فجرآفتاب-دهه فجر انقلاب اسلامی و امام

انقلاب اسلامی خود یک نوآوری بزرگ تاریخی بود که ملت ایران آن را در تاریخ بشریت به ثبت رساند .

  فارسی  -  Arabic  -  English

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             خاطره یک فرزند شهید از امام

راه روشن نوشت:

سید یوسف مرادی فرزند شهیدی است که خاطره زیبایی از امام (ره) دارد.

مرادی می گوید : چهارم ابتدایی بودم و برای اولین بار رفته بودم اردو و مسوول ما شده بود، آقای «رهبر».

 آن سالها رییس مجلس کروبی بود. ما را بردند مجلس تا از نزدیک زیارتش کنیم. بچه ها دست کروبی را بوسیدند و من نه!

 دلیلی برای این کار نداشتم و البته از کروبی بدم نمی آمد. اما خب دیگر...من دستش را نبوسیدم و «رهبر» به همین خاطر از من تشکر کرد!

اسمش رهبر بود.

 یعنی اسم کوچیکش رهبر بود.فامیلی اش قیومی. هر وقت ما اردو می رفتیم او می شد مسوول ما. مهربان بود و من هیچگاه عصبانیتش را ندیدم.

چند روزی تهران بودیم. اردوگاه شهید باهنر. خیلی جاها رفتیم. کاخ سعد آباد، شهربازی، استخر ... تا اینکه یک روز صبح «رهبر» هیجان زده وارد چادر شد و در حالی که ذوق زده بود به ما گفت:« امروز می ریم جماران. دیدار امام!».
دقایقی بعد سوار مینی بوس آبی شدیم و راه افتادیم. اردوگاه شهید باهنر - که ما آنجا بودیم - و جماران در یک خیابان بودند و ما زود رسیدیم.

 جماران برایم رمز آلود بود.

دیوارهای کاهگلی خونه هاش، آٔدم هاش، مغازه هاش. پیش خودم فکر می کردم مردم جماران هر روز امام را در همین کوچه های قدیمی می بینند! پاسدارهای خانه امام ما را بازرسی کردند و چقدر مهربان بودند. آنها پاسداران دهه شصت بودند. وارد حسینیه شدیم. دیوارهای داخلی حسینیه جماران حالت خشتی داشت. مثل خانه مادربزرگم در روستا!

و حالا ما بودیم و امام.شعار بچه ها قطع نمی شد.امام برای ما دست تکان می داد. مثل همان حالتی که همیشه در تلویزیون دیده بودم. امام نشست و ما هم نشستیم.

اما امام گریه بچه ها را که دید هیچ نگفت. سرش را انداخت پایین و با دستمال سفیدی که در دستانش بود چشمانش را پوشید و فقط گریه می کرد. همه گریه می کردیم. دیگر هیچگاه در طول زندگی ام نتوانستم، آنقدر که آن روز، همراه با امام دلها گریه کردم، گریه کنم.

نمی دانم گریه های ما چند دقیقه شد که امام در حالی که بغض داشت جمله ای کوتاه گفت و از روی صندلی بلند شد. بچه ها هم سر پا ایستادند. من از فرصت استفاده کردم و خودم را به زور رساندم به زیر جایگاهی که امام از روی آن برای ما دست تکان می داد. زیر جایگاه چند پاسدار ایستاده بودند. من از یکی از آنها خواستم که من را بالای دستش بگیرد تا بتوانم به امام برسم.

پاسداری که از آن خواهش کرده بودم لبخند مهربانانه ای زد و گفت: نمی شود پسرم. اما من همچنان خواهش می کردم که یکدفعه کسی من رابغل کرد و گذاشت روی شانه هایش. «رهبر» بود. «رهبر» قیومی. در حالی که من را بالا می برد. با بغضی در گلو که تلاش می کرد نشکند، خطاب به پاسداران گفت: چکارش دارید می خواهد پدرش را ببیند...

و من... لحظاتی بعد...در آغوش امام بودم...تا تمام تنهایی ام را با او قسمت کنم و لحظاتی هر چند اندک رها شوم از پسوند یتیم!


+ نوشته شده درچهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 23:52توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             خاطره رهبر معظم انقلاب از امام خمینی: "از آمریکا می ترسید؟"ˈ


دومین قسمت از مجموعه چند رسانه ای عبد صالح، خاطره ای از حضرت امام خمینی رحمه الله راجع به گروگان های آمریکایی به روایت رهبر انقلاب در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای منتشر شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای متن خاطره حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

من و آقای هاشمی و یک نفر دیگر(که نمی خواهم اسم بیاورم) از تهران به قم خدمت امام رفتیم تا بپرسیم بالاخره این جاسوسان را چه کار کنیم؛ بمانند، یا نگه شان نداریم؛ به خصوص که در دولت موقت هم جنجال عجیبی بود که ما این ها را چه کار کنیم!

وقتی که خدمت امام رسیدیم و دوستان وضعیت را شرح دادند و گفتند مثلاً رادیوها این طور می گویند؛ امریکا این طور می گوید؛ مسوولان دولتی این طور می گویند؛ ایشان تأملی کردند و سپس با طرح یک سؤال واقعی پرسیدند: «از امریکا می ترسید؟»؛ گفتیم نه؛ گفتند پس نگه شان دارید!

بله، آدم احساس می کرد که این مرد خودش از این شُکوه ظاهری و مادی و این اقتدار و امپراتوری مجهز به همه چیز، حقیقتاً ترسی ندارد. نترسیدن او و به چیزی نگرفتن اقتدار مادی دشمن، ناشی از اقتدار شخصی و هوشمندانۀ او بود. نترسیدن هوشمندانه، غیر از نترسیدن ابلهانه و خواب آلوده است؛ مثلاً یک بچه هم از یک آدم قوی یا یک حیوان خطرناک نمی ترسد؛ اما آدم قوی هم نمی ترسد؛ منتها انسانها و مجموعه ها در قوّت خودشان دچار اشتباه می شوند و قوّتهایی را نمی بینند.


+ نوشته شده درسه شنبه هفتم آبان 1392ساعت 0:18توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             توصیه های عارفانه امام خمینی به عروس خود


به گزارش جماران ( jamaran.ir ): امام خمینی ۵ آبان ۱۳۶۳ اثر ارزشمند آداب الصلات را به عروس خود سرکار خانم دکتر فاطمه طباطبایی اهدا می کند و ضمن آن نصایحی چند خطاب به همسر حاج احمد آقا می نویسند.
متن این یادداشت، به این شرح است:
بسمه تعالی
افسوس که عمر در بطالت بگذشت با بارِ گنه بدون طاعت بگذشت‌ / فردا که به صحنه مجازات روم گویند که هنگام ندامت بگذشت‌
کتاب «آداب الصلوه» را که به دختر عزیزم فاطی - که خدایش از مُصلِّین قرار دهد - اعطا می‌نمایم، از تاریخ اتمام آن بیش از چهل سال می‌گذرد. (۲) و قبل از آن - به چند سال - کتاب «سرّ الصلوه» را تمام نمودم. و از آن سال‌ها تاکنون بیش از چهل سال می‌گذرد‌(۳) و من نه اسرار صلاه را دریافتم، و نه به آداب آن پرداختم، که یافتن غیر از بافتن است و ساختن جدا از پرداختن. و این کتاب‌ها حجّتی است از مولا بر این عبد بی مایه. و به خدای تعالی پناه می‌برم از آن که مشمول آیه شریفه کمرشکن لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ. کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَاللهِ انْ تَقْولُوا ما لا تَفْعَلُونَ (۴)باشم، و پناهی جز رحمت واسعه‌اش ندارم.
و توای دخترم! امید است که توفیق به کار بستن آداب این معراج بزرگ الهی را داشته باشی و به راهنمایی این بُراق الهی از بیت مظلم نفس هجرت کنی الی‌الله. و به خدای بزرگ پناه می‌دهم تو را از آنکه مطالعه این اوراق بر تعلّقات نفسانیه‌ات نیفزاید و تو را چون نویسنده ملعبه شیطان نکند. دخترم! هر چند در تو به حمدالله لطافت روحی یافتم که امید آن است که هدایت الله شامل حالت شود وبا عنایت او - جلّ و علا - از چاه عمیق طبیعت خلاص شوی و به صراط مستقیم انسانیت راه یابی، لکن از کید شیطان و نفس خطرناکتر از آن غافل مباش و به خدای بزرگ پناهنده شو انَّهُ رَحیمٌ بِعِبادِه.‌(5)
دخترم! اگر از مطالعه این اوراق خدای نخواسته نتیجه حاصل نشود مگر خودنمایی و مجلس آرایی و سر توی سرها آوردن، بهتر است از مطالعه آن صرف نظر بلکه احتراز کنی که مبادا چون من گرفتار تاسف شوی. و اگر - ان شاء الله - خود را مهیّا کنی که از مطالبی که از کتاب و سنّت و اخبار اهل بیت عصمت و افادات اهل معرفت اخذ شده است به جان استفاده کنی و استعداد و لطافت قریحه‌ای را که خداوند عطا فرموده به کار اندازی، بسم الله! این گوی و این میدان.
امید است در این معراج انسانی و معجون رحمانی‌(6) دل از غیر خالی کنی و با آب حیات، قلب را شستشو دهی و چهار تکبیر زده، خود را از خودی برهانی تا به دوست برسی وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً الَی اللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ اجْرُهُ عَلَی‌الله. (7)
بارالها! ما را مهاجر الی الله و رسوله قرار ده و به فنا برسان، و فاطی و احمد را توفیق خدمت عنایت کن و به سعادت برسان. والسلام.(صحیفه امام، ج19، ص 90 و 91)
۲ صفر المظفر ۱۴۰۵ - ۵ / ۸ / ۱۳۶۳
روح الله الموسوی الخمینی‌
1)-همسر آقای سید احمد خمینی.
۲)- تاریخ اتمام «آداب الصلاه»: ۲ ربیع الثانی ۱۳۶۱ برابر با ۳۰ فروردین ۱۳۲۱ است. آداب الصلاه: ۳۱۸.
۳)- تاریخ اتمام «سرّ الصلاه»: ۲۱ ربیع الثانی ۱۳۵۸ برابر با ۱۹ خرداد ۱۳۱۸ است. سرُّ الصّلاه: ۱۱۷.
۴)- سوره صف، آیه ۲ - ۳: «چرا چیزی به زبان می‌گویید که در مقام عمل خلاف آن می‌کنید؟ خدا را سخت به غضب می‌آورد این که سخنی بگویید و خلاف آن عمل کنید».
5)- بدرستی که او (خداوند) به بندگان خود، مهربان است.
6)- نماز.
7)- سوره نساء، آیه ۱۰۰: «و هرگاه کسی از منزلش برای هجرت به سوی خدا و رسول او بیرون آید و در سفر مرگ وی در رسد، پس اجر و ثواب او بر خداست».


+ نوشته شده درسه شنبه هفتم آبان 1392ساعت 0:11توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             غدیر در کلام امام خمینی(ره)


امام خمینی(س) معتقد بود که بزرگیِ عید غدیر، از وجود با برکت علی علیه السلام است و می‌فرمود: «مساله غدیر، مساله‌ای نیست که به نفسه برای حضرت امیر یک مساله‌ پیش بیاورد؛ حضرت امیر مساله غدیر را ایجاد کرده است. آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آن‌که ارزش دارد، خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) به نقل از جماران «امام خمینی صبح ۲ شهریور ۱۳۶۵ برابر با ۱۸ ذی الحجه 1406 در حضور آقایان خامنه‌ای، سیدعلی (رییس جمهور) - موسوی، میرحسین (نخست وزیر) - هاشمی‌ رفسنجانی، اکبر (رییس مجلس شورای اسلامی) - مسوولان کشوری و لشکری - روحانیون - مسوولان ستادهای پشتیبانی کشور بیاناتی ایراد کردند که به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

پیام غدیر، ولایت و حکومت

امیدوارم ان شاء الله، این عید مبارک به همه ملت‌های مظلوم و بخصوص به ملت شریف ما مبارک باشد. خداوند ان شاء الله که با عنایات خاصه خود نظری به این ملت بزرگ که باید گفت پرچمدار اسلام در این عصر هستند، به اینها عنایت خاصی بفرماید و آنها را از عنایات خاصه خود نصیب بزرگ عنایت بفرماید.

من درباره شخصیت حضرت امیر چه می‌توانم بگویم و کی چه می‌تواند بگوید. ابعاد مختلفه‌ای که این شخصیت بزرگ دارد، به گفتگوی ماها و به سنجش بشری در نمی‌آید.

کسی که انسان کامل است و مظهر جمیع اسماء و صفات حق تعالی است، ابعادش به حسب اسماء حق تعالی باید هزار تا باشد و ما از عهده بیان حتی یکی‌اش نمی‌توانیم برآییم. این شخصیت که جامع تضاد است، امور متضاده در او جمع است، کسی نمی‌تواند در حول و حوش او سخن بگوید؛ از این جهت، من در این موضوع بهتر می‌دانم که ساکت باشم.

لکن مسئله‌ای را که بهتر است ما بگوییم، انحرافاتی است که برای ملتها و خصوصاً، برای شیعیان این حضرت پیش آمده است در طول تاریخ و دستهایی که این انحرافات را از اول به وجود آورده‌اند و توطئه‌هایی که بوده است در طول تاریخ و اخیراً در این سالهای اخیر، سده‌های اخیر پیش آمده است، آنها را عرض‌ کنم. (صحیفه امام، ج ۲۰ - ص112)

مساله غدیر، مسئله‌ای نیست که به نفسه برای حضرت امیر یک مساله‌ای پیش بیاورد، حضرت امیر مسئله غدیر را ایجاد کرده است. آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آن که ارزش دارد خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است.

خدای تبارک و تعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول الله کسی نیست که بتواند عدالت را به آن طوری که باید انجام بدهد، آن طوری که دلخواه است انجام بدهد مأمور می‌کند رسول الله را که این شخص را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن. نصب حضرت امیر به خلافت این‌طور نیست که از مقامات معنوی حضرت باشد؛ مقامات معنوی حضرت و مقامات جامع او این است که غدیر پیدا بشود.
 و اینکه در روایات ما و از آن زمان تا حالا این غدیر را آن قدر ازش تجلیل کرده‌اند، نه از باب اینکه حکومت یک مسئله‌ای است، حکومت آن است که حضرت امیر به ابن عباس می‌گوید که «به قدر این کفش بی‌قیمت هم پیش من نیست» (۱) آنکه هست اقامه عدل است. آن چیزی که حضرت امیر - سلام الله علیه - و اولاد او می‌توانستند در صورتی که فرصت بهشان بدهند، اقامه عدل را به آن طوری که خدای تبارک و تعالی رضا دارد انجام بدهند، اینها هستند، لکن فرصت نیافتند. زنده نگه داشتن این عید نه برای این است که چراغانی بشود و قصیده خوانی بشود و مداحی بشود، اینها خوب است، اما مسئله این نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده درسه شنبه هفتم آبان 1392ساعت 0:4توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             بیانات افشاگرانه «امام خمینی (ره)» درباره کاپیتولاسیون


امام خمینی

۴ آبان ۱۳۹۲ خورشیدی برابر با ۲۰ ذی الحجه ۱۴۳۴ هجری و ۲۶ اکتبر ۲۰۱۳ میلادی

بیانات افشاگرانه «امام خمینی (ره)» درباره کاپیتولاسیون/رحلت آیت اللَّه "کشمیری"/شهادت دکتر "فتحی شقاقی"/سقوط کامل خرمشهر

خبرگزاری تسنیم: حضرت امام که چند ماه قبل از آن، از زندان رژیم شاه آزاد شده بودند، با ایراد سخنرانی تاریخی خود، به تصویب قانون کاپیتولاسیون یا اعطای مصونیت قضایی به اتباع امریکا در ایران، شدیداً اعتراض کرد.

به گزارش  مناسبت های مهم تقویم امروز شنبه 4 آبان‌ماه به شرح ذیل است:

**بیانات افشاگرانه «امام خمینی (ره)» درباره کاپیتولاسیون (1343 ش)

پس از تصویب قانون ننگین کاپیتولاسیون توسط دولت و مجلس در مهرماه 1342، این قانون در مطبوعات افشا و اعلام نشد. بعد از اطلاع امام خمینی (ره) از متن کامل سخنرانی‌ها و گفتگوهای نمایندگان و رییس دولت در این زمینه، ایشان تصمیم گرفتند حقایق را به مردم گفته و آن‌ها را از فاجعه بزرگی که به دست رژیم به وقوع پیوسته بود با خبر سازند. در این حال حضرت امام که چند ماه قبل از آن، از زندان رژیم شاه آزاد شده بودند، با ایراد سخنرانی تاریخی خود، به تصویب قانون کاپیتولاسیون یا اعطای مصونیت قضایی به اتباع امریکا در ایران، شدیداً اعتراض کرد.

این نطق مهم که در اجتماع بزرگ روحانیان و مردم قم و دیگر شهرها بیان شد، در حقیقت محاکمه هیئت حاکمه آمریکا به علت دخالت‌های غیرقانونی آنان در امور داخلی ایران و نیز افشای خیانت‌های شاه به اسلام و ملت ایران بود. سخنان صریح امام بر ضد قانون کاپیتولاسیون و رژیم پهلوی باعث روشنگری مردم و خشم شدید رژیم وابسته شاه گردید به گونه‌ای که رژیم، محدودیت‌های تازه‌ای را برای امام به وجود آورد و چند روز بعد در سیزدهم آبان همان سال، ایشان را بازداشت و به ترکیه تبعید کرد.

**آغاز به کار آزمایشی تلویزیون ملی ایران (1345 ش)

در دهه 1330 ایجاد سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران مطرح شد، ولی عملی شدن این طرح تا سال‌ها به تعویق افتاد. تولید تصویر، آن هم به صورت چند ساعت در روز، کار چندان ساده‌ای نبود و نیازمند سرمایه زیادی بود. به همین دلیل حبیب الله ثابت ، سرمایه‌دار بخش خصوصی، تأسیس یک فرستنده تلویزیونی را به دولت وقت پیشنهاد داد و دولت نیز پیشنهاد او را پذیرفت و برای آن که کار جنبه قانونی داشته باشد، مجلس شورای ملی در تیر ماه سال 1337، ماده‌ای با چهار تبصره به تصویب رساند که به موجب آن، اجازه داده شد فرستنده تلویزیونی در تهران زیر پوشش وزارت پست و تلگراف و تلفن ایجاد شود.

این فرستنده تا پنج سال از پرداخت مالیات معاف بود وتمام برنامه‌های آن از مقررات اداره کل انتشارات پیروی می‌کرد. نخستین فرستنده تلویزیون ایران در ساعت 5 بعد از ظهر جمعه 11 مهر ماه سال 1337، اولین برنامه خود را پخش کرد. این فرستنده که تلویزیون ایران نامیده می‌شد در ابتدا هر روز، ازساعت 18 تا ساعت 22 برنامه داشت. تلویزیون ایران در ابتدا به صورت کاملاً خصوصی اداره و هزینه‌های آن از آگهی‌های تبلیغاتی تأمین می‌شد. برنامه‌های تلویزیون ایران در آن زمان بیش‌تر شامل برنامه های سرگرم‌کننده بود. سپس یک گروه فرانسوی که از سوی سازمان برنامه و بودجه مأمور بررسی و طراحی یک مرکز تلویزیونی با امکاناتی ساده شده بود، پخش برنامه‌های آزمایشی را در سال 1345، آغاز کرد.

**افتتاح مرکز تلویزیونی کرمانشاه و همدان (1349 ش)

سابقه تلویزیون در استان همدان به سال 1349 خورشیدی باز می گردد.در آبان ماه این سال و با اجرای طرح توسعه شبکه تلویزیونی کشور و با نصب یک دستگاه فرستنده به قدرت 50 وات در سایت مخابراتی باربند - درمسیر جاده آسفالته همدان به ملایر - و نصب هفت دستگاه تکرار کننده در مناطق چشمه قصابان، سد اکباتان، درّه مرادبیک، گرمک، سرکان، حاجی آباد و نهاوند کلیه نقاط شهری و روستایی استان تحت پوشش برنامه های شبکه یکم تلویزیون قرار گرفت. بنا به تحقیقات انجام شده، بهنگام افتتاح این طرح تلویزیونی قریب دویست و هشتاد و پنج هزار نفر در نواحی روستایی و قریب دویست و چهل و چهار هزار نفر در نواحی شهری استان همدان امکان دسترسی به برنامه شبکه یک تلویزیون را پیدا کردند. فرستنده تلویزیونی مرکز کرمانشاه در سال 49 با قدرت 50 وات برا ی تقویت و پخش شبکه یک سراسری شروع به کار کرد و در سال 51 قدرت فرستنده افزایش یافت.در سال 61 فرستنده شبکه دوم با قدرت 2 کیلووات به بهره برداری رسید.درسال 62 با راه اندازی ایستگاه پرقدرت تلویزیونی کوه نوح در ارتفاعات دالاهو و پس از آن ایستگاه ( تپه) در ارتفاعات جنوب غرب کرمانشاه، قسمت عمده استان تحت پوشش شبکه های تلویزیونی سراسری و استانی قرار گرفتند

**هند به پاکستان حمله کرد و در حمله اولیه سیصد نفر کشته شدند(1350ش)

**دولت عراق حدود هشت هزار ایرانی را از خاک خود اخراج کرد(1350ش)

**مرگ "آبا قا خان" ایلخان مغول(680ق)

پس از مرگ هلاکو، پسرش اباقاخان به جانشینی او نشست. او تبریز را پایتخت و خواجه شمس الدین محمد جوینی را وزیر خود قرار داد. اباقاخان سعی داشت تا با کمک مسیحیان روم، دولت مصر را که در آن زمان، پرچمدار عالم اسلام بود، از میان بردارد ولی موفق نشد و از آنان شکست خورد. در زمان اباقا خان، استیلای مغول تا کنار دریای مدیترانه گسترش یافت.

**رحلت عارف الهی و عالم ربانی آیت اللَّه "سیدعبدالکریم کشمیری" در قم(1419 ق)

آیت اللَّه سیدعبدالکریم کشمیری در سال 1345ق در نجف اشرف به دنیا آمد. پس از فراگیری دروس مقدمات در نجف، در حلقهٔ درس خارج آیات عظام: خویی، سیدعبدالاعلی سبزواری، سید عبدالهادی شیرازی و شیخ کاظم شیرازی قرار گرفت. به دلیل هوش سرشار خویش، در کوتاه‌ترین زمان توانست، درجهٔ اجتهاد را از آیات اللَّه خویی دریافت دارد، آن گاه به تدریس سطوح عالی فلسفه در حوزه پرداخت. پشتکار آیت اللَّه کشمیری در تدریس به گونه‌ای بود که روزانه 11 کرسی درس اعم از فقه، اصول، فلسفه و ادبیات عرب برای ایشان برپا می‌شد.

افزون بر تدریس، پژوهش و نگارش، در سیر معنوی و تهذیب نفس نیز به مراتب عالی دست یافت و صاحب کرامت‌هایی گردید. در پی سخت‌گیری‌های رژیم بعث عراق، به طور پنهانی همراه خانواده، راهی ایران شد و در مرز ایران و عراق، همهٔ نگاشته‌های علمی ایشان به دست نیروهای امنیتی عراق افتاد. سرانجام این عارف سترگ و عالم برجسته در 18 فروردین 1378 ش پس از طی یک دورهٔ بیماری در 72 سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد و پس از اقامهٔ نماز توسط آیت اللَّه بهجت، در حرم مطهر حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد.

**تولد "اورایست گالوا" ریاضی‌دانِ نابغه فرانسوی (1811 م)

اواریست گالوا، ریاضی‌دان شهیر فرانسوی در 26 اکتبر 1811م در شهری در نزدیکی پاریس به دنیا آمد. گالوا در 12 سالگی وارد کالج شد و در 18 سالگی کتاب وقایع ریاضیات را به پایان رساند و پس از آن، سه اثر جدید درباره مسائل نوین ریاضی تنظیم کرد. از دیگر آثار گالوا، می‌توان به اثری درباره تئوری عمومی حل معادلات که امروزه به تئوری گالوا مشهور است، اشاره کرد. هم‌چنین یکی از نخستین پیشرفت‌های جدید در نظریه گروه‌ها و نیز اصولِ جبری معادلات، مرهون اواریست گالوا می‌باشد. گالوا جمهوری خواه سرسختی بود و دوبار به دلیل ابراز عقاید سیاسی خود به زندان افتاد؛ با این حال در زندان هم دست از کارهای علمی نکشید و به تکمیل آثار خود پرداخت. اواریست گالوا سرانجام در 29 مه 1832م در 21 سالگی در جریان یک دوئل کشته شد. درباره گالوا گفته‌اند که اگر این غول ریاضی در سن جوانی کشته نمی‌شد، ریاضیات کنونی بشر به اندازه سی‌صد سال جلو بود.

**مرگ "ویلیام تِمْپل" سوسیالیست مسیحی انگلیسی (1944م)

ویلیام تِمْپِل، سوسیالیست مسیحی در پانزدهم اکتبر 1881م در انگلستان به دنیا آمد. وی از جوانی وارد کلیسا شد و طی سال‌های طولانی حضور در کلیسا به درجه اسقفی نیز دست یافت. تمپل از لحاظ اعتقادی، یکی از شگفت انگیزترین پیشوایان کلیسا به شمار می‌رفت. چرا که از یک سو به عنوان پیرو از جان گذشته مسیح(ع) بود و از طرف دیگر، شاگرد مکتب کارل مارکْسْ نظریه‌پرداز معروف آلمانی، محسوب می‌شد. او در حقیقت، یک مسیحی مارکسیست بود. از دیدگاه تمپل، نظریه مارکس که می‌گوید: "هر کس به اندازه استعداد و احتیاجش" مورد پذیرش حضرت مسیح(ع) نیز، قرار داشت. در همین رابطه، تمپل معتقد بود که مشکل بزرگ این زمان آن است که، نیمی از جهانِ مسیحی، فارغ از مارکسیسم‌اند و نیم دیگر، کمونیسم بدون مسیحیت. تمپل به عنوان یک اسقف برجسته، از رهبران نهضتی بود که معتقد به تشکیل شورای جهانی کلیساها بودند، ویلیام تِمْپل سرانجام در 26 اکتبر 1944م در 63 سالگی درگذشت.

**الحاق منطقه "جامو و کشمیر" به هندوستان و آغاز اختلافات هند و پاکستان (1947م)

پس از استقلال پاکستان از هند، قرار بود ایالت جامو و کشمیر نیز که بیشتر ساکنان آن مسلمان هستند به پاکستان ملحق شود، اما حاکم این منطقه به تحریک هند و انگلستان و بر خلاف خواستِ اکثریت مردم، پیوستن به هند را ترجیح داد و این امر را در 26 اکتبر 1947م عملی نمود. پس از اعلام این موضوع، ارتش پاکستان به جامو و کشمیر حمله کرد و بخشی از آن را به تصرف خود در آورد. از آن زمان تاکنون، کشورهای هند و پاکستان دوبار بر سَرِ این منطقه با یک‌دیگر جنگیده‌اند و اختلاف و تنش‌های سیاسی و نظامی بین این دو کشور ادامه یافت. از طرفی دیگر، استقلال‌طلبان کشمیری نیز سال‌هاست که برای جدایی از هند مبارزه می‌کند، اما با سرکوب و کشتار مردم به دست ارتش هند روبه‌رو می‌شوند.

**شهادت دکتر "فتحی شقاقی" دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین (1995م)

دکتر فتحی شقاقی، دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین در سال 1951م، در اردوگاه آوارگان فلسطینی در شهر غَزّه به دنیا آمد. وی پس از طی تحصیلات متوسطه به معلمی روی آورد و با اتمام دروس دانشگاهی خود در رشته پزشکی، به طبابت در یکی از بیمارستان‌های بیت المقدس پرداخت. دکتر فتحی شقاقی در سال 1968م، به جنبش جهاد اسلامی فلسطین پیوست و پس از مبارزات طولانی بر ضد صهیونیست‌ها، به دبیر کلی جنبش جهاد اسلامی برگزیده شد.

وی روز جهانی قدس را روز احیای اسلام و احیای جهاد ضد صهیونیستی می‌دانست و آن را گرامی می‌داشت. این مبارز فلسطینی در راه آرمان ملت فلسطین تلاش فراوانی از خود نشان داد و دشمن صهیونیستی را به فکر انتقام واداشت. دکتر فتحی شقاقی سرانجام در اقدامی تروریستی در 26 اکتبر 1995م به دست عوامل سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) در والتا پایتخت مالت واقع در دریای مدیترانه مورد سوء قصد واقع شد و در 44 سالگی به شهادت رسید. ترور فتحی شقاقی، واکنش تند مسلمانان و مخالفان صهیونیسم را برانگیخت و بار دیگر ماهیت تروریستی این رژیم غاصب را به همگان نشان داد.

