|
| |||||||||
|
|
|
| |||||||
|
حضرت امام خمینی(ره) در چارچوب نظام مردمسالار دینی در باب وظایف مردم تاکیدات بسیاری دارند. ایشان معتقد بودند مردم وظیفه دارند تا بر جهتگیریها و سیاستگذاریهای دولت در داخل و خارج نظارت کرده و نظرهای مشورتی خود را برای بهبود جامعه واستحکام پایههای نظام اسلامی ارائه دهند. امام راحل در این باره تاکید دارند که:«اگر ملت بخواهد که این پیروزی تا آخر برسد و به منتهای پیروزی که آمال همه است، برسد، باید مواظب آنهایی که دولت را تشکیل میدهند، آن که رئیس جمهور است، آن که رئیس مجلس است، همه اینها را توجه بکنند که مبادا یک وقتی از طبقه متوسط به طبقه بالا و به اصطلاح خودشان مرفه، به آن طبقه برسند.»اهمیت نقش مردم در حدی است که امام(ره) آن را تکلیف الهی و مسولیت دینی عنوان کرده است و این از وجوه بارز وظیفه مردم در قبال پیمان با حاکمان است که جوهره مردم سالاری دینی را در بر دارد. |
|||||||||
|
همايش منطقهای آشنايی با آثار و انديشههای امام
خمينی(ره) روز گذشته، 28 بهمنماه با محوريت مقالهنويسی در شهرستان اهر
برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه آذربايجان شرقی، حجتالاسلام جواد حاجیزاده، امام جمعه اهر روز گذشته، 28 بهمنماه در همايش منطقهای آشنايی با آثار و انديشههای امام خمينی(ره) كه در اهر برگزار شد، با بيان اينكه انديشههای امام خمينی(ره) متعلق به زمان خاصی متعلق به زمان خاصی نبوده و جهانشمول است، تشريح كرد: حفظ نظام و انقلاب در گرو پاسداشت ارزشهای والای انقلاب و انتقال افكار و انديشههای امام راحل به نسل بعد از انقلاب است. وی در ادامه با بيان اينكه تا زمانی كه راه امام و افكار و انديشه های وی در جامعه جاری است دشمن توان مقابله با انقلاب را نخواهد داشت، يادآور شد: راه امام در تبعيت از رهنمودها و فرامين مقام عظمای ولايت است. به گفته وی امام(ره) به عنوان انديشمند بزرگ جهان اسلام افكار و نظرات بلندی دارد و هر چه از عمر پر بركت انقلاب میگذرد، نوگرايی و به روز بودن انديشههای وی بيشتر نمايان میشود. حجتالاسلام حاجیزاده گفت: حفظ نظام و انقلاب در گرو پاسداشت ارزشهای والای انقلاب بخصوص انتقال افكار و انديشه های امام راحل به نسل بعد از انقلاب است و بايد راهكاری ارائه دهيم كه جوانان ما بيش از پيش ترغيب و تشويق شوند كه با مطالعه و تحقيق و پژوهش دراين زمينه بتوانند در شناخت انديشه های ان امام همام گامهای عملی بردارند. اين همايش بهمنظور آشنايی هرچه بيشتر اقشار فرهنگی جامعه با آثار و انديشههای امامخمينی(ره) در موضوعات گوناگون بين دانشآموزان، دانشجويان و معلمان و اساتيد دانشگاهی و اهلقلم شهرستانهای اهر، هريس، ورزقان و كليبر برگزار شد. يادآور میشود كه به دبيرخانه اين همايش 29 مقاله به دبيرخانه همايش ارسال شده كه پس از بررسی مقالات رسيده سه مقاله به عنوان مقالات برتر برای سخنرانی اين همايش انتخاب شد و هفت مقاله نيز به عنوان مقالات منتخب معرفی شدند.
موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، جشنواره ها ومسابقات مرتبط با دهه فجر وانقلاب [ دوشنبه سی ام بهمن 1391 ] [ 0:0 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
نشست تأثير انديشههای امام خمينی(ره) و مقام معظم
رهبری بر بيداری منطقه با حضور آيتالله سيداحمد علمالهدي، امام جمعه مشهد
در مدرسه تخصصی خواهران جامعةالمصطفی(ص) العالمية مشهد برگزار میشود.
فاطمه اكبری، كارشناس فرهنگی ـ هنری، مدرسه تخصصی خواهران جامعةالمصطفی(ص) العالمية مشهد در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه خراسان رضوی اظهار كرد: نشست تأثير انديشههای امام خمينی(ره) و مقام معظم رهبری بر بيداری منطقه سه شنبه، 24 بهمنماه ساعت 10 تا 11:30 در مدرسه تخصصی خواهران جامعةالمصطفی(ص) العالمية مشهد برگزار خواهد شد. وی هدف از برگزاری نشست تأثير انديشههای امام خمينی(ره) و مقام معظم رهبری بر بيداری منطقه را آشنايی طلاب زن غيرايرانی با افكار و عقايد بنيانگذار جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری دانست و ادامه داد: آيتالله سیداحمد علمالهدی، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه مشهد در اين همايش به ايراد سخن ميپردازد. كارشناس فرهنگی ـ هنر ی، مدرسه تخصصی خواهران جامعةالمصطفی(ص) العالمية مشهد تصريح كرد: با توجه به اينكه انقلاب اسلامی ايران نه تنها برای ايران بلكه برای تمام مسلمانان جهان ارزشمند است، لذا كشورهای منطقه با الگو گرفتن از اين انقلاب از چنگ ظلم و استبداد رهايي پيدا كردهاند، به همين منظور نشست تأثير نقش انديشههای امام خمينی(ره) و مقام معظم رهبری بر بيداری منطقه برای طلاب زن غيرايرانی طرحريزی شده است. اكبری با بيان اينكه به مناسبت دهه مبارك فجر اداره تربيتی مدرسه تخصصی خواهران جامعةالمصطفی(ص) العالمية مشهد برای طلاب زن غير ايرانی برنامههای مختلف برگزار میكند، افزود: روز شنبه، 21 بهمنماه نيز نشست الگوی زن مسلمان و نقش و رسالت زنان در رويدادهای بيداری اسلامی بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار شد. يادآور میشود، به مناسبت دهه مبارك فجر نشست بيداری اسلامی نیز با حضور حجتالاسلام سيدمهدی عليزاده موسوی، مسئول پژوهشكده حج و زيارت نيز برای طلاب زن غيرايرانی برگزار شده است.
موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، جشنواره ها ومسابقات مرتبط با دهه فجر وانقلاب [ سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 ] [ 0:33 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، مناسبت روز ،هفته،ماه، مقالات دهه فجر و رهبری، عکس و فیلم و صوت، كتب مجلات و انتشارات دهه فجر وانقلاب وامام خمینی [ سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ] [ 2:14 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
ما تکلیف داریم آقا! اینطور نیست که ما منتظر ظهور امام زمان(عج)
هستیم، پس دیگر بنشینیم خانههایمان، تسبیح را دست بگیریم و بگوییم'عجّل
علی فرجه'، عجّل، با کار شما باید تعجیل بشود، شما باید زمینه را فراهم
کنید.
امام خمینی(ره) معمار بزرگ انقلاب اسلامی ایران، زمینهسازی برای ظهور حضرت حجت(ع) را از وظایف منتظران واقعی آن حضرت میداند. ایشان در فرازهایی از سخنان خویش به این مهم پرداخته و حتی برخی از برداشتهای غلط از مفهوم انتظار را نقد کردهاند، در ذیل به بخشی از کلام ایشان اشاره میکنیم: "انقلاب مردم ایران، نقطة شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ـ ارواحنا فداه ـ است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد."[1] "امیدواریم که این انقلاب، یک انقلاب جهانی بشود، و مقدمهای برای ظهور حضرت بقیتالله ـ ارواحنا له الفداء ـ باشد."[2] و "ما با خواست خدا، دست تجاوز و ستم همة ستمگران را در کشورهای اسلامی میشکنیم و با صدور انقلابمان که در حقیقت صدور اسلام راستین و بیان احکام محمدی است، به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه میدهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی مصلح و کل و امامت مطلق حق امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ هموار میکنیم."[3] "انشاءالله اسلام را آنطور که هست، در این مملکت پیاده کنیم و مسلمین جهان نیز اسلام را در ممالک خودشان پیاده کنند و دنیا، دنیای اسلام باشد، و زور و ظلم و جور از دنیا برطرف بشود و [این] مقدمه باشد برای ظهور ولیّ عصرـ ارواحنا فداه ـ"[4]. "ما تکلیف داریم آقا! اینطور نیست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان(عج) هستیم، پس دیگر بنشینیم تو[ی] خانههایمان، تسبیح را دست بگیریم و بگوییم: "عجّل علی فرجه"، عجّل، با کار شما باید تعجیل بشود، شما باید زمینه را فراهم کنید برای آمدن او، و فراهم کردن این که مسلمین را با هم مجتمع کنید. همه با هم بشوید. انشاءالله ظهور میکند."[5]
پی نوشت ها: "مجله شماره 40 امان، مقالات"
موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، مناسبت روز ،هفته،ماه [ سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ] [ 2:13 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
درپی انتشار مقاله ای از دکتر محسن کدیور پیرامون ماجرای آیت الله
شریعتمداری و ادعای ممانعت نظام جمهوری اسلامی و امام خمینی(س) از فراهم
نمودن امکان معالجه بیماری ایشان پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران طی
یادداشت ها و مصاحبه هایی به این موضوع پرداخت و برخی از زوایای مسئله را
روشن نمود. اخیرا یکی از سایتهای خارجی با انتشار اسنادی در صدد احیای مجدد موضوع آیتالله شریعتمداری است و در این مسیر، نسبتها و اهانتهای بسیاری را متوجه امام کرده است. آیا جنابعالی و موسسه قصد پاسخگویی ندارید؟ در ابتدا لازم است از حساسیت دوستان تشکر کنم و طبعاً بر همین اساس هم سایت جماران از آغاز این مسئله را دنبال کرده است. البته نظر شخصی اینجانب این است که وظایف و شأن موسسه تنظیم و نشر آثار امام فراتر از پاسخگویی به صورت موردی به این قبیل ادعاها و اتهاماتی است که تقریباً به صورت شبانهروزی از اول پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز در رسانههای بیگانه تکرار میشود که وجه مشترک همه اتهامنامههای اخیر، سوء استفاده از شرایط کنونی ایران و پیوند دادن وقایع حال حاضر به حوادث ۲۰ و یا ۳۰ سال پیش از این، بدون هیچگونه ارتباط منطقی و واقعی بین آنها و در نتیجه وارونهگویی وقایع گذشته انقلاب، مظلوم نمایی، جعل دروغ و ایراد انواع تهمتها نسبت به امام و فرزند مظلوم و مرحوم او و دیگر یاران امام و نقد عملکرد مردم ایران در دهه اول انقلاب می باشد. ضمن آنکه برخلاف القای نویسنده مطالب انتشار یافته اخیر –که اشاره کردید– آنچه که وی ادعا کرده و آنچه که او به عنوان سند ارائه کرده است هیچیک مطالب جدیدی نیستند که نیازمند پاسخگویی باشند. اما از آنجا که نویسنده در پاسخ به اظهارات دو صفحهای آیتالله بجنوردی متجاوز از ۴۰ صفحه بر مدعای نوشته اول خود تأکید ورزیده و به اصطلاح سند ارائه کرده است. ممکن است سکوت موسسه را حمل بر پذیرش اتهامات وارده خویش نماید و بعدا این امر را نشانه اتقان مستندات و درستی ادعاهای خود فرض کند. لذا ممکن است افرادی که بر حقیقت حوادث آن دوران و ماجرای آیتالله شریعتمداری آگاه نیستند را تحت تأثیر قرار دهد . بنابراین پاسخ به پرسشهای شما را در مسیر دفاع از حقیقت، مفید میدانم به خصوص که سایت جماران عملاً وارد این بحث شده است. اما ذکر دو سه نکته کوتاه ولی مهم ضروری است: موضوع بیماری مرحوم آیتالله شریعتمداری اصلیترین محور اتهام نویسنده
مذکور به امام است که مدعی است آن مرحوم معالجه نشده است و جلوگیری از آن
با نظر و دستور امام بوده است. در این باره بهترین ردیه بر این ادعا،
نامههای خود آیتالله شریعتمداری است –که نسخه اصل اکثر آنها موجود
است-. نقل فرازهای مورد استناد در این نامههای متعدد را به پاسخ تفصیلی
موسسه در آینده موکول میکنم اما در این مجال ذکر دو مورد آن در اثبات دروغ
