X
تبلیغات
فجرآفتاب-دهه فجر انقلاب اسلامی و امام

حضرت امام خمینی(ره) در چارچوب نظام مردم‌سالار دینی در باب وظایف مردم تاکیدات بسیاری دارند. ایشان معتقد بودند مردم وظیفه دارند تا بر جهت‌گیریها و سیاستگذاریهای دولت در داخل و خارج نظارت کرده و نظرهای مشورتی خود را برای بهبود جامعه واستحکام پایه‌های نظام اسلامی ارائه دهند. امام راحل در این باره تاکید دارند که:«اگر ملت بخواهد که این پیروزی تا آخر برسد و به منتهای پیروزی که آمال همه است، برسد، باید مواظب آنهایی که دولت را تشکیل می‌دهند، آن که رئیس جمهور است، آن که رئیس مجلس است، همه اینها را توجه بکنند که مبادا یک وقتی از طبقه متوسط به طبقه بالا و به اصطلاح خودشان مرفه، به آن طبقه برسند.»اهمیت نقش مردم در حدی است که امام(ره) آن را تکلیف الهی و مسولیت دینی عنوان کرده است و این از وجوه بارز وظیفه مردم در قبال پیمان با حاکمان است که جوهره مردم سالاری دینی را در بر دارد.

لینک دوستان
لینک های مفید

 

 

کد لو گوی وبلاگ

 فجرآفتاب-دهه فجر انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره)

موتور جستجوي خبر قطره

 
 
همايش منطقه‌ای آشنايی با آثار و انديشه‌های امام خمينی(ره) روز گذشته، 28 بهمن‌ماه با محوريت مقاله‌نويسی در شهرستان اهر برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه آذربايجان شرقی، حجت‌الاسلام جواد حاجی‌زاده، امام جمعه اهر روز گذشته، 28 بهمن‌ماه در همايش منطقه‌ای آشنايی با آثار و انديشه‌های امام خمينی(ره) كه در اهر برگزار شد، با بيان اينكه انديشه‌های امام خمينی(ره) متعلق به زمان خاصی متعلق به زمان خاصی نبوده و جهانشمول است، تشريح كرد: حفظ نظام و انقلاب در گرو پاسداشت ارزش‌های والای انقلاب و انتقال افكار و انديشه‌های امام راحل به نسل بعد از انقلاب است.

وی در ادامه با بيان اينكه تا زمانی كه راه امام و افكار و انديشه های وی در جامعه جاری است دشمن توان مقابله با انقلاب را نخواهد داشت، يادآور شد: راه امام در تبعيت از رهنمودها و فرامين مقام عظمای ولايت است.

به گفته وی امام(ره) به عنوان انديشمند بزرگ جهان اسلام افكار و نظرات بلندی دارد و هر چه از عمر پر بركت انقلاب می‌گذرد، نوگرايی و به روز بودن انديشه‌های وی بيشتر نمايان می‌شود.

حجت‌الاسلام حاجی‌زاده گفت: حفظ نظام و انقلاب در گرو پاسداشت ارزشهای والای انقلاب بخصوص انتقال افكار و انديشه های امام راحل به نسل بعد از انقلاب است و بايد راهكاری ارائه دهيم كه جوانان ما بيش از پيش ترغيب و تشويق شوند كه با مطالعه و تحقيق و پژوهش دراين زمينه بتوانند در شناخت انديشه های ان امام همام گامهای عملی بردارند.

اين همايش به‌منظور آشنايی هر‌چه بيشتر اقشار فرهنگی جامعه با آثار و انديشه‌های امام‌خمينی(ره) در موضوعات گوناگون بين دانش‌آموزان، دانشجويان و معلمان و اساتيد دانشگاهی و اهل‌قلم شهرستان‌های اهر، هريس، ورزقان و كليبر برگزار شد.

يادآور می‌شود كه به دبيرخانه اين همايش 29 مقاله به دبيرخانه همايش ارسال شده كه پس از بررسی مقالات رسيده سه مقاله به عنوان مقالات برتر برای سخنرانی اين همايش انتخاب شد و هفت مقاله نيز به عنوان مقالات منتخب معرفی شدند.


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، جشنواره ها ومسابقات مرتبط با دهه فجر وانقلاب
[ دوشنبه سی ام بهمن 1391 ] [ 0:0 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
نشست تأثير انديشه‌های امام خمينی(ره) و مقام معظم رهبری بر بيداری منطقه با حضور آيت‌الله سيداحمد علم‌الهدي، امام جمعه مشهد در مدرسه تخصصی خواهران جامعةالمصطفی(ص) العالمية مشهد برگزار می‌شود.

فاطمه اكبری، كارشناس فرهنگی ـ هنری، مدرسه تخصصی خواهران جامعةالمصطفی(ص) العالمية مشهد در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه خراسان رضوی اظهار كرد: نشست تأثير انديشه‌های امام خمينی(ره) و مقام معظم رهبری بر بيداری منطقه سه شنبه، 24 بهمن‌ماه ساعت 10 تا 11:30 در مدرسه تخصصی خواهران جامعةالمصطفی(ص) العالمية مشهد برگزار خواهد شد.

وی هدف از برگزاری نشست تأثير انديشه‌های امام خمينی(ره) و مقام معظم رهبری بر بيداری منطقه را آشنايی طلاب زن غيرايرانی با افكار و عقايد بنيانگذار جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری دانست و ادامه داد: آيت‌الله سیداحمد علم‌الهدی، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه مشهد در اين همايش به ايراد سخن مي‌پردازد.

كارشناس فرهنگی ـ هنر ی، مدرسه تخصصی خواهران جامعةالمصطفی(ص) العالمية مشهد تصريح كرد: با توجه به اينكه انقلاب اسلامی ايران نه تنها برای ايران بلكه برای تمام مسلمانان جهان ارزشمند است، لذا كشورهای منطقه با الگو گرفتن از اين انقلاب از چنگ ظلم و استبداد رهايي پيدا كرده‌اند، به همين منظور نشست تأثير نقش انديشه‌های امام خمينی(ره) و مقام معظم رهبری بر بيداری منطقه برای طلاب زن غيرايرانی طرح‌ريزی شده است.

اكبری با بيان اينكه به مناسبت دهه مبارك فجر اداره تربيتی مدرسه تخصصی خواهران جامعةالمصطفی(ص) العالمية مشهد برای طلاب زن غير ايرانی برنامه‌های مختلف برگزار می‌كند، افزود: روز شنبه، 21 بهمن‌ماه نيز نشست الگوی زن مسلمان و نقش و رسالت زنان در رويدادهای بيداری اسلامی بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار شد.

يادآور می‌شود، به مناسبت دهه مبارك فجر نشست بيداری اسلامی نیز با حضور حجت‌الاسلام سيدمهدی عليزاده موسوی، مسئول پژوهشكده حج و زيارت نيز برای طلاب زن غيرايرانی برگزار شده است.


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، جشنواره ها ومسابقات مرتبط با دهه فجر وانقلاب
[ سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 ] [ 0:33 ] [ فاطمی نوش آبادي ]

امام خمینی(ره):آن رمزی كه شما را پیروز كرد،ایمان به خدا، توجه به خدا بود.
مبنای انقلاب اسلامی در قرآن کریم
مقایسه انقلاب امام حسین (ع)با انقلاب امام خمینی (ره)
مطهری شهید از انقلاب ایران می گوید:
مبنای انقلاب اسلامی از دیدگاه شهید دکتر مصطفی چمران
انقلاب اسلامی برای ایران یا برای جهان ؟
انقلاب سفید شاه و ملت، چرایی، چگونگی و سرانجام؟
سه هجرت امام خمینی (ره)
متن خیر مقدم بازگشت امام خمینى به ایران
اگه 12 بهمن بودی چیکار می کردی؟
آرم جمهوری اسلامی را چه کسی طراحی کرد؟
یک جمله از امام خمینی (رحمة الله علیه). سهم شما یک جمله-ویژه دهه فجرانقلاب
یک جمله از امام خامنه ای(حفظه الله )-ویژه دهه فجرانقلاب
انقلاب اسلامی حماسه ، شعر و شور و شعور
طلوع فجر
مجموعه سروده ها و اشعار انقلابی
پیامک فجر ایمان
گنجینه صوتی انقلاب
دانلود سخنرانی های امام خمینی (ره)
خاطره رهبر انقلاب از روز بازگشت امام به ایران - صوتی
تصاویر و پوسترهای گرافیکی ویژه دهه ی فجر
روزگار لاله ها - تصاویری پر از خاطره
فایل تصویری سخنان امام در مورد پیروزی انقلاب اسلامی
بسیار محرمانه - فایل صوتی دادگاه امیرعباس هویدا
دانلود مستند صراط-با رویکرد انقلاب و راهی که آمده ایم (به مناسبت دهه فجر)
فلش حماسی -انقلابی
کتاب امام آمد
کتاب «مفاسد رژیم خاندان پهلوی» جلد 1 و 2
کد پلیر آنلاین نواهای انقلابی برای وبلاگ ویژه دهه فجر
ویژه نامه سال 1388
ویژه نامه سال 1389
ویژه نامه سال 1390




دانلود صوت


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، مناسبت روز ،هفته،ماه، مقالات دهه فجر و رهبری، عکس و فیلم و صوت، كتب مجلات و انتشارات دهه فجر وانقلاب وامام خمینی
[ سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ] [ 2:14 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
  ما تکلیف داریم آقا! این‌طور نیست که ما منتظر ظهور امام زمان(عج) هستیم، پس دیگر بنشینیم خانه‌هایمان، تسبیح را دست بگیریم و بگوییم'عجّل علی فرجه'، عجّل، با کار شما باید تعجیل بشود، شما باید زمینه را فراهم کنید.

امام خمینی(ره) معمار بزرگ انقلاب اسلامی ایران، زمینه‌سازی برای ظهور حضرت حجت(ع) را از وظایف منتظران واقعی آن حضرت می­داند. ایشان در فرازهایی از سخنان خویش به این مهم پرداخته و حتی برخی از برداشت‌های غلط از مفهوم انتظار را نقد کرده‌اند، در ذیل به بخشی از کلام ایشان اشاره می­کنیم:

"انقلاب مردم ایران، نقطة شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ـ ارواحنا فداه ـ است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد."[1]

"امیدواریم که این انقلاب، یک انقلاب جهانی بشود، و مقدمه‌ای برای ظهور حضرت بقیت‌الله ـ ارواحنا له الفداء ـ باشد."[2] و "ما با خواست خدا، دست تجاوز و ستم همة ستمگران را در کشورهای اسلامی می‌شکنیم و با صدور انقلابمان که در حقیقت صدور اسلام راستین و بیان احکام محمدی است، به سیطره و سلطه و ظلم جهان‌خواران خاتمه می‌دهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی مصلح و کل و امامت مطلق حق امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ هموار می‌کنیم."[3]

"ان‌شاء‌الله اسلام را آن‌طور که هست، در این مملکت پیاده کنیم و مسلمین جهان نیز اسلام را در ممالک خودشان پیاده کنند و دنیا، دنیای اسلام باشد، و زور و ظلم و جور از دنیا برطرف بشود و [این] مقدمه باشد برای ظهور ولیّ عصرـ ارواحنا فداه ـ"[4].

"ما تکلیف داریم آقا! این‌طور نیست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان(عج) هستیم، پس دیگر بنشینیم تو[ی] خانه‌هایمان، تسبیح را دست بگیریم و بگوییم: "عجّل علی فرجه"، عجّل، با کار شما باید تعجیل بشود، شما باید زمینه را فراهم کنید برای آمدن او، و فراهم کردن این که مسلمین را با هم مجتمع کنید. همه با هم بشوید. ان‌شاء‌الله ظهور می‌کند."[5]


"یک دسته... انتظار فرج را می‌گفتند این است که ما کار نداشته باشیم به این که در جهان چه می‌گذرد؛ بر ملت‌ها چه می‌گذرد... برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ـ ان‌شاء‌الله ـ درست می‌کنند؛ دیگر ما تکلیفی نداریم. تکلیف ما این است که دعا کنیم ایشان بیایند"[6] [و] "یک دسته‌ای... بودند؛ می‌گفتند: باید دامن زد به گناه‌ها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت تشریف بیاورند... البته در بین این دسته، منحرف‌هایی هم بودند، اشخاص ساده‌لوح هم بودند."[7]■
 

پی نوشت ها:
[1]. خمینی، روح‌الله، صحیفه امام، ج 21، ص 327.
[2]. همان، ج 16، ص 131.
[3]. همان، ج 16، ص 345.
[4]. همان، ج 15، ص 262.
[5]. همان، ج 18، ص 269.
[6]. همان، ج 21، ص 13-14.
[7]. همان، ج 21، ص 14.

"مجله شماره 40 امان، مقالات"

 


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، مناسبت روز ،هفته،ماه
[ سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ] [ 2:13 ] [ فاطمی نوش آبادي ]

درپی انتشار مقاله ای از دکتر محسن کدیور پیرامون ماجرای آیت الله شریعتمداری و ادعای ممانعت نظام جمهوری اسلامی و امام خمینی(س) از فراهم نمودن امکان معالجه بیماری ایشان پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران طی یادداشت ها و مصاحبه هایی به این موضوع پرداخت و برخی از زوایای مسئله را روشن نمود.
در پی پاسخ مجدد دکتر محسن کدیور به این مسئله پایگاه جماران به گفتگو با دکتر حمید انصاری قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی پرداخت که حاوی زوایای ناگفته و درخور توجهی است که در ادامه می خوانید:

اخیرا یکی از سایت‌‌های خارجی با انتشار اسنادی در صدد احیای مجدد موضوع آیت‌الله شریعتمداری است و در این مسیر، نسبت‌ها و اهانت‌های بسیاری را متوجه امام کرده است. آیا جناب‌عالی و موسسه قصد پاسخگویی ندارید؟

در ابتدا لازم است از حساسیت دوستان تشکر کنم و طبعاً بر همین اساس هم سایت جماران از آغاز این مسئله را دنبال کرده است. البته نظر شخصی اینجانب این است که وظایف و شأن موسسه تنظیم و نشر آثار امام فراتر از پاسخ‌گویی به صورت موردی به این قبیل ادعاها و اتهاماتی است که تقریباً به صورت شبانه‌روزی از اول پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز در رسانه‌های بیگانه تکرار می‌شود که وجه مشترک همه اتهام‌نامه‌های اخیر، سوء استفاده از شرایط کنونی ایران و پیوند دادن وقایع حال حاضر به حوادث ۲۰ و یا ۳۰ سال پیش از این، بدون هیچ‌گونه ارتباط منطقی و واقعی بین آنها و در نتیجه وارونه‌گویی وقایع گذشته انقلاب، مظلوم نمایی، جعل دروغ و ایراد انواع تهمت‌ها نسبت به امام و فرزند مظلوم و مرحوم او و دیگر یاران امام و نقد عملکرد مردم ایران در دهه اول انقلاب می باشد. ضمن آن‌که برخلاف القای نویسنده مطالب انتشار یافته اخیر –‌که اشاره کردید‌– آنچه که وی ادعا کرده و آنچه که او به عنوان سند ارائه کرده است هیچ‌یک مطالب جدیدی نیستند که نیازمند پاسخگویی باشند‌. اما از آنجا که نویسنده در پاسخ به اظهارات دو صفحه‌ای آیت‌الله بجنوردی متجاوز از ۴۰ صفحه بر مدعای نوشته اول خود تأکید ورزیده و به اصطلاح سند ارائه کرده است. ممکن است سکوت موسسه را حمل بر پذیرش اتهامات وارده خویش نماید و بعدا این امر را نشانه اتقان مستندات و درستی ادعاهای خود فرض کند. لذا ممکن است افرادی که بر حقیقت حوادث آن دوران و ماجرای آیت‌الله شریعتمداری آگاه نیستند را تحت تأثیر قرار دهد . بنابراین پاسخ به پرسش‌های شما را در مسیر دفاع از حقیقت‌، مفید می‌دانم به خصوص که سایت جماران عملاً وارد این بحث شده است. اما ذکر دو سه نکته کوتاه ولی مهم ضروری است:

موضوع بیماری مرحوم آیت‌الله شریعتمداری اصلی‌ترین محور اتهام نویسنده مذکور به امام است که مدعی است آن مرحوم معالجه نشده است و جلوگیری از آن با نظر و دستور امام بوده است. در این باره بهترین ردیه بر این ادعا، نامه‌های خود آیت‌الله شریعتمداری است –‌که نسخه اصل اکثر آن‌ها موجود است‌-. نقل فرازهای مورد استناد در این نامه‌های متعدد را به پاسخ تفصیلی موسسه در آینده موکول می‌کنم اما در این مجال ذکر دو مورد آن در اثبات دروغ بودن ادعای مذکور کافی است‌: ایشان در رجب ۱۴۰۲ خطاب به امام می‌نویسند:
«حضرت مستطاب آیت‌الله العظمی آقای خمینی دامت برکاته با ابلاغ سلام و تحیات، دیروز امر فرموده بودید که دو نفر دکتر برای بررسی‌، معاینه و معالجه حقیر به قم بیایند. از این لطف و بزرگواری مخصوص، فوق‌العاده ممنون و دعاگو هستم و به حمدالله فعلاً احتیاج به بستری در بیمارستان نشد…»

و در نامه دیگری، در دوران حصر به امام نوشته‌اند:
«‌حضرت مستطاب آیت‌الله العظمی آقای حاج آقا روح الله خمینی دامت برکاته
با ابلاغ سلام و تحیات و تبریک عید شریف مبعث به عرض عالی می‌رساند که دیروز چند نفر از دکتر‌ها به دستور وزارت بهداری برای عیادت حقیر آمده بودند …»

این مطلب در چند جای دیگر در تاریخ های دیگری هم آمده است

آیا به جز نامه‌های آقای شریعتمداری مدارک دیگری هم وجود دارد؟

قطعا، علاوه بر شهادت رابطین و نمایندگان متعددی که از سوی امام خمینی برای عیادت ایشان و رسیدگی به درخواستهایی که ایشان طی نامه‌ها‌ی خود به امام نوشته‌، اعزام شده‌اند که اغلب آنها مورد وثوق طرفین بوده و خود مرحوم آیت‌الله شریعتمداری اعزام ایشان را به عنوان افراد مورد اعتماد درخواست کرده است (امثال آیت‌الله کرمانی و آیت‌الله حاج شیخ حسن صانعی) و علاوه بر مدارک دیگری که در همین رابطه وجود دارد و انشاء الله منتشر می‌شوند، قاطع‌ترین سند غیر‌قابل خدشه که بطلان تهمت و ادعای مذکور را آشکارا اثبات می‌کند اظهاراتی است که آقای دکتر باهر به عنوان یکی از پزشکان معالج آن مرحوم – که نه امروز بلکه مدت‌ها و شاید سال‌ها پیش از این – در ضمن گفت‌وگوی بسیار مفصلی که به بیان خاطرات طولانی مدت خود از ارتباط با مراجع و معالجات ایشان اختصاص دارد بیان کرده است و در سایت‌ها منتشر شده و در دسترس همگان می‌باشد‌. تدین‌، و وثاقت آقای دکتر باهر که معروف به طبیب العلماء است نزد مردم قم و قاطبه علما و مراجع گذشته و حال حوزه علمیه قم بر آشنایان به مسائل قم و حوزه علمیه بی‌نیاز از بیان است. ایشان طبیب مخصوص آیت‌الله گلپایگانی و دکتر معالج و مورد اعتماد آیات عظام: امام خمینی، شریعتمداری و نجفی مرعشی و آیت‌الله منتظری و برخی از مراجع فعلی قم و مردم قم می‌باشد.

نقل فراز مورد نظر از اظهارات مفصل ایشان برای بطلان ادعا و تهمت بی‌پایه بازگو شده توسط نویسنده بی‌نیاز از توضیح می‌باشد:

‌امام(س) با این‌که ابهت خاصی داشتند اما بسیار با لطف و کرامت با افراد برخورد می­کردند، از جمله برخورد امام(س) با آیت­ الله شریعتمداری قابل ستایش است؛ گویا بستری کردن آقای شریعتمداری در بیمارستانی در تهران طبق دستور ایشان بوده است.

همین­گونه است. امام(س) بیماری آقای شریعتمداری را پیگیری می­کردند. امام پیغام دادند که «بیا کارت دارم». مثل اینکه امام از جریان بیماری آقای شریعتمداری مطلع شده بودند اما از جزئیات خبر نداشتند. آن­موقع من پزشک ویژه آقای شریعتمداری هم بودم. البته امام به صورت ویژه از حال جسمی شریعتمداری نپرسیدند، بلکه فرمودند: شما پیش آقای شریعتمداری بودی. مشکلش چیست؟ من گفتم: آقا، ایشان سرطان کلیه دارد. کلیۀ راستش تومور دارد. فرمودند: از طرف من بروید و ایشان را ویزیت کنید، سپس دستوراتی هم دادند. بنا به دستور، برای عیادت آقای شریعتمداری به قم رفتم. قبل از آن خدمت آیت‌الله گلپایگانی رسیدم و گفتم: آقا مرا مأمور کرده که امروز خدمت آقای شریعتمداری بروم و از ایشان عیادت کنم، شما فرمایشی ندارید. آقای گلپایگانی فرمودند: آقای علوی [داماد بزرگ آقا که الان فوت کرده و قبرش در شیخان است] هم با شما بیاید. آقای ایرانی، مسئول سپاه قم، هم آنجا بود و خواست که همراه ما بیاید. غروب بود که سه نفری آمدیم خیابان ارم. با تلفن هماهنگ شد و مجوز گرفتیم و رفتیم خدمت آقای شریعتمداری رسیدیم.

این ماجرا مربوط به بعد از محصور شدن آقای شریعتمداری در منزل بود؟

بله، البته. امام دستور دادند که از آقای شریعتمداری بپرسم خواسته‌های سیاسی­اش چیست. من خدمت آقای شریعتمداری عرض کردم: من از طرف امام برای عیادت شما آمده‌ام. آقای شریعتمداری گفتند: خوب شما که پزشک من هستید و همیشه پیش من می‌آیی. بیا بالا داخل اتاق صحبت کنیم. یک آقای پاسدار عزیزی به نام آقای موسوی هم بود که خواست دنبال ما بیاید. آقای شریعتمداری گفتند: آقاجان! دکتر باهر از طرف امام تشریف آورده‌، کار خصوصی با من دارد. شما اینجا تشریف نیاورید. اطاعت کرد و رفت.

آقای شریعتمداری گفتند: من چهار خواسته دارم که خدمت امام بگو: اول اینکه من برای درمان بیماری­ام امکانات مالی دارم. می‌خواهم با پول خودم برای معالجه به خارج بروم. دوم این‌که آن حیاط بزرگی را که اشغال کرده ­اند من با پول سهم امام نخریدم، مال خودم است، این را در اختیار من بگذارند. سوم؛ پول‌های من بلوکه شده و من هیچ پولی در اختیارم نیست، این را آزاد کنند. چهارم؛ این‌که حرف­های که مردم علیه من شعار می‌دهند از امام خواهش کن که دستور بدهد علیه من مطرح نکنند و ننویسند.

خوب، اینها را گفت. فردای آن روز خدمت امام(ره) برگشتم و جریان را توضیح دادم. امام به آقای عبایی خراسانی، رئیس وقت دفتر تبلیغات، فرمودند: «خودت برو و صحبت کن و تمام اموالی که مربوط به ایشان است برگردان. اگر حیاط خانه‌­اش را تصرف کرده­اند، برگردان و هر پزشکی که احتیاج دارد برایش مهیا کن. اما الان شرایط طوری نیست که ایشان خارج بروند، به مصلحت ایشان نیست که خارج بروند. خودتان با حاج‌احمدآقا هماهنگ کنید و هر پزشکی که ایشان می‌خواهد با خرج دولت جمهوری اسلامی ایران از خارج بیاورید که از نظر درمانی کوتاهی نشود. در مورد شعار هم که من به مردم نگفتم شعار بدهند، دست من نیست. من که نگفتم خدای ناکرده مردم به ایشان جسارت کنند و من هم امیدوارم خود مردم این کار را نکنن، ولی نمی‌توانم چنین چیزی را از مردم بخواهم که نکنید.»

یادم هست در درگیری­های اوایل خبر آوردند که عکس امام را پاره کرده­اند. خدمت امام رفتند و به ایشان خبر دادند. شبی امام، خدایش رحمت کند، سخنرانی کردند و فرمودند: «اگر به عکس من هم جسارت کردند، هیچ نگویید، چون اینها معاندند یا منافق هستند که می‌خواهند به این ترتیب جنجال راه بیندازند.» تیزبینی ایشان بسیار بجا بود. در مورد آقای شریعتمداری هم موضوع همین بود. امام(س) فرمودند: من که به مردم نگفتم شعار بدهید که حالا بگویم ندهید. به هر حال طبق دستور، آقای شریعتمداری در بیمارستان مهراد تهران بستری شد. همان‌جا درمانش را آغاز کردند، اگرچه سرطان کلیه پیشرفت کرده بود. منظورم به بزرگواری حضرت امام بود.»

لازم به یاد آوری است که مطالب فوق –‌همان‌گونه که اشاره گردید‌– سال‌ها پیش از این در ضمن یک گفت‌وگوی طولانی و بسیار خواندنی توسط جناب آقای دکتر باهر ریاست بیمارستان آیت‌الله العظمی گلپایگانی در قم بیان گردیده و در سایت‌ها انتشار یافته است؛ اینجانب برای اطمینان از صحت انتساب و اجازه نقل و نشر از آقای دکتر باهر پیگیر تماس با ایشان بودم که شماره تماس را از طریق یکی از دوستان در قم بدست آوردم و دیشب (۶ آذر) پس از بیست و دو سال توفیق تماس و احوالپرسی یافتم‌. ایشان ضمن اجازه نشر و بازگویی مجدد این خاطره فرمودند: خاطرات بسیار زیادی دارند که تنظیم کرده‌اند و در مراحل پایانی برای چاپ و نشر است. از تاریخ وقوع دیدار مذکور پرسیدم. گفتند: دقیقا یادم نیست ولی مربوط به اواخر سال ۶۴ است. سوال کردم‌: چرا دکتر متخصص از خارج نیاوردند، گفتند: چون اصلا نیاز نبود (نه در تشخیص و نه درمان) بعد هم که بستری شدن ایشان طبق تشخیص اطبا اتفاق افتاد و ایشان را در بیمارستان (خصوصی و مجهز) مهراد تهران بستری کردند.

در مورد درخواست مرحوم آقای شریعتمداری برای سفر به خارج، بعد از کشف طرح کودتای قطب‌زاده و سابقه این موضوع در تصمیمات و اظهارات کودتا‌گران دستگیر شده و تماس آنان با ۴ دولت خارجی و از جمله عربستان سعودی –‌و تقاضای آن مرحوم در برخی نامه‌ها به امام برای «سفر به مکه و مدینه و اقامت در مدینه تا هر وقت که صلاح باشد»، و درخواست مشابه دیگری به فاصله چند روز، به عنوان معالجه بیماری؛ و این‌که آیا این درخواست‌ها طبق نظر پزشکان معالج ایشان بوده است یا پیشنهادات و طرح‌ها و بهانه‌های اطرافیان؟ نکات زیاد و قابل توجهی وجود دارد که شرح مستند آن نیازمند تفصیل موضوع در آینده است. البته بخش عمده‌ای از آن در اسناد و خاطرات از سوی متصدیان امر ایشان در دوران حصر انتشار یافته است.

یکی از بحث‌های مطرح امروز، بحث مصادره اموال شخصی آیت‌الله شریعتمداری است؛ آیا در میان اسناد شما نکته‌ای در این باره وجود دارد؟

بله، نکته جالب دیگر که خلاف‌گویی نویسنده را ثابت می‌کند این است که مرحوم آقای شریعتمداری از امام به سبب این که ایشان دستور منع مصادره اموال شخصی ایشان را داده است تقدیر کرده و می‌نویسند:

«آقای دادستان اظهار می‌کند که حقیر خصوصیتی ندارم و باید خانه صورت‌برداری شود. عرض می‌کنم که حضرت آیت‌الله خمینی مدظله، ولایت فقیه دارد و رهبر است و حکم ایشان بر همه لازم الاتباع است، لابد مصلحتی را مراعات فرموده‌اند و یا مورد لطف و شفقت دانسته‌اند» مضمون همین مطلب در برخی از نامه‌های ایشان هم آمده است و در اظهارات آقای دکتر باهر هم – که نقل شد‌- به صراحت بیان گردیده است.

نکته بسیار مهم دیگری که نویسنده مرتکب خلاف‌گویی شده و پیرامون آن با تأکید فراوان و با ادبیات تحریک‌کننده مطلب نوشته و از ظالمانه بودن این تصمیم سخن گفته و امام و نظام را متهم به ظلم کرده است‌: عدم محاکمه رسمی و قضایی آیت‌الله شریعتمداری است، غافل از آن‌که درخواست توقف بازپرسی مقدماتی و عدم ارجاع موضوع به محکمه و راکد گذاشتن محاکمه ایشان، تقاضای مصرانه شخص آن مرحوم بوده است و ایشان –‌چنان‌که در آینده مستندات آن ارائه خواهد شد‌– در چندین نامه با تأکیدات فراوان از امام خمینی به واسطه اجابت این درخواست تشکر کرده است. برای نمونه نقل فرازی از همان نامه‌ای که اتفاقاً نویسنده در نوشته دوم خود به عنوان سند چهاردهم آورده است برای اثبات این‌که این امر درخواست خود ایشان بوده کفایت می‌کند‌، آنجا که می‌نویسند: «…عرض دوم این‌که امر کنید صحبت محاکمه ما را راکد بگذارند و اگر لازم باشد خودتان شخصاً در وضع ما دخالت فرمایید»‌.

نظر شما درباره اسنادی که نویسنده مطالب اخیر منتشر کرده چیست؟

ایشان از حجم انبوه اسناد منتشر شده در ماجرای آیت‌الله شریعتمداری که بر خلاف ادعای نویسنده دقیقا مرتبط با موضوعاتی است که وی بدان پرداخته است چشم پوشیده و برای ادعا و اتهامات بزرگ خود به صورت گزینشی تنها به چند خاطره کوتاه آن‌هم در مواردی با حذف مطالب قبلی و بعدی آن که کاملا برخلاف مقصود نویسنده می‌باشد، بسنده کرده است. ضمن این که بسیاری از خاطرات در موضوعات مربوط به امام -‌از نظر موسسه – محل تأمل و نقد است.