**درگذشت خانم "گرتی ترزا کوری" برنده جایزه نوبل پزشکی (1957م)

انم گرتی تِرَززا رادنیتْزْ کوری از پزشکان برجسته قرن بیستم در نیمه اوت 1896م در پراگ پایتخت چک متولد گردید. وی در 24 سالگی دکترای پزشکی خود را دریافت نمود. در سال 1922 با همسرش به امریکا رفته و پس از 5 سال تابعیت این کشور را پذیرفتند. این دو پس از چند سال فعالیت در بخش‌های علمی، نخستین تحقیقات خود را به بررسی فعالیت انسولین در تنظیم میزان قند خون اختصاص دادند و سرانجام موفق به جداسازی ترکیب خاصی از گلوکز در بافت‌های عضلانی شدند که تا آن زمان ناشناخته بود. این ترکیب "گلوکز - ال - فسفات" نام گرفت و به افتخار کاشفین آن به "استِر کوری" معروف شد. این زوج دانشمند به دلیل تحقیقات مهمی که منجر به کشف راه‌های تغییر شکل گلیکوژن در کبد گردید، در سال 1947م به دریافت جایزه نوبل پزشکی نائل آمدند. خانم گرتی کوری سرانجام پس از 61 سال زندگی و تلاش علمی در 26 اکتبر 1957م درگذشت.

**امضای پیمان صلح میان اُردن و رژیم صهیونیستی (1994م)

به دنبال توافقات به دست آمده در مذاکرات سازمان آزادی‌بخش فلسطین موسوم به ساف و رژیم صهیونیستی که در سپتامبر 1993م یک‌دیگر را به رسمیت شناختند، در واقعْ دیگر شاه حسین پادشاه وقت اردن مانعی برای انجام مذاکره و امضای صلح با رژیم غاصب اسرائیل در پیش‌رو نداشت. بنابراین در 26 اکتبر 1994م پیمان به اصطلاح صلح بین ملک حسین پادشاه اردن و اسحاق رابین نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی، در جهت سیاست‌های امریکا برای ایجاد سازش بین کشورهای عربی و رژیم اشغال‌گر قدس، امضا شد. به موجب این پیمان، صهیونیست‌ها پذیرفتند که از بخش‌هایی از خاک اردن عقب‌نشینی کنند و در برابر، اردن نیز تحریم اقتصادی رژیم نژادپرست اسرائیل را لغو کرد. واشینگتن نیز تعهد کرد که به سبب عقد قرارداد سازش اَمّان با تل آویو، بدهی اردن به امریکا را ببخشد و به اَمّان کمک مالی کند. اما این وعده‌ها به طور کامل تحقق نیافت و خشم مردم مسلمان اردن و دیگر ملت‌های منطقه نیز علیه ملک حسین برانگیخته شد. این پیمان باعث تضعیف جبهه ضد صهیونیستی گردید.

**اشغال کامل خرمشهر توسط قوای متجاوز بعثی و سقوط این شهر (1359 ش)

در سوم آبان 1359، دشمن بعثی با سازماندهی و تجهیز لشکرهای مستقر در جبهه خرمشهر و همچنین فراخوانی نیروهای تازه‌نفس به این جبهه، هجومی وسیع و گسترده را به شهر آغاز کرد و پس از جنگی نابرابر، وارد خیابان‌های خونین‌شهر گردید. رزمندگان و مردم شهر با جهادی عظیم، در مقابل دشمن ایستادگی کردند و در اطراف پل بزرگ خرمشهر، حماسه‌ها آفریدند. اما سرانجام در غروب غم‌گرفته چهارم آبان، غرب خرمشهر به دست دشمن افتاد و تراژدی تلخ خونین شهر اوج گرفت.

باقیمانده نیروهای مدافع، به سمت شرق شهر عقب نشستند و سرانجام با تمام پایداری‌ها و جان‌فشانی‌ها، خرمشهر، به اشغال کامل دشمن متجاوز درآمد. هر چند در این روز، خرمشهر سقوط کرد، اما مقاومت، ایثار و جانفشانی مدافعان خونین شهر، حدیثی حماسی و انقلابی و در عین حال غم‌انگیز و مظلومانه را رقم زد و تاریخی پرافتخار و درخشان از خود برجای نهادند.

**صلیب سرخ جهانی تاسیس شد.(1863)

منبع: راسخون


+ نوشته شده درشنبه چهارم آبان 1392ساعت 22:5توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             سیدحسن خمینی: تقید امام به ظواهر دینی را نمی‌توان نادیده گرفت


سیدحسن خمینی گفت: درد اول امام، درد دینی است و اگر او انقلاب می کند به خاطر دین داری مردم است. لذا همه باید در زندگی متنبه باشیم که نمی توان امام را تحلیل کرد و این بعد شخصیت امام را به عنوان یک بعد پررنگ مدنظر قرار نداد؛ تقیِّد آن بزرگوار در طول زندگی شخصی شان، به جزیی ترین مسائل دینی، از ظواهر دینی تا بواطن دینی، به وضوح دیده می شود، زیرا امام به دین بصورت کاریکاتوری نگاه نمی کرد و لذا در جلوی امام نه می شد ظواهر دینی را کنار گذاشت و نه اخلاق دینی را رعایت نکرد.
تولیت آستان امام خمینی(ره) اظهار داشت: همه باید به این نکته توجه کنند؛ جوهره شعار کلیدی انقلاب یعنی «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» نمونه ای از کلیت اهداف امامی است که باید او را بشناسیم. استقلال به این معنا نیست که هیچ کالایی نباید وارد شود و همه را خودمان بسازیم. معنای استقلال این است که نباید ذلیل برخی ارتباطات شویم، ولی این به معنای آن نیست که مصلحت را کنار بگذاریم.
 
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جماران، حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی روز گذشته در آغاز جلسه درس اصول خود در مدرسه دارالشفاء قم، با اشاره به عید بزرگ غدیرخم و شخصیت والای امیرالمؤمنین(ع)، اظهار داشت: یکی از بحث‌های مهم در مباحث عرفان اسلامی، بحث «انسان کامل» است. از دیدگاه عرفا انسان کامل آینه تمام نمایی است که از ملک تا ملکوت را در خود تجلی می دهد و مانند یک گوهر نایاب در میانه هستی که یک وجهه حق و یک وجهه خلقی دارد، همه ویژگی ها را در خود جمع کرده است.

وی افزود: هرچه انسان بیشتر مطالعه می کند، بیشتر پی می برد که بعد از وجود مبارک پیامبر(ص)، اتمّ مصادیق انسان کامل، امیرالمؤمنین علی(ع) است و لذا اینکه تلاش کنیم در خدمت مکتب آن بزرگواران باشیم سعادتی بزرگ و امری ارزشمند است.

سید حسن خمینی با بیان اینکه از ویژگی های امیرالمؤمنین(ع) جمع شدن اضداد در شخصیت ایشان است، گفت: از یک طرف شجاعت علی(ع) زبانزد است؛ تا جایی که محمدبن حنفیه که خودش از قهرمانان عرب در آن زمان بود، نقل می کند که در هنگام اوج درگیری ها و شمشیرزنی ها در جنگ جمل، یکباره دیدم کسی پرچم را از دست گرفت و با شکافتن جمعیت به جلو رفت که آن فرد علی(ع) بود. از سوی دیگر ویژگی بارز آن حضرت، «زهد» است؛ کسی که در دوره خلافت خود و قبل از آن، توانایی انجام هرکاری را دارد، در اوج ساده‌زیستی زندگی می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده درجمعه سوم آبان 1392ساعت 21:37توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             فلسفه زنده نگه داشتن عید غدیر


حضرت امام خمینی(ره) زنده نگه داشتن عید غدیر را منحصر به چراغانی و مراسم جشن ندانسته و تاکید کردند: مساله این است که به ما یاد بدهند که چطور باید تبعیت کنیم.

ایشان تصریح کردند کسی که انسان کامل است و مظهر جمیع اسماء و صفات حق تعالی است، ابعادش به حسب اسماء حق تعالی باید هزار تا باشد و ما از عهده بیان حتی یکی‏اش نمی‏توانیم برآییم.

این شخصیت که جامع تضاد است، امور متضاده در او جمع است، کسی نمی‏تواند در حول و حوش او سخن بگوید؛ از این جهت، من در این موضوع بهتر می‏دانم که ساکت باشم لکن مساله‏ای را که بهتر است ما بگوییم، انحرافاتی است که برای ملت ها و خصوصاً، برای شیعیان این حضرت پیش آمده است در طول تاریخ و دست هایی که این انحرافات را از اول به وجود آورده‏اند و توطئه‏هایی که بوده است در طول تاریخ و اخیرا در این سال های اخیر، سده‏های اخیر پیش آمده است، آنها را عرض‏ کنم.

مساله غدیر، مساله‏ای نیست که بنفسه برای حضرت امیر یک مساله‏ای پیش بیاورد، حضرت امیر مساله غدیر را ایجاد کرده است. آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آن که ارزش دارد خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است.

خدای تبارک و تعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول اللَّه کسی نیست که بتواند عدالت را به آن طوری که باید انجام بدهد، آن طوری که دلخواه است انجام بدهد؛ مامور می‏کند رسول اللَّه را که این شخص را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن.

نصب حضرت امیر به خلافت این طور نیست که از مقامات معنوی حضرت باشد؛ مقامات معنوی حضرت و مقامات جامع او این است که غدیر پیدا بشود و اینکه در روایات ما و از آن زمان تا حالا این غدیر را آن قدر ازش تجلیل کرده‏اند، نه از باب اینکه حکومت یک مسئله‏ای است، حکومت آن است که حضرت امیر به ابن عباس می‏گوید که «به قدر این کفش بی‏قیمت هم پیش من نیست» (خطبه ۳۳ نهج البلاغه) آنکه هست اقامه عدل است.

آن چیزی که حضرت امیر - سلام اللَّه علیه - و اولاد او می‏توانستند در صورتی که فرصت بهشان بدهند، اقامه عدل را به آن طوری که خدای تبارک و تعالی رضا دارد انجام بدهند، اینها هستند، لکن فرصت نیافتند.

زنده نگه داشتن این عید نه برای این است که چراغانی بشود و قصیده‏خوانی بشود و مداحی بشود، اینها خوب است، اما مساله این نیست. مساله این است که به ما یاد بدهند که چطور باید تبعیت کنیم، به ما یاد بدهند که غدیر منحصر به آن زمان نیست، غدیر در همه اعصار باید باشد و روشی که حضرت امیر در این حکومت پیش گرفته است باید روش ملت ها و دست‏اندرکاران باشد.

قضیه غدیر، قضیه جعل حکومت است، این است که قابل نصب است و الّا مقامات معنوی قابل نصب نیست یک چیزی نیست که با نصب آن‏ مقام پیدا بشود؛ لکن آن مقامات معنوی که بوده است و آن جامعیتی که برای آن بزرگوار بوده است، اسباب این شده است که او را به حکومت نصب کنند و لهذا، می‏بینیم که در عرض صوم و صلات و امثال اینها می‏آورد و ولایت مجری اینهاست.

* بخشی از بیانات امام خمینی(ره) در جمع مسوولان نظام به مناسبت عید غدیر در دوم شهریور سال ۱۳۶۵


+ نوشته شده درپنجشنبه دوم آبان 1392ساعت 9:56توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             توصیه سید حسن خمینی به نعیمه اشراقی

روزنامه آرمان نوشت:


انتشار مطلبی در صفحه فیس‌بوک نعیمه اشراقی، واکنش‌ها و اعتراض‌های متفاوتی را از سوی اقشار مختلف در پی داشت. هرچند نعیمه اشراقی این مطالب را تکذیب کرد اما موجب شد برخی بهانه‌جویان زمینه را برای تخریب بیت امام(ره) فراهم ببینند.

البته تیزهوشی حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی در برخورد با هرگونه بی‌احترامی به خانواده‌های شهدا و تذکراتی که در این زمینه به نعیمه اشراقی دادند، باعث شد افراطیون نتوانند به مقصود خود از این بهانه‌جویی‌ها دست یابند. برای بررسی دقیق‌تر موضوع و اینکه واکنش یادگار امام در خصوص اینگونه اقدامات به چه صورت بود، روزنامه آرمان با حجت‌الاسلام و المسلمین سیدسراج‌الدین موسوی از اعضای دفتر امام(ره) به گفت‌وگویی کوتاهی نشست که در ادامه می‌خوانید.

آیا صحیح است که حاج سیدحسن آقا به خانم اشراقی گفتند صفحه فیس‌بوکشان را ببندند؟

پس از انتشار آن مطلب، یادگار امام با خانم نعیمه اشراقی تماس گرفتند و ایشان منکر نوشتن مطلب شده و مدعی شدند که صفحه فیس‌بوکش هک شده است. حاج حسن آقا هم گفتند از خانواده شهدا دلجویی کنند و هم به سبب اینکه بنا به گفته خانم اشراقی صفحه ایشان از مدیریت خارج شده است، آن صفحه را مسدود کنند. البته یادگار امام سابقا در موارد دیگری هم تذکراتی را به خانم اشراقی داده بودند. کما اینکه به برخی سخنان اعضای خانواده ایشان اعتراضات جدی داشته‌اند.

این موارد چه بود؟

کلا یادگار امام نسبت به حفظ ارزش‌های دینی حساس هستند و هنجارشکنی‌های اینچنینی را برنمی‌تابند. اگر لازم بدانند حتما خودشان خواهند گفت. بسیاری همین سخنان را بهانه کرده‌اند برای هجمه به بیت معظم امام(ره). حساسیت نسبت به امام(ره) و ارزش‌های انقلاب و اسلام با هر نیتی که باشد خوب است و من ندیدم حاج حسن آقا از این بابت ناراحت باشند ولی اگر واقعا کسی نیت تخریب بیت امام(ره) و یادگار ایشان را داشته باشد، تجربه نشان داده آبروی خودش را برده است.


+ نوشته شده درسه شنبه سی ام مهر 1392ساعت 23:55توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             واکنش امام خمینی به ساختمان‌سازی در لانه جاسوسی

یکی از برادران قدیمی اطلاعات سپاه هم که مادرشان در بیمارستان بستری بود را ملاقات کردم. به مناسبتی خاطره‌ای را نقل کرد که شاید ذکرش بی‌مناسبت نباشد. فرمود: در آن زمان که در بخش شمالی لانه جاسوسی مستقر بودیم با محدودیت فضای اداری روبه‌رو بودیم که اقدام به تهیه آهن‌آلات و مصالح برای احداث ساختمانی در محوطه کردیم. در این زمان به فکر اخذ نظر حضرت امام (س) خدمت رسیدیم، پاسخ استعلام را این‌گونه از امام نقل کردند که «مگر ما می‌خواهیم تا آخر با آمریکا قهر باشیم؟»  سیدعلی صنیع‌خانی طی یادداشتی در شماره امروز روزنامه بهار، با یک واسطه‌، خاطره‌ای را درباره واکنش امام خمینی (ره) به ساختمان‌سازی در لانه جاسوسی نقل کرده است.

به گزارش ایسنا، متن این یادداشت به این شرح است: «در بیست و چهارمین سال رحلت آن امام وارسته به حق پیوسته رسانه ملی و روزنامه تولیت انحصاری انقلاب جناب آقای شریعتمداری در علمداری از میراث امام به پا خاسته و با سرلوحه قرار دادن الحاقیه پایانی وصیتنامه الهی - سیاسی آن راحل عظیم‌الشأن «اکنون که من حاضرم، نسبت‌هایی بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود، لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود مورد تصدیق نیست، مگر آن‌که صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان، یا در سیمای جمهوری‌اسلامی چیزی گفته باشم.» هجمه به آقای هاشمی را تشدید و چراغ سبزی برای عناصر بی‌منطق تندرو! نشان‌ داده‌اند، ابهاماتی است که باید متولیان مذکور به تبیین آن بپردازند. چگونه می‌شود که آن جمله در این بیست و چهار سال اولین نقل‌ قول و خاطره از امام است که مستند به خط و صوت نیست؟! و آیا این اقدام در شرایط کنونی با مشکلات فراروی نظام و مردم در حمایت از دولت و منویات رهبری است؟! آیا تخریب و در نهایت حذف آقای هاشمی و خواستار مرگ او شدن مشکل‌گشاست؟! در سنوات گذشته خاطرات و نقل‌ قول‌های فراوانی از افراد و مخصوصا بزرگانی از علما و مسئولان و مرتبطین و از آن جمله مقام معظم رهبری شنیده‌ایم که برای من بعضی از آنها توشه راهی گرانبها بوده و خواهد بود که نه خطی در کار و نه صدایی مضبوط. حال چه اتفاقی رخ داده فردی از فرزندان معنوی و یاری از یاوران دیرین و از نزدیک‌ترین‌ها به امام و انقلاب که برای پیروزی آن مرارت‌ها به جان خریده و در شکل‌گیری و اداره جمهوری‌ اسلامی از هر کوششی دریغ ننموده و برای حفظ آن آبرویش را نیز در طبق اخلاص قرار داده را با مستمسک قرار دادن خاطره‌ای از سال 62 که سال 89 آن را رسانه‌ای کرده، این‌گونه باید مورد بی‌احترامی واقع گردد؟!

با شناختی که از این دوستان قدیمی دارم، ظاهرا توجیه‌کننده اقدامشان توسل به کلامی از امام (ره) در واپسین‌ترین کلمات الحاقیه به وصیتنامه است که «میزان در هرکس حال فعلی او است» و آیه‌ای از قرآن آمده است که: اذا جاءکم فاسق بنباء فتبینوا (حجرات،6)؛ هرگاه فاسقی خبری برای شما آورد تحقیق کنید. وگرنه از این مخبر خاطرات فراوانی از امام داریم و دارند که بدون تحقیق پذیرفته‌ایم و به کار بسته‌ایم که مبارک‌ترینش بیان خبری است که در مجلس خبرگان رهبری بیان نمود و نگرانی‌ها را مرتفع ساخت، آن هم ساعاتی پس از قرائت وصیتنامه و فراز آخرین در مجلس شورای اسلامی و در جمع کارگزاران نظام.

و اما مستمسک: پیشنهاد حذف پخش شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی از صداوسیمای جمهوری‌اسلامی در سال 62 به حضرت امام (س)، شعاری که پس از زمانی نه‌چندان دور ضمن حذف بخش دوم آن‌ که مرگ بر شوروی بود، هم از صداوسیما و هم از شعارهای مردمی در محکومیت ظالمین که البته اقدام بجایی بود و اقدام دیگری که درباره پرچم آمریکا صورت پذیرفت و آن ابلاغیه ستاد کل نیروهای مسلح از پاک کردن نقاشی پرچم آمریکا در میادین صبحگاه‌های نیروهای مسلح در زیر پای رژه‌روندگان.

ستم دیرینه آمریکا و انگلیس موردی نیست که از خاطره ملت ایران زدوده شود و از بین برود و البته این عقده همیشه ایام تا تغییر رویه و اقدام عملی برای جبران باید در دل ملت ما و هر ایرانی که دل در گرو این وطن دارد پابرجا باشد ولی سوال اینجاست که استدلالمان برای حذف شعار مرگ بر شوروی چه بود؟ پشتیبانی تجهیزاتی از عراق می‌کرد. ملت ما و رزمندگانمان، بمباران‌های میادین نبرد و شهرهای ایران توسط توپولف‌ها و میگ‌های روسی را فراموش نمی‌کنند و از همه دردناک‌تر بمباران‌های شیمیایی با بمب‌های تحویلی شوروی به عراق و در ادامه تحویل میگ‌های 25 و دیگر پشتیبانی‌ها که بیان مفصل آن مجال دیگری می‌طلبد. و پس از آن در کجا شوروی و روسیه را در کنار خود داشته‌ایم و در این اواخر کدام قطعنامه ظالمانه‌ای علیه کشور و مردم مظلوم ما به تصویب رسیده که امضای چین و شوروی موید آن نباشد؟ از تحریم‌های اخیر بیشترین بهره را چین و شوروی برده‌اند با کمترین هزینه نسبت به کشورهای اروپایی و آمریکا.

ظالم، ظالم است و ظلم بد است؛ از هر که سر بزند. ظالم باید محکوم شود و گاهی منافع نظام ایجاب می‌کند که روش‌های برخورد تغییر یابد. به نظر می‌رسد پخش نشدن و شدن مرگ بر آمریکا و شوروی دلیل این هجمه نیست که واقعیت را باید در انتخابات 24 خرداد 92 جست‌وجو کرد و بس. خوب است من هم خاطره‌ای از خاطره‌های بی‌خط و صدا را بیان کنم: در سال گذشته که برای پیگیری درمان ابازوجه مرحوم حضرت آیت‌الله سیدمجتبی موسوی‌ لاری (ره) خدمت آقای دکتر کاظمی ریاست بیمارستان خاتم‌الانبیاء بودم، یکی از برادران قدیمی اطلاعات سپاه هم که مادرشان در بیمارستان بستری بود را ملاقات کردم. به مناسبتی خاطره‌ای را نقل کرد که شاید ذکرش بی‌مناسبت نباشد. فرمود: در آن زمان که در بخش شمالی لانه جاسوسی مستقر بودیم با محدودیت فضای اداری روبه‌رو بودیم که اقدام به تهیه آهن‌آلات و مصالح برای احداث ساختمانی در محوطه کردیم. در این زمان به فکر اخذ نظر حضرت امام (س) خدمت رسیدیم، پاسخ استعلام را این‌گونه از امام نقل کردند که «مگر ما می‌خواهیم تا آخر با آمریکا قهر باشیم؟»

کلام آخرین: برادران بدانید این اقدامات مذبوحانه، آقای هاشمی را از دور خارج نخواهد ساخت و البته او عاقل‌تر از این است که قاعده بازی را به نفع بدخواهان به هم بزند و قطعا این برخوردها روز به روز او را در میان توده مردم عزیزتر خواهد کرد و نمونه آن را با رای آری به هاشمی در انتخابات اخیر مشاهده کردید.

بدخواهان باید بدانند هاشمی زنده است، چون نهضت زنده است. (امام‌خمینی (ره)»


+ نوشته شده درسه شنبه سی ام مهر 1392ساعت 23:34توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             پررنگ‌ترین عذرخواهی‌های امام خمینی خطاب به چه کسانی بود؟


پررنگ‌ترین عذرخواهی‌های امام خمینی خطاب به چه کسانی بود؟

«من از شما‌ها عذر می‌‏خواهم. من از ملت ایران عذر می‌‏خواهم. من از ملت ایران عذر می‌‏خواهم.از این پاسدار‌ها که جوان‌های خودشان را از دست داده‌‏اند و برادران خودشان را، معذرت می‌‏خواهم
  

پررنگ‌ترین عذرخواهی‌های امام خمینی خطاب به چه کسانی بود؟
«من از شما‌ها عذر می‌‏خواهم. من از ملت ایران عذر می‌‏خواهم. من از ملت ایران عذر می‌‏خواهم.از این پاسدار‌ها که جوان‌های خودشان را از دست داده‌‏اند و برادران خودشان را، معذرت می‌‏خواهم که عُرضۀ این را ندارم که کار را درست کنم. من از حضرت مهدی ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ من از پیشگاه پیغمبر اکرم معذرت می‌‏خواهم. من از پیشگاه ولی عصر امام مهدی ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ معذرت می‌‏خواهم.
 
پررنگ‌ترین عذرخواهی‌های امام خمینی خطاب به چه کسانی بود؟الفاظ نامناسبی که در صفحه یکی از منسوبین حضرت امام درباره خانواده شهدا منتشر شده و اعتراض همه جانبه مردم به آن، فرصتی مناسب برای بازخوانی جایگاه یگانه‌ای است که مفهوم شهادت و شهید و خانواده شهدا و ایثارگران در نزد امام راحل داشته است.
 
به گزارش «تابناک»، مرور صحیفه امام (ره) نشان می‌دهد که یکی از پررنگ‌ترین موارد احساس دین امام راحل نسبت به مردم انقلابی ایران، آنجایی است که ایشان در ششم تیر ماه ۱۳۵۹ در جمع سرپرست بنیاد شهید و خانواده‌های شهدای انقلاب به عدم بهبود و اصلاح امور در زمینه‏‌های گوناگون کشور به شدت اعتراض می‌کنند.
 
امام (ره) پس از مرور زحمات و مصیبت‌های خانواده‌ شهدای انقلاب می‌گوید: «من از شما‌ها عذر می‌‏خواهم. من از ملت ایران عذر می‌‏خواهم. من از ملت ایران عذر می‌‏خواهم. من از این مادرهایی که بچه‌‏های خودشان را از دست دادند، معذرت می‌‏خواهم. من از این برادرهایی که عزیزان خودشان را دادند، از دست داده‌‏اند، معذرت می‌‏خواهم. من از این ارتشی‌هایی که جوانان خودشان را از دست داده‌‏اند، از این پاسدار‌ها که جوان‌های خودشان را از دست داده‌‏اند و برادران خودشان را، معذرت می‌‏خواهم که عُرضۀ این را ندارم که کار را درست کنم. من از حضرت مهدی ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ من از پیشگاه پیغمبر اکرم معذرت می‌‏خواهم. من از پیشگاه ولی عصر امام مهدی ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ معذرت می‌‏خواهم. من از پیشگاه ملت ایران معذرت می‌‏خواهم. من از شما برادران، برادران ارتشی، برادران پاسدار، برادران ژاندارمری و سایر قوای انتظامی که در راه اسلام جوان‌های خودشان را دادند، معذرت می‌‏خواهم. ما نتوانستیم برای شما کاری انجام بدهیم. ما ضعیف هستیم. ما باز گرفتار کاغذبازی هستیم. ما باز گرفتار آرم‌هایی شاهنشاهی هستیم. مملکت ما باز مملکت شاهنشاهی است. وزارتخانه‏‌های ما، وزارتخانه‌‏های ما باز وزارتخانه‌‏های طاغوتی است و ما نتوانستیم این‌ها را اصلاح کنیم. باید به اسرع وقت اصلاح شود و اگر اصلاح نشود به اسرع وقت اصلاح می‌‏کنیم‌».
 
چند ماه پیش از این، امام خمینی در حکم تأسیس بنیاد شهید انقلاب اسلامی لازم می‌دانند که «باید رسیدگى کامل به خاندان شهدا و آسیب‌دیدگان و معلولین در این راه، چه در ‌انقلاب و چه قبل و بعد از آن به نحو احسن و با مراعات احترام آنان بشود».
 
جالب این ‌که امام (ره) یازده روز پیش از عذرخواهی‌هایی که در بالا به آن اشاره شد، در روز ولادت امام (ره) حسین (ع) تذاکراتی ‌بر زبان می‌آورد که به نظر ایشان ادای گوشه‌ای از تکلیف اسلامی ایشان است و اگر آن‌ها را نگوید، به مردم خیانت کرده است.
 
بخشی از این تذکرات به قرار زیر است: «و اخیراً لازم است تذکری که همگان بدان آگاهی دارند، بدهم و آن لزوم تقدیر از شهدای انقلاب و خانوادۀ آنان و معلولین و مصدومین می‌‏باشد. و لازم است عموم دستگاه‌های اجرایی اموری را که مربوط به شهدا و خانوادۀ آنان و معلولین و مصدومین است با کمال سرعت عمل نموده و تسهیلات لازم را در مورد آنان معمول دارند‌ که اینان بر ما و ملت شریف حق بسیار بزرگی دارند‌ و اگر معلوم شود که کسانی در بعضی از ادارات و وزارتخانه‏‌ها برای اجرای امور شهدای انقلاب و خانوادۀ آن‌ها اشکال‏‌تراشی می‌‏کنند، به عنوان ضد انقلاب باید مورد تعقیب واقع شوند».
 
امام (ره) در جایی دیگر و پس از تبیین چرایی مقام رفیع شهدا و اهمیت خدمت به خانواده آن‌ها، کیفیت این خدمت را هم با عباراتی متفاوت بیان می‌کند و می‌گوید: «و عمده چیزی که هست این است که صادقانه خدمت کنید، خدمت بکنید، گمان ‌نکنید که شما یک کاری که برای آن‌ها انجام می‌دهید یک منّتی بر آن‌ها دارید. منّت آن‌ها را بکشید، خدمت بکنید، احترام بکنید از آن‌ها. این‌ها خانواده شهدا هستند. و معلولین و خانواده‌های معلولین که ارزششان آن قدر است، و ما باید خدمتگزار به آن‌ها باشیم. هر عملی که انجام می‌دهیم، هر خدمتی که به آن‌ها انجام می‌دهیم، عملی است که در پیشگاه خدا مقبول است‌ و ما باید با کمال خرسندی منّت آن‌ها را بکشیم و خدمت به آن‌ها بکنیم.
 