بودن ادعای مذکور کافی است: ایشان در رجب ۱۴۰۲ خطاب به امام مینویسند: و در نامه دیگری، در دوران حصر به امام نوشتهاند: این مطلب در چند جای دیگر در تاریخ های دیگری هم آمده است آیا به جز نامههای آقای شریعتمداری مدارک دیگری هم وجود دارد؟ قطعا، علاوه بر شهادت رابطین و نمایندگان متعددی که از سوی امام خمینی برای عیادت ایشان و رسیدگی به درخواستهایی که ایشان طی نامههای خود به امام نوشته، اعزام شدهاند که اغلب آنها مورد وثوق طرفین بوده و خود مرحوم آیتالله شریعتمداری اعزام ایشان را به عنوان افراد مورد اعتماد درخواست کرده است (امثال آیتالله کرمانی و آیتالله حاج شیخ حسن صانعی) و علاوه بر مدارک دیگری که در همین رابطه وجود دارد و انشاء الله منتشر میشوند، قاطعترین سند غیرقابل خدشه که بطلان تهمت و ادعای مذکور را آشکارا اثبات میکند اظهاراتی است که آقای دکتر باهر به عنوان یکی از پزشکان معالج آن مرحوم – که نه امروز بلکه مدتها و شاید سالها پیش از این – در ضمن گفتوگوی بسیار مفصلی که به بیان خاطرات طولانی مدت خود از ارتباط با مراجع و معالجات ایشان اختصاص دارد بیان کرده است و در سایتها منتشر شده و در دسترس همگان میباشد. تدین، و وثاقت آقای دکتر باهر که معروف به طبیب العلماء است نزد مردم قم و قاطبه علما و مراجع گذشته و حال حوزه علمیه قم بر آشنایان به مسائل قم و حوزه علمیه بینیاز از بیان است. ایشان طبیب مخصوص آیتالله گلپایگانی و دکتر معالج و مورد اعتماد آیات عظام: امام خمینی، شریعتمداری و نجفی مرعشی و آیتالله منتظری و برخی از مراجع فعلی قم و مردم قم میباشد. نقل فراز مورد نظر از اظهارات مفصل ایشان برای بطلان ادعا و تهمت بیپایه بازگو شده توسط نویسنده بینیاز از توضیح میباشد: امام(س) با اینکه ابهت خاصی داشتند اما بسیار با لطف و کرامت با افراد برخورد میکردند، از جمله برخورد امام(س) با آیت الله شریعتمداری قابل ستایش است؛ گویا بستری کردن آقای شریعتمداری در بیمارستانی در تهران طبق دستور ایشان بوده است. همینگونه است. امام(س) بیماری آقای شریعتمداری را پیگیری میکردند. امام پیغام دادند که «بیا کارت دارم». مثل اینکه امام از جریان بیماری آقای شریعتمداری مطلع شده بودند اما از جزئیات خبر نداشتند. آنموقع من پزشک ویژه آقای شریعتمداری هم بودم. البته امام به صورت ویژه از حال جسمی شریعتمداری نپرسیدند، بلکه فرمودند: شما پیش آقای شریعتمداری بودی. مشکلش چیست؟ من گفتم: آقا، ایشان سرطان کلیه دارد. کلیۀ راستش تومور دارد. فرمودند: از طرف من بروید و ایشان را ویزیت کنید، سپس دستوراتی هم دادند. بنا به دستور، برای عیادت آقای شریعتمداری به قم رفتم. قبل از آن خدمت آیتالله گلپایگانی رسیدم و گفتم: آقا مرا مأمور کرده که امروز خدمت آقای شریعتمداری بروم و از ایشان عیادت کنم، شما فرمایشی ندارید. آقای گلپایگانی فرمودند: آقای علوی [داماد بزرگ آقا که الان فوت کرده و قبرش در شیخان است] هم با شما بیاید. آقای ایرانی، مسئول سپاه قم، هم آنجا بود و خواست که همراه ما بیاید. غروب بود که سه نفری آمدیم خیابان ارم. با تلفن هماهنگ شد و مجوز گرفتیم و رفتیم خدمت آقای شریعتمداری رسیدیم. این ماجرا مربوط به بعد از محصور شدن آقای شریعتمداری در منزل بود؟ بله، البته. امام دستور دادند که از آقای شریعتمداری بپرسم خواستههای سیاسیاش چیست. من خدمت آقای شریعتمداری عرض کردم: من از طرف امام برای عیادت شما آمدهام. آقای شریعتمداری گفتند: خوب شما که پزشک من هستید و همیشه پیش من میآیی. بیا بالا داخل اتاق صحبت کنیم. یک آقای پاسدار عزیزی به نام آقای موسوی هم بود که خواست دنبال ما بیاید. آقای شریعتمداری گفتند: آقاجان! دکتر باهر از طرف امام تشریف آورده، کار خصوصی با من دارد. شما اینجا تشریف نیاورید. اطاعت کرد و رفت. آقای شریعتمداری گفتند: من چهار خواسته دارم که خدمت امام بگو: اول اینکه من برای درمان بیماریام امکانات مالی دارم. میخواهم با پول خودم برای معالجه به خارج بروم. دوم اینکه آن حیاط بزرگی را که اشغال کرده اند من با پول سهم امام نخریدم، مال خودم است، این را در اختیار من بگذارند. سوم؛ پولهای من بلوکه شده و من هیچ پولی در اختیارم نیست، این را آزاد کنند. چهارم؛ اینکه حرفهای که مردم علیه من شعار میدهند از امام خواهش کن که دستور بدهد علیه من مطرح نکنند و ننویسند. خوب، اینها را گفت. فردای آن روز خدمت امام(ره) برگشتم و جریان را توضیح دادم. امام به آقای عبایی خراسانی، رئیس وقت دفتر تبلیغات، فرمودند: «خودت برو و صحبت کن و تمام اموالی که مربوط به ایشان است برگردان. اگر حیاط خانهاش را تصرف کردهاند، برگردان و هر پزشکی که احتیاج دارد برایش مهیا کن. اما الان شرایط طوری نیست که ایشان خارج بروند، به مصلحت ایشان نیست که خارج بروند. خودتان با حاجاحمدآقا هماهنگ کنید و هر پزشکی که ایشان میخواهد با خرج دولت جمهوری اسلامی ایران از خارج بیاورید که از نظر درمانی کوتاهی نشود. در مورد شعار هم که من به مردم نگفتم شعار بدهند، دست من نیست. من که نگفتم خدای ناکرده مردم به ایشان جسارت کنند و من هم امیدوارم خود مردم این کار را نکنن، ولی نمیتوانم چنین چیزی را از مردم بخواهم که نکنید.» یادم هست در درگیریهای اوایل خبر آوردند که عکس امام را پاره کردهاند. خدمت امام رفتند و به ایشان خبر دادند. شبی امام، خدایش رحمت کند، سخنرانی کردند و فرمودند: «اگر به عکس من هم جسارت کردند، هیچ نگویید، چون اینها معاندند یا منافق هستند که میخواهند به این ترتیب جنجال راه بیندازند.» تیزبینی ایشان بسیار بجا بود. در مورد آقای شریعتمداری هم موضوع همین بود. امام(س) فرمودند: من که به مردم نگفتم شعار بدهید که حالا بگویم ندهید. به هر حال طبق دستور، آقای شریعتمداری در بیمارستان مهراد تهران بستری شد. همانجا درمانش را آغاز کردند، اگرچه سرطان کلیه پیشرفت کرده بود. منظورم به بزرگواری حضرت امام بود.» لازم به یاد آوری است که مطالب فوق –همانگونه که اشاره گردید– سالها پیش از این در ضمن یک گفتوگوی طولانی و بسیار خواندنی توسط جناب آقای دکتر باهر ریاست بیمارستان آیتالله العظمی گلپایگانی در قم بیان گردیده و در سایتها انتشار یافته است؛ اینجانب برای اطمینان از صحت انتساب و اجازه نقل و نشر از آقای دکتر باهر پیگیر تماس با ایشان بودم که شماره تماس را از طریق یکی از دوستان در قم بدست آوردم و دیشب (۶ آذر) پس از بیست و دو سال توفیق تماس و احوالپرسی یافتم. ایشان ضمن اجازه نشر و بازگویی مجدد این خاطره فرمودند: خاطرات بسیار زیادی دارند که تنظیم کردهاند و در مراحل پایانی برای چاپ و نشر است. از تاریخ وقوع دیدار مذکور پرسیدم. گفتند: دقیقا یادم نیست ولی مربوط به اواخر سال ۶۴ است. سوال کردم: چرا دکتر متخصص از خارج نیاوردند، گفتند: چون اصلا نیاز نبود (نه در تشخیص و نه درمان) بعد هم که بستری شدن ایشان طبق تشخیص اطبا اتفاق افتاد و ایشان را در بیمارستان (خصوصی و مجهز) مهراد تهران بستری کردند. در مورد درخواست مرحوم آقای شریعتمداری برای سفر به خارج، بعد از کشف طرح کودتای قطبزاده و سابقه این موضوع در تصمیمات و اظهارات کودتاگران دستگیر شده و تماس آنان با ۴ دولت خارجی و از جمله عربستان سعودی –و تقاضای آن مرحوم در برخی نامهها به امام برای «سفر به مکه و مدینه و اقامت در مدینه تا هر وقت که صلاح باشد»، و درخواست مشابه دیگری به فاصله چند روز، به عنوان معالجه بیماری؛ و اینکه آیا این درخواستها طبق نظر پزشکان معالج ایشان بوده است یا پیشنهادات و طرحها و بهانههای اطرافیان؟ نکات زیاد و قابل توجهی وجود دارد که شرح مستند آن نیازمند تفصیل موضوع در آینده است. البته بخش عمدهای از آن در اسناد و خاطرات از سوی متصدیان امر ایشان در دوران حصر انتشار یافته است. یکی از بحثهای مطرح امروز، بحث مصادره اموال شخصی آیتالله شریعتمداری است؛ آیا در میان اسناد شما نکتهای در این باره وجود دارد؟ بله، نکته جالب دیگر که خلافگویی نویسنده را ثابت میکند این است که مرحوم آقای شریعتمداری از امام به سبب این که ایشان دستور منع مصادره اموال شخصی ایشان را داده است تقدیر کرده و مینویسند: «آقای دادستان اظهار میکند که حقیر خصوصیتی ندارم و باید خانه صورتبرداری شود. عرض میکنم که حضرت آیتالله خمینی مدظله، ولایت فقیه دارد و رهبر است و حکم ایشان بر همه لازم الاتباع است، لابد مصلحتی را مراعات فرمودهاند و یا مورد لطف و شفقت دانستهاند» مضمون همین مطلب در برخی از نامههای ایشان هم آمده است و در اظهارات آقای دکتر باهر هم – که نقل شد- به صراحت بیان گردیده است. نکته بسیار مهم دیگری که نویسنده مرتکب خلافگویی شده و پیرامون آن با تأکید فراوان و با ادبیات تحریککننده مطلب نوشته و از ظالمانه بودن این تصمیم سخن گفته و امام و نظام را متهم به ظلم کرده است: عدم محاکمه رسمی و قضایی آیتالله شریعتمداری است، غافل از آنکه درخواست توقف بازپرسی مقدماتی و عدم ارجاع موضوع به محکمه و راکد گذاشتن محاکمه ایشان، تقاضای مصرانه شخص آن مرحوم بوده است و ایشان –چنانکه در آینده مستندات آن ارائه خواهد شد– در چندین نامه با تأکیدات فراوان از امام خمینی به واسطه اجابت این درخواست تشکر کرده است. برای نمونه نقل فرازی از همان نامهای که اتفاقاً نویسنده در نوشته دوم خود به عنوان سند چهاردهم آورده است برای اثبات اینکه این امر درخواست خود ایشان بوده کفایت میکند، آنجا که مینویسند: «…عرض دوم اینکه امر کنید صحبت محاکمه ما را راکد بگذارند و اگر لازم باشد خودتان شخصاً در وضع ما دخالت فرمایید». نظر شما درباره اسنادی که نویسنده مطالب اخیر منتشر کرده چیست؟ ایشان از حجم انبوه اسناد منتشر شده در ماجرای آیتالله شریعتمداری که بر خلاف ادعای نویسنده دقیقا مرتبط با موضوعاتی است که وی بدان پرداخته است چشم پوشیده و برای ادعا و اتهامات بزرگ خود به صورت گزینشی تنها به چند خاطره کوتاه آنهم در مواردی با حذف مطالب قبلی و بعدی آن که کاملا برخلاف مقصود نویسنده میباشد، بسنده کرده است. ضمن این که بسیاری از خاطرات در موضوعات مربوط به امام -از نظر موسسه – محل تأمل و نقد است. نویسنده برای تهمت بزرگ و تکاندهنده خود، ده سند – به اصطلاح خودش – ارائه کرده است. ۹ سند آن ربطی به اصل موضوع تهمت مذکور -یعنی ادعای دروغ دستور امام بر جلوگیری از مداوای آیتالله شریعتمداری- ندارد. نقد مستندات نهگانه و برداشتهای اشتباه عمدی و یا سهوی نویسنده را به جوابیه تفصیلی آینده موسسه موکول میکنم. آنچه که مهم است میزان اعتبار تنها مستندی است که نویسنده (به عنوان سند چهارم) آن را مستمسک این تهمت بزرگ به امام قرار داده است، جای تأمل فراوان دارد. این حق برای هر خواننده منصف محفوظ است که پرسیده شود شما که برای اثبات امر ثابتی که منکری نداشته و ندارد یک، دو و سه سند را کافی ندانستهاید و خاطرات بسیار زیادی از موافقین و مخالفین را به دقت بررسی کردهاید و همه آنچه که در این امر یافتهاید از نامه و خاطره به عنوان اسناد اطلاع امام از بیماری ایشان ارائه کردهاید تا نشان دهید که تحقیقتان دقیق و به اصطلاح خودتان در طلب کشف حقیقت و دفاع از حق بوده است؟ چرا در مستند ساختن اصل و اساس ادعا و تهمت بزرگی که به امام خمینی نسبت دادهاید فقط به سندی که بیاعتباری آن نه تنها در اولین نگاه آگاهان بر مسائل حقوقی و تاریخی بلکه در نگاه هر فرد مبتدی ناآشنا به موازین حقوقی و شرعی ثابت میشود بسنده کردهاید؟ شما که در سراسر نوشته خود با تأکید بر حقوق انسانی از حق و شأن مرجعیت و حق صاحبان اندیشه ولو برخلاف اندیشهمان باشند، حتی به تصریح و تعبیر خودتان «از حق شمر بن ذیالجوشن» نوشتهاید و از سیره پیامبر(ص) و امام علی(ع) سخن راندهاید با کدام میزان اخلاقی، معیار شرعی و حقوقی و یا وجدانی و انسانی بیش از ۵۰ صفحه مطالبی را نوشتهاید که پایه و اساس آن را همین ادعا و تهمت تشکیل میدهد، اما در مقام ارائه سند برای ادعایی بدین اهمیت و بزرگی در حق کسی مثل امام خمینی به گفته یک نفر از مخالفین امام در همین موضوع مورد مناقشه آن هم به نقل از یک فرد مجهول استناد کردهاید و آن را مبنای قریب به اتفاق مطالب و نتیجهگیری های بعدیتان در این دو نوشته قرار دادهاید؟ قطعاً نویسنده به لحاظ سوابق حوزوی و ادعاهای که در همین رابطه دارد، به خوبی واقف است که نه تنها در فقه اسلام و نظام حقوقی ایران بلکه در تمامی نظامهای حقوقی معتبر، قول و شهادت مدعی به نفع خویش – حتی اگر عدالتش احراز گردد- پذیرفته نیست تا چه رسد به نقل خاطرهگونه فردی که نامش مستعار و غیرواقعی است که او نیز نه بر اساس مشاهدات و مستمعات خویش بلکه بر اساس نقل فردی دیگر – که در این مسئله خود مدعی میباشد– و او هم با ارجاع به منبع مجهول !!! آیا این است مبنای تحلیل و داوری نویسنده در تحقیقات مفصلی که وی وعده انتشار آن را داده است و این ۵۰ صفحه را از نتایج و فواید آن پژوهش نامیده است؟ و آیا این است مقتضای رعایت حقوق انسانی و عدالت و انصاف و سیره نبوی و علوی؟! توضیح اینکه نویسنده این دو اتهامنامه علیه امام، تنها و تنها سندی که بعنوان مدرک ادعای جلوگیری از معالجه آیتالله شریعتمداری به فرمان امام ارائه کرده است نسبت دادن جملهای به امام خمینی است –قلم از بیان آن شرم دارد – که نویسنده آنرا به نقل از فردی مجهول با نام مستعار عبدالرحمن راستگو (تصریح بر اینکه نامش مستعار است از خود نویسنده میباشد) که او هم این جمله را به نقل از آقای صدر و او هم نه به استناد حضور خویش و استماع جمله مورد ادعا از امام، بلکه با ارجاع ضمنی به منبعی مجهول و با تعبیر به اینکه «حتی یک مرتبه آقای خمینی گفته بود:….. » آن عبارت دروغ را به امام خمینی نسبت داده است. این اولین و آخرین سندی است که نویسنده، به بازگویی این تهمت بزرگ به امام پرداخته و پیرامون آن و مقدمات و موخرات آن بیش از ۵۰ صفحه مطلب نوشته است و جالبتر آنکه نویسنده برای تصدیق و توثیق این منبع مستعار، به گفته آقای حسن شریعتمداری استناد کرده است که وی گفته «فرد مستعار مورد وثاقت بیت آیتالله شریعتمداری بوده است»!. یکی از بحثهای مطرح شده، بحث حصر ایشان در منزل است، آیا در این باره سندی دارید؟ اسناد زیادی در این رابطه منتشر شده است. حصر ایشان در پی کشف طرح کودتای قطبزاده بوده است. در میان نامههای ایشان در این دوران چند نوبت تاکید شده، از حفاظتی که نیروهای نظام از ایشان میکنند راضی هستند و حتی تأکید به استمرار آنرا از امام میخواهند، و در مواردی هم از محدودیتهای پیش آمده به واسطه حصر گله کرده و تقاضای رفع آن را کردهاند. در جواب تفصیلی به این موضوع هم مستنداً باید پرداخته شود. قبلا آیتالله بجنوردی بر تذکرات و تأکیدات مکرر امام به مسئولین قضایی و متصدیان حفاظت از آیتالله شریعتمداری نسبت به رعایت حال ایشان گفتهاند که در جماران منتشر شده است. اما در این مختصر جای این سوال وجود دارد: چرا نویسنده در عین حالی که رندانه کوشیده است تا از ورود به علل منتهی به حصر ایشان و مسایل حزب خلق مسلمان و خشونت و کشتار تبریز در غائله این حزب و قیام علما و مردم تبریز علیه آنان، و گسیل جمعی چماق به دست و مسلح به قم و ایجاد بلوا در این شهر از سوی این حزب، و ماجرای کودتای نوژه و اسناد ارتباطات آنها و ماجرای شیخ غلامرضا زنجانی، مهدوی و قطبزاده که منتهی به حصر ایشان گردید و اسناد وابستگیهای فکری و سیاسی فرزند آن مرحوم، و مسائل مربوط به پروندههای ساواک و اسناد سفارت سابق آمریکا در ایران اجتناب ورزد به بهانه اینکه موضوع نوشتهاش چیز دیگری است ولی در همین دو نوشته، اسناد یکطرفه متعددی را در همین موضوعات مطرح کرده و از حصر ظالمانه سخن گفته، امام و نظام را متهم به ظلم کرده است. اینهم شاهدی دیگر بر میزان پایبندی نویسنده به آئین عدل و انصاف و سیره بزرگان دین در انتساب اتهامات به افراد و دفاع از حقوق افرادی دیگر!. نکته ناگفتهی دیگری دارید؟ لازم است اشاره کنم که نویسنده در مطالب اخیرش بسیار کوشیده است تا نوشته خود را نقد و تحلیلی استدلالی و برمدار حقگویی ومستند و به عنوان فایده جنبی تحقیق علمی خویش معرفی کند اما برخلاف این ادعا هر خواننده منصفی با مرور اجمالی به این دو نوشته به وضوح در مییابد که با نوشتهای از جنس بیانیههای سیاسی غلیظ آن هم علیه امام و حاکمیت جمهوری اسلامی در دوران امام و پس از آن مواجه است که الفبای آداب و اخلاق پژوهشهای مستند تحلیل علمی تاریخی در آن رعایت نشده است. عنوان انتخاب شده برای هر دو نوشته و تعابیر به کار رفته در آن و همچنین نوع و ماهیت خاطرات و مکتوبات گزینشی که ایشان به عنوان سند ارائه کرده است، همچنین تعابیری که ایشان در داوریها و برداشتهایش از اسناد، در جای جای نوشته با نگاه خاص سیاسی خویش به کار برده، گواه بر این مطلب است. از اینجهت پاسخ ادعاهای سیاسی نویسنده، و ارزیابی اعتبار مستندات و استدلال های وی که به موجب آن امام خمینی و فرزند ایشان و جمعی دیگر را محکوم و برخی را تطهیر کرده و عدهای را ظالم و عدهای را مظلوم دانسته است؛ نیازمند پاسخی تفصیلی و مستند میباشد که امیدوارم در آینده نزدیک موسسه به آن بپردازد. منبع: جماران
موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره) [ پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 ] [ 15:45 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
مديرگروه معارف اسلامی دانشگاه زنجان گفت: انديشههای
ماندگار امام خمينی(ره) نه تنها اثرگذاری وسيعی در داخل كشور داشته است؛
بلكه مبنای فكری مردم منطقه خاورميانه نيز بوده است.
حجتالاسلام يوسف فتحی، مدير گروه معارف اسلامی دانشگاه زنجان در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه زنجان، با اشاره به اينكه سلسله كارگاههای بصيرتافزايی ويژه اساتيد اين دانشگاه در دانشكده علوم انسانی برگزار میشود، گفت: سومين دوره سلسله كارگاه های بصيرتافزايی گروه معارف دانشگاه زنجان با عنوان «جريانشناسی فكری ـ سياسی شيعه در دوره جديد با محوريت انديشههای سياسی امام خمينی(ره)» در اين دانشگاه برگزار میشود. وی افزود: اين دوره از سلسله كارگاههای بصيرتافزايی، نهمآذرماه، با حضور دكتر فراتی، از اساتيد برجسته دانشگاههای قم، در دانشكده علوم انسانی دانشگاه زنجان برگزار خواهد شد. مدير گروه معارف اسلامی دانشگاه زنجان، با تأكيد بر اينكه كارگاههای «روش تدريس» و «جريانشناسی عرفانهای نوظهور» جزو اولين مباحث مطرح در كارگاههای بصيرتافزايی گروه معارف بوده است، ابراز كرد: با توجه به اين كه انديشههای امام خمينی(ره) مبنای نظام سياسی جمهوری اسلامی ايران است، روشنگری و بصيرتافزايی اساتيد دانشگاهها درخصوص اين انديشهها، ضروری به نظر میرسد. حجتالاسلام فتحی تصريح كرد: انديشههای ماندگار امام خمينی(ره) نه تنها اثرگذاری وسيعی در داخل كشور داشته است، بلكه مبنای فكری مردم منطقه خاورميانه نيز بوده است. وی، بررسی تفاوتها و تشابهات انديشه علمای زمان امام خمينی(ره) با ايشان را از ديگر مباحثی دانست كه در اين كارگاه مطرح خواهد شد و اظهار كرد: قشر تحصيلكرده دانشگاهی كشور بايد مزيت انديشههای امام خمينی(ره) كه سبب اجرايی شدن راهبردها و ماندگاری آنان شده است را متوجه شوند. اين كارشناس معارف اسلامی در پايان خاطرنشان كرد: سومين كارگاه گروه معارف اسلامی دانشگاه زنجان با حضور 50 نفر از اساتيد علاقمند دانشگاه زنجان به مدت يك روز برگزار میشود.
موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره) [ پنجشنبه نهم آذر 1391 ] [ 1:22 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
امروزه همه نظريه پردازان سياسي به اين مطلب اذعان دارند كه ظهور انقلاب اسلامي ايران در قرن بيستم موجب برهم خوردن نظم جهاني ساخته ابرقدرت هاي شرق و غرب شد. اما مهمترين عملكرد انقلاب اسلامي در حوزه امت اسلامي و به طور ويژه در موضوع فلسطين مي باشد. آرا و انديشه هاي امام خميني (ره ) در باب وحدت اسلامي باعث شد تا روند معادلات خاورميانه شكل جديدي به خود بگيرد و روح تازه اي در كالبد جريان هاي اسلامي در منطقه بدمد در اين ميان گروه هاي مقاومت و جهادي در كشورهاي فلسطين و لبنان كه در نقطه عطف جهان اسلام حضور دارند بهره بيشتري از موج وحدت اسلامي برده و در نتيجه تاثير به سزايي در انديشه هاي امام ايفا نمودند. تا قبل از ظهور انقلاب اسلامی کشورهای اسلامی به فلسطین به عنوان یک
مسئله عربی و اختلافی بین اعراب و یهودیان می نگریستند در نتیجه ضمن قبول
موجودیت دولت و رژیمی به نام اسرائیل در منطقه به دنبال حل مخاصمه بین
فلسطین و اسراییل بودند اما امام خمینی (ره ) بر این اعتقاد بود که مسئله
فلسطین مسئله کیان اسلامی است و اسرائیل نه تنها یک رژیم نامشروع و غیر
قانونی می باشد بلکه بزرگترین خطر برای ثبات جهانی و یک غده سرطانی در
منطقه است . به طور کلی می توان مهمترین عملکرد اندیشه های امام خمینی (ره ) را در باب مسئله فلسطین افشای ماهیت تروریستی نژادپرستانه و ضد انسانی رژیم صهونیستی شکل گیری و پیروزی حرکت های اسلامی و شهادت طلبانه در روند مبارزات ملت فلسطین شکست روند سازش و طرح های آمریکا در منطقه خاورمیانه و اقبال جهانی برای حمایت از مردم فلسطین و مبارزه با صهیونیسم دانست . آنچه در ادامه آمده گوشه ای از بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی در حوزه مسائل فلسطین است که از نظر می گذرد. ● پیروزی حق بر باطل ● اتحاد ننگین آمریکاـ اسراییل ● از نیل تا فرات ● آمریکا حامی صهیونیسم ● همدستی ابرقدرتها علیه فلسطین ● این تاسف ندارد ● اعلام روز جهانی قدس ● بپا خیزید. ● اشغال فلسطین پایان کار نیست ● معمای تفرقه ● چرا دولتهای عربی از صهیونیسم سیلی می خورند ● خیانت بعضی از سران ● بی اعتنایی مسلمین ● مزدوری بعضی از سران ● اگر ممالک اسلامی اهل عمل بودند ● خود را علیه اسراییل مجهز کنیم ● لزوم حمایت از بیت المقدس ● اسراییل را نابود کنیم ● خواسته های ظالمانه ● بهره گیری از فرامین قرآن ● قیام ملتها راه نجات فلسطین
موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره) [ پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 ] [ 0:53 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
http://www.jomhourieslami.com/1391/13910431/13910431_14_jomhori_islami_imam_0001.html
موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره) [ شنبه سی و یکم تیر 1391 ] [ 14:31 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، جشنواره ها ومسابقات مرتبط با دهه فجر وانقلاب [ چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1391 ] [ 20:21 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
علاقهمندان برای شركت در مسابقه اينترنتی «آب و
آئينه» تا 10 تيرماه فرصت دارند تا در پرتال امام خمينی(ره) ثبت نام كنند.
«آب و آئينه» برنامهای از گروه معارف شبكه دو سيما است كه با همكاری مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام (ره) در راستای معرفی آثار و انديشههای حضرت امام از سال 1389 پخش میشد. سری جديد اين برنامه در سال 1391 همزمان با ميلاد حضرت زهرا (س) و امام خمينی(ره) در 25 ارديبهشت آغاز و تا 15 خرداد ماه مصادف با ولادت حضرت علی (ع) ادامه داشت. اين برنامه به صورت مستند تركيبی است كه به معرفی ديدگاهها و سخنان اخلاقی و تربيتی حضرت امام خمينی (ره) میپردازد. سئوالات و منابع مورد نياز از تاريخ 5 لغايت 10 تير بر روی پرتال قابل مشاهده میباشند. شركت كنندگان در اين بازه زمانی فرصت مطالعه منابع و يافتن پاسخ ها را دارند. علاقهمندان برای شركت در اين مسابقه اينترنتی تا 15 تيرماه فرصت دارند تا با مراجعه به پرتال امام خمينی(ره) به سؤالات مسابقه پاسخ دهند و در پايان به برگزيدگان اين مسابقه اينترنتی جوايز نفيسی از سوی مديريت شبكه دو سيما اهداء خواهد شد. پرتال امام خمينی(س) با هدف ترويج سيره نظری و عملی امام (ره) در عرصه شبكه جهانی (اينترنت) آغاز به كار كرده است. گرچه از سال 1379 تلاشهايی در حوزه وب در مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی(س) و مراكز وابسته به منظور پوشش نيازهای مخاطبان در اين عرصه انجام شده است؛ اما اين بار در قالبی نو به ارائه خدمت خواهيم پرداخت.
امكانات ارائه شده در اين پرتال در قالب سرويسهايی در حوزههای پژوهشی،
اطلاعرسانی و عمومی در اختيار مخاطبان قرار گرفته است. اين سرويسها از
طريق سامانههای متعددی تغذيه میشوند و به صورت مستقيم يا از طريق
درگاههايی كه در صفحات مختلف سايت قرار گرفته قابل استفاده است. مخاطب اين
امكان را دارد كه با عضويت در اين پرتال درگاهها و سرويسهای مورد نظر
خود را انتخاب نموده، صفحات خود را شكل دهد، از ابزارهای متنوع عمومی و
تخصصی به منظور دستيابی به اطلاعات موجود بهره بگيرد و نيازهای عمومی خود
را مرتفع كند.
برای ثبتنم در مسابقه اينجا كليك كنيد!
موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، وب سایتهای مرتبط با دهه فجر وانقلاب وامام خمینی، جشنواره ها ومسابقات مرتبط با دهه فجر وانقلاب [ سه شنبه ششم تیر 1391 ] [ 15:18 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، كتب مجلات و انتشارات دهه فجر وانقلاب وامام خمینی [ دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 ] [ 15:0 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
به مناسبت ارتحال ملكوتی بنيانگذار انقلاب اسلامی
حضرت امام خمينی(ره) ويژهنامهای اينترنتی با نام «آن مرد آسمانی» در محيط
فلش طراحی و در پايگاه اينترنتی مؤسسه فرهنگی اطلاعرسانی تبيان منتشر شد.
