امروز هم در دنیا اسلامی که با ظلم و زورگویی درافتد و چپاولگری و فساد را محکوم کند، وجود دارد. این اسلام باید در انتظار دشمنی ابرقدرت‌ها و امریکا و صهیونیست‌ها و کمپانی‌های غارتگر عالم و سلاطین فاسد و رؤسای مفسد امروز دنیا باشد.

روزی که ما پشت سر امام عزیز و علمدار اسلام ناب، شعارهای اسلام واقعی را مطرح می‏‌کردیم، می‏‌دانستیم که دشمن‌ها و قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها در مقابل ما صف‏‌آرایی می‏‌کنند. در صدر اسلام هم همین‏‌گونه بود. آن روزی که یهودی‌ها و منافقان و کفار و مشرکان، اطراف مدینه‏ پیامبر را محاصره کردند و جنگ احزاب و خندق را به وجود آوردند، مؤمنین واقعی گفتند: «هذا ما وعدنااللَّه و رسوله»؛ این، چیزی تازه‏ نیست. خدا و رسولش به ما گفته بودند که بدها و شریرها و فاسدها علیه شما همدست خواهند شد؛ بنابراین، آن‌ها چون صدق وعده‏ الهی را دیدند، ایمان‌شان قویتر شد.

هرجا که اسلام واقعی آشکار شد، اگرچه قدرت‌های خبیث و پلید در مقابل آن صف‏‌آرایی کردند، اما انسان‌های پاک و دل‌های مطهر و روح‌های صاف و فطرت‌های پاک و ناآلوده، با همه‏ توان و وجود از آن حمایت کردند. چرا ده میلیون انسان عزادار در ایام رحلت امام(ره) گرد پیکر مطهر آن بزرگوار جمع شدند و آن‏‌گونه بر سر و سینه‏ خود می‏‌زدند؟ چرا صدها میلیون مسلمان در سرتاسر عالم، به خاطر درگذشت یک انسان، این‏‌طور عزادار و داغدار شدند؟ محبوبیت امام ما به خاطر چه بود؟ جواب، یک کلمه است: به خاطر اسلام. خود آن بزرگوار این نکته را به ما یاد داد و خود او به ما فهماند و تأکید کرد که به خاطر اسلام، خدا دل‌ها را متوجه انقلاب و رهبر و ملت ایران کرد.

آن چیزی که به پاها و دل‌های شما قوّت داد، تا بتوانید راه‌های طولانی را طی کنید و به این‏‌جا بیایید، اسلام ناب و مدافع مظلوم و ناسازگار با ظالم بود. این اسلام است که دل‌ها را جذب و جمع می‏‌کند و نیرویی عظیم و شکست‏‌ناپذیر بوجود می‏‌آورد. راز اصلی همین نکته است، که ما باید آن را درست درک کنیم و همیشه به یاد داشته باشیم.

(فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت روحانیون و مسئولان و مردم استانهای فارس، هرمزگان، شهرهای قزوی، تاکستان و .... 21 /4 /1368 )

آرمان های بزرگ امام

آرمان‌های بزرگی که امام(ره) بیان می‏‌کردند، عبارت بود از: مبارزه با استکبار جهانی، حفظ اعتدال قاطع در خط «نه شرقی و نه غربی»، اصرار فراوان بر استقلال حقیقی و همه‏‌جانبه‏ ملت - خودکفایی به معنای کامل - پافشاری فراوان و تمام‏ نشدنی بر حفظ اصول دینی و شرع و فقه اسلامی، ایجاد وحدت و همبستگی، توجه به ملت‌های مسلمان و مظلوم دنیا، عزت بخشیدن به اسلام و ملت‌های اسلامی و مرعوب نشدن در مقابل قدرت‌های جهانی، ایجاد قسط و عدل در جامعه‏ اسلامی، حمایت بی‏‌دریغ و همیشگی از مستضعفان و محرومان و قشرهای پایین جامعه و لزوم پرداختن به آن‌ها. همه‏ ما شاهد بودیم که امام در این خطوط، مصرانه و بدون تعلل، حرکتش را ادامه داد. ما باید راه و اعمال صالح و حرکت مداوم او را دنبال کنیم.

(فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نخست وزیر، هیئت وزیران 17 /3 /1368 )

نتایج و برکات حرکت و راه امام

او، آن روح‏‌اللَّه بود که با عصا و ید بیضای موسوی و بیان و فرقان مصطفوی، به نجات مظلومان کمر بست؛ تخت فرعون‌های زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور امید روشن ساخت. او به انسان‌ها کرامت، و به مؤمنان عزت، و به مسلمانان قوّت و شوکت، و به دنیای مادّی و بی‏روح معنویت، و به جهان اسلام حرکت، و به مبارزان و مجاهدان فی‏‌سبیل‏‌اللَّه شهامت و شهادت داد.

او بتها را شکست و باورهای شرک‏‌آلود را زدود. او به همه فهماند که انسان کامل شدن، علی‏‌وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن، افسانه نیست. او به ملت‌ها نیز فهماند که قوی شدن و بند اسارت گسستن و پنجه در پنجه‏ سلطه‏‌گران انداختن، ممکن است. لمعات قرب حق را صاحبان بصیرت در چهره‏ منور او دیدند و طعم برّ الهی را که در حیات و ممات بر او می‏‌بارید، همه چشیدند. دعای او مستجاب شد که می‏‌گفت: «الهی لم یزل برّک علیّ ایام حیاتی، فلاتقطع برّک عنّی فی ممات .»

(پیام به ملت شریف ایران در پایان چهلمین روز ارتحال امام خمینی (ره) 23 /4 /1368 )

کار بزرگ امام(ره)


ادامه مطلب
+ نوشته شده درشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 9:50توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             توصیه‌های فرهنگی بنیانگذار انقلاب اسلامی

امام خمینی(ره): «به آن دسته که از روی بعضی اشتباهات یا بعضی خطاها، چه عمدی و چه غیرعمدی...با اصل جمهوری اسلامی مخالفت شدید می‏کنند و با تصور خودشان این جمهوری از رژیم سلطنتی بدتر یا مثل آن است، توصیه می‏کنم با نیت صادق در خلوات تفکر کنند و از روی انصاف مقایسه نمایند با حکومت و رژیم سابق...»

 

توصیه‌های فرهنگی امام به اقشار گوناگون
توصیه به عموم ملت
- خوداتکایی و خودکفایی؛


از جمله نقشه‌ها که مع الاسف تأثیر بزرگی در کشورها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده، بیگانه نمودن کشورهای استعمار زده از خویش، و غرب‏زده و شرق‏زده نمودن آنان است به طوری‏که خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هیچ گرفتند و غرب و شرق، دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله گاه عالم دانستند و وابستگی به یکی از دو قطب را از فرائض غیرقابل اجتناب معرفی نمودند!

- پرهیز از فرهنگ مصرفی؛

غم انگیزتر اینکه آنان ملتهای ستمدیده زیر سلطه را در همه چیز عقب نگه داشته و کشورهایی مصرفی بار آوردند.

- جرأت ابتکار و خلاقیت؛

و به قدری ما را از پیشرفت‏های خود و قدرت‏های شیطانی‏شان ترسانده‌اند که جرأت دست زدن به هیچ ابتکاری نداریم و همه چیز خود را تسلیم آنان کرده و سرنوشت خود و کشورهای خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطیع فرمان هستیم.

- عدم تقلید کورکورانه از شرق و غرب؛

این پوچی و تهی مغزی مصنوعی موجب شده که در هیچ امری به فکر و دانش خود اتکا نکنیم وکورکورانه از شرق و غرب تقلید نماییم.

- مأیوس نشدن از خوداتکایی در مقابل تمسخر روشنفکران؛

از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتکار اگر داشتیم، نویسندگان و گویندگان غرب و شرق زده‏ی بی‏فرهنگ، آن‏ها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فکر و قدرت بومی ما را سرکوب و مأیوس نموده و می‌نمایند و رسوم و آداب اجنبی را هر چند مبتذل و مفتضح باشد با عمل و گفتار و نوشتار ترویج کرده و با مداحی و ثناجویی آنها را به خورد ملت‏ها داده و می‌دهند. فرنگی مابی از سر تا پا و در تمام نشست و برخاست‏ها و در معاشرت‏ها و تمام شوون زندگی موجب افتخار و سربلندی و تمدن و پیشرفت، و در مقابل، آداب و رسوم خودی، کهنه پرستی و عقب افتادگی است. بی اعتنایی به آنچه مربوط به مذهب و معنویات است از نشانه‌های روشنفکری و تمدن، و در مقابل، تعهد به این امور نشانه‏ی عقب ماندگی و کهنه‏پرستی است.

- ما می‌توانیم؛

اینجانب نمی‏گویم ما خود همه چیز داریم؛ معلوم است ما را در طول تاریخ نه چندان دور خصوصا، و در سده‌های اخیر از هر پیشرفتی محروم کرده‏اند. من وصیت دلسوزانه و خادمانه می‌کنم به ملت عزیز که اکنون که تا حدود بسیار چشم‏گیری از بسیاری از این دام‏ها نجات یافته و نسل محروم حاضر به فعالیت و ابتکار، برخاسته و دیدیم که بسیاری از کارخانه‌ها و وسایل پیشرفته مثل هواپیماها و دیگر چیزها که گمان نمی رفت متخصصین ایران قادر به راه انداختن کارخانه‌ها و امثال آن باشند و همه‏ی دست‏ها را به سوی غرب یا شرق دراز کرده بودیم که متخصصین آنان این‏ها را به راه اندازند، در اثر محاصره اقتصادی و جنگ تحمیلی، خود جوانان عزیز ما قطعات محل احتیاج را ساخته و با قیمت‏های ارزان‏تر عرضه کرده و رفع احتیاج نمودند و ثابت کردند که اگر بخواهیم می‌توانیم.

- دفاع از استقلال، آزادی و ارزش‌های انسانی؛

از جوانان، دختران و پسران، می‌خواهم که استقلال و آزادی و ارزش‏های انسانی را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات و عشرت‏ها و بی بند وباریها و حضور در مراکز فحشا که از طرف غرب و عمال بی‏وطن به شما عرضه می‌شود نکنند؛ که آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباهی شما و اغفالتان ازسرنوشت کشورتان و چاپیدن ذخائر شما و به بند استعمار و ننگ وابستگی کشیدنتان و مصرفی نمودن ملت و کشورتان به چیز دیگر فکر نمی‏کنند؛ ومی‏خواهند با این وسایل و امثال آن شما را عقب مانده، و به اصطلاح آنان "نیمه وحشی " نگه دارند.

- دانشجویان مراقب باشند؛

. در دانشگاه نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهای خودی منحرف کنند و به سوی شرق یا غرب بکشانند و دولت‏مردان را از بین اینان انتخاب و بر سرنوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آنها هرچه می‌خواهند انجام دهند.

. اکنون که دانشگاه‏ها و دانشسراها در دست اصلاح و پاکسازی است، برهمه ما لازم است با متصدیان کمک کنیم و برای همیشه نگذاریم دانشگاهها به انحراف کشیده شود؛ و هر جا انحرافی به چشم خورد با اقدام سریع به رفع آن کوشیم.

. این امر حیاتی باید در مرحله اول با دست پرتوان خود جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گیرد که نجات دانشگاه از انحراف، نجات کشور وملت است.

- انتخاب نمایندگان متعهد؛

وصیت اینجانب به ملت در حال و آتیه آن است که با اراده مصمم خود و تعهد خود به احکام اسلام و مصالح کشور در هر دوره از انتخابات وکلای دارای تعهد به اسلام وجمهوری اسلامی که غالبا بین متوسطین جامعه و محرومین می‌باشند و غیرمنحرف از صراط مستقیم - به سوی غرب یا شرق - و بدون گرایش به مکتبهای انحرافی و اشخاص تحصیلکرده و مطلع بر مسائل روز و سیاستهای اسلامی، به مجلس بفرستند.

- حضور در صحنه؛

وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات، چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند.

- حفظ روح تعاون و همکاری؛

وصیت من به همه آن است که با یاد خدای متعال به سوی خودشناسی وخودکفایی و استقلال، با همه ابعادش به پیش، و بی‌تردید دست خدا با شما است، اگر شما در خدمت او باشید و برای ترقی و تعالی کشور اسلامی به روح تعاون ادامه دهید. تا این روح تعاون و تعهد در جامعه برقرار است کشور عزیز از آسیب دهر انشاءالله تعالی مصون است.

توصیه به مسوولین؛

- از مهمات امور، تعهد وکلای مجلس شورای اسلامی است. اکنون که با عنایت پروردگار و همت ملت عظیم الشان سرنوشت کشور به دست مردم افتاد و وکلا از خود مردم و با انتخاب خودشان، بدون دخالت دولت و خانهای ولایات به مجلس شورای اسلامی راه یافتند، و امید است که با تعهدآنان به اسلام و مصالح کشور جلوگیری از هر انحراف بشود.

- از همه نمایندگان خواستارم که با کمال حسن نیت و برادری با هم مجلسان خود رفتار، و همه کوشا باشند که قوانین خدای نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احکام آسمانی آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نایل آیید.

- به مجلس و دولت و دست اندرکاران توصیه می‌نمایم که قدر این ملت را بدانید و در خدمتگزاری به آنان خصوصا مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما و اولیای نعم همه هستند و جمهوری اسلامی رهاورد آنان و با فداکاریهای آنان تحقق پیدا کرد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است، فروگذار نکنید و خود را از مردم و آنان را از خود بدانید و حکومت‏های طاغوتی را که چپاولگرانی بی‌فرهنگ و زورگویانی تهی‌مغز بودند و هستند را همیشه محکوم نمایید، البته با اعمال انسانی که شایسته برای یک حکومت اسلامی است.

- بر دولتها و دست اندرکاران است چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده که از متخصصین خود قدردانی کنند و آنان را با کمکهای مادی و معنوی تشویق به کار نمایند و از ورود کالاهای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند.

- از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می‌خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه‏ی آنان را رد کنند و نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد.

توصیه به ملت‌های اسلامی

- الگو گرفتن از ایران؛

اما به ملت‏های اسلامی توصیه می‌کنم که از حکومت جمهوری اسلامی و ازملت مجاهد ایران الگو بگیرید و حکومت‏های جائر خود را در صورتی که به خواست ملت‏ها که خواست ملت ایران است سر فرود نیاوردند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید، که مایه بدبختی مسلمانان، حکومت‏های وابسته به شرق و غرب می‌باشند. و اکیدا توصیه می‌کنم که به بوق‏های تبلیغاتی مخالفان اسلام و جمهوری اسلامی گوش فرا ندهید که همه کوشش دارند که اسلام را از صحنه بیرون کنند که منافع ابرقدرت‏ها تأمین شود.

- خوداتکایی؛

وصیت من به ملت‏های کشورهای اسلامی است که انتظار نداشته باشید که ازخارج کسی به شما در رسیدن به هدف که آن اسلام و پیاده کردن احکام اسلام است کمک کند؛ خود باید به این امر حیاتی که آزادی و استقلال را تحقق می‌بخشد قیام کنید. و علمای اعلام و خطبای محترم کشورهای اسلامی دولت‏ها را دعوت کنند که از وابستگی به قدرت‏های بزرگ خارجی خود را رها کنند و با ملت خود تفاهم کنند؛ در این صورت پیروزی را در آغوش خواهند کشید.

- وحدت میان مسلمانان؛

ملت‏ها را دعوت به وحدت کنند؛ و از نژادپرستی که مخالف دستور اسلام است بپرهیزند؛ و با برادران ایمانی خود در هر کشوری و با هر نژادی که هستند دست برادری دهند که اسلام بزرگ آنان را برادر خوانده. و اگر این برادری ایمانی با همت دولت‏ها و ملت‏ها و با تأیید خداوند متعال روزی تحقق یابد، خواهید دید که بزرگ‏ترین قدرت جهان را مسلمین تشکیل می‌دهند.

توصیه به روحانیت؛

- به جامعه محترم روحانیت خصوصا مراجع معظم، وصیت می‌کنم که خود را از مسایل جامعه خصوصا مثل انتخاب رئیس‏جمهور و وکلای مجلس، کنار نکشند و بی‌تفاوت نباشند.

- همه دیدید و نسل آتیه خواهد شنید که دست سیاست‌بازان پیرو شرق و غرب، روحانیون را که اساس مشروطیت را با زحمات و رنج‏ها بنیان گذاشتند از صحنه خارج کردند و روحانیون نیز بازی سیاست‌بازان را خورده و دخالت در امور کشور و مسلمین را خارج از مقام خود انگاشتند و صحنه را به دست غرب‏زدگان سپردند؛ و به سر مشروطیت و قانون اساسی و کشورو اسلام آن آوردند که جبرانش احتیاج به زمان طولانی دارد.

- وصیت اینجانب به حوزه‌های مقدس علمیه آن است که کرارا عرض نموده‌ام که در این زمان که مخالفین اسلام و جمهوری اسلامی کمر به براندازی اسلام بسته‌اند و از هر راه ممکن برای این مقصد شیطانی کوشش می‌نمایند، ویکی از راه‏های با اهمیت برای مقصد شوم آنان و خطرناک برای اسلام و حوزه‌های اسلامی نفوذ دادن افراد منحرف و تبهکار در حوزه‌های علمیه است‏، که خطر بزرگ کوتاه مدت آن بدنام نمودن حوزه‌ها با اعمال ناشایسته و اخلاق و روش انحرافی است و خطر بسیار عظیم آن در درازمدت به مقامات بالا رسیدن یک یا چند نفر شیاد که با آگاهی بر علوم اسلامی و جا زدن خود را در بین توده‌ها و قشرهای مردم پاکدل و علاقه‏مند نمودن آنان را به خویش و ضربه مهلک زدن به حوزه‌های اسلامی و اسلام عزیز و کشور در موقع مناسب می‌باشد.

- می‌دانیم که قدرت‏های بزرگ چپاولگر در میان جامعه‌ها افرادی به صورت‏های مختلف از ملی‏گراها و روشنفکران مصنوعی و روحانی نمایان که اگرمجال یابند از همه پرخطرتر و آسیب رسان‏ترند ذخیره دارند که گاهی سی - چهل سال با مشی اسلامی و مقدس مآبی یا "پان ایرانیسم " و وطن پرستی و حیله‌های دیگر، با صبر و بردباری در میان ملت‏ها زیست می‌کنند و در موقع مناسب مأموریت خود را انجام می‌دهند. و ملت عزیز ما در این مدت کوتاه پس ازپیروزی انقلاب نمونه هایی از قبیل "مجاهد خلق " و "فدایی خلق " و"توده‏ای "ها و دیگر عناوین دیده‏اند، و لازم است همه با هوشیاری این قسم توطئه را خنثی نمایند و از همه لازمتر حوزه‌های علمیه است که تنظیم و تصفیه آن با مدرسین محترم و افاضل سابقه‏دار است با تأیید مراجع وقت. و شاید تز"نظم در بی نظمی " است از القائات شوم همین نقشه ریزان و توطئه‏گران باشد.

- وصیت اینجانب آن است که در همه اعصار خصوصا در عصرحاضر که نقشه‌ها و توطئه‌ها سرعت و قوت گرفته است، قیام برای نظام دادن به حوزه‌ها لازم و ضروری است؛ که علما و مدرسین و افاضل عظیم الشان صرف وقت نموده و با برنامه دقیق صحیح حوزه‌ها را و خصوصا حوزه‏ی علمیه‏ی قم و سایرحوزه‌های بزرگ و با اهمیت را در این مقطع از زمان از آسیب حفظ نمایند.

- لازم است علما و مدرسین محترم نگذارند در درس‏هایی که مربوط به فقاهت است و حوزه‌های فقهی و اصولی از طریقه مشایخ معظم که تنها راه برای حفظ فقه اسلامی است منحرف شوند، و کوشش نمایند که هر روز بر دقت‏ها وبحث و نظرها و ابتکار و تحقیق‏ها افزوده شود؛ و فقه سنتی که ارث سلف صالح است و انحراف از آن سست شدن ارکان تحقیق و تدقیق است، محفوظ بماند و تحقیقات بر تحقیقات اضافه گردد. و البته در رشته‌های دیگر علوم به مناسبت احتیاجات کشور و اسلام برنامه هایی تهیه خواهد شد و رجالی در آن رشته تربیت باید شود. و از بالاترین و والاترین حوزه هایی که لازم است به طورهمگانی مورد تعلیم و تعلم قرار گیرد، علوم معنوی اسلامی است، از قبیل علم اخلاق و تهذیب نفس و سیر و سلوک الی الله - رزقنا الله و ایاکم - که جهاد اکبر می‌باشد.

- وصیت اینجانب به آن طایفه از روحانیون و روحانی نماها که با انگیزه‌های مختلف با جمهوری اسلامی و نهادهای آن مخالفت می‌کنند و وقت خود را وقف براندازی آن می‌نمایند و با مخالفان توطئه‏گر و بازیگران سیاسی کمک، وگاهی به طوری که نقل می‌شود با پولهای گزافی که از سرمایه‏داران بی‏خبر از خدا دریافت برای این مقصد می‌کنند کمک‏های کلان می‌نمایند، آن است که شماها طرفی از این غلط کاری‏ها تاکنون نبسته و بعد از این هم گمان ندارم ببندید.

بهتر آن است که اگر برای دنیا به این عمل دست زده‏اید - و خداوند نخواهد گذاشت که شما به مقصد شوم خود برسید - تا در توبه باز است از پیشگاه خداوند عذر بخواهید و با ملت مستمند مظلوم هم صدا شوید و از جمهوری اسلامی که با فداکاری‏های ملت به دست آمده حمایت کنید، که خیر دنیا و آخرت در آن است. گرچه گمان ندارم که موفق به توبه شوید. و اما به آن دسته که از روی بعض اشتباهات یا بعض خطاها، چه عمدی و چه غیرعمدی، که از اشخاص مختلف یا گروه‏ها صادر شده و مخالف با احکام اسلام بوده است با اصل جمهوری اسلامی و حکومت آن مخالفت شدید می‏کنند و برای خدا در براندازی آن فعالیت می‌نمایند و با تصور خودشان این جمهوری از رژیم سلطنتی بدتر یا مثل آن است، با نیت صادق در خلوات تفکر کنند و از روی انصاف مقایسه نمایند با حکومت و رژیم سابق.