مبادا یک وقتی یک کلمه درشتی گفته بشود به این بازماندگان شهدا، یا به این معلولین. و باز کسانی که عائله معلولین‌اند، توجه داشته باشید که عملی را که می‌کنید خالص و برای خدا باشد. و برای آن کسی که فداکار برای خدا بوده است، و جانش را در راه خدا اهدا کرده است. شما خدمت به او می‌کنید و این خدمت به خداست.‌‌ همان طوری که ما منّت خدای تبارک و تعالی را می‌کشیم و عبادت او را می‌کنیم، منّت اوست بر ما، و خدای تبارک و تعالی منّت بر ما گذاشته است و ما را هدایت کرده است، و هر عملی که بکنیم منّت بر او نداریم و او منّت بر ما دارد. این خدمت هم خدمت به خدای تبارک و تعالی و مجاهدین در راه او و شهدای در راه اوست. و ما باید با سر و جان خدمت بکنیم. و ابداً در نظرمان نیاید که ما یک کاری انجام دادیم. آن‌ها جان خودشان را دادند و شما قدرتی که دارید، دارید خرج می‌کنید برای آن‌ها. و من امیدوارم که در راه خدا که شد؛ ثواب مجاهدین را به شما عنایت بفرماید خدای تبارک و تعالی».
 
توصیه‌های امام (ره) در مورد خانواده شهدا تا آخرین سال‌ها و روزهای عمر ایشان ادامه می‌یابد. ایشان در پاسخ به نامه فرزندان شهدا در اردیبهشت سال ۶۵، علاوه بر این که فرزندان محترم شهدا، جانبازان، اسرا و مفقودین را نور چشمان عزیزم خطاب می‌کند، بالا‌ترین افتخار را این می‌داند که «ما در تداوم انقلابمان ذخیره‌های عظیمی همچون شما عزیزان را داریم که حضورتان در جامعه در تمامی صحنه‌های اسلامی و انقلابی و مردمی یادآور رشادت‌ها و فداکاری‌ها و اخلاص رادمردانی است که به برکت خون‌های پاک آنان انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بارور گردید» و در پایان پاسخ خود باز یادآور می‌شوند که «به مسئولین محترم جمهوری اسلامی ایران، برای چندمین بار، سفارش می‌کنم ـ و این نصیحت و سفارش همیشگی است ـ که قدر این نعمت‌های بزرگ الهی را بدانند‌ و در شرایط کنونی و آینده‌های دور، اولویت را به این عزیزان و کسانی بدهند که در راه اسلام‌ خون داده‌اند و مبارزه کرده‌اند؛ و به شدت از بهانه‌جویی و سنگ‌اندازی و مانع تراشی و کاغذبازی، که مانع رشد آنان و ملت دلاور ایران است، خودداری ورزند‌».
 
یک سال و نیم بعد و پس از پایان جنگ و آغاز دوران بازسازی نخستین نکته مهمی که در موضوع سیاست‌های کلی نظام اسلامی در دوران بازسازی کشور از دیدگاه امام (ره) توجه به آن ضروری است، این است: «با این که اطمینان داریم که خانواده‌های معظم شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودین هیچ ‌گاه راضی نشده و نمی‌شوند که در برابر ایثار عزیزانشان که فقط به خاطر خدا و رسیدن به کمال بوده است، سخن از رفاه و مادیات به میان آید و همت آنان بلند‌تر از این مقوله‌هاست، ولی بر دست‌اندرکاران نظام است که ذوق و استعداد و توان خود را در هر چه بهتر رسیدن به امور معنوی و مادی و ارزشی و فرهنگی این یادگاران هدایت و نور به کار گیرند و از خدمت بی‌شائبه و بی‌منت به آنان دریغ نکنند؛ هر چه انقلاب اسلامی ایران دارد از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است. من می‌دانم که بسیاری از خانواده‌های عزیز شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودین به خاطر مناعت طبع و بزرگواری و اخلاق کریمه خود در مصایب و مشکلات زندگی به مسئولین مراجعه نکرده‌اند و یا مراجعه‌شان به حداقل بوده است. و همه نیز می‌دانیم که اکثریت این قشر و رزمندگان عزیز اسلام از طبقات محروم و کم درآمد بودند و مرفهین کمتر دل برای انقلاب سوختند، ولی وظیفه ماست که در حد توان و مقدورات قدر‌شناس زحمات آنان باشیم و من میل ندارم که این قدر‌شناسی فقط در حد تعریف و تمجید ظاهری خلاصه شود بلکه باید در همه نوع امتیازات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی به آنان بها داده شود».


+ نوشته شده دردوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 1:51توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             کارشناسان موسسه نشر آثار: امام خمینی رابطه با آمریکا را منع نکردند

سرویس پرسش و پاسخ‌ پرتال امام خمینی(س) در موضوعات مختلف از قبیل دیدگاه‌های امام خمینی، انقلاب اسلامی، موسسه تنظیم و نشر، فقه و حقوق، اخلاق و عرفان و... پاسخگوی مخاطبان است. پرسش «نظر امام خمینی(س) درباره رابطه ایران و آمریکا چه بود؟» نیز در این بخش مطرح شده است که پاسخ آن را که توسط کار‌شناسان موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی تهیه شده، در ادامه می‌خوانید:

 

امام خمینی(س) در طول نهضت، حدود ۴۵۰۰ بار از واژه آمریکا استفاده کرده‌اند. اولین بار به زمانی باز می‌گردد که فلسفه تدریس می‌کردند و در ذیل بحث فلسفی «توهم لزوم تکثر در علم تفصیلی» مثالی از نار (آتش) اروپا و نار آمریکا و نار جهنم ذکر کردند که شاید دلیل انتخاب چنین مثالی دو بمب اتمی بود که توسط آمریکا، هیروشیما و ناکازاکی را به جهنم تبدیل کرد. دو بار دیگر نیز در بحث‌های فلسفی از آمریکا نام بردند که موضوع آن پیوستگی حرکت می‌باشد که از آمریکا به عنوان محلی دور نام برده‌اند. ولی در بقیه موارد هر‌گاه از آمریکا سخن به میان آورده‌اند موضوع آن سیاسی بوده و البته کمتر کسی است که نداند علت اصلی تبعید امام خمینی(س) به ترکیه و سپس به عراق این بود که امام(س) علیه مصونیت کنسولی (کاپیتولاسیون) که دولت وقت ایران تحت فشار آمریکا برای آمریکایی‌ها قائل شده بود و به شدت به تحقیر ملت می‌انجامید، سخنرانی کردند و در آن سخنرانی گفتند: «ای سران اسلام، به داد اسلام برسید... ما زیر چکمه آمریکا برویم، چون ملت ضعیفی هستیم؟! چون دلار نداریم؟! آمریکا از انگلیس بد‌تر، انگلیس از آمریکا بد‌تر، شوروی از هر دو بد‌تر. همه از هم بد‌تر؛ همه از هم پلید‌تر. اما امروز سر و کار ما با این خبیث‌هاست! با آمریکاست. رئیس‌جمهور آمریکا بداند - بداند این معنا را- که منفور‌ترین افراد دنیاست پیش ملت ما. امروز منفور‌ترین افراد بشر است پیش ملت ما. یک همچو ظلمی به دولت اسلامی کرده است، امروز قرآن با او خصم است؛ ملت ایران با او خصم است. دولت آمریکا بداند این مطلب را. ضایعش کردند در ایران؛ خراب کردند او را در ایران.» (صحیفه امام، ج۱، ص۴۲۰)

 

علت اصلی توجه امام خمینی(س) به آمریکا این بود که متوجه شده بودند که سیاست خارجی آمریکا به طور روزافزون تهاجمی‌تر شده و به جای منافع، دنبال مطامع غیرمشروع، حتی به قیمت جنگ‌افروزی است و اگر این معنا مورد توجه ملل مختلف قرار نگیرد، آینده بشریت از ناحیه آمریکا آینده تاریکی خواهد بود. با پیروزی انقلاب نیز آمریکا همواره درصدد براندازی نظام نوپای اسلامی بود که بخش‌هایی از اسناد آن‌ها منتشر شده است. لذا امام قصد داشتند که هیمنه سیاست جهان‌خوارگی آمریکا را بشکنند و دست آن کشور را از ایران و تا حد مقدور از کشورهای اسلامی و جهان سوم کوتاه کنند. در این زمینه می‌توان گفت حتی در خارج از مرز‌ها توفیق زیادی داشتند و بسیاری از ملل دنیا از آن بهره‌مند شدند. اما در مورد برقراری رابطه با آمریکا فرمودند: «... با آمریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد، مگر اینکه آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد و از آن طرف دنیا نیاید در لبنان، و نخواهد دستش را به طرف خلیج فارس دراز کند. مادامی که آمریکا این طور است و آفریقای جنوبی آن طور عمل می‏کند و اسرائیل هست، ما با آن‌ها نمی‌توانیم زندگی بکنیم...» (صحیفه امام، ج‏۱۹، ص۹۴)

 

بدیهی است اگر اهداف سیاست خارجی آمریکا لااقل در مورد ایران به نحو مطلوب عوض شود، متناسب با شرایط جدید باید تصمیم به رابطه گرفت و با عنایت به جملات فوق می‌توان گفت امام(س) در این مورد منعی قائل نبوده‌اند. چنانکه وقتی ساختار سیاسی در افریقای جنوبی تغییر کرد، بلافاصله جمهوری اسلامی ایران با آن کشور رابطه صمیمانه برقرار نمود. البته در مورد اسرائیل، امام خمینی(س) نظر قاطع داشتند و چون آن را ذاتاً غیر مشروع می‌دانستند، هرگز ارتباط با آن را بر نمی‌تافتند.


+ نوشته شده درجمعه نوزدهم مهر 1392ساعت 22:13توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             روایت ازدواج امام خمینی(س)


پرتال امام خمینی(س) وابسته به مرکز تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) در مطالبی به معرفی آثاری درباره بنیانگذار جمهوری اسلامی پرداخته است.

در روایت ازدواج امام خمینی(س) و خانم ثقفی با عنوان «در خواب‏هاى متبرک» می خوانیم: از مطرح شدن ازدواج آقا در منزل قم آقاى ثقفى تا خواستگارى رسمى در منزل تهران ایشان، ده ماه آقا‏روح ‏الله در انتظار بله گفتن قدس ایران بود. پس از بله‏ گویان همه چیز به سرعت پیش رفت. بقیۀ ماجرا را از زبان یارآفتاب شنیدن خوش‏تر است: عقد مفصل نبود. آقا جانم در اتاق بزرگ اندرون به نام تالار نشسته بود و گفت قدسى جان بیا! من از مدرسه آمده بودم و چون بى‏چادر پیش ایشان نمى‏رفتم چادر خواهر کوچکم را انداختم سرم و رفتم پیش آقاجانم… ادامه مطلب

لایحه ای که امام را به شدت عصبانی کرد یادداشتی است که داود رضایی نوشته و نظر امام درباره انتقاد از عملکرد دولت چه بود؟ به بیان دیدگاه های بنیانگذار جمهوری اسلامی در این زمینه پرداخته است.
نویسنده تحقیق بررسی مبانی فقهی و حقوقی فتوای حضرت امام خمینی(س) مبنی بر جواز تغییر جنسیت پس از گذر از کلیات که در برگیرنده مسائلی مانند بیان مسأله، ضرورت و اهمیت آن و پیشینه موضوع می باشد به موضوع شناسی مسأله تغییر جنسیت و مسائل مربوط به هویت جنسی و اختلالات آن نیز پرداخته شده است. در بخش حقوقی نیز رویه قضایی کشورها از این نظر مورد پژوهش قرار گرفته است… ادامه مطلب
پرسشی پیرامون کارهایی که در حال احرام حج یا عمره، “فقط بر زنان” و یا “فقط بر مردها” حرام است و کارهایی که ترک آنها هم بر زنان و هم بر مردان حرام است و پاسخ پرسش هایی دیگری نظیر نیت احرام حج عمره، کیفیت و ترتیب اعمال حج تمتع و آداب و آئین احرام بستن نیز در سرویس استفتائات آمده است.
نگاهی اسلامی به حقیقت یوگا و مدیتیشن و چاگراها نیز مطلبی است که در سرویس پرسش و پاسخ این پرتال درج شده است.
گفتگو با بازیگر نقش امام خمینی در سریال معمای شاه، توسعه رشته های مرتبط با اندیشه های امام خمینی(س) در واحد لبنان دانشگاه آزاد اسلامی، و وقایع نگار هجرت ها و تبعیدهای امام خمینی در مهرماه با هشت عنوان مطلب و معرفی چندین مقاله و کتاب و عکس و فیلم سایر مطالب این سامانه هستند.


+ نوشته شده درجمعه نوزدهم مهر 1392ساعت 22:6توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             آیا پذیرش قطعنامه 598 به امام خمینی تحمیل شد

 در بخش نخست این نوشتار به بررسی علل و انگیزه های انتشار پاورقی های «راز قطعنامه» در مهر ماه سال 91 در یکی از روزنامه های کشور و انتشار  مجدد آن به صورت کتاب، در آستانه انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری پرداختیم.

در این بخش تقریباً به طور مفصل اما نه به حوصله سیصد صفحه کتاب و تنها به استناد فرمایشات امام راحلمان و مقام معظم رهبری در تایید اقدام پذیرش قطعنامه سخن خواهیم گفت و تلخی پذیرش قطعنامه را تنها به کام امام و مریدمان نمی‏دانیم، بلکه این کام تلخ را ملتی که هشت سال جنگ تحمیلی را تجربه کرده بودند، آزار داد. اما نتایج و ثمره آن فداکاری ، ظفر و پیروزی و شهد شیرین عظمت و افتخار برای انقلاب اسلامی ایران بود که با صبر امام و امت به ارمغان آمد.

لازم به ذکر است از انجا که نگارنده این مقاله احتمال می‏دهد کلام و فرمایشات امام راحلمان و خلف ایشان رهبر فرزانه انقلاب به عنوان حجت و فصل الخطاب نویسنده کتاب «راز قطعنامه» و متولیان روزنامه کیهان است، در این مقاله تنها به سخنان و فرمایشات و پیام‏ های امام و رهبر معظم انقلاب اکتفا نموده و با توجه به حوصله اندک مقاله از ذکر سخنان و گفته‏ های سایر شخصیت‏ها و نخبگان سیاسی و نظامی کشور در خصوص چرایی پذیرش قطعنامه خودداری نموده است و از سویی نگارنده معتقد است با یک بررسی اجمالی می‏توان به استناد و ناگفته‏ های بسیاری از این عزیزان در تایید چرایی پذیرش قطعنامه، رسید و مجموعه‏ ایی گرانبها را تهیه و به زینت طبع آراسته نمود و امیدواریم نویسنده کتاب «راز قطعنامه» در جلد دوم کتاب خود با همین رویکرد اقدام نماید تا زیر بار امانتی که خداوند از علما گرفته است سربلند بیرون بیایند.

نویسنده محترم ضمن اینکه در کتاب خود چند اشتباه بزرگ در خصوص جنگ دارد که از حول کشف یک مسئله مبهم، این اشتباهات خود را نادیده گرفته است و در ورطه اشتباهات بزرگتری افتاده‏ اند، تناقضاتی هم در جمع‏ آوری مطالب خود دارند. به طور مثال ایشان در جایی مدعی می‏ شوند علی رغم ادعای سران وقت، مردم به جبهه می‏ رفتند و جایی دیگر مدعی می‏ شوند دولت وقت در کار جبهه کار شکنی می‏ کرد (ص۱۱۴) سئوال این است اگر بیش از یک میلیون نیروی بسیجی (ص۶۸) در جبهه بوده‏ اند و دولت وقت هم حمایتی از این یک میلیون بسیجی نداشته است؛ ایشان توضیح بفرمایند این یک میلیون بسیجی چطور در جبهه ارتزاق کرده و با صدامیان با کدام لجستیک و حمایت می‏ جنگیده‏ اند؟

1- عمر و مبارزات حضرت امام از ایشان شخصیتی ساخته بود تا اینکه به حجت شرعی نمی‏ رسیدند حرفی را نمی‏ زدند یا کاری را انجام نمی‏ دادند. این‏ که گفته شود قطعنامه را به ایشان تحمیل کردند یعنی پایمال کردن خون هزاران شهید و مجروح و جانباز و این یعنی حضرت امام پا روی حجت شرعی گذاشته‏ اند. اگر امام (ره) علی رغم میلشان، به حجت شرعی رسیده بودند که قطعنامه را بپذیرند؛ پس چه باک که ما مامور به خدمت و انجام وظیفه هستیم نه مامور به نتیجه. و این دیگر اینقدر بالا و پایین پریدن ندارد. و اگر امام به حجت شرعی نرسیده بودند و زیر بار فشار اطرافیان قطعنامه را پذیرفتند (نعوذ باالله) چه چیز باعث شد تا یکسال بعد که ایشان در قید حیات بودند از این موضوع سخنی به میان نیاورند و آن را با مردم در میان نگذارند و یا خاطیان را تنبیه نکنند؟ همه خوب می‏ دانیم در یکسال بعد حتی قائم مقام خود را برای حفظ مصالح انقلاب عزل کردند و پس چرا در این مورد سکوت کردند. جناب نویسنده محترم اگر شما سکوت امام در خصوص نامه اقای ری شهری که تقریبا یکماه بعد از قبولی قطعنامه نوشته شده است را ملاک قرار داده اید چرا این پیام امام را شاخص خود قرار نداده‏ اید، پیامی که چهار ماه بعد از قبول قطعنامه به مناسبت سازندگی صادر نمودند که دست‏هایی درصدد هستند مسئولین رده بالای کشورمان را وابسته و عدول کرده از مواضع گذشته معرفی کنند تا با این کار اعتماد مردم را به نظام سست کنند و همچنین امام در ادامه گفته‏ اند شخصاً بر سیاست داخلی و خارجی نظام اشراف داشته و نخواهند گذاشت انقلاب به انحراف برود. نویسنده محترم فکر نمی کرده‏ اند امروز هم همان دست‏ ها از آستین خودی‏ ها بیرون بیاید. آیا این احتمال شدنی نیست؟

2- خوب است نویسنده محترم به این نظر حضرت امام که بعد از پذیرش قطعنامه فرموده اند توجه می کردند و آب به آسیاب دشمن نمی‏ ریختند: « و من از باب وظیفه به مردم و فرزندان پرشور انقلاب می‌گویم که مبادا بدون در نظر گرفتن محذورات سیاسی و شرایط بسیار پیچیده و حساس کشور به طرح سؤالها و اشکالاتی روی آورید که بازگو کردن و تحلیل واقعی قضایا توسط مسئولین دلسوز نظام باعث کشف اسرار مملکت شده و برای نظام مسئله آفرین گردد و نه تنها گره‌ای را باز نکند که بر مشکلات مملکت نیز بیفزاید.من سیاست داخلی و خارجی کشور را به دقت ملاحظه می‌کنم و تا زنده‌ام نخواهم گذاشت مسیر سیاست واقعی ما عوض شود و مسئولین نیز چیزی غیر از این نمی‌خواهند و انتظاری غیر از این از آنان نمی‌رود. » صحیفه امام خمینی جلد ۲۱ - صفحه ۱۵۶ - ۱۱ مهر ۱۳۶۷


ادامه مطلب
+ نوشته شده درجمعه پنجم مهر 1392ساعت 22:52توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             گزیده بیانات امام خمینی (ره) درباره دفاع مقدس

دفاع مقدس پیروی از اولیاء اسلام

 

وفاداری به جمهوری اسلامی

آخرین سخنم در اینجا با شما اینکه، به جمهورى اسلامى که ثمره خون پدرانتان است، تا پاى جان وفادار بمانید و با آمادگى خود و صدور انقلاب و ابلاغ پیام خون شهیدان، زمینه را براى قیام منجى عالم و خاتم الاوصیاء ومتع الاولیاء، حضرت بقیةالله روحى فدا، فراهم سازید.
صحیفه امام ج ۲۰ص ۳۸

 

نقشه دشمن
اگر اسرائیل نقشهٔ تسخیر از نیل تا فرات را دنبال می‌کند، صدام هم از تهاجم خود به این کشور اسلامی نقشهٔ سیادت خود بر اعراب و منطقه و ژاندارمی خلیج فارس را تعقیب می‌نمود.
صحیفه امام ج ۲۰ ص۱۰

جـنـگ حق و باطل
 تنها در جنگ بود که صنایع نظامى ما از رشد آن چنانى برخوردار شد و از همه این‌ها مهم‌تر استمرار روح اسلام انقلابى در پرتو جنگ تحقق یافت.
هـمـه ایـنـهـا از بـرکـت خـون هـاى پـاک شـهـداى عـزیـز هـشـت سـال نـبـرد بـود، هـمـه ایـنـهـا از تـلاش مـادران و پـدران و مـردم عـزیـز ایـران در ده سـال مـبـارزه بـا آمـریـکـا و غـرب و شـوروى و شـرق نـشـات گـرفـت.
جـنـگ مـا جـنـگ حق و باطل بود و تمام شدنى نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و ایـن جـنـگ از آدم تـا خـتـم زنـدگـى وجـود دارد.
چـه کـوتـه نـظـرنـد آنـهـایـى کـه خیال مى کنند چون ما در جبهه به آرمان نهایى نرسیده‌ایم، پس شهادت و رشادت و ایثار و از خود گذشتگى و صلابت بى فایده است! در حالى که صداى اسلام خواهى آفریقا از جنگ هشت ساله ماست، عـلاقـه بـه اسـلام شـنـاسـى مـردم در آمـریـکـا و اروپـا و آسـیـا و آفـریـقـا یـعـنـى در کل جهان از جنگ هشت ساله ماست.
من در اینجا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان بـه خـاطـر تـحـلیـل هاى غلط این روز‌ها رسما معذرت مى خواهم و از خداوند مى خواهم مرا در کـنـار شـهداى جنگ تحمیلى بپذیرد. ما در جنگ براى یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خـود نـیـسـتـیم.
 راستى مگر فراموش کرده‌ایم که ما براى اداى تکلیف جنگیده‌ایم و نتیجه فـرع آن بـوده اسـت. مـلت مـا تـا آن روز کـه احـسـاس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد به وظیفه خود عمل نمود. و خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید ننمودند، آن ساعتى هـم کـه مـصـلحـت بـقـاى انـقلاب را در قبول قطعنامه دید و گردن نهاد، باز به وظیفه خود عـمـل کـرده اسـت! آیـا از ایـن کـه بـه وظیفه خود عمل کرده است نگران باشد؟
پیام امام خمیـنى خطاب بـه مراجع اسلام، روحانیون سراسر کشور (منشور روحانیت) تاریخ: ۴/۱۲/۶۷، صحیفه امام، ج۲۱

بسیج جهانى مسلمین
ما براى حفظ موجودیت اسلام در جهان تنها از خود دفاع کرده ایم. و این ملت مظلوم ایران است که همواره مورد حمله جهانخواران بوده است؛ و استکبار از همه کمینگاههاى سیاسى و نظامى و فرهنگى و اقتصادى خود به ما حمله کرده است.
 انقلاب اسلامى ما تاکنون کمینگاه شیطان و دام صیادان را به ملت‌ها نشان داده است.
 جهانخواران و سرمایه داران و وابستگان آنان توقع دارند که ما شکسته شدن نونهالان و به چاه افتادن مظلومان را نظاره کنیم و هشدار ندهیم.
و حال آنکه این وظیفه اولیه ما و انقلاب اسلامى ماست که در سراسر جهان صلا زنیم که اى خواب رفتگان! اى غفلت زدگان! بیدار شوید و به اطراف خود نگاه کنید که در کنار لانه هاى گرگ منزل گرفته اید. برخیزید که اینجا جاى خواب نیست! و نیز فریاد کشیم سریعاً قیام کنید که جهان ایمن از صیاد نیست! امریکا و شوروى در کمین نشسته اند، و تا نابودى کاملتان از شما دست بر نخواهند داشت.
راستى اگر بسیج جهانى مسلمین تشکیل شده بود، کسى جرأت اینهمه جسارت و شرارت را با فرزندان معنوى رسول اللَّه- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- داشت؟
امروز یکى از افتخارات بزرگ ملت ما این است که در برابر بزرگ‌ترین نمایش قدرت و آرایش ناوهاى جنگى امریکا و اروپا در خلیج فارس صف آرایى نمود.
 و اینجانب به نظامهاى امریکایى و اروپایى اخطار مى کنم که تا دیر نشده و در باتلاق مرگ فرونرفته اید، از خلیج فارس بیرون روید. و همیشه اینگونه نیست که هواپیماهاى مسافربرى ما توسط ناوهاى جنگى شما سرنگون شود؛ که ممکن است فرزندان انقلاب ناوهاى جنگى شما را به قعر آبهاى خلیج فارس بفرستند.
به دولت‌ها و حکومتهاى منطقه، خصوصاً به عربستان و کویت مى گویم که همه شما در ماجراجویی‌ها و جنایاتى که امریکا مى آفریند شریک جرم خواهید بود. و ما تا به حال ازاینکه همه منطقه در کام آتش و خون و بى ثباتى کامل غوطه ور نشود، دست به عملى نزده ایم. ولى حرکات جنون آمیز ریگان مطمئناً حوادث غیرمنتظره و عواقب خطرناکى را بر همه تحمیل مى کند. شما اطمینان داشته باشید که در این برگ جدید بازنده اید.
خودتان و کشور و مردم اسلامى را در برابر امریکا اینقدر ذلیل و ناتوان نکنید. اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید.
پیام [به ملت ایران در سالگرد کشتار خونین مکه (قبول قطعنامه ۵۹۸)]، صحیفه امام، ج۲۱

 

ویژگی دفاع مقدس
مسئله، مسئله معنوی است، مسئله، مسئله‌ای نیست که ما می‌خواهیم فقط جنگ بکنیم یا می‌خواهیم دفاع بکنیم. ما دفاع مقدس می‌خواهیم بکنیم؛ یعنی ما می‌خواهیم از آبروی اسلام، از آبروی کشور اسلامی دفاع بکنیم؛ این یک دفاعی است که عقل و اسلام هر دو با آن موافقند، همه می‌گویند که باید دفاع کرد.
صحیفه امام ج ۱۹ص ۴۵۷

 

دفاع مقدس پیروی از اولیاء اسلام
ملت بزرگ ایران به پیروی از اولیای عظیم الشأن اسلام، این دفاع مقدس را آغاز نموده و در انجام آن و رسیدن به هدفهای‌ اعلای قرآنی جان و مال را داوطلبانه فدا کرده و آنچه وظیفه الهی بوده به‌طور شایسته انجام داده است و بحمدالله تعالی قدمهای بزرگی در راه شناساندن اسلام الهی و محمدی – صلی الله علیه و آله و سلم – برداشته است. گرچه وجودهای عزیز و ارزشمندی را از دست داده است، لکن ارزشهای بالا‌تر و والاتری به دست آورده و آن رضای خداوند متعال است و چه چیز می‌تواند از آن بالا‌تر باشد.
صحیفه امام ج ۱۹ص ۴۹۷

 

برکات معنویت
از آنجا که من بین خودم و شما فاصله‌ای نمی‌بینم و سخن دل شما و همه عاشقان انقلاب اسلامی را پیش از اینکه به کاغذ و قلم کشیده شود درک می‌نمایم، تصور می‌کنم که شما به خاطر آن غرور مقدس و آن روح پرحماسه‌ای که سال‌ها در می‌دانهای نبرد و در هنگامه آتش و خون و از دل صخره‌های صعب مشکلات در فضای سرد و گرم حوادث آبدیده شده است و همه ذرات وجودتان با شجاعت و بیقراری عجین گردیده، از سکون و آرامش رنج ببرید و دلتان در‌‌ همان حال و هوای خیمه جنگ بتپد، و چه بسا از خود بپرسید که در شرایط صلح چه نیازی به وجودِ ما است که این هم از برکات معنویت و تحول در کشور ما است که پس از هشت سال دفاع مقدس خود احساس خستگی نمی‌کنید.
صحیفه امام ج ۲۱ص ۱۳۴

 

امدادالهی
پس از سال‌ها دفاع مقدس، یاری دین خدا صورت دیگری به خود گرفته است. آمادگی جنگی ضرورت بیشتری یافته است. و دشمنان خدا و خلق خدا آنی غافل نیستند، و در کمین نشسته‌اند تا آنچه را خدایی است نابود کنند.
صحیفه امام ج ۲۱ص ۱۴۷

 

ایستادگی درمقابل دشمنان
اما مهم‌تر از همه این‌ها حماسه هشت سال دفاع مقدس و مظلومانه ارتش و سپاه و نیروهای انتظامی و مردمی است که در حقیقت در برابر همه جهانخواران ایستادند و متجاوزینی که به خود وعده فتح سه روزه خوزستان و سقوط تهران را داده بودند به باتلاق مرگ و هلاکت فرستاد.
صحیفه امام ج ۲۱ص ۳۵۶

 

ادامه داشتن مبارزه
نکته دیگری که باید به ملت عزیز و مسئولین محترم و رزمندگان سلحشورمان تذکر دهم این است که با وجود اینکه در تمامی جبهه‌های نبرد پیروزی و برتری با شماست و خواب راحت از چشم عفلقیان گرفته شده، ولی این پایان راه دفاع مقدس از کشور اسلامی و دفع تجاوز نیست.
صحیفه امام ج ۲۰ص ۳۲

 

جدیت در دفاع
بر همه ما، بر همه شما به مقداری که قدرت داشته باشیم، به مقداری که توانایی داشته باشیم واجب است که جدیت کنیم در اینکه این دفاع مقدس را ما به‌طور شایسته عمل بکنیم.
صحیفه امام ج ۲۰ص ۸۰