مؤسسه فرهنگی و اطلاعرسانی تبيان همزمان با ارتحال ملكوتی بنيانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمينی(ره) ويژهنامهای اينترنتی با نام «آن مرد آسمانی» درباره ابعاد شخصيتی و زندگی خصوصی را در محيط فلش طراحی و در پايگاه اين مؤسسه منتشر كرد. بنابر اين گزارش، ويژهنامه «آن مرد آسمانی» از بخشهايی همچون كليپها، گالری تصاوير، تصاوير ويژه، محصولات ويژه مشتركين ايرانسل، كتابخانه تخصصی امام خمينی(ره)، درباره امام(ره) ببينيد و درباره امام(ره) بشنويد تشكيل شده است.
همچنين سياسيون از امام می گويند!(مصاحبه تبيان با اسدالله بادامچيان و حسن
غفوریفرد)، مردم در نگاه امام مردم، زن در ديدگاه امام خمينی(ره)، رابطه
عاطفی امام(ره) و همسرش، امام خمينی(ره) دنيايی از علوم، جوان در ديدگاه
امام خمينی(ره)، امام خمينی(ره) و مستضعفان، امام خمينی(ره) نامآور دوران
معاصر، انقلابی رهبری امام خمينی(ره)، امام خمينی(ره) به روايت خادمش به
همراه خاطراتی نغز از زندگی امام(ره) از جمله مطالب ويژهنامه «آن مرد
آسمانی» است.
موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، وب سایتهای مرتبط با دهه فجر وانقلاب وامام خمینی [ یکشنبه چهاردهم خرداد 1391 ] [ 13:21 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
![]() صدا
و سیما این شبها مستند «یک نکته از هزاران»، بازخوانی اندیشه ی امام
خمینی (س) را پخش می کند. امامی که آن سال ها با اینکه کودکی بیش نبودم ولی
در جماران نشستن و زیارتش را عاشقانه دوست داشتم.
لازم دانستم بابت این حرکت ارزشمند از صداو سیمایی ها تشکر کنم و بگویم ما در بقیه ایام سال هم به این برنامه ها نیاز داریم.
عشق به خمینی، عشق به همه ی خوبی ها است.
موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، عکس و فیلم و صوت [ شنبه سیزدهم خرداد 1391 ] [ 17:0 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
چرا باید اندیشه امام باقی بماند؟ آیا اینکه نسل
گذشته، جوانی خود را با امام گذرانده، نسل بعدی هم باید همین کار را بکند؟
این دو پرسش کلیدی است که همواره جوانان از آن میپرسند و باید پاسخی درخور
داشته باشد. به گزارش «تابناک»، حجتالاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی در دیدار جمعی از اعضای انجمن اسلامی مدرسین و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ـ که خبر آن را جماران منتشر کرده ـ گفته است: جدایی میان قضایای حقیقیه و خارجیه، یکی از اصول اساسی اجتهاد است. نمیشود برخی از سخنان را که در یک شرایط خاص اظهار شده، در شرایط دیگر به کار برد، چون بسیاری از صحبتها قضیه خارجیه هستند و نمیتوان به همه زمانها تعمیم داد. اگر این تفکیک صورت نگیرد، مشکلات زیادی به بار میآید. وی در این زمینه به روشنگری مبسوط چرایی و چگونگی بقای اندیشه امام پرداخت و گفت: برای پاسخ به این که اندیشه امام را چگونه برای امروز و فردا نگه داریم، باید پرسش اساسی دیگری مطرح کرد، مبنی بر این که اساسا چرا باید اندیشه امام باقی بماند؟ آیا اینکه نسل گذشته، جوانی خود را با امام گذرانده، نسل بعدی هم باید همین کار را بکند؟ این، پرسش مهمی است که باید اندیشمندان جامعه، همواره به آن پاسخ دهند. یادگار امام اظهار کرد: حقیقت این است که همه جوامع، نیازمند پرچم و نمادند. کعبه سنگنشانی است که ره گم نشود. عاشورا و غدیر به عنوان نمادهای جامعه، مورد نیاز انسان هستند تا در زندگی راه خود را فراموش نکند. وی با بیان اینکه «امام نماد تلاقی آرزوی سه جریان تاریخی کشور است»، گفت: دینداری، استقلالطلبی و آزادیخواهی سه خواسته اصلی مردم ایران در طول صد سال گذشته است. تا پیش از امام، مبارزات مردم به یکی از این سه جریان ختم میشد. مشروطه، آزادیخواه بود اما استعمارستیز و دیندار نبود. ملی شدن صنعت نفت، ضداستعماری بود اما جریان دینی نتوانست در کنار آن باقی بماند. وی اظهار کرد: این سه خواسته تاریخی در سال ۵۷ در قامت یک شخصیت متبلور شد و انقلاب را به پیروزی رساند. امام خمینی، هم به مطالبه استقلالطلبی پاسخ گفت، هم به آزادیخواهی و هم به دینداری. امام نماد و پرچم بزرگ این جامعه است و به همین دلیل، باید باقی بماند. حسن خمینی افزود: جریانات دینی که بنا بر اندیشه امام فعالیت میکردند، علاوه بر دینداری به استقلال و مبارزه با استعمار و استبداد اعتقاد داشتند. ملت ما باید این مطالبات را حفظ کند تا سر پیچها راه را گم نکند. وی در ادامه به طرح این پرسش پرداخت که چه کنیم اندیشه امام باقی بماند و گفت: روحانیون بزرگی در جهان تشیع داشتیم که برخی از آنها وارد عرصه مبارزه هم شدند؛ همانند مرحوم مدرس، آیتالله کاشانی و میرزای شیرازی، ولی هیچکدام همانند امام به مطالبات جریانهای تاریخی پاسخ ندادند. امام فرزند زمانه خویشتن است. ایشان درد روزگار خود را میشناخت و به آن پاسخ میداد. وقتی امام در سال ۴۲ خود شاه را مستقیم خطاب قرار داد، درد جامعه را فهمید. کسانی بودند که دوباره مدل مشروطه و مدلهای دیگر را معرفی میکردند؛ اما امام دقیقا به درد اصلی پرداخت. وی افزود: امام اعتقاد داشت برای آزادیخواهی باید استعمارستیزی، استقلالطلبی و دینداری را همراه هم پیگیری کرد. نمیشود بدون هر یک از اینها به نتیجه مطلوب رسید. یادگار امام در ادامه، اجتهاد در اندیشه امام را شرط حفظ این اندیشه دانست و گفت: امام برای روزگار ما پاسخ دارد. این پاسخها هرگز از پیش، آماده و ارائه نشده است. باید پاسخ سوالات امروز را با روشهای خاص اجتهادی از متن اندیشه امام به دست آورد. وی اظهار کرد: ما اگر میخواهیم به عنوان کسانی که دلباخته اندیشه امام هستیم اندیشه ایشان را برای امروز و فردا معرفی کنیم، باید به سوالات روز براساس پیچیدگیهای عصر حاضر بر مبنای اندیشه امام پاسخ بدهیم. وی به تفکیک بین قضایای حقیقیه و خارجیه در امر اجتهاد تأکید کرد و گفت: جدایی بین این دو قضیه یکی از اصول اساسی اجتهاد است. نمیشود برخی از صحبتها را که در یک شرایط خاص اظهار شده، در شرایط دیگر به کار برد. چون بسیاری از صحبتها قضیه خارجیه هستند و نمیتوان به همه زمانها تعمیم داد. اگر این تفکیک صورت نگیرد، مشکلات بسیاری به بار میآید. یادگار امام افزود: برای نمونه، یکبار یک نفر در نامهای در زمان جنگ نوشته بود؛ امام میگوید: «من توی دهن این دولت میزنم». این نوع به کار بردن قضایای خارجیه در زمانهای متفاوت کاملا خندهدار و اشکال آن آشکار است. اما در بسیاری از موارد چنین اشتباهاتی آشکار نیست و باعث بدفهمی میشود. وی با خواندن این بیت؛ «گمان مبر که به پایان رسید دور مغان / هزار باده ناخورده در رگ تاک است»، تاکید کرد: ممکن است سبو بشکند و پیمانه بریزد اما ساقه تاک همواره باقی میماند. باید کسی بیایید و از آن، شراب معنویت و آزادگی بگیرد. وی گفت: حفظ و ترویج اندیشه امام یک شرط اساسی دارد و آن این که نباید در فراز و فرودهای روزگار ناامید شویم. فراز و فرودها یک قاعده الهی است. مهم این است که انسان خود را بشناسد و ایمانش قوی باشد و درد را فراموش نکند. با خستگی و خمودگی نمیتوان به جایی رسید. باید هر لحظه به آینده چشم داشت.
موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره) [ شنبه سیزدهم خرداد 1391 ] [ 14:9 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
اگر
بخواهم در یک جمله بگویم، کتابهای خاطرات، زندگی بیرونی امام را روایت
میکنند، اما خانم طباطبایی در «اقلیم خاطرات» راوی صادق و بیواسطه زندگی
اندرونی بیت امام است و نکات و خاطراتی از زندگی شخصی و خانوادگی امام
میآوردند که نه تنها خیلی از دوستاران امام نمیدانند، بلکه وقتی بخوانند
شاید باورشان هم نشود. «اقلیم
خاطرات» نگاهی است دیگرگونه به زندگی امام (ره)؛ متفاوت با آنچه که تاکنون
درباره بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی گفته شده است. بسیاری از خاطرات نقل
شده در این کتاب، بکرِ بکر است و تا پیش از انتشار، حتی اشارهای هم به
آنها نشده بود. کتاب «اقلیم خاطرات» خاطرات مستند 10 سال (1347- 1357) فاطمه طباطبایی، عروس امام خمینی (ره) و همسر زندهیاد سیداحمد خمینی را دربردارد که سال گذشته از سوی پژوهشکده امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) چاپ شد. «اقلیم خاطرات» در نمایشگاه امسال تهران هم جزو پرفروش ترین کتابهای غرفه موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) بود. نوشته زیر مروری است بر این اثر خواندنی. 1- «یک شب امام گفتند: در جوانی سیگار میکشیدم. تا اینکه یک شب سرد زمستان که پشت کرسی مشغول مطالعه بودم، به مطلب مهمی رسیدم و فکرم به شدت درگیر فهم آن شد. در همین حال برای آوردن سیگار از اتاق بیرون رفتم. پس از بازگشت همین که نگاهم به کتاب افتاد که آن را بر زمین گذاشته و به دنبال سیگار رفته بودم، احساس شرمندگی کردم و با خود عهد کردم که دیگر سیگار نکشم. آن را خاموش کردم و دیگر سیگار نکشیدم». (ص 258) از این نمونه خاطرات ناب و منحصر به فرد از امام در کتاب «اقلیم خاطرات» کم نیست. مثلاً: - «هنگامی که پنج ماهه بودم پدرم به دست جعفرقلی خان و برادرش رضاقلی سلطان کشته شد. بزرگ تر که شدم برایم گفتند که پدر و پدربزرگم مرحوم آقاسید احمد از مردان شجاع خمین بودهاند. خاطره لالایی گفتن او (مادرم) با گیسوان بافته در دو طرف گونهاش در ذهنم نقش بسته است... در بچگی کار با تفنگ را آموزش دیدم. زمانی که اشرار به خمین تاخت و تاز میکردند. به برج خانهمان میرفتم و در آنجا در کنار دیدهبانها با تفنگی که از قدّم بلندتر بود میایستادم. گاه سربازان روسی را که در خمین رفت و آمد میکردند میدیدم». (صفحات 262-263) - خانم (همسر امام) میگفتند: «یک روز احمد را برای کوتاه کردن موهایش به آرایشگاه بردم. آرایشگر موهای او را مدل آلمانی کوتاه کرد. هنگامی که آقا به خانه آمد از دیدن مدل موهای احمد - که بور هم بود - ناراحت شد، اما به من اعتراض نکرد. در حالی که به شدت خشمگین بود، گفت: چرا موی پسر من طلبه باید اینگونه کوتاه شود و خودش با قیچی موی او را کوتاه کرد. البته من هم بسیار ناراحت و عصبانی شدم. ولی سکوت کردم». (ص 359) - «در اتاق پائین کتابهای گوناگون و تازه تالیف شده نیز کنار دستشان بود که بیشتر طلبههای جوان و دانشجویان انجمنهای اسلامی اروپا و آمریکا برای ایشان ارسال میکردند و ایشان آنها را با برنامه در ساعات معین مطالعه میکردند. آنچه از این کتابها به خاطر دارم، عبارتند از: فارسی شکر است از جمالزاده، طلوع انفجار، افضل الجهاد (نامه سرگشاده به شاه) از علیاصغر حاج سیدجوادی و کتابهایی که از طرف دانشجویان انجمنهای اسلامی تدوین شده بود. تفسیر سوره انفال نوشته سازمان مجاهدین خلق همچنین آثاری از جلال آلاحمد و دکتر شریعتی. در آن زمان - موقع تبعید امام به نجف - من مشغول مطالعه رمان «شوهر آهو خانم» نوشته علیمحمد افغانی بودم. امام از من خواستند هنگامی که آن را نمیخوانم در دسترس ایشان قرار دهم. جالب اینکه هنوز من آن را به پایان نرسانده بودم که امام تمام آن را خواندند. کنار این مطالعات پراکنده، روزانه چند بار برنامه تلاوت قرآن داشتند؛ پیش از نماز صبح، پس از بیدار شدن از خواب، پیش از نماز ظهر و مغرب، پس از نماز عشا؛ به طوری که در پایان هر ماه، چند بار قرآن را ختم میکردند». (ص 387) 2- خانم طباطبایی در دو سه فصل اول به طور مفصل به اجداد و اعضای امام، همسر و خانواده خودش میپردازد که در نوع خودش خواندنی است. نکته جالب آنجاست که به همراه این معرفی، خاطراتی از زبان آنها و یا درباره آنها میآورد. مثلاً در صفحات 261 تا 265 خاطراتی درباره اجداد و پدر حضرت امام از زبان آیتالله پسندیده برادر بزرگ امام آمده است. 3- تاکنون کتابهای خاطرات زیادی درباره انقلاب و امام منتشر شده است، اما تقریباً - به جز معدودی - همه این کتابها شامل خاطرات شخصیتهای سیاسی و اجتماعی است و از فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی آن دوره گفتهاند. در این کتابها فعالیتها و جنبههای سیاسی و اجتماعی امام بازگو و بررسی شده است. هر چند در کتاب «اقلیم خاطرات» موارد متعددی از این جنبههای شخصیت امام نیز آمده است، اما نقطه قوت خاطرات خانم طباطبایی در خاطرات شخصی، خصوصی و خانوادگی امام است. به عبارت دیگر در کتابهای خاطراتی که از شخصیتها تاکنون منتشر شده است، بیشتر بر اخلاق و منش سیاسی، اجتماعی و مبارزاتی امام تاکید شده است، اما چون خانم طباطبایی با ازدواج با سیداحمد، عضوی از خانواده امام شده است، اخلاق و زندگی شخصی و خانوادگی امام را به خواننده میشناساند. نکته دیگر اینکه این خاطرات از زبان یک زن روایت میشود. شاید اگر یک مرد مثلاً یکی از اعضای دفتر امام و حتی خود حاج سیداحمد این خاطرات را میگفت، این لطف را نداشت؛ چون احتمالاً او هم بیشتر فعالیتهای سیاسی و اجتماعی امام را میدید. اگر بخواهم در یک جمله بگویم، کتابهای خاطرات، زندگی بیرونی امام را روایت میکنند، اما خانم طباطبایی در «اقلیم خاطرات» راوی صادق و بیواسطه زندگی اندرونی بیت امام است و نکات و خاطراتی از زندگی شخصی و خانوادگی امام میآوردند که نه تنها خیلی از دوستاران امام نمیدانند، بلکه وقتی بخوانند شاید باورشان هم نشود. با خواندن این کتاب خواهیم فهمید تصویری که در ذهن ما از امام ساخته شده یا مثلا صدا و سیما از امام به نسل امروزِ امام ندیده ارائه میدهد، چقدر فرق دارد! وقتی کتاب را بخوانید، این را به عینه میبینید. چند نمونه: - «نکته قابل توجه دیگر در رفتار امام، پاکیزگی، نظم و انضباط ایشان بود. زمانی که که از بیرون میآمدند، نعلینهایشان را در جای هیشگی خود (پشت نردههای جلوی اتاق) میگذاشتند و دستمالی هم روی آن میانداختند تا گرد و غبار روی کفش ننشیند. هنگامی که میخواستند بیرون بروند، کفشهایشان را برمیداشتند و با همان دستمال آن را پاک میکردند و اجازه نمیدادند کسی این کار را بکند. یک بار کارگر خانه این کار را کرده بود؛ او را نهی کرده بودند... برنامه روزانه آقا ثابت و تعریف شده بود. مطالعه، عبادت و دیدار با افراد در وقت معین انجام میگرفت. همان اهتمامی را که به اجرای واجبات و دوری از مکروهات و انجام مستحبات و ... داشتند، به ورزش و پیادهروی و استراحت و رسیدگی به خانواده نیز داشتند... یک شب کارگر خانه پرسید: شام را بیاورم؟ امام نگاه به ساعت کردند و گفتند: 10 دقیقه دیگر. احمد با تعجب پرسید: گرسنه بودن چه ربطی به ساعت دارد؟ شما تا 10 دقیقه دیگر گرسنه میشوید؟ امام پاسخ دادند: اگر ملاک گرسنگی باشد، شاید من هیچگاه میل به غذا نداشته باشم، اما اگر برنامه منظم انجام شود، به همه کارها خواهیم رسید. بارها شنیدم که میگفتند: کسانی توانستهاند موفق شوند که در زندگی دارای نظم و انضباط بودند». (ص 220) - امام پنج بار آقای لواسانی را برای خواستگاری همسرش میفرستند. داستان خواستگاری از زبان همسر امام: «خواستگاری صورت میگیرد، اما پاسخ منفی شنیده میشود. پس از چند ماه آقا دوباره از آقای لواسانی میخواهد خواستگاری را تکرار کند و باز پاسخ منفی میشنود. در این فاصله تحصیلات پدرم تمام شد و ما قم را ترک کردیم و به تهران بازگشتیم و من به خانه خانم مامانی برگشتم. اما آقای لواسانی در پی درخواست آقا، راه قم - تهران را با وسایل نقلیه آن روز در چندین ساعت به دشواری پیموده و به خانه پدرم میآمد. آخرین بار که پاسخ منفی شنید، از پدرم سبب مخالفتش را میپرسد. پدرم گفته بود پدربزرگ و مادر بزرگش مخالفند و من به احترام آنها حرفی نمیزنم. آنها میگویند او دختری است که در رفاه بزرگ شده و نمیتواند زندگی طلبگی را تحمل کند.... دو سه روزی گذشت که آقا جانم به دیدن ما آمد و گفت: آمدهام برای آخرین بار با قدسی اتمام حجت کنم. این خواستگار افزون بر اصالت خانوادگی دو ویژگی ارزشمند دارد. یکی اینکه بسیار متدین است؛ دوم آنکه بسیار باهوش و درسخوان است و قدسی باید قدر این دو خصلت را بداند. من آمدهام تا خودم پاسخ او را بشنوم.» (صفحات 335-338) - در صفحات 348 تا 351 کتاب ماجرای اجارهنشینی و هشت بار خانه عوض کردن امام از زبان همسرشان آمده است: «خانه هشتم، در محله یخچال قاضی بود پس از شروع مبارزات در سال های 41-42 شمسی، رفت و آمد به خانه ما زیاد شد. ما مجبور شدیم خانه کوچک همسایه مان، نصرت خانم را اجاره کنیم. به آنجا رفتیم و حیاط و ساختمان بزرگ تر را در اختیار آقایان قرار گرفت. پس از تبعید امام آن خانه را پس دادیم». (ص 351) - «خانم (همسر امام) در حالی که برخی از نظرات امام را در مسائل خانوادگی نقد کرده و آنها را نوعی سختگیری تلقی میکردند، لیکن دینداری و تعهد امام را میستودند و یادآور شدند که آنچه پدرم در مورد او گفت درست بود. او خود را ملزم به رعایت همه قولهایی میدانست که به پدرم داده بود. به طور نمونه: در بعضی از مخارج خانه سختگیری میکرد و مقید بود که همچون دیگر طلبهها زندگی کند، اما هیچگاه برای استخدام کارگر مخالفتی نکرد و به قولی که والدینم داده بود سخت وفادار بود. نگذاشت که من یک روز را هم بدون کارگر بگذرانم. هرگز از من نخواست تا کارهای خانه را خودم انجام دهم، اما خودم بسیاری از کارها را انجام میدادم... آقای ثقفی (پدر همسر امام) هنگام عقد دخترشان از امام قول گرفتند که در تابستانها به سبب گرما و خشکی هوای قم تمهیدی بیندیشند، تا به دخترشان سخت نگذرد و امام هم به قول خود وفادار بودند. خانم نقل میکردند: آقا مدت 6 سال یا بیشتر به خواسته پدر و مادرم، تابستان من و بچهها را به خانه آقا جانم در تهران میآورد و خود به قم باز میگشت و به تالیف کتابهایش مشغول میشد... دو سال به محلات، دو بار به مشهد، دو بار امامزاده قاسم در تهران، یک سال اصفهان و یک سال هم به همدان رفتیم. آقا بیشتر در تابستان ها کتاب می نوشتند». (صفحات 448 -455) - «خانم میگفتند: آقا نمیتوانست تمام خواستههای مرا تحقق بخشد، اما همیشه رعایت حال مرا میکرد. او سختگیریهای خاصی داشت، ولی از آنجا که مرا دوست داشت و بسیار به من احترام میگذاشت، این سختیهای زندگی برایم قابل تحمل بود». (ص 359) - حال و هوای بیت امام موقع درگذشت آقا مصطفی: «من دست حسن را گرفتم و به خانه داداش بازگشتم. امام نیز نزدیک ظهر به آنجا آمدند. به محض ورود، خانم با حالتی بسیار پریشان نزد امام آمدند و گفتند: آقا دیدی چطور شد؟ چه بلایی بر سرمان آمد. آقا پاسخ دادند: خانم به خاطر خدا صبر کن! میدانم که دشوار است. سخت است. اما به حساب خدا بگذار. اگر به حساب خدا بگذاری، تحملش آسان میشود. خدا خودش تحمل این مصیبت را آسان میکند... یک بار وارد اتاق امام شدم. دیدم به سقف خیره شدهاند. از گوشه چشمشان اشک سرازیر بود. مرا که دیدند تکانی به خود دادند و سراغ حسن را گرفتند. سپس گفتند شما تنهایید، حوصلهتان سر میرود. فلان کتاب هست. میخواهی بخوانی؟ سپس به کمد کوچکی که در گوشه اتاق بود و خانم هدایا و سوغاتیهایی را که از ایران میآوردند در آن میگذاشتند، اشاره کردند و گفتند: میخواهی برایت چیزی بیاورم؟» (صفحات 394-396) - «قطعه طلای کوچکی را آماده کرده بودند. آن را به مناسبت تولد یاسر به من دادند. آنگاه با لبخندی گفتند: دختر نداری، اولاد نداری! من نیز با خنده به ایشان گفتم: شما که پسری همچون احمد دارید، این حرف را میزنید؟ سرشان را تکان دادند و گفتند: احمد استثناست». (ص 473) - و در خانه نوفل لوشاتو: «یک بار چند خانم جوان به خانم اعتراض کردند که چرا رفتار شما متناسب با شان امام نیست؟ خانم پرسیدند: چطور؟ آنها پاسخ دادند: کسی که اینجا میآید فکر میکند عید دیدنی آمده است، زیرا با شیرینیهای متنوع پذیرایی میشود؛ در حالی که یک لیوان چای و بیسکویت کافی است. اینجا خبری از وضعیت انقلابی نیست. خانم گفتند: دخترم، همه اینها از ایران رسیده و سوغاتی است. این کمد که میبینی از هدایای دوستان پر است. آیا بهتر نیست که من اینها را برای پذیرایی از شما که مهمان من هستید و از راه دور آمدهاید، بیاورم یا از این کار صرف نظر کرده و تظاهر به سادهزیستی کنم؟ چرا نمیتوانید مسائل را از هم جدا کنید و زود قضاوت میکنید؟ آیا این نفاق نیست که من شیرینی را تنها و یا با خانواده خودم بخورم و برای شما که مهمان هستید نیاورم؟ تا در نگاه شما ساده زیست و انقلابی دیده شوم». (ص 477) - «کنار همه این جنب و جوشها و روزهای پرکاری که امام - در نوفل لوشاتو - داشتند، کارهای شخصی و برنامههای روزانه، توجه به افراد خانواده و دیدار با مهمانها نیز اجرا میشد... برنامههای عبادی واجب و مستحب، اذکار یومیه، تهجد و نماز شب و تلاوت قرآن را مانند همیشه انجام میدادند. همچنین به درخواستهای مراجعان همچون اجرای خطبه عقد، امضاهای یادگاری، دعا برای افراد مریض، میانجیگری و حل اختلاف میان افراد و خانوادهها و پاسخ به پرسشهای شرعی نیز اهتمام میورزیدند». (ص 529)
4- «خدا در همه زندگی و کارهای امام حضور داشت» این جملهای است که خانم طباطبایی چند بار در کتاب بر آن تاکید میکند و خاطراتی از این حضور در مقاطع مختلف زندگی امام میآورد: - «(اولین دیدار) رو به رو شدن با امام برایم بسیار شورانگیز بود. در طول سفر به چگونگی این دیدار میاندیشیدم. از فرودگاه که سوار اتومبیل شدیم، تا رسیدن به نجف و محله حویش، این موضوع ذهنم را به خود مشغول کرده بود... جملههای احمد درباره آقا را به یاد میآوردم که میگفت: آقا دینش را بر همه کس و همه چیز مقدم میشمارد، حتی بر اعضای خانواده». ( ص 207) - «حضور خدا در زندگی ایشان بسیار پررنگ بود. احساس میکردم رضایت خدا تنها عامل وحدت بخش همه کارهای به ظاهر گوناگون (سیاسی، علمی، عبادی) ایشان شده و توانستهاند اعتدالی در رفتار و کردارشان ایجاد کنند. از این رو میدیدم خشم و مهرشان، نشاط و اندوهشان همگون و هم راستاست». (ص 221) - «یک روز درباره اسارت افراد و تبعید آنها به مناطق محروم سخن به میان آمد و آقا با جملاتی ساده گفتند: بزرگترین و وحشتناکترین اسارتها، اسارت نفس است. از این رو سختترین و مهمترین مبارزه، مبارزه با هواهای نفسانی است». (ص 216) - «میگفتند: کارهایتان را با برنامهریزی انجام دهید، تا موفق به انجام همه آنها شوید. یک بار من قیاس به نفس کردم و گفتم: اینگونه که پیداست شما خوابتان نمیآید و اگر به رختخواب بروید فکرتان آشفته میشود و دیر به خواب میروید، پس صحبت را ادامه دهید تا خوابتان بگیرد. ایشان در حال برخاستن گفتند: دخترم من اگر بخواهم فکر کنم، فکر نمیکنم. من آن زمان به ژرفای این مطلب پی نبردم که چگونه انسان بر قوای خود تا این اندازه میتواند چیره باشد». (ص 240) - درباره شب آخر امام در نجف و سفر به پاریس، مینویسد: «آقا مانند همیشه سر ساعت معین جمع ما را برای استراحت ترک کردند و هنگام برخاستن به ما گفتند: من همه شما را خدا میسپارم و از همگی حلالیت میطلبم. صبور باشید، رفتن من یک تکلیف الهی است؛ من نمیتوانم با سکوت از تکلیف الهی شانه خالی کنم. نمیتوانم برای داشتن زندگی راحت سکوت کنم. در این صورت چگونه میتوانم جواب خدا را بدهم؟ یک ساعت و نیم به اذان صبح طبق برنامه همیشگی برای نماز شب برخاستند. پس از نماز صبح، راهی سفر شدند. هنگام خداحافظی بار دیگر همه را به ایستادگی و استقامت دعوت کردند و گفتند: سعی کنید قیام و قعودتان برای خدا باشد. قیام لله، قیامی است که هیچگونه خسران و زیانی ندارد. قیام برای خدا، زمان و محدوده مشخص و معینی ندارد و در هر جا و در هر زمان انسان مخاطب خداونداست، که فرمود: قل انما اعظکم بوادحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی». (ص 424) 5- سیداحمد رفت بدون حتی یک برگ خاطرات. چرا؟ به یک دلیل ساده، چند نهاد مختلف - که کارشان دقیقا همین است - بر سر گرفتن خاطرات او اختلاف داشتند. این میگفت من بگیرم، آن میگفت این مربوط به من است من میگیرم در نهایت هم هیچکدام نگرفتند و او رفت. فراموش نکنیم که سیداحمد نزدیکترین فرد به امام بود و بعد آقا مصطفی همه کاره بود و همه کارهای دفتر امام را او انجام میداد. او همراه همیشگی، مشاور امین و یادگار امام بود. ضایعه رفتن سیداحمد بدون گفتن خاطراتش هیچ وقت جبران نمیشود اما خانم طباطبایی در این کتاب گوشههایی و خاطراتی باز هم تازه و منحصر به فرد از او آورده است. خاطراتی مثل: - «اولین دیدار من با احمد در همان روز عقد رسمی و کتاب سفره عقد صورت گرفت. پس از آنکه مهمانان اتاق را ترک کردند؛ احمد وارد شد و اولین جمله ای که بر زبان آورد این بیت بود: دست من گیر که این دست همان است که من بارها از غم هجران تو بر سر زدهام همان لحظه اول علاقه شدیدی نسبت به او پیدا کردم. حرفهایش زیبا و دلنشین بود. احساس کردم سالهاست که او را میشناسم. او هم گفت: به خواهرم گفته بودم: اگر این وصلت قسمت نشد، من دیگر ازدواج نمیکنم». (ص 137) - «از ویژگیهای خانه جدید داشتن رادیو بود، که در نظر عامه مردم برای یک روحانی آن هم پسر آیتالله، امر نامتعارفی بود. تا آنجا که روزی یکی از بستگان نزدیکم به من تذکر داد که به احمد نیز یادآور شوم که داشتن رادیو برای ما مناسب نیست. هنگامی که من این مطلب را به احمد گفتم، پوزخندی زد و از اینکه من جمله آن فرد را بازگو میکنم، متعجب شد. ظهرها احمد مقید بود به رادیو گوش کند. نمیدانستم برنامهای که میشنود از چه موجی پخش میشود. تنها صدای رسا و پرطنین گویندهای را میشنیدم که میگفت: «این صدای روحانیت مبارز ایران از بخش فارسی رادیو بغداد است... گوش کردن به برنامههای رادیو بغداد نزد دولت ایران جرمی بزرگ محسوب میشد... بعدها شنیدم فکر بهرهگیری از فرستنده رادیو بغداد برای رساندن پیام و صدای روحانیت مبارز به مردم ایران، از حاج آقا مصطفی و آقای سیدمحمود دعایی از شاگردان و یاران امام بود، البته اجرای برنامه نیز برعهده آقای دعایی بود». (ص 153) - «بعدها برایم که کتابهایی را که چاپش ممنوع بود کپی و تکثیر میکردند. کتابهایی همچون «در خدمت و خیانت روشنفکران» از جلال آلاحمد. به خاطر دارم یکی از خاطراتی که صادق، از احمد برایم بازگو کرد، فرستادن این کتاب به خارج از کشور بود. احمد آن را در لابلای مقداری آجیل جاسازی کرده و برایش فرستاده بود». (ص 311) - «در میان کسانی که احمد با آنها دیدار پنهانی داشت، میتوانم از دکتر شریعتی نام ببرم. یک روز دکتر شریعتی به دعوت برخی از علمای حوزه به قم آمد و احمد نیز در آن جلسه با او به گفتگو پرداخت. یک بار نیز با دکتر شریعتی در جلسهای که در تهران تشکیل شد و دکتر بهشتی، دکتر محمد مفتح، حجت الاسلام موسوی خوئینیها و استاد محمدتقی شریعتی نیز حضور داشتند، درباره مسائل عقیدتی به بحث پرداخته بودند». (ص 326) «در نجف که بودیم فردی به شدت دکتر شریعتی را محکوم میکرد. احمد به او گفت: آیا آثارش را خواندهای؟ گفت: نه، میترسم بخوانم مدافعش بشوم. احمد با تعجب گفت: پس چگونه به خودت اجازه میدهی بدون اینکه با افکار و گفتار کسی آشنا شوی با او مخالفت کنی؟». (ص 329) - «احمد در تماس تلفنی به من گفت که دوست دارد، فرزندانش در راهپیمایی روزهای تاسوعا و عاشورا در تهران شرکت کنند. همچنین از آقای لاهوتی خواسته بود، برای آمدن از قم و رفتن به راهپیمایی به ما کمک کند. آقای لاهوتی به طنز به او گفته بود: تو تصور میکنی دو سرباز رشید و مقتدر را به میدان نبرد میفرستی. در روزهای تاسوعا و عاشورا، من و حسن که هفت سال بیشتر نداشت و یاسر که 40 روزگیاش را تازه سپری کرده بود به صفوف مردم پیوستیم». (ص 458) - «احمد از اختلافاتی که میان برخی از گروههای مبارز - در نوفل لوشاتو - وجود داشت، شکوه کرد، تا آنجا که گفت: از بدو ورود متوجه شدم میان این دوستان اختلافات فکری جدی وجود دارد. دوستان طلبه معمولاً به دوستان مقیم اروپا و آمریکا چندان اعتماد ندارند. آنها نیز عقاید و نظرات طلبهها را نمیپذیرند. من تلاش میکنم تا نظرات هر دو گروه را به امام منتقل کنم. یک شب کمی دیر به دفتر رفتم، دیدم برخی سر عضویت کابینه احتمالی که خود انتخاب کرده بودند مجادله میکردند. از سوی دیگر دوربین به دستها هم در کمین نشستهاند، تا برای گرمی بازار خود خبر تهیه کنند. اگر مراقب نباشیم تحلیل افراد به جای خبر مخابره میشود. یا مطلبی به امام نسبت داده میشود که امام هرگز آن را نگفتهاند». (ص 501) 6- در این کتاب خانم طباطبایی موارد متعددی از فضای اجتماعی - فرهنگی آن روز قم به ویژه در میان خانوادههای مذهبی میآورد. بد بودن گوش دادن به رادیو یا دیدن تلویزیون (صفحات 62 و 78)، درس خواندن زن سنتشکنی بود (ص 302)، راه رفتن روحانی با زنش در خیابان پسندیده نبود (ص 314)، استفاده از قاشق و چنگال جایز نبود (ص 333). همچنین خاطرات جالبی از سکوت حوزه علمیه قم و نجف و همراهی نکردن علما و روحانیون با نهضت اسلامی و فعالیتهای مبارزاتی امام آمده است: - «پس از کشتار مردم تبریز - که به مناسبت چهلم کشتار مردم قم در 19 دی 56 برگزار شده بود - احمد از آیت الله سیدمحمد بجنوردی که مورد توجه آیت الله خویی بود، خواست نزد ایشان برود و بخواهد که به اعتراض کشتار مردم، درس را تعطیل کند. آیت الله خویی ابتدا پذیرفت، اما از آقای بجنوردی خواسته بود که از جانب دیگر علما هم مطمئن شوند و همگی با هم درس را تعطیل کنند. آیت الله بجنوردی نزد امام آمدند و نظر آیت الله خویی را منتقل کردند. اندکی بعد نظر آیت الله خویی تغییر کرد و پیام فرستاد که من از تعطیل کردن درس منصرف شدهام. جالب این نکته بود که امام به احترام ایشان درس را تعطیل نکردند، اما سر درس درباره کشتار مردم تبریز سخن گفتند و جلسه درس به سخنرانی تبدیل گشت». (ص 405) - «با وجود رخدادهای گوناگون در ایران، اوضاع نجف آرام بود. حتی برخی افراد از شنیدن اخبار مربوط به ایران نیز دوری میکردند و برخی دیگر این گونه کارها را به کمونیستها و مارکسیستها منتسب میکردند. احمد که یک روز دلش از سخنان آنان به درد آمده بود گفت: میدانی دغدغه برخی از طلاب علوم دینی و سربازان امام زمان (ع) در اینجا چیست؟ این است که از کدام بازار میتوانند مایحتاج خود را - که به آن اصطلاحا "بازاری" می گفتند - تهیه کنند». (ص 410) - «البته این رخداد و تصمیم امام برای رفتن به پاریس برای مردم نجف، قابل هضم نبود. همسران بعضی از علما میآمدند و میپرسیدند: چرا آقا این کار را کردند؟ حیف نیست که ایشان محیط نجف و جوار حرم امیرالمومنین (ع) را رها کرده به بلاد کفر رفتهاند؟ برای آنها موضوعی به نام مبارزه معنا نداشت، اما مرجعیت اهمیت بسیاری داشت که باید برای حفظ آن به هر بهایی کوشید. شان روحانیت (با تعریف خاص آنها) شانی بود که آقا میبایست آن را حفظ میکردند. در آن فضا که آشنایی با یک زبان خارجی و یا رادیو گوش دادن یک روحانی مقوله ناپسندی بود که با مذهب، دیانت و سنت جمع نمیشد، بدیهی بود که رفتن یک مرجع تقلید به فرانسه به هیچ روی پذیرفتنی نباشد. باور برخی بر این بود که آقا برای آنکه حرف خودش را به کرسی بنشاند به مقام مرجعیت پشت پا زده است. برخی میگفتند: معلوم شد مرجعیت شانیتی نزد ایشان نداشته است وگرنه چطور میشود یک عالم دینی از نجف به فرانسه برود، در حالی که هم طرازهای ایشان ترجیح میدهند در نجف نفس بکشند و در آنجا بمیرند. برخی دیگر میگفتند که دفن شدن در «وادی السلام» نجف آن قدر ارزش دارد که باید به خاطرش سکوت کرد». (صفحات 428-429) - «حاضران در کلاس بیشتر خواهان برقراری نظامی بودند که دست بیگانگان و ستمگران را از کشور قطع کند و خوشبینانه انتظار تحقق آرمان خود را داشتند، اما برخی دیگر معتقد بودند که فقط با ظهور امام زمان (ع) این آرمان محقق میشود و آن هنگامی است که ظلم و بیداد همه جا را احاطه کند. از این رو هرگونه تغییر و اصلاح در جامعه را به معنای ایجاد تاخیر در ظهور امام زمان تلقی میکردند». (ص 427) 7- خانم طباطبایی در لابلای کتاب خاطرات یا نکاتی از افراد مختلف و برخی حوادث و وقایع انقلاب میآورد که از نظر تاریخی خیلی مهم هستند. بیشتر این نکات تا حالا یا اصلاً گفته نشده یا کمتر بیان شده است. حتی برخی از این نکات به اشتباه گفته شده یا جور دیگری مشهور شده است. - «دکتر چمران در پرتو نور شمع، بخشی از دستنوشتههای خودش را انتخاب کرد و برایمان با احساس خواند. سپس درباره دکتر شریعتی برایمان گفت و با صادق، خاطرات خود را که با شریعتی داشتند مرور کردند که برای من و خالهام جذاب و دلنشین بود. سپس بخشهایی از نوشتههای دکتر شریعتی را انتخاب کردند و به خواندن آنها مشغول شدند. برخی از آن جملات در خاطرم نقش بسته است: چقدر ایمان خوب است. چه بد میکنند کسانی که میکوشند تا انسان را از آن محروم کنند. چه ستمکار مردمی هستند این به ظاهر دوستداران بشر. چمران به بخشی از نوشتهها که میرسید، درنگ میکرد. نفسی می کشید. گاه اشکی میریخت و سپس مطلب را پی میگرفت. خاطره شنیدن مطالب شریعتی با صدای چمران شبی زیبا و به یادماندنی را برای همه به وجود آورد». (ص 371) - خاطره آشنایی و ازدواج با غاده از زبان شهید چمران (ص 414) - «نکته جالب اینکه مهندس بازرگان - پس از دیدار امام در نوفل لوشاتو - گفته بود اطمینان و آرامش امام و نزدیک دانستن پیروزی، مرا به تعجب واداشت. مهندس بازرگان پس از دیدار با امام گفته بود: امام به شیوه مبارزه خود و پیروزی انقلاب آنقدر اطمینان دارد که با ما درباره پس از مرحله پیروزی سخن میگویند و قصد دارند ما را در اداره مملکت دخالت دهند نه در مبارزه». (ص 446) - «یک روز وزیر خارجه فرانسه اعلام کرد که آقای خمینی برای اقامت در فرانسه احتیاجی به روادید ندارند. مردم تهران با شنیدن این خبر، سفارت فرانسه را گلباران کردند. از این رو فرانسویها بر خلاف آمریکاییها و انگلیسیهای ساکن تهران، بدون ترس از خشم مردم در شهر رفت و آمد میکردند. هنگامی که سفیر فرانسه با اتومبیل در شهر دیده شد، مردم با شعارهای «زنده باد خمینی / زنده باد ژیسکاردستن» از او استقبال کردند و خوشحالی خود را از این اقدام دولت فرانسه ابراز کردند». (ص 455) برای همین امام در آخرین روز اقامت خود در فرانسه و موقع عزیمت به ایران پیامی دادند و از دولت و ملت فرانسه تشکر کردند: امید است مهماننوازی دولت و ملت فرانسه و حس آزادیخواهی آنان را فراموش نکنم». (ص 443) - «(در نوفل لوشاتو) بیشتر وقتشان به مصاحبه، سخنرانی و دیدار با گروههای مختلف درباره تبیین نوع حکومت مورد نظرشان میگذشت. مسئول تنظیم برنامهها و دیدارها، دکتر یزدی بود. امام او را دوست داشتند و محترم میشمردند. به خاطره انبوه مراجعان، برخی از افراد میبایست روزها به انتظار وقت دیدار میماندند. در این دیدارها بیشتر قطب زاده و بنی صدر مترجم زبان فرانسوی و دکتر یزدی و صادق مترجم زبانهای انگلیسی و آلمانی بودند». (ص 474) - امام در مصاحبهای در پاسخ به سئوال حسنین هیکل که میپرسد: شما تصور میکنید این جنبش به اهدافش برسد؟ ...جنبش شما در حال حاضر دشمنان غربی را نیز غافلگیر کرده است. به نظر شما چرا چنین اتفاقی افتاده است؟، می گوید: «این قدرت ناشی از اسلام است. من در آن زمان (نهضت ملی شدن نفت) به آقای کاشانی متذکر شدم که به جنبههای دینی توجه کنید. ایشان به جای تقویت جنبههای دینی به جهات سیاسی پرداختند، اما در حال حاضر جنبش ما در همه جهات، دینی است. مردم ایران خواستار اسلامند». (ص 491) - «در گرماگرم این جریانات دکتر حسن حبیبی به دستور امام به تدوین پیشنویس قانون اساسی مشغول شد، تقریباً محرمانه، امام از پدرم نیز خواستند دکتر حبیبی را در تدوین پیشنویس قانون اساسی؛ آنجا که به مسائل فقهی مربوط میشود، کمک کنند. از این رو دکتر حبیبی کمتر در نوفل لوشاتو حاضر میشد. او گهگاه با حضور در خانه فرزندان دایی با پدرم در این باره تبادل نظر میکرد... دکتر حبیبی هر بخشی را که تنظیم میکرد به نوفل لوشاتو میآورد و آن را در اختیار امام قرار میداد و امام نظرات خود را در گوشه آن مینوشتند. (پاورقی: دست نوشتههای امام نزد دکتر حبیبی محفوظ است.) دکتر حبیبی در میان دوستان مقیم اروپا افزون بر داشتن معلومات، به دیانت نیز مشهور بود. همه او را «شیخ» می نامیدند». (ص 513) - «پس از ورود امام به ایران و پیروزی انقلاب، درباره قانون اساسی صحبت زیاد شد. شمار زیادی از دوستان و دستاندرکاران نظام معتقد بودند همان پیش نویس تنظیم شده را که مراجع نیز تایید کرده بودند، به رای مردم گذاشته شود. امام هم این نظر را داشتند، اما مهندس بازرگان اصرار داشت که مجلسی از خبرگان تشکیل شود و قانون اساسی جمهوری اسلامی با نظر خبرگان تدوین گردد. استدلال مهندس بازرگان این بود که این مجموعه قانون اساسی کشور محسوب میشود و در آینده بر ما خرده خواهند گرفت که آن را یک نفر تدوین کرده است. سرانجام نظر مهندس بازرگان تایید شد. نمایندگانی، با انتخاب مردم به مجلس خبرگان قانون اساسی راه یافتند و کار تدوین قانون اساسی را شروع کردند. یکی از مواد اختلاف در پیشنویس و قانون مصوب، مربوط به اصل «ولایت فقیه» بود. شنیدم دکتر حبیبی در آن پیش نویس، «نظارت فقیه» را بر مجموعه حکومت از کتاب کشف اسرار امام استخراج کرده و امام نیز آن را پذیرفته بودند، اما در مجلس خبرگان، آیت الله منتظری از بحثهای امام در نجف درباره حکومت اسلامی «ولایت فقیه» را بر مجموعه حکومت، برداشت کرده و آن را تبیین میکرد و بر تصویب آن نیز اصرار داشت. البته با رد و قبولهای جدی روبرو شده بود». (ص 553) - امام در پاسخ به خبرنگار ایتالیایی که میپرسد: ممکن است حزب الله را برای من توضیح دهید؟ میگویند: «هر مسلمانی که موازین و قوانین اسلامی را بپذیرد و به آن عمل کند، عضوی از حزب الله است. خط مشی این حزب را قرآن و اسلام مشخص میکند». (ص 517) - «امام همچنین درباره حکومت اسلامی به آن خبرنگار گفتند: حکومت و زمامداری در اسلام فخر نیست تا از این طریق فرد حاکم بخواهد به نفع خود، حقوق ملتی را پایمال کند. بلکه وظیفهای الهی است، تکلیفی است سنگین که حاکم موظف به انجام آن است و اسلام برای حاکم و برای ملت حقوق و وظایفی تعیین کرده است. هر فرد از افراد ملت حق دارد زمامدار مسلمین را استیضاح و به او انتقاد کند و او باید پاسخگوی آنان باشد. در غیر این صورت اگر چنانچه بر خلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است». (ص 517) - «یک روز در جمع خانوادگی امام گفتند: در حکومت اسلامی مردم حق دارند حاکم خود را نقد کنند و حاکم نیز باید انتقادپذیر باشد؛... ما حاکمی را میپسندیم که عدالت را در جامعه مستقر سازد». (ص 534)
8- امام موسی صدر دایی خانم طباطبایی است. او بعد از ازدواج با سیداحمد دو
سه بار به لبنان رفته و او و کارهایش را از نزدیک در آنجا دیده و حتی مدتی
آنجا ساکن شده است. برای همین خاطرات تازهای از او در کتابش میآورد.