نویسنده برای تهمت بزرگ و تکان‌دهنده خود، ده سند – به اصطلاح خودش – ارائه کرده است. ۹ سند آن ربطی به اصل موضوع تهمت مذکور -یعنی ادعای دروغ دستور امام بر جلوگیری از مداوای آیت‌الله شریعتمداری- ندارد‌. نقد مستندات نه‌گانه و برداشت‌های اشتباه عمدی و یا سهوی نویسنده را به جوابیه تفصیلی آینده موسسه موکول می‌کنم‌. آنچه که مهم است میزان اعتبار تنها مستندی است که نویسنده (به عنوان سند چهارم) آ‌ن‌ را مستمسک این تهمت بزرگ به امام قرار داده است، جای تأمل فراوان دارد‌. این حق برای هر خواننده منصف محفوظ است که پرسیده شود شما که برای اثبات امر ثابتی که منکری نداشته و ندارد یک‌، دو و سه سند را کافی ندانسته‌اید و خاطرات بسیار زیادی از موافقین و مخالفین را به دقت بررسی کرده‌اید و همه آنچه که در این امر یافته‌اید از نامه و خاطره به عنوان اسناد اطلاع امام از بیماری ایشان ارائه کرده‌اید تا نشان دهید که تحقیقتان دقیق و به اصطلاح خودتان در طلب کشف حقیقت و دفاع از حق بوده است؟ چرا در مستند ساختن اصل و اساس ادعا و تهمت بزرگی که به امام خمینی نسبت داده‌اید فقط به سندی که بی‌اعتباری آن نه تنها در اولین نگاه آگاهان بر مسائل حقوقی و تاریخی بلکه در نگاه هر فرد مبتدی نا‌آشنا به موازین حقوقی و شرعی ثابت می‌شود بسنده کرده‌اید‌؟ شما که در سراسر نوشته خود با تأکید بر حقوق انسانی از حق و شأن مرجعیت و حق صاحبان اندیشه ولو برخلاف اندیشه‌مان باشند‌، حتی به تصریح و تعبیر خودتان «از حق شمر بن ذی‌الجوشن‌» نوشته‌اید و از سیره پیامبر‌(ص) و امام علی‌(ع) سخن رانده‌اید با کدام میزان اخلاقی، معیار شرعی و حقوقی و یا وجدانی و انسانی بیش از ۵۰ صفحه مطالبی را نوشته‌اید که پایه و اساس آن را همین ادعا و تهمت تشکیل می‌دهد، اما در مقام ارائه سند برای ادعایی بدین اهمیت و بزرگی در حق کسی مثل امام خمینی به گفته یک نفر از مخالفین امام در همین موضوع مورد مناقشه آن هم به نقل از یک فرد مجهول استناد کرده‌اید و آن را مبنای قریب به اتفاق مطالب و نتیجه‌گیری های بعدی‌تان در این دو نوشته قرار داده‌اید‌؟ قطعاً نویسنده به لحاظ سوابق حوزوی و ادعاهای که در همین رابطه دارد، به خوبی واقف است که نه تنها در فقه اسلام و نظام حقوقی ایران بلکه در تمامی نظام‌های حقوقی معتبر، قول و شهادت مدعی به نفع خویش – حتی اگر عدالتش احراز گردد‌- پذیرفته نیست تا چه رسد به نقل خاطره‌گونه فردی که نامش مستعار و غیر‌واقعی است که او نیز نه بر اساس مشاهدات و مستمعات خویش بلکه بر اساس نقل فردی دیگر – که در این مسئله خود مدعی می‌باشد‌– و او هم با ارجاع به منبع مجهول !!!

آیا این است مبنای تحلیل و داوری نویسنده در تحقیقات مفصلی که وی وعده انتشار آن را داده است و این ۵۰ صفحه را از نتایج و فواید آن پژوهش نامیده است؟ و آیا این است مقتضای رعایت حقوق انسانی و عدالت و انصاف و سیره نبوی و علوی؟!

توضیح این‌که نویسنده این دو اتهام‌نامه علیه امام‌، تنها و تنها سندی که بعنوان مدرک ادعای جلوگیری از معالجه آیت‌الله شریعتمداری به فرمان امام ارائه کرده است نسبت دادن جمله‌ای به امام خمینی است –قلم از بیان آن شرم دارد – که نویسنده آنرا به نقل از فردی مجهول با نام مستعار عبد‌الرحمن راستگو (تصریح بر این‌که نامش مستعار است از خود نویسنده می‌باشد) که او هم این جمله را به نقل از آقای صدر و او هم نه به استناد حضور خویش و استماع جمله مورد ادعا از امام‌، بلکه با ارجاع ضمنی به منبعی مجهول و با تعبیر به اینکه «حتی یک مرتبه آقای خمینی گفته بود:….. » آن عبارت دروغ را به امام خمینی نسبت داده است. این اولین و آخرین سندی است که نویسنده‌، به بازگویی این تهمت بزرگ به امام پرداخته و پیرامون آن و مقدمات و موخرات آن بیش از ۵۰ صفحه مطلب نوشته است و جالب‌تر آن‌که نویسنده برای تصدیق و توثیق این منبع مستعار، به گفته آقای حسن شریعتمداری استناد کرده است که وی گفته «فرد مستعار مورد وثاقت بیت آیت‌الله شریعتمداری بوده است»!.

یکی از بحث‌های مطرح شده‌، بحث حصر ایشان در منزل است، آیا در این باره سندی دارید؟

اسناد زیادی در این رابطه منتشر شده است‌. حصر ایشان در پی کشف طرح کودتای قطب‌زاده بوده است‌. در میان نامه‌های ایشان در این دوران چند نوبت تاکید شده، از حفاظتی که نیروهای نظام از ایشان می‌کنند راضی هستند و حتی تأکید به استمرار آن‌را از امام می‌خواهند‌، و در مواردی هم از محدودیت‌های پیش آمده به واسطه حصر گله کرده و تقاضای رفع آن را کرده‌اند. در جواب تفصیلی به این موضوع هم مستنداً باید پرداخته شود‌. قبلا آیت‌الله بجنوردی بر تذکرات و تأکیدات مکرر امام به مسئولین قضایی و متصدیان حفاظت از آیت‌الله شریعتمداری نسبت به رعایت حال ایشان گفته‌اند که در جماران منتشر شده است.

اما در این مختصر جای این سوال وجود دارد: چرا نویسنده در عین حالی که رندانه کوشیده است تا از ورود به علل منتهی به حصر ایشان و مسایل حزب خلق مسلمان و خشونت و کشتار تبریز در غائله این حزب و قیام علما و مردم تبریز علیه آنان، و گسیل جمعی چماق به دست و مسلح به قم و ایجاد بلوا در این شهر از سوی این حزب، و ماجرای کودتای نوژه و اسناد ارتباطات آنها و ماجرای شیخ غلامرضا زنجانی، مهدوی و قطب‌زاده که منتهی به حصر ایشان گردید و اسناد وابستگی‌های فکری و سیاسی فرزند آن مرحوم، و مسائل مربوط به پرونده‌های ساواک و اسناد سفارت سابق آمریکا در ایران اجتناب ورزد به بهانه اینکه موضوع نوشته‌اش چیز دیگری است و‌لی در همین دو نوشته، اسناد یک‌طرفه متعددی را در همین موضوعات مطرح کرده و از حصر ظالمانه سخن گفته، امام و نظام را متهم به ظلم کرده است. این‌هم شاهدی دیگر بر میزان پایبندی نویسنده به آئین عدل و انصاف و سیره بزرگان دین در انتساب اتهامات به افراد و دفاع از حقوق افرادی دیگر!.

نکته ناگفته‌ی دیگری دارید؟

لازم است اشاره کنم که نویسنده در مطالب اخیرش بسیار کوشیده است تا نوشته خود را نقد و تحلیلی استدلالی و برمدار حقگویی ومستند و به عنوان فایده جنبی تحقیق علمی خویش معرفی کند اما برخلاف این ادعا هر خواننده منصفی با مرور اجمالی به این دو نوشته به وضوح در می‌یابد که با نوشته‌ای از جنس بیانیه‌های سیاسی غلیظ آن هم علیه امام و حاکمیت جمهوری اسلامی در دوران امام و پس از آن مواجه است که الفبای آداب و اخلاق پژوهش‌های مستند تحلیل علمی تاریخی در آن رعایت نشده است. عنوان انتخاب شده برای هر دو نوشته و تعابیر به کار رفته در آن و همچنین نوع و ماهیت خاطرات و مکتوبات گزینشی که ایشان به عنوان سند ارائه کرده است، همچنین تعابیری که ایشان در داوری‌ها و برداشت‌هایش از اسناد، در جای جای نوشته با نگاه خاص سیاسی خویش به کار برده، گواه بر این مطلب است. از این‌جهت پاسخ ادعاهای سیاسی نویسنده‌، و ارزیابی اعتبار مستندات و استدلال های وی که به موجب آن امام خمینی و فرزند ایشان و جمعی دیگر را محکوم و برخی را تطهیر کرده و عده‌ای را ظالم و عده‌ای را مظلوم دانسته است؛ نیازمند پاسخی تفصیلی و مستند می‌باشد که امیدوارم در آینده نزدیک موسسه به آن بپردازد.

منبع: جماران


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)
[ پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 ] [ 15:45 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
مديرگروه معارف اسلامی دانشگاه زنجان گفت: انديشه‌های ماندگار امام خمينی(ره) نه تنها اثرگذاری وسيعی در داخل كشور داشته است؛ بلكه مبنای فكری مردم منطقه خاورميانه نيز بوده است.

حجت‎الاسلام يوسف فتحی، مدير گروه معارف اسلامی دانشگاه زنجان در گفت‌و‌گو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه زنجان، با اشاره به اين‌كه سلسله كارگاه‎های بصيرت‌افزايی ويژه اساتيد اين دانشگاه در دانشكده علوم انسانی برگزار می‌شود، گفت: سومين دوره سلسله كارگاه ‌های بصيرت‌افزايی گروه معارف دانشگاه زنجان با عنوان «جريان‌شناسی فكری ـ سياسی شيعه در دوره جديد با محوريت انديشه‎‎های سياسی امام خمينی(ره)» در اين دانشگاه برگزار می‌شود.

وی افزود: اين دوره از سلسله كارگاه‎های بصيرت‌افزايی، نهم‌آذرماه، با حضور دكتر فراتی، از اساتيد برجسته دانشگاه‎های قم، در دانشكده علوم انسانی دانشگاه زنجان برگزار خواهد شد.

مدير گروه معارف اسلامی دانشگاه زنجان، با تأكيد بر اين‌كه كارگاه‎های «روش تدريس» و «جريان‌شناسی عرفان‌های نوظهور» جزو اولين مباحث مطرح در كارگاه‎های بصيرت‌افزايی گروه معارف بوده است، ابراز كرد: با توجه به اين كه انديشه‌های امام خمينی(ره) مبنای نظام سياسی جمهوری اسلامی ايران است، روشنگری و بصيرت‌افزايی اساتيد دانشگاه‌ها درخصوص اين انديشه‌ها، ضروری به نظر می‌رسد.

حجت‌الاسلام فتحی تصريح كرد: انديشه‌های ماندگار امام خمينی(ره) نه تنها اثرگذاری وسيعی در داخل كشور داشته است، بلكه مبنای فكری مردم منطقه خاورميانه نيز بوده است.

وی، بررسی تفاوت‌ها و تشابهات انديشه علمای زمان امام خمينی(ره) با ايشان را از ديگر مباحثی دانست كه در اين كارگاه مطرح خواهد شد و اظهار كرد: قشر تحصيل‌كرده دانشگاهی كشور بايد مزيت انديشه‎های امام خمينی(ره) كه سبب اجرايی شدن راهبردها و ماندگاری آنان شده است را متوجه شوند.

اين كارشناس معارف اسلامی در پايان خاطرنشان كرد: سومين كارگاه گروه معارف اسلامی دانشگاه زنجان با حضور 50 نفر از اساتيد علاقمند دانشگاه زنجان به مدت يك روز برگزار می‌شود.


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)
[ پنجشنبه نهم آذر 1391 ] [ 1:22 ] [ فاطمی نوش آبادي ]

امروزه همه نظريه پردازان سياسي به اين مطلب اذعان دارند كه ظهور انقلاب اسلامي ايران در قرن بيستم موجب برهم خوردن نظم جهاني ساخته ابرقدرت هاي شرق و غرب شد. اما مهمترين عملكرد انقلاب اسلامي در حوزه امت اسلامي و به طور ويژه در موضوع فلسطين مي باشد. آرا و انديشه هاي امام خميني (ره ) در باب وحدت اسلامي باعث شد تا روند معادلات خاورميانه شكل جديدي به خود بگيرد و روح تازه اي در كالبد جريان هاي اسلامي در منطقه بدمد در اين ميان گروه هاي مقاومت و جهادي در كشورهاي فلسطين و لبنان كه در نقطه عطف جهان اسلام حضور دارند بهره بيشتري از موج وحدت اسلامي برده و در نتيجه تاثير به سزايي در انديشه هاي امام ايفا نمودند.

تا قبل از ظهور انقلاب اسلامی کشورهای اسلامی به فلسطین به عنوان یک مسئله عربی و اختلافی بین اعراب و یهودیان می نگریستند در نتیجه ضمن قبول موجودیت دولت و رژیمی به نام اسرائیل در منطقه به دنبال حل مخاصمه بین فلسطین و اسراییل بودند اما امام خمینی (ره ) بر این اعتقاد بود که مسئله فلسطین مسئله کیان اسلامی است و اسرائیل نه تنها یک رژیم نامشروع و غیر قانونی می باشد بلکه بزرگترین خطر برای ثبات جهانی و یک غده سرطانی در منطقه است .
ایشان اسرائیل را فرزند نا مشروع زیاده خواهی و قدرت طلبی استعمار دانسته و نابودی آن را برای حفظ صلح و آزادی در جهان امری بدیهی و واجب می خواندند. در اندیشه حضرت امام (ره ) تمامی خاک فلسطین متعلق به امت اسلام است و هیچ فرد یا دولتی حق ندارد که حتی یک وجب از آنرا به دیگری واگذار نماید و هرگونه سازش بر سر این مسئله به معنای عناد با اسلام و شریعت محمدی (ص ) به شمار می رود.
از سوی دیگر امام خمینی (ره ) به مسئله فلسطین به عنوان یک مسئله انسانی می نگرند و جنایات رژیم صهیونیستی را علیه ملت فلسطین نشانه ضدیت این رژیم و حامیانش با انسانیت و آزادی می خوانند. در نتیجه وظیفه هر انسان از هر دین و مسلکی است که به حمایت و دفاع از این ملت مظلوم برخیزد. نظریات و روشنگری های حضرت امام به همراه دلایل و قرائن موجود از عملکرد اسرائیل موجب شد که مسئله فلسطین از یک موضوع عربی به جریانی جهانی بر دو پایه حمایت از مظلوم و مبارزه با استکبار و استعمار تبدیل شود. به نحوی که سازمان ملل طی قطعنامه ای این مبارزات را حق مسلم مردم فلسطین دانست . امروزه تمامی جریان های فلسطینی که با اقبال عمومی مردم فلسطین روبرو هستند و در شکل گیری و تداوم انتفاضه دوم نقش دارند تحت تاثیر مستقیم افکار حضرت امام و انقلاب اسلامی قرار گرفته اند و تنها راه پیروزی را در نابودی کامل اسرائیل می دانند.
بیت المقدس اولین قبله مسلمین و سومین شهر مذهبی آنها می باشد که با اعتقادات مسلمین پیوند خورده است . به همین دلیل رابطه امام خمینی (ره ) با فلسطین و بیت المقدس رابطه ای جدید نیست . این موضوع از اوایل دهه چهل مورد توجه ایشان بود. امام به شاه آمریکا و اسراییل به عنوان هم پیمان علیه اسلام می نگریست . ایشان در سال ۱۳۴۱ اعلام کردند : « این جانب حسب وظیفه شرعیه به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر می کنم قرآن کریم و اسلام در معرض خطر است » . ایشان پس از انقلاب نیز با شدت بیشتری موضوع فلسطین را دنبال کرده و همواره در مناسبت های مختلف خطر اسراییل و صهیونیسم را گوشزد می کردند.
با دقت نظر در سخنان امام (ره ) می توان به محور موضوعات مرتبط با فلسطین دراندیشه ایشان دست یافت .
۱)جدایی مساله یهود از صهیونیسم
۲)فراخوان مسلمین به اتحاد علیه اسراییل
۳)اختصاص وجوهات شرعی به مبارزان فلسطینی
۴)نامگذاری آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به نام روز جهانی قدس
۵)نابودی و محو اسراییل

به طور کلی می توان مهمترین عملکرد اندیشه های امام خمینی (ره ) را در باب مسئله فلسطین افشای ماهیت تروریستی نژادپرستانه و ضد انسانی رژیم صهونیستی شکل گیری و پیروزی حرکت های اسلامی و شهادت طلبانه در روند مبارزات ملت فلسطین شکست روند سازش و طرح های آمریکا در منطقه خاورمیانه و اقبال جهانی برای حمایت از مردم فلسطین و مبارزه با صهیونیسم دانست . آنچه در ادامه آمده گوشه ای از بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی در حوزه مسائل فلسطین است که از نظر می گذرد.

پیروزی حق بر باطل
هان ای مسلمانان جهان ! و مستضعفان تحت سلطه ستمگران ! بپا خیزید و دست اتحاد به هم دهید و از اسلام و مقدرات خود دفاع کنید و از هیاهوی قدرتمندان نهراسید که این قرن به خواست خداوند قادر قرن غلبه مستضعفان بر مستکبرین و حق بر باطل است .
به زائران بیت اللـه الحرام ۶۱ ۶ ۲۹ صحیفه ج ۱۵ ص ۱۲۵

اتحاد ننگین آمریکاـ اسراییل
آیا برای مسلمین و حکومت های کشورهای اسلامی ننگ نیست که آمریکا از آن طرف دنیا بر مقدراتشان حکومت کند و به دست اسراییل کافر غاصب همه را به دام اندازد و به خاک سیاه نشاند
به مناسبت سالگرد قیام ۱۵ خرداد ۶۲ ۳ ۱۵ صحیفه ج ۱۸ ص ۱۲

از نیل تا فرات
چه بهتر که دولت های منطقه تمام نیروی خود را برای محو اسراییل از جغرافیا تجهیز کنند. اسراییل مفسد که فلسطینیان مظلوم را بدین روز انداخته و به لبنان قهرمان و به کشورهای منطقه ظلم کرده است . چه چیز بهتر از این که دولتهای منطقه دست در دست هم نهند و منطقه را از شر اسراییل و حامی آن یعنی آمریکا نجات دهند. من بارها گفته ام که اسراییل از نیل تا فرات را از آن خود می داند و شما را غاصب سرزمین های خویش می شمرد گرچه جرات اظهار صریح آن را ندارد.
به مناسبت برگزاری کنگره عظیم عبادی سیاسی حج ۶۳ ۹ ۷ صحیفه ج ۱۹ ص ۴۸

آمریکا حامی صهیونیسم
الان تمام گرفتاریهای ما از آمریکاست تمام گرفتاری مسلمین از آمریکاست از آمریکایی که صهیونیسم را تقویت می کند تا برادران ما را فوج فوج بکشند.
بیانات امام خمینی ۵۸ ۸ ۷ صحیفه ج ۱۰ ص ۷۶

همدستی ابرقدرتها علیه فلسطین
امروز همه قدرتها و ابرقدرتها دست به دست یکدیگر داده اند که نگذارند فلسطینی های مسلمان به هدفشان برسند. حتی بسیاری از کسانی که به ادعا نسبت به فلسطینی ها اظهار علاقه می کنند علاقه شان به این نیست که مسلمانان فلسطینی بر اسراییل غلبه کنند و متاسفانه با سکوت و سازش و تماشا دست به دست هم داده اند که نگذارند مسلمانان فلسطین پیروز شوند. چرا که پیروزی آنان پیروزی اسلام است و آنها می ترسند همان طور که اسلام در ایران پیروز شد و همه بساط آنها را بر هم زد و منافعشان را از بین برد همین طور اگر اسلام در لبنان و فلسطین به پیروزی رسد همه بساطشان را برچیند. لذا همه شیاطین جمع شده اند که نگذارند اسلام رشد کند.
در دیدار با اعضای شورای مرکزی حزب الله لبنان ۶۶ ۱۲ ۹ صحیفه ج ۲۰ ص ۱۸۳

این تاسف ندارد
کسانی که در مقابل جنایات اسراییل ساکتند نوبتشان خواهد رسید. الان اسراییل در مقابل همه کشورهای اسلامی ایستاده و می گوید : « غلط نکنید. » این تاسف ندارد انسان نیستند اینهایی که در راس امور هستند و اسراییل در مقابلشان ایستاده و می گوید : « فضولی موقوف »
بیانات امام خمینی ۶۱ ۵ ۳۱ صحیفه ج ۱۶ ص ۲۵۷

اعلام روز جهانی قدس
من در طی سالیان دراز خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم که اکنون این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است و بویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می کند. من از عموم مسلمانان جهان و دولتهای اسلامی می خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن به هم بپیوندند و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد به عنوان روز قدس انتخاب و طی مراسمی همبستگی بین المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم .
صحیفه نور ج ۸ صفحه ۲۲۹ تاریخ : ۵۸ ۵ ۱۶

بپا خیزید.
هان ای مسلمانان جهان و مستضعفان گیتی بپا خیزید و مقدرات خود را به دست گیرید تا کی نشسته اید که مقدرات شما را واشنگتن یا مسکو تعیین کند تا کی باید قدس شما در زیر چکمه تفاله های آمریکا و اسراییل غاصب پایکوب شود تا کی سرزمین قدس فلسطین لبنان و مسلمانان مظلوم آن دیار در سلطه جنایتکاران بسربرند و شما تماشاچی باشید و بعضی حکام شما آتش بیار معرکه باشند
بیانات امام خمینی ۶۰ ۵ ۱۰ صحیفه ج ۱۵ ص ۷۳

اشغال فلسطین پایان کار نیست
همه باید بدانند که هدف دولت های بزرگ از ایجاد اسرائیل تنها با اشغال فلسطین پایان نمی پذیرد آنها در این نقشه اند که تمامی کشورهای عربی را به همان سرنوشت فلسطین دچار کنند و امروز ما ناظر جهاد مبارزین فلسطینی در راه سپردن سرنوشت فلسطین به فلسطینی ها هستیم ناظر مجاهدانی هستیم که جان برکف به جهاد قهرمانانه علیه اشغال و تجاوز و در راه آزادی فلسطین و سرزمین های اشغال شده بپا خاسته اند ناظر آنچه که دیروز دست نشاندگان استعمار در اردن و امروز در لبنان بر سر این مجاهدان آوردند.... آیا مسلمانان و سران کشورهای اسلامی در چنین موقعیتی در پیشگاه خدا و عقل و وجدان مسئولیت و وظیفه ای ندارند آیا رواست که مجاهدان فلسطینی به دست گماشتگان استعمار در مناطق زیر سلطه استعمار قتل عام شوند ولی دیگران در برابر این جنایت سکوت کنند .... آیا دولت های عربی و ساکنان مسلمان این مناطق نمی دانند که با نابودی این جهاد سایر کشورهای عربی از شر این دشمن ناپاک روی امن و امان نخواهند دید.
صحیفه نور جلد ۱ صفحه ۱۹۳ تاریخ ۵۱ ۸ ۱۹

معمای تفرقه
برای من یک مطلب به شکل معماست و آن این است که همه دول اسلامی و ملتهای اسلامی می دانند که درد چیست می دانند که دستهای اجانب در بین است تا اینها را از هم متفرق کند می بینند که با این تفرقه ها ضعف و نابودی نصیب آنها می شود می بینند که یک دولت پوشالی اسراییل در مقابل مسلمین ایستاده اگر همه مسلمانان جمع شوند و هر کدام یک سطل آب بریزند اسراییل را آب می برد.معذلک در مقابل او زبون هستند. چرا به علاج واقعی که اتحاد و اتفاق است روی نمی آورند چرا توطئه هایی که استعمارگرها برای تضعیف آنها استفاده می کنند خنثی نمی کنند این معما چه وقت باید حل شود این توطئه ها را چه کسی باید خنثی بکند غیر از کشورهای اسلامی و ملتهای مسلمان این معمایی است که شما اگر جوابی دارید و حل کرده اید به ما هم تذکر دهید.
بیانات امام خمینی ۵۸ ۵ ۲۵ صحیفه ج ۸ ص ۲۳۵

چرا دولتهای عربی از صهیونیسم سیلی می خورند
چرا مسلمین از این قدرت غافلند چرا دولتهای اسلامی از قدرت اسلام غافلند چرا در طول سالهای متمادی دولتهای عرب باید از صهیونیسم سیلی بخورند چرا باید تحت سلطه قدرتهای خارجی باشند
بیانات امام خمینی ۵۹ ۷ ۲۸ صحیفه ج ۱۳ ص ۱۲۶

خیانت بعضی از سران
اشکال در بی توجهی حکومت هاست که منافع خودشان را می دهند ذخائر خودشان را تقدیم می کنند و در ازای آن ذلت برای خودشان و برای ملت شان به ارمغان می آورند. اشکال همه مسلمین و اسلام در این بی توجهی یا خیانت بعضی از سران کشورهاست . اگر ملتها نشسته اند که دولتهایشان جلوی اسراییل و قدرتهای دیگر که آنها را به ذلت می کشانند و ذخائر آنها را می برند بگیرند که این توقع بی جایی است .
بیانات امام خمینی ۶۰ ۹ ۲۵ صحیفه ج ۱۵ ص ۲۶۳

بی اعتنایی مسلمین
ابتلای اسلام امروز این است که گوش هایی که باید به مسائل و مشکلات مسلمین گوش بدهند کر شده اند و زبانهایی که باید برای مصالح مسلمین به کار بیفتند لال شده اند و چشم هایی که باید مصیبت هایی را که بر سر مسلمانان می آید ملاحظه کنند کور شده اند. ما با این لال ها کرها و کورها چه بگوییم
بیانات امام خمینی ۶۱ ۳ ۲۳ صحیفه ج ۱۶ ص ۱۹۷

مزدوری بعضی از سران
فلسطین راس مصیبتها ست . کشورهای اسلامی علیرغم دارا بودن معادن ثروتها و امکانات طبیعی شان سران مزدور آنها فرصت و امکان کوتاه کردن دست استعمار صهیونیسم و محدود کردن نفوذ بیگانگان را به ملت هایشان نمی دهند. خودخواهی ها دست نشاندگی ها و تسلیم بعضی از دولتهای عربی در برابر نفوذ مستقیم بیگانگان مانع از این می شود که دهها میلیون عرب بتوانند سرزمین فلسطین را از اشغال و غصب اسراییل برهانند.
برای پشتیبانی از فلسطین ۱۳۵۹ ۸ ۱۹ صحیفه ج ۱ ص ۱۹۲

اگر ممالک اسلامی اهل عمل بودند
انسان نمی تواند باور کند که ممالک اسلامی با داشتن جمعیت و ذخائر زیاد و احتیاج غرب در بسیاری از امور به ممالک اسلامی تحت سلطه آنها باشند. این نیست مگر آنکه آن روحیه ای که در صدر اسلام بود و منشا غلبه شد را از دست داده ایم .
در جمع سفرای کشورهای اسلامی ۵۸ ۴ ۱۹ صحیفه ج ۸ ص ۹۵

خود را علیه اسراییل مجهز کنیم
به خود آئید و شخصیت اسلامی خود را بیابید. زیر بار ظلم نروید و هشیارانه نقشه های شوم جهانخواران بین المللی را که در راس آن آمریکاست افشا کنید. بر هر مسلمانی واجب است خود را علیه اسراییل مجهز کند.
بیانات امام خمینی ۵۸ ۷ ۷ صحیفه ج ۹ ص ۲۲۶

لزوم حمایت از بیت المقدس
برخیزید و از اسلام و مرکز وحی دفاع کنید و از این هیاهوها نهراسید که امروز اسلام به شما محتاج است و شما در مقابل خداوند متعال مسئول هستیدبه خداوند متعال اتکال کنید و با وحدت کلمه به پیش روید.
پیام امام خمینی ۵۸ ۹ ۴ صحیفه ج ۱۰ ص ۲۲۸

اسراییل را نابود کنیم
ما از مردم بی پناه فلسطین در مقابل اسراییل دفاع می کنیم .اسراییل این جرثومه فساد همیشه پایگاه آمریکا بوده است . من نزدیک به بیست سا ل خطر اسراییل را گوشزد نموده ام باید همه بپا خیزیم و اسراییل را نابود کنیم و ملت قهرمان فلسطین را جایگزین آن گردانیم .
پیام امام خمینی ۵۸ ۱۱ ۲۲ صحیفه ج ۱۱ ص ۲۶۶

خواسته های ظالمانه
و من خوف آن دارم که خدای نخواسته یک روز ملتها و دولتهای اسلامی به خود آیند که با دست آمریکای جنایتکار اسراییل به خواسته های ظالمانه و جنایتکارانه خود برسد و از مسلمین کاری ساخته نشود.
پیام امام خمینی ۶۱ ۳ ۱۵ صحیفه ج ۱۶ ص ۱۸۱

بهره گیری از فرامین قرآن
هان ای قطره های جدا از اقیانوس قرآن و اسلام ! به خود آیید و به این اقیانوس الهی و به این نور مطلق متصل شوید تا چشم طمع جهانخواران از شما ببرد و دست تطاول و تجاوز آنان قطع شود و به زندگی شرافتمندانه و ارزشهای انسانی برسید. از این زندگی ننگین که مشتی اسراییلی دوره گرد بر شما حکومت کنند و مسلمانان مظلوم را در حضور شما پایمال نمایند رهایی یابید.
پیام امام خمینی ۶۱ ۶ ۲۹ صحیفه ج ۱۷ ص ۳۰

قیام ملتها راه نجات فلسطین
شما اگر بخواهید بر مشکلات خودتان پیروز شوید اگر بخواهید از دست این عمال و اجانب قدس را نجات بدهید فلسطین را نجات بدهید مصر را نجات بدهید و سایر ممالک عربی را نجات بدهید باید قیام کنید باید ملتها این کار را انجام بدهند ننشینید که دولتها بر این مسائل وارد بشوند آنها روی مسائلی که برای خودشان صرفه دارد عمل می کنند. ملتها باید قیام کنند و رمز را بفهمند و رمز پیروزی این است که شهادت را آرزو بکنند و به حیات مادی دنیایی حیوانی ارزش قائل نشوند. این رمز است که ملتها را می تواند پیش ببرد و رمزی است که قرآن آورده است .
پیام امام خمینی ۵۸ ۱ ۱۷ صحیفه ج ۵ ص ۲۶۲
در اندیشه حضرت امام (ره ) تمامی خاک فلسطین متعلق به امت اسلام است و هیچ فرد یا دولتی حق ندارد حتی یک وجب از آنرا به دیگری واگذار نماید و هرگونه سازش بر سر این مسئله به معنای عناد با اسلام و شریعت محمدی (ص ) به شمار می رود .
امروزه تمامی جریان های مبارز فلسطینی که با اقبال عمومی مردم اراضی اشغالی روبرو هستند و در شکل گیری و تداوم انتفاضه دوم نقش دارند تحت تاثیر مستقیم افکار حضرت امام و انقلاب اسلامی قرار گرفته اند و تنها راه پیروزی را در نابودی کامل اسرائیل می دانند .
▪ امام خمینی (ره)  :
کسانی که در مقابل جنایات اسراییل ساکتند نوبتشان خواهد رسید. الان اسراییل در مقابل همه کشورهای اسلامی ایستاده و می گوید : « غلط نکنید. » این تاسف ندارد انسان نیستند اینهایی که در راس امور هستند و اسراییل در مقابلشان ایستاده و می گوید : « فضولی موقوف«
برای من یک مطلب به شکل معماست و آن این است که همه دول اسلامی و ملتهای اسلامی می دانند که درد چیست می دانند که دستهای اجانب در بین است تا اینها را از هم متفرق کند می بینند که با این تفرقه ها ضعف و نابودی نصیب آنها می شود می بینند که یک دولت پوشالی اسراییل در مقابل مسلمین ایستاده اگر همه مسلمانان جمع شوند و هر کدام یک سطل آب بریزند اسراییل را آب می برد.
حضرت امام : ابتلای اسلام امروز این است که گوش هایی که باید به مسائل و مشکلات مسلمین گوش بدهند کر شده اند و زبانهایی که باید برای مصالح مسلمین به کار بیفتند لال شده اند و چشم هایی که باید مصیبت هایی را که بر سر مسلمانان می آید ملاحظه کنند کور شده اند. ما با این لال ها کرها و کورها چه بگوییم .
▪ امام خمینی (ره) :
فلسطین راس مصیبتهاست . کشورهای اسلامی علیرغم دارا بودن معادن ثروتها و امکانات طبیعی شان سران مزدور آنها فرصت و امکان کوتاه کردن دست استعمار صهیونیسم و محدود کردن نفوذ بیگانگان را به ملت هایشان نمی دهند .