توصیه به رسانه‌ها؛

- وصیت اینجانب به وزارت ارشاد در همه اعصار خصوصا عصر حاضر که ویژگی خاصی دارد، آن است که برای تبلیغ حق مقابل باطل و ارائه‏ی چهره حقیقی جمهوری اسلامی کوشش کنند. ما اکنون، در این زمان که دست ابرقدرت‏ها را از کشور خود کوتاه کردیم، مورد تهاجم تبلیغاتی تمام رسانه‌های گروهی وابسته به قدرت‏های بزرگ هستیم. چه دروغ‏ها و تهمت‏ها که گویندگان و نویسندگان وابسته به ابرقدرت‏ها به این جمهوری‏اسلامی نوپا نزده و نمی‏زنند.

- و مسأله تبلیغ تنها به عهده‏ی وزارت ارشاد نیست بلکه وظیفه‏ی همه دانشمندان وگویندگان و نویسندگان و هنرمندان است. باید وزارت خارجه کوشش کند تاسفارتخانه‌ها نشریات تبلیغی داشته باشند و چهره‏ی نورانی اسلام را برای جهانیان روشن نمایند؛ که اگر این چهره با آن جمال جمیل که قرآن و سنت در همه ابعادبه آن دعوت کرده از زیر نقاب مخالفان اسلام و کج فهمی‏های دوستان خودنمایی نماید، اسلام جهان‏گیر خواهد شد و پرچم پرافتخار آن در همه جا به اهتزاز خواهد آمد.

- رادیو و تلویزیون و مطبوعات و سینماها و تئاترها از ابزارهای موثر تباهی و تخدیر ملتها، خصوصا نسل جوان بوده است. در این صد سال اخیر بویژه نیمه‏ی دوم آن، چه نقشه‌های بزرگی از این ابزار، چه در تبلیغ ضد اسلام و ضدروحانیت خدمتگزار، و چه در تبلیغ استعمارگران غرب و شرق، کشیده شد و ازآن‏ها برای درست کردن بازار کالاها خصوصا تجملی و تزئینی از هر قماش، ازتقلید در ساختمانها و تزیینات و تجملات آنها و تقلید در اجناس نوشیدنی وپوشیدنی و در فرم آنها استفاده کردند، به طوری که افتخار بزرگ فرنگی ماب بودن در تمام شئون زندگی از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن بویژه درخانم‏های مرفه یا نیمه مرفه بود، و در آداب معاشرت و کیفیت حرف زدن و به کار بردن لغات غربی در گفتار و نوشتار به صورتی بود که فهم آن برای بیشتر مردم غیرممکن، و برای هم‏ردیفان نیز مشکل می‌نمود! خداوند متعال به ما و آنان منت گذاشت و همه را از شر مفسدین و غارت‏گران نجات داد.

- تقاضا این است که:

- قبل از آشنایی به مسایل، به اشکال تراشی و انتقاد کوبنده و فحاشی برنخیزید؛ و به حال این اسلام غریب که پس از صدها سال ستمگری قلدرها وجهل توده‌ها امروز طفلی تازه پا و ولیده‏ای است محفوف به دشمن‏های خارج وداخل، رحم کنید.

- شما اشکال‏تراشان به فکر بنشینید که آیا بهتر نیست به جای سرکوبی به اصلاح و کمک بکوشید؛

- به جای طرفداری از منافقان و ستمگران و سرمایه‏داران و محتکران بی‏انصاف از خدا بی‏خبر، طرفدار مظلومان و ستمدیدگان و محرومان باشید؛

- به جای گروه‏های آشوب‏گر و تروریست‏های مفسد و طرفداری غیرمستقیم از آنان، توجهی به ترور شدگان از روحانیون مظلوم تا خدمت‏گزاران متعهد مظلوم داشته باشید.

توصیه به ثروتمندان مشروع؛

- به ثروت‏مندان و پول‏داران مشروع وصیت می‌کنم که ثروت‏های عادلانه خود رابه کار اندازید و به فعالیت سازنده در مزارع و روستاها و کارخانه‌ها برخیزید که این خود عبادتی ارزشمند است .
- به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می‌کنم که خیر دنیا وآخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است که در طول تاریخ ستم‏شاهی و خان خانی در رنج و زحمت بوده‏اند. و چه نیکو است که طبقات تمکن‏دار به طور داوطلب برای زاغه و چپرنشینان مسکن و رفاه تهیه کنند. ومطمئن باشند که خیر دنیا و آخرت در آن است. و از انصاف به دور است که یکی بی‏خانمان و یکی دارای آپارتمان‏ها باشد.

توصیه به مخالفین؛

- اینجانب در اینجا یک وصیت به اشخاصی که به انگیزه‏ی مختلف با جمهوری‏اسلامی مخالفت می‌کنند و به جوانان، چه دختران و چه پسرانی که مورد بهره‏برداری منافقان و منحرفان فرصت طلب و سودجو واقع شده‏اند می‏نمایم:

- که بی‏طرفانه و با فکر آزاد به قضاوت بنشینید و تبلیغات آنان که می‌خواهند جمهوری اسلامی ساقط شود و کیفیت عمل آنان و رفتارشان باتوده‌های محروم و گروه‏ها و دولت‏هایی که از آنان پشتیبانی کرده و می‌کنند وگروه‏ها و اشخاصی که در داخل به آنان پیوسته و از آنان پشتیبانی می‌کنند واخلاق و رفتارشان در بین خود و هوادارانشان و تغییر موضع‏هایشان درپیش‏آمدهای مختلف را، با دقت و بدون هوای نفس بررسی کنید؛

- و مطالعه کنیدحالات آنان که در این جمهوری اسلامی به دست منافقان و منحرفان شهیدشدند،

- و ارزیابی کنید بین آنان و دشمنانشان؛

- نوارهای این شهیدان تا حدی دردست و نوارهای مخالفان شاید در دست شماها باشد، ببینید کدام دسته طرف‏دار محرومان و مظلومان جامعه هستند.

- وصیت من به نویسندگان و گویندگان و روشنفکران و اشکال‏تراشان وصاحب عقدگان آن است که به جای آنکه وقت خود را در خلاف مسیر جمهوری اسلامی صرف کنید و هرچه توان دارید در بدبینی و بدخواهی وبدگویی از مجلس و دولت و سایر خدمت‏گزاران به کار برید، و با این عمل کشور خود را به سوی ابرقدرت‏ها سوق دهید، با خدای خود یک شب خلوت کنید و اگر به خداوند عقیده ندارید با وجدان خود خلوت کنید و انگیزه‏ی باطنی خود را که بسیار می‌شود خود انسانها از آن بی‏خبرند بررسی کنید، ببینید آیا با کدام معیار و باچه انصاف خون این جوانان، قلم قلم شده را در جبهه‌ها و در شهرها نادیده می‌گیرید و با ملتی که می‌خواهد از زیر بار ستم‏گران و غارت‏گران خارجی وداخلی خارج شود و استقلال و آزادی را با جان خود و فرزندان عزیز خود به دست آورده و با فداکاری می‌خواهد آن را حفظ کند، به جنگ اعصاب برخاسته‏اید و به اختلاف‏انگیزی و توطئه‌های خائنانه دامن می‌زنید و راه را برای مستکبران و ستمگران باز می‌کنید. آیا بهتر نیست که با فکر و قلم و بیان خود دولت و مجلس و ملت را راهنمایی برای حفظ میهن خود نمایید؟

منبع:برهان


+ نوشته شده درجمعه دوازدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 21:49توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             سيماي حضرت مهدي (عج) در انديشه امام خميني

مسئله مهدويت و ظهور قائم آل محمد صلي‌الله عليه و آله، جزء بنياديترين و زنده‌ترين مسائل ديني، اعتقادي و اسلامي به خصوص از منظر مكتب اهل بيت (ع) است، به همين دليل دين‌پژوهان هر كدام به نوبه خود و طبق نياز و اقتضائات زمان خود به نحوي درباره آن سخن گفته‌اند. از كساني كه جريان ظهور مصلح كل و عدل‌گستر جهاني در آثار و انديشه او پرفروغ تجلي كرده مصلح بزرگ قرن بيستم امام خميني (ره) است. امام درباره مهدويت از جنبه‌هاي مختلف به طور زنده، آموزنده و كارآمد سخن گفته است كه در اين مقاله نموداري از سخنان ايشان طرح و تحليل مي‌شود. بي‌ترديد مسئله مهدويت از جهات متعدد قابل طرح است، اما برخي جنبه‌هاي آن ويژگي و برجستگي خاص دارد.

 

مقدمه

مسئله مهدويت و ظهور قائم آل محمد صلي‌الله عليه و آله، جزء بنياديترين و زنده‌ترين مسائل ديني، اعتقادي و اسلامي به خصوص از منظر مكتب اهل بيت (ع) است، به همين دليل دين‌پژوهان هر كدام به نوبه خود و طبق نياز و اقتضائات زمان خود به نحوي درباره آن سخن گفته‌اند. از كساني كه جريان ظهور مصلح كل و عدل‌گستر جهاني در آثار و انديشه او پرفروغ تجلي كرده مصلح بزرگ قرن بيستم امام خميني (ره) است. امام درباره مهدويت از جنبه‌هاي مختلف به طور زنده، آموزنده و كارآمد سخن گفته است كه در اين مقاله نموداري از سخنان ايشان طرح و تحليل مي‌شود. بي‌ترديد مسئله مهدويت از جهات متعدد قابل طرح است، اما برخي جنبه‌هاي آن ويژگي و برجستگي خاص دارد.

1ـ نقش حضرت مهدي (عج) در نظام عالم

يكي از مباحث مهم مهدويت نقش آن حضرت در نظام آفرينش است. لذا در داده‌هاي ديني بر اين نكته اصرار شده كه زمين در پرتو وجود حجت خداوند پايدار است، و اگر جهت الهي لحظه‌اي در روي زمين نباشد زمين از هم متلاشي مي‌شود، از جمله امام صادق عليه‌السلام، فرمود: «لوبقيت الارض بغير امامٍ لسافت» (1) يعني اگر زميني بدون امام باشد، فرو مي‌ريزد و از هستي ساقط مي‌گردد.

و در روايت ديگر امام باقر عليه‌السلام فرمود: «لو انّ الامام رُفع من الارض ساعةً لَماجت باهلها كما يموج البحر باهله» (2) يعني اگر امام و حجت خدا لحظه‌اي از زمين گرفته شود، زمين با اهل آن همانند دريا دچار اضطراب مي‌شود. از اين‌گونه روايات برمي‌آيد كه وجود حضرت مهدي (عج) به عنوان آخرين امام و حجت خداوند در زمين از ضروريترين نيازهاي عالم آفرينش است، زيرا آن حضرت واسطه فيض خداوند در عالم است، و اين حقيقت در انديشه امام خميني (ره) به گونه‌اي زيبا تجلي كرده از جمله ايشان مي‌گويد: «ولي‌الله اعظم و بقية‌الله في ارضه ارواحنا لمقدمه الفداء كه واسطه فيض و عنايات حق تعالي است و دعاي خيرش بدرقه امت جد بزرگوارش صلي‌الله عليه و آله، مي‌باشد...» (3)

و هم‌چنين در اشعار نغز عرفاني خود نيز در چند مورد بر اين نكته كه در روايات آمده اشاره كرده از جمله گفته است:

حضرت صاحب زمان مشكوة انوار الهي           مظهر قدرت، ولي عصر، سلطان دو عالم

با بقاء ذات مسعودش همه موجود باقي           خوشه‌چين خرمن فيضش همه عرشي و فرشي

از طفيل هستي‌اش هستي موجودات عالم           مالك كون و مكان مرآت ذات لامكاني

قائم آل محمد مهدي آخر زماني           بي‌لحاظ اقدسش يكدم همه مخلوق فاني

ريزه خوار خوان احسانش همه انسي و جاني           جوهريّ و عقل و ناميّ و حيوانيّ و كاني (4)

2ـ حضرت مهدي (عج) عصاره موجودات

يكي از حقايق ديگر كه درباره حضرت مهدي (عج) مطرح است و نوعاً در ره‌آورد عرفاني بزرگان اهل معرفت بيشتر مطرح شده آن است كه قائم آل محمد (ص) عصاره پديده‌هاي عالم خلقت است، زيرا آنها انسان كامل را قلب و خلاصه عالم مي‌دانند لذا در كلمات برخي از آنان چنين آمده است: «آدميان زبده و خلاصه كاينات و ميوه درخت موجوداتند و انسان كامل زُبده و خلاصه آدميان است. موجودات جمله به يك بار در تحت نظر انسان كامل‌اند.» (5)


ادامه مطلب
+ نوشته شده درچهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:46توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             واکاوی ابعاد گوناگون شخصیت امام(ره) در آینه کتاب‌های کودک و نوجوان

واکاوی ابعاد گوناگون شخصیت امام(ره) در آینه کتاب‌های کودک و نوجوان

 
 
آشنایی بچه‌ها با ابعاد شخصیتی و ویژگی‌های عرفانی و اخلاقی امام خمینی(ره) و ادبیات انقلاب اسلامی در واقع شناخت فرهنگ و تاریخ انقلاب اسلامی است که بوسیله تولید کتاب‌های کودک و نوجوان در این حوزه امکان‌پذیر می‌شود.
 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) سخن پیرامون ابعاد شخصیت و ویژگیهای عرفانی ـ فلسفی ـ فقهی ـ اخلاقی امام خمینی(ره) از جمله مباحث مورد تحقیق و تفحص محققین، پژوهشگران و صاحب نظران بوده و همین امر انگیزه خلق آثاری وزین در داخل و خارج کشور شده است. پرداختن به این موضوع مخصوصا برای کودکان و نوجوانان از ضروریاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

بر این اساس برخی نویسندگان، اقدام به خلق آثاری در حوزه کودک و نوجوان کرده‌اند تا بدین وسیله آینده‌سازان این مرزوبوم را با آرمان‌ها و اهداف بنیانگذار انقلاب اسلامی بیشتر آشنا کنند.
 
در ادامه فهرست بعضی کتاب‌ها را می‌خوانید که با موضوع امام ‌خمینی(ره) و وقایع و حوادث انقلاب اسلامی به زبان فارسی برای کودکان نوشته شده‌اند.
 

انتشار مجموعه هفت جلدی
مجموعه‌ای هفت جلدی با موضوع امام ‌خمینی (ره) برای کودکان که از سوی موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام ‌خمینی (ره) منتشر شده است و دربرگیرنده مجموعه شعرهای نوجوانانه با عنوان‌های «حرف تازه» سروده حمیدرضا داوودی، «پلکانی از نور» سروده سیداحمد میرزاده و «مسافر بنفشه‌ها» سروده حمید هنرجو و مجموعه داستان‌های نوجوانانه ‌با نام «آدم برفی» نوشته مینا ضرابی‌زاده و «کنار جاده خاکی» به قلم محمدعلی گودینی است. این کتاب‌ها در تیراژ سه هزار نسخه با قیمت 900 تومان منتشر شده است.
 
یاد دوست
 مجموعه «یاد دوست» شامل آثار نوجوانان و نوقلمان درباره امام خمینی(ره)است که از سوی موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی (ره) منتشر شده است.
 

قصه های مادری که امام(ره) را از نزدیک دیده
«قصه بهار» نوشته حمید هنرجو و تصویرگری سحر معنوی که از سوی ستاد مركزی بزرگداشت حضرت امام خمینی(ره) در قطع خشتی در قالب 50 صفحه در سال 88 برای نخستین بار منتشر شد. این کتاب شامل قصه‌های یک مادر که امام را از نزدیک دیده، برای فرزندش است .  كودكان در این كتاب مصور و رنگی با زبان شعر با ظلم و ستم حكومت پهلوی، كشته و زندانی شدن مردم، حكومت استبداد، اتحاد مردم به رهبری امام خمینی (ره) و آزادی و شكست دیو ستم  و نیز چهره مهربان و انسان‌دوستانه امام خمینی، آشنا می‌شوند.
 

 امام(ره) در اثری از نادر ابراهیمی
 مجموعه دو جلدی «سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آید» نوشته نادر ابراهیمی شامل روایت‌هایی داستانی درباره زندگی امام (ره)است که توسط سوره مهر منتشر شده و تاکنون به چاپ هشتم رسیده است. زنده‌یاد نادر ابراهیمی این کتاب را در سال‌های 75 تا 76 نوشته و در سال 1378، حوزه هنری آن را برای نخستین بار به چاپ رساند. وی در مقدمه چاپ نخست این مجموعه آورده است: «من داستان می‌نویسم، تاریخ نمی‌نویسم. تاریخ‌های بسیاری قبل از من نوشته شده است و همزمان با من و بعد از من نیز نوشته می‌شود اما داستان، فقط یک بار نوشته می شود؛ فقط یک بار. آنها که واقعیت را می‌خواهند، نه حقیقت را و طالب واقعیات تاریخی هستند نه حقایق انسانی، می‌توانند به بهترین تاریخ ها مراجعه کنند...

 
نامه های کودکان به امام(ره)
مجموعه سه جلدی «گلبرگ شکوفه ها» تالیف واحد ادبیات که از سوی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) منتشر شده ، چکیده‌ای از هزاران نامه‌ای است که بچه‌ها در زمان حیات امام برای ایشان نوشته‌اند. نخستین چاپ این مجموعه در قطع خشتی در سال 1371 منتشر شد و تا به حال هشت چاپ را تجربه کرده است.
 

رفتار امام(ره) با کودکان
 «شرحی بر جلوه های رفتاری امام خمینی (ره) با کودکان و نوجوانان» کتابی نوشته محمدرضا مطهری است که در سال 1384 از سوی دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شده است . در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «یکی از راه‌های پرورش شخصیت کودکان، شرکت بزرگ سالان در بازی آن هاست. موقعی که اولیا و مربیان خود را تا سر حد کودکی تنزل می‌دهند و با شرکت در بازی کودکان، آنها را در کارهای کودکانه یاری می‌دهند، روح و روان کودک سرشار از مسرت و شادی شده و اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی در او تقویت می‌شود...»
 


فجرآفتاب-دهه فجر انقلاب اسلامی و امام

همچنین در آثار دیگری که برای کودکان و نوجوانان منتشر شده به ابعاد مختلف انقلاب اسلامی و نقش امام خمینی(ره) در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی اشاره شده است.
 
1- «آبي + قرمز» نوشته محمد جوانبخت ؛ نقاش:سجاد رزاقي - كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان - 48 صفحه - رقعي (شوميز) - چاپ 1 سال 1377 - 25000 نسخه - 2100 ريال
 
2- «آن جمعه» حميدرضا شاه‌آبادي - كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان - 36 صفحه - رقعي (شوميز) - چاپ 1 سال 1378 - 25000 نسخه - 1300 ريال
چاپ دوم این کتاب نیز در سال 1380 با شمارگان 10000 نسخه و قیمت 2600 ريال منتشر شد.
 
3- «امام آمد» نوشته حميدرضا شاه‌آبادي - كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان - 44 صفحه - رقعي (شوميز) - چاپ 1 سال 1378 - 25000 نسخه - 1400 ريال
چاپ دوم این کتاب در سال 1380 با شمارگان 10000 نسخه و قیمت 2400 ريال منتشر شد.
 
4- «امام خميني» نوشته اميرحسين فردي - موسسه‌ فرهنگي‌ مدرسه برهان - 128 صفحه - پالتويي (شوميز) - چاپ 2 سال 1378 - 30000 نسخه - 2000 ريال
چاپ شانزدهم این کتاب در سال 1393 با شمارگان 1500 نسخه و قیمت 50000 ريال منتشر شد.
 
5- «بچه‌هاي انقلاب» نوشته اسماعيل هنرمندنيا ؛ تصويرگر: مرجان نيك‌جاه - انديشه زرين - 16 صفحه - خشتي (شوميز) - چاپ 1 سال 1387 - 10000 نسخه - 5000 ريال
 
6- «برو بيرون سرهنگ!» نوشته محمدرضا اصلاني - چاپ و نشر عروج - 104 صفحه - رقعي (شوميز) - چاپ 1 سال 1392 - 1000 نسخه - 48000 ريال
 
7- «بيزبوشاهي استميروخ: ما اين شاه را نمي‌خواهيم: گزارشي از واقعه 29 بهمن 1356 – تبريز» نوشته حميدرضا شاه‌آبادي - كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان - 28 صفحه - وزيري (شوميز) - چاپ 1 سال 1380 - 2500 نسخه - 2700 ريال
 
8- «دايره‌المعارف انقلاب اسلامي ويژه جوانان و نوجوانان: از جاما تا شيميايي» تدوين: تاريخ انقلاب اسلامي ؛ زيرنظر: شوراي عالي دايرة‌المعارف انقلاب اسلامي ؛ ويراستار:سيدمحمدصادق فيض - سوره مهر - 412 صفحه - جلد 2 - رحلي (گالينگور) - چاپ 1 سال 1390 - 2500 نسخه - 179000 ريال
چاپ چهارم این کتاب در سال 1391 - 2500 نسخه - 340000 ريال منتشر شده است.
 
9- «دايره‌المعارف انقلاب اسلامي ويژه نوجوانان و جوانان: از آبادان تا ثقفي، خديجه» به‌اهتمام: دفتر ادبيات انقلاب اسلامي - سوره مهر - 296 صفحه - جلد 1 - رحلي (گالينگور) چاپ 4 سال 1391 - 2500 نسخه - 290000 ريال / چاپ 6 سال 1391 - 2500 نسخه - 290000 ريال                
                  
10- «دايره‌المعارف انقلاب اسلامي: ويژه نوجوانان و جوانان» به‌اهتمام: دفتر ادبيات انقلاب اسلامي - سوره مهر - 286 صفحه - (در2جلد ) - جلد 1 - وزيري (شوميز) - چاپ 1 سال 1384 - 2200 نسخه - 75000 ریال
چاپ سوم این کتاب در سال 1389 - 2500 نسخه - 139000 ريال منتشر شده است.
                  