مثلاً: - «پس از گذشت چند روز برای زیارت امام حسین (ع) احمد با صادق و حسین خمینی و آقای دعایی به کربلا رفتند و پس از بازگشت از کربلا به لبنان رفتند، تا در مراسم چهلم دکتر شریعتی که داییام (امام موسی صدر) در بیروت برگزار کرده بود، شرکت کنند. همچنین چند نفر از دوستان ما از جمله آقای دعایی نیز از نجف برای شرکت در این مراسم رفتند». (ص 384) - «باز شنیدم که در بیروت نیز امام موسی صدر طی مقاله ای به نام "ندای انبیاء" که در روزنامه لوموند فرانسه به چاپ رسیده بود، ضمن تشریح و تکریم روند مبارزات اسلامی مردم ایران ، پیامهای امام به ملت ایران را جلوهای از ندای انبیا توصیف نموده و به این رفتار دولت عراق به شدت اعتراض کرده بودند و طی یک مصاحبه مطبوعاتی از سران کشورهای عرب خواسته بودند که با دعوت از امام خمینی به کشورشان، جبهه ضد صهیونیستی خود را مستحکم سازند. امام موسی در سخنرانی خود با تعبیر "الامام الاکبر" از آیت الله خمینی یاد کرده بود». (ص 420) - «خاله آمده بود تا با احمد درباره کارهایی که آقای سید محمدباقر صدر (همسرش) میخواست انجام دهد، مشورت کند و از امام نیز بخواهد درباره آزادی ایشان اقدام کنند. احمد بیدرنگ به خانه امام رفت و خبر را به اطلاع ایشان رسانید. امام نیز از شنیدن این خبر به شدت نگران شدند و به فکر فرو رفتند. سپس تلگرافهایی برای حافظ اسد، رئیس جمهور وقت سوریه و یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادی بخش فلسطین فرستادند و از آنان خواستند در این باره تحقیق کرده و ایشان را از سلامت آقای صدر با خبر سازند، اما متاسفانه اقدامات ایشان و مراجع دیگر و مقامات کشورهای مختلف نیز ثمرهای نداد». (ص 421) 9- یکی دیگر از اختصاصات کتاب «اقلیم خاطرات» عکسهای آن است. در این کتاب عکسهای دیدنی و منحصر به فردی از امام و خانواده امام نخستین بار منتشر شده که مشخص است خانم طباطبایی این عکسها را از آلبوم شخصی و خانوادگی خود منتشر میکند. 10- در کتاب «اقلیم خاطرات» خاطرات خانم طباطبایی از دوران کودکی تا زمان اقامت امام در نوفل لوشاتو و لحظه پرواز امام به سمت ایران آمده است که خواندنی است. دوستاران امام بسیار مشتاقند که خانم طباطبایی هر سریعتر جلد دوم خاطراتش را منتشر کند. قطعاً جلد دوم خواندنیتر خواهد بود چون این جلد به خاطرات بعد از انقلاب تا زمان رحلت امام اختصاص دارد که دیگر امام در تبعید نبودند و خانم طباطبایی ارتباط بیشتری با ایشان داشتهاند و در خانه امام زندگی کردهاند. علاوه بر اینها همه از ارتباط صمیمی و عاطفی ویژهای که امام در دوره بعد از انقلاب با خانم طباطبایی داشتند، خبر داریم. به خاطر همین ارتباط صمیمی و عاطفی ویژه است که امام برای خانم طباطبایی شعر گفتهاند. پس خانم طباطبایی بجنبید که دوستداران امام سخت منتظرند امامشان را از طریق خاطرات شما بیشتر بشناسند.
و خبرنگار حوزه ادبیات و فرهنگ رادیو
موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره)، كتب مجلات و انتشارات دهه فجر وانقلاب وامام خمینی [ شنبه سیزدهم خرداد 1391 ] [ 14:7 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
سيد حيدر موسوي جد اعلاي آيت الله سيد روح الله
موسوي خميني است. او مولف دو رساله، به نامهاي «نفحة العرفان» در عرفان و
«هداية المستشرقين» در حقانيت مذهب اماميه، است و به همين دليل به آينه دار
معرفت معروف شد.
خاندان
امام خميني ابتدا ساكن شهر نيشابور بودند، اما در اواسط قرن يازدهم هجري
براي ترويج مذهب و راهنمايي امور ديني شيعيان هند، راهي شمال اين كشور و
شهر لكنهو واقع در ناحيه ي اوده شدند. سيد احمد موسوي هندي پدربزرگ امام
خميني، در اواسط قرن سيزدهم هجري، كشور هند را ترك كرده و راهي نجف شد و از
آنجا به دعوت بزرگان خمين تصميم به اقامت در خمين و به عهده گرفتن مسئوليت
رسيدگي به امور ديني مردم آن منطقه را گرفت.به گزارش نويد شاهد به نقل از پورتال امام خميني(ره)، سيد حيدر موسوي جد اعلاي آيت الله سيد روح الله موسوي خميني است. او مولف دو رساله، به نامهاي «نفحة العرفان» در عرفان و «هداية المستشرقين» در حقانيت مذهب اماميه، است و به همين دليل به آينه دار معرفت معروف شد. در سال 766 هجري قمري سيد حيدر موسوي اردبيلي از طرف عارف بزرگ حضرت مير سيد علي همداني، جهت ارسال پيام نور و عرفان به سرزمين هند مهاجرت كرد و در آنجا به تبليغ اسلام پرداخت. در طول اقامت او در هند، بسياري از هندوان و بوداييان به آيين اسلام گرويدند تا جايي كه برخي از رؤساي اين كيشها نيز اظهار اسلام نمودند. سيداحمد كه از نسل سيد حيدر مي باشد بين سالهاي 1240 و 1250 قمري به قصد زيارت عتبات عاليات به عراق مسافرت كرد. و در مدت آنجا با يوسف خان، پسر محمد حسين بيك كمرهاي، اهل خمين آشنا شد و برحسب تقاضاي او براي اقامت به خمين مراجعت كرد. حاصل ازدواج او چندين دختر و پسر بود و آقا مصطفي خميني پدر امام خميني يكي از آنها بود. آقا مصطفي حدود سال 1300 قمري با مرحومه هاجر آغاخانم دختر مرحوم آقا ميرزا احمد مجتهد خميني المسكن خوانساري الاصل ازدواج كرد كه حاصل اين ازدواج سه پسر و سه دختر بود كه به ترتيب سن و سال عبارتند از: مولوده آغا خانم، آقا سيد مرتضي (پسنديده)، آقا نورالدين (هندي)، فاطمه خانم، آقازاده خانم، روح الله ملقب به امام خميني(س).
موضوعات مرتبط: آشنایی با سیره عملی و مبانی اندیشه امام خمینی( ره) [ شنبه سیزدهم خرداد 1391 ] [ 14:5 ] [ فاطمی نوش آبادي ]
جزئیاتی منتشر نشده از آخرین شب در جماران/ تقاضای هاشمی پس از قطعی شدن خبر فوت امام/ فایل صوتی
|
|||||||||
|
به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، همايش ملی با عنوان «امام خمينی(ره)، اخلاق و سياست حكمرانی»، 30 ارديبهشتماه سال جاری، در دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان برگزار میشود.
اين همايش در دو محور كلی اخلاق حكمرانی و سياست حكمرانی برپا خواهد شد. محور اخلاق حكمرانی با موضوعات جايگاه اخلاق و سياست در سپهر انديشه امام خمينی(ره)، مبنا، مفهوم و ماهيت اخلاق و سياست در انديشه امام(ره)، جايگاه عدالت و فرهنگ رفتار انتتقادی از منظر امام(ره)، اخلاق كارگزان در انديشه امام خمينی(ره)، مناسبات اخلاق و سياست از ديدگاه امام(ره)، امام خمينی(ره) و اخلاق فعاليتهای تشكيلاتی و انتخاباتی است.
محور سياست حكمرانی با موضوعاتی چون اصول سياست خارجی، نگاه استراتژيك و روابط بينالمللی از ديدگاه امام(ره)، شاخصهای حاكمان اسلامی و طاغوتی از ديدگاه امام(ره)، مطالعه تطبيقی نگرش بر سياست از نظر امام خمينی(ره) و غرب، نظريه ولايت مطلقه فقيه از ديدگاه امام(ره) و امام خمينی(ره) و نظام مردمسالاری دينی است.
يادآور میشود، علاقهمندان جهت شركت در اين همايش بايد مقالات خود را تا 10 ارديبهشتماه سال جاری به دبيرخانه اين همايش در دامغان، بلوار چشمه علی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان، حوزه معاونت پژوهش و فناوری ارسال كنند.
همچنين اين همايش به همت دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان، پژوهشكده مطالعات ميان فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی، پژوهشكده علوم وحيانی معارج، بنياد تبيين انديشههای امام خمينی(ره) در دانشگاهها، مركز فرهنگی ـ دانشجويی امام(ره) و انقلاب اسلامی جهاد دانشگاهی، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امامخمينی(ره)، نهاد نمايندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای آزاد اسلامی استان سمنان، بسيج اساتيد و بنياد بينالمللی علوم وحيانی اسرا برپا میشود.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مصطفی فيضيچ، مفتی اعظم مونته نگرو در ديدار با رايزن فرهنگی جمهوری اسلامی ايران گفت: هماكنون يك زن مسلمان میتواند در همه نهادهای دولتی و خصوصی كشور ما شاغل باشد و در همه مقاطع تحصيلی از دبيرستان تا دانشگاه با حفظ حجاب خود حضور داشته باشد.
وی افزود: مسلمانان مونته نگرو جمهوری اسلامی ايران را به عنوان دوست خود تلقی میكنند و مسنترهای ما برای جوانان و آنها كه تشنه تغيير و بيداری هستند، انديشههای امام خمينی(ره) را بهعنوان سرچشمه تغيير و بيداری معرفی میكنند.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه فارس، ده بزرگی، مدير روابط عمومی آستان شاهچراغ(ع)، پنجشنبه 4 اسفندماه گفت: 15 اسفند آخرين مهلت ارسال اثر به مسابقه سراسری مقالهنويسی با موضوع «نقش شهيد محراب آيت سيد عبدالحسين دستغيب در پيروزی انقلاب اسلامی ايران» است.
وی افزود: مقالات ارسالی بايد با موضوع نقش شهيد محراب حضرت آيت سيد عبدالحسين دستغيب در پيروزی انقلاب اسلامی ايران تهيه و ارسال شود.
ده بزرگی اظهار كرد: اين فراخوان با هدف ترويج فرهنگ مطالعه، آشنايی نسل جديد با آرمانهای انقلاب اسلامی و بهرهگيری از انديشه صاحبنظران، انديشمندان، محققان و پژوهشگران برگزار میشود.