 

دعابرای تلاشگران عرصه دفاع مقدس
خداوندا، به ملت ما و رزمندگان لشکر اسلام و به مسئولین و فرماندهان که با دقت و نظم وسعه صدر و جلب رضایت حق به برنامه ریزی و هدایت امر جنگ مشغول‌اند و به رزمندگان با اخلاص و با ایمان، از نیروهای زمینی، هوایی و دریایی ارتش و سپاه و جنگاوران بسیج که اسلام و انقلاب و میهن اسلامی خود را بیمه کرده‌اند و دست تجاوزگران را شکسته‌اند، و به روحانیون عزیزی که حوزه علم را به مکتب عشق مبدل ساخته و پیشاپیش ارتش اسلام سینه‌ها را سپر کرده‌اند، و به جهادگران بی‌سنگری که در سخت‌ترین شرایط به پاسداری از حریم رزمندگان و تحکیم مواضع بیقرار آنان همت گمارده و با ایثار و فداکاریْ جانِ عزیزانمان را در سنگر و مواضع دفاعی حفظ کرده‌اند، و به امدادگران و طبیبانی که از خانه‌های امن خود به جبهه می‌روند و پا به پای خطشکنان به‌ نجات مصدومین و مجروحین همت می‌گمارند و یا ابدان مطهر شهیدان را حمل می‌کنند و به دانشگاهیان و دانشجویان و متخصصین از ارگان‌ها و وزارتخانه‌ها که در امور مختلف یار و مددکار ارتش اسلامند، و به فیلمبرداران و خبرنگارانی که در خطوط مقدم جبهه‌ها حماسه‌های بی‌نظیر و جلوه‌های ملکوتی جنود خدا را به نمایش می‌گذارند و ملت ایران و مردم جهان را در عصر حاضر و آیندگان را به فرهنگ دفاع مقدس خود و تاریخ انقلاب آشنا می‌سازند، و به همه پشتیبانان و مراکز پشتیبانی از جبهه، از کشاورزان در گوشه‌های دهات که از ثمرات رنج خود می‌گذرند گرفته تا کارگران و مردم شهر‌ها و بخش‌ها و اقشار گوناگون بازاری و اداری و غیره که با جان و مال و قول و فعل خود رزمندگان را حمایت و دلگرم می‌کنند، نصرت و برکت و پیروزی و شرافت و عزت دنیا و آخرت کرامت فرما.
صحیفه امام ج ۲۰ص ۲۰۱

 

آمادگی مردم برای شرکت در دفاع مقدس
شورایعالی پشتیبانی با غور و بررسی کامل طی جلسات متعدد، پس از تشکیل سمیناری مرکب از جمع کثیری از علمای اعلام و ائمه محترم جمعه ومسئولین دولتی ونهادهای انقلابی، و با توجه به آمادگی مشتاقانه مردم برای شرکت در دفاع مقدس، به این نتیجه رسیده است که برای تهیه عده و عُده‌های لازم جهت یک سلسله عملیات متوالی و مؤثر در سراسر خطوط تماس و تدارک تجهیزات ضروری برای این مقطع حساس، لازم است از امکانات کشور بیش از گذشته استفاده شود.
صحیفه امام ج ۲۰ص ۴۱۴

 

ادامه مبارزه
رزمندگان عزیز و دلاور ما اعم از ارتش و سپاه و بسیج با تکیه بر ایمان و سلاح و امید به نصرت حق و با حمایت بی‌شائبه مردم، به نبرد و دفاع مقدس خود ادامه دهند و عزم‌ها را جزم کنند و بر دشمن زبون بتازند و با همت خود افتخار نصرت و پیروزی را به ارمغان آورند که سرنوشت جنگ در جبهه‌ها رقم می‌خورد، نه در میدان مذاکره‌ها. و به یاری خداوند و دعای خیر حضرت بقیة الله – ارواحنا فداه – حرف آخرمان را با صدامیان و جهانخواران در صحنه حماسه جهاد و شهادت می‌زنیم و از خداوند نیز صبر و مدد می‌طلبیم. خداوند یار و ناصر مجاهدان و رزمندگان ما باد.
صحیفه امام ج ۲۱ص ۵۳

 

تادیب تجاوزگر
به حکم اسلام از تجاوز به حقوق و حدود خود دفاع کرده و تجاوزگر را تأدیب نمایند و در این صورت است که هیچ قدرتی به فضل خداوند متعال نمی‌تواند آنان را از این دفاع مقدس بازدارد. و به دولت‌ها نصیحت می‌کنم که دست از کینه توزی و زورآزمایی بردارند، و با دولت و ملت ایران دست برادری دهند تا اسرائیل غاصب را از کشورهای اسلامی و زمینهای مغصوب بیرون رانند. و نژادپرستی و زبان سالاری را، که در اسلام محکوم و مردود است، کنار زنند، تا سعادت دارین را در آغوش گیرند و هیچ قدرتی نتواند با آنان مقابله کند.
صحیفه امام ج ۱۶ص ۴۷


+ نوشته شده دردوشنبه یکم مهر 1392ساعت 23:3توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             گفت‌وگو با تنها معلمی که امام خمینی(ره) به کلاس او رفت + تصاویر

گفت‌وگو با تنها معلمی که امام خمینی(ره) به کلاس او رفت + تصاویر

مدرسه دوازده کلاسه بود ویک سالنی داشت که کلاس ها در آن قرار می گرفت. تنها کلاس من دارای دو در بود و یک در به سالن و در دیگر به حیاط مدرسه باز می شد.همه ی ما سرکلاس بودیم و من هر دو در کلاس را باز گذاشته بودم که اگر احتمالا امام خواستند به کلاس بنده تشریف بیاورند، مشکلی نباشد.

  به نقل از شیرازه، آنچه در ادامه می آید حرف های معلمی است که افتخار دارد امام خمینی(ره) را برای دقایقی در کلاس درس خود و در کنار دانش آموزانش زیارت کند. زکریا انصاری» که اصالتاً اهل داراب فارس است، از خاطرات آن روزش با امام امت گفته است:

ابتدا از خودتان بگویید تا شما را بیشتر بشناسیم.
من زکریا انصاری متولد سال 1328 هستم. سال‌هاست در قم سکونت دارم. ولی زادگاهم داراب است. در تاریخ 26 مهرماه سال 1351 در زادگاهم به استخدام آموزش پروزش درآمدم. چون خانواده ام مذهبی بودند و تعدادی از بستگان ما در حوزه‌ی علمیه‌ قم تحصیل می کردند، تقاضا کردم از داراب به قم منتقل شوم. این تقاضا مورد موافقت قرار گرفت و از سال 1353 به قم آمدم. از آن سال، تا سالی که امام به مدرسه‌ی فیض تشریف آوردند، در همان جا تدریس می کردم.

 

 

مدرسهء فیض در کدام منطقهء قم واقع شده است؟
آن زمان قم فقط یک آموزش پرورش داشت. بحث ادارهء کل و ادارهء مرکزی مطرح نبود .مدرسهء فیضیه در یکی از مناطق محروم ومستضعف نشین شهر قرار داشت وبچه های پابرهنه در آنجا درس می خواندند. وقتی ابلاغ خدمت در مدرسه فیض را به من دادند نمی دانستم کجا باید بروم. چون از شهرستان آمده بودم، مناطق قم را درست نمی شناختم .آن زمان کسی هم راهنمایی نمی کرد. فقط ابلاغ را می دادند و می گفتند برو خودت را به آن مدرسه معرفی کن. من هم بعد از کلی پرس وجو،به خیابان چهارمردان پایین تر از چهارراه سجادیه رفتم. کنار قنادی کامران کوچه ای بود که مدرسه‌ی فیض آنجا قرار داشت، مدرسه ای مخروبه که الان بازسازی شده است.

چند سال در آن مدرسه کار کردید ؟
از سال 1353آنجا تدریس کردم و در پایه های اول و پنجم درس دادم.در آن مدرسه دو شیفت کار میکردم .اواخر سال 1358 مدیر شدم و از مدرسه به جای دیگری نرفتم.

 

تا امروز چه مدت تدریس کردید و چند سال است که کار اداری انجام می دهید؟
از سال 1351 که استخدام شدم تا سال 1358،که مدیر مدرسه شدم،تدریس کردم .وقتی هم که مدیر مدرسه شدم، سه شیفت مدرسه را اداره می کردم. با جهاد سازندگی در کار مدرسه سازی همکاری می کردم .حدود دو سال هم راهنمای روستاها بودم. بعد هم مسئول آموزش ابتدایی شدم و امروز هم در سمت مسئول آموزش پرورش ابتدایی ناحیهء یک قم در خدمت شما هستم.

 

چند سال سابقه کار دارید؟
مهر ماه، سی سال من پر می شود.

 

اجازه بدهید دربارهء آن روز تاریخی صحبت کنیم وخودتان بفرمایید چطور شد حضرت امام به مدرسه و کلاس شما آمدند؟
روز اول مهر ماه سال 1358،وقتی از منزل به مدرسه آمدم،دیدم همکارانم درباره‌ی احتمال حضور امام در مدرسه ما صحبت می کنند. شایع شده بود که امام می خواهند به مدرسه ما بیایند وبا بچه ها صحبت کنند. بعد پیگیر قضیه شدیم و فهمیدیم که احتمالا امام تشریف می آورند،چون مدرسه ما در یک منطقه محروم بود. بعدا متوجه شدیم که امام قبل ازآمدنشان سوال کرده بودند که کدام یک از مدارس در منطقه محروم است و این مدرسه را انتخاب کرده بودند.

به هر حال از مدیر تا خدمتگذار، همه بسیج شدند و مدرسه را آماده کردند.مردم هم که متوجه موضوع شده بودند،آنجا اجتماع کردند. مدرسه دوازده کلاسه بود ویک سالنی داشت که کلاس ها در آن قرار می گرفت. تنها کلاس من دارای دو در بود و یک در به سالن و در دیگر به حیاط مدرسه باز می شد.همه ی ما سرکلاس بودیم و من هر دو در کلاس را باز گذاشته بودم که اگر احتمالا امام خواستند به کلاس بنده تشریف بیاورند،مشکلی نباشد، همان طور که سر کلاس ایستاده بودم ،یک دفعه دیدم حضرت امام مثل نوری که وارد کلاس شده باشد،پا به کلاس من گذاشتند.آن لحظه ها و حالات فراموش نشدنی است.نمی دانم چگونه آن لحظه ها را برای شما توصیف کنم. وقتی امام وارد کلاس شدند،از من پرسیدن اینجا کلاس چندم است؟ خدمت ایشان عرض کردم که اینجا کلاس اول است. بعد امام دربارهء وضعیت درسی بچه های آن مدرسه و منطقه پرسیدند.دوباره خدمت ایشان عرض کردم با اینکه اینجا یک منطقهء مستضعف نشین است،وضع درسی وتحصیلی بچه ها نسبتا خوب است.درست در همین لحظه ها بود که همکاران، دانش آموزان ومردم یکباره وارد کلاس شدند. امام چند دقیقه کنار بچه ها بودند و بعد از در دیگر کلاس،که به سالن مدرسه باز می شد،بیرون رفتند و جلو سالن شروع به سخنرانی کردند.
 

یادتان هست امام چه مدتی در کلاس شما بودند؟
فکر می کنم بین 5 تا 10 دقیقه در کلاس ما حضور داشتند.

 

چه وقتی برای شما محرز شد که امام به مدرسه شما تشریف می آورند؟
ساعت از هشت صبح گذشته بود که این موضوع برای ما قطعی شد. زمانی که امام تشریف آوردند،همه ی معلمان و دانش آموزان سر کلاس بودند.

فکر می کردید حضرت امام وارد کلاس شما بشود؟
امیدوار بودم . به همین دلیل هر دو در را باز گذاشتم.
 

 

به دانش آموزان خودتان گفته بودید که امام به آن مدرسه می آید ؟
بله،بچه ها هم با شور وشوق عجیبی منتظر آمدن امام بودند.

 

یادتان هست چندتا شاگرد داشتید ؟
حدود 30 تا 35 تا شاگرد داشتم.

 

آیا والدین دانش آموزان هم آن روز آمده بودند ؟
بله،تقریبا همه ی اهالی محل آنجا بودند.جوان ها از دیوار بالا آمدند و سرانجام کار به جایی رسید که در مدرسه را باز گذاشتند.

 

عکسی را که پشت جلد مجله رشد چاپ شده است،اولین بار کجا دیدید و از دیدن آن چه احساسی به شما دست داد؟
عکس های گوناگونی از صحنه های ورود امام به کلاس و مدرسه گرفته شد.بسیاری از دوستان این عکس ها را به من داده بودند. اما عکسی را که شما به آن اشاره می کنید، اولین بار در کتاب فارسی پنجم دیدم. آن لحظه ها برای من فراموش نشدنی است. من عطری از وجود امام استشمام کردم که تا این لحظه از عمرم چنان عطری استشمام نکرده ام.

 

پیش از آنکه امام وارد مدرسهء شما بشود،چه حرف و صحبتی میان همکاران شما مطرح بود ؟
از همان لحظه ای که اعلام شد امام به این مدرسه تشریف می آورند،همه همکاران یکپارچه شور و شوق بودند،هیچ حرف و صحبت خاصی نبود و همه منتظر ورود امام بودند،هیجان خاصی بر مدرسه حاکم بود. باورمان نمی شداز میان این همه مدرسه امام مدرسه ما را برای باز دید انتخاب کرده باشند.

با توجه به اینکه میدانستید امام به مدرسه می آیند،چرا سر کلاس ها رفتید و در حیاط اجتماع نکردید ؟
این نظر مدیر مدرسه بود.احتمالا ایشان می خواستند نشان بدهند که مدرسه در حالت عادی است و بچه ها با نظم و ترتیب خاصی سر کلاس ها حضور دارند.
 

 

یادتان هست امام در آن فاصله زمانی کوتاه ،که به کلاس شما آمدند، چه صحبت هایی کردند ؟
در چند دقیقه اول فقط امام، بنده و بچه ها در کلاس بودیم. حتی محافظان هم نبودند. من مقابل امام ایستاده بودم. تنها چیزهایی که یادم هست یکی این بود که اینجا کلاس چندم است و دیگر آنکه وضعیت درس و تحصیل بچه ها چطور است ؟

 

امام بعد از کلاس شما کجا رفتند ؟
فقط از کلاس ما باز دید کردند. بعد هم به سالن مدرسه رفتند و آنجا صندلی آوردند و امام نشستند. دانش آموزان، معلمان و مردم داخل سالن اجتماع کردند و امام به سخنرانی پرداختند.

 

از صحبت های امام چیزی یادتان هست؟
جزئیات سخنرانی یادم نیست. ولی می دانم خطاب ایشان به دانش آموزان بود.

 

اولین بار خودتان امام را چه زمانی دیدید؟
زمانی که میخواستند از فرانسه به فرودگاه مهرآباد بیایند،من و جمعی از دوستانم ساعت یازده شب به بهشت زهرا رفتیم.اولین بار امام را هنگام سخنرانی کنار مزار شهیدان در بهشت زهرا دیدم.

 

چقدر با امام فاصله داشتید؟
فاصله ام خیلی زیاد بود. امام را به درستی نمی دیدم.

 

بعد از آن ایشان را چند بار دیدید؟
وقتی امام به قم تشریف آوردند،اغلب روزها در مدرسه فیضیه با مردم ملاقات داشتند. من سعی میکردم هر روز به مدرسه فیضیه بروم و امام را ببینم.غیر از آن هم هر وقت امام ملاقات داشتند،به دیدن ایشان میرفتم.

 

غیر از زمانی که امام به کلاس شما آمدند،آیا هیچ وقت در ملاقات ها،از فاصله نزدیک امام را می دیدید؟
من اغلب در وسط جمعیت بودم ،هیچ وقت در فاصله نزدیک نبودم.

 

لحظه ای که در کلاس چشم شما به امام افتاد چه احساسی پیدا کردید ؟
اصلا باور نمیکردم.بهترین لحظات زندگی من همان لحظه هایی بود که در کنار امام بودم.

 

بعد از رفتن امام از مدرسه،همکاران و دانش آموزان چه صحبتی می کردند.عکس العمل آن ها از حضور امام در مدرسه چه بود؟
دست اندر کاران مدرسه خوشحال بودند و افتخارشان این بود که امام به مدرسه آن ها آمده است. بیشتر صحبت ها بر این محور بود که امام به فکر مستضعفان و پابرهنه ها هستند.


+ نوشته شده دریکشنبه سی و یکم شهریور 1392ساعت 23:22توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             علم امام خمينی(ره)؛ مظهر كرامت حضرت معصومه(س) به اهل قم

 حضرت معصومه(س) همواره بركات فراوانی را برای اهل قم و ايرانيان داشته است و مراجع و بزرگان همواره به اين بانوی با‌كرامت توسل جسته‎اند و پرورش امام خمينی(ره) به‌عنوان رهبر انقلاب اسلامی ايران، در سايه اين بانوی بزرگوار در قم، ملاك توجهات و كرم ايشان است.
http://fajreaftab.blogfa.com/

حجت‎الاسلام محمدعلی شهبازی، مسئول آموزش واحد خردسالان فرهنگسرای قرآن و عترت زنجان در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بين‎المللی قرآن(ايكنا) شعبه زنجان، درخصوص مقام حضرت معصومه(س) بين مسلمانان، گفت: درخصوص شأن و منزلت اين بزرگ بانوی دو عالم همين بس كه در روايات اسلامی آمده است: هر كس اين بانو را در قم زيارت كند، بهشت بر او واجب می‌شود.

وی ابراز كرد: حضرت معصومه(س) همواره بركات فراوانی را برای اهل قم و ايرانيان داشته است و مراجع و بزرگان همواره به اين بانوی بزرگوار و با‌كرامت توسل جسته و فيوضات و توفيقات بسياری از ايشان يافته‎اند و پرورش امام خمينی(ره) به‌عنوان رهبر عالم انقلاب اسلامی ايران، در سايه اين بانوی بزرگوار در قم، ملاك توجهات و كرم ايشان است.

حضرت معصومه(س)، نمونه کامل یک دختر مسلمان است

مسئول آموزش واحد خردسالان فرهنگسرای قرآن و عترت زنجان ادامه داد: علاوه بر بركات بسياری كه اين بانوی بزرگوار شامل حال مسلمانان و ايرانيان كرده است، به لحاظ دارا بودن ويژگی‎های برجسته فكری، علمی و عملی می‎تواند بهترين الگو برای دختران ايران زمين باشد.

وی درخصوص روز دختر عنوان كرد: حضرت معصومه(س) نمونه كامل عاطفه، مهربانی، احساس و كرامت است و نيز فرزند امام هفتم(ع) و خواهر امام هشتم شيعيان(ع) است و نمونه كامل يك دختر مسلمان؛ لذا روز ولادت وی به‌عنوان روز دختر نام‌گذاری شده است.

اين كارشناس مسائل مذهبی خاطرنشان كرد: دختران و بانوان جامعه بايد استعدادهای خود را كشف و شكوفا كنند و با توجه به اين‌كه در جامعه كنونی زمینه فعاليت‎های مختلف اجتماعی نيز برای آنان فراهم است، می‎توانند استعدادها و انسانيت خود را به حد مطلوب رسانده و حتی مراحل سير و سلوك را نيز طی كنند و با توجه به روايات اسلامی قابليت الگو شدن نه تنها برای دختران و زنان ديگر، بلكه برای مردان را نيز دارند.

حجت‌الاسلام شهبازی در پايان تصريح كرد: با مطالعه زندگی و سيره عملی حضرت فاطمه معصومه(س) به اين نكته پی می‌بريم كه اين بانوی با‌كرامت دارای بهترين برنامه‎ها در زندگی است و فرمايشات و ايده‎های عملی ايشان می‎تواند منبعی عظيم در كسب منابع علمی و عملی باشد.


+ نوشته شده دردوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 18:8توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             ميراث فرهنگی از آثار تاريخی ستاد اجرايی فرمان 8 ماده‌ای حضرت امام(ره) حفاظت می‌كند

قائم‌مقام و معاون ميراث فرهنگی سازمان ميراث فرهنگی كشور از توافق با ستاد اجرايی فرمان 8 ماده‌ای حضرت امام(ره) برای حفاظت از ارزش فرهنگی آثار تاريخی در اختيار اين ستاد خبر داد.

به نقل از مركز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری، مهدی حجت، قائم مقام و معاون ميراث فرهنگی سازمان ميراث فرهنگی كشور با اشاره به اظهار علاقه‌مندی ستاد اجرايی فرمان 8 ماده‌ای حضرت امام(ره) برای كمك به سازمان در كيفيت نگهداری اين آثار اظهار كرد: ما به آنها قول داديم كه به بهترين وجه از آثار مراقبت كنيم. در مورد بناها نياز داريم تا فهرستی از مجموعه بناهای تاريخی در اختيار ستاد فراهم كنيم و هيئتی را تشكيل دهيم تا در زمينه‌ كيفيت نگهداری و حفاظت از بناها، اين ستاد را راهنمايی كند.

وی اضافه كرد: در توافق با ستاد اجرايی فرمان 8 ماده‌ای حضرت امام(ره) مقرر شد تغيير مالكيت بخش مادی آثار در اختيار ستاد به غير و يا بخش خصوصی مانعی ندارد، اما سازمان ميراث فرهنگی با تمام توان از ارزش فرهنگی اين آثار و موضوع جلوگيری از تخريب و نابودی اثر دفاع خواهد كرد.

قائم‌مقام سازمان ميراث فرهنگی اظهار كرد: ستاد آمادگی مثبت دارد تا مجموعه آثار فرهنگی منقول و غيرمنقول را در يك كار كارشناسی دقيق فرهنگی قرار دهد.

حجت تأكيد كرد: در اين نشست پيشنهاد شد آثاری كه نگهداری از آنها برای ستاد با مشكل مواجه است به منظور بهره‌برداری بهتر به سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری، موزه‌ها و حتی مراكزی كه توان نگهداری از آنها را دارند منتقل شوند.

وی ابراز اميدواری كرد: كميته‌ مشترك ميان سازمان ميراث فرهنگی و ستاد اجرايی فرمان 8 ماده‌ای حضرت امام(ره) هرچه سريع‌تر فهرست اين آثار تاريخی را فراهم كند تا ما با خاطری جمع از آنها حفاظت كنيم.


قائم‌مقام سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری با اشاره به نظر معاون ستاد اجرايی فرمان امام (ره) مبنی بر نبود امكانات و متخصصان مناسب برای نگهداری از همه‌ آثار تاريخی در اختيار اين ستاد، گفت: برای حفاظت اين آثار كه دارای ارزش فرهنگی هستند و بايد مورد بهره‌برداری فرهنگی قرار گيرد، ستاد آمادگی دارد اين آثار را در موقعيتی بهتر و به‌صورت كاملا فرهنگی قرار دهد.

وی ادامه داد: تمايل عمومی ستاد فرمان امام (ره) بهره‌برداری كامل فرهنگی از آثاری است كه در اختيار آنها قرار دارد. ستاد تعداد زيادی كتاب تاريخی دارند كه ما می‌توانيم وظيفه نگهداری از آنها را برعهده بگيريم.

حجت اظهار كرد: ممكن است ستاد اجرايی فرمان حضرت امام(ره) برخی از آثارشان را به‌صورت هبه در اختيار موزه‌ها و حتی به نيابت از خود ستاد، در اختيار سازمان ميراث فرهنگی قرار دهند تا با دادن كاربری مناسب بتوان از آنها حفاظت كرد.

وی درباره‌ وضعيت انتقال مالكيت مادی آثاری كه در تملك ستاد اجرايی فرمان 8 ماده‌ای حضرت امام(ره) است توضيح داد و گفت: اين آثار را در اختيار همه قرار نمی‌دهيم و اين موضوع در نظر گرفته می‌شود كه متقاضيان چه كسانی هستند و اين آثار را برای چه می‌خواهند. در اين راستا سازمان آمادگی دارد تا مشتريان مناسب فرهنگی را برای بهره‌برداری‌های فرهنگی از اين آثار معرفی كند.

حجت همچنين در خصوص خانه «پيرنيا» گفت: به نظر من بهترين كاری كه برای خانه پيرنيا، دبيرستان ژاندارك و ملك مهدوی می‌توان انجام داد اين است كه با برداشتن يكی دو بنای اطراف اين مجموعه، آن را به يك محيط فرهنگی بسيار زيبا تبديل كنيم كه مانند جواهر در آن نقطه از شهر بدرخشد.

وی با بيان اينكه بناهای تاريخی جزء ارزشمند‌ترين مكان‌ها هستند، افزود: ميزان ارزش افزوده يك بنای تاريخی در نگهداری از آن بناست كه بايد به صورت اصولی حفظ و مرمت شود.

قائم‌مقام سازمان ميراث فرهنگی خاطر نشان كرد: البته در خصوص خانه پيرنيا نيز قصد داريم يك كميته مشترك تشكيل دهيم و در اين خصوص مسائل را بيشتر بررسی كنيم.

وی خاطر نشان كرد: ستاد اجرايی فرمان حضرت امام خمينی (ره) اصراری برای دريافت پول در اين خصوص از سازمان ميراث فرهنگی ندارد و بيشتر ارزش فرهنگی كار برايش اهميت دارد.

حجت همچنين در ادامه به وجود هزاران اثر تاريخی، تپه، محوطه و نيز بناهای فرهنگی و تاريخی در كشور اشاره كرد و افزود: ضرورتی ندارد كه دولت برای حفظ، نگهداری و مرمت اين بناها و آثار تمام آنها را خريداری كرده مالك آنها شود بلكه دولت به نمايندگی از مردم وظيفه نگهداری از اين آثار تاريخی را دارد و بايد با مشاركت مردم از اين آثار و بناها نگهداری كند.

وی با اشاره به اينكه بودجه سازمان ميراث فرهنگی نيز اجازه نمی‌دهد كه تمام اين آثار و بناها را خريداری و به مالكيت خود درآوريم، اظهار كرد: بنابراين در اين ميان مشاركت مردم اهميت ويژه‌ای دارد.


قائم مقام سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری كشور در بخش ديگری از صحبت‌های خود افزود: هر اثر يا شیء تاريخی دارای دو وجه مالكيت است، يكی مالكيت مادی كه در اختيار مالك بناست و دوم مالكيت معنوی كه متعلق به دولت و عموم مردم است و سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری به نمايندگی از عموم مردم موظف به نگهداری و پاسداری از ارزش فرهنگی آثار و بناهای تاريخی است.

وی درباره تداوم برنامه‌های اين معاونت در خصوص نگهداری از بناها و آثار تاريخی اضافه كرد: يكی ديگر از اقداماتی كه در روزهای آينده انجام می‌شود برگزاری جلسه و ملاقات با رئيس ديوان عدالت اداری در خصوص احكام صادر شده درباره برخی از آثار و بناهاست كه به زودی اين جلسه نيز برگزار خواهد شد.

معاون ميراث فرهنگی سازمان ميراث فرهنگی همچنين در خصوص ساختمان «ظهير‌الاسلام» گفت: با تعمير و مرمت اين بنای تاريخی ارزشمند می‌توان به جای تبديل اين ساختمان به يك پاركينگ آن را به يك ساختمان ارزشمند برای انجام برخی فعاليت‌های مرتبط با سازمان تأمين اجتماعی تبديل كرد.

وی به نقش خبرنگاران در حوزه حفاظت از ميراث فرهنگی اشاره كرد و افزود: من اعتقاد دارم هيچ راه‌حلی برای توسعه ميراث فرهنگی جز همكاری و مشاركت خبرنگاران وجود ندارد و معتقدم كه پيشرفت كارها در حوزه ميراث فرهنگی بدون كمك خبرنگاران غير ممكن است.

حجت خاطر نشان كرد: دغدغه‌های اهالی رسانه در خصوص ميراث فرهنگی به عنوان نماينده افكار عمومی نشان‌دهنده دغدغه آحاد مردم در اين خصوص است، بنابراين معتقدم كه پيشرفت كارها در حوزه ميراث فرهنگی تنها با افزايش همكاری سازمان ميراث فرهنگی و رسانه‌ها انجام می‌پذيرد.


+ نوشته شده دردوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 18:7توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             واکنش امام خمینی به خبر ربودن امام موسی صدر

 خانم فرشته اعرابی، نوۀ امام خمینی خاطرات خود را از شهریور ۱۳۵۷ و ربودن امام موسی صدر و واکنش امام خمینی به این مسئله بیان کرده است.


به گزارش روابط عمومی مؤسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، بخشی از مصاحبه سرکار خانم فرشته اعرابی با گروه تاریخ شفاهی مؤسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر که در آن از خاطرات خود از روزهای ربودن امام موسی صدر می‌گوید به این شرح است:

 
یادم هست قبل از ۱۷ شهریور بود. آن موقع من نجف بودم و در خانۀ امام بودم. تاریخ دقیق یادم نیست اما یادم هست که هنوز حادثه ۱۷ شهریور اتفاق نیفتاده بود. حدود ساعت هشت صبح بود. امام خمینی در نجف معمولاً بعد از صبحانه در حیاط خانه می‌نشستند و مطالعه می‌کردند و آن روز من کنارشان نشسته بودم، چون گاهی وقتی مطالعه می‌کردند، من هم کنارشان می‌نشستم.