11- «در طلوع آزادي» نوشته حميدرضا شاه‌آبادي - كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان - 32 صفحه - وزيري (شوميز) - چاپ 1 سال 1380 - 25000 نسخه - 3000 ريال
 
12- «درود بر برادر ارتشي: گزارشي از وقايع روزهاي 13 تا 19 بهمن 1357» نوشته حميدرضا شاه‌آبادي - كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان - 36 صفحه - وزيري (شوميز) - چاپ 1 سال 1380 - 25000 نسخه - 3000 ريال
 
13- «روايت انقلاب اسلامي ايران (ويژه نوجوانان)» نوشته ميرعظيم قوام - موسسه فرهنگي هنري قدر ولايت - 144 صفحه - رقعي (شوميز) - چاپ 1 سال 1389 - 3000 نسخه - 15000 ريال
                  
14- «شاه رفت» نوشته حميدرضا شاه‌آبادي - كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان - 32 صفحه - رقعي (شوميز) - چاپ 1 سال 1378 - 25000 نسخه - 1200 ريال
چاپ سوم این کتاب در سال 1391 - 3000 نسخه - 15000 ريال منتشر شده است.
 
15- «فرهنگ‌نامه انقلاب اسلامي براي نوجوانان» گردآورنده: مرجان فولادوند ؛ ويراستار:احمد بروجردي - كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان - 240 صفحه - رحلي (شوميز) - چاپ 1 سال 1383 - 5000 نسخه - 17500 ريال
                  
16- « نماز سبز» نوشته حميدرضا شاه‌آبادي - كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان - 36 صفحه - رقعي (شوميز) - چاپ 1 سال 1378 - 25000 نسخه - 1300 ريال
                  
17- «نيمكت‌هاي پاييزي»حميدرضا شاه‌آبادي؛ ويراستار: عليرضا حافظی - كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان - 32 صفحه - رقعي (شوميز) - چاپ 1 سال 1378 - 25000 نسخه - 1200 ريال
 


+ نوشته شده درچهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ساعت 8:58توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             مستند تلویزیونی سیره عملی حضرت امام خمینی(ره):

مستند تلویزیونی سیره عملی حضرت امام خمینی(ره):  حوادث سال ۱۳۵۷: ورود امام، تشکیل دولت موقت، کودتای ۲۱ بهمن، بازگشایی مدارس و دانشگاهها، رفراندوم، قائله گرانفروشان

بررسی و درک ابعاد مختلف شخصیت عمیق امام خمینی (ره) بی تردید نیازمند تسلط و ژرف نگری تاریخی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است و ظرفیتی بسیار فراتر از گزارشهای خبری می طلبد، با این همه تاملی در رخدادها و گفته ها و ناگفته­های سال­های بازگشت تا رحلت ایشان می تواند در درک جوهره نظری و سیره عملی امام راحل قدمی کوچک بر شمرده شود.

 

فیلم مستند سیره عملی امام روح الله (ره)، کاری از واحد مرکزی خبر، که در خردادماه ۸۷ از شبکه­های سیما پخش و با استقبال گسترده مردم و گروه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی روبرو شد، مجموعه کامل و مستندی است که ابعاد مختلف زندگی و روابط امام اعم از حکومتداری، سیاست، فرهنگ، خانواده و… را به تصویر کشیده است. تولید مستند سیره عملی امام روح الله و پخش برخی سخنرانی‌های آرشیوی و کمتر پخش شده از امام راحل (ره) نوید دهنده رویکرد جدید سیما در باز تولید بیانات ایشان و تصاویر تاریخ انقلاب است که در جریان پخش این مستند به وضوح اقبال چشمگیر مردم از آن مشخص شد.

اینجا تماشا فرمایید:


+ نوشته شده درسه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ساعت 21:30توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             نگاهی به «مدح خورشید»؛ 81 خاطره خواندنی رهبر معظّم انقلاب درباره‌ی امام خمینی(ره)

نگاهی به «مدح خورشید»؛ 81 خاطره خواندنی رهبر معظّم انقلاب درباره‌ی امام خمینی(ره)

کتاب «مدح خورشید» شامل 81 خاطره‌ی خواندنی از رهبر معظّم انقلاب اسلامی درباره  ابعاد مختلف حیات طیّبه‌ی حضرت امام خمینی(ره) و حاوي نکات آموزنده‌ای از سيره‌ي مکتبي و انقلابي و اخلاقي آن رهبر کبیر است که از متن بيانات رهبر معظّم انقلاب استخراج و در قالب مجموعه‏‌اي از خاطرات موضوعي تدوين شده است.فجرآفتاب-دهه فجر انقلاب اسلامی و امام

شناخت صحیح انقلاب اسلامی در گرو شناخت شخصیّت یگانه و بی‌نظیر دوران و بنیانگذار این انقلاب، امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) است. رهبر معظّم انقلاب اسلامی (مدّظلّه العالی) در مواضع متعدّد و با مضامین مختلف، دوران جدید عالم را عصر امام خمینی(ره) نامیده و از زوایای مختلف به تبيين و تحليل ویژگی‎های آن پرداخته‌اند؛ عصری که ويژگي‌اش «پيدايش و جرأت و اعتماد به نفس ملّت‌ها در برابر زورگويي ابرقدرتها و شكستن بت‌هاي قدرت ظالمانه و بالندگي نهال قدرت واقعي انسان‌ها و سر برآوردن ارزش‌هاي معنوي و الهي» است (13 خرداد 1369).
ایشان در مناسبتهای مختلف، برخی از وجوه برجسته شخصیّت امام خمینی(ره) و سرّ توفیقات پیوسته‌ی این شخصیّت جامع و استثنایی را در معرّفی حقیقت اسلام ناب، علمداری انقلاب اسلامی و بیداری ملّت‌های مستضعف تشریح کرده‌اند؛ بزرگمرد اسطوره‌گونه‌ای که «محو در در اراده‌ی الهی و تکلیف شرعی» شده بود (16خرداد 1368) و «قوّت ایمان را با عمل صالح، اراده‌ی پولادین را با همّت بلند، شجاعت اخلاقی را با حزم و حکمت، صراحت لهجه و بیان را با صدق و متانت، صفای معنوی و روحانی را با هوشمندی و کیاست، تقوا و ورع را با سرعت و قاطعیّت، ابهت و صلابت رهبری را با رقّت و عطوفت، و خلاصه بسی خصال نفیس و کمیابی را که مجموعه‌ی آن در قرن‌ها و قرن‌ها بندرت ممکن است در انسان بزرگی جمع شود، همه و همه را با هم داشت» (18خرداد 1368).
شخصیّتی آن چنان بزرگ و ذوابعاد را در میان مصلحان جهان اسلام و بلکه بزرگان و رهبران تاریخ، به‌جز انبیاء و اولیای معصومین(علیهم السّلام) به دشواری می‌توان یافت. به فرموده‌ی رهبر انقلاب، امام(ره) «حقاً و انصافاً پس از پیامبران خدا و اولیای معصومین(علیهم السّلام) با هیچ شخصیّت دیگری قابل مقایسه نبود. او ودیعه‌ی خدا در دست ما، حجّت خدا بر ما، و نشانه‌ی عظمت الهی بود. وقتی انسان او را می‌دید، عظمت بزرگان دین را باور می‌کرد»(۱۷خرداد ۱۳۶۸).
امام خمینی(ره) منجی بزرگ دوران ما و پرچمدار نهضتی است که به پیروی از شیوه‌ی پیامبر اعظم(ص) در قالب یک انقلاب تمام‌عیار ظاهر شد و مدبّرانه آن را با نهضت عظیم حسینی پیوند داد. امام(ره) در زمانی که بسیاری از علمای بلاد اسلامی، از رسالت تاريخي خود غافل بودند و عطش ملّت‌ها را برای معنویت و احکام نورانی اسلام درک نمی‌کردند، پای به میدان نهاد و با رهبری انقلاب عظیم اسلامی، تحوّلات عميق و گسترده‌ای درعرصه‌ی جهاني پديد آورد؛ انقلابی که از همان آغاز تا همیشه‌ها، بی‌نام او در هیچ جای جهان شناخته شده نیست.
به تعبیر رهبر انقلاب «این مرد بزرگ، مثل خورشید در تاریخ ایران درخشید»(18خرداد 68) و انقلاب اسلامی ایران، انفجار نوری بود که از مصدر افکار متعالی امام خمینی(ره) ساطع شد.
 کتاب «مدح خورشید» مشتمل بر گزيده‏اي از خاطرات مقام معظّم رهبري درباره‌ی امام خمینی(ره) است که خاطرات مقاطع مختلف حيات طيّبه‌ي امام(ره)، از دوران مبارزات تا سال‌هاي پيروزي و استقرار نظام جمهوري اسلامي و سال‌هاي دشوار دفاع ملّت ايران در برابر هجوم نظام استکبار در جنگ تحميلي را دربرمي‌گيرد.
«مدح خورشید» به همّت انتشارات انقلاب اسلامی (وابسته به مؤسّسه‌ی پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی) نخستین بار در بهار 91 منتشر شد و در دو نوبت دیگر، در سال‌های 92 و 93 تجدید چاپ گردید. این اثر که شامل 81 خاطره و در 136 صفحه گردآوری و تدوین شده، حاوي نکات آموزنده‌ای از سيره‌ي مکتبي، انقلابي و اخلاقي رهبر کبیر انقلاب اسلامی است و بازخواني و توجّه به آن، از شرايط لازم براي شناخت امام خمینی(ره) و تداوم راه ایشان است.
در این کتاب گزیده‌ای از نظرات و خاطرات رهبر معظّم انقلاب اسلامی درباره‌ی وجوه و ابعاد مختلف حیات طیّبه‌ی حضرت امام(ره) از وجوه فردی و عبادی و اخلاقی گرفته تا زوایای انقلابی و سیاسی-اجتماعی، از متن بيانات رهبر انقلاب استخراج و در قالب مجموعه‏‌اي از خاطرات موضوعي تدوين شده است.
بخش مهمّی از این خاطرات به موضوع مکارم اخلاقی و فضایل فردی امام(ره) مربوط می‌شود که البتّه به نحو وثیقی با شخصیّت مکتبی و اجتماعی-سیاسی ایشان پیوند خورده است؛ مکارمی چون تهدیب نفس، تعبّد از دوران جوانی، ذکر و نماز تا آخرین لحظه، صبر و متانت و سعه‌ی صدر، اوج توکّل و حسن ظنّ به خدا، اتّکای به خدا، انس با دعا، آراستگی و وضع ظاهر، زهد، اطمینان، حکمت و نگاه حکیمانه به حوادث روزگار، مناعت طبع و پرهیز از مقام، صبر عظیم، تواضع و حیاء، اخلاق خوش و... .
همچنین حجم اعظمی از خاطرات خواندنی این کتاب، مربوط به وجوه مکتبی و سیاسی-اجتماعی شخصیّت امام(ره) است، در عناوینی چون: اعتقاد به پیروزی خون بر شمشیر، یک قاعده‌ی انقلابی، نسبت ملّت با امام(ره)، قاطع و صریح، حاضر در صحنه، قیام برای وظیفه، پیروزی در انجام تکلیف، هیجان امام(ره) از فداکاری‌های مردم، تصمیمات مطابق با واقعیت، علّت فشار استکبار از نظر امام(ره)، سختی اداره مملکت، سندی برای قیام لله، ملاک حق و باطل، معنای وحدت، حمایت امام(ره) از منتخبان مردم، صراحت در عین بلندنظری، تفسیر امیدبخشانه از حوادث، حمایت همیشگی امام(ره) از ارکان نظام، سنگینی مسئولیت، خستگی‌ناپذیری امام(ره)، تأکید امام(ره) بر عدم تفکیک دین از سیاست، سلیقه‌ی امام(ره) در اداره کشور، عدم انزوای عرفان از سیاست، توصیه‌ی همیشگی امام(ره) به مسئولین، وجود خوب و بد در همه‌ی اقشار، مدارا و نصیحت و برخورد و... .
برخی از عناوین مطالبِ کتاب به خاطراتی درباره‌ی شخصیّت علمی و فقهی امام(ره) اختصاص یافته است (مانند: اعلم فقها و علمای زمان ما، اهمیّت فقاهت و اخلاق از نظر امام(ره)، احترام امام(ره) به فقهای پیشین، عدم صدور حکم جهاد و...)، و برخی دیگر به جایگاه ایشان در نگاه شخصیّت‌های خارجی (مانند: احساس رهبران نهضت‌های اسلامی در فقدان امام(ره)، ابهت امام(ره) در نظر سیاستمداران جهان و...). در این مجموعه حتّی خاطرات جالبی درباره‌ی موضوعاتی چون تقیّد امام(ره) به ورزش، انضباط امام(ره) در کارهای شخصی و... نیز به چشم می‌خورد.
خواندن و بازخواندن خاطرات این مجموعه، با توجّه به حضور و نقش فعّال رهبر انقلاب اسلامی در تاريخ انقلاب و در مسير تحوّلات و تاريخ معاصر کشور، به‌ویژه برای نسل جوان يک ضرورت است. در این مجموعه، زوایایی از شخصیّت و آرمان‌ها و میراث معنوی بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران، از زبان شخصیّتی بیان می‌شود که خود از تربیت‌شدگان مکتب و مرام آن پیر الهی است و آرمان‌ها و ارزش‌های امام(ره)، پس از ایشان تا به امروز به دست این رهبر فرزانه ترسيم و تبیین می‌شود.
معظّمٌ‌له خود تصریح کرده‌اند که «اينجانب كه خود را شاگردي متواضع و فرزندي مطيع و مريدي دلباخته آن روح الله مي‌دانم، اين توفيق را داشته‌ام كه در تمام 10 سال و چند ماه پس از ورود رهبر كبير به ايران تا لحظه‌ی عروج آن روح ملكوتي، از آن سرچشمه‌ی فيّاض سيراب شده و لحظه‌لحظه‌ی جريان مبارك آن هدايت الهي را با همه‌ی وجود خود لمس كنم... . درس او تنها آن نبود كه در حوزه‌ی علميّه از او فرا گرفتيم و يا در دوران 16 ساله‌ی مبارزه، از دور و نزديك به جان نوشيديم؛ بزرگترين و ماندگارترين درس او آنها بود كه در اين 10 سال همچون آيات حكمت به جان و دل خريديم و در لوح ضمير ثيت كرديم»(18خرداد 1368).
شناخت آرمان‌ها و ارزش‌های امام خمینی(ره)، بخصوص زمانی اهمیت مضاعف می‌یابد که متوجه باشیم  دیری است دست‌های خبیث پیدا و پنهان دشمن، در صدد تخریب و تحریف شخصیّت امام(ره) و سخنان ایشان و استحاله‌ی تدریجی آرمان‌های آن یگانه‌ی دوران در جامعه اسلامی و به انحراف کشاندن مسلک ایشان هستند.

*برگ‌هایی از دفترِ «مدح خورشید»*

خلاصه‌ی وصيّت‏ امام: اتّکاء به خدا

در آن لحظه‌اى كه امام(ره) ناراحتی قلبى پيدا كرده بودند، ما به‌شدّت نگران بوديم. وقتى كه من رسيدم، ايشان انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه را داشتند. بنابراين، مهم‌ترين حرفى كه در ذهن ايشان بود، قاعدتاً مى‌بايد در آن لحظه‌ى حسّاس به ما مى‌گفتند. ايشان گفتند: قوى باشيد، احساس ضعف نكنيد، به خدا متّكى باشيد، «اشدّاء على الكفّار رحماء بينهم» باشيد، و اگر با هم بوديد، هيچ‌كس نمى‌تواند به شما آسيبى برساند. به نظر من، وصيّت سى صفحه‌يى امام(ره) مى‌تواند در همين چند جمله خلاصه شود. او واقعاً حكيم بود... انسان احساس مى‌كرد كه تمام حقايق عالم در وجود او منعكس بود»(ص 58).

عرفان و عدم انزاو از سیاست

... آقایان روحانیّون نباید خود را از سیاست دور نگهدارند. ...از همه عارف‌تر، امام(ره) بود. چه کسی در کشور به حد عرفان امام(ره) می‌رسید؟ دیدید چگونه وارد میدان شد؟ مثل شیر. امام(ره) درباره استاد بزرگوار خود –مرحوم آقای شاه‌آبادی- گفته بودند که ایشان اهل مسائل سیاسی بودند. همچنین من در جایی از امام(ره) شنیدم که مرحوم آقای شاه‌آبادی روی منبر گفته بودند که اگر کسی دور و بر من بود، قیام می‌کردم. بنابراین عرفان موجب نمی‌شود که انسان برود یک گوشه‌ای بنشیند...(ص 113).

اشک‌هایی جوانانه و از سر فرزانگی

باید به اين جوانان، تضرّع و توسّل و توجّه هوشمندانه و خردمندانه ، مثل تضرّع فرزانگان – و نه غافلان - ياد بدهيد. ...خدا حاج‌احمدآقا را بيامرزد که مى‌گفت : «اين اواخر وقتى شب‌ها امام(ره) گريه مى كردند، دستمال براى پاك كردن اشك چشمشان كافى نبود! برای ایشان حوله مى‌آورديم تا اشك چشم را با آن خشك كنند». اشك پيرمرد نود ساله هم سخت‌تر از جوان بيست‌وپنج ساله یا سى‌ساله سرازیر می‌شود. همچنان که همه کارهای آن پيرمرد، عجيب بود و جوانانه؛ اشک ریختنشان هم جوانانه بود(ص 97).

نگاه حکیمانه به حوادث روزگار

...حاج احمدآقا رحمةاللَّه علیه، نقل می‌کردند که در یکی از قضایا و حوادث مهمّ کشور در زمان امام رضوان‌اللَّه‌علیه، من وقتی ماجرا را به امام(ره) خبر دادم، منتظر بودم که ایشان مثلاً تکانی بخورند. امّا ایشان تأمّلی کردند و گفتند: «تقارب آجال شده». خوب؛ این حرف خیلی درست و حکیمانه‌ای است. بالاخره اجل برای همه پیش می‌آید. مگر کسی هست که بتواند از این دروازه عبور نکند؟! همه -اعم از خوب‌ها، بدها، جوان و پیر- عبور می‌کنند. عبور کسی از این دروازه، جای تعجّب ندارد(ص 94).

همین یک جمله؛ بروید و باهم بسازید

بنای کار ازدواج، بر سازش دختر و پسر است؛ باید با هم بسازند. این «با هم بسازند»، معنای خیلی عمیقی دارد. من یک‌وقت خدمت امام(ره) رفتم، ایشان می‌خواستند خطبه‌ی عقدی را بخوانند؛ تا من را دیدند، گفتند شما بیا طرف عقد بشو. ایشان برخلاف ما - که طول و تفصیل می‌دهیم و حرف می‌زنیم - عقد را اوّل می‌خواندند، بعد دو سه جمله‌ی کوتاه صحبت می‌کردند. من دیدم ایشان پس از این‌که عقد را خواندند، رویشان را به دختر و پسر کردند و گفتند: بروید با هم بسازید(ص 74).

مناعت طبع و پرهیز از مقام

...بعد از رحلت مرحوم آیت‌اللّه العظمی بروجردی(ره) همین امام بزرگواری که شما دیدید، دنیایی را متوجّه به خود کرد و مشت او آن‌چنان گنجایش داشت که می‌توانست بشریّت را در مشت بگیرد، همین آدم رساله نداد و رفت و در خانه نشست و هر چه اصرار کردند، رساله نداد. بنده خودم جزو کسانی بودم که آن وقت این را به ایشان عرض کردم. ایشان اصلاً جواب نمی‌داد. می‌گفت: آقایان هستند، تا این‌که بالاخره یک عده‌ای رفتند و ایشان را وادار کردند. البته فتاوی ایشان معلوم بود؛ آنها رساله‌ی ایشان را تنظیم کردند و بیرون دادند (ص 93).

ُنس با دعا

...یک بار از ایشان سؤال کردم که در میان دعاهای معروف، به کدام‌یک از آنها بیشتر اُنس یا اعتقاد دارید؟ ایشان بعد از تأملی فرمودند: «دعای کمیل و مناجات شعبانیه». وقتی که شما به این دو دعا مراجعه می‌کنید، با این‌که دعاهای دیگر هم - مثل ابوحمزه‌ی ثمالی و یا دعای امام حسین(ع) در روز عرفه و دعاهای فراوان دیگر - برقراری رابطه با خداست؛ اما در این دو دعا و مناجات، حالت استغفار و انابه و استغاثه و تضرّع به پروردگار را به شکل عاشقانه‌ی آن مشاهده می‌کنید (ص 66).

بهترین پاداش برای امام(ره)

...فردای آن شبی که امام عزیز(ره) به جوار رحمت الهی پیوسته بودند، سحرگاه در حالت التهاب و حیرت، تفألی به قرآن زدم؛ این آیه‌ی شریفه‌ی سوره‌ی کهف آمد: «و امّا من امن و عمل صالحا فله جزآءُ الحسنى و سنقول له مِن امرنا یسرا». دیدم واقعاً مصداق کامل این آیه، همین بزرگوار است. ایمان و عمل صالح و جزاى حسنا، بهترین پاداش براى اوست(ص 43).


+ نوشته شده دردوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 9:56توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             امام خمینى در کلام شهیدان.

 «این وصیت نامه ‏ها انسان را مى ‏لرزاند و بیدار مى ‏کند» …. (امام خمینی ره)

 

امام خمینى در کلام شهیدان.  «این وصیت نامه ‏ها انسان را مى ‏لرزاند و بیدار مى ‏کند» .... (امام خمینی ره)

امام خمینى در کلام شهیدان. «این وصیت نامه ‏ها انسان را مى ‏لرزاند و بیدار مى ‏کند» .... (امام خمینی ره)

«مادر جان… اکنون همان صداى هل من ناصر ینصرنى از گلوى قلب تپنده ملت‏ یعنى «حسین زمان‏» بیرون آمده و… این آرزوى شما بود که در رکاب حسین‏ باشیم، ما آرزوى شما را برآورده خواهیم کرد.»

(روحانى شهید محمد مهدى مازنى‏ از: نوکنده)

«وجود امام خمینى و برکات آن را تنها کسانى مى ‏توانند حقیقتا درک کنند که درجست و جوى تاریخ تحول باطنى انسان‏هاى کره زمین که خاستگاه تحولات ظاهرى،اجتماعى و اقتصادى و سیاسى حیات او نیز هست، به تاریخ انبیاء رجوع مى‏کنند،هم آنانند که در وصف امام خمینى مى‏گویند:(او بت‏شکنى دیگر از تبار ابراهیم‏بود).