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)
[ پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 ] [ 0:53 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
عالي‌ترين مراتب آداب ورود در ضيافتگاه الهي
بهره‌اي اخلاقي و عرفاني از رهنمودهاي امام خميني



اشاره:
آشنايي با آداب ورود در ضيافت الهي و بهر‌ه‌وري از لحظات نوراني "رمضان" و طي مراحل مختلف "روزه‌داري"، يكي از موضوعات بسيار مهم و همواره مورد توجه رهروان عشق وسير و سلوك بوده و هست.
آداب ورود در ضيافت الهي داراي مراتب خاص مي‌باشد كه عالي‌ترين آن كسب معرفت به حضرت حق و تزكيه نفس و دست‌يابي به اخلاقي والا و پاك است. همين مراتب عالي آداب صوم و رعايت حضور در محفل انس خداوند و بهره‌‌هاي وافر و خالص از معرفت كامل و عبادت زلال و درك لذات معنوي ناشي از اوج‌گيري در اخلاق و تقوا و عرفان مي‌باشد كه از آن تعبير به "معدن نور و عظمت الهي" مي‌شود.
ورود به اين معدن عظمت با عبور از حجاب‌هاي نوراني امكان‌پذير مي‌باشد. حجاب‌هاي نوراني، درجات مختلف عشق و تقرب است كه عبور از هر مرتبه و ورود به مرتبه بعدي، در واقع گذشتن از مقامي معنوي و عرفاني و دست‌يابي به مقامي ديگر در تقرب و وصل است.
راستي عزت و قرب عبور از حجاب‌هاي نوراني كجا و ذلت و آلودگي حجاب‌هاي ظلماني كجا؟! حجاب‌هاي ظلماني، پرده‌هاي سياه معاصي و گناهان گوناگون هستند كه بايد آن را از هم دريد و كنار زد و مرحله به مرحله راه سخت و پرپيچ و خم جهاد اكبر و مبارزه با نفسانيت‌هاي فردي و گروهي را طي كرد تا پس از مراقبت‌هاي مستمر و به بند كشيدن شيطان باطن و رسيدن به اوج تهذيب نفس، به اولين حجاب نوراني وارد گرديد و سير و سلوك عاشقانه را براي وارسته و مقرب شدن آغازيد.
جهاد اكبر و مبارزه با تمام جلوه‌هاي"نفسانيت" در عرصه‌هاي حيات فردي، اجتماعي، فكري، علمي،‌اقتصادي وسياسي و حكومتي براي عبور از حجاب‌هاي ظلماني و ورود در حجاب‌هاي نوراني و امتداد تلاش به منظور پشت‌سر گذاشتن حجاب‌هاي نوراني ورسيدن به مقامات بالا و متصل به معدن نور و عظمت الهي، زمان نمي‌شناسد، لكن بايد از فرصت‌هايي كه ريزش فيض و رحمت الهي مضاعف است بهره كافي برد تا به اين هدف دست يافت، و "رمضان" اين فرصت گرانبهاست. رهنمودهاي ذيل از امام خميني ما را در اين راه بينش مي‌بخشد و ياري مي‌دهد.
***
مهمان بايد لااقل ميزبان را بشناسد و به مقام او معرفت داشته باشد، و به آداب و رسوم مجلس آشنا بوده سعي كند عملي برخلاف اخلاق ونزاكت از او سر نزند. مهمان خداوند متعال بايد به مقام خداوندي حضرت ذي‌الجلال عارف باشد - مقامي كه ائمه، عليهم‌السلام، و انبياي بزرگ الهي هميشه دنبال معرفت بيشتر و شناخت كامل آن بوده‌اند و آرزو داشتند كه به چنين معدن نور و عظمتي دست يابند. و انر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك، حتي تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الي معدن العظمه. ضيافه‌الله همان "معدن عظمت" است. خداوند تبارك و تعالي براي ورود به معدن نور و عظمت از بندگانش دعوت فرموده است، ليكن بنده اگر لايق نباشد نمي‌تواند به چنين مقام با شكوه و مجللي وارد گردد. خداوند تعالي بندگان را به همه خيرات و مبرات و بسياري از لذات معنوي و روحاني دعوت فرموده است، ولي اگر آنان براي حضور در چنين مقامات عاليه‌اي آمادگي نداشته باشند، نمي‌توانند وارد آن شوند. با آلودگيهاي روحي، رذايل اخلاقي، معاصي قلبيه و قالبيه، چه‌گونه مي‌توان در محضر ربوبي حضور يافت و در مهمانسراي رب الارباب كه "معدن العظمه" مي‌باشد وارد شد؟ لياقت مي‌خواهد، آمادگي لازم است. با روسياهيها و قلبهاي آلوده كه به حجابهاي ظلماني پوشيده شده است اين معاني و حقايق روحاني را نمي‌توان درك كرد. بايد اين حجابها پاره گردد و اين پرده‌هاي تاريك و روشني كه بر قلبها كشيده شده و مانع وصال الي‌الله گرديده كنار رود، تا بتوان در مجلس نوراني و با شكوه الهي وارد شد.
حجابهاي انسان
توجه به غير خدا انسان را به حجابهاي "ظلماني" و "نوراني" محجوب مي‌نمايد. كليه امور دنيوي اگر موجب توجه انسان به دنيا و غفلت از خداوند متعال شود، باعث حجب ظلماني مي‌شود. تمام عوالم اجسام حجابهاي ظلماني مي‌باشد. و اگر دنيا وسيله توجه به حق و رسيدن به‌دار آخرت، كه "دارالتشريف" است. باشد، حجابهاي ظلماني به حجب نوراني مبدل مي‌گردد. و "كمال انقطاع" آن است كه تمام حجب ظلماني و نوراني پاره و كنار زده شود، تا به مهمانسراي الهي كه "معدن عظمت" است بتوان وارد گرديد. لهذا در اين "مناجات" از خداوند متعال بينايي و نورانيت قلبي طلب مي‌كنند، تا بتوانند حجب نوراني را دريده به معدن عظمت برسند. حتي تخرق ابصار القلوب حجب النور، فتصل الي معدن العظمه.
ولي كسي كه هنوز حجابهاي ظلماني را پاره نكرده، كسي كه تمام توجه او به عالم طبيعت است و، العياذبالله‌، منحرف عن‌الله مي‌باشد، و اصولا از ماوراء دنيا و عالم روحانيت بيخبر بوده و منكوس الي الطبيعه است، و هيچ‌گاه در مقام [اين] برنيامده كه خود را تهذيب كند، حركت و نيروي روحاني و معنوي در خويشتن ايجاد نمايد. و پرده‌هاي سياهي را كه روي قلب او سايه افكنده كنار زند، در اسفل سافلين كه آخرين حجب ظلما نيست قرار دارد: ثم رددناه اسفل سافلين. در صورتي كه خداوند عالم بشر را در عاليترين مرتبه و مقام آفريده است: لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم. كسي كه از هواي نفس پيروي مي‌كند و از روزي كه خود را شناخته به غير عالم ظلماني طبيعت توجهي ندارد و هيچ‌گاه فكر نمي‌كند كه ممكن است غير از اين دنياي آلوده تاريك جا و منزل ديگري هم وجود داشته باشد، در حجاب ظلماني فرو رفته، مصداق اخلد الي الارض و اتبع هواه گرديده است. او با آن قلب آلوده به گناهي كه در پرده ظلماني پوشيده شده و روح گرفته‌اي كه بر اثر كثرت گناه و معصيت از حق تعالي دور گشته، آن هواپرستيها و دنياطلبيهايي كه عقل وچشم حقيقت بين او را كور كرده است، نمي‌تواند از حجابهاي ظلماني برهد، چه رسد اينكه حجب نوراني را پاره كرده انقطاع الي‌‌الله حاصل نمايد. او خيلي معتقد باشد كه مقام اولياي خدا را منكر نشود، عوالم برزخ، صراط، معاد، قيامت، حساب، كتاب، بهشت و جهنم را افسانه نخواند. انسان بر اثر معاصي و دلبستگي به دنيا بتدريج اين حقايق را منكر مي‌گردد، مقامات اوليا را انكار مي‌كند، با اينكه مقامات اوليا بيش از اين چند جمله‌اي كه دردعا و مناجات وارد شده نمي‌باشد.
علم و ايمان
گاهي مي‌بيني كه به اين واقعيات علم دارد، ليكن ايمان ندارد. مرده‌شوي از مرده نمي‌ترسد، زيرا يقين دارد كه مرده قدرت اذيت و آزار ندارد، آن وقت كه زنده بود و روح در بدن داشت كاري از او ساخته نبود، چه رسد اكنون كه قالب تهي كرده است، ولي آنان كه از مرده مي‌ترسند براي اين است كه به اين حقيقت ايمان ندارند، فقط علم دارند. به خدا و روز جزا عالم‌اند، ولي يقين ندارند، از آنچه عقل درك كرده قلب بيخبر است. طبق برهان مي‌دانند خدايي است و معاد و قيامتي در كار است، ولي همين برهان عقلي ممكن است حجاب قلب شده نگذارد نور ايمان بر قلب بتابد، تا خداوند متعال او را از ظلمات و تاريكيها خارج كرده به عالم نور و روشنايي وارد سازد:‌الله ولي‌الذين آمنوا يخرجهم من‌الظلمات الي النور، و آنكه خداوند تبارك و تعالي ولي او بوده و او را از ظلمات خارج ساخته است، ديگر مرتكب گناه نمي‌شود،‌ غيبت نمي‌كند، تهمت نمي‌زند، به برادر ايماني كينه و حسد نمي‌ورزد، و در قلب خويش احساس نورانيت كرده، به دنيا و مافيها ارج نمي‌نهد. چنانكه حضرت امير(ع) فرمود: اگر تمام دنيا و مافيها را به من بدهند كه پوست جوي از دهان مورچه‌اي جابرانه و برخلاف عدالت بگيرم، هرگز نمي‌پذيرم.
ولي بعضي از شماها همه چيز را پايمال مي‌كنيد، از بزرگان اسلام غيبت مي‌نماييد. اگر ديگران نسبت به بقال و عطار سركوچه بدگويي و غيبت مي‌كنند، اينان به علماي اسلام نسبتهاي ناروا داده و اهانت و جسارت مي‌نمايند، زيرا ايمان راسخ نشده و كيفر اعمال و كردار خود را باور ندارند.
و "عصمت" غير از ايمان كامل نمي‌باشد معناي عصمت انبيا و اوليا اين نيست كه مثلا جبرئيل دست آنان را بگيرد. البته اگر جبرئيل دست شمر را هم بگيرد هرگز مرتكب گناه نمي‌شود! بلكه عصمت زاييده ايمان است. اگر انسان به حق تعالي ايمان داشته باشد و با چشم قلب خداوند متعال را مانند خورشيد ببيند، امكان ندارد مرتكب گناه و معصيت گردد.
چنانكه در مقابل يك مقتدر مسلح "عصمت" پديد مي‌آيد. اين خوف از اعتقاد به حضور است كه انسان را از وقوع در گناه حفظ مي‌كند.
معصومين، عليهم‌السلام، بعد از خلقت از طينت پاك، بر اثر رياضت و كسب نورانيت و ملكات فاضله همواره خود را در محضر خداوند تعالي، كه همه چيز را مي‌داند و به همه امور احاطه دارد، مشاهده مي‌كنند، و به معناي لااله الاالله ايمان داشته، باور دارند كه غير از خدا همه كس و همه چيز فاني بوده در سرنوشت انسان نمي‌تواند نقش داشته باشد: كل شيء هالك الا وجهه. اگر انسان يقين كند و ايمان بياورد كه تمام عوالم ظاهر و باطن محضر ربويي است و حق تعالي در همه جا حاضر و ناظر است، با حضور حق و نعمت حق امكان ندارد مرتكب گناه شود. انسان در مقابل يك بچه مميز گناه نمي‌كند، كشف عورت نمي‌نمايد، چطور شد كه در مقابل حق‌تعالي و در محضر ربوبيت كشف عورات مي‌كند،‌ از هيچ جنايتي واهمه و مضايقه ندارد. براي اين است كه به حضور كودك ايمان دارد، ولي به محضر ربوبيت اگر علم داشته باشد ايمان ندارد، بلكه بر اثر كثرت معاصي كه قلب او تاريك و سياه شده اين گونه مسائل و حقايق را اصلا نمي‌تواند بپذيرد، احتمال صحت و واقعيت آن را هم شايد نمي‌دهد. واقعا اگر انسان احتمال بدهد - لازم نيست يقين داشته باشد - كه اين خبرهايي كه در قرآن كريم آمده، وعده‌ها، وعيدهايي كه داده شده راست است، كه در اعمال و كردار خود تجديدنظر نموده، اين طور افسار گسيخته و بي‌پروا پيش نمي‌تازد. شما اگر احتمال بدهيد كه در مسيري درنده‌اي وجود دارد وممكن است اذيتي به شما برساند، يا شخص مسلحي ايستاده كه شايد متعرض شما گردد،‌ از پيمودن آن راه خودداري ورزيده توقف مي‌كنيد، و در مقام تحقيق و صحت و سقم آن برمي‌آييد. آيا ممكن است كسي وجود جهنم و خلود در نار را احتمال دهد،‌ مع‌الوصف مرتكب خلاف شود؟ آيا مي‌توان گفت كسي خداوند متعال را حاضر و ناظر دانسته خود را در محضر ربويي مشاهده كند، و احتمال دهد كه براي گفتار و كردار او جزايي باشد، حساب و عقابي باشد و در اين دنيا هر كلمه‌اي كه مي‌گويد، هر قدمي كه برمي‌دارد، هر عملي كه مرتكب مي‌شود، ثبت و ضبط گرديده ملائكه‌الله كه "رقيب" و "عتيد"ند مراقب او هستند و تمام اقوال و اعمال او را ثبت مي‌كنند، و در عين حال از ارتكاب اعمال خلاف باكي نداشته باشد؟ درد اينجاست كه احتمال وقوع اين حقايق هم داده نمي‌شود. از راه وروش و كيفيت سلوك بعضيها به دست مي‌آيد كه احتمال وجود عالم ماوراء طبيعت را نمي‌دهند. چون صرف احتمال كافي است كه انسان را از خيلي امور ناشايسته باز دارد.
قدم اول در تهذيب
تا كي مي‌خواهيد در خواب غفلت به سر بريد، و در فساد و تباهي غوطه‌ور باشيد؟ از خدا بترسيد، از عواقب امور بپرهيزيد، از خواب غفلت بيدار شويد. شما هنوز بيدار نشده‌ايد، هنوز قدم اول را برنداشته‌ايد. قدم اول در سلوك "يقظه" است. ولي شما در خواب به سر مي‌بريد، چشمها باز و دلها در خواب فرو رفته است. اگر دلها خواب آلود و قلبها بر اثر گناه سياه و زنگ زده نمي‌بود، اين طور آسوده خاطر و بي‌تفاوت به اعمال و اقوال نادرست ادامه نمي‌داديد. اگر قدري در امور اخروي و عقبات هولناك آن فكر مي‌كرديد، به تكاليف و مسئوليتهاي سنگيني كه بر دوش شماست بيشتر اهميت مي‌داديد.
شما عالم ديگري هم داريد، معاد و قيامتي نيز براي شما هست (مثل ساير موجودات كه عود و رجعت ندارند نمي‌باشيد.) چرا عبرت نمي‌گيريد؟ چرا بيدار و هوشيار نمي‌شويد؟ چرا اين قدر با خاطر آسوده به غيبت و بدگويي نسبت به برادران مسلمان خود مي‌پردازيد، و يا استماع مي‌كنيد؟ هيچ مي‌دانيد اين زباني كه براي غيبت دراز مي‌شود در قيامت زير پاي ديگران كوبيده مي‌گردد؟ آيا خبر داريد كه الغيبه ادام كلاب النار، هيچ فكر كرده‌ا يدكه اين اختلافات، عداوتها، حسدها، بدبينها، خودخواهيها، و غرور و تكبر، چه عواقب سوئي دارد؟ آيا مي‌دانيد عاقبت اين اعمال رذيله و محرمه جهنم بوده، ممكن است خداي نخواسته به خلود در نار منجر شود؟
خدا نكند انسان به امراض بيدرد مبتلا گردد. مرضهايي كه درد دارد انسان را وادار مي‌كند كه در مقام علاج برآيد، به دكتر و بيمارستان مراجعه كند، ليكن مرضي كه بيدرد است و احساس نمي‌شود بسيار خطرناك مي‌باشد. وقتي انسان خبردار مي‌گردد كه كار از كار گذشته است.
مرضهاي رواني اگر درد داشت باز جاي شكر بود: بالاخره انسان را به معالجه و درمان وامي‌داشت، ولي چه توان كرد كه اين امراض خطرناك درد ندارد. مرض غرور و خودخواهي بيدرد است. معاصي ديگر بدون ايجاد درد قلب و روح را فاسد مي‌سازد. اين مرضها نه تنها درد ندارد، بلكه ظاهر لذتبخشي نيز دارد: مجالس و محافلي كه به غيبت مي‌گذرد خيلي گرم و شيرين است! حب نفس و حب دنيا كه ريشه همه گناهان است لذتبخش مي‌باشد. مستسقي از آب تلف مي‌شود، ولي تا آخرين نفس از آشاميدن آن لذت مي‌برد. و قهرا اگر انسان از مرضي لذت برد و درد هم نداشت، دنبال معالجه نخواهد رفت، و هر چه به او اعلام خطر كنند كه اين كشنده است، باور نخواهد كرد. اگر انسان به مرض دنياپرستي و هواخواهي مبتلا شد، محبت دنيا قلب او را فرا گرفت، از غيردنيا و مافيها بيزار مي‌شود، العياذبالله نسبت به خدا و بندگان خدا و به پيامبران و اولياي الهي و ملائكه‌الله دشمني مي‌ورزد، و احساس حقد و كينه مي‌كند، و آن‌گاه كه فرشتگان به امر خداي سبحان براي گرفتن جان او مي‌آيند، سخت احساس تنفر و انزجار مي‌كند، زيرا مي‌بيند كه خداوند و ملائكه‌الله مي‌خواهند او را از محبوبش (دنيا و امور دنيوي) جدا سازند، و ممكن است با عداوت و دشمني حضرت حق‌تعالي از دنيا برود. يكي از بزرگان قزوين، رحمه‌الله تعالي، نقل مي‌كرد كه [به] بالين مردي كه در حال احتضار بود حاضر شدم. در آخرين دقايق زندگي چشم باز كرد و گفت: ظلمي كه خدا به من كرد، هيچكس نكرده است! زيرا با چه خون جگري اين بچه‌ها را پرورش داده بزرگ كرده‌ام، اكنون مي‌خواهد مرا از آنان جدا سازد! آيا ظلمي بالاتر از اين مي‌شود؟ اگر انسان خود را مهذب نكند و از دنيا منصرف نسازد و حب آن را از دل بيرون ننمايد، بيم آن مي‌رود كه هنگام مرگ با قلبي لبريز از بغض و كينه نسبت به خداوند و اولياي او جان سپرد. با چنين سرنوشت شومي دست به گريبان است. آيا اين بشر افسارگسيخته اشرف مخلوقات است، يا در حقيقت شر مخلوقات مي‌باشد؟ والعصر ان الانسان لفي خسر الاالذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر، در اين سوره فقط "مومنين" را كه داراي عمل صالح‌اند استثنا فرموده است. و "عمل صالح" عملي است كه با روح سازش داشته باشد. ولي مي‌بيني كه بسياري از اعمال انسان با جسم سازش دارد. "تواصي" هم در كار نيست. اگر بنا باشد حب دنيا و حب نفس بر شما غلبه كند و نگذارد حقايق و واقعيات را درك كنيد، عمل خود را براي خدا خالص گردانيد، شما را از تواصي به حق و تواصي به صبر باز دارد، سد راه هدايت شما گردد، در خسران قرار گرفته‌ايد، خسرالدنيا و الآخره هستيد. زيرا جواني را داده‌ايد، از نعمتهاي جنت و مزاياي اخروي نيز محروم مانده‌ايد، و دنيايي هم نداريد. ديگران اگر به بهشت الهي راه ندارند، درهاي رحمت خداوندي به روي آنان بسته شده و در آتش جهنم مخلد خواهند بود...
(منبع: جهاداكبر، اثر امام خميني، موسسه تنظيم و نشر آثار امام)
* "مهمان" بايد لااقل "ميزبان" را بشناسد و به مقام او معرفت داشته باشد و به آداب و رسوم مجلس آشنا باشد و سعي كند عملي بر خلاف اخلاق از او سر نزند
* مهمان خداوند متعال بايد به مقام خداوندي حضرت حق عارف باشد، مقامي كه ائمه(ع) و انبياي بزرگ الهي هميشه دنبال معرفت بيشتر و شناخت كامل آن بوده‌اند و آرزو داشتند به چنين معدن نور و عظمتي دست يابند
* كسي كه خداوند او را از ظلمات خارج ساخته است، ديگر مرتكب گناه نمي‌شود، غيبت نمي‌كند، تهمت نمي‌زند، به برادر ايماني خود كينه و حسد نمي‌ورزد و در قلب خويش احساس نورانيت كرده، به دنيا و مافيها ارج نمي‌نهد، چنان كه حضرت امير(ع) فرمود اگر تمام دنيا و مافيها را به من بدهند كه پوست جوي از دهان مورچه‌اي جابرانه و برخلاف عدالت بگيرم، هرگز نمي‌پذيرم

http://www.jomhourieslami.com/1391/13910431/13910431_14_jomhori_islami_imam_0001.html


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)
[ شنبه سی و یکم تیر 1391 ] [ 14:31 ] [ فاطمی نوش آبادي ]

همراه با رونمايي از كتاب سرلشكر احمد سوداگر صورت مي گيرد:

برگزاري همايش ملي جنگ و دفاع در انديشه هاي امام خميني (ره)

نويد شاهد:دبيرخانه دائمي قطعنامه 598 همزمان با فرارسيدن سالروز پذيرش اين قطعنامه همايش ملي"جنگ و دفاع در انديشه هاي امام (ره) با تاكيد برنهضت بيداري اسلامي"را برگزار مي نمايد.

دبير اين همايش در گفتگو با خبرنگار نويد شاهد اظهار داشت: اين همايش صبح روز فردا، بيست و هشتم تير ماه از ساعت 10 صبح الي 13 در سالن همايش هاي سازمان تبليغات قم واقع در بلوار جمهوري اسلامي، سالن همايش كوثر، توسط موسسه مطالعات فرهنگي مستشهدين وصال و با همكاري پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، نهضت جهاني مقاومت، بسيج دانشجويي و موسسات حوزوي برگزار مي شود.

محمد حسن رضايي گفت: حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري رئيس دفتر فرهنگستان علوم اسلامي و حسين شريعتمداري نماينده ولي فقيه و سرپرست موسسه كيهان در اين همايش به تبيين لايه هاي پنهاني پايان جنگ و انديشه هاي امام خميني( ره) و همچنين نسبت بيدراي اسلامي با دفاع مقدس مي پردازند.

وي ادامه داد:"سيد ياسين الموسوي" مبارز و فعال سياسي بحريني نيز در اين همايش به ايراد سخناني درباره خاستگاه فكري انقلاب در بحرين و نسبت انقلاب بحرين با انقلاب اسلامي ايران خواهد پرداخت.

وي افزود: رونمائي از كتاب هاي " دفاع مقدس، رخداد عظيم " گفتارهايي از سرلشكر دكتر سيد حسن فيروز آبادي، " در قلمرو انديشه هاي دفاعي امام خميني" نوشته دكتر محمد مهدي بهداروند و "جنگ و قطعنامه هاي سازمان ملل متحد" به قلم سرلشكر احمد سوداگر، با حضور خانواده وي و همراه با تجليل از 35 سال مجاهدت اين فرمانده هشت سال دفاع مقدس، از ديگر برنامه هاي اين همايش خواهد بود.

دبير همايش ملي جنگ و دفاع در انديشه هاي امام خميني (ره) اضافه كرد: ارائه مقاله توسط عضو هيئت علمي دانشگاه پيام نور و معرفي 20 مقاله علمي به عنوان مقاله برگزيده دبيرخانه اين همايش از 50 اثر ارسالي و تقدير از 5 مقاله برتر برنامه پاياني اين همايش است.

وي عنوان كرد: جنگ و دفاع در آموزه هاي ديني، دفاع از انديشه فقهي امام خميني (ره)، مشروعيت دفاع در حقوق بين الملل، انديشه هاي دفاعي و ضرورت و بايسته ها، قيام هاي مردمي عليه حكام جائر منطقه (بيداري اسلامي)، رابطه دفاع مقدس و بيداري اسلامي و عوامل سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي پذيرش قطع نامه 598 از موضوعات اصلي و محورهاي تأليف مقالات اين همايش است.

رضايي خاطر نشان كرد: اعضاي كميته علمي دبيرخانه دائمي قطع نامه 598 را دكتر محمد مهدي بهداروند(دبير علمي)، دكتر عليرضا صدرا، دكتر احمد غلامپور، دكتر اسماعيل منصوري لاريجاني، دكتر موسي الرضا طالبي، مهندس محمدباقر نيكخواه، مهدي كياني و خانم دكتر زهرا فروتني تشكيل مي دهند.

گفتني است علاقمندان براي حضور در اين همايش مي توانند با شماري تلفن 7833078ـ 0251 تماس حاصل نمود و يا به سايت دبيرخانه www.598news.com مراجعه نمايند.


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، جشنواره ها ومسابقات مرتبط با دهه فجر وانقلاب
[ چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1391 ] [ 20:21 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
 علاقه‌مندان برای شركت در مسابقه اينترنتی «آب و آئينه» تا 10 تيرماه فرصت دارند تا در پرتال امام خمينی(ره) ثبت‌ نام كنند.

«آب و آئينه» برنامه‌ای از گروه معارف شبكه دو سيما است كه با همكاری مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام (ره) در راستای معرفی آثار و انديشه‌های حضرت امام از سال 1389 پخش می‌شد. سری جديد اين برنامه در سال 1391 همزمان با ميلاد حضرت زهرا (س) و امام خمينی(ره) در 25 ارديبهشت آغاز و تا 15 خرداد ماه مصادف با ولادت حضرت علی (ع) ادامه داشت. اين برنامه به صورت مستند تركيبی است كه به معرفی ديدگاه‌ها و سخنان اخلاقی و تربيتی حضرت امام خمينی (ره) می‌پردازد.

سئوالات و منابع مورد نياز از تاريخ 5 لغايت 10 تير بر روی پرتال قابل مشاهده می‌باشند. شركت كنندگان در اين بازه زمانی فرصت مطالعه منابع و يافتن پاسخ ها را دارند. علاقه‌مندان برای شركت در اين مسابقه اينترنتی تا 15 تيرماه فرصت دارند تا با مراجعه به پرتال امام خمينی(ره) به سؤالات مسابقه پاسخ دهند و در پايان به برگزيدگان اين مسابقه اينترنتی جوايز نفيسی از سوی مديريت شبكه دو سيما اهداء خواهد شد.

پرتال امام خمينی(س) با هدف ترويج سيره نظری و عملی امام (ره) در عرصه شبكه جهانی (اينترنت) آغاز به كار كرده است. گرچه از سال 1379 تلاش‌هايی در حوزه وب در مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی(س) و مراكز وابسته به منظور پوشش نيازهای مخاطبان در اين عرصه انجام شده است؛ اما اين بار در قالبی نو به ارائه خدمت خواهيم پرداخت.

امكانات ارائه شده در اين پرتال در قالب سرويس‌هايی در حوزه‌های پژوهشی، اطلاع‌رسانی و عمومی در اختيار مخاطبان قرار گرفته است. اين سرويس‌ها از طريق سامانه‌های متعددی تغذيه می‌شوند و به صورت مستقيم يا از طريق درگاه‌هايی كه در صفحات مختلف سايت قرار گرفته قابل استفاده است. مخاطب اين امكان را دارد كه با عضويت در اين پرتال درگاه‌ها و سرويس‌های مورد نظر خود را انتخاب نموده، صفحات خود را شكل دهد، از ابزارهای متنوع عمومی و تخصصی به منظور دستيابی به اطلاعات موجود بهره بگيرد و نيازهای عمومی خود را مرتفع كند.
برای ثبت‌نم در مسابقه اينجا كليك كنيد!


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، وب سایتهای مرتبط با دهه فجر وانقلاب وامام خمینی، جشنواره ها ومسابقات مرتبط با دهه فجر وانقلاب
[ سه شنبه ششم تیر 1391 ] [ 15:18 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
عنوان اثر نویسنده
تحریر الوسیله جلد 1 امام خمینی (ره)
تحریر الوسیله جلد 2 امام خمینی (ره)
تحریر الوسیله جلد 3 امام خمینی (ره)
تحریر الوسیله جلد 4 امام خمینی (ره)
 تربیت اسلامی با تأکید بر دیدگاه های امام خمینی دکتر محمّدرضا شرفی
 روح عرفانی روح الله محمّدرضا رمزی اوحدی
 صحیفه نور جلد 1 امام خمینی (ره)
 صحیفه نور جلد 2 امام خمینی (ره)
 صحیفه نور جلد 3 امام خمینی (ره)
 شرح حدیث جنود عقل و جهل امام خمینی (ره)
 امام خمینی در آئینه خاطره ها علی دوانی
 انسان کامل از نگاه امام خمینی (ره) و عارفان مسلمان محمّد امین صادقی ارزگانی
 در سایه آفتاب (یادها و یادداشت هایی از زندگی امام خمینی ) محمّد حسن رحیمیان
 وصیّت نامه سیاسی الهی امام خمینی (ره) امام خمینی (ره)
 امام خمینی (ره) و الگوهای دین شناختی در مسائل زنان سیّد ضیاء مرتضوی
 اصول نظام جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره) در کلام رهبری آیت الله سیّد علی خامنه ای
 تفسیر سوره حمد امام خمینی (ره)
 چهل حدیث امام خمینی (ره)
 آداب الصّلوة امام خمینی (ره)
 ولایت فقیه امام خمینی (ره)
 شرح دعای سحر امام خمینی (ره)
 جهاد اکبر امام خمینی (ره)
 توضیح المسائل امام خمینی (ره)
 حجّ امام خمینی (ره)
 سرّ الصّلوة امام خمینی (ره)
 توبه از نظرگاه امام خمینی (ره) كار گروه تحقيقات مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام (ره) - دفتر قم
 امام خمینی آیه جمال و جلال سیّد عبّاس رضوی


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، كتب مجلات و انتشارات دهه فجر وانقلاب وامام خمینی
[ دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 ] [ 15:0 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
به مناسبت ارتحال ملكوتی بنيانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمينی(ره) ويژه‌نامه‌ای اينترنتی با نام «آن مرد آسمانی» در محيط فلش طراحی و در پايگاه اينترنتی مؤسسه فرهنگی اطلاع‌رسانی تبيان منتشر شد.

مؤسسه فرهنگی و اطلاع‌رسانی تبيان همزمان با ارتحال ملكوتی بنيانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمينی(ره) ويژه‌نامه‌ای اينترنتی با نام «آن مرد آسمانی» درباره ابعاد شخصيتی و زندگی خصوصی را در محيط فلش طراحی و در پايگاه اين مؤسسه منتشر كرد.

بنابر اين گزارش، ويژه‌نامه «آن مرد آسمانی» از بخش‌هايی همچون كليپ‌ها، گالری تصاوير، تصاوير ويژه، محصولات ويژه مشتركين ايرانسل، كتابخانه تخصصی امام خمينی(ره)، درباره امام(ره) ببينيد و درباره امام(ره) بشنويد تشكيل شده است.

همچنين سياسيون از امام می گويند!(مصاحبه تبيان با اسدالله بادامچيان و حسن غفوری‌فرد)، مردم در نگاه امام مردم، زن در ديدگاه امام خمينی(ره)، رابطه عاطفی امام(ره) و همسرش، امام خمينی(ره) دنيايی از علوم، جوان در ديدگاه امام خمينی(ره)، امام خمينی(ره) و مستضعفان، امام خمينی(ره) نام‌آور دوران معاصر، انقلابی رهبری امام خمينی(ره)، امام خمينی(ره) به روايت خادمش به همراه خاطراتی نغز از زندگی امام(ره) از جمله مطالب ويژه‌نامه «آن مرد آسمانی» است.