 

حیاط‌های نجف را اگر دیده باشید، خیلی گود است. به خاطر گرمای شدید حیاط‌ها را طوری می‌سازند که گود باشد و ساختمان، اطراف حیاط است و سه قسمت حیاط را ایوانی می‌گیرد. درِ بیرونی توی ایوان در آن قسمت بالا باز می‌شد که به آن بیرونی می‌گفتند و بقیه، اندرونی بود.

 

امام مشغول مطالعه بودند و من کنارشان نشسته بودم که صدای پای حاج احمد آقا را شنیدم، نگاه کردم دیدم حالتشان طبیعی نیست و خیلی آشفته و سراسیمه و باشتاب ایوان را طی کردند و امام هم از صدای پایش متوجه شدند که این صدای پای طبیعی و معمولی نیست و سرشان را بالا آوردند. ایشان از پله‌ها پایین آمد. رسید جلو آقا و گفت «می‌گویند آقا موسی گم شده‌اند.» درست همین لفظ را به کار برند. امام یک دفعه کتابشان را زمین گذاشتند، نیم خیز شدند و گفتند: «یعنی چه؟» هر وقت از چیزی تعجب می‌کردند همین را می‌گفتند. گفتند: «یعنی چه؟»

 

 
آخر من با تصور خودم، متوجه بودم که «گم شدن» برای شخصیتی که وقتی از جایی به جای دیگر می‌رفت، چندین ماشین او را اسکورت می‌کرد، عجیب بود. در‌‌ همان مدتی که لبنان بودیم، در زمان جنگ‌های داخلی معمولاً وقتی ایشان جایی می‌رفتند، یک ماشین مسلح جلو ایشان و یک ماشین مسلح عقب ایشان بود و همه جا در کنارشان افراد مسلح حضور داشتند. چطور می‌شود که چنین چیزی؟ خلاصه، تا امام گفتند «یعنی چه؟» احمدآقا شروع کردند به توضیح دادن. گفتند که امروز صبح مطلع شدیم....

 

امام کتاب را تا کردند و از جا بلند شدند و گفتند خب، شما چه کردید؟ یعنی این خبر را که شنیدید، چه کردید. احمدآقا گفتند که من آمدم به شما اطلاع بدهم. امام گفتند که همین الان از طرف من هم به حافظ اسد هم به عرفات تلگراف بزنید و بگویید سریع مسئله را پی‌گیری کنند و به ما اطلاع بدهند.

 

ایشان با‌‌ همان عجله‌ای که آمده بود، برگشت. برگشت رفت بیرونی و حدود یک ساعت بعد، آمد. البته آن موقع دیگر آقا پایین نبودند، بالا بودند. من رفتم جلو و گفتم چی شد. گفت هنوز هیچی. یعنی فکر می‌کردیم که لابد تا نیم‌ساعت دیگر خبر می‌رسد. یک ساعت گذشته بود و من گفتم توی این یک ساعت خب حتماً معلوم شده است.

 

آن وقت ایشان توضیح داد که همچین سفری بوده و همچین ملاقاتی بوده و ایشان معلوم نیست که خلاصه چه اتفاقی برایشان افتاده و هیچ کس هنوز هیچ مسئولیتی را به عهده نگرفته است و هیچ ردپایی پیدا نشده. سؤال کردم تلگراف‌هایی که قرار بود زنید، زدید؟ گفتند بله، ولی حالا منتظر جوابیم. یعنی واقعاً تصور این بود که خب لابد تا ظهر معلوم می‌شود، تا عصر معلوم می‌شود. یعنی هر سه ساعت، چهار ساعت هی از هم می‌پرسیدیم خب چه شد؟ جواب، هیچ!
 

 
تا سر شب، آن ساعتی که آقا می‌آمدند پایین، به ایشان گفتم که من از دایی پرسیدم، تلگراف‌ها رفته و ظاهراً هیچ خبری نرسیده. گفتند بله، من هم پرسیده‌ام و گفته‌ام پی‌گیریهای دیگری هم بشود. من سؤال نکردم پی‌گیری‌های دیگر چیست.

 

فردایش هم همین‌طور... خلاصه، فاصله‌ای نشد که قضیۀ هفده شهریور پیش آمد و کشتار مردم و مسائلی که پیش آمد. مقداری این جریان، نمی‌گویم تحت‌الشعاع قرار گرفت اما بالاخره حساسیت آن مسئله زیاد بود و می‌شود گفت اخبار بیشتر حول آن مسئله بود تا این‌که یادم هست روزی دوباره در حضور خود آقا از دایی پرسیدم خب، از آن قضیه چه خبر و گفتند هنوز هیچی. یعنی طوری گفتند هیچی که من گفتم خب حتما تا مثلاً فردا معلوم می‌شود. واقعاً همه همین فکر را می‌کردند. یعنی واقعاً پیدا بود که این امید در همه هست که حالا اگر امروز نشد، فردا خبری می‌شود. اما نشد و همچنان نشده است....


+ نوشته شده دردوشنبه یازدهم شهریور 1392ساعت 3:1توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             آیت‌الله خمینی چگونه به امام خمینی ملقب شد؟

نوشتاری كه پیش روی شماست، ثمره پژوهش مفصلی است که بر روی زمینه‌های شکل‌گیری واژه «امام» برای بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، انجام شده است.


حضرت امام خمینی

با ارتحال "آیت‌الله العظمی بروجردی" در سال 1340، حوزه‌های علمیه و جامعه روحانیت ایران، بزرگ‌ترین استاد و مرجع خود را از دست می‌دهد. مرگ آیت‌الله، به آن اندازه ضربه بزرگی است، که در ذهن‌ها هم نمی‌گنجد کسی بتواند جای این شخصیت عظیم‌الشان را پر نماید. اما "آقا روح الله" یا همان "آیت‌الله خمینی"، به زودی نه تنها در قلب مردم قم و روحانیون حوزه آن شهر، که به خانه اکثریت مردم ایران نفوذ می‌نماید. همان مردی که بعدها همه مردم ایران او را با نام امام خمینی می‌شناسند. کسی که هر چند، سال‌ها را در تبعید می‌گذارند، اما فحوای کلامش، هر قلبی را آرامش می‌دهد و بالاخره در بهمن ماه 1357 او به ایران باز می‌گردد و نظام جمهوری اسلامی را پایه‌گذاری می‌نماید.

آنچه در ادامه خواهید خواند، ثمره پژوهش مفصلی است که بر روی زمینه‌های شکل‌گیری واژه «امام» برای بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، انجام شده است. هر چند که این واژه را بدون شک، مردم ایران به آیت‌الله خمینی واگذار نمودند و در سال‌های منتهی به انقلاب نیز دیگر کسی ایشان را به نام دیگری خطاب نمی‌نمود.

این گزارش، در شش مقطع تاریخی پیش از انقلاب اسلامی به این موضوع می‌پردازد و سعی خواهد نمود با توجه به اندک بودن منابع و تکراری بودن بعضی از حرف‌ها، روایت‌های تازه‌ای را به دست دهد. این مقاطع تاریخی بر اساس ترتیب سال‌های روایت، دسته‌بندی شده است. ذکر این نکته نیز الزامی است که فارغ از این بحث‌ها، هر چه باشد، امام همان امام است و بدون شک، جای داشتن در قلب مردم ایران، او را به چنین جایگاهی رسانده است.   

مقطع اول: گزارش ساواک؛ سال 1342

در بررسی اسناد و منابع تاریخ انقلاب اسلامی، اولین جایی که به طور مدون و دقیق، لفظ و عنوان امام، برای آیت‌الله خمینی به کار برده شده است، به گزارش ساواک از سخنرانی ایشان در مدرسه فیضیه، به سال 1342 باز می‌گردد. البته مأمور ویژه ساواک در این گزارش برای توصیف احترام و مقام آیت‌الله خمینی در میان مردم و احتمالاً در جهت بیان خطر ایشان! برای نظام شاهنشاهی چنین تمثیلی را به کار می‌برد. این جملات در گزارشی که ساواک از سخنرانی روز 13 خرداد 1342 (عصر عاشورا) تهیه کرده است عنوان گردید:

«موضوع: سخنرانی آیت‌الله خمینی در قم»

شماره: 831/ بخش 312

محل: قم

تاریخ حادثه: 13/3/42

منبع خبر: مأمور ویژه

... اظهار می‌داشتند در تاریخ قم چنین جمعیتی دیده نشده است. دوازده بلندگو در مسجد اعظم مدرسه فیضیه، صحن بزرگ جلوی میدان نصب کرده بودند... خمینی را مثل امام وارد کردند و تمام جمعیت آنچنان صلوات می‌فرستادند که تا دو کیلومتر صدای آن می‌رفت...»1

مقطع دوم: محمد رضا حکیمی؛ سال 1342

پایگاه اینترنتی "بنیاد تاریخ پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی" در قسمت پرسش و پاسخ خود، در پاسخ به سۆالی که «به حضرت آیت‌الله خمینی از چه زمانی لقب "امام" داده شد و نخستین بار چه کسی ایشان را با این لقب خواند؟» چنین می‌نویسد: «نخستین شخصیتی که عنوان "امام" را برای رهبر و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، به کار برد، استاد فرزانه محمدرضا حکیمی بود، که در کتاب "سرود جهش‌ها" که در سال 1342 به رشته نگارش کشید، چنین آورد: ...در این روز و روزگار، دیگر این نشان تشیع را بر کسی ندیدیم و این سخن عزیز شیعی «انتم علی احدی الحسنیین» را از کسی نشنیدیم، مگر از پیشوای شیعی‌اندیش معاصر و یادگار پیشینه‌های شیعه، امام خمینی...»2

مقطع سوم: نعمت‌الله میرزازاده؛ سال 1343

نعمت‌الله میرزازاده با تخلص «م – آزرم»، شاعری است که در سال 1343، بارها و بارها در قصیده‌ای زیبا، آیت‌الله خمینی را با عنوان امام خطاب می‌نماید. نعمت آزرم در قصیده «به نام تو سوگند» که در 48 بیت در سال 1343 سروده شده و ایشان را به این عنوان خطاب می‌نماید: 

 ای ز وطن دور ای مجاهـــد دَربند

ای دل اهل وطن به مهر تو پیوند

...

  ای ز وطن دور ای «امام خمینی»

  ای تو علی را یگانه پور همانند 3

آزرم با اینکه سال‌های زیادی را در زندان گذرانده است، اما باز هم در 10 تیرماه 1349، قصیده‌ای دیگر به نام «رهبر برگزیده» در 49 بیت می‌سراید.

آزرم در آستانه انقلاب اسلامی و در 26 دی 1357 و در همان روزی که تیتر اول روزنامه اطلاعات، حکایت از رفتن شاه از ایران دارد، در نامه‌ای نسبتاً طولانی به دست‌اندرکاران این روزنامه، شعر دیگری را به امام تقدیم می‌نماید. وی در نامه خود اشاره می‌کند دلیل آنکه این شعر را برای روزنامه اطلاعات می‌فرستد، جفایی است که در 19 دی 56، رژیم شاهنشاهی به دست اندرکان این روزنامه نموده است.

امام خمینی
مقطع چهارم: سید مهدی طباطبایی؛ سال 1350

روایت کمتر شنیده شده در این باره را حجت‌الاسلام و والمسلمین سید مهدی طباطبایی روایت می‌کند. طباطبایی از اتفاقی سخن می‌گوید که به انتخاب لقب امام برای آیت‌الله خمینی منجر شد و تاکید می‌کند كه این واژه پس از این اتفاق در دهان مردم افتاد: «زمانی که جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی بنا بود برگزار شود، حضرت امام در اواخر سال 1349 بر علیه آن سخنرانی کردند و در ایام حج، متن چاپ شده فرمایشات ایشان را آقای ناصری (امام جمعه کنونی یزد) که در آن زمان در نجف، طلبه بودند، برای توزیع به مکه آوردند. آیت‌الله منتظری هم در آن سال در مکه حضور داشتند. پس از مشورت با آقای منتظری و نظر ایشان مبنی بر پخش اطلاعیه‌ها در منا، به اتفاق آقای ناصری برای این کار آماده شدیم. در زمان پخش، مقداری از اطلاعیه‌ها لو رفت و آقای ناصری را هم گرفتند.» طباطبایی ادامه داد: «این اطلاعیه را ما به ایران آوردیم. آقای هاشمی رفسنجانی که در جریان ماجرا قرار داشت، گفتند که باید این اطلاعیه را چاپ کنیم. آقایی به نام علیرضا کبیری که در چاپخانه کار می‌کرد، شرایط را مهیا نمود و اطلاعیه‌ها توسط بنده، آقای سید محمد سعیدی (امام جمعه کنونی قم) و آقای حاج محمود آقای ابوالقاسمیِ نیک نام چاپ شد.»

حجت الاسلام طباطبایی از دغدغه‌ای هم سخن گفت که برای توزیع اطلاعیه‌ها وجود داشت و راه حل ایشان مشکل‌گشا می‌شود: «یک روز در بازار می‌رفتم و فکر می‌کردم که چه کنیم تا در زمان توزیع، گیر مأموران ساواک نیافتیم. در همین فکر بودم که در کتاب‌فروشی، جزوه کوچکی دیدم که بر روی آن نوشته شده بود: "الامام الحمیصی؛ چاپ نجف" و این کتابی بود راجع به مسائل شرعی. من پیشنهاد دادم این حمیصی را برداریم و جای آن "خمینی" بگذاریم. در پایین عنوان کتاب هم نوشته شده بود "مطبعت الآداب نجف اشرف". برای اینکه ما بتوانیم جلد بر روی اطلاعیه بچسبانیم تا کسی متوجه نشود در ایران چاپ شده و فکر کنند از نجف آمده، عنوان را عوض کردیم و شد الامام الخمینی. طباطبایی در پایان می‌گوید: «البته ما هم قصد نداشتیم امام بنویسیم، بلکه می‌خواستیم تنها این اطلاعیه چاپ شود و نگویند در ایران بوده است. بنابراین، اطلاعیه با این راه‌کار، لو نرفت. سال 50، ما این واژه را برای امام به کار بردیم و البته منکر نیستیم کس دیگری قبلاً نگفته باشد، اما اینکه در دهان مردم افتاد، قطعاً از این اطلاعیه بوده است.»

مقطع پنجم: محمد صادق اسلامی گیلانی؛ سال 1356

پایگاه خبری حوزه نیوز درباره سال 1356 روایت تازه‌تری از این ماجرا ارائه می‌دهد و از محمد صادق اسلامی گیلانی به عنوان کسی که آیت‌الله خمینی را امام خوانده است، یاد می‌کند. شهید محمد صادق اسلامی گیلانی در انفجار حزب جمهوری اسلامی در سال 60 به شهادت رسید. وی هنگام ورود امام به ایران، به اتفاق شهید مهدی عراقی، مسئول انتظامات کمیته استقبال از امام بود و این مسئولیت در اقامتگاه امام(ره) نیز به عهده وی بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با تأسیس حزب جمهوری اسلامی، به عضویت آن در آمد و تا هنگام شهادت، از اعضای کادر مرکزی حزب و نیز مسئول واحد اصناف حزب جمهوری اسلامی بود. پس از روی کار آمدن دولت شهید رجایی نیز به عنوان معاون فرهنگی و پارلمانی وزارت بازرگانی به خدمت خود ادامه داد. حوزه نیوز می‌نویسد: «شهید محمد صادق اسلامی گیلانی، اولین کسی بود که قبل از شهادت حاج آقا مصطفی و در صحن حضرت عبدالعظیم(ع) در یک سخنرانی، رسماً از رهبر کبیر انقلاب به عنوان امام خمینی یاد کرد.»7

امام خمینی, نظام فکری حوزه
مقطع ششم: حسن روحانی؛ سال 1356

رحلت غریبانه حاج آقا مصطفی خمینی در سال 1356، سراسر ایران را در ماتم و اندوه فرو برد. موجی که این حادثه تلخ ایجاد کرد، تمام تلاش‌های چندین ساله رژیم پهلوی در مقابله با مبارزات و یاد و نام امام خمینی را برهم زد. در سراسر ایران، مریدان و علاقمندان حضرتش، با برپایی مراسم گرامیداشت یاد حاج آقا مصطفی، به تجلیل از مبارزات حضرت امام پرداختند. مهم‌ترین مراسم بزرگداشت در مسجد ارک تهران با برنامه‌ریزی مبارزان مسلمان برگزار گردید. انتخاب یک سخنران برجسته، برای این مراسم بسیار حساس و در عین حال مهم بود، سرانجام پس از مشورت فراوان، حجـت الاسلام حسن روحانی انتخاب شد. وی درباره‌ی انتخاب خویش می‌گوید:

«چند روز پس از شهادت حاج آقا مصطفی، علما و روحانیون، مجلس ختمی در مسجد جامع بازار بر پا کردند که جمعیت زیادی در مسجد گرد آمده بودند. من نیز در آن مجلس شرکت کردم. سخنران آن جلسه که مرحوم شیخ حسن طاهری اصفهانی بود، بعد از سال‌ها که نام بردن از امام، ممنوع بود، از ایشان نام برد و مجلس با شور فراوان مردم به پایان رسید. فردای آن روز، مرحوم مطهری به من زنگ زد و گفت: ما می‌خواهیم دو مجلس مهم برقرار کنیم، یکی در تهران و دیگری در قم، شما یکی از این دو شهر را انتخاب کنید و به منبر بروید. به ایشان عرض کردم من ممنوع‌المنبر هستم. آقای مطهری فرمود چه بهتر، چون اگر ممنوع‌المنبر هم نباشی، شما را به خاطر این سخنرانی، قاعدتاً ممنوع‌المنبر می‌کنند و یا حتی ممکن است دستگیر کنند. نظر ایشان را پذیرفتم و برای سخنرانی اعلام آمادگی کردم. آقای مطهری پرسید: آمادگی برای تهران یا قم؟ گفتم فرقی ندارد و هر چه نظر شما باشد. گفت نظر من تهران است، چون جلسه تهران اهمیت بیشتری دارد. نسبت به زمان جلسه هم قرار شد وقتی مشخص شد، ایشان اطلاع دهند. بعد از ظهر همان روز، آقای مطهری دوباره تلفن زد و گفت: زمان جلسه یکشنبه، هشتم آبان است. ایشان اضافه کردند: اعلامیه‌ای هم تهیه شده است که در روزنامه‌ها چاپ خواهد شد. اعلامیه مزبور با امضای روحانیت مبارز تهران و عده‌ای از بازاری‌ها و دانشگاهی‌های انقلابی چاپ و پخش شد، ولی به یاد ندارم که در روزنامه‌ها هم به چاپ رسید یا از چاپ آن جلوگیری کردند» 8

وی در ادامه سخنان خود درباره‌ی کارهای قبل از رفتن به این مراسم چنین می‌گوید:

«من چون احتمال می‌دادم پس از منبر دستگیر شوم، از یکی از دوستانم پولی قرض کردم و آن را در اختیار خانواده‌ام گذاشتم و گفتم: بعد از منبر، قاعدتاً برنمی‌گردم و اگر مشکلی برای شما پیش آمد، به آقای اکرمی و یا آقای ناطق نوری اطلاع دهید. سپس وصیت‌نامه خودم را که در پاکتی دربسته بود، به خانواده‌ام تحویل دادم که اگر حادثه‌ای پیش آمد، به آن عمل کنند. برای رفتن به مسجد ارک، آقای اکرمی به منزل ما آمد که با هم به مسجد برویم. چون زمان برگزاری مجلس از ساعت 3 تا 5 بعد از ظهر بود، زودتر حرکت کردیم، زیرا تصور می‌کردیم، ممکن است ساواک فهمیده باشد که سخنران مجلس من هستم و بخواهد بیرون مسجد من را دستگیر کند. از این رو تصمیم گرفتیم که زودتر وارد مسجد شویم.

وقتی به میدان ارک رسیدیم، با تعداد زیادی از افراد نظامی و شهربانی رو به رو شدیم که در اطراف مسجد مستقر شده بودند و مراسم را کاملاً زیر نظر گرفته بودند. تمام خیابان‌های اطراف مسجد ارک کامیون‌های ارتش بود، نیروهای شهربانی خیلی آمده بودند و جو، جو نظامی بود. چند افسر شهربانی هم داخل حیاط [مسجد ارک] بودند، حتی تعدادی ماشین پشت دادگستری چیده بودند، پشت‌بام مسجد هم نیرو بود. با دیدن نظامی‌ها و کامیون‌های ارتشی متوجه شدم که پس از منبر، فرار هم کار آسانی نخواهد بود.

به هر حال وارد حیاط مسجد شدیم که عده‌ای از دوستان، از جمله آقای موسوی خوئینی‌ها، آقای مطهری، آقای خلخالی، داریوش فروهر، مهندس بازرگان و... جلوی درب مسجد بودند. آقای خوئینی‌ها یادداشتی به من داد که آن را آخر منبر بخوانم. یادداشت مربوط به اعلام مجلس دیگری به همین مناسبت در مسجد همت تجریش بود... آقای خلخالی را دیدم، مرحوم مطهری جلوی در به عنوان صاحب مجلس ایستاده بود و بازرگان و تمام ملی‌ها بودند... آقای فلسفی، خزعلی، بازاری‌ها، بچه‌های مۆتلفه، دانشجوها همه حضور داشتند.»

روحانی ادامه داده است: «هنگامی که ما وارد مسجد شدیم، هنوز جمعیت زیادی جمع نشده بود، اما به تدریج مسجد و حیاط پر از جمعیت شد و در میان جمعیت، دیگر چهره‌های آشنا همچون آقایان ناطق‌نوری، موسوی اردبیلی و تعداد زیادی از فضلای حوزه علمیه قم مشاهده می‌شدند. طلاب و فضلای حوزه علمیه قم با چند اتوبوس برای شرکت در این مراسم، خود را به این مجلس رسانده بودند. پیش از شروع سخنرانی شبستان مسجد و حیاط مملو از جمعیت شده بود و در همان حال، چند نفر از افسران شهربانی نیز وارد مسجد شدند و در شبستان کوچک، روبه‌روی شبستان اصلی مسجد مستقر شدند. مجلس، بسیار با شکوه و معظم بود و حدود ساعت 4 بعد از ظهر برنامه سخنرانی و منبر من شروع شد»

بر اساس گزارش ساواک، عده‌ی زیادی از مردم قم نیز به وسیله‌ی اتوبوس‌هایی که از طرف مرتضی حائری و به دستور آیت‌الله پسندیده اجاره شده بود، به تهران و به مسجد ارک آمده بودند. دکتر روحانی درباره‌ی انتخاب موضوع سخنرانی و تصمیم مهمی که در سر داشت چنین می‌گوید:

امام خمینی

«من در مسیر راه که به مسجد می‌آمدم، اصل اینکه در سخنرانی از کجا وارد بحث شوم، در ذهنم بود. شب قبل فکر کرده بودم و در ذهنم این بود که امام را به ابراهیم خلیل و حاج مصطفی را به اسماعیل تطبیق دهم و حتی آیه هم در ذهنم بود که شب قبل فکر کرده بودم... وقتی به مسجد می‌آمدم در ذهنم بود که لقب امام را برای رهبر انقلاب پیشنهاد کنم [با خود فکر می‌کردم] آیا این را بگویم مورد پذیرش قرار می‌گیرد یا خیر. دوم آنکه کلام امام در جامعه، خیلی واژه‌ی مقدسی بود و معمولاً مردم این واژه را برای ائمه‌ی معصومین و امامان اطلاق می‌کردند؛ اگر ما این را بگوییم، برای مردم عجیب و غریب نیست! نمی‌گویند می‌خواهند یک امام سیزدهم درست کنند، من همین طور مردد بودم تا اینکه در کنار مسجد تصمیم گرفتم که بگویم.»9

حجـت الاسلام آقای روحانی پس از ورود به مسجد، روی منبر قرار گرفت و سخنرانی تاریخی خویش را آغاز کرد:

«قُلْنَا یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَی إِبْرَاهِیمَ» دشمن، غافل از یاری و تأیید حق است. اگر آتشی در اینجا در زندان و حصر، اگر آتشی در بورسای ترکیه و اگر آتشی در عراق برافروختند، ما ابراهیم زمان را حفاظت می‌کنیم. «وَأَرَادُوا بِهِ کَیْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَخْسَرِینَ» ابراهیم عزیز! هر توطئه و کیدی که برای تو طراحی کردند، ما تو را کمک کردیم و آن‌ها را شکست خورده و خسران‌زده ساختیم. «وَنَجَّیْنَاهُ وَلُوطًا إِلَی الْأَرْضِ الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا لِلْعَالَمِینَ» ابراهیم! تو را در کنار رسول و پیامبری دیگر به سرزمین مبارک رساندیم. ای خمینی عزیز (صلوات حضار) تو و فرزند فرزانه و مصطفای عزیزت را به سرزمین مبارک، «إِلَی الْأَرْضِ الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا لِلْعَالَمِینَ»، کنار حرم مولایت امیرالمۆمنین رساندیم. بگذار موجی در حوزه‌ی کهن‌سال نجف، ایجاد شود. بگذار دشمنان بزرگ این حوزه، با عظمت علمی تو آشنا شوند. دشمن خواست تا تو در دریای نجف غرق شوی. نمی‌دانست تو کشتی نجات‌بخش و سفینةالنجاة خواهی شد. بگذار جهانیان بیشتر و بهتر تو را بشناسند، ای ابراهیم زمان!

ای ابراهیم عزیز! همه امتحانات سخت و بزرگ برای تو پیش آمد. امّا آخرین امتحان را هم باید بگذرانی که: «إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِینُ» آن زمان آزمایش بزرگ و آشکار مربوط به اسماعیل عزیزت می‌باشد. آنگاه که همه‌ی امتحانات و آزمایشات را با موفقیت پشت سر گذاشتی، «وَإِذِ ابْتَلَی إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ به کلماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» آنگاه تو به مقام والای امامت می‌رسی. امامت مقامی است که آخرین امتحان آن، امتحان فرزند است. ابراهیم! اکنون که این امتحان را هم با موفقیت گذراندی پس «إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»؛ و لذا من یک لقب برای مرجع بزرگ و رهبر عظیم‌الشأن، آن ابراهیم زمان، می‌پسندم و آن لقب امام است. بنابراین «امام خمینی». (صلوات حضار).10

اما گزارش ساواک از این مراسم و نوع سخنرانی روحانی و واکنش‌های روزانه مقامات هم در نوع خود جالب و خواندنی است. 11

وی می‌افزاید: «چند هفته بعد در جلسه روحانیت مبارز، شهید بهشتی به من گفت: سخنرانی شما بسیار خوب و جالب بود، مخصوصاً کلمه "امام". بعد فرمود خیلی خوش ذوقی کردید که این عنوان را به کار بردید، زیرا بهترین لقب برای ایشان همین کلمه "امام" است و سایر عناوین، جایگاه و شأن رهبری ایشان را به خوبی تبیین نمی‌کند. البته شهید بهشتی در جلسه آن روز مسجد ارک نبود، ولی بعداً نوار سخنرانی را گوش کرده بود. مرحوم آقای مطهری نیز که بعداً به من تلفن کرد، از منبر خیلی راضی بود و گفت همه دوستان راضی بودند و خیلی مطالب خوب و بجایی مطرح کردید.

وی در بخش دیگری از خاطرات خود گفته است: «در ماجرای مسجد ارک، آنچه بیش از هر چیز دیگر من را خوشحال کرد، گوش دادن امام به نوار آن سخنرانی و ابراز رضایت ایشان بود. شاید پس از حدود دو هفته از تاریخ تشکیل مجلس مسجد ارک، آقای امام جمارانی را دیدم، ایشان به من گفت احمد آقا از نجف تلفنی با من صحبت کردند و گفتند به آقای روحانی سلام برسان و بگو امام از سخنرانی شما خیلی راضی هستند و ایشان که کمتر نوار سخنرانی کسی را گوش می‌کنند، سخنرانی شما را دو بار گوش کرده‌اند. من از شنیدن این خبر، خیلی خوشحال شدم و احساس کردم مطالبی را که در سخنرانی مطرح کرده‌ام، به نوعی مورد تأیید ایشان است...»

آیت‌الله سید مهدی امام جمارانی در گفتگو با پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران ضمن تشریح ماجرای سخنرانی آقای روحانی و حادثه‌ای که بر امام خمینی در مرگ فرزندشان گذشت و تطبیق آن با ابراهیم خلیل، در مورد واکنش امام خمینی(س) نسبت به سخنرانی روحانی می‌گوید: «زمانی که این نوار به امام رسیده بود، ایشان پس از گوش کردن به آن، از مجموع اتفاقاتی که در مسجد ارک افتاده بود و همچنین سخنرانی آقای روحانی به عنوان عملی در مقابل حکومت شاه، ابراز رضایت کردند.»