(شهید سید مرتضى آوینى از: تهران)

«اى امام تو بودى که به اسلام جان دیگر دادى، به نماز و روزه‏ها و تمام ‏عبادت‏ها جان و روح دیگرى دادى و روح حقیقى و واقعى را آوردى و به حق که براى ‏نماز قیام کردى و به حق از براى امر به معروف و نهى از منکر قیام کردى.»

(شهید مرتضى چگینى از: تهران)

«حافظ ولایت فقیه باشید و امام و رهبرمان را هم چون نگین انگشترى در میان‏خود نگه‏دارى کنید و در پشت‏سر امام حرکت کرده و او را تنها نگذارید که‏ پیروزى شما به امید خدا نزدیک است.» (دانشجوى شهید لطف الله فلاح اسلامى از: بهبهان)

«امروز که این راه را انتخاب کردم مى‏دانم به کجا مى‏روم و مى‏دانم چرا هیچ‏ سوالى و شکى در من نیست و آگاهانه فریاد حسین زمان امام خمینى را لبیک‏گفتم.»

(شهید عبدالرضا علیخانى از: آبادان)

«یادتان باشد که تمام آن چه ما آن را عزت و قدرت مى‏ نامیم از سوى خداست‏ و واسطه آن در وهله اول امام زمان(عج) و بعد مجاهدت‏هاى این امام بزرگوار، بت‏شکن قرن، این اسوه شجاعت و صبر و دلیرى است.»

(شهید محمود طیبى از: اهواز)

«مى‏رویم تا خط امام بماند، خطى که از ابراهیم آغاز شده و در تداوم سرخ خویش‏ با دست‏هاى پاک محمد و على به قلب پرشور امام امت رسید تا رنجبران زمین را از جور حکومت قابیلیان برهاند.»

(شهید مهدى رجب بیگى از: تهران)

«سلام و درود بر تو اى آزاد مرد، درود ما بر تو اى حامى مستضعفان، درود برتو اى درهم شکننده بت‏ها وبتکده‏ها، سلام بر تو اى رهایى دهنده امت از قید استعمار، درود بى‏ پایان ما بر تو اى خمینى، رهبر امت… .»

(طلبه شهید محمد جواد مهرجردى یزدى از: مهرجرد یزد)

«حرف امام خمینى عین قرآن است و قرآن در حرف امام خلاصه مى‏شود ، خونم که به‏زمین مى‏ریزد گوید: اى مسلمین: اطاعت از امام، اطاعت از امام، اطاعت ازامام!.»

(طلبه شهید نورعلى محمدى نژاد از: بابل)

«من چگونه نداى هل من ناصر یادگار اباعبدالله الحسین(ع) امام‏خمینى و یادگاران سربازان سیدالشهدا(ع) را بشنوم و بى ‏تفاوت باشم.»

(روحانى شهید غلامرضا على‏زاده از:بشرویه)

«دل بر نیروى خدا بستم، از نیرنگ اهریمن چه باک؟ راه ما راه خداست، مکتب مادین خداست همراه ما رهبر ما روح خداست و به سوى تمام آنان که پیکارشان به‏راه خداست و ایثارشان براى حق خداست دست ‏بیعت دراز مى ‏کنیم.»

(بسیحى شهید على اصغر نوروزى از: تهران)

«مبادا تحت وسوسه‏هاى شیطان و استکبار دست از این عارف پیر و مجاهد تمامى‏ سنگرهاى حق بردارید. مبادا از دستورات امام بى ‏توجه رد شوید که فردایى نه‏ چندان دور در مقابل شهداى عظیم الشان این انقلاب باید پاسخگو باشید.»

(شهید دولت عابدى از: بجنورد)

Bauokstoney

Monday 28 February 2011-1, 05:41 PM

امام خمینى در کلام شهیدان(2)

«از ملت‏ شهید پرور ایران خواهانم که گوش به فرمان ابرمرد تاریخ، بت‏شکن‏زمان، خمینى کبیر باشند و تنها این مرد بزرگ را به پیشوایى و رهبرى قبول‏ نمایند زیرا که قرآن کریم فرموده است: (اطیعواالله و اطیعوا الرسول و اولى الامر منکم‏»).

(شهید گل محمد نعیمى از: بجنورد)

«من عاجزانه از شما مى‏خواهم که هوشیار باشید خود را کاملاحفظ کنید و براى کنترل خود و خارج نشدن از خط امام که همان خط‏ اسلام و خط خداست فقط گوش به فرمان ولایت فقیه باشید» .

(سردارشهید حسین علیمحمدى، زنجان).

«این بنده حقیر خدا نیز با امام امت میثاق بسته‏ام و به او وفادارم، زیرا که او به اسلام و قرآن وفادار است و اگر چندین‏ بار تکه‏ام بکنند و یا زنده بگورم کنند، دست از وظیفه‏ام که همان‏ وفادارى به اسلام و قرآن و امام عزیز، و نابودى دشمنان اسلام است‏ بر نخواهم داشت‏» .

(سردار شهید روح الله شکورى، زنجان).

«آرى امام، کارى عظیم کرد. وى باعث‏شد دنیا از خواب بیدارشود و انسانیت را دوباره یاد آورد. رهبرم را تنها نگذارید، همیشه از او تبعیت کنید. مردم مسلمان! براى طولانى ‏تر شدن عمرامام هر روز دعا کنید و از عوض ما هم دعا کنید ما تا وقتى که ‏زنده هستیم امام را دعا خواهیم کرد. در دنیا دو صف وجود داردصف باطل که همان صف فرعون و شاه معدوم است. صف حق که صف تمامى ‏پیامبران و راه خمینى کبیر است‏» .

(سردار شهید طاهر اوجاقلو،زنجان).

اگر از آسمان خون ببارد ،اگر خون از دم شمشیر بارد،اگر ریگان هزاران ناو آرد،اگر صدام، صدها لشگر آرد،قسم بر نهضت پاک حسینى ‏جدا هرگز نگردم از خمینى‏«مبادا تمرد و سر پیچى کنید از امر ولى امرتان یعنى امام‏عزیز و خمینى کبیر آن نفس قدسى، آن نائب بر حق مهدى(عج) آن‏ اخوت، آن کلید وحدت، آن روح الهى، روح الله که خداوند از شماسلب نعمت مى‏فرماید» .

(سردار شهید سهراب اسماعیلى، زنجان)

«هیهات که 20 سال از عمرم گذشت هنوز اندر خم یک کوچه ‏ام. زیرا از نعمتهایى که پروردگار به من داده سپاسگذارى نکردم وشرمنده‏ام و بیشتر از همه به نعمتهاى بزرگ خداوند ناسپاسى ‏کرده‏ام و توفیق نیافتم آنطور که باید در گفتار امام و رهبر و مرجع تقلیدمان، روح خدا، خمینى بت‏شکن تفکر کنم. و توفیق‏نیافتم که بیشتر بشناسمش. افسوس و صد افسوس که با او هم عصر بودم ولى از ولایتش بهره‏اى نجستم‏» .

(سردار شهید علیرضا رجبى،زنجان).

«اى امت اسلام! قدر امام امت را بدانید و خداى ناکرده نشود روزى که ما نیز، اهل کوفه شویم، و امام را تنها بگذاریم‏» .

(سردار شهید على رضا مولایى، زنجان)

«حزب الله همیشه در صحنه و پیرو خط امام و خط ولایت فقیه که‏ تداوم راه امامت است‏ باشند و جان بر کف پشتیبان این انقلاب‏ باشند من به آنهایى که در لباس اسلام مى‏ خواهند به اسلام صدمه‏ بزنند توصیه مى‏کنم بیایید دست از تفرقه بردارید.» .

(طلبه شهید سید حسین حسینى اتراچالى).

«به همه امت اسلامى عرض مى‏کنم که قدر این اسلام و انقلاب و امام و مسئولین نظام جمهورى اسلامى را بدانند و براى نشان دادن ‏این قدرشناسى تا جایى که مى‏توانند خدمت کنند و سختیها و ناراحتیها را تحمل کرده و در پیشبرد انقلاب بکوشند.» .

(جهادگر شهید سید محمد تقى رضوى).

«اماما، من پیام شما را شنیدم و چون جز خون خویش چیزى ‏نداشتم، آن را نثار اسلام نمودم، باشد که با خون ناقابلم بتوانم‏گامى مثبت ‏براى اسلام عزیز بردارم. برادران مومنم، باید انقلاب حسینى را دنبال نماییم تا انقلاب‏حسینى استقرار داشته و انقلاب مهدى(عج) برسد. همانطورى که یاران‏حسین شهید شدند تا انقلاب خمینى پابرجا بماند، ما نیز باید شهیدشویم تا این انقلاب به انقلاب حضرت مهدى(عج) متصل شود. و همیشه ‏پشتیبان امام خمینى و در مسیر سیل امت و انقلاب اسلامى باشید و از ولایت فقیه و نظام جمهورى اسلامى حمایت کنید و براى نابودى‏ تمام ابرشیطانها به نداى «هل من ناصر ینصرنى‏» امام لبیک‏ بگویید و عاشقانه همچون شهداى دیگر روانه شهر شهادت شوید و تاآخرین قطره خون مبارزه نمائید.» .

(جهادگر شهید محسن الشریف).

«به پیام‏هاى امام امت(ولایت فقیه)چون که پیام دهنده حقیقى‏اوست گوش داده و دستورات آن را عمل کنید و خداى نکرده نگوئید، دیگر گوش دادن به پیام‏هاى امام و رهبر، زمانش گذشته، هر چه‏ دارید یکبار هم که مى‏شود پیامها را گوش داده و ببینید که چه‏ مى‏گوید و چه مسئولیتى در آن لحظه به دوش شما مى‏گذارد که بایدعمل کنید وگرنه در روز قیامت مسئول هستید.» .

(جهادگر شهید ابوالقاسم حجتى).

«شما اى مسئولین مملکتى همیشه براى رضاى پروردگار قدم‏بردارید و سخنان گهربار امام را فرا راهتان قرار دهید. و حتما به یاد توده ‏هاى مستضعف مردم باشید چرا که امام مان فرمودند: مملکت مال مستضعفین است.»

(شهید عیسى مطلب زاده).


+ نوشته شده دریکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ساعت 19:25توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             امام خمینی در نگاه صاحب نظران شرق و غرب

امام خمینی در نگاه صاحب نظران شرق و غرب

«روبين وود زورث» در تشريح جريان ملاقات خود با امام خميني(ره) در جماران مي نويسد: زماني كه امام خميني از در وارد مي شد احساس كردم كه از لابه لاي آن گردبادي از نيروي معنوي وزيدن گرفت، به طوري كه همه بينندگان را محو تماشاي خود كرد. در آن هنگام حس كردم كه با حضور او همه ما كوچك شده ايم و گويا در سالن كسي جز او باقي نمانده است

فجرآفتاب-دهه فجر انقلاب اسلامی و امام

امروز در ادبيات سياسي و فلسفي جهان و در نشست هاي علمي سخن از چالش هايي است كه انقلاب اسلامي و ديدگاههاي امام خميني (ره) در عرصه معادلات سياسي و مباحث فرهنگي – اجتماعي به وجود آورده است . پيدايش و گسترش احزاب اسلام گرا در اكثركشورهاي اسلامي ، بحث از جايگاه مسلمانان و تمدن اسلامي در معادلات سياسي –اجتماعي و فرهنگي آينده جهان ،دين باوري و مردم سالاري ديني و گرايش به دين ، به ويژه اسلام ، از ثمرات مهم اين انقلاب پربركت است كه همگي مرهون تلاش هاي خستگي ناپذير و رهبري جامع امام بود . عظمت رهبر كبير انقلاب تا بدان حد است كه بسياري از انديشمندان شرق و غرب را مبهوت خود ساخته است . لذا آگاهي از نظرات متفكران مختلف در خصوص حضرت امام خميني (ره) مي تواند ما را در شناختن عظمت وي ياري كند . در اين مقاله در پي آنيم كه ابعاد مختلف شخصيت امام خميني (ره) را از ديدگاه متفكرين مختلف بررسي كنيم .

● شخصيت امام

« روبين وود زورث » در تشريح جريان ملاقات خود با امام خميني (ره) در جماران مي نويسد : « زماني كه امام خميني از در وارد مي شد احساس كردم كه از لابه لاي آن گردبادي از نيروي معنوي وزيدن گرفت . گويا در وراي آن عباي قهوه اي ، عمامه مشكي و ريش سفيد روح زندگي جريان داشت ؛ به طوري كه همه بينندگان را محو تماشاي خود كرد . در آن هنگام حس كردم كه با حضور او همه ما كوچك شده ايم و گويا در سالن كسي جز او باقي نمانده است . آري او بارقه اي از نور بود كه در قلب و روح همه حضار رسوخ كرده بود . او تمام معيارهايي را كه گمان مي كردم مي توانند مرا در تعريف و ارزيابي شخصيت و مقامش ياري كنند ، در هم شكست . او با حضور خود آن قدر در ما تـأثير گذارد كه احساس كردم تمام روح و جسمم را فرا گرفته است .

… زماني كه بر روي صندلي خود نشست ، احساس كردم كه نيرويي از وجودش ساطع مي شود ؛ نيرويي بسان يك گردباد كه اگر با دقت نگاه مي كردي در مي يافتي كه نوعي آرامش مطلق در درون آن نهفته است . چرا كه امام خميني (ره) بسيار جدي و استوار و مسلط بود .در عين حال او را آن چنان ساكت و آرام مي يافتي كه گويي نيرويي ثابت و استوار در درون او جريان دارد و البته اين نيرو همان چيزي است كه رژيم سابق ايران را به يك باره برچيد . حال آيا چنين شخصيتي مي تواند يك فرد عادي باشد ؟ … من تاكنون هيچ يك از مردان بزرگ را برتر از اين مرد و يا نظير او نديده ام .

… كمترين چيزي كه مي توانم بگويم اين است كه گويا او يكي از انبياي گذشته است و يا اين كه او موساي اسلام است و آمده تا فرعون كافر را از سرزمين خود براند . »

در تحليل شخصيت امام خميني ره) با نگاهي عميق به روح ملكوتي و افكار بلند و ويژگي هاي منحصر به فرد روحي و معنوي و آثار و بركات فراوان حيات طيبه ايشان موجب شد تا ناظران بيروني در مورد ايشان بگويند كه « صداي امام خميني (ره) براي مردم ايران حكم صداي خدا را داشت . » در نظر ميليون ها انسان موحد : « او دست خدا بر روي زمين » و « هديه آسماني و ملكوتي براي خاكيان بود . »

سلوك معنوي و افكار متعالي و تقيد بي چون و چراي ايشان به دستورهاي شرعي و تعاليم اهل بيت عصمت و طهارت هر مسلمان منصفي را بر اين باور استوار مي ساخت كه « گويي شخصيتي از شخصيت هاي بزرگ صدر اسلام با معجزه اي به دنيا بازگشته تا پس از پيروزي امويان و به خون غلتيدن شهيدان ، اهل بيت سپاه علي را رهبري كند . »

گرچه « امام خميني (ره) تجلي منحصر به فرد مبارزه طلبي اسلام در قبال استيلاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي غرب بود » اما « پيام امام خميني (ره) در ميان مسلمانان ، نه فقط شيعيان بلكه در همه منطقه و جهان طنين افكند . »

شخصيت الهي و پيام هاي معنوي حضرت امام خميني (ره) بسياري از پيروان ساير اديان ومذاهب را به شدت تحت تأثير خود قرار داد ؛ تا آنجا كه در نظر برخي از تحليلگران و متفكران مسيحي . « او مسيح معاصر بود و دقيقا اشعه صلابت و سازش ناپذيري عيسي بن مريم بود . » و برخي ديگر از مسيحيان سخن از « تأثيرپذيري شديد از مقام و عظمت و تحمل و بردباري شكوهمند امام خميني (ره) و درك احساس عطيه و موهبت الهي در اولين ديدار با ايشان » به ميان آورده اند .

● اعتراف بيگانگان

شخصيت امام خميني (ره) ، علاوه بر برانگيختن تحسين جهانيان ، دشمنان ايشان و انقلاب راهم ، بر آن داشت تا از ويژگي هاي خيره كننده او سخن به ميان آورند . تا آنجا كه برخي از كارگزاران شيطان بزرگ نيز با تسليم در برابر عظمت امام خميني (ره) در اعتراف به آن اظهار داشتند . « ترديدي نمي باشد كه ايشان يكي زا مردان بزرگ تاريخ در اين قرن بود . كمتر كسي تا امروز مي توان يافت كه از جاذبه و نفوذي همانند آنچه كه نه تنها در ايران بلكه در جهان داشت برخوردار باشد و توجه قدرت هاي بزرگ را تا اين حد به خود معطوف دارد . »

تايمز لندن كه به سخن گوي دويست ساله دولت استعماري انگليس معروف بوده است ، درتوصيف امام خميني (ره) مي نويسد : « امام خميني (ره) مردي بود كه توده ها را با كلام خود مسحور مي كرد . وي به زبان مردم عادي سخن مي گفت و به طرفداران فقير و محروم خود اعتماد به نفس مي بخشيد . اين احساس آنها را قادر ساخت تا هر كسي را كه سر راهشان باشد از بين ببرند . وي به مردم نشان داد كه حتي مي توان در برابر قدرت هايي مثل آمريكا ايستاد و نهراسيد .

روزنامه هرالد تريبون هم درباره امام خميني (ره) لب به اعتراف مي گشايد و مي نويسد : « آيت الله خميني يك انقلابي خستگي ناپذير بود كه تا آخرين لحظه حيات به آرزوي خود براي پي ريزي يك جامعه اسلامي و حكومت اسلامي در ايران وفادار ماند . آيت الله خميني در آنچه براي سرزمين

باستاني اش مي خواست لحظه اي درنگ نكرد . وي خود را مأمور مي دانست كه مي بايد ايران را از آنچه فساد و انحطاط غرب مي ديد پاك كند و خلوص اسلامي را به ملت بازگرداند . »

● امام خميني (ره) به تقرير انديشمندان

تحليل گران و صاحب نظران عميقا معتقدند با آغاز عصر امام خميني (ره) دين و دينداري در جهان گسترش يافته است و دين زنده شده و كليساها جان تازه گرفته اند و حتي … مذهبي بودن در اروپا ارزش و معناي تازه اي يافته است .ميليون ها نفر در غرب به انتظار ظهور حضرت عيسي نشسته اند و در يك كلام ، عصر امام ، عصر احياي دين و معنويت در جهان معاصر مي باشد .

۱) آيت الله مصباح يزدي

ايشان كه از اساتيد گرانقدر حوزه علميه قم محسوب مي شوند ، مي فرمايد :

« مهم ترين دست آورد حركت امام خميني (ره) احياي دين و دين گرايي در جهان معاصر بود ؛ به گونه اي كه به بركت اين حركت ، نه تنها پيروان دين اسلام بلكه پيروان ديگر اديان از جمله مسيحيت نيز حياتي دوباره يافته و در نتيجه ، گرايش به دين و دين داري در ساير ملل نيز افزايش يافته است . ايشان در همين مورد ، به سخن يك اسقف مسيحي از مكزيك اشاره كرده كه در ديدار با ايشان اظهار داشت : « اين افتخار مخصوص شماست كه توانستيد ايمان را در دنيا زنده كنيد و بالاترين كه كشورداري را با دين داري توأم كنيد . ما مسيحيان اين توان را نداريم كه ايمان را در مردم حفظ كنيم ؛ چرا كه مردم ديگر اطميناني به ما ندارند . بالاتر اين كه نتوانستيم دين داري را با كشورداري توأم كنيم .

۲) پرفسور حميد مولانا :

وي رئيس و بنيان گذار بخش ارتباطات بين المللي دانشگاه امريكن واشنگتن دي سي است كه با بيان بخشي از تأثيرات شگرف حضرت امام خميني (ره) در جهان معاصر اظهار مي دارد : « به عقيده من هيچ صدايي در قرن بيستم مثل صداي امام خميني (ره) جهان را به لرزه در نياورد . حضرت امام خميني (ره) پس از جنگ جهاني اولين شخصيتي بودند كه به صورت جهاني طلسم سكوت را در مقابل طاغوت و ظلم شكستند . اگر اين طلسم نشكسته بود امروز شوروي زنده بود .

وي انديشمند و روزنامه نگار تازه مسلمان سوئيسياست كه در تشريح تأثيرات عظيم انقلاب اسلامي مي گويد : امروز در اروپا احساس مي شود سقوط ديوار برلين با انقلاب و قيامي كه شما آغاز كرديد مرتبط است . تأثيرات اين قيام اسلامي امروز در اروپا محسوس است . در اروپا حدود ۱۲ تا ۱۵ ميليون مسلمان زندگي مي كنند كه صد هزار نفر آنها در سوئيس هستند .

وي مي افزايد : « امام خميني (ره) نه تنها مسلمانان را بيدار كردند ، بلكه بر جهان غير اسلام هم از خود تأثيراتي بر جاي نهادند» .