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، وب سایتهای مرتبط با دهه فجر وانقلاب وامام خمینی
[ یکشنبه چهاردهم خرداد 1391 ] [ 13:21 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
صدا و سیما این شب‌ها مستند «یک نکته از هزاران»، بازخوانی اندیشه ی امام خمینی (س) را پخش می کند. امامی که آن سال ها با اینکه کودکی بیش نبودم ولی در جماران نشستن و زیارتش را عاشقانه دوست داشتم.
لازم دانستم بابت این حرکت ارزشمند از صداو سیمایی ها تشکر کنم و بگویم ما در بقیه ایام سال هم به این برنامه ها نیاز داریم.
عشق به خمینی، عشق به همه ی خوبی ها است.


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، عکس و فیلم و صوت
[ شنبه سیزدهم خرداد 1391 ] [ 17:0 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
چرا باید اندیشه امام باقی بماند؟ آیا این‌که نسل گذشته، جوانی خود را با امام گذرانده، نسل بعدی هم باید همین کار را بکند؟ این دو پرسش کلیدی است که همواره جوانان از آن می‌پرسند و باید پاسخی درخور داشته باشد.

چرا باید اندیشه امام باقی بماند؟ آیا این‌که نسل گذشته، جوانی خود را با امام گذرانده، نسل بعدی هم باید همین کار را بکند؟ دو پرسش کلیدی جوانان است که سید حسن خمینی به آنان پاسخ داده است.

به گزارش «تابناک»، حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی در دیدار جمعی از اعضای انجمن اسلامی مدرسین و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ـ که خبر آن را جماران منتشر کرده ـ گفته است: جدایی میان قضایای حقیقیه و خارجیه، یکی از اصول اساسی اجتهاد است. نمی‌شود برخی از سخنان را که در یک شرایط خاص اظهار شده، در شرایط دیگر به کار برد، چون بسیاری از صحبت‌ها قضیه خارجیه هستند و نمی‌توان به همه زمان‌ها تعمیم داد. اگر این تفکیک صورت نگیرد، مشکلات زیادی به بار می‌آید.

وی در این زمینه به روشنگری مبسوط چرایی و چگونگی بقای اندیشه امام پرداخت و گفت: برای پاسخ به این که اندیشه امام را چگونه برای امروز و فردا نگه داریم، باید پرسش اساسی دیگری مطرح کرد، مبنی بر این که اساسا چرا باید اندیشه امام باقی بماند؟ آیا این‌که نسل گذشته، جوانی خود را با امام گذرانده، نسل بعدی هم باید همین کار را بکند؟ این، پرسش مهمی است که باید اندیشمندان جامعه، همواره به آن پاسخ دهند.

یادگار امام اظهار کرد: حقیقت این است که همه جوامع، نیازمند پرچم و نمادند. کعبه سنگ‌نشانی است که ره گم نشود. عاشورا و غدیر به عنوان نمادهای جامعه، مورد نیاز انسان هستند تا در زندگی راه خود را فراموش نکند.

وی با بیان این‌که «امام نماد تلاقی آرزوی سه جریان تاریخی کشور است»، گفت: دینداری، استقلال‌طلبی و آزادیخواهی سه خواسته اصلی مردم ایران در طول صد سال گذشته است. تا پیش از امام، مبارزات مردم به یکی از این سه جریان ختم می‌شد. مشروطه، آزادیخواه بود اما استعمارستیز و دیندار نبود. ملی شدن صنعت نفت، ضداستعماری بود اما جریان دینی نتوانست در کنار آن باقی بماند.

وی اظهار کرد: این سه خواسته تاریخی در سال ۵۷ در قامت یک شخصیت متبلور شد و انقلاب را به پیروزی رساند. امام خمینی، هم به مطالبه استقلال‌طلبی پاسخ گفت، هم به آزادیخواهی و هم به دینداری. امام نماد و پرچم بزرگ این جامعه است و به همین دلیل، باید باقی بماند.

حسن خمینی افزود: جریانات دینی که بنا بر اندیشه امام فعالیت می‌کردند، علاوه بر دینداری به استقلال و مبارزه با استعمار و استبداد اعتقاد داشتند. ملت ما باید این مطالبات را حفظ کند تا سر پیچ‌ها راه را گم نکند.

وی در ادامه به طرح این پرسش پرداخت که چه کنیم اندیشه امام باقی بماند و گفت: روحانیون بزرگی در جهان تشیع داشتیم که برخی از آن‌ها وارد عرصه مبارزه هم شدند؛ همانند مرحوم مدرس، آیت‌الله کاشانی و میرزای شیرازی، ولی هیچ‌کدام همانند امام به مطالبات جریان‌های تاریخی پاسخ ندادند. امام فرزند زمانه خویشتن است. ایشان درد روزگار خود را می‌شناخت و به آن پاسخ می‌داد. وقتی امام در سال ۴۲ خود شاه را مستقیم خطاب قرار داد، درد جامعه را فهمید. کسانی بودند که دوباره مدل مشروطه و مدل‌های دیگر را معرفی می‌کردند؛ اما امام دقیقا به درد اصلی پرداخت.

وی افزود: امام اعتقاد داشت برای آزادیخواهی باید استعمارستیزی، استقلال‌طلبی و دینداری را همراه هم پیگیری کرد. نمی‌شود بدون هر یک از این‌ها به نتیجه مطلوب رسید.

یادگار امام در ادامه، اجتهاد در اندیشه امام را شرط حفظ این اندیشه دانست و گفت: امام برای روزگار ما پاسخ دارد. این پاسخ‌ها هرگز از پیش، آماده و ارائه نشده است. باید پاسخ سوالات امروز را با روش‌های خاص اجتهادی از متن اندیشه امام به دست آورد.

وی اظهار کرد: ما اگر می‌خواهیم به عنوان کسانی که دلباخته اندیشه امام هستیم اندیشه ایشان را برای امروز و فردا معرفی کنیم، باید به سوالات روز براساس پیچیدگی‌های عصر حاضر بر مبنای اندیشه امام پاسخ بدهیم.

وی به تفکیک بین قضایای حقیقیه و خارجیه در امر اجتهاد تأکید کرد و گفت: جدایی بین این دو قضیه یکی از اصول اساسی اجتهاد است. نمی‌شود برخی از صحبت‌ها را که در یک شرایط خاص اظهار شده، در شرایط دیگر به کار برد. چون بسیاری از صحبت‌ها قضیه خارجیه هستند و نمی‌توان به همه زمان‌ها تعمیم داد. اگر این تفکیک صورت نگیرد، مشکلات بسیاری به بار می‌آید.

یادگار امام افزود: برای نمونه، یکبار یک نفر در نامه‌ای در زمان جنگ نوشته بود؛ امام می‌گوید: «من توی دهن این دولت می‌زنم». این نوع به کار بردن قضایای خارجیه در زمان‌های متفاوت کاملا خنده‌دار و اشکال آن آشکار است. اما در بسیاری از موارد چنین اشتباهاتی آشکار نیست و باعث بدفهمی می‌شود.

وی با خواندن این بیت؛ «گمان مبر که به پایان رسید دور مغان / هزار باده ناخورده در رگ تاک است»، تاکید کرد: ممکن است سبو بشکند و پیمانه بریزد اما ساقه تاک همواره باقی می‌ماند. باید کسی بیایید و از آن،‌ شراب معنویت و آزادگی بگیرد.

وی گفت: حفظ و ترویج اندیشه امام یک شرط اساسی دارد و آن این که نباید در فراز و فرودهای روزگار ناامید شویم. فراز و فرود‌ها یک قاعده الهی است. مهم این است که انسان خود را بشناسد و ایمانش قوی باشد و درد را فراموش نکند. با خستگی و خمودگی نمی‌توان به جایی رسید. باید هر لحظه به آینده چشم داشت.


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)
[ شنبه سیزدهم خرداد 1391 ] [ 14:9 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
اگر بخواهم در یک جمله بگویم، کتاب‌های خاطرات، زندگی بیرونی امام را روایت می‌کنند، اما خانم طباطبایی در «اقلیم خاطرات» راوی صادق و بی‌واسطه زندگی اندرونی بیت امام است و نکات و خاطراتی از زندگی شخصی و خانوادگی امام می‌آوردند که نه تنها خیلی از دوستاران امام نمی‌دانند، بلکه وقتی بخوانند شاید باورشان هم نشود.


«اقلیم خاطرات» نگاهی است دیگرگونه به زندگی امام (ره)؛ متفاوت با آنچه که تاکنون درباره بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی گفته شده است. بسیاری از خاطرات نقل شده در این کتاب، بکرِ بکر است و تا پیش از انتشار، حتی اشاره‌ای هم به آنها نشده بود.

کتاب «اقلیم خاطرات» خاطرات مستند 10 سال (1347- 1357) فاطمه طباطبایی، عروس امام خمینی (ره) و همسر زنده‌یاد سیداحمد خمینی را دربردارد که سال گذشته از سوی پژوهشکده امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام‌ خمینی (ره) چاپ شد. «اقلیم خاطرات» در نمایشگاه امسال تهران هم جزو پرفروش ترین کتاب‌های غرفه موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) بود. نوشته زیر مروری است بر این اثر خواندنی.

1- «یک شب امام گفتند: در جوانی سیگار می‌کشیدم. تا اینکه یک شب سرد زمستان که پشت کرسی مشغول مطالعه بودم، به مطلب مهمی رسیدم و فکرم به شدت درگیر فهم آن شد. در همین حال برای آوردن سیگار از اتاق بیرون رفتم. پس از بازگشت همین که نگاهم به کتاب افتاد که آن را بر زمین گذاشته و به دنبال سیگار رفته بودم، احساس شرمندگی کردم و با خود عهد کردم که دیگر سیگار نکشم. آن را خاموش کردم و دیگر سیگار نکشیدم». (ص 258)

از این نمونه خاطرات ناب و منحصر به فرد از امام در کتاب «اقلیم خاطرات» کم نیست. مثلاً: - «هنگامی که پنج ماهه بودم پدرم به دست جعفرقلی خان و برادرش رضاقلی سلطان کشته شد. بزرگ تر که شدم برایم گفتند که پدر و پدربزرگم مرحوم آقاسید احمد از مردان شجاع خمین بوده‌اند. خاطره لالایی گفتن او (مادرم) با گیسوان بافته در دو طرف گونه‌اش در ذهنم نقش بسته است... در بچگی کار با تفنگ را آموزش دیدم. زمانی که اشرار به خمین تاخت و تاز می‌کردند. به برج خانه‌مان می‌رفتم و در آنجا در کنار دیده‌بان‌ها با تفنگی که از قدّم بلندتر بود می‌ایستادم. گاه سربازان روسی را که در خمین رفت و آمد می‌کردند می‌دیدم». (صفحات 262-263)

- خانم (همسر امام) می‌گفتند: «یک روز احمد را برای کوتاه کردن موهایش به آرایشگاه بردم. آرایشگر موهای او را مدل آلمانی کوتاه کرد. هنگامی که آقا به خانه آمد از دیدن مدل موهای احمد - که بور هم بود - ناراحت شد، اما به من اعتراض نکرد. در حالی که به شدت خشمگین بود، گفت: چرا موی پسر من طلبه باید اینگونه کوتاه شود و خودش با قیچی موی او را کوتاه کرد. البته من هم بسیار ناراحت و عصبانی شدم. ولی سکوت کردم». (ص 359)

- «در اتاق پائین کتاب‌های گوناگون و تازه تالیف شده نیز کنار دستشان بود که بیشتر طلبه‌های جوان و دانشجویان انجمن‌های اسلامی اروپا و آمریکا برای ایشان ارسال می‌کردند و ایشان آنها را با برنامه در ساعات معین مطالعه می‌کردند. آنچه از این کتاب‌ها به خاطر دارم، عبارتند از: فارسی شکر است از جمالزاده، طلوع انفجار، افضل الجهاد (نامه سرگشاده به شاه) از علی‌اصغر حاج سیدجوادی و کتاب‌هایی که از طرف دانشجویان انجمن‌های اسلامی تدوین شده بود. تفسیر سوره انفال نوشته سازمان مجاهدین خلق همچنین آثاری از جلال آل‌احمد و دکتر شریعتی. در آن زمان - موقع تبعید امام به نجف - من مشغول مطالعه رمان «شوهر آهو خانم» نوشته علی‌محمد افغانی بودم. امام از من خواستند هنگامی که آن را نمی‌خوانم در دسترس ایشان قرار دهم. جالب اینکه هنوز من آن را به پایان نرسانده بودم که امام تمام آن را خواندند. کنار این مطالعات پراکنده، روزانه چند بار برنامه تلاوت قرآن داشتند؛ پیش از نماز صبح، پس از بیدار شدن از خواب، پیش از نماز ظهر و مغرب، پس از نماز عشا؛ به طوری که در پایان هر ماه، چند بار قرآن را ختم می‌کردند». (ص 387)

2- خانم طباطبایی در دو سه فصل اول به طور مفصل به اجداد و اعضای امام،‌ همسر و خانواده خودش می‌پردازد که در نوع خودش خواندنی است. نکته جالب آنجاست که به همراه این معرفی، خاطراتی از زبان آنها و یا درباره آنها می‌آورد. مثلاً در صفحات 261 تا 265 خاطراتی درباره اجداد و پدر حضرت امام از زبان آیت‌الله پسندیده برادر بزرگ امام آمده است.

3- تاکنون کتاب‌های خاطرات زیادی درباره انقلاب و امام منتشر شده است، اما تقریباً - به جز معدودی - همه این کتاب‌ها شامل خاطرات شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی است و از فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی آن دوره گفته‌اند. در این کتاب‌ها فعالیت‌ها و جنبه‌های سیاسی و اجتماعی امام بازگو و بررسی شده است. هر چند در کتاب «اقلیم خاطرات» موارد متعددی از این جنبه‌های شخصیت امام نیز آمده است، اما نقطه قوت خاطرات خانم طباطبایی در خاطرات شخصی، خصوصی و خانوادگی امام است. به عبارت دیگر در کتاب‌های خاطراتی که از شخصیت‌ها تاکنون منتشر شده است، بیشتر بر اخلاق و منش سیاسی، اجتماعی و مبارزاتی امام تاکید شده است، اما چون خانم طباطبایی با ازدواج با سیداحمد، عضوی از خانواده امام شده است، اخلاق و زندگی شخصی و خانوادگی امام را به خواننده می‌شناساند.

نکته دیگر اینکه این خاطرات از زبان یک زن روایت می‌شود. شاید اگر یک مرد مثلاً یکی از اعضای دفتر امام و حتی خود حاج سیداحمد این خاطرات را می‌گفت، این لطف را نداشت؛ چون احتمالاً او هم بیشتر فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی امام را می‌دید.

اگر بخواهم در یک جمله بگویم، کتاب‌های خاطرات، زندگی بیرونی امام را روایت می‌کنند، اما خانم طباطبایی در «اقلیم خاطرات» راوی صادق و بی‌واسطه زندگی اندرونی بیت امام است و نکات و خاطراتی از زندگی شخصی و خانوادگی امام می‌آوردند که نه تنها خیلی از دوستاران امام نمی‌دانند، بلکه وقتی بخوانند شاید باورشان هم نشود. با خواندن این کتاب خواهیم فهمید تصویری که در ذهن ما از امام ساخته شده یا مثلا صدا و سیما از امام به نسل امروزِ امام ندیده ارائه می‌دهد، چقدر فرق دارد! وقتی کتاب را بخوانید، این را به عینه می‌بینید. چند نمونه:

- «نکته قابل توجه دیگر در رفتار امام، پاکیزگی،‌ نظم و انضباط ایشان بود. زمانی که که از بیرون می‌آمدند،‌ نعلین‌هایشان را در جای هیشگی خود (پشت نرده‌های جلوی اتاق) می‌گذاشتند و دستمالی هم روی آن می‌انداختند تا گرد و غبار روی کفش ننشیند. هنگامی که می‌خواستند بیرون بروند، کفش‌هایشان را برمی‌داشتند و با همان دستمال آن را پاک می‌کردند و اجازه نمی‌دادند کسی این کار را بکند. یک بار کارگر خانه این کار را کرده بود؛‌ او را نهی کرده بودند... برنامه روزانه آقا ثابت و تعریف شده بود. مطالعه،‌ عبادت و دیدار با افراد در وقت معین انجام می‌گرفت. همان اهتمامی را که به اجرای واجبات و دوری از مکروهات و انجام مستحبات و ... داشتند،‌ به ورزش و پیاده‌روی و استراحت و رسیدگی به خانواده نیز داشتند... یک شب کارگر خانه پرسید: شام را بیاورم؟ امام نگاه به ساعت کردند و گفتند: 10 دقیقه دیگر. احمد با تعجب پرسید: گرسنه بودن چه ربطی به ساعت دارد؟ شما تا 10 دقیقه دیگر گرسنه می‌شوید؟ امام پاسخ دادند: اگر ملاک گرسنگی باشد، شاید من هیچ‌گاه میل به غذا نداشته باشم،‌ اما اگر برنامه منظم انجام شود، به همه کارها خواهیم رسید. بارها شنیدم که می‌گفتند: کسانی توانسته‌اند موفق شوند که در زندگی دارای نظم و انضباط بودند». (ص 220)

- امام پنج بار آقای لواسانی را برای خواستگاری همسرش می‌فرستند. داستان خواستگاری از زبان همسر امام: «خواستگاری صورت می‌گیرد، اما پاسخ منفی شنیده می‌شود. پس از چند ماه آقا دوباره از آقای لواسانی می‌خواهد خواستگاری را تکرار کند و باز پاسخ منفی می‌شنود. در این فاصله تحصیلات پدرم تمام شد و ما قم را ترک کردیم و به تهران بازگشتیم و من به خانه خانم مامانی برگشتم. اما آقای لواسانی در پی درخواست آقا، راه قم - تهران را با وسایل نقلیه آن روز در چندین ساعت به دشواری پیموده و به خانه پدرم می‌آمد. آخرین بار که پاسخ منفی شنید، از پدرم سبب مخالفتش را می‌پرسد. پدرم گفته بود پدربزرگ و مادر بزرگش مخالفند و من به احترام آنها حرفی نمی‌زنم. آنها می‌گویند او دختری است که در رفاه بزرگ شده و نمی‌تواند زندگی طلبگی را تحمل کند.... دو سه روزی گذشت که آقا جانم به دیدن ما آمد و گفت: آمده‌ام برای آخرین بار با قدسی اتمام حجت کنم. این خواستگار افزون بر اصالت خانوادگی دو ویژگی ارزشمند دارد. یکی اینکه بسیار متدین است؛ دوم آنکه بسیار باهوش و درس‌خوان است و قدسی باید قدر این دو خصلت را بداند. من آمده‌ام تا خودم پاسخ او را بشنوم.» (صفحات 335-338)

- در صفحات 348 تا 351 کتاب ماجرای اجاره‌نشینی و هشت بار خانه عوض کردن امام از زبان همسرشان آمده است: «خانه هشتم،‌ در محله یخچال قاضی بود پس از شروع مبارزات در سال های 41-42 شمسی، رفت و آمد به خانه ما زیاد شد. ما مجبور شدیم خانه کوچک همسایه مان، نصرت خانم را اجاره کنیم. به آنجا رفتیم و حیاط و ساختمان بزرگ تر را در اختیار آقایان قرار گرفت. پس از تبعید امام آن خانه را پس دادیم». (ص 351)

- «خانم (همسر امام) در حالی که برخی از نظرات امام را در مسائل خانوادگی نقد کرده و آنها را نوعی سختگیری تلقی می‌کردند، لیکن دینداری و تعهد امام را می‌ستودند و یادآور شدند که آنچه پدرم در مورد او گفت درست بود. او خود را ملزم به رعایت همه قول‌هایی می‌دانست که به پدرم داده بود. به طور نمونه: در بعضی از مخارج خانه سختگیری می‌کرد و مقید بود که همچون دیگر طلبه‌ها زندگی کند،‌ اما هیچ‌گاه برای استخدام کارگر مخالفتی نکرد و به قولی که والدینم داده بود سخت وفادار بود. نگذاشت که من یک روز را هم بدون کارگر بگذرانم. هرگز از من نخواست تا کارهای خانه را خودم انجام دهم،‌ اما خودم بسیاری از کارها را انجام می‌دادم... آقای ثقفی (پدر همسر امام) هنگام عقد دخترشان از امام قول گرفتند که در تابستان‌ها به سبب گرما و خشکی هوای قم تمهیدی بیندیشند،‌ تا به دخترشان سخت نگذرد و امام هم به قول خود وفادار بودند. خانم نقل می‌کردند: آقا مدت 6 سال یا بیشتر به خواسته پدر و مادرم،‌ تابستان من و بچه‌ها را به خانه آقا جانم در تهران می‌آورد و خود به قم باز می‌گشت و به تالیف کتاب‌هایش مشغول می‌شد... دو سال به محلات،‌ دو بار به مشهد، دو بار امامزاده قاسم در تهران، یک سال اصفهان و یک سال هم به همدان رفتیم. آقا بیشتر در تابستان ها کتاب می نوشتند». (صفحات 448 -455)

- «خانم می‌گفتند: آقا نمی‌توانست تمام خواسته‌های مرا تحقق بخشد،‌ اما همیشه رعایت حال مرا می‌کرد. او سختگیری‌های خاصی داشت، ولی از آنجا که مرا دوست داشت و بسیار به من احترام می‌گذاشت، این سختی‌های زندگی برایم قابل تحمل بود». (ص 359)

- حال و هوای بیت امام موقع درگذشت آقا مصطفی: «من دست حسن را گرفتم و به خانه داداش بازگشتم. امام نیز نزدیک ظهر به آنجا آمدند. به محض ورود،‌ خانم با حالتی بسیار پریشان نزد امام آمدند و گفتند: آقا دیدی چطور شد؟ چه بلایی بر سرمان آمد. آقا پاسخ دادند: خانم به خاطر خدا صبر کن! می‌دانم که دشوار است. سخت است. اما به حساب خدا بگذار. اگر به حساب خدا بگذاری، تحملش آسان می‌شود. خدا خودش تحمل این مصیبت را آسان می‌کند... یک بار وارد اتاق امام شدم. دیدم به سقف خیره شده‌اند. از گوشه چشمشان اشک سرازیر بود. مرا که دیدند تکانی به خود دادند و سراغ حسن را گرفتند. سپس گفتند شما تنهایید، حوصله‌تان سر می‌رود. فلان کتاب هست. می‌خواهی بخوانی؟ سپس به کمد کوچکی که در گوشه اتاق بود و خانم هدایا و سوغاتی‌هایی را که از ایران می‌آوردند در آن می‌گذاشتند،‌ اشاره کردند و گفتند: می‌خواهی برایت چیزی بیاورم؟» (صفحات 394-396)

- «قطعه طلای کوچکی را آماده کرده بودند. آن را به مناسبت تولد یاسر به من دادند. آنگاه با لبخندی گفتند: دختر نداری،‌ اولاد نداری! من نیز با خنده به ایشان گفتم: شما که پسری همچون احمد دارید، این حرف را می‌زنید؟ سرشان را تکان دادند و گفتند: احمد استثناست». (ص 473)

- و در خانه نوفل لوشاتو: «یک بار چند خانم جوان به خانم اعتراض کردند که چرا رفتار شما متناسب با شان امام نیست؟ خانم پرسیدند: چطور؟ آنها پاسخ دادند: کسی که اینجا می‌آید فکر می‌کند عید دیدنی آمده است،‌ زیرا با شیرینی‌های متنوع پذیرایی می‌شود؛‌ در حالی که یک لیوان چای و بیسکویت کافی است. اینجا خبری از وضعیت انقلابی نیست. خانم گفتند: دخترم،‌ همه اینها از ایران رسیده و سوغاتی است. این کمد که می‌بینی از هدایای دوستان پر است. آیا بهتر نیست که من اینها را برای پذیرایی از شما که مهمان من هستید و از راه دور آمده‌اید، بیاورم یا از این کار صرف نظر کرده و تظاهر به ساده‌زیستی کنم؟ چرا نمی‌توانید مسائل را از هم جدا کنید و زود قضاوت می‌کنید؟ آیا این نفاق نیست که من شیرینی را تنها و یا با خانواده خودم بخورم و برای شما که مهمان هستید نیاورم؟ تا در نگاه شما ساده زیست و انقلابی دیده شوم». (ص 477)

- «کنار همه این جنب و جوش‌ها و روزهای پرکاری که امام - در نوفل لوشاتو - داشتند،‌ کارهای شخصی و برنامه‌های روزانه، توجه به افراد خانواده و دیدار با مهمان‌ها نیز اجرا می‌شد... برنامه‌های عبادی واجب و مستحب،‌ اذکار یومیه،‌ تهجد و نماز شب و تلاوت قرآن را مانند همیشه انجام می‌دادند. همچنین به درخواست‌های مراجعان همچون اجرای خطبه عقد،‌ امضاهای یادگاری،‌ دعا برای افراد مریض،‌ میانجیگری و حل اختلاف میان افراد و خانواده‌ها و پاسخ به پرسشهای شرعی نیز اهتمام می‌ورزیدند». (ص 529)

4- «خدا در همه زندگی و کارهای امام حضور داشت» این جمله‌ای است که خانم طباطبایی چند بار در کتاب بر آن تاکید می‌کند و خاطراتی از این حضور در مقاطع مختلف زندگی امام می‌آورد:

- «(اولین دیدار) رو به رو شدن با امام برایم بسیار شورانگیز بود. در طول سفر به چگونگی این دیدار می‌اندیشیدم. از فرودگاه که سوار اتومبیل شدیم،‌ تا رسیدن به نجف و محله حویش، این موضوع ذهنم را به خود مشغول کرده بود... جمله‌های احمد درباره آقا را به یاد می‌آوردم که می‌گفت: آقا دینش را بر همه کس و همه چیز مقدم می‌شمارد،‌ حتی بر اعضای خانواده». ( ص 207)

- «حضور خدا در زندگی ایشان بسیار پررنگ بود. احساس می‌کردم رضایت خدا تنها عامل وحدت بخش همه کارهای به ظاهر گوناگون (سیاسی، علمی،‌ عبادی) ایشان شده و توانسته‌اند اعتدالی در رفتار و کردارشان ایجاد کنند. از این رو می‌دیدم خشم و مهرشان،‌ نشاط و اندوهشان همگون و هم راستاست». (ص 221)

- «یک روز درباره اسارت افراد و تبعید آنها به مناطق محروم سخن به میان آمد و آقا با جملاتی ساده گفتند: بزرگ‌ترین و وحشتناک‌ترین اسارت‌ها،‌ اسارت نفس است. از این رو سخت‌ترین و مهم‌ترین مبارزه، مبارزه با هواهای نفسانی است». (ص 216)

- «می‌گفتند: کارهایتان را با برنامه‌ریزی انجام دهید،‌ تا موفق به انجام همه آنها شوید. یک بار من قیاس به نفس کردم و گفتم: اینگونه که پیداست شما خوابتان نمی‌آید و اگر به رختخواب بروید فکرتان آشفته می‌شود و دیر به خواب می‌روید،‌ پس صحبت را ادامه دهید تا خوابتان بگیرد. ایشان در حال برخاستن گفتند: دخترم من اگر بخواهم فکر کنم، فکر نمی‌کنم. من آن زمان به ژرفای این مطلب پی نبردم که چگونه انسان بر قوای خود تا این اندازه می‌تواند چیره باشد». (ص 240)

- درباره شب آخر امام در نجف و سفر به پاریس، می‌نویسد: «آقا مانند همیشه سر ساعت معین جمع ما را برای استراحت ترک کردند و هنگام برخاستن به ما گفتند: من همه شما را خدا می‌سپارم و از همگی حلالیت می‌طلبم. صبور باشید، رفتن من یک تکلیف الهی است؛‌ من نمی‌توانم با سکوت از تکلیف الهی شانه خالی کنم. نمی‌توانم برای داشتن زندگی راحت سکوت کنم. در این صورت چگونه می‌توانم جواب خدا را بدهم؟ یک ساعت و نیم به اذان صبح طبق برنامه همیشگی برای نماز شب برخاستند. پس از نماز صبح،‌ راهی سفر شدند. هنگام خداحافظی بار دیگر همه را به ایستادگی و استقامت دعوت کردند و گفتند: سعی کنید قیام و قعودتان برای خدا باشد. قیام لله، قیامی است که هیچگونه خسران و زیانی ندارد. قیام برای خدا، زمان و محدوده مشخص و معینی ندارد و در هر جا و در هر زمان انسان مخاطب خداونداست،‌ که فرمود: قل انما اعظکم بوادحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی». (ص 424)

5- سیداحمد رفت بدون حتی یک برگ خاطرات. چرا؟ به یک دلیل ساده، چند نهاد مختلف - که کارشان دقیقا همین است - بر سر گرفتن خاطرات او اختلاف داشتند. این می‌گفت من بگیرم، آن می‌گفت این مربوط به من است من می‌گیرم در نهایت هم هیچکدام نگرفتند و او رفت. فراموش نکنیم که سیداحمد نزدیک‌ترین فرد به امام بود و بعد آقا مصطفی همه کاره بود و همه کارهای دفتر امام را او انجام می‌داد. او همراه همیشگی، مشاور امین و یادگار امام بود.

ضایعه رفتن سیداحمد بدون گفتن خاطراتش هیچ وقت جبران نمی‌شود اما خانم طباطبایی در این کتاب گوشه‌هایی و خاطراتی باز هم تازه و منحصر به فرد از او آورده است. خاطراتی مثل:

- «اولین دیدار من با احمد در همان روز عقد رسمی و کتاب سفره عقد صورت گرفت. پس از آنکه مهمانان اتاق را ترک کردند؛ احمد وارد شد و اولین جمله ای که بر زبان آورد این بیت بود:

دست من گیر که این دست همان است که من

بارها از غم هجران تو بر سر زده‌ام

همان لحظه اول علاقه شدیدی نسبت به او پیدا کردم. حرف‌هایش زیبا و دلنشین بود. احساس کردم سال‌هاست که او را می‌شناسم. او هم گفت: به خواهرم گفته بودم: اگر این وصلت قسمت نشد، من دیگر ازدواج نمی‌کنم». (ص 137)

- «از ویژگی‌های خانه جدید داشتن رادیو بود، که در نظر عامه مردم برای یک روحانی آن هم پسر آیت‌الله، امر نامتعارفی بود. تا آنجا که روزی یکی از بستگان نزدیکم به من تذکر داد که به احمد نیز یادآور شوم که داشتن رادیو برای ما مناسب نیست. هنگامی که من این مطلب را به احمد گفتم، پوزخندی زد و از اینکه من جمله آن فرد را بازگو می‌کنم، متعجب شد. ظهرها احمد مقید بود به رادیو گوش کند. نمی‌دانستم برنامه‌ای که می‌شنود از چه موجی پخش می‌شود. تنها صدای رسا و پرطنین گوینده‌ای را می‌شنیدم که می‌گفت: «این صدای روحانیت مبارز ایران از بخش فارسی رادیو بغداد است... گوش کردن به برنامه‌های رادیو بغداد نزد دولت ایران جرمی بزرگ محسوب می‌شد... بعدها شنیدم فکر بهره‌گیری از فرستنده رادیو بغداد برای رساندن پیام و صدای روحانیت مبارز به مردم ایران،‌ از حاج آقا مصطفی و آقای سیدمحمود دعایی از شاگردان و یاران امام بود،‌ البته اجرای برنامه نیز برعهده آقای دعایی بود». (ص 153)

- «بعدها برایم که کتاب‌هایی را که چاپش ممنوع بود کپی و تکثیر می‌کردند. کتاب‌هایی همچون «در خدمت و خیانت روشنفکران» از جلال آل‌احمد. به خاطر دارم یکی از خاطراتی که صادق، از احمد برایم بازگو کرد، فرستادن این کتاب به خارج از کشور بود. احمد آن را در لابلای مقداری آجیل جاسازی کرده و برایش فرستاده بود». (ص 311)

- «در میان کسانی که احمد با آنها دیدار پنهانی داشت، می‌توانم از دکتر شریعتی نام ببرم. یک روز دکتر شریعتی به دعوت برخی از علمای حوزه به قم آمد و احمد نیز در آن جلسه با او به گفتگو پرداخت. یک بار نیز با دکتر شریعتی در جلسه‌ای که در تهران تشکیل شد و دکتر بهشتی،‌ دکتر محمد مفتح، حجت الاسلام موسوی خوئینی‌ها و استاد محمدتقی شریعتی نیز حضور داشتند، درباره مسائل عقیدتی به بحث پرداخته بودند». (ص 326)

«در نجف که بودیم فردی به شدت دکتر شریعتی را محکوم می‌کرد. احمد به او گفت: آیا آثارش را خوانده‌ای؟ گفت: نه، می‌ترسم بخوانم مدافعش بشوم. احمد با تعجب گفت: پس چگونه به خودت اجازه می‌دهی بدون اینکه با افکار و گفتار کسی آشنا شوی با او مخالفت کنی؟». (ص 329)

- «احمد در تماس تلفنی به من گفت که دوست دارد،‌ فرزندانش در راهپیمایی روزهای تاسوعا و عاشورا در تهران شرکت کنند. همچنین از آقای لاهوتی خواسته بود،‌ برای آمدن از قم و رفتن به راهپیمایی به ما کمک کند. آقای لاهوتی به طنز به او گفته بود: تو تصور می‌کنی دو سرباز رشید و مقتدر را به میدان نبرد می‌فرستی. در روزهای تاسوعا و عاشورا،‌ من و حسن که هفت سال بیشتر نداشت و یاسر که 40 روزگی‌اش را تازه سپری کرده بود به صفوف مردم پیوستیم». (ص 458)

- «احمد از اختلافاتی که میان برخی از گروه‌های مبارز - در نوفل لوشاتو - وجود داشت، شکوه کرد، تا آنجا که گفت: از بدو ورود متوجه شدم میان این دوستان اختلافات فکری جدی وجود دارد. دوستان طلبه معمولاً به دوستان مقیم اروپا و آمریکا چندان اعتماد ندارند. آنها نیز عقاید و نظرات طلبه‌ها را نمی‌پذیرند. من تلاش می‌کنم تا نظرات هر دو گروه را به امام منتقل کنم. یک شب کمی دیر به دفتر رفتم، دیدم برخی سر عضویت کابینه احتمالی که خود انتخاب کرده بودند مجادله می‌کردند. از سوی دیگر دوربین به دست‌ها هم در کمین نشسته‌اند، تا برای گرمی بازار خود خبر تهیه کنند. اگر مراقب نباشیم تحلیل افراد به جای خبر مخابره می‌شود. یا مطلبی به امام نسبت داده می‌شود که امام هرگز آن را نگفته‌اند». (ص 501)

6- در این کتاب خانم طباطبایی موارد متعددی از فضای اجتماعی - فرهنگی آن روز قم به ویژه در میان خانواده‌های مذهبی می‌آورد. بد بودن گوش دادن به رادیو یا دیدن تلویزیون (صفحات 62 و 78)،‌ درس خواندن زن سنت‌شکنی بود (ص 302)، راه رفتن روحانی با زنش در خیابان پسندیده نبود (ص 314)،‌ استفاده از قاشق و چنگال  جایز نبود (ص 333).