امام خمینی
روایات دیگر:

1. پایگاه اینترنتی "بنیاد تاریخ پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی" می‌نویسد: «کتاب‌هایی که در نجف اشرف از سال 1348 منتشر شده، مانند "حکومت اسلامی یا ولایت فقیه"، "مبارزه با نفس یا جهاد اکبر"، "آوای انقلاب" و... نیز از قائد بزرگ اسلام به عنوان امام نام آورده است و کتاب تاریخ نهضت اسلامی ایران که در سال 1356 در لبنان منتشر شده است نیز به نام "بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی" نام‌گذاری شده است و در جای جای این کتاب از آن ابرمرد تاریخ، با عنوان امام نام برده است. علاوه بر این در ماهنامه 15 خرداد (دوره اول) که تا سال 1354 در نجف اشرف منتشر می‌شد نیز با عنوان امام خمینی از رهبر کبیر انقلاب اسلامی نام برده است.12

2. آیت‌الله بنی فضل از علمای مبارز آذربایجانی و از مریدان حضرت امام و شهید آیت‌الله قاضی طباطبایی هستند که نقش مهمی در ارتباط بین قم و آذربایجان بر عهده داشتند. آیت‌الله مرتضی بنی فضل طی نامه‌ای در تاریخ 13/8/1344 پس از تغییر محل تبعید امام از ترکیه به عراق، خطاب به رهبر نهضت اسلامی عنوان نموده بود: «محضر انور مقدس حضرت آیت‌الله العظمی امام المسلمین رئیس‌الملـﺝ” والدین آقای خمینی مدظله‌العالی جعلنا فداک»

3. آیت‌الله محمدباقر صدر جمله‌ای معروف دارد که مراتب معنوی رهبر نهضت اسلامی را نشان می‌دهد. موضع صریح و قاطع حضرت امام در مقابل رژیم بعثی عراق که بر آن بود علما و طلاب حوزه علمیه نجف را از این کشور اخراج نماید موجب نزدیکی هرچه بیشتر شهید محمدباقر صدر به حضرت امام گردید. نزدیکی و ارادت شهید صدر از جمله‌ای که بیان کرده روشن می‌شود: «ذبوا فی الامام الخمینی کما ذاب فی الاسلام»؛ ذوب شوید در امام خمینی، همچنان که او در اسلام ذوب شده است.13

 

منابع:

1. جواد منصوری، تاریخ قیام 15 خرداد به روایت اسناد، ج اول، تهران مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377،سند شماره 148/3

2. http://www.iranemoaser.com/default.aspx?culture=fa-IR&pageid=195 

3. بیوگرافی پیشوا، انتشارات پانزدهم خرداد، شماره 4، مقدمه جلد 1.

4. همان. مقدمه جلد 2.

5. روزنامه اطلاعات 26 دی 1357  صفحه 5 شماره 15761

6. بیوگرافی پیشوا، جلد 1.

7. http://www.hawzahnews.com/index.aspx?siteid=6&pageid=1973&newsview=95325

8. آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با حسن روحانی، ش. ب 12599، خاطرات دکتر روحانی توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی ضبط و تدوین شده در آستانه انتشار می‌باشد.

9. سلیمان حیدری، تاریخ شفاهی مسجد ارک، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385، صص 97- 96.

10. دکتر حسن روحانی، انقلاب اسلامی: ریشه‌ها و چالش‌ها، تهران مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، 1376، صص 391- 388.

11. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب اول، تهران، تدوین مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، سروش، 1376، صص 53- 51.

12. http://www.iranemoaser.com/default.aspx?culture=fa-IR&pageid=195

13. این مطلب در یکی از نامه‌های شهید صدر عنوان شده است که در مۆسسه شهید صدر در قم نگهداری می‌شود. ر ک به: اکبر فلاحی، سال‌های تبعید امام خمینی (تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385، ص 167)

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران

 

می‌توانید متن كامل این مقاله را در اینجا مطالعه كنید.


ب


+ نوشته شده درچهارشنبه ششم شهریور 1392ساعت 2:28توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             شهیدی که امام خمینی در مراسم تشییع او شرکت کرد+عکس


در پایگاه دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب آمده است که امام (ره) شخصا از میدان سعیدی قم تا صحن حرم مطهر حضرت معصومه (س) پیکر شاگرد خویش را تشییع کردند؛ این گونه تجلیل در سیره عملی امام (ره) بی نظیر است و خود مؤید عظمت شخصیت حاج مهدی عراقی می باشد.
منبع: دانا


+ نوشته شده درسه شنبه پنجم شهریور 1392ساعت 2:3توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             همسر امام خمینی(ره) از زندگی مشترک با یار آفتاب می‌گوید

همسر امام‌ خمینی(ره) هرگز حاضر به گفت‌وگو با هیچ نشریه و رسانه‌ای نمی‌شدند، اما این گفت‌وگو با زحمت فراوان سرکار خانم زهرا مصطفوی، دختر بزرگوار ایشان انجام شده است.


به نقل از باشگاه خبرنگاران، گذشت چندین سال از خاموشی آن قافله سالار انقلاب که جهانی را دگرگون ساخت و اسلام را در برابر همه سلطه‌طلبان و مستکبران عالم احیا کرد، شناخت بیشتر و عمیق‌ترش را می‌طلبد.

تا به حال در گفته‌ها و نوشته‌های بسیاری، ویژگی‌ها و خصوصیات امام راحل از زوایای مختلف تشریح شده است، اما بُعد رفتار خانوادگی آن عزیز و نگاه و نگرش وی به زن و زندگی، کمتر و یا هیچ مورد بررسی و تحلیل واقع نشده که این خود قابل تأمل است.

مرحوم همسر حضرت امام در این گفتگو از آشنایی و ازدواجش با امام خمینی، نحوه ازدواج، تربیت بچه‌ها، رفتار امام در منزل، و نگاه امام به زن و زندگی گفته‌اند.

همسر امام‌ خمینی هرگز حاضر به گفتگو با هیچ نشریه و رسانه‌ای نمی شدند، اما این گفتگو با زحمت فراوان سرکار خانم دکتر زهرا مصطفوی، دختر بزرگوار ایشان انجام شده است. مشروح این گفتگو با اندکی تلخیص در آستانه ایام ارتحال حضرت امام خمینی(ره) برای شما خوانندگان گرامی باز نشر می گردد.

 

*مادرجان سلام‌علیکم. امیدوارم مرا ببخشید، می‌خواستم اگر موافقت می‌فرمایید مختصری از زندگی مشترکتان با حضرت امام و قبل از ازدواج خود و این که در چه خانواده‌ای متولد شده‌اید و خانواده‌تان از نظر علمی و اقتصادی چگونه بودند؛ برای ما توضیح بفرمایید.

- سلا‌م‌علیکم. بسم‌الله. اگر بخواهم از وضعیت خانوادگی خود بگویم باید از چند نسل قبل شروع کنم. پدرم حاج‌میرزا محمد ثقفی از علمای تهران بود که از ایشان، آن‌طور که من اطلاع دارم، تفسیر نوین در چند جلد مانده است و بیشتر مشغول تألیف کتاب بودند و کمتر به امور آخوندی مثل گرفتن وجوهات شرعیه و ارتباط با بازاریان و امثال آن اشتغال داشتند، البته نماز جماعت داشتند و پیش‌نماز بودند و ضمناً چون «خانم‌جان» من هم متمول بود احتیاج نداشت. پدر ایشان میرزا ابوالفضل تهرانی از نوابغ زمان خود بود که در جوانی، حدود چهل و چند سالگی، فوت کرد.

میرزا ابوالفضل هم صاحب کتاب «شفاءالصدور» است که شرحی بر زیارت عاشوراست. آقا [امام]‌ می‌گفتند که میرزا ابوالفضل از بزرگان بوده‌اند و از ایشان کتاب شعری هم به زبان عربی چاپ شده است.

*ظاهراً ایشان کتابخانه مفصلی داشته‌اند که وقف است.

- بله ایشان کتابخانه مفصلی داشته‌اند و من از پدرم شنیدم که آن را به مدرسه سپهسالار قدیم که شهید مطهری فعلی است داده‌اند. ایشان در آن مدرسه، هم نماز می‌خواندند و هم مجلس درس داشتند.

پدر او حاج میرزا ابوالقاسم ثقفی که معروف بوده است به «حاج میرزاابوالقاسم کلانتر» از مجتهدین زمان خود بود که یکی از کتاب‌‌های ایشان تقریرات درس مرحوم شیخ انصاری از علمای خیلی بزرگ است و تقریرات ایشان در دسترس همه بود. این که به او «کلانتر» می‌گفتند ظاهراً به دلیل آن بود که پدرش حاج میرزا محمود از رجال زمان ناصرالدین شاه بوده و گویا وقتی ناصرالدین شاه به کربلا رفته است، این طور شنیده‌ام که او را حاکم و کلانتر تهران کرده است.

*مادرجان درباره وضعیت خانوادگی خودتان از طرف مادری هم توضیح بفرمایید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده درجمعه یکم شهریور 1392ساعت 23:16توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             نگاه امام خمینی به نهضت زنان در انقلاب اسلامی ایران



  امام خمینی به‌خوبی به ارزش زن در مکتب اسلام، واقف بودند و از این نیروی قوی در جامعه خبر داشتند. در نگاه امام، حضور زنان در انقلاب اثری برابر مردان داشت: «در نهضتى که مسلمین کردند، ملت ما کردند، همه‏ تان ملاحظه کردید که زن‌ها پیش‌قدم بودند. بلکه فعالیت زن‌ها در این باب ارزش‌اش بیش‌تر از فعالیت مردها بود؛ براى این‌که همین خواهرها که ریختند در خیابان‌ها و در مقابل توپ و تانک تظاهر کردند و مشت گره کردند، این‌ها مردها را، قدرت‌شان را دو چندان کرد. وقتى مردها ببینند که خانم‌ها آمدند در مقابل توپ و تانک، آن‌ها بیش‌تر اقدام مى‏ کنند. و ما دیدیم که این خواهرها در این نهضت یک سهم بسیار بزرگ داشتند.» (همان، ج‏10، ص184)


«شما خواهران‏ در این نهضت سهم به‌سزایى داشتید؛ و در همه جا کمک کردید و پیشوا بودید نسبت به مردها؛ و موجب قدرت شدید نسبت به آن‌ها. از این جهت هم تشکر مى‏ کنم» (همان، ج‏10، ص267) «نقش زن‌ها در جامعه، در چند نهضت که در ایران واقع شد، نهضت تنباکو، نهضت مشروطه، قضیه‌ی پانزده خرداد، نقش زن‌ها بالاتر از مردها اگر نبود، کم‌تر نبود. آنان در میدان‌ها حاضر شدند و به واسطه‌ی حضور آن‌ها در میدان‌ها، مردها اگر قوت‌شان کم بود، زیاد شد، و اگر قوى بودند دو چندان شد. و آنچه که خود شما شاهد بودید در این نهضت اسلامى و انقلاب اسلامى حاضر است، در این انقلاب اسلامى نقش شما بانوان از نقش مردها بالاتر بود.» (همان، ج‏18، ص403)


امام خمینی دیدارهای ویژه با گروه‌های گوناگون بانوان انقلابی داشتند. در این دیدارها ابعاد مختلف زندگی یک زن انقلابی ترسیم شده است. برای رسم منشور بانوی مسلمان و انقلابی، باید مجموعه‌ی این بیانات را رصد کرد. آنچه در پی می‌آید سرفصل‌هایی از نظرات حضرت روح الله است که در طول سالیان پس از انقلاب،‌ بیان شده است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده درپنجشنبه سی و یکم مرداد 1392ساعت 20:18توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             سید علی خمینی:راز موفقیت امام در اعتقاد به مردم بود

روزنو-حجت الاسلام والمسلمین سید علی خمینی در مراسم بزرگداشت شهدای طالقان با اشاره به اتفاقات نیم قرن اخیر ایران اظهار داشت: اگر قیام 15 خرداد 42 را کارشناسانه‌تر مورد بررسی قرار دهیم، پی خواهیم برد امام(س) در شرایطی نهضت خود را در آن سال پی‌ریخت که حکومت در اوج قدرت قرار داشت، هیچ کس تصور نمی کرد کوچک ترین خللی بر حکومت وارد آید و سردمداران پهلوی با کوچکترین مشکلی روبه رو نبودند.

نوه امام خمینی در مراسم بزرگداشت شهدای طالقان، با بیان این مطلب، افزود: امام راحل در آن شرایط در مقابل کارهایی که بر خلاف احکام قرآن و اسلام بود پایه گذار قیامی شد که بعد از 15 سال به ثمر نشست و باعث شکل گیری جمهوری اسلامی ایران شد.

یادگار امام(ره) تامل بیشتر در چرایی ماندگاری نهضت امام را خواستار شد و با اشاره به این نکته که امام در آن زمان نه حزب و نه تشکیلات نظامی داشت، تصریح کرد: راز موفقیت امام در 2 نکته بارز است، توکل به خدا و اعتقاد به مردم.

سید علی خمینی افزود: از نگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران هر کس در راه خدا قدم بردارد، نیت خالصانه و خدایی داشته باشد در محضر خدا پیروز است و اعمال او چه به پیروزی بیانجامد و چه به شکست منتهی شود، در نزدخدا ارج دارد.

وی بار دیگر به اوضاع آن زمان ایران اشاره و عنوان کرد: امام در بسیاری از استان‌ها و شهرهای ایران در سال 42 ناشناخته بود. حتی در قم بسیاری از مردم و بزرگان شهر تنها چهره عالمانه و اخلاقی امام را می شناختند و تصور دیگری از ابعاد امام نداشتند. بعد ازآن هم که دوران 15 ساله تبعید آغاز می‌شود، دورانی که تعداد محدودی از یاران امام همچون مرحوم آیت الله طالقانی، «ابوذر زمان» در کنار او بودند، دورانی که نباید فراموش شود، دورانی که باید دانست یاران نزدیک امام چه فداکارهایی را کردند تا مردم با نهضت امام(س) آشنا شوند، دورانی که با شهادت جمعی از وفاداران به نهضت امام نهال انقلاب کاشته و فرهنگ شهادت پرورش یافت.

یادگار امام(ره) پیروزی انقلاب در سال 57 را نقطه اوج نهضت امام خمینی (س) برشمرد و یادآور شد: باید بررسی شود که چه نظامی، با چه ابزاری و امکاناتی رفت و چه نظامی با چه امکاناتی آمد؛ نباید تصور شود حکومت پهلوی که ساقط شد که حکومت ضعیفی بوده، حکومتی که عنوان ‍ژاندارم منطقه بودن را یدک می کشید، حکومتی که از حیث نظامی در منطقه حرف اول را می‌زد، حکومتی که تمام مخالفان خود را سرکوب و فضا را کاملاً بخصوص در سال های آخرش امنیتی کرده بود، در دورانی که رژیم تمام تلاش خود را در محدود کردن دین و جدایی آن از سیاست به خرج داده بود، در چنین شرایطی نهضت امام خمینی (س) پیروز شد و تمام ارکان را با تغییر مواجه کرد و باعث مطالبات جدید شد.

سید علی خمینی با ارزیابی اوضاع کشورمان بعد از پیروزی نهضت امام، مهمترین شرط ماندگاری انقلاب در آن دوران را رهبری مدبرانه امام(س) برشمرد و تصریح کرد: در شرایطی که فضای نظام جمهوری اسلامی ایران بعد از پیروزی انقلاب ملتهب بود، دشمنان قسم خورده نهضت امام تمام سعی خود را می کردند تا با توجه به تنوع قومیت های مختلف بین آن ها تفرقه ایجاد کنند و زمینه ساز تجزیه ایران گردند، امام با رهبری بی نظیر باعث گردید نهال انقلاب در مسیر پرورش خود محفوظ بماند و ارزش رهبری امام و ولایت پذیری مردم بیشتر نمایان شود.

وی در ادامه بررسی چگونگی ماندگاری انقلاب اسلامی ایران به جنگ تحمیلی اشاره و تصریح کرد: اگر در کشوری که از ثبات سیاسی بهره مند است جنگی رخ دهد، تمام نظام مندی آن به مخاطره می افتد و ثبات آن دچار لغزش می شود، اما با نگاهی به شرایط آن زمان متوجه می شویم که جنگ در زمانی به ایران تحمیل می‌شود که نیروی نظامی منظمی در کشور وجود نداشت، انقلاب هنوز در ابتدای راه خود قرار داشت، کشورهای غربی و حامیان رژیم صدام از او حمایت می کردند، مشکلات طبیعی نهضت نیز مزید بر علت بود و صدام با همین تصور، می پنداشت در اندک زمانی می تواند تهران را تسخیر کند. اما امام(ره) با تمام مشکلات اشاره شده می‌ایستد و با قاطعیت تمام سخن از پیروزی و رفتن صدام می زند و می بینیم که تمام پیش بینی های ایشان به واقعیت می پیوند. ما بدون واگذاری حتی یک وجب از خاک میهن عزیزمان جنگ را به اتمام می رسانیم و صدام هم با آن خفت که همگان می دانیم از بین می رود.

سید علی خمینی سپس به مقایسه نهضت امام خمینی(س) با موج بیداری اسلامی در کشور های مسلمان پرداخت و عمده ترین تفاوت انقلاب ایران با تحولات کشورهایی نظیر عراق، مصر، تونس و لیبی را نحوه رهبری آن برشمرد و افزود: در همین کشور عراق بعد از گذشت سال ها از سرنگونی صدام، هنوز شاهد عدم ثبات امنیت هستیم و روزی نیست که خبر عملیات تروریستی از آن کشور را نشنویم و تمام دغدغه مسوولان آن برقراری نظم و امنیت شده و عمده ترین مطالبه مردم آن نیز حفظ امنیت است و این در حالی است که در کشور ما علیرغم تمام مشکلات، وجود اقوام مختلف، تحریم ها، شیطنت ها، فشارهای اقتصادی و سیاسی با مشکل امنیتی خاصی روبرو نیستیم آن هم در شرایطی که در اوایل پیروزی انقلاب مسولان و مدیران کشور سابقه حکومت داری نداشتند و کشور با مسوولان جوانی که امام (س) به آن ها اعتماد کرده بود اداره می شد و در این شرایط نا برابر است که نظام ثبات پیدا می کند، امنیت برقرار می شود و پایدار می ماند. همه این اتفاقات تحت رهبری بی نظیر امام(ره) است که شکل می گیرد.

یادگار امام در ادامه این بحث تحولات اخیر مصر را نیز یاد آورشد و اظهار داشت: در 2 سال گذشته شاهد سقوط ر‍ژیم گذشته مصر روی کار آمدن آقای مرسی و بعد از آن برکناری وی و اغتشاشات و خونریزی های اخیر هستیم، لیبی و تونس هنوز به ثبات سیاسی دست پیدا نکرده‌اند، در بحرین درگیری ها را شاهد هستیم و همه این اتفاقات در حالی در جریان است که این کشورها یک دهم مشکلات نهضت ایران را در ابتدا نداشتند، اما مشاهده می کنیم که ثبات نهضت امام نه تنها متزلزل نشده بلکه روز به روز به عظمت آن افزوده می شود.

وی بعد از این مقایسه بار دیگر علت این امر را رهبری هوشمندانه امام، ولایت پذیری جامعه، وجود فرهنگ شهادت و فداکاری شهدا برشمرد و ادامه داد: امروز اگر شاهد ثبات و امنیت در کشور هستیم زیر سایه فداکاری های شهدا است و اگر فرهنگ شهادت نبود نه دین داشتیم، نه امنیت و نه کشور.

در این مراسم جمعی از مسوولین، نمایندگان، فرمانداران و بخشداران استان البرز حضور داشتند.


+ نوشته شده دریکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392ساعت 16:28توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             عکس‌منتشرنشده‌ازامام وسرداران‌جنگ


 فجرآفتاب-دهه فجر انقلاب اسلامی و امام


+ نوشته شده درشنبه بیست و ششم مرداد 1392ساعت 18:48توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             موانع بیداری اسلامی در اندیشه امام خمینی(ره)

بیداری اسلامی و موانع آن در اندیشه امام خمینی(ره)

مطالعه بیداری اسلامی و بررسی و تجزیه و تحلیل آن از مدتها پیش در دستور کار قدرتهایی قرار گرفته که از آن احساس بیم و هراس داشتهاند و هم اینان برای فهم و شناساسی بیداری اسلامی و یافتن راههای مقابله و انهدام و یا به انزوا کشاندن این موج، تلاشهای گستردهای را شروع کردهاند. بسیاری از صاحبنظران در پدیدهی جنبشهای اسلامی معاصر معتقدند که انقلاب اسلامی ایران، یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار در پیشبرد روند بیداری و آگاهی مسلمانان و ازدیاد فعالیتهای مؤثر در جوامع عربی و اسلامی بوده است.

 

 

حدیث این ماجرا را رهبر معظم انقلاب، اینگونه ترسیم کردهاند: «قبل از انقلاب اسلامی در بسیاری از کشورها و از جمله کشورهای اسلامی، گروهها و جوانها و ناراضیها و آزادیطلبها یا ایدئولوژیهای چپ وارد میدان میشدند اما بعد از انقلاب اسلامی، پایه و مبنای حرکتها و نهضتهای آزادیبخش، اسلام شد. امروز در هر نقطهای از دنیای وسیع اسلام ـ که جمعیت یا گروهی، به انگیزه آزادیخواهی و ضدیت با استکبار حرکت میکندـ مبنا و قاعده کار و امید و رکنشان تفکر اسلامی است

برخی از موانع بیداری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره) عبارت است از:

 

1ـ تحریف اسلام و وارونه جلوه دادن مفاهیم دینی

2ـ حکام کشورهای اسلامی

3ـتفرق

4ـ تحجر و جمود مقدسنماها

5ـ روشنفکرنماها

6ـ آخوندهای وابسته به قدرتها و دنیاطلب

 

 

مقدمه

--------

بیداری اسلامی در دهههای اخیر در کشورهای اسلامی و در بین مسلمانان سایر کشورها پدیدهای است که شگفتی آفریده است. مطالعه این پدیده و بررسی و تجزیه و تحلیل آن از مدتها پیش در دستور کار قدرتهایی قرار گرفته که از آن احساس بیم و هراس داشتهاند و هم اینان برای فهم و شناسایی بیداری اسلامی و یافتن راههای مقابله و انهدام و یا به انزوا کشاندن این موج؛ تلاشهای گستردهای را شروع کردهاند. نشست، کنفرانس، میزگرد، مصاحبه و سمینارهای علمی با شرکت صاحبنظران و اندیشمندان در جهت شناسایی هر چه بیشتر گرایشات فزاینده دینی تنها بخشی از این تلاش را نشان میدهد. سفارش کتاب، پایاننامه و فراخوان مقالات، بخش علنی دیگر این کوشش است.

 

در بخش پنهان این ماجرا، قطعا صدها پروژه مطالعاتی امنیتی و عملیاتی در دستورکار سرویسهای اطلاعاتی ـ امنیتی قدرتهای مخالف اسلام بوده و در حال اجرا میباشد که احیانا برخی از این عملیات به دلایلی آشکار شده است. این تلاش گسترده همپای پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در راستای محدود کردن این تحول و جلوگیری از گسترش بیشتر بیداری اسلامی با حساسیت بیشتر و شدت مضاعفی پیگیری گردید. در همان سالهای نخست پیروزی انقلاب، سران کشورهای سلطهگر به موضعگیری و تهاجم علیه انقلاب پرداخته و راه مقابله با آن را در پیش گرفتند. زیرا کارشناسان و نظریهپردازان این کشورها دریافته بودندکه انقلاب اسلامی ایران نقش اساسی در دامن زدن به شعله آزادیخواهی، استقلالطلبی، هویتجویی اسلامی و گسترش و تعمیق آن در کشورهای دیگر دارد.

 

تأثیر انقلاب اسلامی دربیداری اسلامی

-------------------------------------------

بسیاری از صاحبنظران در پدیده جنبشهای اسلامی معاصر معتقدند که انقلاب اسلامی ایران یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار در پیشبرد روند بیداری و آگاهی مسلمانان و ازدیاد فعالیتهای مؤثر در جوامع عربی و اسلامی بوده است. نظریه تأثیرپذیری کشورهای اسلامی از انقلاب، مبتنی بر سخنان رهبران جنبشهای آزادیبخش و الگوبرداری آنان از انقلاب ایرانو مطالعهی تحولات و رویدادهایی است که در کشورهای اسلامی رخ داده است. امام خمینی خود بر این نکته واقف بودند و به آن افتخار داشتند. «آوای انقلاب بزرگ ایران در کشورهای اسلامی و دیگر کشورها طنینانداز و افتخارساز است...» (1) همین نکته را خبرنگاری یک ماه قبل از پیروی انقلاب از امام سؤال میکند: «سوال: آیا فکر میکنیددامنهی حوادث ایران به ترکیه نیز کشیده شود؟ جواب: نهضت مقدس ایران نهضتی اسلامی است و از این جهت بدیهی است که همه مسلمین جهان تحت تأثیر آن قرار میگیرند.» (2)

 

خودآگاهی مسلمانان به ویژه در کشورهای اسلامی از قدرت خویش، بازگشت به قرآن، تکیه به فرهنگ غنی اسلامی و الهامگیری از انقلاب ایران مسألهای نبود که هضم آن برای صاحبان قدرت آسان باشد. الکساندر هیک میگوید: «به نظر من خطرناکتر از این (مشکلات بینالمللی) عواقب گسترش بنیادگرایی اسلامی است که در ایران پا گرفته و اکنون عراق و ثبات تمام رژیمهای عرب میانهرو را در منطقه تهدید میکند. این پدیده اگر از کنترل خارج شود منافع ابرقدرتها را به خطرناکترین وجه به مخاطره خواهد انداخت.» (3) الهامگیری مسلمانان از ایران همچنان در تدوین کتابها و تیراژ و حجم فروش این دست از کتابها، و نیز در رسانهها و مطبوعات چشمگیر بوده است.

 

مجیبالرحمان شامی ـ روزنامه نگار

«هیچ کس باور نداشت که در عصر حاضر اصول اسلام، عملی باشد... انقلاب ایران جان تازهای به اندیشه اسلامی بخشید و ثابت کرد که اصول اسلامی کماکان کاربرد دارد و میتواند مبنای جامعه امروزی قرار گیرد....» (4). «مهمترین اثر و کار امام این بود که دیکتاتوری در اسلام مجاز نمیباشد. مردم حق انتخاب دارند و نمیتوانحقوق ایشان را رعایت نکرد.» (5)

 

حسن سلیمان ـ امام مسجد کیپ تاون آفریقای جنوبی

«الهام و الگو گرفتن از ایران به ویژه درکیپ تاون نقش بسزایی در براندازی رژیم آپارتاید ایفا نمود...» (6)

وی تأثیرگذاری امام را بر کشورها، ناشی از اسلام میداند: «منشأ تفکرات انقلاب امام دین مبین اسلام بود. بدون شک این تفکرات و همچنین رهبری امام به مسلمانان خصوصا جوانان انگیزه مبارزه بخشید...» (7)

 

دکتر شقاقی در کتاب «امام خمینی راهحل جدید جهان اسلام» روش انقلاب ایران را مؤثر دانسته و برای تداوم مبارزه، انقلاب اسلامی ایران را شایسته پیروی، معرفی میکند. وی در بخشی از کتاب، امام را اینگونه معرفی میکند: «مظهر جریانی نو بود که اسلام را به عنوان یک ایدئولوژی مطرح میکرد تا از طریق برپایی حکومت اسلامی، همه ابعاد زندگی و مشکلات آن را حل و فصل نماید.» آنگاه که روشنفکران و مبارزین برای تداوم کار خود و توجیه پیروان خویش به ناسیونالیسم و مکاتب فکری چپگرایانه روی میآوردند، انقلاب اسلامی را نمونهای جدید از تمدن بشری دانسته که: «پایان کار اندیشههای لائیک و همه دیگر انواع اندیشههایی را کهمیخواستند جایگزین اسلام شوند اعلام کرد.» (8)

 

حدیث این ماجرا را رهبر معظم انقلاب اینگونه ترسیم کردهاند: «قبل از انقلاب اسلامی در بسیاری از کشورها و از جمله کشورهای اسلامی، گروهها و جوانها و ناراضیها و آزادیطلبها با ایدئولوژیهای چپ وارد میدان میشدند، اما بعد از انقلاب اسلامی پایه و مبنای حرکتها و نهضتیهای آزادیبخش اسلام شد. امروز درهر نقطهای از دنیای وسیع اسلام که جمعیت یا گروهی به انگیزه آزادیخواهی و ضدیت با استکبار حرکت میکنند، مبنا و قاعده کار و امید و رکنشان، تفکر اسلامی است.» (9)

امام بنیان ارزشهای مادی را در دنیا لرزانیده است. رهبر کمونیست کشوری دوردست،با قدرت مادی بالا و دارای پیشرفتهای زیاد، میگوید: خواهش میکنم کتابی درباره اسلام بدهیدتا مطالعه کنم

 

... امروز نماینده مجلس یک کشور مادی که هفتاد سال بر مبنای ماتریالیسم دیالکتیک اداره شده است به من میگوید: «به برکت امام شما، در پارلمان کشورم، سخنرانیها با «بسمالله الرحمن الرحیم» شروع میشود.» (10) امام عزم آن داشتند که تجربههای به دست آمده از انقلاب را به جهان صادر کنند و با اطمینان بر این عقیده بودند که اسلام سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد: «ما به تمام جهان تجربههایمان را صادر میکنیم و نتیجه مبارزه و دفاع با ستمگران را بدون کوچکترین چشمداشتی به مبارزان راه حق انتقال میدهیم و مسلماً محصول صدور این تجربهها جز شکوفههای پیروزی و استقلال و پیاده شدن احکام اسلامی برای ملتهای دربند نیست. روشنفکران اسلامی همگی با علم و آگاهی باید راه پرفراز و نشیب دگرگون کردن جهان سرمایهداری و کمونیزم را بپیمایند و تمام آزادیخواهان باید با روشنبینی و روشنگری، راه سیلی زدن بر گونه ابرقدرتها خصوصا آمریکا را بر مردم سیلیخورده کشورهای اسلامی و جهان سومی ترسیم کنند. من با اطمینان میگویم اسلام ابرقدرت را به خاک مذلت مینشاند. اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدودهی خود را یکیپس از دیگری برطرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد.» (11)

 

بیداری اسلامی هر چند پیش از انقلاب در ایران، و در دو سدهی اخیر در کشورهای مختلف شکل گرفته بوداما اگر بیداری اسلامی را در یک منحنی رسم کنیم، امام را در طی این 200 سال در قلهی این منحنی میتوان ترسیم نمود. با توجه به رهبری بینظیر امام در رویارویی با قدرتها و به پیروزی نشاندن یک انقلاب و راهبری موج بیداری اسلامی و مواجهه با مسائل آن، بررسی مشکلات و موانع این پدیده از دیدگاه آن بزرگمرد تاریخ، از اهمیت زیادی برخورداراست. تحلیل و بررسی این موانع، مبتنی بر یافتههای امام، باید دستاوردی گرانسنگ برای اسلامخواهان، صاحبنظران و رهبران جنبشهای اسلامی تلقی شود.