هوبر در جايي ديگر مي گويد : « بدانيد آن مرد سالخورده كه رهبر شما بود ، هرگز نمرده است ؛ بلكه هنوز زنده است و فعال . چرا كه همه اين تحولات به دست ايشان ايجاد شده است . » وي كه دانشمندي آلماني و قائم مقام دانشكده فني دانشگاه « برمن » آلمان است ، معتقد است كه « امام خميني (ره) بيدارگر همه موحدان در عصر ما است . احياي دين و معنويت در روزگاري كه سيطره ماديت و ابزار مادي و انديشه هاي ضد معنوي جامعه بشري را در چنبره خود گرفته بود. مديون امام خميني (ره) و ياران انقلاب اسلامي است . »

۳) محمد لنسل :

وي رئيس مركز فرهنگي تجديد حيات اسلام در اتريش است كه در مقاله اي تحت عنوان تأثير نهضت امام خميني (ره) بر اروپا مي نويسد : « بي ترديد انقلاب اسلامي امام خميني (ره) نه تنها تصوير تازه اي از اسلام در اروپا ارائه كرد ، بلكه حتي زندگي مذهبي غيرمسلمانان را هم دگرگون ساخت ؛ به عبارت ديگر امروز حتي در اروپا نيز مذهبي بودن ارزش و معناي تازه اي يافته است . اين عبارت را رئيس جمهور اسبق اتريش در يك سخنراني بيان كرد كه انقلاب اسلامي به تمامي افراد مذهبي اعتبار و اتكاء به نفس تازه اس ارزاني داشت . »

۴) طلال عتريسي :

ايشان استاد دانشگاه لبنان است كه با تأكيد بر پيوند اساسي تحولات جاري در زمينه رويكرد معنوي بشر با قيام الهي حضرت امام خميني (ره) تصريح مي كند : « رهبري امام خميني (ره) و پيروزي انقلاب اسلامي ، اساس حركت و تمدن جهاني كنوني مي باشد . »

۵) پرفسور اسماعيل كيلبس :

او فيلسوف برجسته اسپانيايي زبان ها است كه با اشاره به حيات مجدد دين در صحنه زندگي بشر در وصف جايگاه حضرت امام خميني (ره) مي گويد : « دين زنده شده است ، كليساها جان تازه گرفته اند ، توجه به مذهب و انديشه هاي مذهبي در دانشگاه ها ديگر زشت و كم بها تلقي نمي شود . زيبايي هاي معنوي در زندگي روزمره مورد بازيابي قرار گرفته است ، جهان براي نجات و زيبا كردن روابط اجتماعي اش به قدرت دين و جاذبه هاي معنوي گرايش شديد پيدا كرده است و اين همه ناشي از دعوت نويني بوده كه امام خميني (ره) با انقلاب ديني اش در عرصه افكار و ذهنيت جامعه جهاني آغاز كرد . »

● تـأثيرات امام خميني (ره)

تحولات مهم جامعه بشري پس از عهد رنسانس و انزواي بيش از پيش شعائر ديني و ايمان مذهبي در غرب و رشد سريع تفكرات الحادي ماترياليستي و گرايش برخي كشورهاي جهان به نظام فكري – سياسي ماركسيستي ، بسياري از صاحب نظران را به اين باور هدايت كرد كه انزوا و اضمحلال كامل ، سرنوشت محتوم اديان الهي است . امام قيام امام خميني (ره) و موفقيت انقلاب اسلامي شرايط جديدي را به وجود آورد كه حاكي از ورود جهان به دوره اي متفاوت از ادوار گذشته و عصري با ويژگي هاي ممتاز ديني و معنوي بود . آن چه اكنون به وضوح مشهود است ، با استمرار انقلاب اسلامي و گسترش حيرت آور دايره نفوذ پيام هاي معنوي آن ، دنياي ما شاهد تحولات عظيمي گشته است و دوراني جديد آغاز شده است .

۱) امام خميني (ره) و احياي حيات ديني :

موهبت آسماني انقلاب اسلامي كه در حقيقت سرآغاز عصر جديد در حيات بشري گرديد ، مبدأ زماني تجديد هويت معنوي و ديني و اسلامي انسان معاصر محسوب مي گردد . تحليلگران زيادي بر اين باورند كه تجديد حيات معنوي و ديني بشر « با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران آغاز شده است و به اين لحاظ دهه شصت را بايد اولين دهه از اين تجديد عهد محسوب داشت . »

به همين جهت بايد گفت : « اگر بنا باشد تاريخي را براي احياي هويت ديني در جهان معاصر در نظر بگيريم ، آن تاريخ ۱۹۷۹ ميلادي است ؛ يعني مقارن با پيروزي انقلاب اسلامي ايران كه خيزش عظيمي را براي تفكرات ديني در تمام اديان به وجود آورده است .

آخرين آمارها در مورد احياي تفكر ديني كه در سال ۱۹۹۰ صورت پذيرفته نشان مي دهد كه تقريبا ۷۰ درصد مردم اروپا احساس دينداري مي كنند . در تمام اديان از هندويسم گرفته تا بوديسم و … و انواع فرقه هاي مسيحيت ، همه از يك نوع بازگشت به تفكر ديني خبر مي دهند و انقلاب اسلامي ايران موجب احياي تفكر ديني در جهان گشت . »

صاحب نظران زيادي بر اين باورند كه تأثيرات انقلاب اسلامي بر تجديد حيات هويت ديني بشر بسيار عميق مي باشد . دكتر « سعيد محمد الشهابي » سردبير مجله معروف و پر تيراژ العالم ، در اين باره مي گويد :« انقلاب اسلامي ايران نه تنها در جامعه اسلامي بلكه در اكثر جوامع تأثير اساسي و بنيادي داشته است . بي شك طي بيست سال گذشته هيچ حركتي به اندازه انقلاب ايران نتوانسته بر جامعه بشري تأثير گذار باشد ، دين نقش اساسي و حياتي در اجتماع دارد و انقلاب اسلامي ايران اين نور را بر بشريت تاباند و روشني بخشيد . »

وي اضافه نمود : « انقلاب اسلامي سبب شد تا روشنفكران و متفكران ضرورت توجه به مسائل ديني و تأثير آن بر وجدان بشريت و افكار سياسي – اجتماعي را به خوبي مورد توجه قرار دهند . ما در عصر انقلاب اسلامي شاهد رجوع و تمسك مسلمين و غيرمسلمين به اهل دين شديم . »

تأثيرات گسترده انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) بر حيات ديني و معنوي انسان معاصر ، توجه تحليلگران بين المللي را در رسانه ها به خود جلب نموده است . شبكه اول تلويزيوني بي بي سي انگليس در يكي از قسمت هاي مجموعه برنامه مستند خود به نام « قرن دوم » كه به مناسبت نزديك شدن قرن ۲۱ تهيه كرده بود ، به بحث و بررسي پيرامون موضوع مورد اشاره پرداخته ، مي گويد :

« آنچه در ايران در سال ۱۹۷۹ رخ داد ، نه تنها براي ايرانيان بلكه براي تمام اديان جهاني نقطه عطفي بود ؛ نقطه عطفي كه از بازگشت ميليون ها نفر در سراسر دنيا به اصول گرايي مذهبي خبر مي دهد . »

به گفته اين شبكه ، « در سراسر جهان ، پيروان ديگر اديان مانند ، مسيحيت ، يهوديت ، و هندو نيز به اصول گرايي مذهبي روي آوردند .حتي در تركيه نيز كه هفتاد سال قبل با مذهب وارد جنگ شده بود ، روند بازگشت به اصول اسلامي سرعت گرفته است . »

پيروزي انقلاب اسلامي در عرصه اي مختلف و رجعت دوباره بشر معاصر به باورهاي ديني تحليل گران غرب را به بيان اعترافات صريحي در خصوص غفلت قدرت هاي جهاني از پتانسيل عظيم دين واداشته است .

دانيل پاپيس رئيس انجمن سياست خارجي ايالات متحده آمريكا ، در كنفرانسي در اسلامبول تركيه گفت : « بايد اعتراف كنيم كه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ما براي افكار ديني و مذهبي هيچ جايي باز نكرده بوديم ، ولي از اين پس براي ما آمريكايي ها ضروري است كه زمينه اي جهت مطالعه و تحقيق پيرامون مذهب فراهم آوريم . »

سخنان « بري رابين » از روزنامه نگاران معروف غربي و نويسنده مقاله اسلام نرمال در جلسه روزنامه نگاران معروف غربي در شهر بروكسل وجه ديگري از واقعيت مورد اشاره ما مي باشد .وي در اين جلسه گفت : « واشنگتن در سال هاي گذشته اهميت دين در ارتباطات سياسي و ديپلماسي را درك نكرده بود و اين مسأله مشكلات فراواني را براي ما آمريكايي ها به وجود آوردكه براي واشنگتن گران تمام شد . »

« رابين » افزود « اگر بخواهيم در آينده با اين مشكلات مواجه نباشيم بايد اين مطلب را بپذيريم و آن را درك كنيم كه دين يك واقعيت اساسي و زيربنايي جوامع بشري است . »

به واسطه شرايط جديد جهاني و تأثيرات رو به افزايش دين در جهان معاصر « بعد از انقلاب اسلامي تحولي عظيم در ارزيابي دين در آمريكا به وجود آمده است ؛ به طوري كه امروز دين در همه مجامع علمي ، فرهنگي و سياسي و … مورد بحث است . » و تحقيقات متنوعي در اين باره به صورت مداوم صورت مي پذيرد چنان كه : « پنج سال پيش در آمريكا مسأله اصول گرايي ديني در جهان را بررسي كردند و پنج كتاب مختلف از اديان متفاوت ، نظير اسلام ، مسيحيت و يهود و … در خصوص آن منتشر كردند و جالب اين كه همه كتب منتشر شده مسأله ريشه دار بودن دين و اعتقادات در جامعه را بررسي و مورد توجه قرار داده اند . »

در هر حال نقش اساسي انقلاب اسلامي در اين خصوص ، غيرقابل انكار بوده است . اين موارد قبل از پيروزي انقلاب اسلامي وجود نداشت و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نمودار شد . چنان كه نويسنده و تحليل گر روزنامه تايمز چاپ لندن مي نويسد : « … در پاييز ۱۳۵۷ دنياي غرب به دليل انقلاب ايران بار ديگر اسلام را كشف كرد … و ما غربي ها خيلي زود فهميديم كه الله اكبر به معناي خدا بزرگتر است مي باشد . »

۲) امام خميني (ره) و بطلان نظريه هاي ضد ديني :

در سال هاي متمادي پيش از انقلاب اسلامي « پيروزي نظريات مادي آن چنان حتمي به نظر مي رسيد كه انديشوران قرن هجدهم مانند « بيل » و فلاسفه دائره المعارفي فرانسه به طور كلي ، مكان و منزلتي براي دين در آينده قائل نبودند . به همين نحو در قرن نوزدهم فلسفه هايي پديد آمد كه يا به طور كلي منكر دين مي شد ، مانند فلسفه ماركس و يا خود مذهبي دروغين را جايگزين اديان آسماني حوزه نفوذ اديان بزرگ الهي به ويژه دين مبين اسلام ، امروزه ديگر تحليل گران وقايع سياسي و تحولات اجتماعي به خود جرأت انكار جايگاه رفيع دين در اجتماع بشري و پيش بيني انزواي آن را در آينده جهان معاصر

نمي دهند ، بلكه با چرخشي ۱۸۰ درجه اي از مواضع پيشينيان خود تصريح مي نمايند : « بازي قدرت جهاني كه در دهه هاي آينده پديد خواهد آمد ، بدون در نظر گرفتن قدرت روزافزون اسلام ، مذاهب كاتوليك و مذاهب ديگر قابل درك نيست . »

با كاوشي هر چند مختصر در كلام نخبگان سياسي و اجتماعي شرق و غرب ، شاهد هستيم كه انديشه هاي امام خميني (ره) در ميان جوامع مختلف بشري و حتي رهبران اين جوامع به شدت ريشه دوانده است و به رغم تبليغات منفي رسانه هاي غربي عليه جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي ايران، ايدئولوژي هايي كه موجبات شكل گيري اين انقلاب را فراهم كرده اند ، اكنون به كانون توجه انديشمندان تبديل شده اند ، چرا كه بسياري از متفكرين نقش ويژه اي را براي اين ايدئولوژي هاي ديني قائلند و معتقدند كه اين ايدئولوژي هاي برگرفته از انقلاب حضرت امام خميني (ره) ، كمر سكولاريسم را به خاك خواهد ماليد و در نهايت پايان تاريخ نه به واسطه انديشه هاي ليبرال و سكولار كه با پيروزي انديشه هاي مذهبي و ديني رقم خواهد خورد . شايد اعتراف تلويحي « فرانسيس فوكوياما » يكي از بزرگترين نظريه پردازان عصر انديشه ليبرال دموكراسي ، به شكست اين گفتمان در مقاله « پايان تاريخ » هم ناظر به همين امر باشد .

حامد حق دوست

منبع:مجله دانشگاه تمدن ساز

مركز اسناد انقلاب اسلامي


+ نوشته شده درشنبه ششم تیر ۱۳۹۴ساعت 22:21توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             تأملی بر شخصیت امام خمینی(ره)

فجرآفتاب-دهه فجر انقلاب اسلامی و امام

تأملی بر شخصیت امام خمینی(ره)

حضرت امام خمینی(ره) پـس از انبیاء بزرگ الهی و معـصومان (ع) از کم نظیرترین و ممتازترین شخصیت های تاریخ بشریت است که با اندیشه‏ های بلند الهی و تلاش‏های صادقانه خویش مسیر تاریخ را دگرگون کرده و سر منشاء تحولات عظیمی‌ در ایران و جهان گردید.

 امام خمینی(ره) نمونه انسان کامل و شخصیتی جامع است که یکی از اصیل ترین انقلاب های تاریخ را به پیروزی رساند و نظامی بی بدیل را پایه ریزی و رهبری نمود و با تکیه بر عنصر آگاهی، استقامت وشجاعت تزلزلی آشکار در ارکان و مبانی مکاتب الحادی و تمدن های مادی غرب و شرق بوجود آورد و کنگره‏های کفر و شرک و نفاق را با انحطاط و تباهی رو ساخت.

شخصیت امام خمینی:

زبان قاصدتر از آن است که بتوان در خصوص بزرگ مردان کلامی منعقد کند و در خصوص عظمتشان لب به سخن بگشاید. از جمله مصادیق بارز در عصر حاضر حضرت امام خمینی (ره) می باشد که به عنوان چهره درخشانی در ابعاد مختلف و سرآمد همگان بود.

امام خمینی در مقام علمی یک فرد جامع به تمام معنی بود، فقیه کامل و اصولی متبحر، فیلسوف بی نظیر، متخصص در علم اخلاق، عارف به تمام معنی کلمه و همین طور جهات مختلف دیگر که حتی در شعر هم سهم بزرگی داشتند. امام دارای جامعیت و ابعاد مختلفی در شخصیت بودند. اجتماع ابعاد گوناگون علمی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و … که در وجود حضرت امام خمینی (ره) به هم گره خورده و از او شخصیتی بارز و مؤثر بر جای گذاشته است.

حضرت امام (ره) فرزند اسلام و پرورش یافته در دامان این مکتب است. آرمانهای والا، روح پر صلابت افکار روشن، زمان شناس و زندگی سراسر نور حضرت امام خمینی(ره) می تواند سرمشقی برای بشریت باشد.

نکته ای که حائز اهمیت فراوانی است، شخصیت مبارز امام است و روحیه استکبار ستیزی، که همه برگرفته از تعالیم الهی و قرآنی بود. به استناد سخن آیت الله العظمی اراکی: “امام خمینی(ره) از آن کسانی است که اگر در روز عاشورا بود، ۷۲ تن، ۷۳ تن می شد”.

امام خمینی بزرگترین معلم عصر حاضر است که به همه جهانیان راه و روش مقاومت و ایستادگی در برابر دشمنان و استکبار جهانی را نشان داد. معمار کبیر انقلاب در راستای ضرورت مبارزه همیشگی با دشمن تأکید می فرمود: “تا شرک و کفر است مبارزه هم هست و تا مبارزه هست ما هم هستیم”.

لذا از مهم ترین درس های عملی امام راحل (ره) به ملت ایران را می توان استقلال، آزادی، خودکفایی، شجاعت ، حرکت در مسیر اسلام، ایستادگی و ظلم ستیزی، توکل بر خدا و … نام برد.

علت همراهی مردم با حضرت امام (ره):

در تمامی نهضت ها و قیام های سیاسی، اجتماعی مردم در معنای کلی به عنوان موضوع اصلی این نهضت ها مورد توجه است. با نگرش در زندگی حضرت امام خمینی (ره) و رابطه او با مردم به این نکته بر می خوریم که امام در بیشتر مواقع نه فقط به عنوان یک رهبر و نه تنها به عنوان یک مرجع تقلید بلکه به عنوان یک معلم نیز عمل کرده است و با روش های تربیتی الهی خویش موفق شد جامعه ای که سال ها در ضعف و خمودی به سر می برده پیشگام نهضت بزرگ دینی ساخته است.

امام با شناخت عمیقی که از متن توده های جامعه ایران داشت به نحو موفقیت آمیزی آن ها را در جهت خواسته ها و اهداف متعالی پیش رو در آورد.

امام خود را خادم مردم معرفی می کرد و می فرمود: “من با مردم ایران برادر هستم و خود را خادم و سرباز آنان می دانم”. معمار کبیر انقلاب با بهره گیری از شاخصه های مدیریت بر قلوب همراهی مردم را با خود داشت. رهبری حضرت امام خمینی بر اساس دو شاخص اساسی خدا محوری و مردم گرایی استوار بود، تلازم این دو عنصر باعث کارایی در روش حکومت و مدیریت بر قلوب شد.

با توجه به این بینش بود و همچنین نوع عملکرد امام که مردم نیز باور کردند که او خدمتگزار و خیرخواه آنان است.

همچنین لازم به یادآوری است که بدست آوردن قلوب در نظر امام خمینی با عمل به اسلام و احکام الهی میسر بود.

تأثیر حضرت امام خمینی در جهان و اثر بر بیداری اسلامی:

معمار کبیر انقلاب در قرن بیستم، که گفتمان غالب اندیشه مدرنیته بود و دین جایگاهی در آن داشت با تکیه بر اسلام ناب کوشیدند تا با احیای دین و معنویت امید تازه ای در دل ملت ها و نهضت های اسلامی دمید که بیداری اسلامی را در پی داشت و بر پایه این بیداری انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید و نقطه آغازی بر مقابله جدی تر ملت های مستضعف در مقابل قدرت های استکباری شد.

با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور حضرت امام به عنوان یک چهره ی انقلابی و تحول برانگیز در جهان که با ارائه اسلام ناب، در بازگرداندن قدرت اسلام به صحنه جهانی موفق عمل کرده با این اقدام نظام سلطه جهانی دچار تزلزل شد و آثار حرکت سیاسی، اجتماعی حضرت امام تاکنون باقی ماند و الگویی برای خیزش علیه نظام سلطه جهانی شد. لذا مبارزات فعلی ملت های منطقه نیز با الهام از آموزه های معمار کبیر انقلاب و انقلاب اسلامی شکل گرفته است.

هدف امام خمینی از انقلاب اسلامی:

هدف اصلی و مهم حضرت امام از انقلاب اجرای قوانین اسلامی و حاکمیت ارزشهای الهی است و لذا به همین دلیل است که حضرت امام انقلاب اسلامی را از جنس نهضت های انبیا دانستند.

در سایه ی این هدف، افداف دیگر مثل عدالت، استقلال و … هم به دست می آید.

یکی از وصایای امام(ره):

من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما سفارش می کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.


+ نوشته شده درجمعه پنجم تیر ۱۳۹۴ساعت 16:19توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             مروري بر ابعاد شخصيتي و مديريتي حضرت امام خميني (ره)


مروري بر ابعاد شخصيتي و مديريتي حضرت امام خميني (ره)


حضرت امام خميني(ره) پـس از انبياء بزرگ الهي و معـصومان (ع)، از كم نظيرترين و ممتازترين شخصيت هاي تاريخ بشريت است كه با انديشه هاي بلند الهي و تلاش هاي صادقانه خويش مسير تاريخ را دگرگون كرده و سر منشاء تحولات عظيمي در ايران و جهان گرديد.

الف. جامعيت علمي

امام خميني( ره) فيلسوفي الهي، عارفي رباني، فقيهي اصولي و مرجع تقليد مردم و در عين حال رهبر انقلاب اسلامي و بنيانگذار جمهوري اسلامي در ايران بود. امام به خاطر استعداد، شايستگي ها و موهبت هاي بي كران الهي به فراگيري بسياري از معارف و علوم اسلامي پرداخت و در آن ها تخصص ويژه و مهارت كامل پيدا كرد. دو ويژگي برجسته در مورد مطالعات و تحصيلات امام در خور توجه است؛ يكي از آنها جامعيت علمي و تنوع دروس مورد تحصيل ايشان است؛ بدين بيان كه او ضمن تحصيل دروس فقهي متعارف، به آموختن و مطالعه متون عرفاني، كلامي، سياسي، ادبي، نجومي و هيئت جديد و قديم پرداخته و با مباني فلسفه غرب آشنا و با مباحث فلسفه اسلامي تسلط كامل داشت. امام پويايي فقه و اصول را لازمه نگرش اجتهادي مي دانست و معتقد بود كه عنصر زمان و مكان نقشي بس تعيين كننده در اجتهاد دارند.

جامعيت علمي امام را مي توان در آثار علمي بر جاي مانده از ايشان به نيكي مشاهده كرد كه اغلب در سنين جواني به نگارش در آمده اند؛ نظير شرح دعاي سحر، مصباح الهداية الي الخلافه و الولاية، و همچنين سر الصلوه، چهل حديث، حديث جنود عقل و جهل، المكاسب، الطهاره، الرسائل، البيع، تحرير الوسيله[1] كشف الاسرار، [2] حكومت اسلامي و ولايت فقيه و... [3]

حضرت امام در قلمرو فلسفه و حكمت و عرفان نيز، بسيار زبردست، نيرومند، صاحب مبنا و متخصص بود. [4] و اين جامعيت علمي و بينش فلسفي امام و تبحر در آن باعث پيچيدگي هرچه بيشتر ذهن وي شده و ايشان را از ساده انديشي ها مصون مي داشت. برخورد صحيح امام با مسايل بغرنج سياسي در طول مبارزه و عدم ارتكاب اشتباهات فاحش از جانب ايشان، علاوه بر تأييدات الهي از اين ويژگي امام نشات مي گرفت.