همچنین خاطرات جالبی از سکوت حوزه علمیه قم و نجف و همراهی نکردن علما و روحانیون با نهضت اسلامی و فعالیت‌های مبارزاتی امام آمده است:

- «پس از کشتار مردم تبریز - که به مناسبت چهلم کشتار مردم قم در 19 دی 56 برگزار شده بود - احمد از آیت الله سیدمحمد بجنوردی که مورد توجه آیت الله خویی بود، خواست نزد ایشان برود و بخواهد که به اعتراض کشتار مردم، درس را تعطیل کند. آیت الله خویی ابتدا پذیرفت، اما از آقای بجنوردی خواسته بود که از جانب دیگر علما هم مطمئن شوند و همگی با هم درس را تعطیل کنند. آیت الله بجنوردی نزد امام آمدند و نظر آیت الله خویی را منتقل کردند. اندکی بعد نظر آیت الله خویی تغییر کرد و پیام فرستاد که من از تعطیل کردن درس منصرف شده‌ام. جالب این نکته بود که امام به احترام ایشان درس را تعطیل نکردند، اما سر درس درباره کشتار مردم تبریز سخن گفتند و جلسه درس به سخنرانی تبدیل گشت». (ص 405)

- «با وجود رخدادهای گوناگون در ایران،‌ اوضاع نجف آرام بود. حتی برخی افراد از شنیدن اخبار مربوط به ایران نیز دوری می‌کردند و برخی دیگر این گونه کارها را به کمونیست‌ها و مارکسیست‌ها منتسب می‌کردند. احمد که یک روز دلش از سخنان آنان به درد آمده بود گفت: می‌دانی دغدغه برخی از طلاب علوم دینی و سربازان امام زمان (ع) در اینجا چیست؟ این است که از کدام بازار می‌توانند مایحتاج خود را - که به آن اصطلاحا "بازاری" می گفتند - تهیه کنند». (ص 410)

- «البته این رخداد و تصمیم امام برای رفتن به پاریس برای مردم نجف، قابل هضم نبود. همسران بعضی از علما می‌آمدند و می‌پرسیدند: چرا آقا این کار را کردند؟ حیف نیست که ایشان محیط نجف و جوار حرم امیرالمومنین (ع) را رها کرده به بلاد کفر رفته‌اند؟ برای آنها موضوعی به نام مبارزه معنا نداشت،‌ اما مرجعیت اهمیت بسیاری داشت که باید برای حفظ آن به هر بهایی کوشید. شان روحانیت (با تعریف خاص آنها) شانی بود که آقا می‌بایست آن را حفظ می‌کردند. در آن فضا که آشنایی با یک زبان خارجی و یا رادیو گوش دادن یک روحانی مقوله ناپسندی بود که با مذهب،‌ دیانت و سنت جمع نمی‌شد، بدیهی بود که رفتن یک مرجع تقلید به فرانسه به هیچ روی پذیرفتنی نباشد. باور برخی بر این بود که آقا برای آنکه حرف خودش را به کرسی بنشاند به مقام مرجعیت پشت پا زده است. برخی می‌گفتند: معلوم شد مرجعیت شانیتی نزد ایشان نداشته است وگرنه چطور می‌شود یک عالم دینی از نجف به فرانسه برود،‌ در حالی که هم طرازهای ایشان ترجیح می‌دهند در نجف نفس بکشند و در آنجا بمیرند. برخی دیگر می‌گفتند که دفن شدن در «وادی السلام» نجف آن قدر ارزش دارد که باید به خاطرش سکوت کرد». (صفحات 428-429)

- «حاضران در کلاس بیشتر خواهان برقراری نظامی بودند که دست بیگانگان و ستمگران را از کشور قطع کند و خوش‌بینانه انتظار تحقق آرمان خود را داشتند،‌ اما برخی دیگر معتقد بودند که فقط با ظهور امام زمان (ع) این آرمان محقق می‌شود و آن هنگامی است که ظلم و بیداد همه جا را احاطه کند. از این رو هرگونه تغییر و اصلاح در جامعه را به معنای ایجاد تاخیر در ظهور امام زمان تلقی می‌کردند». (ص 427)

7- خانم طباطبایی در لابلای کتاب خاطرات یا نکاتی از افراد مختلف و برخی حوادث و وقایع انقلاب می‌آورد که از نظر تاریخی خیلی مهم هستند. بیشتر این نکات تا حالا یا اصلاً گفته نشده یا کمتر بیان شده است. حتی برخی از این نکات به اشتباه گفته شده یا جور دیگری مشهور شده است.

- «دکتر چمران در پرتو نور شمع،‌ بخشی از دستنوشته‌های خودش را انتخاب کرد و برایمان با احساس خواند. سپس درباره دکتر شریعتی برایمان گفت و با صادق،‌ خاطرات خود را که با شریعتی داشتند مرور کردند که برای من و خاله‌ام جذاب و دلنشین بود. سپس بخش‌هایی از نوشته‌های دکتر شریعتی را انتخاب کردند و به خواندن آنها مشغول شدند. برخی از آن جملات در خاطرم نقش بسته است: چقدر ایمان خوب است. چه بد می‌کنند کسانی که می‌کوشند تا انسان را از آن محروم کنند. چه ستمکار مردمی هستند این به ظاهر دوستداران بشر.

چمران به بخشی از نوشته‌ها که می‌رسید،‌ درنگ می‌کرد. نفسی می کشید. گاه اشکی می‌ریخت و سپس مطلب را پی می‌گرفت. خاطره شنیدن مطالب شریعتی با صدای چمران شبی زیبا و به یادماندنی را برای همه به وجود آورد». (ص 371)

- خاطره آشنایی و ازدواج با غاده از زبان شهید چمران (ص 414) - «نکته جالب اینکه مهندس بازرگان  - پس از دیدار امام در نوفل لوشاتو - گفته بود اطمینان و آرامش امام و نزدیک دانستن پیروزی،‌ مرا به تعجب واداشت. مهندس بازرگان پس از دیدار با امام گفته بود: امام به شیوه مبارزه خود و پیروزی انقلاب آنقدر اطمینان دارد که با ما درباره پس از مرحله پیروزی سخن می‌گویند و قصد دارند ما را در اداره مملکت دخالت دهند نه در مبارزه». (ص 446)

- «یک روز وزیر خارجه فرانسه اعلام کرد که آقای خمینی برای اقامت در فرانسه احتیاجی به روادید ندارند. مردم تهران با شنیدن این خبر، سفارت فرانسه را گلباران کردند. از این رو فرانسوی‌ها بر خلاف آمریکایی‌ها و انگلیسی‌های ساکن تهران، بدون ترس از خشم مردم در شهر رفت و آمد می‌کردند. هنگامی که سفیر فرانسه با اتومبیل در شهر دیده شد، مردم با شعارهای «زنده باد خمینی / زنده باد ژیسکاردستن» از او استقبال کردند و خوشحالی خود را از این اقدام دولت فرانسه ابراز کردند». (ص 455)

برای همین امام در آخرین روز اقامت خود در فرانسه و موقع عزیمت به ایران پیامی دادند و از دولت و ملت فرانسه تشکر کردند: امید است مهمان‌نوازی دولت و ملت فرانسه و حس آزادیخواهی آنان را فراموش نکنم». (ص 443)

- «(در نوفل لوشاتو) بیشتر وقتشان به مصاحبه، سخنرانی و دیدار با گروه‌های مختلف درباره تبیین نوع حکومت مورد نظرشان می‌گذشت. مسئول تنظیم برنامه‌ها و دیدارها، دکتر یزدی بود. امام او را دوست داشتند و محترم می‌شمردند. به خاطره انبوه مراجعان، برخی از افراد می‌بایست روزها به انتظار وقت دیدار می‌ماندند. در این دیدارها بیشتر قطب زاده و بنی صدر مترجم زبان فرانسوی و دکتر یزدی و صادق مترجم زبان‌های انگلیسی و آلمانی بودند». (ص 474)

- امام در مصاحبه‌ای در پاسخ به سئوال حسنین هیکل که می‌پرسد: شما تصور می‌کنید این جنبش به اهدافش برسد؟ ...جنبش شما در حال حاضر دشمنان غربی را نیز غافلگیر کرده است. به نظر شما چرا چنین اتفاقی افتاده است؟، می گوید: «این قدرت ناشی از اسلام است. من در آن زمان (نهضت ملی شدن نفت) به آقای کاشانی متذکر شدم که به جنبه‌های دینی توجه کنید. ایشان به جای تقویت جنبه‌های دینی به جهات سیاسی پرداختند، اما در حال حاضر جنبش ما در همه جهات، دینی است. مردم ایران خواستار اسلامند». (ص 491)

- «در گرماگرم این جریانات دکتر حسن حبیبی به دستور امام به تدوین پیش‌نویس قانون اساسی مشغول شد، تقریباً محرمانه، امام از پدرم نیز خواستند دکتر حبیبی را در تدوین پیش‌نویس قانون اساسی؛ آنجا که به مسائل فقهی مربوط می‌شود، کمک کنند. از این رو دکتر حبیبی کمتر در نوفل لوشاتو حاضر می‌شد. او گهگاه با حضور در خانه فرزندان دایی با پدرم در این باره تبادل نظر می‌کرد... دکتر حبیبی هر بخشی را که تنظیم می‌کرد به نوفل لوشاتو می‌آورد و آن را در اختیار امام قرار می‌داد و امام نظرات خود را در گوشه آن می‌نوشتند. (پاورقی: دست نوشته‌های امام نزد دکتر حبیبی محفوظ است.) دکتر حبیبی در میان دوستان مقیم اروپا افزون بر داشتن معلومات،‌ به دیانت نیز مشهور بود. همه او را «شیخ» می نامیدند». (ص 513)

- «پس از ورود امام به ایران و پیروزی انقلاب،‌ درباره قانون اساسی صحبت زیاد شد. شمار زیادی از دوستان و دست‌اندرکاران نظام معتقد بودند همان پیش نویس تنظیم شده را که مراجع نیز تایید کرده بودند، به رای مردم گذاشته شود. امام هم این نظر را داشتند، اما مهندس بازرگان اصرار داشت که مجلسی از خبرگان تشکیل شود و قانون اساسی جمهوری اسلامی با نظر خبرگان تدوین گردد. استدلال مهندس بازرگان این بود که این مجموعه قانون اساسی کشور محسوب می‌شود و در آینده بر ما خرده خواهند گرفت که آن را یک نفر تدوین کرده است. سرانجام نظر مهندس بازرگان تایید شد. نمایندگانی، با انتخاب مردم به مجلس خبرگان قانون اساسی راه یافتند و کار تدوین قانون اساسی را شروع کردند. یکی از مواد اختلاف در پیش‌نویس و قانون مصوب،‌ مربوط به اصل «ولایت فقیه» بود. شنیدم دکتر حبیبی در آن پیش نویس،‌ «نظارت فقیه» را بر مجموعه حکومت از کتاب کشف اسرار امام استخراج کرده و امام نیز آن را پذیرفته بودند،‌ اما در مجلس خبرگان، آیت الله منتظری از بحث‌های امام در نجف درباره حکومت اسلامی «ولایت فقیه» را بر مجموعه حکومت، برداشت کرده و آن را تبیین می‌کرد و بر تصویب آن نیز اصرار داشت. البته با رد و قبول‌های جدی روبرو شده بود». (ص 553)

- امام در پاسخ به خبرنگار ایتالیایی که می‌پرسد: ممکن است حزب الله را برای من توضیح دهید؟ می‌گویند: «هر مسلمانی که موازین و قوانین اسلامی را بپذیرد و به آن عمل کند،‌ عضوی از حزب الله است. خط مشی این حزب را قرآن و اسلام مشخص می‌کند». (ص 517)

- «امام همچنین درباره حکومت اسلامی به آن خبرنگار گفتند: حکومت و زمامداری در اسلام فخر نیست تا از این طریق فرد حاکم بخواهد به نفع خود،‌ حقوق ملتی را پایمال کند. بلکه وظیفه‌ای الهی است، تکلیفی است سنگین که حاکم موظف به انجام آن است و اسلام برای حاکم و برای ملت حقوق و وظایفی تعیین کرده است. هر فرد از افراد ملت حق دارد زمامدار مسلمین را استیضاح و به او انتقاد کند و او باید پاسخگوی آنان باشد. در غیر این صورت اگر چنانچه بر خلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است». (ص 517)

- «یک روز در جمع خانوادگی امام گفتند: در حکومت اسلامی مردم حق دارند حاکم خود را نقد کنند و حاکم نیز باید انتقادپذیر باشد؛... ما حاکمی را می‌پسندیم که عدالت را در جامعه مستقر سازد». (ص 534)

8- امام موسی صدر دایی خانم طباطبایی است. او بعد از ازدواج با سیداحمد دو سه بار به لبنان رفته و او و کارهایش را از نزدیک در آنجا دیده و حتی مدتی آنجا ساکن شده است. برای همین خاطرات تازه‌ای از او در کتابش می‌آورد. مثلاً:
- «پشتیبانی امام موسی صدر از گروه‌های فلسطینی، ساواک را به شدت خشمگین می‌کرد و سفارت ایران در بیروت از کارهای او ناراضی بود و پیوسته برای ایشان ایجاد مزاحمت می‌کرد. افزون بر ساواک، فعالان سیاسی نیز مانند جلال‌الدین فارسی با دایی رابطه خوبی نداشتند. فارسی در مخالفت با دایی بیانیه‌هایی منتشر می‌کرد و آنها را برای امام خمینی می‌فرستاد. پس از آنکه احمد از نزدیک با دایی آشنا شد،‌ از ایشان خواست تا در نامه‌ای به امام خمینی به این اتهامات پاسخ دهد. دایی نپذیرفت و گفت: دوست ندارم از خود دفاع کنم و تصور می‌کنم امام خمینی به خوبی می‌دانند که حقیقت چیست؟ زیرا تاکنون کمک و یاری خود را از من دریغ نکرده‌اند». (ص 201)

- «پس از گذشت چند روز برای زیارت امام حسین (ع) احمد با صادق و حسین خمینی و آقای دعایی به کربلا رفتند و پس از بازگشت از کربلا به لبنان رفتند، تا در مراسم چهلم دکتر شریعتی که دایی‌ام (امام موسی صدر) در بیروت برگزار کرده بود، شرکت کنند. همچنین چند نفر از دوستان ما از جمله آقای دعایی نیز از نجف برای شرکت در این مراسم رفتند». (ص 384)

- «باز شنیدم که در بیروت نیز امام موسی صدر طی مقاله ای به نام "ندای انبیاء" که در روزنامه لوموند فرانسه به چاپ رسیده بود، ضمن تشریح و تکریم روند مبارزات اسلامی مردم ایران ، پیامهای امام به ملت ایران را جلوه‌ای از ندای انبیا توصیف نموده و به این رفتار دولت عراق به شدت اعتراض کرده بودند و طی یک مصاحبه مطبوعاتی از سران کشورهای عرب خواسته بودند که با دعوت از امام خمینی به کشورشان، جبهه ضد صهیونیستی خود را مستحکم سازند. امام موسی در سخنرانی خود با تعبیر "الامام الاکبر" از آیت الله خمینی یاد کرده بود». (ص 420)

- «خاله آمده بود تا با احمد درباره کارهایی که آقای سید محمدباقر صدر (همسرش) می‌خواست انجام دهد،‌ مشورت کند و از امام نیز بخواهد درباره آزادی ایشان اقدام کنند. احمد بی‌درنگ به خانه امام رفت و خبر را به اطلاع ایشان رسانید. امام نیز از شنیدن این خبر به شدت نگران شدند و به فکر فرو رفتند. سپس تلگرافهایی برای حافظ اسد، رئیس جمهور وقت سوریه و یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادی بخش فلسطین فرستادند و از آنان خواستند در این باره تحقیق کرده و ایشان را از سلامت آقای صدر با خبر سازند،‌ اما متاسفانه اقدامات ایشان و مراجع دیگر و مقامات کشورهای مختلف نیز ثمره‌ای نداد». (ص 421)

9- یکی دیگر از اختصاصات کتاب «اقلیم خاطرات» عکس‌های آن است. در این کتاب عکس‌های دیدنی و منحصر به فردی از امام و خانواده امام نخستین بار منتشر شده که مشخص است خانم طباطبایی این عکس‌ها را از آلبوم شخصی و خانوادگی خود منتشر می‌کند.

10- در کتاب «اقلیم خاطرات» خاطرات خانم طباطبایی از دوران کودکی تا زمان اقامت امام در نوفل لوشاتو و لحظه پرواز امام به سمت ایران آمده است که خواندنی است. دوستاران امام بسیار مشتاقند که خانم طباطبایی هر سریعتر جلد دوم خاطراتش را منتشر کند. قطعاً جلد دوم خواندنی‌تر خواهد بود چون این جلد به خاطرات بعد از انقلاب تا زمان رحلت امام اختصاص دارد که دیگر امام در تبعید نبودند و خانم طباطبایی ارتباط بیشتری با ایشان داشته‌اند و در خانه امام زندگی کرده‌اند. علاوه بر اینها همه از ارتباط صمیمی و عاطفی ویژه‌ای که امام در دوره بعد از انقلاب با خانم طباطبایی داشتند، خبر داریم. به خاطر همین ارتباط صمیمی و عاطفی ویژه است که امام برای خانم طباطبایی شعر گفته‌اند. پس خانم طباطبایی بجنبید که دوستداران امام سخت منتظرند امامشان را از طریق خاطرات شما بیشتر بشناسند.

------------------------------------------
«علی نورآبادی»
فعال حوزه کتاب و نشر
و خبرنگار حوزه ادبیات و فرهنگ رادیو


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، كتب مجلات و انتشارات دهه فجر وانقلاب وامام خمینی
[ شنبه سیزدهم خرداد 1391 ] [ 14:7 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
سيد حيدر موسوي جد اعلاي آيت الله سيد روح الله موسوي خميني است. او مولف دو رساله، به نامهاي «نفحة العرفان» در عرفان و «هداية المستشرقين» در حقانيت مذهب اماميه، است و به همين دليل به آينه دار معرفت معروف شد.

خاندان امام خميني ابتدا ساكن شهر نيشابور بودند، اما در اواسط قرن يازدهم هجري براي ترويج مذهب و راهنمايي امور ديني شيعيان هند، راهي شمال اين كشور و شهر لكنهو واقع در ناحيه ي اوده شدند. سيد احمد موسوي هندي پدربزرگ امام خميني، در اواسط قرن سيزدهم هجري، كشور هند را ترك كرده و راهي نجف شد و از آنجا به دعوت بزرگان خمين تصميم به اقامت در خمين و به عهده گرفتن مسئوليت رسيدگي به امور ديني مردم آن منطقه را گرفت.

به گزارش نويد شاهد به نقل از پورتال امام خميني(ره)، سيد حيدر موسوي جد اعلاي آيت الله سيد روح الله موسوي خميني است. او مولف دو رساله، به نامهاي «نفحة العرفان» در عرفان و «هداية المستشرقين» در حقانيت مذهب اماميه، است و به همين دليل به آينه دار معرفت معروف شد.

در سال 766 هجري قمري سيد حيدر موسوي اردبيلي از طرف عارف بزرگ حضرت مير سيد علي همداني، جهت ارسال پيام نور و عرفان به سرزمين هند مهاجرت كرد و در آنجا به تبليغ اسلام پرداخت. در طول اقامت او در هند، بسياري از هندوان و بوداييان به آيين اسلام گرويدند تا جايي كه برخي از رؤساي اين كيشها نيز اظهار اسلام نمودند.

سيداحمد كه از نسل سيد حيدر مي باشد بين سالهاي 1240 و 1250 قمري به قصد زيارت عتبات عاليات به عراق مسافرت كرد. و در مدت آنجا با يوسف خان، پسر محمد حسين بيك كمرهاي، اهل خمين آشنا شد و برحسب تقاضاي او براي اقامت به خمين مراجعت كرد.

حاصل ازدواج او چندين دختر و پسر بود و آقا مصطفي خميني پدر امام خميني يكي از آنها بود.

آقا مصطفي حدود سال 1300 قمري با مرحومه هاجر آغاخانم دختر مرحوم آقا ميرزا احمد مجتهد خميني المسكن خوانساري الاصل ازدواج كرد كه حاصل اين ازدواج سه پسر و سه دختر بود كه به ترتيب سن و سال عبارتند از: مولوده آغا خانم، آقا سيد مرتضي (پسنديده)، آقا نورالدين (هندي)، فاطمه خانم، آقازاده خانم، روح الله ملقب به امام خميني(س).


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)
[ شنبه سیزدهم خرداد 1391 ] [ 14:5 ] [ فاطمی نوش آبادي ]

جزئیاتی منتشر نشده از آخرین شب در جماران/ تقاضای هاشمی پس از قطعی شدن خبر فوت امام/ فایل صوتی

اختصاصی خبرآنلاین/ روایتی از پرستار شب سیزدهم خرداد در جماران که آخرین شب تا صبح، بالای سر امام خمینی بود.

مجید جوادی نسب، متخصص مراقبت های ویژه وعضو تیم پزشکی امام که تا امروز لب به سخن باز نکرده و روایت های سال ها بودن در جماران را در دل خود نگه داشته است، حاضر شد تا در گفت وگویی اختصاصی با خبرآنلاین درباره روزگار پرستاری اش از امام بگوید.
متن کامل خاطرات منتشرنشده و جزئیات جالبی از رفتارهای خصوصی امام خمینی(ره) را به مناسبت سالگرد ارتحال آن حضرت، در خبرآنلاین خواهید خواند.

آنچه می شنوید قسمت کوتاهی از گفت وگوی مشروح ماست که آخرین شب و روز حضرت روح الله در جماران را با جزئیاتی متفاوت روایت می کند.
/6262


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، مناسبت روز ،هفته،ماه
[ جمعه دوازدهم خرداد 1391 ] [ 20:29 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
شما برای ثواب می خواهید مکه مشرف بشوید و یا می خواهید مدینه منوره و یا به عتبات مشرف شوید، امروز ثوابی بالاتر از این نیست که به برادران خودتان کمک کنید که ایران خودتان درست ساخته بشود.

عصر ایران- روز بیست و ششم خرداد ماه سال 1358 امام خمینی در پیامی مردم ایران را به جهادی همگانی برای سازندگی ایران دعوت کردند. متن کامل این پیام در روزنامه های 27 خرداد منتشر شد. در بخشی از این پیام که در روزنامه اطلاعات بیست و هفتم خرداد ماه سال 58 منتشر شده آمده است:

همه موفق باشند که در این جهاد شرکت کنند و این خرابه را بسازند و برادران خود را کمک نمایند، که شاید هیچ عبادتی بالاتر از این عبادت نباشد. بلکه من از اشخاصی که برای زیارت ها مثل زیارت مکه معظمه و مدینه منوره می خواهند به طور استحباب بروند، از آن ها می خواهم و تقاضا می کنم که شما برای ثواب می خواهید مکه مشرف بشوید و یا می خواهید مدینه منوره و یا به عتبات مشرف شوید، امروز ثوابی بالاتر از این نیست که به برادران خودتان کمک کنید. و این سازندگی را همه با هم شروع کنید که ایران خودتان درست ساخته بشود و برادران شما نجات یابند. خداوند به همه شما اجر عنایت می کند و همان ثوابی را که شما از زیارت ها می خواهید، خداوند به شما در این جهاد خواهد داد.


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)
[ جمعه دوازدهم خرداد 1391 ] [ 18:49 ] [ فاطمی نوش آبادي ]

دوره آموزش تخصصي آشنايي با شخصيت عرفاني و انديشه‌هاي امام خميني (ره) و نظام ولايت فقيه ويژه مبلغان و ائمه جماعات استان گيلان با همكاري اداره‌كل تبليغات اسلامي اين استان و دفتر برنامه‌ريزي و توسعه آموزش‌هاي تخصصي معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي برگزار مي‌شود.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي، دوره‌ آموزش تخصصي مبلغان و ائمه جماعات استان گيلان با موضوع آشنايي با انديشه‌هاي امام (ره) و نظام ولايت فقيه يازدهم و دوازدهم خرداد در شهرستان رشت برگزار مي شود.

گفتني است،دوره‌هاي آموزش تخصصي و مهارتي سازمان تبليغات اسلامي در موضوعات مختلف ويژه اقشار تأثيرگذار جامعه از جمله مبلغان، مبلغات، روحانيون مستقر، ائمه جماعات مساجد و دستگاه‌هاي دولتي، مداحان اهل بيت (ع)، روساي تشكل‌هاي ديني، اساتيد و معلمان حوزه دين در سراسر كشور برگزار مي‌شود.

برخي از ويژگي‌ها و امتيازات دوره‌هاي آموزش تخصصي برگزار شده توسط سازمان عبارتند از: هدفمندي و پوپايي دوره‌هاي آموزشي،بهره‌مندي از متون آموزشي كارآمد و برنامه‌ آموزشي جامع و منظم، به كارگيري تكنولوژي آموزش و فضاي مطلوب، ارائه گزارش شفاف از بروندادهاي آموزش، نيازسنجي آموزشي گروه‌هاي هدف و برنامه‌ريزي جهت انجام آن‌ها، واقعيت‌گرايي نسبت به آموزش‌هاي مورد نياز براي شبكه‌ تبليغي، تعامل وثيق كارشناسان ستاد و صف در حوزه‌ برنامه‌ريزي و اجراي آموزش‌هاي تخصصي،برنامه‌ريزي جهت توسعه آموزش‌ها در عصر ارتباطات و فناوري اطلاعات، جامع‌نگري به مجموعه‌اي از آموزش‌هاي تخصصي براي گروه‌هاي هدف و استفاده از منابع و نرم‌افزارهاي آموزشي در جهت توانمندسازي گروه‌هاي تبليغي


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، جشنواره ها ومسابقات مرتبط با دهه فجر وانقلاب
[ چهارشنبه دهم خرداد 1391 ] [ 15:58 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
گروه خبرنگاران افتخاري / معصومه صبور: همايش ملی با عنوان «امام خمينی(ره)، اخلاق و سياست حكمرانی»، 30 ارديبهشت‌ماه سال جاری، در دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان برگزار می‌شود.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، همايش ملی با عنوان «امام خمينی(ره)، اخلاق و سياست حكمرانی»، 30 ارديبهشت‌ماه سال جاری، در دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان برگزار می‌شود.

اين همايش در دو محور كلی اخلاق حكمرانی و سياست حكمرانی برپا خواهد شد. محور اخلاق حكمرانی با موضوعات جايگاه اخلاق و سياست در سپهر انديشه امام خمينی(ره)، مبنا، مفهوم و ماهيت اخلاق و سياست در انديشه امام(ره)، جايگاه عدالت و فرهنگ رفتار انتتقادی از منظر امام(ره)، اخلاق كارگزان در انديشه امام خمينی(ره)، مناسبات اخلاق و سياست از ديدگاه امام(ره)، امام خمينی(ره) و اخلاق فعاليت‌های تشكيلاتی و انتخاباتی است.

محور سياست حكمرانی با موضوعاتی چون اصول سياست خارجی، نگاه استراتژيك و روابط بين‌المللی از ديدگاه امام(ره)، شاخص‌های حاكمان اسلامی و طاغوتی از ديدگاه امام(ره)، مطالعه تطبيقی نگرش بر سياست از نظر امام خمينی(ره) و غرب، نظريه ولايت مطلقه فقيه از ديدگاه امام(ره) و امام خمينی(ره) و نظام مردم‌سالاری دينی است.

يادآور می‌شود، علاقه‌مندان جهت شركت در اين همايش بايد مقالات خود را تا 10 ارديبهشت‌ماه سال جاری به دبيرخانه اين همايش در دامغان، بلوار چشمه علی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان، حوزه معاونت پژوهش و فناوری ارسال كنند.

همچنين اين همايش به همت دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان، پژوهشكده مطالعات ميان فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی، پژوهشكده علوم وحيانی معارج، بنياد تبيين انديشه‌های امام خمينی(ره) در دانشگاه‌ها، مركز فرهنگی ـ دانشجويی امام(ره) و انقلاب اسلامی جهاد دانشگاهی، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام‌خمينی(ره)، نهاد نمايندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های آزاد اسلامی استان سمنان، بسيج اساتيد و بنياد بين‌المللی علوم وحيانی اسرا برپا می‌شود.


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، جشنواره ها ومسابقات مرتبط با دهه فجر وانقلاب
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 15:24 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
مصطفی فيضيچ، مفتی اعظم مونته نگرو، در ديدار با رايزن فرهنگی ايران در اين كشور، تأكيد كرد: انديشه‌های امام خمينی‌(ره) سرچشمه تغيير و بيداری است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مصطفی فيضيچ، مفتی اعظم مونته نگرو در ديدار با رايزن فرهنگی جمهوری اسلامی ايران گفت: هم‌اكنون يك زن مسلمان می‌تواند در همه نهاد‌های دولتی و خصوصی كشور ما شاغل باشد و در همه مقاطع تحصيلی از دبيرستان تا دانشگاه با حفظ حجاب خود حضور داشته باشد.

وی افزود: مسلمانان مونته نگرو جمهوری اسلامی ايران را به عنوان دوست خود تلقی می‌كنند و مسن‌ترهای ما برای جوانان و آن‌ها كه تشنه تغيير و بيداری هستند، انديشه‌های امام خمينی‌(ره) را به‌عنوان سرچشمه تغيير و بيداری معرفی می‌كنند.