 

موانع بیداری اسلامی

-------------------------

 

1ـ تحریف اسلام و وارونگی مفاهیم دینی

با دور شدن تدریجی جوامع اسلامی از مفاهیم و آموزههای اصلی و اصیل اسلامی و دگرگون شدن پیام اولیه عدالتخواهانه اسلام، این مکتب به آرامی از بالندگی افتاد، دچار انحراف گشت و به خمودی گرایید. مفاهیم ارزشمندی از قبیل عدالت، قسط، جهاد، حج ابراهیمی، شهادت، امر معروف و.... به دلیل خطرآفرین بودن برای قدرتمداران، یا به آفت تحریف دچار گشت و یا به بوته فراموشی سپرده شد؛ و به جای آن مباحثی از قبیل تقدیر و جبر، حدوث و یا قدیم بودن قرآن و مسائلی از این دست، سالها مهمترین موضوع تفکر دینی و اسلامی میگردد،؛ توسط اینگونه مباحث دغدغههای دینی مردم کنترل شده و محوری برای مشغول کردن اندیشمندان گردیده است.

 

از طرف دیگر، تمایلات فرقهای و عربی، ورود افکار و اندیشههای یونانی و فرهنگ غیراسلامی، الهامگیری از آموزش و جهانبینی غربی، آرمانهای اسلامی را به انزوا کشانید. بعدها این مسائل، موجب این پندار شدکه اسلام با دورهی معاصر، سنخیت ندارد.

بیشتر تحصیلکردهها، غافل از داشتهها و اندوختههای غنی فرهنگ اسلامی خویش، کلید توسعه و حتی نجات جامعه را در اتخاذ علوم، ارزشها و فلسفه غربی دیدند. امام در دیداری که با برخی مسئولین دارد به این نکته اشاره میکنند که دشمنان راه نجات خود را در این دیدهاند که یا اسلام در این کشورها نباشد و یا لااقل محتوا نداشته باشد. هرچند در بخش اول توفیقی نداشتهاند، اما نسبت به بیمحتوا کردن اسلام موفق بودهاند. (12)

 

از این رو بسیاری از افراد که به دنبال احیای دینو تفکر دینی در جامعه بودهاند از بازنگری در برخی از مفاهیم کلیدی اندیشه اسلامی که پیش از آن به دلیل تعبیرهای غلط موجب ابهام و رکود شده بود شروع کردند. افرادی از قبیل سیدجمال، محمد عبده، محمد اقبال، دکتر علی شریعتی، و.... به دلیل همین دریافت، چنان روشی را در سرلوحهی فعالیتهای خویش برگزیدند. امام در پاسخ به سؤال چیستی ریشههای انقلاب، به محتوای اصیل تشیع اشاره دارند: «سؤال: تصور میکنم که آنچه امروز در حیات یک جنبش تودهای در ایران اتفاق میافتد، ریشههایش در یک نوع رنسانس شیعه یافت میشود. ممکن است شرح دهید که چه فعالیتها و بحثها و مبارزاتی در سی سال اخیر فعالیت شما را تشکیل داده است؟ جواب: یکی از خصلتهای ذاتی تشیع از آغاز تاکنون مقاومت و قیام در برابر دیکتاتوری و ظلم است که در تمامی تاریخ شیعه به چشم میخورد، هر چند که اوج این مبارزات در بعضی از مقطعهای زمانی بوده است. در صد سال اخیر حوادثی اتفاق افتاده است که هرکدام در جنبش امروز ملت ایران تأثیری داشته است. انقلاب مشروطیت، جنبش تنباکو و.... قابل اهمیت فراوان است....» (13)

 

«... اسلام دین افراد مجاهدی است که به دنبا حق و عدالتند، دین کسانی است که آزادی و استقلال میخواهند، مکتب مبارزان و مردم ضد استعمار است. اما اینها اسلام را طور دیگری معرفی کردهاند... برای این منظور که خاصیت انقلابی و حیاتی اسلام را از آن بگیرند و نگذارند مسلمانان در کوشش و جنبش و نهضت باشند... تبلیغ کردهاند که اسلام دین جامعی نیست، دین زندگی نیست، برای جامعه نظامات و قوانین ندارد. طرز حکومت و قوانین حکومتی نیاورده است. اسلام فقط احکام حیض و نفاس است، اخلاقیاتی هم دارد، اما راجع به زندگی و اداره جامعه چیزی ندارد....» (14) همه کوشش امام در مردمی بودن حکومت و ایجاد یک نظام جمهوری از جایگاه یک اسلامشناس و مجتهدی اندیشهور، برای بسیاری تازگی داشته و شگفتآور بود. آنچه او در مورد زنان و نقش آنان در جامعه، فقه حکومتی و اجتهاد، نفی تحجر و واپسگرایان و مقدسمآبان، اسلام پابرهنگان و... میاندیشید موجب طرح دوباره اسلام در صحنه حیات بشری به ویژه در جهان اسلام شدودر آن روحی تازه دمید.

«همه توطئههای جهان خواران علیه ما از جنگ تحمیلی گرفته تا حصر اقتصادی و غیره برای این بوده است که ما نگوییم: اسلام، جوابگوی جامعه است و حتما در مسائل و اقدامات خود از آنان مجوز بگیریم.» (15)

 

2ـ حکام کشورهای اسلامی

یکی از موانع در فراروی نهضت بیداری، حاکمان و سران کشورهای اسلامی است. اینان استقرار اسلام ناب را مغایر با منافع شخصی و حکومتی خود میپندارند. «مشکل مسلمین حکومتهای مسلمین است. این حکومتها هستند که مسلمین را به این روز رساندهاند....» (16) «کارنامه سیاه و ننگین حاکمان بیدرد کشورهای اسلامی، حکایت از افزودن درد و مصیبت بر پیکره نیمه جان اسلام و مسلمین دارد.» «ما امید این را داریم که این نهضت ایران روشن کند مسائل را به همه ملتها وروشن کرده است... ملتها الان با ما هستند، اگر سر نیزه را از این ملتها بردارند از عراق بردارند از ـ نمیدانم ـ ترکیه بردارند ، همه یکصدا با ما موافقند. سرنیزه جلو را گرفته است، منتها ایران سر نیزه را شکست، ایران ایستاد....» 17 امام حکومتهای منحرف اسلامی را عامل قدرتهای شیطانی دانسته که برای اغفال مردم از راه اسلام وارد میشوند.

 

3ـتفرقه

برخلاف تصور برخی از سطحینگران، امام وحدت را یک تاکتیک یا ابزار مصلحتی برای پیشبرد اهداف و مقاصد سیاسی انقلاب نمیبیند. وحدت را یک اصل اسلامی تعریف کرده و لازمهی توفیق در مبارزه با دشمن اصلی و موفقیت در رهایی از وضعیت اسفبار کنونی مسلمین را در گرو همبستگی دانسته است. وی با تمام ارادتی که به اهل بیت دارد، حاضر نیست در مجالس تفرقهافکنانهای که به عنوان حمایت از اهل بیت تشکیل میشود، شرکت کند.بالاتر از آن امام در پی ایجاد جبهه متحد اسلامی بود: «من به صراحت اعلام میکنم که جمهوری اسلامی ایران، با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایهگذاری میکند و دلیلی هم ندارد که مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند و جلوی جاهطلبی و فزونطلبی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد. ما باید برای پیشبرد اهداف و منافع ملت مردم ایران برنامهریزی کنیم. ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگی به مشکلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزانوگرسنگان و محرومان، با تمام وجود تلاش کنیم...ما باید خود را آماده کنیم تا در برابر جبهه متحد شرق و غرب، جبهه قدرتمند اسلامی انسانی، با همان نام و نشان اسلام و انقلاب ما تشکیل شود وآقایی و سروری محرومین و پابرهنگان جهان جشن گرفته شود.» (18)

 

دستهای ناپاکی که به ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی میپردازند درصدد «محدود کردن تأثیر انقلاب اسلامی و جلوگیری از گسترش آثار آن در مناطق سنی مذهب (هم بخشهای نفتخیر آن و هم کشورهای در حال نبرد با اسرائیل) بوده است.» (19)

امام برای تحقق آرمان وحدت مسلمین از امکانات موجود بهره میجستند و در این راستا مسأله فلسطین، روز قدس و حج ابراهیمی و... را مطرح کردهاند.

 

4ـ تحجر و جمود مقدسنماها

امام از مقدسنماها به عنوان یکی از موانع شناخت و بیداری اسلامی نام میبرد و برای گسترش اسلام ناب محمدی، شناخت این مشعلداران تحجر و حماقت و مبارزه با آنان را ضروری میدانند. «... آمریکا و استکبار، در تمامی زمینهها افرادی را در آستین دارند. در حوزهها و در دانشگاهها، مقدسنماها را که خطر آنان را بارها و بارها گوشزد کردهام، اینان با تزویرشان،از درون محتوای انقلاب و اسلام را نابود میکنند. اینها با قیافه حق به جانب و طرفدار دین و ولایت همه را بیدین معرفی میکنند. باید از شر اینها به خدا پناه ببریم... امروز جهان تشنه اسلام ناب محمدی است....» (20)

 

این عده با تظاهر به تعبد و زهد که از ویژگیهای این گروه است، بزرگترین ضربه را درطول تاریخ بر پیکره دین وارد آوردهاند. نمونه بزرگ این گروه را مارقین، در زمان حکومت حضرت علی(ع)تشکیل میدادند. چهرههایی آراسته و متظاهر به دیانت و زهد که ضربهای بزرگ بر پیکر عدلگستر حکومت علی وارد آوردند. خطر این گروه را نباید کوچک شمرد. اینان به راحتی ابزار دست دشمنان اسلام واقع میشوند. بزرگترین ضربهها را اسلام درطول تاریخ حیات خود، از این مقدسنماها خورده است. اینان زود فریب میخورند و زود تحریک میشوند و شایعه را به زودی قبول میکنند و پس از آن احساس تکلیف میکنند!

«... امروز جامعه مسلمین طوری شده که مقدسین ساختگی جلو نفوذ اسلام و مسلمین را میگیرند و به اسم اسلام به اسلام ضربه میزنند... روحیه و افکار خود را به نام اسلام در جامعه سرایت میدهند....» (21)

 

5ـ روشنفکرنماها

همانگونه که تحجر و جمود از دیدگاه امام مانع بیداری است، دلبستگی به شرق و غرب و خودباختگی در برابر آنان ملتها را از نزدیک شدن به اسلام باز میدارد. ... امروز زمانی است که ملتها چراغ راه روشنفکرانشان شوند و آنان را از خوباختگی و زبونی در مقابل شرق و غرب نجات دهند که امروز روز حرکت ملتهاست. (22) اما در مواردی به روشنفکران توصیه میکنند، معیار روشنفکری را، پیروی از دادههای غربی ندانند. معرفی درست اسلام را وظیفه آنان دانسته و در استمرار یک حکومت عدل برای روشنفکران نقش اساسی قائلند. و از طرف دیگر انتقادهایی از روشنفکران دارند؛ بیتفاوتی نسبت به اسلام، غربگرایی، خودباختگی، بیاطلاعی از اسلام، بریدن از مردم از جمله مسائلی است که امام به این قشر گوشزد میکنند.

 

6ـ آخوندهای وابسته

امام در عین حمایت کامل از روحانیت اصیل و متعهد، انتقادهای بسیار تندی از روحانی نماهای وابسته به دربار و قدرت دارند. امام ضمن ابراز تنفر از روحانیت غیرمهذّب و متعهد، آنان را از ساواکیها هم بدتر میدانند. اینها بهترین ابزاری هستند که خواسته یا ناخواسته مجری اهداف قرار میگیرند: «طرح اختلاف بین مذاهب اسلامی از جنایانی است که به دست قدرتمندان که از اختلاف بین مسلمانان سود میبرند و عمّال از خدا بیخبر آنان از آن جمله وعاظ السلاطین که از سلاطین جور سیاهرویترند، ریخته شده و هر روز بر آن دامن میزنند و گریبان چاک میکنند و در هر مقطع به امید آنکه اساس وحدت بین مسلمین را از پایه ویران نمایند طرحی برای ایجاد اختلاف عرضه میدارند.» (23) «... ما گرفتار بعضی اشخاص که دعوی اسلامی میکنند، بعضیها که در راس روحانیت بعضی ممالک واقع هستند... ما را تکفیر میکنند... متاسفانه در لباس مفتی هستند.... این کارها بر ضد اسلام و بر وفاق میل ابرقدرتهاست... اگر چنانچه وعاظالسلاطین بگذارند و اتحاد ما را به هم نزنند، انشاءالله پیروز خواهیم شد.» (24)

 

پینوشتها

1.امام خمینی،1/9/57

2.صحیفه نور، 4/114

3. روزنامه اطلاعات،1/12/61

4. مجلهی حضور، ش 34،ص15

5. همان، ص 13.

6 و 7. همان، ص 22.

8. دکتر شقاقی، امام خمینی راهحل جدید جهان اسلام، ص 37. این کتاب در سال 1357 (1979) از سوی دارالمختار الاسلامی در قاهره به چاپ رسیده است.

9. حدیث ولایت، ج 2، ص 296

10. همان، ج 1، صص 63 و 62.

11. صحیفه نور، 20/118

12. همان، 12/10/61

13. همان، 19/10/57

14. ولایت فقیه، ص 3 ـ 5

15. پیام امام به حوزههای علمیه، 3/12/67

16. صحیفه نور، 12/278

17. همان، 26/9/58.

18. صحیفه امام، ج 21، ص 91

19. مقاله «شیعه و سنی؛ فریادی اسفناک و بیاثر» نوشته عزالدین ابراهیم؛ مجله الطلیعه الاسلامیه؛ سال اول، پیش شماره 1983، ص 28

20. صحیفه امام، ج 21، ص 78

21. ولایت فقیه، حضرت امام، ص 73

22. پیام امام به زائران بیتاللهالحرام، 21/6/59

23.15/6/60

4. 20/5/59.

منبع: فصلنامه اندیشه انقلاب اسلامی. شماره 10


+ نوشته شده درسه شنبه بیست و دوم مرداد 1392ساعت 11:54توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             امام خمینی و فلسفه سیاسی بیداری اسلامی

بیداری اسلامی در فلسفه سیاسی امام خمینی(ره)

بررسى نقش امام خمینى(ره) در بیدارى اسلامى از ابعاد گوناگون و نیز از سطوح مختلف امكان پذیر میباشد. از اندیشه هاى فلسفى، عرفانى، فقهى، كلامى و اخلاقى امام خمینى(ره) تا عمل و موضعگیرىهاى سیاسى او، بیانگر سطوح مختلف تأثیرگذارى است. این مقاله كه در پايگاه مقام معظم رهبري نيز درج شده است، در یك فرآیند سه مرحلهای، ارائه ميشود.

 

بنیادهاى نظرى امام خمینى(ره)

فلسفه سیاسى: فلسفه سیاسى، معرفت به ماهیت امور سیاسى با روش فلسفه است، كه طى آن اولاً ماهیت و چرایى حاكمیت مشخص میشود و ثانیاً بیان میدارد كه جامعه خوب چگونه جامعهای است.

مبانى نظرى فلسفه سیاسى: مبانى نظرى یك فلسفه سیاسى، مهمترین بنیادهاى نظرى هستند كه بر اساس آنها مهمترین سؤالات مطروحه در فلسفه سیاسى پاسخ داده میشود.

مبانى معرفت شناسى و جهانشناسى

به طور قطع، باورهاى هستىشناختى امام خمینى(ره) از یك منشأ الهى برخوردار است. نگاه امام(ره) به عالم و آدم، نگاه زمینى و ناشى از تفسیرهاى خود بنیاد انسان از عالم و آدم نیست. اندازهای كه امام(ره) براى عالم وجود قائل است، محدود به عالم ماده نیست؛ بلكه نگاه او به عالم علاوه بر آن، جهان غیب را نیز شامل میشود.

مبناى جهانشناسى امام خمینى(ره) را میتوان در منابع مختلفى كه از ایشان به یادگار مانده است، سراغ گرفت. شاید یكى از ماندگارترین آثار مكتوب ايشان، نامهاى است كه به گورباچف آخرين رهبر جماهير شوروي نوشتند و در آن به وحى الهى، وجود حق تعالى و جهان غیب به عنوان مبانى نظرى خود تصریح كردند. میتوان از دیدگاه امام(ره) در این مورد كه مشكلات و ابتذال غرب به عدم اعتقاد به خدا برمیگردد، استنباط كرد كه هر نوع فلسفه سیاسى، پیوند اساسى با بنیادهاى نظرى مربوط به آن دارد. امام خمینى(ره) در مصاحبه با مجله تایمز هم ریشه تمام اعتقادات خود را به "توحید" باز میگردانند و تصریح میكنند كه اگر در مرام خود به عدالت و آزادى و حقوق انسانى اعتقاد دارند، ناشى از همین اعتقاد توحیدى است. مؤلفههاى مهم فلسفه سیاسى در اندیشه امام خمینى(ره) از قبیل مشروعیت، آزادى، عدالت، قانون و... به همین بنیادهاى نظرى، باز میگردد.

مبانى انسان شناسى

امام خمینى(ره) در مورد طبیعت اولیه انسان میفرمایند: "بدان انسان چون ولیده همین عالم است و مادر او همین دنیاست و اولاد این آب و خاك است. حب این دنیا در قلبش از اول مغروس است و هر چه بزرگتر شود، این محبت در دل او نموّ میكند."1

ولى با وجود این از نگاه امام(ره) ماهیت انسان منحصر به این طبیعت نیست و زمینههاى درونى و خارجى براى انسان فراهم است، كه میتواند او را از دامان طبیعت كه مادر اوست بیرون كشد و راه كمال و استكمال را برای او هموار كند: "این انسان مثل سایر حیوانات نیست كه همان حیات طبیعى و دنیایى باشد- بلكه انسان یك طور خلق شده است كه علاوه بر حیات طبیعى، حیات مابعدالطبیعه هم دارد،..."2

نظر انسانشناسىِ امام(ره) به وجود حیات مابعدالطبیعه كه گاهى از آن به "فطرت مخموره" تعبیر میكنند، از یك طرف و اعتقاد ایشان به ارسال رسولان الهى براى به كمال رساندن انسانها از طرف دیگر، موضوع استعداد و ظرفیت انسانها براى تكامل و تقرب را در عرصه انسان شناختى بازگو میكند.

اعتقاد امام خمینى(ره) به امكان كمالیابى براى انسان موجب طرح انسان كامل و ربط آن به ولایت انبیا و اولیا میشود؛ موضوعى كه در فلسفه سیاسى ايشان از جایگاه بسیار با اهمیتى برخوردار است. اگر انسانها داراى درجات مختلفى از كمال هستند به ضرورت عقل، هر كدام كه در مرتبه عالى قرار دارند، براى مرتبه دانى باید ولایت داشته باشند. با این تبیین، ولایت انسان كامل كه در مرحله اثبات براى انبیا و امامان(ع)، بالإصالة و براى فقها به تبعیت محرز است، مبتنى بر بنیادهاى نظرى امام خمینى(ره) است.

مؤلفه هاى فلسفه سیاسى امام خمینى(ره)

مهمترین پرسشهایى كه در فلسفه سیاسى به آنها پاسخ داده میشود، عبارتند از:

۱. چه چیزى به حاكمیت نظام سیاسى مشروعیت میدهد؟

۲. زندگى خوب با توجه به مؤلفههاى تشكیل دهنده آن (آزادى، عدالت، حق و تكلیف، قانون، رابطه دین و سیاست و نوع و شكل حكومت) چگونه است؟

در پاسخ به سؤالات مذكور و مؤلفههاى مطرح شده، با استناد به مكتوبات و آثار گفتارى امام خمینى(ره)، بیان شده است كه مؤلفههاى فلسفه سیاسى در اندیشه ايشان، به بنیادهاى نظرى او بازگشت میكند. به عنوان مثال، امام(ره) در بحث مشروعیت نظام اسلامى معتقدند "حق حاكمیت از آن خداوند است و تنها اوست كه حق تشریع و قانونگذارى دارد". "ریشه و اصل همه آن عقاید - كه مهمترین و با ارزشترین اعتقادات ماست - اصل توحید است... این اصل به ما میآموزد كه انسان تنها در برابر ذات اقدس حق باید تسلیم باشد و از هیچ انسانى نباید اطاعت كند؛ مگر اینكه اطاعت او اطاعت خدا باشد و بنابراین هیچ انسانى هم حق ندارد انسانهاى دیگر را به تسلیم در برابر خود مجبور كند."3 البته مردم در نظام اسلامى متولى امور خود هستند و تشكیل حكومت، مبتنى بر قاعده بیعت، با توافق اكثریت مسلمانان ممكن است.

امام(ره) در پاسخ به پرسش دوم، زندگى خوب را در گرو اطاعت از قوانین خداوند میدانند: "سعادت و كمال انسان و جوامع تنها در گرو اطاعت از قوانین الهى است كه توسط انبیا به بشر ابلاغ شده است."4

ايشان در توجیه هر یك از مؤلفههاى فلسفه سیاسى به مبانى نظرى مطرح شده در اسلام استناد میكنند:

نوع و شكل حكومت: اگر كمال مطلق، همان حضرت حق تعالى است، تنها اوست كه داراى ولایت مطلق بر عالم و آدم میباشد. از طرف دیگر چون اعمال ولایت الهیه بدون واسطه بر جامعه انسانى ممكن نیست، این انسان كامل است كه وظیفه اعمال ولایت را عهدهدار میشود. همچنین اگر سیر و حركت جوامع، باید به سمت كمال و تقرب باشد، ضرورتاً فقط و فقط این انسان كامل و یا جانشینان او هستند كه میتوانند وظیفه هدایت انسان را به سمت كمال و رساندن آن به سعادت دنیوى و اخروى بر عهده گیرند. امام خمینى(ره) هدف از ارسال انبیای الهى از آدم تا خاتم را اصلاح جامعه میدانند.5

آزادى: بر اساس بنیادهاى نظرى امام(ره) تكامل و تقرب به پیشگاه مقام ربوبى، هدف انسان است و رسیدن به این هدف جز در سایه آزادى و اراده ممكن نیست. اعتقاد توحیدى امام(ره) باعث شده است تا در فلسفه سیاسى، آزادى را حق انسان بداند و براى دیگران هیچ حقى در محروم كردن آزادى فرد و جامعه قائل نباشد. بنابراین با توجه به مبانى فلسفى امام خمینى(ره)، آزادى مهمترين حق انسانى محسوب میشود.6

با وجود این، آزادى از دیدگاه امام خمینى(ره) همچون همه فلاسفه سیاسى نامحدود نیست. در اعتقاد فلاسفه سیاسى غرب، حدّ آزادى، آزادى دیگران است، ولى امام(ره) مطابق با بنیادهاى نظرى و مبانى فلسفه سیاسى خود، این حدّ از آزادى را قبول ندارند. به اعتقاد امام(ره) انسان در عالَم وجود، منعزل از هستى نیست و آغاز و انجام او به خالق هستى برمیگردد. او مالك و آفریننده انسان است و از همه حقایق عالم مطلع است. این اصل، حد آزادى انسان را بیان میكند. انسان در همه امور آزاد است الّا در جایى كه به نافرمانى انسان از خداوند مىانجامد.

عدالت: اهتمام امام خمینى(ره) نسبت به عدالت نیز به بنیادهاى نظرى او بازگشت میكند؛ همچنان كه عدم اهتمام فلاسفه سیاسى غرب به عدالت ناشى از نوع نگاه آنها به هستى است. فلاسفه سیاسى غرب، با تكیه بر اومانیسم، پایه و مبناى روابط و تعاملات انسانى را بر لیبرالیسم قرار مىدهند؛ امّا امام خمینى(ره) با اعتقاد به "عدل" به عنوان یكى از صفات خداوند و وجود اعتدال در نظام تكوین و تشریع، جایگاه رفیعى براى "عدالت" در نظام سیاسى اسلام قائل هستند.

سایر مؤلفه هاى فلسفه سیاسى نیز به طریقى به مبانى نظرى ایشان بازگشت میكند و براى آنها در كلام امام خمینى(ره) مستنداتی موجود است.

اندیشه بیدارى

بررسى سخنان امام خمینى(ره) در مورد بیدارى و هدایت امت اسلامى، نشان میدهد كه چه ربطی میان این سخنان و مؤلفه هاى تشكیل دهنده فلسفه سیاسى ایشان وجود دارد. به عبارت دیگر میتوان كلیدواژههاى بیدارى در سخنان امام خمینى(ره) را در مؤلفههاى فلسفه سیاسى ایشان رهگیرى كرد.

جالب این است كه میان اندیشه بیدارى در كلام امام(ره) و عناصر تشكیل دهنده حركت و خیزشى كه در كشورهاى اسلامى در حال وقوع است، تناسب و هماهنگى بسیار عجیبى وجود دارد. بنابراین "آزادى خواهى"، "عدالت طلبى"، "بازگشت به فرهنگ"، "اخلاق و قوانین اسلامى"، "حق حاكمیت"، "استقلال"، "اتحاد و همبستگى"، "مبارزه با استكبار"، "استعمار" و "استبداد" و ... كه عناصر مشترك بیدارى اسلامى را تشكیل میدهند، همان كلیدواژههایى است كه در اندیشه بیدارى امام خمینى(ره) مطرح شده و همه آنها قابل تبیین و توجیه با مؤلفههاى فلسفه سیاسى ایشان میباشند.

پی نوشتها:

1 . امام خمینى و اندیشههاى اخلاقى - عرفانى (مقالات عرفانى ۲)، به كوشش كنگره اندیشههاى اخلاقى - عرفانى امام خمینى، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، چاپ اول ۱۳۸۲، ص ۳۰۸، نقل از شرح چهل حدیث، ص ۱۲۲.

2 . صحیفه امام، ج ۹ص ۱۱.

3 . همان، ج ۵ص ۳۸۸.

4 . همان.

5 . همان، ج ۱۵ص ۲۱۳.

6 . همان، ج۳ص ۵۱۰


+ نوشته شده درسه شنبه بیست و دوم مرداد 1392ساعت 11:51توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             امام خمینی به کدام ورزش ها علاقه داشتند؟

دکتر سید علی قادری در سایت جماران نوشت:

در آثار امام خمینی(ره) 95 بار واژه ورزش بکار رفته که مشهورترین آن این جمله است: من خودم ورزشکار نیستم اما ورزشکارها را دوست دارم. ولی این جمله یکی از مواردی می باشد که ایشان بشدت شکسته نفسی کرده اند و شاید منظورشان این بوده که به صورت حرفه ای ورزشکار نیستند و الا یکی از خصوصیات ایشان این بود که از دوران کودکی با انواعی از ورزشها آشنا شدند که ذیلاً مورد اشاره قرار میگیرد:

- در حدود سه سالگی هاجر خانم مادرشان برای آنکه هنگام آب بازی در حوض خانه خفه نشود، به او شنا آموخت. خاطرات دوستان ایشان هم حاکی از آن است که تا قبل از تبعید به ترکیه وقتی تابستانها به ییلاقهایی نظیر امامزاده قاسم شمیران، درکه یا محلات می رفتند، برخی روزها با بعضی هم محلیها در رودخانه های اطراف شنا می کردند و اگر عمق لازم را می یافتند به گونه ای مهارتهای خود را در شیرجه و پشتک زدن به نمایش می گذاشتند که دیگران بر سر شوق می آمدند و این ورزش مفرح که در اسلام به آموختن آن سفارش شده را جدی می گرفتند.