حضرت امام طي سالهاي طولاني در حوزه علميه قم به تدريس چندين دوره فقه، اصول، فلسفه، عرفان و اخلاق اسلامي همت گماشت. و از بركات سال ها تدريس ايشان تربيت صدها و بلكه به اعتبار مدت طولاني- هزاران عالم و فرزانه اي بوده است كه هر يك روشني بخش حوزه هاي علميه و راهبر مصادر امور انقلاب و نظام جمهوري اسلامي بشمار مي روند. [5]

ويژگي برجسته ديگر حضرت امام، سخت كوشي و تلاش امام در مطالعه و تدريس است. براي مثال، دختر ايشان در اين زمينه مي گويد: «مطالعه ايشان بسيار زياد بود؛ به گونه اي كه وقتي وارد اتاق مي شدم، مي ديدم در كتاب گم شده است. ايشان مي نشست و يك ميز جلويش و پيرامون او نيز به بلندي يك متر كتاب بود». [6]

ب. بعد عرفاني

آنچه حضرت امام را به عنوان رهبري ممتاز و بي نظير كرده بود، مجموعه اي از ويژگي هاي فردي، اجتماعي سياسي و عرفاني ايشان بود. او تربيت و تزكيه را مقدم بر تعليم و آموزش مي ديد و معتقد بود كه دانش با همه شرافتش آنگاه كه توأم با تزكيه نفس نباشد همچون ابزاري در خدمت هدف هاي شيطاني به كار گرفته خواهد شد. امام موحدي بود كه با اتصال به خداوند متعال ديگر قدرت ها را خُرد مي ديد و از اين بابت هيچ نگراني به خود راه نمي داد. [7]

عرفان امام خميني، مبتني بر آيات قرآني، احاديث بزرگان دين و آموخته هاي عمل اولياي خدا و در چارچوب شرع مطهر اسلام بود؛ ايشان با تصوف منفي كه دين وآيين را ذكر و ورد منحصر كرده و پرهيز از انجام مسووليت هاي سياسي و اجتماعي را ترويج نمايد به شدت مخالف بود. ايشان در زندگي فردي از جواني به سير و سلوك معنوي و جهاد اكبر پرداخته بود و پس از اين مراحل وارد صحنه سياسي گرديد. [8] و بر اين اساس خلوص امام در جميع جهات عامل كمك ها و راهنماييهاي خداوند متعال در مقاطع حساس بود و اين امر باعث مي گرديد صحيح ترين تصميمات سياسي را در حساسترين مقاطع اتخاذ نمايد.

ج. بعد اخلاقي و رفتاري

ويژگي هاي عرفاني، كمالات روحي و علمي حضرت امام در زندگي فردي و اجتماعي و سياسي وي تاثيرات به سزائي نهاده بود. جالبترين ويژگي زندگي شخصي امام، صميميت و رفتار با اطرافيان از موضعي برابر- در مقابل رابطه خشك و اقتداري- است. ايشان نگاه حقارت آميز به بندگان خدا و ناچيز شمردن اعمال مردم را از مظاهر عجب و باعث هلاكت انسان مي دانست[9] و خود نيز در برخورد با انسان ها و حتي كودكان، به كرامت انساني آنها احترام بسيار مي نهاد. امام هيچ گاه از كسي تقاضاي شخصي نمي كرد و از محول كردن انجام امور خود به ديگران نيز خود داري مي نمود. در تمام مدت تدريس، در برابر شاگردان دو زانو و مودب مي نشست. [10] در سلام گفتن بر همه سبقت مي گرفت و پيش از نشستن همسر بر سفره، هرگز دست به غذا نمي برد. [11] رعايت حقوق ديگران نيز در همه برخوردهاي امام ديده مي شد؛ به آشپز منزل خود تأكيد مي كرد مبادا به دليل انتساب به ايشان، مردمي كه در صف نانوايي ايستاده اند، نوبت خود را هرچند داوطلبانه به او واگذار كنند. حداكثر وسواس را به خرج مي داد تا از همه ساكنان خانه هايي كه در جماران به دليل سكونت ايشان تخليه شده بود، رضايت بگيرد. [12] ساعات بچه داري شبانه را با همسر خود تقسيم مي كرد. هنگام برخاستن براي نماز شب، از چراغ قوه استفاده مي كرد تا مبادا با روشن كردن چراغ اتاق موجب مزاحمت براي ديگران شود. [13]

1. ساده زيستي

از ديگر ويژگي هاي مهم حضرت امام ساده زيستي ايشان بود؛ يكي از بهترين راهكارهاي مبارزه با استكبار و ابرقدرت ها را «ساده زيستن» مي دانستند به طوري كه مي فرمودند: «اگر بخواهيد بي خوف و هراس در مقابل باطل بايستيد و از حق دفاع كنيد و ابر قدرتان و سلاح هاي پيشرفته آنان و شياطين و توطئه هاي آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از ميدان بدر نكند، خود را به «ساده زيستن» عادت دهيد و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهيزيد... چرا كه با زندگاني اشرافي و مصرفي نمي توان ارزش هاي انساني و اسلامي را حفظ كرد». [14]

ساده زيستي و قناعت امام در ايجاد جاذبه ميان طلبه ها و ساير اقشار نقش بسزايي داشت. براي مثال او در حالي زمستان را به سر مي برد كه ديوار يكي از اتاق هاي خانه اش خراب شده و خانواده اش همچنان در آن خانه زندگي مي كردند؛ در زمان جنگ گاه در خانه اش پودر رختشويي پيدا نمي شد، به اين دليل كه پودر كوپني خريداري شده تمام شده و هنوز كوپن بعدي را اعلام نكرده بودند؛ هنگامي كه براي ورود با ايران، ستاد استقبال از ايشان برنامه چراغاني و فرش كردن فرودگاه را تنظيم مي كرد، به مجرد اطلاع از آن با همان قاطعيت و صراحت خاص خود اعتراض كرد «به آقايان بگو مگر مي خواهند كورش را وارد ايران كنند؟ ابداً اين كارها لازم نيست. يك طلبه از ايران خارج شده و همان طلبه به ايران باز مي گردد، من مي خواهم در ميان امتم باشم و همراه آنان بروم ولو پايمال بشوم». [15] با وجود گرماي طاقت فرساي نجف، اجازه نمي داد حتي براي نماز، كولر و پنكه بخرند. [16]

حضرت امام (ره)در طول دوران پس از انقلاب نيز همواره توجه مسوولان را به فرهنگ «ساده زيستي» جلب نموده و مي فرمودند: «آن روزي كه دولت ما توجه به كاخ پيدا كرد، آن روز است كه بايد ما فاتحه دولت و ملت را بخوانيم... آن روزي كه مجلسيان خوي كاخ نشيني پيدا كنند، ... آن روزي كه توجه اهل علم به دنيا شد و توجه به اين شد كه خانه داشته باشند چه طور و زرق و برق دنيا خداي نخواسته در آنها تاثير بكند، آن روز است كه بايد ما فاتحه اسلام را بخوانيم... آن روزي كه زرق و برق دنيا پيدا شود و شيطان در بين ما راه پيدا كند و راهنماي ما شيطان باشد، آن روز است كه ابرقدرت ها مي توانند در ما تأثير كنند و كشور ما را به تباهي بكشند.».[17]

2. نظم و انضباط


ادامه مطلب
+ نوشته شده درپنجشنبه چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت 9:37توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             جامعيت شخصيت امام خميني (ره)


به اعتقاد نويسنده حضرت امام (ره) از جهت جامعيت و كمال، پس از انبياي الهي و ائمه معصومين، بي‏شك از شخصيتهاي نادر بلكه بي‏نظير بوده‏اند كه مانند اجداد طاهرين خود، اوصاف و كمالات به ظاهر متضاد را در خود يكجا داشتند و نيز در رشته‏هاي گوناگون از جمله فقه و فلسفه، عرفان و سياست، از بهترين‏هاي زمان خود بودند.
در اين مقاله، نويسنده محترم در آستانه فرا رسيدن رحلت جانگداز حضرت امام خميني رضي‏الله‏عنه ، در نگاهي كوتاه شخصيت ايشان را در ابعاد مختلف بويژه بعد فقهي، سياسي و عرفاني مورد بررسي قرار داده است.
به اعتقاد نويسنده حضرت امام رضي‏الله‏عنه از جهت جامعيت و كمال، پس از انبياي الهي و ائمه معصومين، بي‏شك از شخصيتهاي نادر بلكه بي‏نظير بوده‏اند كه مانند اجداد طاهرين خود، اوصاف و كمالات به ظاهر متضاد را در خود يكجا داشتند و نيز در رشته‏هاي گوناگون از جمله فقه و فلسفه، عرفان و سياست، از بهترين‏هاي زمان خود بودند.
جامعيت، به معناي برخورداري شخصيت از كمالات و صفاتي است كه در شرايط معمولي فراهم آمدن آنها در يك شخصيت واحد، دشوار و نادر است و از اين رو، متضاد و غير قابل اجتماع به نظر مي‏رسند.
● تضاد صفات كمالي به دوگونه است: تضاد كيفي و تضاد كمي.
مقصود از تضاد كيفي، تضاد ناشي از نوع صفات است. مثلا عبادت با شجاعت و يا سخاوت با حسابگري و حكمت در مصرف، به نظر غير قابل جمع مي‏رسد؛ دليل آن كيفيت هر يك از اين دو خصلت است؛ زيرا عبادت، آرامش را مي‏طلبد و سخاوت، بخشندگي بدون قيد را؛ در حاليكه شجاعت، جنبش و حركت را و حكمت و حسابگري، قيد و بند در مصرف را ايجاب مي‏كند كه به نظر نخستين اجتماع اين دو حالت مختلف در ظرف واحد ناممكن جلوه مي‏كند.
مقصود از تضاد كمي، تضادي است كه از كثرت و فراواني مقدار، با توجه به محدوديت گنجايش موصوف كه ظرف نفس آدمي است ناشي مي‏گردد. آدمي هرچه باشد ظرفيست كه به زمان و مكان محدود است و محدوديتهاي ديگري از نواحي و جهات گوناگون، بطور معمول آدمي را احاطه مي‏كند. اين محدوديتها خواه ناخواه گنجايش ظرفيت نفس بشر را محدود مي‏كند: به همين جهت از امكان محدودي در رابطه با دستيابي به صفات كمالي و تواناييهاي ارزشي مثبت، برخوردار است.
از سوي ديگر تضاد كيفي صفات كمالي نيز مراتبي دارد. تضاد در ميان صفات كمالي گاهي در حدي از شدت است كه اجتماع دو صفت را كاملا غير ممكن مي‏كند و گاهي نيز تضاد در حدي از شدت است كه اجتماع دو صفت را علي‏رغم امكان آن، به حد بالايي از ندرت و كاستي مي‏رساند؛ تا آنجا كه امكان اجتماع آن دو صفت، منحصر به افراد معدودي مي‏شود كه گاهي از انگشتان يك دست نيز كمترند. گاهي تضاد ميان دو صفت كمالي در اين حد از شدت نيست؛ بطوري كه افراد بيشتري امكان دستيابي به دو صفت را مي‏يابند. و از ديگر سوي، تضاد كيفي، گاهي نوعي است و گاهي صنفي.
تضاد نوعي آن است كه هر يك از دو صفت در تمام حقيقت ذات خود، از يكديگر جدا و بيگانه باشند؛ نظير آن كه يكي از دو وصف، مربوط به عالم ذهن و معنا باشد و وصف ديگر مربوط به عالم جسم و اعضا. مثلا دانشمندي و تحقيق، وصفي است ذهني و روحاني، كه معمولاً با فعاليت گسترده اجتماعي و سياسي، قابل جمع نيست. هر يك از اين دو صفت با ديگري تمايز بنيادين دارد. دانشمندي، بيشتر وصف فكر و روان است در حاليكه فعاليت گسترده اجتماعي و سياسي، بيشتر وصف تن و حالت اندام جسم است. اگرچه هر حالت و وصفي، ريشه در جان و روح آدمي دارد؛ ولي به هر حال هر يك از اين دو وصف، از وصف ديگر جدا و متمايز است و صرف استعداد و نيرو در يكي از آنها، با صرف نيرو و استعداد در ديگري قابل جمع نيست.
تضاد صنفي، تضادي است كه طرفين آن، از امكان نسبي اجتماع برخوردارند. اختلاف آن دو با يكديگر، اختلاف جوهري نبوده؛ بلكه تفاوت آن دو در اوصاف و اعراض است. نظير اختلاف دو دسته از معارف در دو رشته نزديك به هم، نظير: تاريخ و ادبيات كه جايگاه حصول هر دو، نفس آدميست و به دليل آن كه هر دو از رشته علوم نقلي هستند، تباعد زيادي با هم ندارند. تفاوت اين دو حالت معرفتي، تفاوتي عرضي است نه جوهري.
يكي از برجسته‏ترين خصائص شخصيتهاي معنوي، بالاخص انبياء و امامان معصوم عليهم‏السلام ، اجتماع صفات متضاد در آنها و به تعبيري ديگر وحدت كثرتها يا جمعي شدن فردي است.
اين كه كثرتها بتوانند در عين كثرت واحد باشند و در نتيجه تضاد و تقابل صفات از ميان برداشته شود، خصوصيت مردان خداست كه در اثر فناي در اراده و خواست خداي متعال، شخصيت آنان وصل به نامتناهي محض شود. اين عدم تناهي كه در اثر فناي در اراده حق حاصل مي‏شود، اين امكان را فراهم مي‏كند تا صفات متضاد در يك جا جمع شوند و شخصيتي واحد، مجمع صفات متضاد شود.
شخصيت رسول اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و سپس اميرالمومنين عليه‏السلام بارزترين نمونه اين دسته از شخصيتهاست. كثرتها در شخصيت آنها وحدت يافته و صفات بظاهر متضاد، در وجود آنها يك جا جمع شده است. از يك سو علم بي انتها و از سوي ديگر فروتني بي حد و خفض جناح؛ از يك طرف شجاعت بي نظير و از طرف ديگر رقت قلب بي مانند و خاكساري؛ از يك سو فرمانده پيروز جنگ بودن و از سوي ديگر بيشترين عبادتها و رقيق‏ترين مناجاتها را با خداي متعال انجام دادن؛ از يك طرف گريه‏هاي سوزناك نيمه شب و از يك طرف صلابت در جنگ و فرماندهي؛ از يك طرف قدرت رهبري و مديريت و از طرف ديگر زهد و قناعت پيشه كردن.
از يك سو در انديشه فقيران بودن، تا حدي كه خود را همسان فقيرترين رعاياي خويش قراردادن و از سوي ديگر در انديشه آباد كردن بلاد خدا بودن و تلاش بي‏مانند در جهت توليد كشاورزي يا فعاليتهاي ديگر اقتصادي داشتن، آنچنان كه از اميرالمومنين عليه‏السلام و ساير ائمه اطهار عليهم‏السلام در تاريخ به ثبت رسيده است. نمونه‏هاي جامعيت شخصيت رسول اكرم و امامان معصوم عليهم‏السلام بيش از آنست كه بتوان آنها را برشمرد.
همين جامعيت شخصيت است كه در معيار عقل و ميزان شرع به اين بزرگ‏مردان صلاحيت و شايستگي رهبري انسانها را بخشيده است؛ زيرا حقيقت رهبري، تجلي كثرت جامعه در وحدت رهبر است. شخصيتي مي‏تواند رهبر شايسته‏اي باشد كه مظهر خوبيها و تواناييهاي جامعه‏اي باشد كه مي‏خواهد آن را رهبري كند. رهبر لايق، جلوه گاه كمالات پراكنده افراد جامعه است. افراد هر جامعه‏اي جلوه كثرت آن جامعه هستند و رهبر، جلوه وحدت آن. رهبر، مركز اجتماع كثرتهاست و رهبر شايسته جلوه گاه خوبيها و كمالات و فضايل افراد جامعه است كه در وجود يك شخصيت، كه تجسم عالي آن فضيلتهاست ظهور و بروز پيدا مي‏كند.
در عصر ما امام خميني، مصداق بارز چنين شخصيتي بود و به همين دليل، مي‏توان ايشان را وارث بحق انبيا و امامان معصوم عليهم‏السلام برشمرد. در بعد علمي، مصداق بارز عالمي بودند كه در همه رشته‏هاي علوم اسلامي سرآمد است. در بسياري از رشته‏هاي علوم اسلامي كه علاوه بر تضاد كمي، از نظر كيفي نيز متضاد بودند در مرتبه‏اي از احاطه و تسلط قرار داشت كه در عصر ما بي نظير يا كم نظير بود.
ايشان در عين آن كه از برجسته‏ترين فقهاي عصر ما بودند تا آنجا كه بسياري از فقها او را برترين فقيه عصر مي‏دانستند؛ در فلسفه نيز كه معمولا، با فقاهت در حد بالا به ندرت قابل جمع است، احاطه و تسلطي بي نظير داشت بلكه تا پيش از به راه افتادن حلقه درس فلسفي علامه طباطبايي در قم يعني: دهه‏هاي اول و دوم قرن حاضر هجري شمسي، عاليترين حوزه‏هاي درس فلسفي در قم، حوزه درس امام خميني بوده است. حوزه درس فلسفه علامه طباطبايي عمدتا پس از دهه سوم، در حوزه علميه قم شكوفا شد و از آن زمان به بعد امام خميني بيشتر به حوزه درس فقهي پرداخت و به تدريج حوزه درس فقهي امام خميني، به برجسته‏ترين حوزه درس فقهي حوزه علميه قم تبديل شد.
تا آنجا كه در دهه سوم و چهارم هجري شمسي يعني سالهاي بين ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰، حوزه درس فقهي امام خميني از نظر تحقيق و عمق علمي، در زمره اولين حوزه‏هاي درسي، بلكه برترين حوزه درس فقهي حوزه علميه قم به شمار مي‏رفته است.
از فلسفه و فقه كه بگذريم، در عرفان، بدون شك امام خميني شخصيت اول حوزه علميه قم در قرن حاضر، بلكه شخصيت اول كليه مجامع علمي و عرفاني جهان اسلام به شمار مي‏روند. امام خميني در زمينه عرفان نظري و عرفان عملي، بي‏ترديد از نادرترين شخصيتهاي تاريخ اسلام است. تسلط ايشان در عرفان نظري، از نوشته‏هاي ايشان كه از بالاترين مضامين عرفاني برخوردار هست آشكار است. شرح بر فصوص الحكم ابن عربي كه يكي از مهمترين شروح بر فصوص ابن عربي است، گواه روشني بر بلند پايگي امام خميني، در زمينه عرفان نظريست. شرح دعاي سحر و چهل حديث حضرت امام علاوه بر آن كه احاطه ايشان را بر عرفان نظري نشان مي‏دهد، حكايت از اوج مرتبه عرفان عملي حضرت امام نيز دارد.

سه خصوصيت بسيار ويژه در شخصيت عرفاني حضرت امام جلوه گر است كه در تاريخ عرفان اسلامي بسيار نادر، بلكه پس از امامان معصوم عليهم‏السلام تقريبا يا تحقيقا بي نظير است:
۱) عرفان نظري حضرت امام، آميخته با عرفان عمليست. بدين معني كه در بين عرفا، اين اتفاق نادر است كه عارفي در صحنه زندگي، اين توفيق را يافته باشد كه مفاهيم عرفاني بالاي خود را با همان اوج در همه زمينه‏ها عينيت ببخشد. اگر دم از قيام لله و فناي في الله مي‏زند، در عرصه زندگي فردي و اجتماعي خود نيز قيام للّه و فناي في الله را نشان دهد. و يا اگر جهان و مافيها را جلوه ذات رب مي‏داند، در مرحله عمل نيز خود و حركات و سكنات خود را در محضر رب بداند و آني از ذكر خداي متعال غافل نشود. قيامش براي خدا، سكوتش براي خدا، هجرتش براي خدا و به سوي خدا باشد.
توكل و اعتمادش بر خدا باشد و در سياست، همانند عبادت، تنها براي خدا عمل كند. در خانه، همچون مسجد جز براي خدا كاري نكند. در راه خدا آماده جانبازي باشد و از زندان و شكنجه نهراسد. و اگر تا پاي اعدام برود، دست از راه و هدفش برندارد. در هنگام جنگ، در هر شرايطي اعتماد به خدا داشته باشد. جنگش براي خدا و صلحش نيز براي خدا باشد. در مسجد همان‏گونه باشد كه بر اريكه قدرت، و در منبر وعظ به همان اندازه الهي باشد كه در حماسه‏هاي توده برانگيز سياسي.
۲) احاطه امام بر مباني عرفان نظري و عملي و توفيقي كه براي ايشان در عملي ساختن مفاهيم عرفاني حاصل شد ريشه در آشنايي ايشان با مباني شريعت داشت. اساس و مبناي عرفان امام چه در بعد نظري و چه در بعد عملي، شريعت خدا بود كه در قرآن و احاديث معصومين عليهم‏السلام بيان شده است. وي فقيهي اصولي و در حد اعلايي از توانايي فقهي و اصولي قرار داشت. عالم به حديث و بر متون احاديث تسلط كامل داشت.
علوم نقلي را به خوبي فراگرفته و در همه آنها از احاطه و تسلط كافي بهره‏مند بود و بر تاريخ و سيره نبي اكرم و امامان معصوم عليهم‏السلام وقوف تام داشت؛ از اين رو عرفان حضرت امام را مي‏توان عميق‏ترين و اصيل‏ترين نمونه عرفان اسلامي دانست. به همين دليل بسيار ضروري به نظر مي‏رسد كه اهل نظر و آشنايان با معارف الهي و عرفان اسلامي تحقيقات گسترده‏اي در زمينه عرفان امام خميني انجام دهند؛ زيرا بدينوسيله مي‏توان به تصوير نسبتا جامعي از عرفان اصيل اسلامي دست يافت. بي شك عرفان حضرت امام كه در نوشته‏ها، گفتارها، شيوه زندگي و عملكرد سياسي و اجتماعي ايشان منعكس است، مي‏تواند جامع‏ترين تصوير عرفان اسلامي در زمان حاضر را ارائه كند.
۳) قدرت بي نظير حضرت امام رضي‏الله‏عنه در جمع بين علم و سياست از يك سو و عرفان و سياست از سوي ديگر، از درخشانترين جلوه‏هاي جامعيت شخصيت حضرت امام است؛ كه نه تنها از عظمت شخصيت ايشان؛ بلكه علاوه بر آن، از جامعيت اسلام و كمال شريعت محمدي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله كه در شخصيت آن امام بزرگ تجلي يافته بود حكايت دارد.
اين كه يك انسان بتواند در زمينه پيچيده‏ترين مسائل عميق علمي، به بالاترين سطح دست يابد و در رشته‏هاي گوناگون علمي، نظريات برجسته و مورد توجه عالمان و انديشمندان آن فن را ارائه دهد و در عين حال، رهبر سياسي و اجتماعي فعال و دگرگون‏سازي باشد، كه بتواند بزرگترين انقلاب سياسي و اجتماعي عصر خود را رهبري كند، و در همه مسائل سياسي و اجتماعي در هر گامي، مردم را رهبري كند و آنان را طي يك دوره طولاني انقلاب، به مرحله پيروزي برساند و پس از آن نيز در سختترين شرايط اجتماعي و سياسي بتواند با موفقيت قابل تحسيني اداره امور كشور را از مسير سخت توطئه‏ها و محاصره‏هاي سياسي، نظامي و اقتصادي، و از گردنه سخت جنگ ۸ ساله عبور دهد و در تمام اين زمينه بتواند با توفيق كم نظيري همراه باشد.
اين حقيقت، بي‏شك يكي از شگفت انگيزترين حقايق تاريخ به شمار مي‏آيد و از اصالت و استواري دين و مكتبي حكايت مي‏كند كه چنين شخصيتي با تمام وجودش انعكاسي از تعاليم، آرمانها و ارزشهاي آن بود.
در بعد عملي نيز جامعيت شگفت‏انگيز حضرت امام، شخصيت او را به الگوي بي نظير كمال و وارستگي تبديل كرده بود. از يك سو در زمينه زهد و دنياگريزي پيشتاز بود. زهد ايشان چيزي نيست كه بر كسي پنهان باشد. او در اوج رياست و قدرت، همچون فقيري تهيدست زندگي مي‏كرد. خوراك و پوشاك و مسكن او از افراد عادي مردم ساده‏تر بود و اصرار بسيار زيادي بر ساده‏زيستي و زهد و قناعت مي‏ورزيد؛ كه در اين زمينه مطالب بسيار از ايشان مشاهده و نقل شده است.
در عين زهد و دنياگريزي هميشه از احوال جامعه خويش و ساير جوامع با خبر و بر مشكلات اجتماعي و سياسي مردم خويش و ساير ملتها بخوبي واقف و آگاه بود. همواره در انديشه مستضعفان و محرومان بود و از مشكلاتي كه براي مظلومين و محرومان، در سراسر جهان توسط مستكبران و ستمكاران به وجود مي‏آمد، احساس رنج و درد مي‏كرد. تصميم‏گيريهاي سياسي بموقع، سخنرانيهاي موثر و شورآفرين و اعلاميه‏هاي حساب شده و پر نفوذ ايشان، همگي نشانه‏اي از تشخيص دقيق شرايط سياسي و اجتماعي و آشنايي دقيق ايشان با روحيه‏ها و نيازها و مشكلات اجتماعي و سياسي و فرهنگي جامعه بود.
در عين خويشتنداري و شكيبايي كم نظيري كه در جريان حوادث سخت و فشارهاي هولناك سياسي و امنيتي كه بر ايشان وارد مي‏شد از خود نشان مي‏داد، در مواقع مقتضي و شرايط مناسب، در نقش يك رهبر خروشنده حماسي و خشمگين، نيرومندترين و كارسازترين ضربات را بر پيكر دشمن فرود مي‏آورد، و در همه صحنه‏هاي رويارويي با دشمنان گوناگون، اين خميني بود كه با ياري خداوند و عزم آهنين و اراده پولادينش فاتح صحنه نبرد بود.
در حاليكه در برابر قدرت پولادينش، قدرتي نظير ارتش نظامي تا دندان مسلح شاه، همانند كوه برفي در زير آفتاب داغ تابستاني ذوب مي‏شد، در همان حال، خود را در برابر مردم و در برابر قدرت لايزال حق متعال، حقير و ناچيز مي‏دانست.
جلوه‏هاي شگفت آور كمالات انساني و ابعاد گوناگون شخصيت امام خميني بسيار بيش از آن است كه بتوان در اين گفتار كوتاه، حتي فهرستي از آن ارائه كرد. آنچه در اين نوشتار مورد نظر ماست تنها اشاره‏اي به جامعيت گسترده و ضرورت بازشناسي عميق، شخصيتي تاريخ ساز است كه بي شك در مسير رويدادها و تحولات اجتماعي و سياسي اكنون و آينده جامعه بشر، يكي از موثرترين و پر نقش‏ترين شخصيتهاست.
شناختن ابعاد اين شخصيت بزرگ و آشنايي با افكار، انديشه‏ها و آرمانهاي او، آن هم با شيوه‏هاي علمي و تحقيقي، يكي از مهمترين وظايفي است كه خرد بر دوش پژوهشگران و انديشمندان عصر ما مي‏نهد و آنان را براي انجام هرچه دقيقتر و عميقتر آن فرا مي‏خواند.