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)
[ جمعه پنجم اسفند 1390 ] [ 18:45 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
پنجشنبه 4 اسفندماه، مدير روابط عمومی آستان شاهچراغ(ع)، از برگزاری مسابقه سراسری مقاله‌نويسی با موضوع نقش شهيد محراب آيت‌الله سيد عبدالحسين دستغيب در پيروزی انقلاب اسلامی ايران خبر داد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه فارس، ده بزرگی، مدير روابط عمومی آستان شاهچراغ(ع)، پنجشنبه 4 اسفندماه گفت: 15 اسفند آخرين مهلت ارسال اثر به مسابقه سراسری مقاله‌نويسی با موضوع «نقش شهيد محراب آيت سيد عبدالحسين دستغيب در پيروزی انقلاب اسلامی ايران» است.

وی افزود: مقالات ارسالی بايد با موضوع نقش شهيد محراب حضرت آيت سيد عبدالحسين دستغيب در پيروزی انقلاب اسلامی ايران تهيه و ارسال شود.

ده بزرگی اظهار كرد:‌ اين فراخوان با هدف ترويج فرهنگ مطالعه، آشنايی نسل جديد با آرمان‌های انقلاب اسلامی و بهره‌گيری از انديشه صاحبنظران، انديشمندان، محققان و پژوهشگران برگزار می‌شود.

مدير روابط عمومی آستان شاهچراغ(ع) تصريح كرد: علاقمندان می‌توانند آثار خود را به آدرس فارس، شيراز، آستان مقدس احمدی و محمدی(ع)، كتابخانه مركزی آستان مقدس حضرت شاهچراغ، تالار پژوهش ارسال نمايند.

وی در پايان افزود:‌ نتايج فراخوان 25 فروردين 91 از طريق پايگاه اطلاع‌رسانی حرم به آدرس www.shahecheragh.ir اعلام می‌شود.


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)
[ جمعه پنجم اسفند 1390 ] [ 18:43 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
دانشنامه علمی امام خمينی(ره) در حضور طلاب حوزه علميه بيجار با 1500 مطلب در فضای مجازی معرفی شد.

  به نقل از مركز تحقيقات كامپيوتری علوم اسلامی، اكبر پوست‌چيان، مسئول واحد ارتباطات مركز نور در جمع مدعوين بيجاری هدف از توليد و به‌روزرسانی اين دانشنامه علمی را جمع‌آوری و عرضه يك‌جای هرآنچه يك مسلمان آزاده می‌بايست در مورد حضرت امام(ره) بداند، عنوان كرد.

پوست‌چيان افزود: عرضه 1500 مطلب شامل؛ مقاله، گزيده كتاب، پرسش و پاسخ، چكيده پايان نامه و ... به منظور تسهيل در امر تحقيق و پژوهش محققان حوزه و دانشگاه در زمينه امام خمينی(ره) عنوان كرد.

وی ادامه داد: اين دانشنامه در 96 نمايه در قالب 21 نمايه اصلی و 75 نمايه فرعی از هم اكنون در نخستين پايگاه اطلاع‌رسانی شيعی جهان اسلام در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

پوست‌چيان به نمايه‌های مختلف اين دانشنامه اشاره كرد و گفت: «امام، زندگينامه و خانواده»، «ويژگی‌های فردی و رفتاری»، «مقام علمی»، «امام، حكومت اسلامی و انقلاب اسلامی»، «امام، ولايت فقيه و مرجعيت»، «امام و سياست» و «امام خمينی(ره) و آيت‌الله خامنه‌ای» نمايه‌های اصلی اين دانشنامه هستند.

وی «انديشه‌ها و ديدگاه‌های امام(ره» و «امام(ره) و مردم» را از ديگر نمايه‌های اصلی برشمرد و اظهار كرد: «امام و زنان»، «امام(ره)، هنر و فرهنگ»، «امام(ره)، وحدت ملی و انسجام اسلامی»، «وصيت‌نامه امام(ره)»، «امام(ره) از منظر ديگران»و «كتاب، پايان‌نامه و كتاب‌شناسی امام» از جمله ديگر نمايه‌های اين دانشنامه محسوب می‌شوند.

وی در ادامه از وجود نمايه‌هايی همچون «مراكز و مؤسسات فعال با موضوع امام خمينی(ره)» و «امام خمينی(ره) در اينترنت» در اين دانشنامه خبر داد.

وی در بخش ديگری از سخنان خود به نمايه‌های فرعی اين دانشنامه غنی اشاره كرد وگفت: «امام، زندگينامه و خانواده»، «فرزندان»، «زندگينامه»، «نامه‌های خانوادگی»، «امام(ره) و برادر»، «خاطرات»، «اساتيد امام(ره)»، «مشايخ اجازه امام(ره)»، «شيوه تدريس»، «شاگردان» و «آثار» از نمايه‌های فرعی دانشنامه هستند.
برای دسترسی به دانش‌نامه اينجا كليك كنيد!


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، وب سایتهای مرتبط با دهه فجر وانقلاب وامام خمینی
[ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 0:59 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
 مسابقه اينترنتی «ميراث ماندگار» با موضوع مردم‌سالاری دينی از منظر امام خمينی(ره) و امام خامنه‌ای از سوی دانشگاه جامع علمی كاربردی برگزار می‌شود.

مهدی فيض، معاون فرهنگی دانشگاه جامع علمی كاربردی، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) درباره مسابقه اينترنتی «ميراث ماندگار» گفت: اين مسابقه اينترنتی با موضوع ديدگاه حضرت امام خمينی(ره) و امام خامنه‌ای درباره مردم‌سالاری دينی در بين دانشجويان دانشگاه جامع علمی كاربردی طراحی شده است و مخاطبان اصلی آن دانشجويان اين دانشگاه هستند؛ همچنين تعدادی ديگری از دانشگاه‌ها اعلام تمايل كرده‌اند تا در اين مسابقه مشاركت داشته باشند ولی آن‌ها در حاشيه اين مسابقه به‌حساب می‌آيند.

فيض افزود: مطالب اين مسابقه از انديشه‌های امام خمينی(ره) و رهبر معظم انقلاب انتخاب شده و به صورت نقل قول‌های مستقيم است. به اين منظور يك متن نزديك به 25 صفحه‌ به‌صورت اينترنتی و قابل دانلود برای مسابقه «ميراث ماندگار» در نظر گرفته شده است تا بر اساس اين متن شركت‌كنندگان به سؤلات پاسخ دهند.

وی ادامه داد: دانشجويان بعد از دنلود و مطالعه اين متن وارد سايت و بخش سؤلات می‌شوند، كه در اين مرحله 20 سؤال به‌طور تصادفی توسط رايانه انتخاب می‌شود و شركت‌كنندگان آن‌ها را پاسخ می‌دهند و افرادی كه به 19 سؤل پاسخ صحيح بدهند به قيد قرعه جوايزی اهداء خواهد شد. در اين مسابقه زمان 30 دقيقه برای پاسخگويی به سؤلات در نظر گرفته شده است تا زمان كمتری از سايت اشغال باشد و شركت‌كننده بيشتری بتواند در اين مسابقه شركت كنند.

معاون فرهنگی دانشگاه جامع علمی كاربردی اظهار كرد: جوايز در نظر گرفته شده برای اين مسابقه يك ميليون ريال بن كتاب است كه به 22 نفر به قيد قرعه اهداء می‌شود به‌علاوه برای هر استان از بين تمام شركت‌كنندگان آن استان در مسابقه يك نفر انتخاب می‌شود و جايزه معال را دريافت می‌كند؛ بنابراين در مجموع 53 جايزه شامل 22 جايزه به برگزيدگان و 31 جايزه استانی به برگزيدگان اهداء خواهد شد.

فيض درباره منابع متن موجود تصريح كرد: مطالب متن مورد نظر برای مسابقه از آثار امام خمينی(ره) برگرفته از صحيفه ايشان و فرمايشات مقام معظم رهبری از سايت دفتر معظم‌له با موضوعاتی چون مردم‌سالاری و نقش مردم در نظلام جمهوری اسلامی و انتخابات و معيارهای انتخاب اصلح از ديدگاه اين بزرگان استخراج شده است. كه اين مطالب و مسابقه برای انتخابات مجلس شورای اسلامی مورد توجه قرار بگيرد و در استقبال از انتخابات و مشاركت بيشتر دانشجويان نيز مؤثر باشد.

وی در پايان خاطرنشان كرد: علاقه‌مندان می‌توانند تا 10 اسفندماه سال جاری در مسابقه شركت كنند و نتايج آن تا 15 اسفندماه سال جاری اعلام می‌شود و اميدواريم جوايز برگزيدگان تا پايان سال 1390 به دست آن‌ها برسانيم.


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، جشنواره ها ومسابقات مرتبط با دهه فجر وانقلاب
[ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 23:57 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
حوزه علميه امام خمينی(ره) تهران از ميان علاقه‌مندان به تحصيل در علوم دينی ثبت نام می‌كند.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، ثبت نام حوزه علميه امام خمينی(ره) از 23 بهمن ماه آغاز شده و تا 4 اسفندماه ادامه خواهد داشت.

بنا بر اين گزارش، تابعيت جمهوری اسلامی، داشتن حداقل 14 سال سن، داشتن مدرك تحصيلی سيكل از جمله شرايط ثبت نام در اين حوزه علميه است.

لازم به ذكر است، كپی مدرك تحصيلی نيم سال اول، كپی شناسنامه و كارت ملی و دو قطعه عكس از جمله مدارك مورد نياز برای ثبت نام در حوزه علميه امام خمينی(ره) ذكر شده است.

علاقه‌مندان برای ثبت نام در اين حوزه علميه می‌توانند به آدرس شميرانات، اقدسيه، خيابان نوبهار، گلستان شرقی، پلاك 22 مراجعه و يا با شماره 22192032 تماس بگيرند.


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، مناسبت روز ،هفته،ماه
[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 21:18 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
امام(ره) نهضتی در استمرار راه انبيای الهی، پيامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) در ايران پايه‌گذاری كرد كه اين نهضت كاخ ستمگران جهان را به لرزه درآورد و يكی از دستاوردهای نهضت امام(ره) حاكميت دينی، ارزشی و ولايت فقيه است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه البرز، عيسی فرهادی، استاندار البرز عصر روز جمعه در آيين گشايش مصلای نماز جمعه مهرشهر كرج گفت: انقلاب اسلامی در شرايطی به پيروزی رسيد كه كشور به‌واسطه وابستگی به آمريكا و قدرت‌های زورگو با مشكلات متعدد در تمام زمينه‌ها مواجه بود.

وی اظهار کرد: امام(ره) نهضتی در استمرار راه انبيای الهی، پيامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) در ايران پايه‌گذاری كرد كه اين نهضت كاخ ستمگران جهان را به لرزه درآورد.

فرهادی تصريح كرد: يكی از دستاوردهای نهضت امام(ره) حاكميت دينی، ارزشی و ولايت فقيه است.

وی افزود: در دوران ستمشاهی، مستشاران آمريكايی و رژيم صهيونيستی حاكميت ايران را زير سلطه خود داشتند و ارزش‌های دينی و اسلامی و حقوق مردم به حاشيه رانده شده بودند.

فرهادی خاطرنشان كرد: در آن زمان وضعيت ايران به‌گونه‌ای بود كه نظاميان و اتباع آمريكايی در صورت ارتكاب جرم از مصونيت قضايی در ايران برخوردار بودند كه با پيروزی انقلاب به زورگويی‌های آمريكا در كشورمان خاتمه داده شد.

وی گفت: دوران ستمشاهی مشكلات عديده‌ای از جمله كم‌رنگ شدن ارزش‌های دينی، وابستگی به غرب و فقر و معضلات اجتماعی برای ايران به ارث گذاشت اما با پيروزی انقلاب اسلامی اكنون ايران به يك كشور پيشرفته در ابعاد مختلف تبديل شده است.

وی از ايجاد تفرقه‌های قومی و قبيله‌ای، ترور شخصيت‌ها، تحريم‌های اقتصادی و نظامی، تحميل هشت سال جنگ نابرابر و فتنه سال 88 به‌عنوان بخشی از توطئه‌های دشمنان عليه ايران اسلامی نام برد و يادآور شد: در طول هشت سال جنگ تحميلی بيش از 55 كشور جهان به‌طور مستقيم و غيرمستقيم از رژيم بعث عراق عليه كشورمان حمايت كردند و پيشرفته‌ترين سلاح‌ها را در اختيار صدام گذاشتند.

استاندار البرز عنوان کرد: در مقابل ملت مسلمان ايران با تكيه بر ارزش‌های دينی و الهی توانست يك تنه استكبار جهانی را زمين‌گير كند و به نماد و الگوی استقامت برای ملت‌های جهان از جمله مردم لبنان و فلسطين تبديل شود.

اين مقام مسئول ادامه داد: امروز به بركت انقلاب امام(ره) و ملت مسلمان ايران، هيمنه قدرت‌های زورگوی جهانی شكسته شده است و ملت‌ها از جمله در مصر و ليبی حاكمان ديكتاتور و وابسته به استعمارگران را كنار گذاشته‌اند.

فرهادی در پايان گفت: به رغم تحريم‌های اقتصادی و نظامی، امروز ايران اسلامی در بخش‌های علمی، صنعتی و نظامی در منطقه خاورميانه و جهان سرآمد است و به ياری خداوند و مشاركت مردم، مشكلات يكی پس از ديگری برطرف می‌شود.

یادآور می‌شود، مصلای مهرشهر كرج با صرف اعتباری بالغ بر 150 ميليون تومان افتتاح شد كه 100 ميليون تومان ديگر نيز برای تجهيز آن نياز است.


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)
[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 21:17 ] [ فاطمی نوش آبادي ]

بزرگترين حادثه عالم

زمان ها خودشان هيچ مزيتي ندارند بعضي بر بعضي، زمان يک موجود ساري متحرک است و متعين و هيچ فرقي ما بين قطعه اي با قطعه اي ديگر نيست. شرافت زمان ها يا نحوست زمان ها به واسطه قضايائي است که در آنها واقع مي شود. اگر چنانچه شرافت زمان به واسطه حادثه اي است که در آن زمان واقع مي شود، بايد عرض کنم که روز بعثت رسول اکرم(ص) در سرتاسر دهر " من الازل الي الابد" روزي شريفتر از آن نيست، براي اينکه حادثه اي بزرگتر از اين حادثه اتفاق نيفتاده است . حوادث بسيار بزرگي در دنيا اتفاق افتاده است. بعثت انبيا بزرگ، انبياء اولوالعزم و بسياري از حوادث بسيار بزرگ، لکن حادثه اي بزرگتر از رسول اکرم در عالم وجود نيست غير از ذات مقدس حق تعالي و حادثه اي بزرگتر از بعثت او هم نيست. بعثتي که بعثت رسول ختمي است و بزرگترين شخصيت هاي عالم امکان و بزرگترين قوانين الهي، و اين حادثه در يک همچو روزي اتفاق افتاده است و اين روز را بزرگ کرده است و شريف، و همچو روزي ما ديگر درازل و ابد نداريم و نخواهيم داشت.

تزکيه نفوس

اول آيه اي که به رسول اکرم (ص) به حسب روايات و تواريخ وارد شده است ، آيه " اقرا باسم ربک" است و اين آيه اولين آيه اي است که به حسب نقل، جبرئيل بر رسول اکرم خوانده است و از اول به قرائت و به تعلم دعوت شده است " اقرا باسم ربک الذي خلق" و در همين سوره است که " ان الانسان ليطغي ان راه استغني" اين سوره اولين مورد وحي (است) و دراولين نزول وحي اين آيه دراين سوره وارد شده است که " کلا ان الانسان ليطغي ان راه استغني" معلوم مي شود که طغيان و طاغوت بودن از اموري است که در رأس اموراست. و براي طاغوت زدائي بايد تعليم کتاب و حکمت و تعلم کتاب و حکمت کرد و تزکيه کرد. انسان اينطوري است، وضع روحي همه انسان ها اينطور است که تا يک استغنائي پيدا مي کند طغيان مي کنند.

(آدمي) استغناي مالي که پيدا مي کند به حسب همان مقدار طغيان پيدا مي کند، استغناي علمي که پيدا مي کند به همان مقدار طغيان مي کند، مقام که پيدا مي کند به آن مقدار طغيان مي کند، مقام که پيدا مي کند به مقداري که مقام پيدا کرده است طغيان مي کند. فرعون را که خداي تبارک وتعالي مي گويد طاغي است ، براي همين است که مقام پيدا کرده بود و انگيزه الهي در او نبود و اين مقام او را به طغيان کشيده بود. کساني که چيزهائي که مربوط به دنياست آنها را بدون تزکيه نفس پيدا مي کنند، اينها هر چه پيدا بکنند طغيانشان زيادتر خواهد شد و وبال اين مال و اين منال و اين مقام و اين جاه و اين مسند از چيزهايي است که موجب گرفتاري هاي انسان است در اينجا و بيشتر در آنجا .

انگيزه بعثت اين است که ما را از اين طغيان ها نجات دهد و ما خودمان را تزکيه کنيم، نفوس خودمان را صفا دهيم و نفوس خودمان را ازاين ظلمات نجات بدهيم. اگر اين توفيق براي همگان حاصل شد ، دنيا يک نوري مي شود نظير نور قرآن و جلوه نور حق.

تمام اختلافاتي که بين بشر هست، اختلافاتي که بين سلاطين هست، اختلافاتي که بين قدرتمندان هست ريشه اش همان طغياني است که در نفس هست ريشه اين است که انسان ديده است که خودش يک مقام دارد طغيان کرده است و چون قانع نمي شود به آن مقام، اين طغيان اسباب تجاوز مي شود، تجاوز که شد اختلاف حاصل مي شود و اين فرق نمي کند. از آن مرتبه نازلش طغيان است تا آن مرتبه عالي آن. از مرتبه نازلي که در يک روستا بين افراد اختلاف حاصل مي شود ، ريشه اش همين طغيان است تا مرتبه بالاتر و هر چه بالاتر برود طغيان زيادتر مي شود. فرعوني که طغيان کرد و" انا ربکم الاعلي" گفت، اين انگيزه در همه است فقط در فرعون نيست . اگر انسان را سر خود بگذارند" انا ربکم الاعلي" خواهد گفت:

انگيزه بعثت اين است که اين نفوس سرکش را اين نفوس طاغي و ياغي را از آن سرکشي و از آن طغيان و از آن ياغيگري نجات دهد و تزکيه کند نفوس را.

همه اختلافاتي که در بشر هست براي اين است که تزکيه نشده است. غايت بعثت اين است که تزکيه کند مردم را تا به واسطه تزکيه، هم تعلم حکمت کند و هم تعلم قرآن و کتاب و اگر چنانچه تزکيه بشوند طغيان پيش نمي آيد. کسي که تزکيه کرد خود را هيچ گاه خودش را مستغني نمي داند " ان الانسان ليطغي ان راه استغني" وقتي که خودش را مي بيند و براي خودش مقام قائل است وبراي خودش عظمت قائل است اين خودبيني اسباب طغيان است.

اختلافاتي که بين همه بشر هست، اختلافاتي که بر سر دنيا بين همه بشر هست اين اختلافات ريشه اش طغياني است که در نفس هاست و گرفتاريي است که انسان در گرفتاري به خود دارد و به هواهاي نفسانيه. اگر انسان تزکيه بشود و نفس انسان تربيت بشود ، اين اختلافات برداشته مي شود.

تحول عرفاني در جهان

مسأله مبعث و ماهيت آن و برکاتش چيزي نيست که بتوان با زبان هاي الکن ما از آن ذکري کرد و به قدري ابعاد آن زياد است و جهات معنوي و مادي آن زياد است که گمان ندارم حتي بتوان حول آن صحبتي کرد.

مسأله بعثت يک تحول علمي- عرفاني در عالم ايجاد کرد که آن فلسفه هاي خشک يوناني را که به دست يوناني ها تحقق پيدا کرده بود و ارزش هم داشت و دارد، مبدل کرد به يک عرفان عيني و يک شهود واقعي براي ارباب شهود...

اگر کسي سير کند در فلسفه هاي قبل ازاسلام و فلسفه هاي بعد از اسلام و خصوصاً قرن هاي آخر و عرفاي قبل از اسلام و آن کساني که در هندوستان و امثال آن يک همچو مسائلي داشتند، و عرفاي بعد از اسلام که به تعلم اسلام در اين امر وارد شده اند، مي فهمد که چه تحولي بعد (از آن ) حاصل شده است. در صورتي که عرفاي بزرگ اسلام هم راجل هستند در کشف حقايق قرآن. لسان قرآن که از برکات بعثت، از برکات بزرگ بعثت رسول خداست، لساني است که سهل و ممتنع است. بسياري شايد گمان کنند که قرآن را مي توانند بهفمند، از باب اينکه به نظرشان سهل است. بسياري از ارباب معرفت و ارباب فلسفه گمان مي کنند که قرآن را مي توانند بفهمند، براي اينکه آن بعدي که براي آنها جلوه کرده است و آن بعدي که درپس اين ابعاد است ، براي آنها معلوم نشده است. قرآن داراي ابعادي است که تا رسول اکرم صلي الله عليه و اله و سلم مبعوث نشده بودند و قرآن متنزل نشده بود از آن مقام غيب ، نازل نشده بود از آنجا ، و با آن جلوه نزولي اش در قلب رسول خدا جلوه نکرده بود، براي احدي از موجودات ملک و ملکوت ظاهر نبود. بعد از آنکه اتصال پيدا کرد مقام مقدس نبوي، ولي اعظم با مبدأ فيض به آن اندازه اي که قبل اتصال بود، قرآن را نازلتاً و منزلتاً کسب کرد. در قلب مبارکش جلوه کرد و با نزول به مراتب هفتگانه به زبان مبارکش جاري شد.

قرآني که الان در دست ماست ، نازله هفتم قرآن است و اين از برکات بعثت است و همين نازله هفتم آنچنان تحولي در عرفان اسلامي، درعرفان جهاني بوجود آورد که اهل معرفت شمه اي از آن را مي دانند و همه ابعاد آن و جميع ابعاد آن براي بشر (هنوز) معلوم نشده است و معلوم نيست معلوم شود. و اين از برکات بعثت است اينقدري که معرفت براي اهل معرفت حاصل شده است. اين ازنازله کتاب خداست به وسيله نزول بر قلب رسول الله که آن هم از اسرار بزرگ است. کيفيت وحي از اموري است که غير از خود رسول خدا و کساني که در خلوت با رسول خدا بودند ، يا اينکه از او الهام گرفته اند کسي آنرا نمي تواند بفهمد و لهذا هر وقت خواستند معرفي هم بکنند با زبان ما عامي ها معرفي کردند، چنانچه خداي تبارک و تعالي با زبان آن بشرعامي خودش را با شتر معرفي مي کند، با آسمان معرفي مي کند، با زمين معرفي مي کند، با خلق امثال اينها، براي اين است که بيان قاصر است از اينکه آن مطالبي که هست ادا بشود و تا آن حدي که بيان مي توانسته اداکند قرآن ادا کرده است و هيچ کتاب معرفتي ادا نکرده است، آنهايي که ادا کردند به تبع قرآن ادا کردند.

اگر قرآن نبود باب معرفت الله بسته بود الي الابد، و آن فلسفه يوناني يک باب ديگري است که در محل خودش بسيار ارجمند است براي اينکه با استدلال ثابت مي کند، نه معرفت حاصل مي شود، وجود خداي تبارک و تعالي از باب دليل اثبات مي شود و معرفت غير اثبات وجود است و قرآن آمده است که هم اثبات بکند به همان طريقه هاي متعارف و طريقه هاي بلکه گاهي نازل تر از آن و هم پرده ديگرش عرفان قرآن است که آن را... در هيچ کتابي نمي يابيد، حتي در کتب عرفاني اسلامي که متحول شده است و با عرفان قبل از اسلام بسيار فرق دارد. و تعبيرات قرآني غير از آني است که آنها دارند.

يک نحوه ديگري هست، يک لطايف ديگري در قرآن هست و اينها همه از برکات بعثت است و برکات بعثت آن مقداري که در معنويات هست ، در ماديات ظاهر نشده است، لکن آن مقداري هم که در ماديات ظاهر شده است ، قبل از اسلام نبوده است. اتصال معنويت به ماديت و انعکاس معنويت در همه جهات ماديت از خصوصيات قرآن است که افاضه فرموده است.

رفع ظلم

بعثت رسول خدا براي اين است که راه رفع ظلم را به مردم بفهماند، راه اينکه مردم بتوانند با قدرت هاي بزرگ مقابله کنند به مردم بفهماند، بعثت براي اين است که اخلاق مردم را، نفوس مردم را، ارواح مردم را و اجسام مردم را، تمام اينها را از ظلمت ها نجات بدهد، ظلمات را بکلي کنار بزند و به جاي او نور بنشاند، ظلمت جهل را کنار بزند و به جاي او نورعمل بياورد، ظلمت ظلم را به کنار بزند و به جاي او عدالت بگذارد، نور عدالت را به جاي او بگذارد و راه او را به ما فهمانده است. فهمانده است که تمام مردم، تمام مسلمين برادر هستند و بايد با هم وحدت داشته باشند، تفريق نداشته باشند.

ختم نبوت

انبياء سلف هم کشف داشتند و هم بسط، اما نه بطوراطلاق بلکه في الجمله. اگر چه در اين معني مختلف بودند؛ چنانچه اولوالعزم ها، کشف و بسط حقايق را بيشتر داشتند و وجود نازنين احمدي(ص) که کشف تام و بسط تمام و تام داشت، خاتم شد و خاتم پيامبران گرديد؛ يعني به آن نحوي که ممکن است حقيقت کشف شود، براي حضرت محمد(ص) کشف بود و به آن قدري که ممکن است حقايق بسط شود براي حضرت بسط نمود. لذا ديگر ممکن نيست کشف و بسط ، اَتـَم ازاين باشد تا نبوت ديگري حاصل آيد.


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)
[ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 19:51 ] [ فاطمی نوش آبادي ]

فاصله شب تاریک حکومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب،ده روز خدایی بود، شبهایش همه شب قدر، آری ... «دهه فجر»

پس از آن ده روز، سپیده «روشن جمهوری اسلامی » دمید.

«کلمه الله » بر فراز زمان جای گرفت و آن روز بزرگ، یکی دیگراز «ایام الله » ماندگار تاریخ شد.

کاخ هایی که به قیمت ویرانی کوخ ها برپا شده بود، به دست کوخ نشینان سقوط کرد و محشری عظیم از اراده مومنان مصمم و مشیت تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود که فرشته در آمد.

امام، در پیام خدایی اش و با دم مسیحایی اش در شهیدآباد «بهشت زهرا» ، در «صور انقلاب » دمید و مردم را در عرصات حق و محشرنهضت، جان بخشید.

آن ده روز فجر آفرین، از ده قرن هم پربارتر بود و 22 بهمن،اوج آن موج های خونین و موج آن شطهای خروشان بود.

باری... «صبح صادق » انقلاب بود و فجر ایمان از مشرق مکتب سرزده بود که به «نماز عشق » ایستادیم. با وضویی از خون دههاهزار شهید، برسجاده صدق نشستیم و پیشانی اخلاص بر مهر تعبدنهادیم و دل به «ولایت » سپردیم.

همین که خواستیم ذکر استقلال و آزادی بر «زبان انقلاب » جاری کنیم، شیاطین سربرداشتند و تیغ کینه برکشیدند و بذر فتنه کاشتند. «ناکثین » ، سوار بر «جمل قدرت طلبی » ، در بصره بی بصری فتنه به پا کردند. «قاسطین » ، دیگر بار «صفین » راپدید آوردند و صف حق و باطل برابر هم ایستاد و «مارقین » نیزدر «نهروان خیانت » از پشت خنجر زدند. بازرگانان، تهیدست ازبازار برگشتند و کالای «آزادی » شان قلابی از آب در آمد و روی دستشان بادکرد. شیادان و مزدورانی که سنگ «توده » و «خلق »

را به سینه می زدند، به دست همان توده و خلق، سنگسار شدند ونفاقشان علنی و مشتشان باز شد.

در این همه سال که برما گذشته است، «فجر پیروزی » با «شب کین توزی » درگیربوده و حق و باطل، هنوز هم به نوعی دیگر دربرابرهم صف آراسته اند. در این سالهای پرفراز و نشیب، با همه وجود، غربت حسین(ع)و مظلومیت علی(ع)را حس کردیم و میدان احد ومعرکه صفین و صحنه کربلا بارها برایمان تکرار شد.

با نفاق و کفر جنگیدیم و احزاب مهاجم را تا آن سوی «خندق پیروزی » عقب راندیم. پرچم شرق و غرب را از بام تزویر به زیرکشیدیم. و... دراوج قدرت، از پشت خنجر خوردیم و در نهایت تنهایی و مظلومیت، تنها خدای یکتا دلمان را گرم و عزم ما راجزم می کرد و به آینده امیدوارمان می ساخت.

در تمامی این مراحل، پیرو مرادما، همچون نوح، کشتیبان انقلاب در امواج توطئه ها بود و با بصیرتی الهی «راه » می نمود و برای «رهروان » از میان آن همه خطرها «معبر» می گشود.

دردمندانه به سوک امام امت(ره)نشستیم و پس از آن پیر، بامولای جدیدمان پیمان ولایت بستیم، ولی دشمن، جبهه جدیدی بر ضدانقلا گشود که رهبر انقلاب، از آن با «شبیخون فرهنگی » یاد کرد.

افعی های خفته در لابه لای جراید ومجلات، به نیش زدن و سمپاشی پرداختند.

محور عملیات دراین نبرد، مدرسه ها، خانه ها مطبوعات، فیلم ها،جشنواره ها، ماهواره و انترنت، القاءات برخی استادان دردانشگاه، نشر و پخش رمان های مبتذل وخانمان سوز، اشاعه بی دینی وسکولاریسم، قداست زدایی از مقدسات و توهین به باورهای دینی این امت بود. می خواستند عناصر فراری و مرده و فسیل شده را دوباره زنده کنند و ابوسفیان های کین توز را به صحنه آورند.

حادثه های تلخی داشتیم. و فراز و فرودهای شگفت، عبرت آموز وروشنگر بر این امت شهید داده گذاشت.

اینک، ماییم و «انقلاب اسلامی » ، که یادگار امام راحل است.

ماییم و رهبری که درخروش و خلوص و درایت و صلابت، «خلف صالح » امام امت است.

ماییم و نسلی پویا، که هم «آماج فتنه ها» ست و هم «ذخیره انقلاب.»

ماییم و یک جهان دشمن، که در قالب «نظامهای استکباری » شکل گرفته است.

ماییم و یک جهان دوست، که در مبارزات ضد استکباری و حق طبانه ملتهای مظلوم، متجلی است و همه چشم به «ام القری ایران »دوخته اند و تشنه معارف ناب مکتب اهل بیت علیهم السلام اند.

ماییم و جنگ فرهنگها در عصرحاضر و تلاش گسترده «وهابیت آمریکایی » بر ضد «اسلام ناب محمدی » .

ماییم و جبهه های متعدد گشوده در برابر انقلاب، در ابعادسیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی، که این مرحله، بیش از گذشته،«بصیرت » و «هوشیاری » و «آمادگی » و «پیام رسانی » و«تبیین » می طلبد.

ما امروز هم، گرفتار مشکل «صدا» درجهان شلوغی هستیم که دروغهای نشسته برامواج صوتی و تصویری، عرصه را بر تابش و جلوه حق، تنگ ساخته است.

چشم و گوش انقلاب، باید بسیار تیزبین تر و حساس تر باشد، تاهم فتنه ها را در قالب های جدیدش بشناسد و هم دروغ ها، تحریف ها،شایعات و غوغا افکنی هاو فتنه انگیزی ها، فرزندان انقلاب و نسل دوم جمهوری اسلامی را از «جلوه ناب دین » غافل نسازد.

اگر ما پیمان نشکنیم و عوض نشویم، نه بیم شکست انقلاب هست، نه خوف سست شدن بنیان های آن.