- در حدود چهار سالگی خاور خانم مادر رضاعی ایشان به او فنون سوارکاری آموخت. البته در آن زمان که خودرو کمتر یافت می شد، آموزش سوارکاری هم به منظور زودتر رسیدن به مقصد و هم به عنوان یک ورزش مفرح و هم به عنوان ورزشی که در دفاع نقش موثر داشت، تلقی می گردید. البته بعد از هجرت به قم خاطره ای از سوارکاری ایشان نقل نشده است.

- امام از دوسالگی به کشتی گرفتن با برادرش نورالدین علاقه نشان داد که البته یک بازی کودکانه بود اما وقتی به مدرسه احمدیه رفت، با همکلاسی های خود تیم کشتی درست کرده بود و خانواده ایشان محلی را با کاه فرش کرده بودند تا بچه ها هنگام کشتی گرفتن صدمه نبینند. همچنین بسیاری از مواقع اعضای خانواده و آشنایان در مسابقه کشتی گرفتن آنها شرکت می کردند.

- مسابقه دو و پرش از ارتفاع هم ورزش دیگری بود که تا هجرت به اراک ایشان به آن علاقه نشان میداد و مرحوم حاج احمد آقا نقل کردند که هر دو دست و دو پای ایشان در اثر پرش از ارتفاع شکسته بود که البته خانواده بسیار مراقبت کردند که خوب درمان شود.

- توپِ کار و چوگان بازی هم از بازیهای متداول آن زمان بود که ایشان تا هجده سالگی به این ورزشها علاقه نشان می داد.

- کوهنوردی ورزش دیگری بود که از دوران دبستان به آن مبادرت میکرد و خاطراتی وجود دارد که تا سال 41 هم هر گاه فرصتی دست میداد، کوه نوردی میکردند و برخی بحثهای علمی خود را با دوستان در هنگام پیادهروی و کوهنوردی مطرح میساختند.

- در جریان جنگ جهانی اول که قشون روس در اطراف خمین خیمه زده بود و هر از چندی به شهر حمله می کرد و نیز برای مقابله با اشرار، گروههایی برای دفاع از شهر تشکیل شده بود و امام در حدود 12 تا 16 سالگی در یکی از این گروهها عضو بود و تیراندازی را آموخته بود. البته ممکن است به علت استحباب یادگیری تیراندازی قبل از 12 سالگی او را با این ورزش رزمی آشنا کرده باشند.

- با مهاجرت به قم تا 1315 که به تازگی والیبال و فوتبال باب شده بود، ایشان در این نوع بازیها به سبک جدید آشنا شدند. چنانکه خاطره ای طنزآمیز در زمینه فوتبال هم به این نحو از ایشان نقل شده که یکی از همبازیها نزد مرحوم آیت الله حائری شکایت کرده بود که آقا روح الله چند بار با توپ به دماغ او زده؛ و امام(س) در پاسخ گفته بودند عمداً که نمی زنم، بلکه هر جا که توپ را شوت میکنم دماغ این رفیق ما همان جا است.

- در دوران مرجعیت که مشغله ایشان فراوان شده بود، فقط یک نوع ورزش از ایشان دیده می شد که تا آخر عمر ادامه یافت و آن پیاده روی و کمی نرمش بود. حتی وقتی سال 42 در یک اتاق بسیار کوچک زندانی شدند، در همان سلول قدم می زدند و حتی در هفته های پایانی عمر به جز روزهایی که به علت شدت بیماری به تجویز پزشکان باید استراحت مطلق می کردند، حداقل روزی نیم ساعت در حیاط خانه و در روزهای بسیار سرد در همان اتاق کار خود پیاده روی می کردند و در عین حال یا به اخبار رادیو گوش می دادند و یا با برخی بستگان خود هم سخن می شدند. با عنایت به موارد فوق می توان گفت که اولاً ایشان را باید جزو ورزشکاران تلقی کرد و ثانیاً در تحلیل شخصیت ایشان این جنبه را مورد ملاحظه قرار داد. و ثالثاً در پی کشف این معنا بر آمد که مبانی اندیشه ای یک فقیه، فیلسوف، عارف و سیاستمدار چرا، چگونه و تا چه حدودی به موضوع ورزش توجه داشته و تجویز ایشان در مورد ورزش چه خاستگاهی دارد.

از نظر فقهی: نظر به آنکه برخی ورزشها تا مرز واجب پیش رفته، خانواده ایشان که جزو افراد بسیار متشرع و در عین حال اجتماعی و سیاسی بودند، توجه داشته اند که ایشان با آن ورزشها آشنا شود. مانند شنا، سوارکاری، تیراندازی.

از وجه عرفانی: اگر با مسامحه بتوان عرفان را به عرفان شیدایی و عرفان زهد تقسیم کرد. اگر چه از برخی جهات عرفان امام خمینی(س) را میتوان عرفان زهد تلقی نمود اما عرفان ایشان بیشتر صبغه شیدایی دارد. در عرفان شیدایی جسم هر قدر سالمتر به ملک الموت تقدیم شود به غایت خلقت نزدیکتر است. جالب آنکه نقل است که آخرین کاری که پیامبر اکرم(ص) انجام داد و جان به ملک الموت تقدیم نمود، این بود که با دقت دندان های خود را مسواک کرد. در حقیقت سالم و سر حال نگه داشتن جسم و نه بی اعتنایی به آن در مکتب عارفان شیدا، شکر نعمتهای خداوند است که بخشی از آن در ورزشهای هدفمند تامین می شود و بخشهایی به اموری دیگر مانند خوردن روزی حلال و پرهیز از اسراف... تامین شدنی است ضمن آنکه پیامبر اکرم(ص) فرمود: المُؤمِنُ القَوِىُّ خَیرٌ و أَحَبُّ إلَى اللّهِ مِنَ المُؤمِنِ الضَّعیفِ مؤمن نیرومند نزد خداوند بهتر و محبوبتر از مؤمن ناتوان است. همچنین در مباحث بنیانی تر فلسفی در مکتب فلسفی - عرفانی ملاصدرا جسم و روح تا آنجا پیوند دارند که امام خمینی(س) در فضای این منظومه فکری چنین گفته اند: روح و جسم با هم وحدت دارند: جسمْ ظلّ روح است؛ روحْ باطنِ جسم است، جسمْ ظاهرِ روح است. اینها با هم یک هستند، جدایى از هم ندارند. همان طورى که جسم انسان و روح انسان وحدت دارد، باید طبیب جسمى و طبیب روحى وحدت داشته باشند... (صحیفه امام ج 6 ص 344)

از نظر سیاسی: نظر به آنکه سیاست جزو آن دسته از اموری است که دو سوی طیف آن تضاد آشکار با هم دارد که یک سوی آن حقجویی و سوی دیگرش ماکیاولیستی است چنانکه سمبل های آن را در طول تاریخ می توان از ابراهیم خلیل(ع) در مقابل نمرود، موسای کلیم(ع) در تقابل با فرعون، پیامبر اکرم(ص) در مقابل سران قریش، امیر مومنان علی(ع) در مقابل قاسطین و مارقین و ناکثین و در قرون اخیر که سیاستهای استمعاری شکل نوینی به خود گرفته، یک سوی آن را گاندی و سوی دیگرش استعمار انگلیس می توان مثال آورد، باید دید موضوع ورزش از کدام سوی طیف و با چه هدفی مورد توجه می باشد. مثلاً در یونان و رم قدیم گلادیاتورها را با تعلیمات بسیار سختی آموزش می دادند تا وقتی آنها را به جان هم می اندازند، برای اشراف سرگرمی ایجاد کنند و در قرون اخیر نیز برخی مسابقات مانند مشتزنی که نام ورزش به خود گرفته، از سوی سازمانها و شرکتهایی برای سرگرمی طبقاتی از اجتماع پشتیبانی می شود، همان ماهیت را دارد،... لذا باید بین امور ورزشی که در سلامت جسم و روان تاثیر بسزایی دارد و اموری که فقط برای سرگرم ساختن اجتماع سازماندهی و پشتیبانی می شود تفکیک قائل شد. فوتبال نمونه ای از آنها است که به سیاست راه یافته و یا سیاست در آن دخالت زیادی دارد و در پنجاه سال اخیر ماهیتی بسیار پیچیده یافته است. از جمله اینکه گاه سیاستهای استعماری از فوتبال که یک بازی پرهیجان، پرطرفدار و پربیننده می باشد در جهت سرگرم ساختن ملتها و در برهه هایی برای غفلت از موضوعات اساسی در جوامع توسعه نیافته، مورد سوء استفاده قرار گرفته است. به همین جهت در قبل از انقلاب برخی نخبگان فکری به جامعه انذار می دادند که رژیم شاه در پی مطامع سیاستهای استعماری، فوتبال را در سطح ملی ترویج می کند و در برهه ای امام خمینی(س) نیز حق را به نخبگان جامعه داده و با جملات انتقادی زیر متعرض آن شدند: ...برنامه هایتان یک برنامه هاى استعمارى است؛ همه اش بازى؛ همه اش فوتبال؛ همه اش چه. سایر ممالک هم این طورى است؟ پس این [بمب]اتمها را کى درست کرده است؟ (صحیفه امام ج 1 ص 304)

البته به رغم این بیان، مرحوم حاج احمد آقا فرزند امام(س) خود جزو اشخاص مطرح در تیمهای محلی فوتبال بود و بسیاری از فوتبالیستهای مشهور با ایشان بازی کرده بودند. لذا امام نه تنها به او ایرادی نمی گرفت که در 16 اسفند سال 60 حاج احمد آقا [اعضای]تیمهای مطرح آن زمان را به دیدار امام(س) برد و امام سخنان خود را با همان جمله مشهور "من خودم ورزشکار نیستم اما ورزشکارها را دوست دارم"( همان،ج16،ص80) را  بیان کردند و اگر این اتهام وجود داشت که ترویج فوتبال در برهه هایی سیاستی استعماری بوده اما لزوماً همواره اینگونه نبوده و تیمهای ورزشی از جمله تیمهای فوتبال هم می توانند صادرکنندگان ارزشهای اخلاقی، انقلابی و اسلامی باشند. نکته دیگری که واژه فوتبال در آثار امام(س) دیده می شود استفتای آقای محمد هاشمی و اسماعیل فردوسی پور در تاریخ 30 آذر 66 در مورد پخش سریالهای خارجی و لباس کشتی گیران و فوتبالیست ها از سیمای جمهوری اسلامی است که حکم آن در مورد اینکه قسمتی از بدن آنها پوشیده نیست، چه می باشد؟ و امام خمینی(س) آن را بدون اشکال دانسته اند. (صحیفه امام ، ج 20، ص 445-446).

نکته آخر در این مجمل آنکه امام خمینی(س) برای ورزش فی نفسه اصالت قائل نبودند و در هر دیداری که با ورزشکاران رشته های مختلف داشتند، نکاتی را یادآور می شدند که ذکر هفت نمونه آنها خالی از لطف نیست:

- شما اگر دقت کنید در حال جامعه ها و طبقات جامعه می بینید که آنهایی که در عیش و عشرت می گذرانند، حقیقتاً عیش و عشرت نیست؛ بدنها افسرده، روحها پژمرده و کسالت سرتا پای آنها را گرفته است. اگر دو ساعت عشرت می کنند، بیست و دو ساعت در ناراحتی او هستند و آنهایی که اهل خدا هستند، توجه به خدا دارند، ورزش جسمی میکنند و ورزش روحی؛ آنها در تمام مدت، اشخاصی هستند که پژمردگی در آنها نیست و افسردگی در آنها نیست، و این یک نعمتی است از خدای تبارک و تعالی، که خداوند نصیب همه بکند، ان شاءالله(صحیفه امام، ج16، ص80-81)

- ورزشکارها همیشه اینطور بودند که یک روح سالمی داشتند، از باب اینکه توجه به شهوات نداشتند،توجه به لذات نداشتند، توجه به یک فعالیت جسمی داشتند که عقل سالم در بدن سالم است.(صحیفه امام، ج16، ص80)

- از خدای تبارک و تعالی خواهانم که شما جوانها را که ذخیره این کشور هستید و مایه امید ملت و اسلام هستید هرچه بیشتر موفق کند که در همه ابعاد انسانی ورزش کنید. یک بعدش این بعدی است که شما متخصص در آن هستید و امید است که بعدهای دیگری هم که انسان دارد و انسانیت دارد در شما رشد کند.(صحیفه امام،ج16،ص80)

- شما نمونه باشید در کشورهای دیگر، که شماها از جمهوری اسلامی هستید. ما امروز احتیاج به این داریم که اسلام را در هر جا تقویت کنیم و در هر جا پیاده کنیم و از مملکت خودمان اسلام را به جاهای دیگر به آن معنایی که در مملکت الآن حاصل شده است صادر کنیم و یکی از وجه صدورش همین شما جوانها هستید که در سایر کشورها می روید و جمعیتهای زیادی به تماشای شما می آیند به تماشای قدرتهای شما می آیند. باید طوری بکنید که این جمعیتهای زیاد را دعوت کنید عملاً به اسلام. در اعمالتان، در رفتارتان، در کردارتان طوری باشید که نمونه باشد برای جمهوری اسلامی، و جمهوری اسلامی با شما به جاهای دیگر هم ان شاءالله برود.(صحیفه امام،ج16،ص81)

- مملکت ما همان طوری که به علما و دانشمندان احتیاج دارد، به این قدرت شما هم احتیاج دارد این قدرت وقتی با ایمان باشد وقتی که زورخانه با قرآن باشد، با ایمان باشد، پشتوانه یک ملت است. وقتی قهرمانها، قهرمانهای اسلامی باشند، پشتوانه یک ملت هستند، بازوی یک ملت هستند.(صحیفه امام،ج8، ص34)

- علی-علیه السلام- که در هر جا میرویم اسم او هست، پیش فقها وقتی می رویم فقه علی، پیش زاهدها وقتی که می رویم زهد علی، پیش صوفیها وقتی که می رویم آنها هم می گویند تصوف علی، پیش ورزشکاران هم که می رویم آنها هم می گویند که علی و با اسم علی شروع می کنند... و من امیدوارم که شما ورزشکارها همان طوری که قدرت بدنی برای خودتان تحصیل می کنید، و ماشاءالله با بازوهای ستبر اینجا الآن نشسته اید و من هم خیلی خوشم می آید، همان طور به علی-علیه السلام- اقتدا کنید در آن مطالبی که او داشته؛ در آن زهدی که او داشته در آن تقوایی که او داشته است.(صحیفه امام،ج7،ص263-264)


+ نوشته شده دردوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت 3:19توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             سبک زندگی در اندیشه امام خمینی(ره)


زندگی امام خمینی

سبک زندگی از نظریه نشأت می گیرد یا نظریه از سبک زندگی؟ نسبت هستی شناسی با سبک زندگی چیست؟ آیا می توان با «تزریق» یک انگاره ی وجود شناختی، آدمیان را به ساخت عالمی متناسب با آن انگاره متمایل کرد؟ آیا می توان با یک سبک از زندگی، منظومه ای هستی شناختی را در ذهن آدمیان متولد کرد؟

 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

 

«سبک زندگی» هرچند مفهومی نوپدید نیست لیکن دیرزمانی نیست که جایگزین مفاهیمی چون «طبقه اجتماعی» برای جبران جاماندگی تفکر اجتماعی در توضیح تحولات متاخر شده است. سبک زندگی تا زمانی که در پارادایم علم جدید استفاده می شود، معنا و اقتضائات تاریخی اش را با خود به همراه دارد. اما زمانی که قرار است در نسبت با منطق دیگری چون منطق دینی استفاده شود، بهتر آن است که برایش معادلی در تاریخ دین یافت شود. یافتن این معادل به محقق کمک خواهد کرد تا ردّ مناسبات این مفهوم را با سایر مفاهیم دینی پیدا کند. حساسیت نسبت به مفهوم سبک زندگی در محافل علمی بخصوص از زمانی که رهبر انقلاب آنرا نرم افزار تمدّن اسلامی خواندند، بیش از گذشته شد. آنچنان که  از تعریف رایج برمی آید اجزای تشکیل دهنده ی سبک زندگی که این مفهوم را توضیح می دهد از قبیل خانواده، ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، تفریحات، کسب و کار و رفتارهای فردی و اجتماعی در محیطهای مختلف ، ابعاد نوپدیدی در زندگی ما نیستند و طبعاً می توان در میان انحاء تفکر و علوم متولد شده در تاریخ فرهنگ و تفکر اسلامی، در قبال آنها مفهومی را یافت که امکان مطالعه ی آنرا در منطق و ادبیات دینی تسهیل کند. رهبر انقلاب خود اصطلاح «عقل معاش» را در مفهوم جامع خود، مترادف مفهوم سبک و فرهنگ زندگی دانستند. این بدان معناست که لازم است برای فهم درست این مفهوم و بهره بردن از مآثر فکری و تمدنی در پاسخ به مسائل مرتبط با آن، بدنبال کشف مفاهیم معادل باشیم. این نوشتار تلاشی در همین زمینه است.
 
در متون شاخص عرفان نظری می توان به عنوان فهم اسلامی مفهوم «سبک زندگی» زمینه ای را یافت. در فهم عرفانی، میان نشئه ی ناسوتی انسان و درک وجود شناختی او نسبت وثیقی برقرار است. توضیح آنکه در عرفان نظری انسان دارای سه حضرت، سه عالم یا سه مقام دانسته می شود. هرکدام از این عوالم تربیت مخصوص و علم مخصوص و عمل مناسب با آن مقام و نشئه را اقتضاء دارد. در نظر  عرفا نشئه ی بالادستی واجد حضرت وجود شناختی است. آنرا عالم غیب، نشئه ی آخرت کبری و مقام روحانیت و عقل می دانند. به تعبیر امام راحل رضوا ن الله تعالی علیه بالاترین و شریفترین علم متکفل تربیت آدمی در این نشئه و مقام است و آن علمی است که : « تقویت و تربیت عالم و روحانیت و عقل مجرد را کند، علم به ذات مقدس حق و معرفت اوصـاف جـمـال و جـلال ، و عـلم بـه عـوالم غـیـبـیـه تـجـردیـه ، از قـبـیـل مـلائکـه و اصـنـاف آن ، از اعـلى مـراتـب جبروت اعلى و ملکوت اعلى تا اخیره ملکوت …»* با این وصف عالم جبروت یا آخرت کبری یا عقل، راجع به کمالات عقلی و وظائف روحی است و آنچنان که امام(ره) می فرمایند: «مـتـکفل این علم پس از انبیا و اولیا، علیهم السلام ، فلاسفه و اعاظم از حکما و اصحاب معرفت و عرفان هستند.(همان) دو نشئه و مقامی که ذیل این عالم شمرده می شود، اول نشئه ی برزخ یاملکوت است که عالمی بین العالمین است(حکما از این مقام به «عالم خیال» هم یاد می کنند) و دانی ترین حضرت انسانی هم دنیاست که مقام ملک و شهادت است. در نظر عرفان اسلامی علم متناسب و مقتضی عالم ملکوت(برزخ) راجع به اعمال قالبیه و وظایف آن است که بطور خاص به کیفیت حصول محاسن اخلاق می پردازد. نشئه ی شهادت و دنیا عالم اعمال قالبیه و ظاهره ی نفس است. علم ناظر بر آن در زبان دین، عام فقه و مبادی فقه گفته می شود و در زبان حکمت و فلسفه علم الاجتماع ، آداب معاشرت و تدبیر منزل و سیاست مدن خوانده می شود.(توضیح اینکه بطور سنتی متفکران و حکمای پیشین به دسته بندی علوم می پرداختند؛ رایجترین دسته بندی از ارسطو به بعد مبتنی بود بر تقسیم سه گانه ی علم به : اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مدن که در شاخه ی حکمت عملی قرار می گرفتند. فارابی نیز در احصاء العلوم از همین تقسیم بندی تبعیت می کند)
 
اما نکته ی مهم پس از شناسایی عوالم حقیقی وجود این است که بدانیم در عرفان اسلامی این عوالم ثلاثه نه تنها با هم مرتبط اند که کاملا منطبق بر هم اند و در تاثیر و تاثرات بر یکدیگر در واقع یک عالم یکپارچه دانسته می شوند. به عبارت دیگر سه نشئه ی اصلی عالم انسانی از وجود یک موجود به نام انسان در سه صورت و سه بعد از عالم حکایت می کند. امام (ره) در اینباره می فرمایند: « تعبیر به ارتباط نیز از ضیق مـجـال و تـنـگـى قـافیه است ، باید گفت یک حقیقت داراى مظاهر و مجالى است» و در خصوص این ارتباط بین عوالم مختلف می فرمایند: «بـایـد دانـسـت کـه هـر یـک از ایـن مـراتـب ثـلاثه انسانیه که ذکر شد به طورى به هم مـرتـبـط اسـت کـه آثـار هـر یـک بـه دیـگـرى سـرایـت مـى کـنـد، چـه در جـانـب کـمـال یـا طـرف نـقـص . مـثـلا اگر کسى قیام به وظایف عبادیه و مناسک ظاهریه ، چنانچه باید و مطابق دستورات انبیاست ، نمود، از این قیام به وظایف عبودیت تاءثیراتى در قلب و روحـش واقـع شـود کـه خـلقـش رو بـه نـیـکـویـى و عـقـایـدش رو بـه کمال گذارد. و همین طور اگر کسى مواظب تهذیب خلق و تحسین باطن شد، در دو نشئه دیگر مـؤثـر شود، چنانکه کمال ایمان و احکام عقاید تاءثیر در دو مقام دیگر مى نماید و این از شـدت ارتـبـاطـى اسـت کـه بین مقامات است».
 
بنابراین در تعریف عرفان اسلامی مناسک ظاهریه که راجع به اعمال ظاهری انسان، شیوه ی زندگی و ممشای او در زیست دنیایی است، زمینه ی تربیت روحی آدمی است و فساد در این مقام، به اقتضاء انطباق این عوالم بر هم، فساد عقیده و نظر را در پی خواهد داشت. امام(ره) در ادامه به نقد فهم کسانی چون شیخ اشراق می پردازد که در حکمت الاشراق، کمال علمی را بدون حصول کمال عملی ممکن می داند. ایشان این عقیده را باطل و قائلین به آن را محجوب از نشآت انسانی می دانند.
 
بیش از ده سال پیش زمانی که سپهر عمومی دانشگاه ها در چنبره ی تفکر عرفی و تکثرگرای یک جریان فکری بود، یکی از محققان فلسفه اسلامی نکته ای گفت که گشایش دهنده ی فهم ما در نسبت با پرسش های فوق است. ایشان گفت زمانی فکر میکردم فلان نویسنده که شریعت را در گیرودار قبض و بسط می فهمد و با تکیه بر اشعار مشکوک الدلاله ی مولای رومی، بر بسط تجربه ی نبوی اصرار می کند، مگر چه نفوذی دارد که برخی مردم کوچه و بازار هم هر از گاهی با او همزبانی می کنند! مگر مردم کوچه و بازار هم فلسفه ی دین یا کلام جدید می خوانند! اما بعدتر فهمیدم میان این مردم با آن نویسنده هرچند در ظاهر نسبتی و ارتباطی نیست امّا هر دو در یک عالم حضور دارند. آن متفلسف، زبان دریافت حضوری همین آدمیان است. او تکثرگرایی و نسبیت در فهم و حق را تئوریزه می کند و مردمان له شده در نظامات سیاسی و اقتصادی لیبرلیستی هم از ترک شریعت و نسبیت حقیقت سخن می کنند.
 
تمام نقل قول ها از کلام امام خمینی (ره) از کتاب چهل حدیث شرح حدیث بیست و سوم است.

وحید یامین پور


+ نوشته شده درشنبه نوزدهم مرداد 1392ساعت 13:19توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             امام خمینی در کلام آیت الله بهجت


امام خمینی آیت الله بهجت فرمودند: قبل از پیروزی انقلاب خواب دیدم که شاه به سید جوانی خیلی احترام می کرد . در عالم رویا فهمیدم که پس از شاه ، او خواهد بود. پس از پیروزی انقلاب ، دیدم که همانطور شد ؛ ولی قیافه آقای خمینی با آن جوان تطبیق نمی کرد ؛ اما وقتی عکس جوانی ایشان را آورند دیدم عینا همان است ...

 


" بسم الله الرحمن الرحیم "

کتاب «زمزم عرفان» با موضوع و محوریت زندگی حضرت آیت الله محمد تقی بهجت(ره) به همت آیت الله محمدی ری شهری یادنامه ای است که درباره مرجع و عارف بزرگوار، آیت الله بهجت(ره) تالیف و تدوین شده است.

به گفته وی در دیدارهایی با آن عالم برجسته، ایشان مطالب متنوّعى را درباره قرآن، حدیث، فقه، اصول، اخلاق، عرفان، کشف و کرامات علماى سلف، حج و سرپرستى حجّاج، امام خمینى(ره) و انقلاب اسلامى و برخى امور سیاسى بیان مى‏فرمود.

 

در ادامه به چند مورد از نکات ناب ایشان درباره امام خمینی(ره) ؛به نقل از آیت الله ری شهری اشاره می‏کنیم:

 

خواب آیت الله بهجت درباره انقلاب

فرمودند: چندماه قبل، آقای خمینی را خواب دیدم كه جلوی من نشسته؛ ولی ضعیف و رنجور. ناگهان سکته کرد و از دنیا رفت. این، بدین معناست که نهضت ایشان تاکنون بوده، ولی دچار مشکل می شود.

برای پیشگیری از آسیب دیدن نهضت، به آقای خامنه ای پیغام دادم که: من اقداماتی انجام داده ام؛ لیکن خود ایشان هم باید کارهایی را انجام دهد. نمی دانم انجام داده یا نه. بعد ایشان آقای حجازی را فرستاد و توضیح خواست.

در ادامه ایشان از اینجانب (ری شهری) خواستند که: شما هم کاری بکنید.

گفتم: غیر از دعا و ذکر، چه می توان کرد؟

فرمودند: قربانی و صدقه، مۆثر است...

 

ارتباطات سری آیت الله بهجت با امام خمینی

آیت الله بهجت به این جانب فرمودند :

اسراری از آقای خمینی می دانم که تاکنون به کسی نگفته ام و پس از این هم نخواهم گفت!

پیش از فوت حضرت امام چندین بار اقدام کردم که ملاقاتی میان آقا و امام صورت گیرد . یکبار خیلی اصرار کردم و گفتم : ایشان دوستتان بوده! خوب است همدیگر را ببینید.

ایشان فرمود :

 " تو چه می دانی که همین دیشب با هم چه گفتگوئی داشتیم !"

گفتم این را ایشان هم می دانند ؟ فرمود :

" بله ایشان هم می دانند! "

 

رویائی حاکی از پیروزی انقلاب به رهبری امام خمینی

آیت الله بهجت ، در یکی از دیدارهایم با ایشان ، به رویائی ازخود درباره پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی اشاره کردند.

ایشان فرمودند: "قبل از پیروزی انقلاب خواب دیدم که شاه به سید جوانی خیلی احترام می کرد . در عالم رویا فهمیدم که پس از شاه ، او خواهد بود. پس از پیروزی انقلاب ، دیدم که همانطور شد ؛ ولی قیافه آقای خمینی با آن جوان تطبیق نمی کرد ؛ اما وقتی عکس جوانی ایشان را آورند دیدم عینا همان است .

در عالم رویا آن جوان چیزی گفت که از آنچه می گویم ، معلوم میشود . پس از انقلاب آقای خمینی گفت : «هر کس در برابر انقلاب بایستد ،هلاک میشود » ؛ و بدین سان ، آنچه در خواب دیده بودم ، تعبیر شد "


+ نوشته شده درپنجشنبه هفدهم مرداد 1392ساعت 3:18توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             امام خمینی ره : اولین منزل از منازل انسانیت

امام خمینی ره

اولین منزل از منازل انسانیت منزل یقظه و بیداری است. چنانچه مشایخ اهل سلوک در منازل سالکان بیان فرمودند. آنچه لازم است بیان شود این است که انسان تا تنبه پیدا نکند که مسافر است و لازم است از برای او سیر و دارای مقصد و باید به طرف آن مقصد ناچار حرکت کند و حصول مقصد ممکن است، "عزم" برای او حاصل نشود و دارای "اراده" نگردد.

امام خمینی ره


+ نوشته شده درپنجشنبه هفدهم مرداد 1392ساعت 3:16توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ fajreaftab محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط 
سید جعفر فاطمی نوش آبادی و ثبت شده در پایگاه ساماندهی