نويسنده: محسن اراكي
خبرگزاري فارس


+ نوشته شده درچهارشنبه سوم تیر ۱۳۹۴ساعت 21:15توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                            

فجرآفتاب-دهه فجر انقلاب اسلامی و امام بررسی « ابعاد شخصیتی امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب» درقم

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، حجت الاسلام امیدی، عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) در این مراسم ضمن تبیین ابعاد شخصیتی امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری تصریح کرد: ابعاد شخصیتی این دو بزرگوار را در سه حیطه "بینشی"، "گرایشی" و "کنشی" می‌توان بررسی نمود.

وی در ادامه با تأکید بر این که عظمت انقلاب با عظمت شخصیت بنیانگذار جمهوری اسلامی، امام خمینی(ره) گره خورده است، ابراز داشت:‌ ابعاد مختلف انقلاب اسلامی را بدون شناخت درست از ابعاد شخصیتی امام خمینی(ره) نمی‌توان بررسی نمود.

عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) بعد بینشی امام(ره) را مهمترین بعد شخصیتی بنیانگذار جمهوری اسلامی دانست و خاطرنشان کرد: امام خمینی(ره) در بعد بینشی خویش، شاخص‌های مهمی را ظهور و بروز داد که مهمترین آن شاخصه‌ها، اسلام شناسی ایشان است.

حجت الاسلام امیدی با بیان این که امام خمینی(ره) احیا کننده اسلام ناب محمدی(ص) است، یادآور شد: ایشان با مطرح نمودن جمهوری اسلامی و ضمن تأکید بر اخذ جمهوریت نظام از متن اسلام، دموکراسی واقعی ذات اسلام را به درستی درک نموده، تبیین کردند.

وی با اشاره به این که امام خمینی(ره) سلسله‌وار اسلام را درک نمودند، اظهار داشت: در بعد شخصیتی مقام معظم رهبری نیز درک سلسله وار آموزه‌های اسلامی، به وضوح مشاهده می‌گردد.

سخنران این مراسم هدف‌شناسی صحیح و دوری از اهداف دست نیافتنی و یا اهداف پیش پا افتاده را از دیگر ویژگی‌های شخصیتی امام خمینی(ره) عنوان کرد و ابراز داشت: امام خمینی(ره) هدف تعالی انقلاب اسلامی را دفع فتنه از سراسر عالم تعیین نمودند.

حجت الاسلام والمسلمین امیدی افزود: امام خمینی(ره) نخستین فردی است که مسئله انقلاب را به صورت فقهی، تئوریزه و عملیاتی کردند و برای حکومت مطلوب اسلامی در عصر غیبت، شاخصه‌هایی را مطرح و به جامعه معرفی نمودند.

وی با بیان این که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، مراحل انقلاب را گام به گام طراحی نمود، خاطرنشان کرد: تشکیل "دولت اسلامی"، "جامعه اسلامی" و در نهایت حرکت به سمت "تمدن اسلامی" از مهمترین مراحلی است که در اندیشه‌های امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری نهادینه شده است.

عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) دوری از اقدام مبارزاتی مسلحانه و یا سازش‌کارانه را از مهمترین ویژگی‌های مبارزاتی امام خمینی(ره) دانست و یادآور شد: امام(ره) همواره دو مؤلفه "افزایش آگاهی‌های عمومی" و "قیام همگانی ملت" را سرلوحه نهضت خویش قرار دادند.

وی با تأکید بر این که امام خمینی(ره) در برابر دشمن از روی فکر و اندیشه موضع‌گیری می‌نمودند، اذعان داشت: مقام معظم رهبری و امام خمینی(ره) با درک صحیح از فرجام شناسی، عصر امروز را عصر معرفت و تشنگی روزافزون بشریت به معارف ناب الهی دانستند و با درک عمیق افق‌های آینده را به درستی ترسیم و تبیین نمودند که از جمله آن می‌توان به نامه امام خمینی(ره) به رئیس جمهور شوروی اشاره نمود.

این محقق حوزه در ادامه حرکت کشورهای قدرتمند برای خروج از تک قطبی را مقدمه‌ای بر پیش بینی مقام معظم رهبری در رابطه با فروپاشی سلطه آمریکا بر جهان عنوان کرد.

حجت الاسلام امیدی شاخص‌های گرایشی امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری را مورد توجه قرار داد و افزود: رهبر معظم انقلاب همچون مقتدای خویش امام خمینی(ره) حق‌گرا است و در حق‌گرایی به جناح‌های چپ و راست تمایلی ندارند.

وی خداگرایی و عشق مفرط امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری به اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) را از دیگر شاخصه‌های گرایشی این بزرگواران عنوان کرد و گفت: بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بر اساس همین شاخصه، شاگردانشان را تربیت می‌نمودند.

عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به مردم گرایی امام(ره) و توجه ایشان به خواص حوزوی و دانشگاهی، خاطرنشان کرد: وحدت گرایی به خصوص در میان مسئولین نظام، قومیت‌ها و فرقه‌های مختلف مذهبی و نگاه عادلانه و یکسان به قشرهای مختلف مردم، از دیگر شاخصه‌های گرایشی امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری است.

حجت الاسلام امیدی شاخص‌های کنشی امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب را مورد توجه قرار داد و اذعان داشت: امام(ره) با بینش الهی خویش اقامه دین را جزء وظایف علمای دین می‌دانستند و اصل قیام "برای خدا"، "به کمک خدا" و "در راه خدا" را در عرصه عملی نهادینه کردند.

وی با بیان این که امام خمینی(ره) نسبت به اصول اساسی دین اعتقاد راسخ داشتند، گفت: اگر اصلی از اصول اسلام خدشه‌دار می‌شد، تمام وجود امام خمینی(ره) را خشم فرا می‌گرفت و در این میان هیچ حد و مرزی نسبت به غیر و یا شاگردان‌شان قائل نبودند.

سخنران این مراسم "شجاعت و قاطعیت"، "دقت نظر" و "عدم وابستگی به اشخاص و گروه‌ها" را از دیگر مؤلفه‌های کنشی شخصیت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری عنوان کرد و یادآور شد: رهبر معظم انقلاب چون؛ بنیان‌گذار نظام مقدس اسلامی، همه امور را منحصر در شخصیت خویش نکردند و در صحنه عمل اهتمام جدی به کادرسازی و پرورش نیرو دارند.

وی استکبار و استعمار ستیزی و حمایت از محرومین در همه حال را از دیگر ویژگی‌های شخصیتی امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای عنوان کرد و ابراز داشت: امام خمینی(ره) انقلابی بود و تا آخر انقلابی ماند و تا پای جان به آن عهدی که با مردم و خدای خویش بسته بود، وفادار ماند.

حجت الاسلام امیدی در پایان سخنان خود با تأکید بر این که امام خمینی(ره) چون انسانی کامل، سنت الهی مسطور را مشهور و دین مهجور را مأنوس نمود، خاطرنشان کرد: امیدواریم خداوند متعال ما را قدردانان و شکرگذاران نعمت‌های خویش قرار دهد تا با درک عمیق از اندیشه‌های ناب امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، گام‌های عظیم و مؤثرتری در مسیر اسلام و انقلاب برداریم.


+ نوشته شده درچهارشنبه سوم تیر ۱۳۹۴ساعت 18:10توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             خاطره یک فرزند شهید از امام

راه روشن نوشت:

سید یوسف مرادی فرزند شهیدی است که خاطره زیبایی از امام (ره) دارد.

مرادی می گوید : چهارم ابتدایی بودم و برای اولین بار رفته بودم اردو و مسوول ما شده بود، آقای «رهبر».

 آن سالها رییس مجلس کروبی بود. ما را بردند مجلس تا از نزدیک زیارتش کنیم. بچه ها دست کروبی را بوسیدند و من نه!

 دلیلی برای این کار نداشتم و البته از کروبی بدم نمی آمد. اما خب دیگر...من دستش را نبوسیدم و «رهبر» به همین خاطر از من تشکر کرد!

اسمش رهبر بود.

 یعنی اسم کوچیکش رهبر بود.فامیلی اش قیومی. هر وقت ما اردو می رفتیم او می شد مسوول ما. مهربان بود و من هیچگاه عصبانیتش را ندیدم.

چند روزی تهران بودیم. اردوگاه شهید باهنر. خیلی جاها رفتیم. کاخ سعد آباد، شهربازی، استخر ... تا اینکه یک روز صبح «رهبر» هیجان زده وارد چادر شد و در حالی که ذوق زده بود به ما گفت:« امروز می ریم جماران. دیدار امام!».
دقایقی بعد سوار مینی بوس آبی شدیم و راه افتادیم. اردوگاه شهید باهنر - که ما آنجا بودیم - و جماران در یک خیابان بودند و ما زود رسیدیم.

 جماران برایم رمز آلود بود.

دیوارهای کاهگلی خونه هاش، آٔدم هاش، مغازه هاش. پیش خودم فکر می کردم مردم جماران هر روز امام را در همین کوچه های قدیمی می بینند! پاسدارهای خانه امام ما را بازرسی کردند و چقدر مهربان بودند. آنها پاسداران دهه شصت بودند. وارد حسینیه شدیم. دیوارهای داخلی حسینیه جماران حالت خشتی داشت. مثل خانه مادربزرگم در روستا!

و حالا ما بودیم و امام.شعار بچه ها قطع نمی شد.امام برای ما دست تکان می داد. مثل همان حالتی که همیشه در تلویزیون دیده بودم. امام نشست و ما هم نشستیم.

اما امام گریه بچه ها را که دید هیچ نگفت. سرش را انداخت پایین و با دستمال سفیدی که در دستانش بود چشمانش را پوشید و فقط گریه می کرد. همه گریه می کردیم. دیگر هیچگاه در طول زندگی ام نتوانستم، آنقدر که آن روز، همراه با امام دلها گریه کردم، گریه کنم.

نمی دانم گریه های ما چند دقیقه شد که امام در حالی که بغض داشت جمله ای کوتاه گفت و از روی صندلی بلند شد. بچه ها هم سر پا ایستادند. من از فرصت استفاده کردم و خودم را به زور رساندم به زیر جایگاهی که امام از روی آن برای ما دست تکان می داد. زیر جایگاه چند پاسدار ایستاده بودند. من از یکی از آنها خواستم که من را بالای دستش بگیرد تا بتوانم به امام برسم.

پاسداری که از آن خواهش کرده بودم لبخند مهربانانه ای زد و گفت: نمی شود پسرم. اما من همچنان خواهش می کردم که یکدفعه کسی من رابغل کرد و گذاشت روی شانه هایش. «رهبر» بود. «رهبر» قیومی. در حالی که من را بالا می برد. با بغضی در گلو که تلاش می کرد نشکند، خطاب به پاسداران گفت: چکارش دارید می خواهد پدرش را ببیند...

و من... لحظاتی بعد...در آغوش امام بودم...تا تمام تنهایی ام را با او قسمت کنم و لحظاتی هر چند اندک رها شوم از پسوند یتیم!


+ نوشته شده درچهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۲ساعت 23:52توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             خاطره رهبر معظم انقلاب از امام خمینی: "از آمریکا می ترسید؟"ˈ


دومین قسمت از مجموعه چند رسانه ای عبد صالح، خاطره ای از حضرت امام خمینی رحمه الله راجع به گروگان های آمریکایی به روایت رهبر انقلاب در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای منتشر شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای متن خاطره حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

من و آقای هاشمی و یک نفر دیگر(که نمی خواهم اسم بیاورم) از تهران به قم خدمت امام رفتیم تا بپرسیم بالاخره این جاسوسان را چه کار کنیم؛ بمانند، یا نگه شان نداریم؛ به خصوص که در دولت موقت هم جنجال عجیبی بود که ما این ها را چه کار کنیم!

وقتی که خدمت امام رسیدیم و دوستان وضعیت را شرح دادند و گفتند مثلاً رادیوها این طور می گویند؛ امریکا این طور می گوید؛ مسوولان دولتی این طور می گویند؛ ایشان تأملی کردند و سپس با طرح یک سؤال واقعی پرسیدند: «از امریکا می ترسید؟»؛ گفتیم نه؛ گفتند پس نگه شان دارید!

بله، آدم احساس می کرد که این مرد خودش از این شُکوه ظاهری و مادی و این اقتدار و امپراتوری مجهز به همه چیز، حقیقتاً ترسی ندارد. نترسیدن او و به چیزی نگرفتن اقتدار مادی دشمن، ناشی از اقتدار شخصی و هوشمندانۀ او بود. نترسیدن هوشمندانه، غیر از نترسیدن ابلهانه و خواب آلوده است؛ مثلاً یک بچه هم از یک آدم قوی یا یک حیوان خطرناک نمی ترسد؛ اما آدم قوی هم نمی ترسد؛ منتها انسانها و مجموعه ها در قوّت خودشان دچار اشتباه می شوند و قوّتهایی را نمی بینند.


+ نوشته شده درسه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 0:18توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             توصیه های عارفانه امام خمینی به عروس خود


به گزارش جماران ( jamaran.ir ): امام خمینی ۵ آبان ۱۳۶۳ اثر ارزشمند آداب الصلات را به عروس خود سرکار خانم دکتر فاطمه طباطبایی اهدا می کند و ضمن آن نصایحی چند خطاب به همسر حاج احمد آقا می نویسند.
متن این یادداشت، به این شرح است:
بسمه تعالی
افسوس که عمر در بطالت بگذشت با بارِ گنه بدون طاعت بگذشت‌ / فردا که به صحنه مجازات روم گویند که هنگام ندامت بگذشت‌
کتاب «آداب الصلوه» را که به دختر عزیزم فاطی - که خدایش از مُصلِّین قرار دهد - اعطا می‌نمایم، از تاریخ اتمام آن بیش از چهل سال می‌گذرد. (۲) و قبل از آن - به چند سال - کتاب «سرّ الصلوه» را تمام نمودم. و از آن سال‌ها تاکنون بیش از چهل سال می‌گذرد‌(۳) و من نه اسرار صلاه را دریافتم، و نه به آداب آن پرداختم، که یافتن غیر از بافتن است و ساختن جدا از پرداختن. و این کتاب‌ها حجّتی است از مولا بر این عبد بی مایه. و به خدای تعالی پناه می‌برم از آن که مشمول آیه شریفه کمرشکن لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ. کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَاللهِ انْ تَقْولُوا ما لا تَفْعَلُونَ (۴)باشم، و پناهی جز رحمت واسعه‌اش ندارم.
و توای دخترم! امید است که توفیق به کار بستن آداب این معراج بزرگ الهی را داشته باشی و به راهنمایی این بُراق الهی از بیت مظلم نفس هجرت کنی الی‌الله. و به خدای بزرگ پناه می‌دهم تو را از آنکه مطالعه این اوراق بر تعلّقات نفسانیه‌ات نیفزاید و تو را چون نویسنده ملعبه شیطان نکند. دخترم! هر چند در تو به حمدالله لطافت روحی یافتم که امید آن است که هدایت الله شامل حالت شود وبا عنایت او - جلّ و علا - از چاه عمیق طبیعت خلاص شوی و به صراط مستقیم انسانیت راه یابی، لکن از کید شیطان و نفس خطرناکتر از آن غافل مباش و به خدای بزرگ پناهنده شو انَّهُ رَحیمٌ بِعِبادِه.‌(5)
دخترم! اگر از مطالعه این اوراق خدای نخواسته نتیجه حاصل نشود مگر خودنمایی و مجلس آرایی و سر توی سرها آوردن، بهتر است از مطالعه آن صرف نظر بلکه احتراز کنی که مبادا چون من گرفتار تاسف شوی. و اگر - ان شاء الله - خود را مهیّا کنی که از مطالبی که از کتاب و سنّت و اخبار اهل بیت عصمت و افادات اهل معرفت اخذ شده است به جان استفاده کنی و استعداد و لطافت قریحه‌ای را که خداوند عطا فرموده به کار اندازی، بسم الله! این گوی و این میدان.
امید است در این معراج انسانی و معجون رحمانی‌(6) دل از غیر خالی کنی و با آب حیات، قلب را شستشو دهی و چهار تکبیر زده، خود را از خودی برهانی تا به دوست برسی وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً الَی اللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ اجْرُهُ عَلَی‌الله. (7)
بارالها! ما را مهاجر الی الله و رسوله قرار ده و به فنا برسان، و فاطی و احمد را توفیق خدمت عنایت کن و به سعادت برسان. والسلام.(صحیفه امام، ج19، ص 90 و 91)
۲ صفر المظفر ۱۴۰۵ - ۵ / ۸ / ۱۳۶۳
روح الله الموسوی الخمینی‌
1)-همسر آقای سید احمد خمینی.
۲)- تاریخ اتمام «آداب الصلاه»: ۲ ربیع الثانی ۱۳۶۱ برابر با ۳۰ فروردین ۱۳۲۱ است. آداب الصلاه: ۳۱۸.
۳)- تاریخ اتمام «سرّ الصلاه»: ۲۱ ربیع الثانی ۱۳۵۸ برابر با ۱۹ خرداد ۱۳۱۸ است. سرُّ الصّلاه: ۱۱۷.
۴)- سوره صف، آیه ۲ - ۳: «چرا چیزی به زبان می‌گویید که در مقام عمل خلاف آن می‌کنید؟ خدا را سخت به غضب می‌آورد این که سخنی بگویید و خلاف آن عمل کنید».
5)- بدرستی که او (خداوند) به بندگان خود، مهربان است.
6)- نماز.
7)- سوره نساء، آیه ۱۰۰: «و هرگاه کسی از منزلش برای هجرت به سوی خدا و رسول او بیرون آید و در سفر مرگ وی در رسد، پس اجر و ثواب او بر خداست».