رسالت رساندن این نهضت به «عصرحضور» و سپردن آن به دست «خورشید عصر غیبت » ، بر دوش ماست.

جبهه انقلاب و پیمان بستگان با آرمان دهه فجر، باید بیش ازاین «تلاش و تحرک و همبستگی نشان دهند.»


پی نوشت:ماهنامه کوثر، شماره 35، جواد محدثی


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، روزشمار انقلاب
[ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 0:29 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
پیشینه تاریخی سال 1320 هـ. ق. از نیمه می گذشت خیانت و سرسپردگی سلاطین قاجار و همزمانی آن با دخالت های آشکار دولت انگلیس و روسیه تزاری در ایران دردناک ترین شرایط را پدید آورده بود. بخش های وسیعی از خاک میهن اسلامی طی قراردادهای ننگین به بیگانگان واگذار شده و در داخل کشور نیز ناامنی و بی عدالتی و فساد حکومت بیداد می کرد. فتوای روحانی بزرگ و مجاهد آیت الله العظمی شیرازی در نهضت تنباکو و فریادهای اصلاح طلبانه سید جمال الدین اسدآبادی و قیام های علما در ایران و نجف علیه استعمار انگلیس، اقتدار روحانیت اسلام را آشکار ساخته بود. دولت بریتانیا کانون خطر را شناخته بود از این رو موجی از روحانیت ستیزی و سیاست زدایی از دین، با انواع شیوه ها به راه افتاد و در این میان فراماسونرها و غربزدگان نوظهور تحت لوای روشنفکری آتش بیار این معرکه در داخل کشور بودند. مظفرالدین شاه قاجار نیز که پایگاهی برای خود در مردمش نمی دید چشم امید به دربار روس و انگلیس دوخته بود.

از ولادت تا هجرت به قم در چنان شرایطی در روز بیستم جمادی الثانی 1320 هـ. ق. مطابق با 30 شهریور 1281 هـ. ش. (24 سپتامبر 1902 م.) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی ایران در خانواده ای اهل علم و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر سلام ا...(س) «روح ا... الموسوی الخمینی» تولد یافت. کسی که سال ها بعد، مسیر تاریخ ایران و اسلام را عوض کرد. 

پدر ایشان آیت ا... مصطفی موسوی –از معاصران مرحوم آیت ا... میرزای شیرازی– بود که پس از آن که سالیانی چند در نجف اشرف علوم و معارف اسلامی را فرا گرفته و به درجه اجتهاد نایل آمده بود به ایران بازگشت و در خمین ملجاء مردم و هادی آنان در امور دینی بود هنوز بیش از پنج ماه از ولادت «روح ا...» نمی گذشت که طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حکومت ایشان را که در مقابل زورگویی هایشان به مقاومت برخاسته بود به شهادت رساندند. بستگان شهید برای اجرای حکم الهی قصاص به تهران (دارالحکومه وقت) رهسپار شدند و بر اجرای عدالت اصرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید. 

بدین ترتیب روح ا... دوران کودکی و نوجوانی را تحت سرپرستی مادر مومنه اش (بانو هاجر) که خود از نوادگان آیت ا... خوانساری (صاحب زبده التصانیف) بود و همچنین نزد عمه مکرمه اش (صاحبه خانم) سپری کرد. اگر چه در سن 15 سالگی از نعمت وجود آن دو عزیز نیز محروم گردید. 

حضرت امام از سنین کودکی و نوجوانی با بهره گیری از هوشی سرشار، قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی و سطح حوزه های دینیه، از آن جمله ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول را نزد معلمان و علمای منطقه نظیر (آقا میرزا محمود افتخار العلماء، میرزا رضا نجفی خمینی، شیخ علی محمد بروجردی، آقاشیخ محمد گلپایگانی و مرحوم آقا عباس اراکی و بیش از همه نزد برادر بزرگش آیت ا... سید مرتضی پسندیده) فرا گرفت و در سال 1298 هـ. ش. عازم حوزه علمیه اراک شد.

مبارزات و قیام 15خرداد
مبارزات ایشان از نوجوانی و با مقابله با برخی خوانین و اشرار ستمگر که در پناه حکومت مرکزی به غارت اموال و نوامیس مردم می پرداختند، آغاز و سیر تکاملی آن به موازات تکامل ابعاد روحی و علمی ایشان از یکسو و اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی ایران و جوامع اسلامی از سوی دیگر در اشکال مختلف ادامه یافته است. 

کودتای رضاخان در سوم اسفند 1299 شمسی که بنا بر گواهی اسناد به وسیله انگلیس ها حمایت و سازماندهی شده بود. دیکتاتوری پدید آورد که سیاست داخلی آن بر سه اصل «حکومت خشن نظامی و پلیسی»، «مبارزه همه جانبه با مذهب و روحانیت» و «غرب زدگی» پایه ریزی شده بود و در تمام دوران سلطنتش استمرار داشت. 

در چنین شرایطی روحانیت ایران برای دفاع از اسلام و حفظ موجودیت خویش به تکاپو افتاد. آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری به دعوت علمای وقت قم از اراک به این شهر هجرت کرد، اندکی پس از آن هم امام خمینی(ره) با هجرت به قم عملاً در تحکیم موقعیت حوزه نو تأسیس قم مشارکتی فعال داشت. 

رضا خان علاوه بر انواع تضییقات برای روحانیان، طی دستور العمل های رسمی مجالس روضه و خطابه های مذهبی را تعطیل کرد. تدریس امور دینی و قرآن در مدارس و اقامه نماز جماعت را ممنوع و زمزمه های کشف حجاب بانوان مسلمان ایرانی را آغاز کرد، روحانیت متعهد ایران نخستین قشری بود که با آگاهی از اهداف پشت پرده به مخالفت و اعتراض برخاست. امام خمینی (ره) علاقه خاصی به پیگیری مسایل سیاسی و اجتماعی داشت و بر همین اساس با حضور در متن جریان از نزدیک با مسایل مبارزه و چگونگی ستیز روحانیت و رضا خان آشنا می شد در این میان مبارزات روحانی مجاهد آیت الله مدرس تأثیر خود را بر روح پرشور امام بر جای می نهاد. 

هنگامی که رضا خان برای از هم پاشیدن حوزه علمیه قم فرمان برگزاری امتحانات دولتی برای روحانیون را صادر کرد امام خمینی(ره) به افشای اهداف پشت پرده و مخالفت با آن برخاست. 

متاسفانه در این ایام روحانیت ایران در پی تبلیغات وسیع رسانه های دولتی و شرایط پیش آمده بعد از نهضت مشروطیت دچار انزواگرایی شده بود به گونه ای که تدریس و تدرس رشته هایی چون عرفان و فلسفه از سوی بعضی کج اندیشان و راحت طلبان مقدس مآب مهجور و مطرود معرفی شد و امام خمینی(ره) ناگزیر به تغییر مکان درس وتدریس در خفا گردید. محصول این تلاش ها پرورش شخصیت هایی چون علامه آیت ا... مطهری بود. پس از رحلت آیت ا... العظمی حایری (10 بهمن 1315 هـ. ش.) حوزه علمیه قم را خطر انحلال تهدید می کرد. علمای متعهد به چاره جویی پرداختند. 

شخص امام در دعوت از آیت ا... بروجردی برای هجرت به قم و پذیرش مسوولیت خطیر زعامت حوزه مجدانه تلاش کرد ایشان که دریافته بود تنها نقطه امید به رهایی در بیداری حوزه های علمیه و پیش از آن تضمین حیات حوزه ها و ارتباط معنوی مردم با روحانیت می باشد. در تعقیب هدف های ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساسی ساختار حوزه علمیه را با همکاری آیت ا... مرتضی حایری تهیه و به آیت ا... بروجردی پیشنهاد کرد که البته تلاش همان خناسان و مقدس مآبها مانع اجرای این طرح شد. 

در شهریور 1320 کشور ایران در جریان جنگ جهانی دوم به اشغال قوای متجاوز متفقین در آمد رضا شاه با همه ادعاهایش ذلیلانه از تخت سلطنت به زیر کشیده شد و از کشور اخراج گردید. فرمان سلطنت از سفارت انگلیس و با چراغ سبز روس ها به نام محمدرضا پهلوی صادر گردید. امام خمینی(س) اینک فرصت را مغتنم شمرد و با تدوین و انتشار کتاب کشف الاسرار (1322 هـ. ش.) فجایع سلطنت 20 ساله پهلوی را افشا کرد و با دفاع از اسلام و روحانیت و پاسخگویی به شبهات و هجمه های منحرفین پرداخت و در همین کتاب ایده حکومت اسلامی و ضرورت قیام برای تشکیل آن را مطرح ساخت. سال بعد نخستین بیانیه سیاسی حضرت امام خمینی که در آن آشکارا علمای اسلام و جامعه اسلامی را به قیام عمومی فراخوانده بود صادر شد که انگیزه و انتشار آن بیدارباشی برای طلاب جوان بود و بدین ترتیب به تدریج حلقه ای از یاران همفکر در جمع شاگردان امام شکل گرفت. بنابه اسناد و خاطرات موجود حضرت امام خمینی(س) در تمام دوران زعامت آیت ا... بروجردی(ره) سعی خویش را مصروف حمایت از اقتدار مرجعیت، انتقال اطلاعات سیاسی و هشدارهای به موقع، جلوگیری از نفوذ عناصر کج فهم و در همین حال ارتباط با عناصر سیاسی موجه در تهران نظیر آیت ا... کاشانی و پیگیری مستمر مذاکرات مجلس شورای ملی و نشریات معتبر وقت می کرده و تحولات جاری را به دقت زیرنظر داشته اند. 

در جریان انتخابات دوره شانزدهم مجلس، آیت ا... کاشانی از سوی مردم تهران انتخاب گردید و همکاری ائتلاف جناح روحانی آیت ا... کاشانی با جبهه ملی کفه را به نفع طرفداران نهضت ملی شدن صنعت نفت و به زیان شاه سنگین کرد. دکتر مصدق رهبر جبهه ملی با بهره مندی از همین حمایت ها به صدارت رسید. قیام 30 تیر 1331 در تهران شکل گرفت و ایران پیروزی ملی شدن صنعت نفت را جشن گرفت ولی به زودی ناسازگاری در جبهه ائتلاف رخ نمود و اختلافات بین فداییان اسلام و آیت ا... کاشانی و رهبران جبهه ملی تا مرز رویارویی توسعه یافت. فقدان رهبری واحد، نفوذ عناصر ناصالح و نبود اهداف مشترک سیاسی و فرهنگی از جمله موانعی بود که صرف نظر از تحرکات آمریکا و فشارهای خارجی ادامه مسیر نهضت را ناممکن ساخت. آنچه از مجموعه پیام ها و سخنرانی های بعدی امام خمینی(س) استنباط می شود این است که آن حضرت از ابتدا بر ناپایداری ائتلاف پیش آمده واقف بود. 

سرانجام کودتای 28 مرداد بوقوع پیوست. فداییان اسلام دست از مبارزه نکشیدند ولی دو سال بعد رهبران آن در دی ماه سال 1334 پس از محاکمه به جوخه اعدام سپرده شدند و تلاش های امام خمینی(س) و دیگر علما در جلوگیری از اعدام آنان به نتیجه نرسید. شاه و دربار او بعد از کودتا در شرایطی متفاوت با دوره قبل بطور کامل در اختیار آمریکا قرار گرفتند و دولت انگلیس جای خود را به آمریکا داد. بافت اجتماعی و اقتصاد سنتی کشاورزی ایران مانعی عمده برای اصلاحات آمریکا در ایران به حساب می آمدند و طرح اصلاحات ارضی گامی آزمایشی برای تغییر این شرایط بر زمینه سازی برای تصویب اصول انقلاب سفید شاه بود. 

دهم فروردین سال 1340 آیت ا... العظمی بروجردی رحلت کرد و امام خمینی(س) پس از رحلت ایشان، علی رغم استقبال حوزه علمیه و مردم همچون ادوار گذشته زندگی خویش کوچک ترین قدمی برای مرجعیت خود برنداشت. این در حالی بود که تحریر فتوای امام خمینی(س) برتمام ابواب کتاب عروه الوثقی 5 سال قبل از رحلت آیت ا... بروجردی پایان یافته بود و در همین سال ها نیز حاشیه امام خمینی(س) بر کتاب وسیله النجاه –به عنوان رساله عملیه– نگارش یافته بود. 

پس از رحلت آیت ا... بروجردی، رژیم شاه شتاب بیشتری به اصلاحات مورد نظر آمریکا داد و همزمان کوشید تا امر مرجعیت را به خارج از ایران منتقل کند. لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی که به منظور قانونی کردن حضور عناصر بهایی در مصادر کشور انتخاب شده بود به تصویب کابینه اسداله علم رسید (16 مهر 1431) امام خمینی(س) به همراه علمای بزرگ قم و تهران به محض انتشار خبر دست به اعتراضات همه جانبه زدند که موجی از حمایت را در اقشار مختلف مردم برانگیخت. رژیم شاه ابتدا دست به تهدید و تبلیغات علیه روحانیت زد ولی دامنه قیام رو به فزونی نهاد در برخی شهرها بازارها تعطیل و مردم در مساجد به حمایت از حرکت علما گرد آمدند. یک ماه و نیم پس از آغاز ماجرا، دولت یک گام عقب نشست و با ارسال پاسخ مکتوب شاه و نخست وزیر در صدد توجیه و دلجویی ا ز علما برآمد. اما امام خمینی(س) سرسختانه مخالفت کرد ایشان معتقد بود که دولت می بایست رسماً لایحه را لغو کند و خبر آن را انتشار دهد. سرانجام رژیم شاه تن به شکست داد و رسماً در 7 آذر 1341 هیأت دولت مصوبه قبلی را لغو و خبر آنرا به علما اطلاع داد. امام خمینی(س) لغو مصوبه در پشت درهای بسته را کافی ندانست و بر ادامه قیام تأکید ورزید فردای آنروز خبر لغو لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی در روزنامه های دولتی منعکس شد و مردم نخستین پیروزی خود را پس از ملی شدن صنعت نفت جشن گرفتند. 

با وجود شکست شاه در ماجرای انجمن ها، فشار آمریکا برای انجام اصلاحات مورد نظر ادامه یافت. شاه در دی ماه 1341 هـ. ش. اصول شش گانه اصلاحات خویش را برشمرد و خواستار همه پرسی (رفراندم) شد. امام خمینی(س) بار دیگر مراجع و علمای قم را به نشست و چاره جویی و قیام دوباره فرا خواند و سرانجام بر اثر اصرار و مقاومت ایشان در مقابل برخی محافظه کاران قرار شد مراجع و علما مخالفت با رفراندم را صریحاً اعلام و شرکت در آن را تحریم کنند. حضرت امام خمینی(س) بیانیه ای کوبنده صادر کرد و متعاقب آن بازار تهران تعطیل شد و مأمورین پلیس به تجمع مردم حمله بردند در آستانه رفراندم تحمیلی ابعاد مخالفت مردمی فزونی گرفت. رفراندم غیر قانونی در شرایطی که به جزکارگزاران رژیم کسی دیگر در آن شرکت نداشت برگزار شد. امام خمینی(س) با سخنرانی ها و بیانیه های خویش همچنان به افشاگری دست می زد از آن جمله می توان به اعلامیه 9 امضایی اشاره کرد که در آن ضمن برشماری اقدامات خلاف قانون اساسی شاه و دولت، سقوط کشاورزی و استقلال کشور و ترویج فساد و فحشا به عنوان نتایج قطعی اصلاحات شاهانه پیش بینی شده بود. با پیشنهاد امام خمینی(س) عید باستانی نوروز سال 1342 در اعتراض به اقدامات رژیم تحریم شد. در اعلامیه امام خمینی(س) از انقلاب سفید شاه به انقلاب سیاه تعبیر و همسویی شاه با اهداف آمریکا و اسراییل افشا شد. شاه که برای انجام اصلاحات آمریکا به مقامات واشنگتن اطمینان داده بود، تصمیم به سرکوبی قیام داشت برای همین مأمورین مسلح رژیم در روز دوم فروردین که مصادف با شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع) بود اجتماع طلاب علوم دینی در مدرسه فیضیه را برهم زدند و به کشتار و جرح طلاب پرداختند. در پی این حوادث منزل امام خمینی(س) در قم هر روز شاهد حضور مردم انقلابی بود که برای حمایت از علما و دیدن آثار جنایت رژیم به قم می آمدند. امام خمینی(س) در اجتماع مردم بی پروا از شخص شاه به عنوان عامل اصلی جنایات و هم پیمان با اسراییل یاد می کرد و مردم را به قیام فرا می خواند. 

در 14 فروردین 1342 آیت ا... العظمی حکیم طی تلگرافی به علما خواستار هجرت آنان به نجف شد. این پیشنهاد که برای حفظ جان و کیان حوزه ها مطرح شده بود با خشم رژیم شاه از جانبداری علمای نجف و کربلا از قیام علمای ایران مواجه شد حضرت امام خمینی(س) بدون اعتنا به تهدید رژیم پاسخ تلگراف آیت ا... حکیم را ارسال نمود و در آن تأکید کرد که هجرت علما و خالی کردن حوزه علمیه قم به مصلحت نیست. 

امام خمینی(س) در پیامی (تاریخ 12 /2/1342) به مناسبت چهلم فاجعه فیضیه در همراهی علما و ملت ایران در رویارویی سران ممالک اسلامی و دول عربی با اسراییل غاصب تأکید ورزید و پیمان های شاه واسراییل را محکوم کرد و بدین ترتیب در آغاز قیام خویش نشان داد که نهضت اسلامی در ایران از مصالح امت اسلامی جدا نیست و محدود به مرزهای جغرافیایی ایران نیست. 

قیام 15 خرداد
ماه محرم 1342 که مصادف با خرداد بود فرارسید. روز عاشورا جمعیت صد هزار نفری در تهران با در دست داشتن عکس هایی از امام به تظاهرات علیه رژیم شاه پرداختند. عصر همان روز (13 خرداد) امام خمینی(س) نطق تاریخی خویش را که آغازی بر قیام 15 خرداد بود در مدرسه فیضیه قم ایراد کرد. بخش عمده ای از سخنان ایشان به نتایج زیان بار سلطنت دودمان پهلوی و افشای روابط پنهانی شاه و اسراییل اختصاص داشت بار دیگر فرمان خاموش کردن صدای قیام صادر شد. نخست جمع زیادی از یاران امام دستگیر و خود ایشان نیز در سحر گاه 14 خرداد در حالی که مشغول نماز شب بودند دستگیر شدند و غروب آن روز به زندان قصر تهران منتقل شدند. با انتشار خبر دستگیری امام در شهر قم سیل جمعیت با شعار «یا مرگ یا خمینی» به سوی منزل قائد خویش به حرکت در آمدند و در کنار حرم حضرت معصومه به رگبار نیروهای نظامی شاه بسته شدند. در صبحگاه 15 خرداد خبر دستگیری رهبر انقلاب به تهران، شیراز، مشهد و دیگر شهرها رسید و وضعیتی مشابه قم پدید آمد. امام خمینی(س) پس از 19 روز حبس در زندان قصر به زندانی در پادگان نظامی عشرت آباد منتقل شد. ایشان در حبس از پاسخ گفتن به سوالات بازجویان با اعلام این که هیئات حاکمه ایران و قوه قضاییه آن را غیر قانونی می داند، اجتناب ورزید. پس از دستگیری امام خمینی(س) اعتراضات گسترده ای از سوی روحانیت و اقشار مختلف مردم در سراسر کشور آغاز و خواستار آزادی رهبر خویش شدند، شاه نیز که در صدد عادی جلوه دادن اوضاع بود در 11 مرداد 1342 امام را به منزلی تحت محاصره نیروهای امنیتی در منطقه داوودیه تهران منتقل کرد و به دنبال آن خبرهای جعلی مبنی بر تفاهم مراجع تقلید با مقامات دولتی منتشر ساخت که با مخالفت شدید علمای وقت مواجه گردید. 

سرانجام رژیم شاه با این تصور که شدت امر در ماجرای 15 خرداد مردم را متنبه و وادار به سکوت کرده در شامگاه 18 فروردین 43 بدون اطلاع قبلی امام خمینی(س) را آزاد و به قم منتقل ساخت. 

سه روز از آزادی امام نمی گذشت که ایشان طی سخنرانی دیگری به تفصیل ابعاد قیام 15 خرداد پرداختند و هر گونه تفاهم با رژیم را رد کردند ایشان در این سخنرانی بار دیگر علیه روابط پنهانی شاه و اسراییل افشاگری کردند و بدین ترتیب مهر بطلانی بر همه تصورات و تبلیغات رژیم زدند.

نخستین بیانیه سیاسى حضرت امام خمینى رحمت الله علیه
بسم الله الرحمن الرحیم
«قیام لله، یگانه راه اصلاح جهان»
قال الله تعالى: قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموالله مثنى و فرادا خداى تعالى در این کلام شریف، از سر منزل تاریک طبیعت تا منتهاى سیر انسانیت را بیان کرده و بهترین موعظه هایى است که خداى عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد بشر فرموده، این کلمه تنها راه اصلاح در جهان است. قیام براى خدا است که ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلت رسانده و از جلوه‏هاى گوناگون عالم طبیعت رهانده.
 
خلیل‏آسا در علم الیقین زن نداى لا احب الافلین زن قیام لله است که موسى کلیم را با یک عصا به فرعونیان چیره کرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحو کشاند. قیام براى خدا است که خاتم النبیین صلى الله علیه و آله را یک تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بت‏ها را از خانه خدا برانداخت و به جاى آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام قاب قوسین او ادنى رساند. بدبختى و تیره روزى ما به خاطر قیام براى منافع شخصى است خودخواهى و ترک قیام براى خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و شورهاى اسلامى را زیر نفوذ دیگران درآورده.
 
قیام براى منافع شخصى است که روح وحدت و برادرى را در ملت اسلامى خفه کرده. قیام براى نفس است که بیش از 10 میلیون جمعیت‏ شیعه را به طورى از هم متفرق و جدا کرده که طعمه مشتى شهوت پرست پشت میزنشین شدند. قیام براى شخص است که یک نفر مازندرانى بیسواد را بر یک گروه چندین میلیونى چیره مى‏کند که حرث و نسل آنها را دستخوش شهوات خود کند. قیام براى نفع شخصى است که الان هم چند نفر کودک خیابانگرد را در تمام کشور بر اموال و نفوس و اعراض مسلمانان حکومت داده. قیام براى نفس اماره است که مدارس علم و دانش را تسلیم مشتى کودک ساده کرده و مراکز علم قرآن را مرکز فحشا کرده. قیام براى خود است که موقوفات مدارس و محافل دینى را به رایگان تسلیم مشتى هرزه گرد بى‏شرف کرده و نفس از هیچ کس در نمى‏آید. قیام براى نفس است که چادر عفت را از سر زن‏هاى عفیف مسلمان برداشت و الان هم این امر خلاف دین و قانون در مملکت جارى است و کسى بر علیه آن سخن نمى‏گوید. قیام براى نفع‏هاى شخصى است که روزنامه‏ها که کالاى پخش فساد اخلاق است، امروز هم همان نقشه‏ها را که از مغز خشک رضاخان بى‏شرف تراوش کرده تعقیب مى‏کنند و در میان توده پخش مى‏کنند. قیام براى خود است که مجال به بعضى از این وکلاى قاچاق داده که در پارلمان بر علیه دین و روحانیت هر چه مى‏خواهد بگوید و کسى نفس نکشد. 

براى نجات دین از دست مشتى شهوتران قیام کنید هان‏ اى روحانیین اسلامى! اى علما ربانى! اى دانشمندان دیندار! اى گویندگان آیین دوست! اى دینداران خداخواه! اى خداخواهان حق پرست! اى حق پرستان شرافتمند! اى شرافتمندان وطنخواه! اى وطنخواهان با ناموس! موعظت‏خداى جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحى را که پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترک نفع‏هاى شخصى کرده تا به همه سعادت‏هاى دو جهان نایل شوید و با زندگانى شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید. 

«ان لله فى ایام دهرکم نفحاث الافتعرضوالها»
امروز روزى است که نسیم روحانى الهى وزیدن گرفته و براى قیام اصلاحى بهترین روز است، اگر مجال را از دست‏ بدهید و قیام براى خدا نکنید و مراسم دینى را عودت ندهید، فرداست که مشتى هرزه گرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند. امروز شماها در پیشگاه خداى عالم چه عذرى دارید؟ همه دیدید کتاب‏هاى یک نفر تبریزى بى‏سر و پا را که تمام آیین شماها را دستخوش ناسزا کرد و در مرکز تشیع به امام صادق(ع) و امام غایب روحى له الفداء آن همه جسارت‏ها کرد و هیچ کلمه از شماها صادر نشد. امروز چه عذرى در محکمه خدا دارید؟ این چه ضعف و بیچارگى است که شماها را فراگرفته؟ اى آقاى محترم که این صفحات را جمع آورى نمودید و به نظر علما بلاد و گویندگان رساندید، خوب است ‏یک کتابى هم فراهم آورید که جمع تفرقه آنان را کند و همه آنان را در مقاصد اسلامى همراه کرده، از همه امضا مى‏گرفتید که اگر در یک گوشه مملکت ‏به دین جسارتى مى‏شد، همه یک دل و یک جهت از تمام کشور قیام مى‏کردند. خوب است دیندارى را دست کم از بهاییان یاد بگیرید که اگر یک نفر آنها در یک دیه زندگى کند، از مراکز حساس آنها با او رابطه دارند و اگر جزیى تعدى به او شود، براى او قیام کنند. شماها که به حق مشروع خود قیام نکردید، خیره سران بیدین از جاى برخاستند و در هر گوشه زمزمه بیدینى را آغاز کردند و به همین زودى بر شما تفرقه زده‏ها چنان چیره شوند که از زمان رضاخان روزگارتان سخت تر شود: «و من یخرج من بیته مهاجرا الى الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره على الله»
11/شهر جمادى الاولى 1363
سید روح الله خمینى
امام در تبعید شاه تحت فشار آمریکا در انجام اصلاحات دیکته شده کاخ سفید مصمم بود. از این رو برداشتن موانع حقوقی و قانونی برای حضور نیروهای آمریکایی در ایران و تضمین امنیت آنها شرط اولیه بود. تصویب لایحه کا پیتولاسیون (مصونیت سیاسی و کنسولی اتباع آمریکایی در ایران) گامی مهم در این زمینه بود در این ماجرا نیز امام خمینی(س) برای انجام رسالت به قیامی دوباره برخاست. روز چهارم آبان که روز تولد شاه و برگزاری جشن های فرمایشی به همین مناسبت بود به عنوان روز افشاگری از سوی امام خمینی(س) انتخاب شد. ایشان بی اعتنا به تهدیدها در جمع کثیری از روحانیان و مردم قم طی نطقی به محاکمه دخالت های غیر قانونی هیات حاکمه امریکا در کشور اسلامی ایران و افشای خیانتهای شاه پرداخت. این افشاگری، ایران را در آبان سال 43 در آستانه قیامی دوباره قرار داد. رژیم شاه با تجربه ای که از بازداشت امام خمینی(س) در داخل کشور داشت سرانجام تصمیم به تبعید ایشان به خارج کشور گرفت کماندوهای مسلح در سحرگاه 13 آبان امام را دستگیر و به ترکیه تبعید کردند با انتشار خبرتبعید امام موجی از اعتراضات جلوه گر شد. آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی نیز که در روز تبعید امام بازداشت شده بود پس از چندی در 13 دی ماه به ترکیه نزد پدر تبعید گردید. اقامت امام در ترکیه 11 ماه به درازا کشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بی سابقه ای بقایای مقاومت در ایران را در هم شکست و در غیاب امام خمینی دست به اصلاحات آمریکاپسند زد. 

حضرت امام خمینی(س) دراقامت اجباری در ترکیه تدوین کتاب بزرگ تحریرالوسیله را آغاز برای نخستین بار در آن روزها، احکام مربوط به جهاد، دفاع و امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان تکالیف شرعی مطرح ساختند.

تبعید امام خمینی(ره) از ترکیه به عراق
روز 13 مهر ماه 1344 حضرت امام خمینی(س) به همراه فرزندشان آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی از ترکیه به کشور عراق تبعید شدند. علل عمده این تغییر محل عبارت بود از: فشارهای مداوم جامعه مذهبی از داخل و خارج کشور، تلاش رژیم برای عادی جلوه دادن اوضاع، فشارهای جامعه مذهبی ترکیه و از همه مهم تر فضای ساکت و سیاست ستیز آن ایام در حوزه نجف و وضعیت رژیم حاکم بر بغداد که به تصور شاه می توانست فعالیت های امام خمینی(س) را محدود کند. 

گفت وگوی کوتاه امام با نماینده اعزامی عبدالسلام عارف رییس جمهور عراق و رد پیشنهاد مصاحبه رادیو تلویزیونی از سوی امام از همان آغاز ثابت کرد که او شخصیتی نیست که اصالت مبارزه الهی خویش را وجه المصالحه رژیم های حاکم بر بغداد و تهران قرار دهد. حضرت امام به منظور اصلاح و تغییر تدریجی شرایط در عراق و تربیت نسلی که پیام و آرمان او را دریابند، سلسله درس های خارج فقه خویش را با وجود همه مخالفت ها و کارشکنی ها در مسجد شیخ انصاری نجف آغاز کرد. حوزه درسی ایشان که تا زمان هجرت به پاریس ادامه داشت همواره به عنوان یکی از برجسته ترین حوزه های درسی نجف از لحاظ کیفیت و کمیت شاگردان شناخته می شد. 

با تبعید امام خمینی(س) و قلع و قمع شدید مخالفان، سیاه ترین دوران حکومت پلیسی شاه آغاز شد. در این سال ها تلاش عمده ساواک به استناد اسناد و مدارک، بر قطع ارتباط امام با مقلدان و جلوگیری از پرداخت شهریه و وجوهات شرعی به ایشان متمرکز شده بود. در عین حال هدایت جریانات داخل دربار و حتی تعیین وزرا و امرای ارتش و تنظیم لوایح حساس دولتی نیز در سفارت آمریکا و در مواردی سفارت انگلیس صورت می گرفت. امام خمینی(س) در تمام دوران پس از تبعید، علی رغم دشورای های پدید آمده، ارتباط خویش را با مبارزان حفظ نموده و آنان را در هر مناسبتی به پایداری در پیگری اهداف قیام 15 خرداد فرا می خواند. ایشان در 27 فروردین 1346 در نامه ای سر گشاده به امیر عباس هویدا نخست وزیر شاه، ضمن برشماری فجایع رژیم شاه، نسبت به جبهه گیری شاه در برابر دولت های اسلامی هشدار داد. همچنین در پیامی به مناسبت جنگ شش روزه اعراب و اسراییل، فتوای انقلابی خویش، مبنی بر حرمت هر گونه رابطه تجاری، سیاسی دولت های اسلامی با اسراییل و همچنین حرمت مصرف کالاهای اسراییلی در جوامع اسلامی را صادر کرد که لطمه ای جدی به روابط رو به توسعه شاه و اسراییل وارد ساخت. اوایل سال 1448 اختلافات بین رژیم شاه و حزب تازه تأسیس بعث عراق بر سر مرز آبی دو کشور شدت گرفت. حزب بعث کوشید تا از دشمنی امام خمینی(س) با رژیم ایران در آن شرایط بهره گیرد و از سوی دیگر شاه مترصد بود تا استقلال نهضت امام را مخدوش جلوه دهد. اما امام خمینی(س) با هوشمندی در مقابل هر دو رژیم ایستاد و پیامی بر رد هر گونه مصالحه بین ایشان و حزب بعث را به اطلاع حسن البکر رییس جمهور عراق رساند. 