+ نوشته شده درسه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 0:11توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             غدیر در کلام امام خمینی(ره)


امام خمینی(س) معتقد بود که بزرگیِ عید غدیر، از وجود با برکت علی علیه السلام است و می‌فرمود: «مساله غدیر، مساله‌ای نیست که به نفسه برای حضرت امیر یک مساله‌ پیش بیاورد؛ حضرت امیر مساله غدیر را ایجاد کرده است. آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آن‌که ارزش دارد، خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) به نقل از جماران «امام خمینی صبح ۲ شهریور ۱۳۶۵ برابر با ۱۸ ذی الحجه 1406 در حضور آقایان خامنه‌ای، سیدعلی (رییس جمهور) - موسوی، میرحسین (نخست وزیر) - هاشمی‌ رفسنجانی، اکبر (رییس مجلس شورای اسلامی) - مسوولان کشوری و لشکری - روحانیون - مسوولان ستادهای پشتیبانی کشور بیاناتی ایراد کردند که به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

پیام غدیر، ولایت و حکومت

امیدوارم ان شاء الله، این عید مبارک به همه ملت‌های مظلوم و بخصوص به ملت شریف ما مبارک باشد. خداوند ان شاء الله که با عنایات خاصه خود نظری به این ملت بزرگ که باید گفت پرچمدار اسلام در این عصر هستند، به اینها عنایت خاصی بفرماید و آنها را از عنایات خاصه خود نصیب بزرگ عنایت بفرماید.

من درباره شخصیت حضرت امیر چه می‌توانم بگویم و کی چه می‌تواند بگوید. ابعاد مختلفه‌ای که این شخصیت بزرگ دارد، به گفتگوی ماها و به سنجش بشری در نمی‌آید.

کسی که انسان کامل است و مظهر جمیع اسماء و صفات حق تعالی است، ابعادش به حسب اسماء حق تعالی باید هزار تا باشد و ما از عهده بیان حتی یکی‌اش نمی‌توانیم برآییم. این شخصیت که جامع تضاد است، امور متضاده در او جمع است، کسی نمی‌تواند در حول و حوش او سخن بگوید؛ از این جهت، من در این موضوع بهتر می‌دانم که ساکت باشم.

لکن مسئله‌ای را که بهتر است ما بگوییم، انحرافاتی است که برای ملتها و خصوصاً، برای شیعیان این حضرت پیش آمده است در طول تاریخ و دستهایی که این انحرافات را از اول به وجود آورده‌اند و توطئه‌هایی که بوده است در طول تاریخ و اخیراً در این سالهای اخیر، سده‌های اخیر پیش آمده است، آنها را عرض‌ کنم. (صحیفه امام، ج ۲۰ - ص112)

مساله غدیر، مسئله‌ای نیست که به نفسه برای حضرت امیر یک مساله‌ای پیش بیاورد، حضرت امیر مسئله غدیر را ایجاد کرده است. آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آن که ارزش دارد خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است.

خدای تبارک و تعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول الله کسی نیست که بتواند عدالت را به آن طوری که باید انجام بدهد، آن طوری که دلخواه است انجام بدهد مأمور می‌کند رسول الله را که این شخص را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن. نصب حضرت امیر به خلافت این‌طور نیست که از مقامات معنوی حضرت باشد؛ مقامات معنوی حضرت و مقامات جامع او این است که غدیر پیدا بشود.
 و اینکه در روایات ما و از آن زمان تا حالا این غدیر را آن قدر ازش تجلیل کرده‌اند، نه از باب اینکه حکومت یک مسئله‌ای است، حکومت آن است که حضرت امیر به ابن عباس می‌گوید که «به قدر این کفش بی‌قیمت هم پیش من نیست» (۱) آنکه هست اقامه عدل است. آن چیزی که حضرت امیر - سلام الله علیه - و اولاد او می‌توانستند در صورتی که فرصت بهشان بدهند، اقامه عدل را به آن طوری که خدای تبارک و تعالی رضا دارد انجام بدهند، اینها هستند، لکن فرصت نیافتند. زنده نگه داشتن این عید نه برای این است که چراغانی بشود و قصیده خوانی بشود و مداحی بشود، اینها خوب است، اما مسئله این نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده درسه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 0:4توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             بیانات افشاگرانه «امام خمینی (ره)» درباره کاپیتولاسیون


امام خمینی

۴ آبان ۱۳۹۲ خورشیدی برابر با ۲۰ ذی الحجه ۱۴۳۴ هجری و ۲۶ اکتبر ۲۰۱۳ میلادی

بیانات افشاگرانه «امام خمینی (ره)» درباره کاپیتولاسیون/رحلت آیت اللَّه "کشمیری"/شهادت دکتر "فتحی شقاقی"/سقوط کامل خرمشهر

خبرگزاری تسنیم: حضرت امام که چند ماه قبل از آن، از زندان رژیم شاه آزاد شده بودند، با ایراد سخنرانی تاریخی خود، به تصویب قانون کاپیتولاسیون یا اعطای مصونیت قضایی به اتباع امریکا در ایران، شدیداً اعتراض کرد.

به گزارش  مناسبت های مهم تقویم امروز شنبه 4 آبان‌ماه به شرح ذیل است:

**بیانات افشاگرانه «امام خمینی (ره)» درباره کاپیتولاسیون (1343 ش)

پس از تصویب قانون ننگین کاپیتولاسیون توسط دولت و مجلس در مهرماه 1342، این قانون در مطبوعات افشا و اعلام نشد. بعد از اطلاع امام خمینی (ره) از متن کامل سخنرانی‌ها و گفتگوهای نمایندگان و رییس دولت در این زمینه، ایشان تصمیم گرفتند حقایق را به مردم گفته و آن‌ها را از فاجعه بزرگی که به دست رژیم به وقوع پیوسته بود با خبر سازند. در این حال حضرت امام که چند ماه قبل از آن، از زندان رژیم شاه آزاد شده بودند، با ایراد سخنرانی تاریخی خود، به تصویب قانون کاپیتولاسیون یا اعطای مصونیت قضایی به اتباع امریکا در ایران، شدیداً اعتراض کرد.

این نطق مهم که در اجتماع بزرگ روحانیان و مردم قم و دیگر شهرها بیان شد، در حقیقت محاکمه هیئت حاکمه آمریکا به علت دخالت‌های غیرقانونی آنان در امور داخلی ایران و نیز افشای خیانت‌های شاه به اسلام و ملت ایران بود. سخنان صریح امام بر ضد قانون کاپیتولاسیون و رژیم پهلوی باعث روشنگری مردم و خشم شدید رژیم وابسته شاه گردید به گونه‌ای که رژیم، محدودیت‌های تازه‌ای را برای امام به وجود آورد و چند روز بعد در سیزدهم آبان همان سال، ایشان را بازداشت و به ترکیه تبعید کرد.

**آغاز به کار آزمایشی تلویزیون ملی ایران (1345 ش)

در دهه 1330 ایجاد سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران مطرح شد، ولی عملی شدن این طرح تا سال‌ها به تعویق افتاد. تولید تصویر، آن هم به صورت چند ساعت در روز، کار چندان ساده‌ای نبود و نیازمند سرمایه زیادی بود. به همین دلیل حبیب الله ثابت ، سرمایه‌دار بخش خصوصی، تأسیس یک فرستنده تلویزیونی را به دولت وقت پیشنهاد داد و دولت نیز پیشنهاد او را پذیرفت و برای آن که کار جنبه قانونی داشته باشد، مجلس شورای ملی در تیر ماه سال 1337، ماده‌ای با چهار تبصره به تصویب رساند که به موجب آن، اجازه داده شد فرستنده تلویزیونی در تهران زیر پوشش وزارت پست و تلگراف و تلفن ایجاد شود.

این فرستنده تا پنج سال از پرداخت مالیات معاف بود وتمام برنامه‌های آن از مقررات اداره کل انتشارات پیروی می‌کرد. نخستین فرستنده تلویزیون ایران در ساعت 5 بعد از ظهر جمعه 11 مهر ماه سال 1337، اولین برنامه خود را پخش کرد. این فرستنده که تلویزیون ایران نامیده می‌شد در ابتدا هر روز، ازساعت 18 تا ساعت 22 برنامه داشت. تلویزیون ایران در ابتدا به صورت کاملاً خصوصی اداره و هزینه‌های آن از آگهی‌های تبلیغاتی تأمین می‌شد. برنامه‌های تلویزیون ایران در آن زمان بیش‌تر شامل برنامه های سرگرم‌کننده بود. سپس یک گروه فرانسوی که از سوی سازمان برنامه و بودجه مأمور بررسی و طراحی یک مرکز تلویزیونی با امکاناتی ساده شده بود، پخش برنامه‌های آزمایشی را در سال 1345، آغاز کرد.

**افتتاح مرکز تلویزیونی کرمانشاه و همدان (1349 ش)

سابقه تلویزیون در استان همدان به سال 1349 خورشیدی باز می گردد.در آبان ماه این سال و با اجرای طرح توسعه شبکه تلویزیونی کشور و با نصب یک دستگاه فرستنده به قدرت 50 وات در سایت مخابراتی باربند - درمسیر جاده آسفالته همدان به ملایر - و نصب هفت دستگاه تکرار کننده در مناطق چشمه قصابان، سد اکباتان، درّه مرادبیک، گرمک، سرکان، حاجی آباد و نهاوند کلیه نقاط شهری و روستایی استان تحت پوشش برنامه های شبکه یکم تلویزیون قرار گرفت. بنا به تحقیقات انجام شده، بهنگام افتتاح این طرح تلویزیونی قریب دویست و هشتاد و پنج هزار نفر در نواحی روستایی و قریب دویست و چهل و چهار هزار نفر در نواحی شهری استان همدان امکان دسترسی به برنامه شبکه یک تلویزیون را پیدا کردند. فرستنده تلویزیونی مرکز کرمانشاه در سال 49 با قدرت 50 وات برا ی تقویت و پخش شبکه یک سراسری شروع به کار کرد و در سال 51 قدرت فرستنده افزایش یافت.در سال 61 فرستنده شبکه دوم با قدرت 2 کیلووات به بهره برداری رسید.درسال 62 با راه اندازی ایستگاه پرقدرت تلویزیونی کوه نوح در ارتفاعات دالاهو و پس از آن ایستگاه ( تپه) در ارتفاعات جنوب غرب کرمانشاه، قسمت عمده استان تحت پوشش شبکه های تلویزیونی سراسری و استانی قرار گرفتند

**هند به پاکستان حمله کرد و در حمله اولیه سیصد نفر کشته شدند(1350ش)

**دولت عراق حدود هشت هزار ایرانی را از خاک خود اخراج کرد(1350ش)

**مرگ "آبا قا خان" ایلخان مغول(680ق)

پس از مرگ هلاکو، پسرش اباقاخان به جانشینی او نشست. او تبریز را پایتخت و خواجه شمس الدین محمد جوینی را وزیر خود قرار داد. اباقاخان سعی داشت تا با کمک مسیحیان روم، دولت مصر را که در آن زمان، پرچمدار عالم اسلام بود، از میان بردارد ولی موفق نشد و از آنان شکست خورد. در زمان اباقا خان، استیلای مغول تا کنار دریای مدیترانه گسترش یافت.

**رحلت عارف الهی و عالم ربانی آیت اللَّه "سیدعبدالکریم کشمیری" در قم(1419 ق)

آیت اللَّه سیدعبدالکریم کشمیری در سال 1345ق در نجف اشرف به دنیا آمد. پس از فراگیری دروس مقدمات در نجف، در حلقهٔ درس خارج آیات عظام: خویی، سیدعبدالاعلی سبزواری، سید عبدالهادی شیرازی و شیخ کاظم شیرازی قرار گرفت. به دلیل هوش سرشار خویش، در کوتاه‌ترین زمان توانست، درجهٔ اجتهاد را از آیات اللَّه خویی دریافت دارد، آن گاه به تدریس سطوح عالی فلسفه در حوزه پرداخت. پشتکار آیت اللَّه کشمیری در تدریس به گونه‌ای بود که روزانه 11 کرسی درس اعم از فقه، اصول، فلسفه و ادبیات عرب برای ایشان برپا می‌شد.

افزون بر تدریس، پژوهش و نگارش، در سیر معنوی و تهذیب نفس نیز به مراتب عالی دست یافت و صاحب کرامت‌هایی گردید. در پی سخت‌گیری‌های رژیم بعث عراق، به طور پنهانی همراه خانواده، راهی ایران شد و در مرز ایران و عراق، همهٔ نگاشته‌های علمی ایشان به دست نیروهای امنیتی عراق افتاد. سرانجام این عارف سترگ و عالم برجسته در 18 فروردین 1378 ش پس از طی یک دورهٔ بیماری در 72 سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد و پس از اقامهٔ نماز توسط آیت اللَّه بهجت، در حرم مطهر حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد.

**تولد "اورایست گالوا" ریاضی‌دانِ نابغه فرانسوی (1811 م)

اواریست گالوا، ریاضی‌دان شهیر فرانسوی در 26 اکتبر 1811م در شهری در نزدیکی پاریس به دنیا آمد. گالوا در 12 سالگی وارد کالج شد و در 18 سالگی کتاب وقایع ریاضیات را به پایان رساند و پس از آن، سه اثر جدید درباره مسائل نوین ریاضی تنظیم کرد. از دیگر آثار گالوا، می‌توان به اثری درباره تئوری عمومی حل معادلات که امروزه به تئوری گالوا مشهور است، اشاره کرد. هم‌چنین یکی از نخستین پیشرفت‌های جدید در نظریه گروه‌ها و نیز اصولِ جبری معادلات، مرهون اواریست گالوا می‌باشد. گالوا جمهوری خواه سرسختی بود و دوبار به دلیل ابراز عقاید سیاسی خود به زندان افتاد؛ با این حال در زندان هم دست از کارهای علمی نکشید و به تکمیل آثار خود پرداخت. اواریست گالوا سرانجام در 29 مه 1832م در 21 سالگی در جریان یک دوئل کشته شد. درباره گالوا گفته‌اند که اگر این غول ریاضی در سن جوانی کشته نمی‌شد، ریاضیات کنونی بشر به اندازه سی‌صد سال جلو بود.

**مرگ "ویلیام تِمْپل" سوسیالیست مسیحی انگلیسی (1944م)

ویلیام تِمْپِل، سوسیالیست مسیحی در پانزدهم اکتبر 1881م در انگلستان به دنیا آمد. وی از جوانی وارد کلیسا شد و طی سال‌های طولانی حضور در کلیسا به درجه اسقفی نیز دست یافت. تمپل از لحاظ اعتقادی، یکی از شگفت انگیزترین پیشوایان کلیسا به شمار می‌رفت. چرا که از یک سو به عنوان پیرو از جان گذشته مسیح(ع) بود و از طرف دیگر، شاگرد مکتب کارل مارکْسْ نظریه‌پرداز معروف آلمانی، محسوب می‌شد. او در حقیقت، یک مسیحی مارکسیست بود. از دیدگاه تمپل، نظریه مارکس که می‌گوید: "هر کس به اندازه استعداد و احتیاجش" مورد پذیرش حضرت مسیح(ع) نیز، قرار داشت. در همین رابطه، تمپل معتقد بود که مشکل بزرگ این زمان آن است که، نیمی از جهانِ مسیحی، فارغ از مارکسیسم‌اند و نیم دیگر، کمونیسم بدون مسیحیت. تمپل به عنوان یک اسقف برجسته، از رهبران نهضتی بود که معتقد به تشکیل شورای جهانی کلیساها بودند، ویلیام تِمْپل سرانجام در 26 اکتبر 1944م در 63 سالگی درگذشت.

**الحاق منطقه "جامو و کشمیر" به هندوستان و آغاز اختلافات هند و پاکستان (1947م)

پس از استقلال پاکستان از هند، قرار بود ایالت جامو و کشمیر نیز که بیشتر ساکنان آن مسلمان هستند به پاکستان ملحق شود، اما حاکم این منطقه به تحریک هند و انگلستان و بر خلاف خواستِ اکثریت مردم، پیوستن به هند را ترجیح داد و این امر را در 26 اکتبر 1947م عملی نمود. پس از اعلام این موضوع، ارتش پاکستان به جامو و کشمیر حمله کرد و بخشی از آن را به تصرف خود در آورد. از آن زمان تاکنون، کشورهای هند و پاکستان دوبار بر سَرِ این منطقه با یک‌دیگر جنگیده‌اند و اختلاف و تنش‌های سیاسی و نظامی بین این دو کشور ادامه یافت. از طرفی دیگر، استقلال‌طلبان کشمیری نیز سال‌هاست که برای جدایی از هند مبارزه می‌کند، اما با سرکوب و کشتار مردم به دست ارتش هند روبه‌رو می‌شوند.

**شهادت دکتر "فتحی شقاقی" دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین (1995م)

دکتر فتحی شقاقی، دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین در سال 1951م، در اردوگاه آوارگان فلسطینی در شهر غَزّه به دنیا آمد. وی پس از طی تحصیلات متوسطه به معلمی روی آورد و با اتمام دروس دانشگاهی خود در رشته پزشکی، به طبابت در یکی از بیمارستان‌های بیت المقدس پرداخت. دکتر فتحی شقاقی در سال 1968م، به جنبش جهاد اسلامی فلسطین پیوست و پس از مبارزات طولانی بر ضد صهیونیست‌ها، به دبیر کلی جنبش جهاد اسلامی برگزیده شد.

وی روز جهانی قدس را روز احیای اسلام و احیای جهاد ضد صهیونیستی می‌دانست و آن را گرامی می‌داشت. این مبارز فلسطینی در راه آرمان ملت فلسطین تلاش فراوانی از خود نشان داد و دشمن صهیونیستی را به فکر انتقام واداشت. دکتر فتحی شقاقی سرانجام در اقدامی تروریستی در 26 اکتبر 1995م به دست عوامل سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) در والتا پایتخت مالت واقع در دریای مدیترانه مورد سوء قصد واقع شد و در 44 سالگی به شهادت رسید. ترور فتحی شقاقی، واکنش تند مسلمانان و مخالفان صهیونیسم را برانگیخت و بار دیگر ماهیت تروریستی این رژیم غاصب را به همگان نشان داد.

**درگذشت خانم "گرتی ترزا کوری" برنده جایزه نوبل پزشکی (1957م)

انم گرتی تِرَززا رادنیتْزْ کوری از پزشکان برجسته قرن بیستم در نیمه اوت 1896م در پراگ پایتخت چک متولد گردید. وی در 24 سالگی دکترای پزشکی خود را دریافت نمود. در سال 1922 با همسرش به امریکا رفته و پس از 5 سال تابعیت این کشور را پذیرفتند. این دو پس از چند سال فعالیت در بخش‌های علمی، نخستین تحقیقات خود را به بررسی فعالیت انسولین در تنظیم میزان قند خون اختصاص دادند و سرانجام موفق به جداسازی ترکیب خاصی از گلوکز در بافت‌های عضلانی شدند که تا آن زمان ناشناخته بود. این ترکیب "گلوکز - ال - فسفات" نام گرفت و به افتخار کاشفین آن به "استِر کوری" معروف شد. این زوج دانشمند به دلیل تحقیقات مهمی که منجر به کشف راه‌های تغییر شکل گلیکوژن در کبد گردید، در سال 1947م به دریافت جایزه نوبل پزشکی نائل آمدند. خانم گرتی کوری سرانجام پس از 61 سال زندگی و تلاش علمی در 26 اکتبر 1957م درگذشت.

**امضای پیمان صلح میان اُردن و رژیم صهیونیستی (1994م)

به دنبال توافقات به دست آمده در مذاکرات سازمان آزادی‌بخش فلسطین موسوم به ساف و رژیم صهیونیستی که در سپتامبر 1993م یک‌دیگر را به رسمیت شناختند، در واقعْ دیگر شاه حسین پادشاه وقت اردن مانعی برای انجام مذاکره و امضای صلح با رژیم غاصب اسرائیل در پیش‌رو نداشت. بنابراین در 26 اکتبر 1994م پیمان به اصطلاح صلح بین ملک حسین پادشاه اردن و اسحاق رابین نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی، در جهت سیاست‌های امریکا برای ایجاد سازش بین کشورهای عربی و رژیم اشغال‌گر قدس، امضا شد. به موجب این پیمان، صهیونیست‌ها پذیرفتند که از بخش‌هایی از خاک اردن عقب‌نشینی کنند و در برابر، اردن نیز تحریم اقتصادی رژیم نژادپرست اسرائیل را لغو کرد. واشینگتن نیز تعهد کرد که به سبب عقد قرارداد سازش اَمّان با تل آویو، بدهی اردن به امریکا را ببخشد و به اَمّان کمک مالی کند. اما این وعده‌ها به طور کامل تحقق نیافت و خشم مردم مسلمان اردن و دیگر ملت‌های منطقه نیز علیه ملک حسین برانگیخته شد. این پیمان باعث تضعیف جبهه ضد صهیونیستی گردید.

**اشغال کامل خرمشهر توسط قوای متجاوز بعثی و سقوط این شهر (1359 ش)

در سوم آبان 1359، دشمن بعثی با سازماندهی و تجهیز لشکرهای مستقر در جبهه خرمشهر و همچنین فراخوانی نیروهای تازه‌نفس به این جبهه، هجومی وسیع و گسترده را به شهر آغاز کرد و پس از جنگی نابرابر، وارد خیابان‌های خونین‌شهر گردید. رزمندگان و مردم شهر با جهادی عظیم، در مقابل دشمن ایستادگی کردند و در اطراف پل بزرگ خرمشهر، حماسه‌ها آفریدند. اما سرانجام در غروب غم‌گرفته چهارم آبان، غرب خرمشهر به دست دشمن افتاد و تراژدی تلخ خونین شهر اوج گرفت.

باقیمانده نیروهای مدافع، به سمت شرق شهر عقب نشستند و سرانجام با تمام پایداری‌ها و جان‌فشانی‌ها، خرمشهر، به اشغال کامل دشمن متجاوز درآمد. هر چند در این روز، خرمشهر سقوط کرد، اما مقاومت، ایثار و جانفشانی مدافعان خونین شهر، حدیثی حماسی و انقلابی و در عین حال غم‌انگیز و مظلومانه را رقم زد و تاریخی پرافتخار و درخشان از خود برجای نهادند.

**صلیب سرخ جهانی تاسیس شد.(1863)

منبع: راسخون


+ نوشته شده درشنبه چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت 22:5توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ fajreaftab محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط 
سید جعفر فاطمی نوش آبادی و ثبت شده در پایگاه ساماندهی