اکنون پس از چهار سال تدریس و روشنگری امام در نجف علاوه بر مبارزان داخل کشور، مخاطبان زیادی در عراق، لبنان و دیگر بلاد اسلامی نهضت امام را الگوی خویش می دانستند. حضرت امام سلسله درس های خویش در باره حکومت اسلامی یا ولایت فقیه را در بهمن 1348 آغاز کرد. انتشار مجموعه این درس ها در قالب کتابی با همین عنوان شور تازه ای به مبارزه می داد. در این کتاب دورنمای مبارزه و هدف های نهضت ترسیم شده بود و مبانی فقهی، اصولی و عقلی حکومت اسلامی و مباحث تئوریک مربوط به شیوه های حکومت اسلامی از زبان رهبری انقلاب ارایه می شد. 

امام خمینی(ره) و استمرار مبارزه (1356 – 1350) نیمه دوم سال 1350 اختلافات رژیم بعثی عراق و شاه بالا گرفت و به اخراج و آواره شدن بسیاری از ایرانیان مقیم عراق انجامید. امام خمینی(س) طی تلگرافی به رییس جمهور عراق شدیداً اقدامات این رژیم را محکوم نمود و حتی تصمیم به خروج از عراق را داشتند که اجازه خروج به ایشان داده نشد. 

از سوی دیگر همزمان با افزایش تولید و بهای نفت از سال 1350 روابط تجاری و سیاسی ایران نیز با آمریکا و اسراییل گسترش پیدا کرد. در جریان جنگ چهارم اعراب و اسراییل در حالیکه شاه به عنوان حامی مقتدر اسراییل شناخته می شد امام خمینی طی پیامی (آبان 1352) بر وجوب حمایت مادی و معنوی ملل اسلامی از مبارزان فلسطینی فتوا داد. 

اواخر اسفند سال 1353 شاه با تشکیل حزب درباری «رستاخیز» اعلام کرد که تمام ملت ایران باید عضو این حزب شوند. امام خمینی بلافاصله طی فتوایی شرکت در آن را بر عموم ملت حرام کردند. فتوای امام و برخی دیگر از علمای اسلام باعث شد رژیم شاه پس از چند سال رسماً شکست این حزب را اعلام کند. شاه در ادامه سیاست های مذهب ستیز خود در اسفند 1354 وقیحانه تاریخ رسمی کشور را از مبدأ هجرت پیامبر اسلام(ص) به مبدأ سلطنت شاهان هخامنشی تغییر داد و بار دیگر با فتوای امام به حرمت استفاده از این تاریخ و استقبال مردم، رژیم شاه ناگزیر از لغو این تاریخ در سال 1357 شد. 

سرانجام با امضای موافقنامه 1975 در الجزایر، خصومت های دو رژیم ایران و عراق که به زیان ثبات مورد نظر آمریکا در خلیج فارس ارزیابی شده بود، پایان یافت، این توافق شرایطی به مراتب دشوارتر از گذشته در مسیر مبارزات امام خمینی(س) پدید می آورد. علی رغم کمک های مالی گسترده شاه به جمهوریخواهان در جریان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، دموکرات ها به کاخ سفید راه یافتند (1355). متعاقب سیاست های حزب دموکرات، شاه در ایران سیاست «فضای باز سیاسی» را اعلام و دست به تغییرات ظاهری و جا به جایی مهره ها زد. گرچه اسناد و مدارک نشان می دهد که هیچ گونه تغییری در روند حمایتی همه جانبه آمریکا از شاه بروز نکرده و شاه همچنان عامل اساسی برای حفظ منافع آمریکا در منطقه خلیج فارس به شمار می رفت. 

اوج گیری انقلاب اسلامی در سال 1356 و قیام مردم
شهادت آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی در اول آبان 1356 ، نقطه آغازی بر خیزش دوباره حوزه های علمیه و قیام جامعه مذهبی ایران بود. امام خمینی(س) در همان زمان به گونه ای شگفت این واقعه را از الطاف خفیه الهی نامید. رژیم شاه با درج مقاله ایی توهین آمیز علیه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض به این مقاله، به قیام 19 دی ماه قم در سال 56 منجر شد و البته در شرایطی کاملاً متفاوت با 15 خرداد سال 42 در سراسر کشور همگانی شد. 

مانورها و ترفندهای سیاسی و نظامی شاه با صدور بیانیه های افشاگرانه امام خمینی و دستورالعمل های مبارزاتی ایشان خنثی می شدند. جایگزینی یک تکنوکرات غربزده به نام جمشید آموزگار به جای هویدا نخست وزیر 13 ساله شاه، کمکی به حل بحران رژیم نکرد شریف امامی که یکی از پیشکسوتان جریان استعماری فراماسونری در ایران بود با شعار «دولت آشتی ملی» روی کار آمد در زمان دولت او بود که کشتار بی رحمانه مردم بوسیله نیروهای نظامی در میدان شهدا (ژاله) تهران در روز 17 شهریور اتفاق افتاد امام خمینی(س) نهضت خویش را بر اساس تقدم انقلاب فرهنگی و آنگاه دست زدن به انقلاب و تحول اجتماعی به وسیله خود مردم رهبری می کرد. در انقلاب اسلامی ایران، مساجد و مراکز مذهبی پایگاه اصلی حرکت و تجمع مردم بود. احزاب و جمعیت های سیاسی ایران هیچ گاه به عنوان یک جریان موثر در تعیین و تغییر مسیر مبارزات ملت ایران شناخته نمی شدند و ناگزیر از دنباله روی حرکت وسیع و بسیار شتابان مردم بودند. 

هجرت امام خمینی(ره) از عراق به پاریس در دیدار وزرای خارجه ایران و عراق در نیویورک تصمیم به اخراج امام خمینی(س) از عراق گرفته شد. روز 12 مهر 1357 امام خمینی(س) نجف را به قصد مرز کویت ترک گفت دولت کویت با اشاره رژیم ایران از ورود امام به این کشور جلوگیری کرد حضرت امام خمینی پس از مشورت با فرزندشان (حجت الاسلام حاج سید احمد خمینی) تصمیم به هجرت به پاریس (پایتخت فرانسه) گرفتند و در روز 14 مهر ایشان وارد پاریس شد و دو روز بعد در نوفل لوشاتو مستقر شدند. ایشان در طول اقامت 4 ماهه خویش در پاریس طی مصاحبه ها و دیدارهای مختلف دیدگاه های خویش را پیرامون حکومت اسلامی و هدف های آتی نهضت برای جهانیان بازگو نمودند. 

دولت شریف امامی دوماه بیشتر دوام نیاورد. شاه ریاست کابینه را به دولت نظامی «ازهاری» سپرد کشتارها رو به فزونی نهاد اما تأثیری در قیام مردم نداشت. راهپیمایی های گسترده و میلیونی در روز تاسوعا و عاشورا در تهران و دیگر شهرها برگزار شد که به رفراندم غیر رسمی مردم علیه سلطنت شاه شهرت یافت. شاپور بختیار آخرین مهره آمریکا بود که برای تصدی پست نخست وزیری به شاه پیشنهاد شد متعاقب آن ژنرال هایزر (معاون فرماندهی سازمان ناتو) برای جلب حمایت نظامیان و سامان دادن به دولت به تهران آمد. پیام های امام خمینی(س) مبنی بر وجوب ادامه مبارزه، طرح های رژیم را نقش بر آب ساخت امام خمینی(س) در دی ماه 57 شورای انقلاب را تشکیل داد. شاه نیز پس از تشکیل شورای سلطنت و اخذ رای اعتماد برای کابینه بختیار در روز 26 دی ماه از کشور فرار کرد. 

انقلاب اسلامی ایراناوایل بهمن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت به کشور منتشر شد در عین حال هنوز دولت دست نشانده شاه سرپا و حکومت نظامی برقرار بود. اقدامات فراوانی از تهدید به انفجار هواپیما گرفته تا وقوع کودتای نظامی برای تعویق سفر ایشان صورت گرفت. اما امام خمینی(س) طی پیام هایی گفته بود می خواهد در این روزها در کنار مردمش باشد دولت بختیار با هماهنگی ژنرال هایزر فرودگاه های کشور را به روی پروازهای خارجی بست ولی پس از چند روز ناگزیر از پذیرفتن خواست ملت شد. سرانجام امام خمینی(س) بامداد 12 بهمن 1357 پس از 14 سال دوری از وطن وارد کشور شد. 

سیل جمعیت از فرودگاه به سوی بهشت زهرا مزار شهیدان انقلاب روانه شد تا سخنان تاریخی امام را بشنود. در همین نطق بود که امام خمینی(س) فرمود: «من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم.» 16 بهمن 57 امام خمین (س) آقای مهندس مهدی بازرگان را به عنوان رییس دولت موقت انقلاب تعیین نمود. این انتخاب با راهپیمایی های گسترده در سراسر کشور حمایت شد. 

سرنگونی نظام شاهنشاهی و پیروزی انقلاب اسلامی (یوم الله 22 بهمن) روز 19 بهمن 1357 پرسنل نیروی هوایی در (مدرسه علوی تهران) با امام خمینی(س) بیعت کردند، بسیاری از سربازان و درجه داران ارتش با فتوای امام به صفوف ملت پیوستند. روز 20 بهمن همافران تهران دست به قیام زدند. که مردم به حمایت از آنان وارد صحنه شدند. روز 21 بهمن پایگاه های پلیس و مراکز دولتی یکی پس از دیگری به دست مردم سقوط کردند. بختیار جلسه اضطراری شورای امنیت را تشکیل داد و فرمان اجرای کودتای طراحی شده از سوی هایزر را صادر کرد. سیل جمعیت به فرمان امام به خیابان ها ریختند و حکومت نظامی عملاً لغو شد بدین ترتیب آخرین مقاومت های رژیم شاه در هم شکسته شد و خورشید پیروزی انقلاب اسلامی در ایران طلوع کرد.

تشکیل حکومت اسلامی و جبهه گیری دول استعماریپیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه صاحب نظران زلزله ای ویرانگر برای جهان غرب بود که موجی از خیزش های رهایی بخش را در کشورهای اسلامی و جهان سوم به حرکت درآورد. انقلاب اسلامی ایران در زمانی که مناطق مختلف جهان بین دو قدرت شرق و غرب تقسیم شده بود با شعار «نه شرقی، نه غربی» به پیروزی رسید و برای نخستین بار در عصر حاضر دین را به عنوان عاملی حرکت زا در پهنه مبارزات ملت ها مطرح می ساخت. به همین جهت از صبحدم 22 بهمن 1357 خصومت با نظام نوپای اسلامی در پهنه ای گسترده آغاز شد. جبهه دشمنی ها را آمریکا رهبری می کرد و دولت انگلیس و شوروی و برخی دول اروپایی دیگر، به همراه تمامی رژیم های وابسته به غرب در آن مشارکت فعال داشتند. آمریکا درصدد بود با دامن زدن به اختلافات داخلی فرصت را برای سرنگونی نظام اسلامی فراهم سازد. ضعف دولت موقت آقای بازرگان که اکثریت آنها را محافظه کاران ملی گرا تشکیل می دادند و روحیه مماشات آنها، باعث شد تا گروهک های ضد انقلاب با استفاده از کمک های خارجی به سرعت سازماندهی شده و در گنبد و کردستان و دیگر مناطق دست به تشنج آفرینی بزنند. از سوی دیگر آمریکا و اروپا با کاهش چندین برابری نفت، اقتصاد به ارث رسیده از رژیم شاه را که کاملاً وابسته به درآمدهای نفتی بود، دچار اختلال فراوان کردند. 

با وجود همه مشکلات، امام خمینی(س) حاضر به مصالحه نشد و با تشکیل نهادهای انقلابی به ترمیم ضعف های دولت موقت وتضمین ادامه انقلاب پرداخت. مردم ایران نیز که فداکارانه در صحنه انقلاب ایستاده بودند در رفراندم 12 فروردین 1358 ، با 2/98 درصد آرا به استقرار نظام جمهوری اسلامی جواب مثبت دادند و متعاقب آن انتخابات پیاپی برای تدوین و تصویب قانون اساسی و انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی برگزار گردید. 

انقلاب دوم، تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران روز 13 آبان 1358 گروهی از دانشجویان به نام «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» به نشانه اعتراض به ملاقات آقای بازرگان با برژینسکی مشاور امنیت ملی کاخ سفید در الجزایر، سفارت آمریکا در تهران را اشغال کرده و جاسوسان آمریکایی را بازداشت کردند. سندهای به دست آمده از سفارت پرده از اسرار جاسوسی ها و دخالت های بیشمار آمریکا در ایران و دیگر کشورها برمی داشت. یک روز پس از این واقعه دولت موقت آقای بازرگان، به امید این که امام خمینی(س) دانشجویان را برای تخلیه محل اشغال، تحت فشار بگذارد، استعفا داد. امام خمینی(س) با پذیرفتن استعفا، فرصت را برای حاکمیت نیروهای انقلابی و کوتاه کردن دست محافظه کاران از دست نداد و این حرکت انقلابی دانشجویان را انقلابی بزرگ تر از انقلاب اول نامید. 

پس از این ماجرا، ایران اسلامی رسماً از سوی آمریکا و اقمار آن تحریم و محاصره اقتصادی، سیاسی شد. طرح عملیات آزاد کردن جاسوسان بازداشت شده که در زمان ریاست جمهوری بنی صدر اتفاق افتاد با واقعه معجزه آسای صحرای طبس به شکست انجامید. ابوالحسن بنی صدر که در انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری ایران (5/11/ 1358) از رقبای خود پیشی گرفته بود. از آغاز بنا را بر مخالفت با جناح خط امام و سازش و زد و بند های سیاسی با کشورهای قدرتمند گذاشت. در دوران ریاست جمهوری او خاک ایران بر اثر تجاوز نظامی گسترده عراق اشغال شد. عوامل وابسته به رییس جمهور با استفاده از موقعیت بنی صدر به عنوان فرمانده کل قوا در کار دفاع کارشکنی می کردند. سرانجام امام خمینی(س) طی حکمی کوتاه در 20 خرداد 1360 بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل و متعاقب آن مجلس شورای اسلامی رأی به بی کفایتی وی داد. از این پس منافقین رسماً دست به اقدامات براندازی و فعالیت های تروریستی زدند. حزب جمهوری اسلامی که با همت بزرگانی مثل حضرات آقایان: خامنه ای، دکتر بهشتی، دکتر باهنر، هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی و به منظور سازماندهی نیروهای مومن به راه امام و مقابله با تحریکات گروهک های سیاسی ضد انقلاب تشکیل شده بود، در رأس حملات تروریستی منافقین قرارداشت. در فاجعه 7 تیر، دکتر بهشتی به همراه 71 تن از کارآمدترین عناصر نظامی اسلامی (در مقر حزب جمهوری اسلامی) و دو ماه بعد در 8 شهریور 1360 آقای محمد علی رجایی رییس جمهور و حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر نخست وزیر بر اثر انفجار بمب به شهادت رسیدند.
 
تصمیم سریع و قاطع حضرت امام در انتخاب و نصب افراد به جای شهیدانی که از مدیریت نظام گرفته می شدند، نقش بسیار مؤثری در سامان دادن امور و مأیوس کردن دشمن داشت. حضرت امام از آغاز نهضت خویش بارها به مردم آموخته بود که انقلاب اسلامی وابسته به اشخاص نیست، حافظ انقلاب خدا و ایمان مردم خداجوست. اما نکته قابل تأمل آن که در برابر همه فجایعی که اتفاق افتاد آمریکا و سازمان های بین المللی نه تنها سکوت کردند بلکه به تروریست ها پناه و امکان ادامه حیات دادند و دقیقاً به همین دلیل بود که امام خمینی(س) هیچ گاه مبنای ارزیابی و مواضع خویش را داوری دولت های بیگانه و سازمان های بین المللی قرار نمی داد و معتقد بود که این سازمان ها جز ابزاری در اختیار سلطه گران بین المللی نیست. 

جنگ تحمیلی و دفاع مقدس
شکست طرح های براندازی نظام جمهوری اسلامی، هیات حاکمه آمریکا را در سال 1359 به سمت تجربه راه حل نظامی تمام عیار سوق می داد. شرایط آن روز جهان مانع از اقدام یکجانبه آمریکا می گردید. انتخاب عراق به عنوان آغازگر جنگ، انتخابی بسیار حساب شده بود. این کشور متحد شوروی و بلوک شرق شناخته می شد و به طور طبیعی آنها را در حمایت از صدام در کنار آمریکا و اروپا قرار می داد. همچنین عراق در صورت لزوم می توانست تا مدت ها با ثروت ملی خود، جنگ علیه ایران را اداره کند. روحیه قدرت طلبی صدام و خصومت های مرزی دو کشور در گذشته شرایطی ایده آل برای آمریکا پدید می آورد تا به صدام برای تجاوز به ایران چراغ سبز نشان دهد. 

به هر حال ارتش عراق در روز 31 شهریور 1359 تجاوز گسترده نظامی خویش را علیه ایران آغاز کرد. ماشین جنگی صدام که از مدت ها قبل به کمک دولت فرانسه و کارتل های اسلحه سازی آمریکایی و انگلیسی و تجهیزات نظامی روسی آماده این تجاوز شده بود به سرعت کیلومترها در خاک ایران پیشروی کرد و مناطقی وسیع از پنج استان ایران را اشغال کرد. ایران در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بود و دو راه بیشتر نداشت: یا تصمیم به مقاومت در جنگی نابرابر؛ با اشاره به این که ارتش ایران بعد از حوادث انقلاب دوران اولیه بازسازی خود را می گذراند و سپاه پاسداران انقلاب هم که به فرمان امام خمینی(س) تشکیل شده بود، در آغاز راه بود و نیرو و تجهیزات و تجربه کافی نداشت و یا تسلیم شدن در برابر خواست های آمریکا و در نهایت دست کشیدن از انقلاب و اسلام. امام بی درنگ فرمان مقاومت صادر کرد و در اولین تحلیل هایش طی سخنانی آمریکا را عامل اصلی جنگ و حامی و تحریک کننده صدام خواند و به مردم اطمینان داد اگر به دفع تجاوز دشمن به عنوان یک تکلیف شرعی بپاخیزند، شکست دشمن قطعی است. 

چرا جنگ ادامه یافت؟ نیروهای عراقی قبل از رسیدن به هدف های تعیین شده با دفاع مردم ایران مواجه شدند. واقعیت های محاسبه نشده و تلخ برای آمریکا کم کم هویدا شد. دور تازه ای از فشارهای سیاسی بر ایران با سردمداری کاخ سفید آغاز شد. آنها به جای محکوم کردن این تجاوز آشکار جمهوری اسلامی را تحت فشار گذاشتند که آتش بس پیشنهادی را بپذیرد. ایران برای سد پیشروی دشمن در سخت ترین شرایط دفاع می کرد و چندین هزار کیلومتر مربع از خاک ایران هنوز در اشغال دشمن بود. ضمن این که صدام در هیچ یک از پیشنهادها نه تنها تضمینی برای عقب نشینی به مرزها نداده بود بلکه رسماً مدعی بود که مناطق وسیع اشغال شده و مناطق دیگر که هنوز به اشغال درنیامده اند می بایست به خاک عراق ملحق شوند. واقعیت اینست که کشورهایی که دم از آتش بس می زدند. خواستار صلح نبودند، بلکه شعار صلح طلبی را به عنوان اهرمی برای منزوی ساختن ایران به کار می بردند. آنها اگر در ادعاهایشان صادق بودند کافی بود به جای تحریم تسلیحاتی و اقتصادی و نفتی جمهوری اسلامی ایران، کمک های خود را به صدام متوقف می کردند. امام خمینی(س) عزم خویش و ملت را برای ادامه دفاع تا عقب نشینی متجاوز به مرزهای شناخته شده و جبران خسارت وارده اعلام می داشت. پس از عزل بنی صدر و حاکمیت خط امام بر ارکان اجرایی کشور سلسله عملیات آزادسازی مناطق اشغال شده به وسیله سپاه اسلام شتاب گرفت. در سومین سال جنگ پس از عملیات بیت المقدس که در سوم خرداد 1361 منجر به آزادسازی بندر مهم و استراتژیک خرمشهر از دست قوای متجاوز عراقی گردید، رهبری و ملت ایران چاره ای جز ادامه دفاع مقدس خود نداشتند؛ هنوز قسمت هایی از خاک ایران در اشغال قوای متجاوز بود و صدام با دلگرمی از حمایت های بی دریغ دولت های بزرگ جهان به تقویت مجدد و حمله نظامی می اندیشید، نه صلح و توقف یکجانبه جنگ از سوی ایران. کشور را در برابر هجوم های بعدی عراق بی دفاع می ساخت. 

آمریکا تنها راه باقی مانده را بین المللی کردن بحران جنگ می دانست، بر همین اساس جنگ موسوم به جنگ نفتکش ها آغاز شد. ناوهای جنگی فرانسه، انگلیس، آمریکا و روسیه به آب های خلیج فارس وارد شدند. مأموریت نیروهای اعزامی، جلوگیری از صدور نفت ایران و توقف و بازرسی کشتی های تجاری و جلوگیری از صدور کالاهای اساسی به جمهوری اسلامی بود و این مسایل همه به خاطر آن بود که اینک در ماه های آخر جنگ هشت ساله، سپاه اسلام در موضعی کاملاً برتر قرار گرفته بود و دشمن را در اکثر مناطق اشغال شده به پشت مرزهایش فراری داده بود. آمریکا در آخرین اقدام تجاوز کارانه اش هواپیمای مسافربری ایران را که حامل 290 مسافر بود (12/4/1367) بر فراز خلیج فارس سرنگون و کلیه مسافران آن را قتل عام کرد. صدام نیز کارنامه جرایمش را با بمباران شیمیایی شهر عراقی حلبچه به پایان رسانید. قطعنامه 598 شورای امنیت از تصویب گذشت این قطعنامه قسمت عمده نقطه نظرات و شرایط قبلی ایران برای ترک نبرد را که از آغاز دفاع خویش بر آنها اصرار می ورزید ولی سازمان های بین المللی به امید پیروزی صدام زیر بار نمی رفتند، پذیرفته بود. در پیام امام خمینی(س) معروف به پیام قبول قطعنامه (29/4/1367) کارنامه جنگ تحمیلی و ابعاد آن به روشنی بازگویی شده و خطوط آینده نظام در همه زمینه ها و از آن جمله مواجهه با ابرقدرت ها و پایداری بر اهداف انقلاب ترسیم شده است. بدین ترتیب جنگ تحمیلی 8 ساله به پایان رسید و جمهوری اسلامی حضور خود را به عنوان یک قدرت با ثبات و غیر قابل شکست در پهنه بین المللی به اثبات رسانید و پیام خویش را ابلاغ نمود.

ارسال پیام به رهبر شوروی سابق
گورباچف آخرین صدر هیات رییسه اتحاد جماهیر شوروی دست به اصلاحات و تغییراتی در قطب کمونیستی جهان زده بود. تحلیلگران سیاسی و رهبران جهان غرب هیچیک باور نداشتند که این تحولات نظام الحادی 70 ساله کمونیسم را در شوروی از بیخ و بن برخواهد کند. حداکثر چیزی که در آن شرایط پیش بینی می شد آن بود که رهبران کرملین نظام تازه ای از اردوگاه کمونیسم با رهبریت محدودتر شوروی پدید آورند. ولی امام خمینی(س) در همان ایام در تاریخ (11/10/1367) طی نامه ای خطاب به گورباچف چنین پیش بینی کرد: «از این پس کمونیسم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد». امام خمینی(س) در همین نامه ژرف ترین تحلیل ها که نشانگر تسلط ایشان بر ارزیابی شرایط سیاسی آن روز جهان است را ارایه کرد و به وضوح نسبت به در غلطیدن روس ها به سمت سرمایه داری غرب و فریب خوردن از آمریکا هشدار داده است. امام خمینی(س) با پیش کشیدن مسایل عمیق فلسفی و عرفانی از گورباچف خواست که به جای امید بستن به ماده پرستی غرب، به خدا و مذهب روی آورد.

سال های آخر عمر و ارتحال
صرف نظر از حالات عرفانی امام در این سال ها، ویژگی هایی نیز در پیام ها، سخنرانی ها و نوع مواضع و برخوردهای سیاسی او وجود دارد که آنها را با موارد پیشین متفاوت می سازد. یکی از حوادثی که آثار آن بر روح و خاطره امام سنگینی می کرد، شهادت مظلومانه حجاج بیت الله الحرام در کنار خانه خدا و در مراسم حج سال 1366 پس از پیروزی انقلاب بود، امام خمینی با صدور پیام های سالانه در مراسم حج بر وجوب توجه مسلمانان به مسایل سیاسی جهان اسلام و برائت از مشرکین به عنوان رکن حج تأکید می کرد. همه ساله آیین برائت از مشرکین با حضور 10 ها هزار زایر ایرانی و شرکت مسلمانان انقلابی از کشورهای دیگر برگزار می شد. تأثیر فوق العاده این اقدامات سبب شد تا آمریکا فشار خویش را بر دولت سعودی برای جلوگیری از آن افزایش دهد. در روز جمعه ششم ذیحجه سال1407 هجری قمری هنگامی که بیش از 150 هزار زایر در خیابان های مکه برای شرکت در مراسم برائت از مشرکین حرکت می کردند مأموران دولت سعودی با انوع سلاح های سرد و گرم به سرکوبی تظاهر کنندگان پرداختند. در این واقعه حدود 400 نفر از حجاج شهید، تعداد زیادی مجروح و عده ای دستگیر شدند. 

بی تفاوتی دولت های اسلامی در قبال تجاوز اسراییل به جنوب لبنان و سرکوبی مسلمانان به پاخاسته فلسطین در سرزمین های اشغالی و بدتر از آن رویکرد دولت های عربی به سمت سازش با اسراییل، رنج های دیگری بود که بر قلب امام سنگینی می کرد. 

در پهنه مسایل داخلی نیز شرایطی که منجربه برکناری قائم مقام رهبری از سوی امام خمینی (در تاریخ 8/1/68) گردید از جمله حوادث ناگوار دیگر بود نخستین مجلس خبرگان در جلسه تیرماه 1362، آیه الله منتظری را به عنوان قائم مقام رهبری برگزیده بود. امام خمینی در آخرین نامه ای که خطاب به وی نوشت و منجر به پذیرش استعفا و برکناری او از قائم مقام رهبری گردید این نکته را تصریح کرده بود که او از ابتدا با انتخاب آقای منتظری به عنوان رهبر آینده نظام اسلامی مخالف بوده و ایشان را فاقد طاقت لازم برای پذیرش این مسوولیت سنگین و خطیر می دانسته است.

در این نامه تصریح شده بودکه عدم موضعگیری امام خمینی در مقابل انتخاب مجلس خبرگان رهبری به این دلیل بوده که او نمی خواسته در محدوده وظایف قانونی این مجلس دخالت کند. 

در پیام ها و سخنرانی های سال های آخر عمر امام، مجموعه ارزش ها و آرمان هایی که اساس نهضت برای تحقق آنها پایه ریزی شده بود، یادآوری و اولویت های نظام و انقلاب جهانی اسلام بر اساس این آرمان ها ترسیم شده است. وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام که در تاریخ 26 بهمن 1361 بر همین مبنا نوشته شده گویای آگاهی عمیق ایشان از نیازهای جاری و آتی جوامع اسلامی و احساس مسوولیت او در این رابطه است. ازجمله ویژگی های پیام های اخیر تأکید امام بر ضرورت توجه مسلمین به دو نوع برداشت متقابل از اسلام است. در یک سوی «اسلام آمریکایی» است که در پناه آن حکومت های وابسته به بیگانگان سر کار می آیند و به نام اسلام رو در روی مسلمانان واقعی قرار گرفته و در همان حال با اسراییل و آمریکا، دشمنان اسلام طرح تسلیم و دوستی می ریزند و در سوی دیگر «اسلام ناب» است که با نثار خون مجاهدان و تلاش بی وقفه عالمان متعهد در طول تاریخ از گزند پیرایه و تحریفات مصون مانده است و یگانه راه رهایی ممالک اسلامی از وضعیت اسفبار کنونی است. 

رحلت امام خمینی؛ وصال یار، فراق یاران
امام خمینی هدف ها و آرمان ها و هر آنچه را که می بایست ابلاغ کند گفته بود و در عمل نیز تمام هستیش را برای تحقق همان هدف ها به کارگرفته بود. اینک در آستانه نیمه خرداد 1368 خود را آماده ملاقات عزیزی می کرد که تمام عمرش را برای جلب رضای او صرف کرده بود. ساعت 20/22 بعد از ظهر روز شنبه سیزدهم خرداد ماه سال 1368 لحظه وصال بود. قلبی از کار ایستاد که میلیون ها قلب را به نور خدا احیا کرده بود. وقتی که خبر رحلت منتشر شد، سرتاسر ایران و همه کانون هایی که در جهان با نام و پیام امام خمینی آشنا بودند، یکپارچه گریستند. 

روز 14 خرداد 1368 ، مجلس خبرگان رهبری تشکیل گردید و پس از قرائت وصیتنامه امام خمینی توسط حضرت آیت الله خامنه ای، بحث و تبادل نظر برای تعیین جانشین امام خمینی و رهبر انقلاب اسلامی آغاز شد و پس از چندین ساعت، سرانجام حضرت آیت الله خامنه ای (رییس جمهور وقت) که از شاگردان امام و از چهره های درخشان انقلاب اسلامی و از یاران 15 خرداد بود و در همه فراز و نشیب های نهضت، در جمع دیگر یاوران انقلاب جانبازی کرده بود، به اتفاق آرا برای این رسالت خطیر برگزیده شد این انتخاب سریع و شایسته امیدهای ضدانقلاب را بر باد داد و عصر امام خمینی در پهنه ای وسیع تر از گذشته آغاز شد.
سلام علیه یوم ولد و یوم مات ویوم یبعث حیّاً
منبع: پایگاه اطلاع رسانی جماران


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)
[ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ] [ 23:11 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
راديو معارف در ويژه برنامه مستند «57» به بررسی برگزاری جشن‌های 2500 ساله در زمان رژيم پهلوی می‌پردازد.

به نقل از پايگاه اينترنتی راديو معارف، در اين برنامه چگونگی برگزاری جشن‌های 2500 ساله و هزينه‌های آن، واكنش امام خمينی(ره) به برگزاری اين جشن‌ها، و مصاحبه شاه و اسدالله علم درباره هزينه‌های اين جشن‌ها پخش می‌شود.

يادآور می‌شود، مستند «57» در دهه فجر هر روز از ساعت 8:40 از شبكه راديويی معارف پخش می‌شود.


موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)
[ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ] [ 20:25 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
.: Weblog Themes By Fatemi Noosh abadi :.
درباره وبلاگ

فاصله شب تاریک حکومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب،ده روز خدایی بود، شبهایش همه شب قدر، آری ... «دهه فجر»

پس از آن ده روز، سپیده «روشن جمهوری اسلامی‏» دمید.

«کلمه‏الله‏» بر فراز زمان جای گرفت و آن روز بزرگ، یکی دیگراز «ایام الله‏» ماندگار تاریخ شد.

کاخ‏هایی که به قیمت ویرانی کوخ‏ها برپا شده بود، به دست کوخ‏نشینان سقوط کرد و محشری عظیم از اراده مومنان مصمم و مشیت‏ تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود که فرشته در آمد....



انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) رويداد بزرگي است كه در دوره دهه پاياني قرن بيستم معادلات سياسي منطقه و حتي جهاني را متغيرساخت و شگفتي‏ساز بزرگ قرن نام گرفت. از آنجا كه علل و عوامل اصلي پيدايش اين انقلاب بزرگ به لحاظ ايدئولوژيك ‌ريشه در تاريخ نهضتهاي انبياء و آيين اسلام داشته و تاريخ يكصد سال اخير نيز در ايجاد زمينه‏هاي سياسي ـ فرهنگي و اجتماعي آن نقش بسزايي داشته است.


انقلاب اسلامی خود یک نوآوری بزرگ تاریخی بود که ملت ایران آن را در تاریخ بشریت به ثبت رساند .

فاطمی نوش آبادي
لینک های مفید
امکانات وب

سنگر نماز وبلاگ تخصصی نماز-نماز در کلام شهیدان

حلقه وبلاگی" محمد(ص) فروغ ابدیت"

وبلاگ تخصصی استاد شهید مطهری

وبلاگ تخصصی قرآنی زلال وحی