مدير روابط عمومی آستان شاهچراغ(ع) تصريح كرد: علاقمندان میتوانند آثار خود را به آدرس فارس، شيراز، آستان مقدس احمدی و محمدی(ع)، كتابخانه مركزی آستان مقدس حضرت شاهچراغ، تالار پژوهش ارسال نمايند.
وی در پايان افزود: نتايج فراخوان 25 فروردين 91 از طريق پايگاه اطلاعرسانی حرم به آدرس www.shahecheragh.ir اعلام میشود.
به نقل از مركز تحقيقات كامپيوتری علوم اسلامی، اكبر پوستچيان، مسئول واحد ارتباطات مركز نور در جمع مدعوين بيجاری هدف از توليد و بهروزرسانی اين دانشنامه علمی را جمعآوری و عرضه يكجای هرآنچه يك مسلمان آزاده میبايست در مورد حضرت امام(ره) بداند، عنوان كرد.
پوستچيان افزود: عرضه 1500 مطلب شامل؛ مقاله، گزيده كتاب، پرسش و پاسخ، چكيده پايان نامه و ... به منظور تسهيل در امر تحقيق و پژوهش محققان حوزه و دانشگاه در زمينه امام خمينی(ره) عنوان كرد.
وی ادامه داد: اين دانشنامه در 96 نمايه در قالب 21 نمايه اصلی و 75 نمايه فرعی از هم اكنون در نخستين پايگاه اطلاعرسانی شيعی جهان اسلام در دسترس علاقهمندان قرار دارد.
پوستچيان به نمايههای مختلف اين دانشنامه اشاره كرد و گفت: «امام، زندگينامه و خانواده»، «ويژگیهای فردی و رفتاری»، «مقام علمی»، «امام، حكومت اسلامی و انقلاب اسلامی»، «امام، ولايت فقيه و مرجعيت»، «امام و سياست» و «امام خمينی(ره) و آيتالله خامنهای» نمايههای اصلی اين دانشنامه هستند.
وی «انديشهها و ديدگاههای امام(ره» و «امام(ره) و مردم» را از ديگر نمايههای اصلی برشمرد و اظهار كرد: «امام و زنان»، «امام(ره)، هنر و فرهنگ»، «امام(ره)، وحدت ملی و انسجام اسلامی»، «وصيتنامه امام(ره)»، «امام(ره) از منظر ديگران»و «كتاب، پاياننامه و كتابشناسی امام» از جمله ديگر نمايههای اين دانشنامه محسوب میشوند.
وی در ادامه از وجود نمايههايی همچون «مراكز و مؤسسات فعال با موضوع امام خمينی(ره)» و «امام خمينی(ره) در اينترنت» در اين دانشنامه خبر داد.
مهدی فيض، معاون فرهنگی دانشگاه جامع علمی كاربردی، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) درباره مسابقه اينترنتی «ميراث ماندگار» گفت: اين مسابقه اينترنتی با موضوع ديدگاه حضرت امام خمينی(ره) و امام خامنهای درباره مردمسالاری دينی در بين دانشجويان دانشگاه جامع علمی كاربردی طراحی شده است و مخاطبان اصلی آن دانشجويان اين دانشگاه هستند؛ همچنين تعدادی ديگری از دانشگاهها اعلام تمايل كردهاند تا در اين مسابقه مشاركت داشته باشند ولی آنها در حاشيه اين مسابقه بهحساب میآيند.
فيض افزود: مطالب اين مسابقه از انديشههای امام خمينی(ره) و رهبر معظم انقلاب انتخاب شده و به صورت نقل قولهای مستقيم است. به اين منظور يك متن نزديك به 25 صفحه بهصورت اينترنتی و قابل دانلود برای مسابقه «ميراث ماندگار» در نظر گرفته شده است تا بر اساس اين متن شركتكنندگان به سؤلات پاسخ دهند.
وی ادامه داد: دانشجويان بعد از دنلود و مطالعه اين متن وارد سايت و بخش سؤلات میشوند، كه در اين مرحله 20 سؤال بهطور تصادفی توسط رايانه انتخاب میشود و شركتكنندگان آنها را پاسخ میدهند و افرادی كه به 19 سؤل پاسخ صحيح بدهند به قيد قرعه جوايزی اهداء خواهد شد. در اين مسابقه زمان 30 دقيقه برای پاسخگويی به سؤلات در نظر گرفته شده است تا زمان كمتری از سايت اشغال باشد و شركتكننده بيشتری بتواند در اين مسابقه شركت كنند.
معاون فرهنگی دانشگاه جامع علمی كاربردی اظهار كرد: جوايز در نظر گرفته شده برای اين مسابقه يك ميليون ريال بن كتاب است كه به 22 نفر به قيد قرعه اهداء میشود بهعلاوه برای هر استان از بين تمام شركتكنندگان آن استان در مسابقه يك نفر انتخاب میشود و جايزه معال را دريافت میكند؛ بنابراين در مجموع 53 جايزه شامل 22 جايزه به برگزيدگان و 31 جايزه استانی به برگزيدگان اهداء خواهد شد.
فيض درباره منابع متن موجود تصريح كرد: مطالب متن مورد نظر برای مسابقه از آثار امام خمينی(ره) برگرفته از صحيفه ايشان و فرمايشات مقام معظم رهبری از سايت دفتر معظمله با موضوعاتی چون مردمسالاری و نقش مردم در نظلام جمهوری اسلامی و انتخابات و معيارهای انتخاب اصلح از ديدگاه اين بزرگان استخراج شده است. كه اين مطالب و مسابقه برای انتخابات مجلس شورای اسلامی مورد توجه قرار بگيرد و در استقبال از انتخابات و مشاركت بيشتر دانشجويان نيز مؤثر باشد.
وی در پايان خاطرنشان كرد: علاقهمندان میتوانند تا 10 اسفندماه سال جاری در مسابقه شركت كنند و نتايج آن تا 15 اسفندماه سال جاری اعلام میشود و اميدواريم جوايز برگزيدگان تا پايان سال 1390 به دست آنها برسانيم.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، ثبت نام حوزه علميه امام خمينی(ره) از 23 بهمن ماه آغاز شده و تا 4 اسفندماه ادامه خواهد داشت.
بنا بر اين گزارش، تابعيت جمهوری اسلامی، داشتن حداقل 14 سال سن، داشتن مدرك تحصيلی سيكل از جمله شرايط ثبت نام در اين حوزه علميه است.
لازم به ذكر است، كپی مدرك تحصيلی نيم سال اول، كپی شناسنامه و كارت ملی و دو قطعه عكس از جمله مدارك مورد نياز برای ثبت نام در حوزه علميه امام خمينی(ره) ذكر شده است.
علاقهمندان برای ثبت نام در اين حوزه علميه میتوانند به آدرس شميرانات، اقدسيه، خيابان نوبهار، گلستان شرقی، پلاك 22 مراجعه و يا با شماره 22192032 تماس بگيرند.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه البرز، عيسی فرهادی، استاندار البرز عصر روز جمعه در آيين گشايش مصلای نماز جمعه مهرشهر كرج گفت: انقلاب اسلامی در شرايطی به پيروزی رسيد كه كشور بهواسطه وابستگی به آمريكا و قدرتهای زورگو با مشكلات متعدد در تمام زمينهها مواجه بود.
وی اظهار کرد: امام(ره) نهضتی در استمرار راه انبيای الهی، پيامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) در ايران پايهگذاری كرد كه اين نهضت كاخ ستمگران جهان را به لرزه درآورد.
فرهادی تصريح كرد: يكی از دستاوردهای نهضت امام(ره) حاكميت دينی، ارزشی و ولايت فقيه است.
وی افزود: در دوران ستمشاهی، مستشاران آمريكايی و رژيم صهيونيستی حاكميت ايران را زير سلطه خود داشتند و ارزشهای دينی و اسلامی و حقوق مردم به حاشيه رانده شده بودند.
فرهادی خاطرنشان كرد: در آن زمان وضعيت ايران بهگونهای بود كه نظاميان و اتباع آمريكايی در صورت ارتكاب جرم از مصونيت قضايی در ايران برخوردار بودند كه با پيروزی انقلاب به زورگويیهای آمريكا در كشورمان خاتمه داده شد.
وی گفت: دوران ستمشاهی مشكلات عديدهای از جمله كمرنگ شدن ارزشهای دينی، وابستگی به غرب و فقر و معضلات اجتماعی برای ايران به ارث گذاشت اما با پيروزی انقلاب اسلامی اكنون ايران به يك كشور پيشرفته در ابعاد مختلف تبديل شده است.
وی از ايجاد تفرقههای قومی و قبيلهای، ترور شخصيتها، تحريمهای اقتصادی و نظامی، تحميل هشت سال جنگ نابرابر و فتنه سال 88 بهعنوان بخشی از توطئههای دشمنان عليه ايران اسلامی نام برد و يادآور شد: در طول هشت سال جنگ تحميلی بيش از 55 كشور جهان بهطور مستقيم و غيرمستقيم از رژيم بعث عراق عليه كشورمان حمايت كردند و پيشرفتهترين سلاحها را در اختيار صدام گذاشتند.
استاندار البرز عنوان کرد: در مقابل ملت مسلمان ايران با تكيه بر ارزشهای دينی و الهی توانست يك تنه استكبار جهانی را زمينگير كند و به نماد و الگوی استقامت برای ملتهای جهان از جمله مردم لبنان و فلسطين تبديل شود.
اين مقام مسئول ادامه داد: امروز به بركت انقلاب امام(ره) و ملت مسلمان ايران، هيمنه قدرتهای زورگوی جهانی شكسته شده است و ملتها از جمله در مصر و ليبی حاكمان ديكتاتور و وابسته به استعمارگران را كنار گذاشتهاند.
فرهادی در پايان گفت: به رغم تحريمهای اقتصادی و نظامی، امروز ايران اسلامی در بخشهای علمی، صنعتی و نظامی در منطقه خاورميانه و جهان سرآمد است و به ياری خداوند و مشاركت مردم، مشكلات يكی پس از ديگری برطرف میشود.
یادآور میشود، مصلای مهرشهر كرج با صرف اعتباری بالغ بر 150 ميليون تومان افتتاح شد كه 100 ميليون تومان ديگر نيز برای تجهيز آن نياز است.

بزرگترين حادثه عالم
زمان ها خودشان هيچ مزيتي ندارند بعضي بر بعضي، زمان يک موجود ساري متحرک
است و متعين و هيچ فرقي ما بين قطعه اي با قطعه اي ديگر نيست. شرافت زمان
ها يا نحوست زمان ها به واسطه قضايائي است که در آنها واقع مي شود. اگر
چنانچه شرافت زمان به واسطه حادثه اي است که در آن زمان واقع مي شود، بايد
عرض کنم که روز بعثت رسول اکرم(ص) در سرتاسر دهر " من الازل الي الابد"
روزي شريفتر از آن نيست، براي اينکه حادثه اي بزرگتر از اين حادثه اتفاق
نيفتاده است . حوادث بسيار بزرگي در دنيا اتفاق افتاده است. بعثت انبيا
بزرگ، انبياء اولوالعزم و بسياري از حوادث بسيار بزرگ، لکن حادثه اي بزرگتر
از رسول اکرم در عالم وجود نيست غير از ذات مقدس حق تعالي و حادثه اي
بزرگتر از بعثت او هم نيست. بعثتي که بعثت رسول ختمي است و بزرگترين شخصيت
هاي عالم امکان و بزرگترين قوانين الهي، و اين حادثه در يک همچو روزي اتفاق
افتاده است و اين روز را بزرگ کرده است و شريف، و همچو روزي ما ديگر درازل
و ابد نداريم و نخواهيم داشت.
تزکيه نفوس
اول آيه اي که به رسول اکرم (ص) به حسب روايات و تواريخ وارد شده است ، آيه
" اقرا باسم ربک" است و اين آيه اولين آيه اي است که به حسب نقل، جبرئيل
بر رسول اکرم خوانده است و از اول به قرائت و به تعلم دعوت شده است " اقرا
باسم ربک الذي خلق" و در همين سوره است که " ان الانسان ليطغي ان راه
استغني" اين سوره اولين مورد وحي (است) و دراولين نزول وحي اين آيه دراين
سوره وارد شده است که " کلا ان الانسان ليطغي ان راه استغني" معلوم مي شود
که طغيان و طاغوت بودن از اموري است که در رأس اموراست. و براي طاغوت زدائي
بايد تعليم کتاب و حکمت و تعلم کتاب و حکمت کرد و تزکيه کرد. انسان
اينطوري است، وضع روحي همه انسان ها اينطور است که تا يک استغنائي پيدا مي
کند طغيان مي کنند.
(آدمي) استغناي مالي که پيدا مي کند به حسب همان مقدار طغيان پيدا مي کند،
استغناي علمي که پيدا مي کند به همان مقدار طغيان مي کند، مقام که پيدا مي
کند به آن مقدار طغيان مي کند، مقام که پيدا مي کند به مقداري که مقام پيدا
کرده است طغيان مي کند. فرعون را که خداي تبارک وتعالي مي گويد طاغي است ،
براي همين است که مقام پيدا کرده بود و انگيزه الهي در او نبود و اين مقام
او را به طغيان کشيده بود. کساني که چيزهائي که مربوط به دنياست آنها را
بدون تزکيه نفس پيدا مي کنند، اينها هر چه پيدا بکنند طغيانشان زيادتر
خواهد شد و وبال اين مال و اين منال و اين مقام و اين جاه و اين مسند از
چيزهايي است که موجب گرفتاري هاي انسان است در اينجا و بيشتر در آنجا .
انگيزه بعثت اين است که ما را از اين طغيان ها نجات دهد و ما خودمان را
تزکيه کنيم، نفوس خودمان را صفا دهيم و نفوس خودمان را ازاين ظلمات نجات
بدهيم. اگر اين توفيق براي همگان حاصل شد ، دنيا يک نوري مي شود نظير نور
قرآن و جلوه نور حق.
تمام اختلافاتي که بين بشر هست، اختلافاتي که بين سلاطين هست، اختلافاتي که
بين قدرتمندان هست ريشه اش همان طغياني است که در نفس هست ريشه اين است که
انسان ديده است که خودش يک مقام دارد طغيان کرده است و چون قانع نمي شود
به آن مقام، اين طغيان اسباب تجاوز مي شود، تجاوز که شد اختلاف حاصل مي شود
و اين فرق نمي کند. از آن مرتبه نازلش طغيان است تا آن مرتبه عالي آن. از
مرتبه نازلي که در يک روستا بين افراد اختلاف حاصل مي شود ، ريشه اش همين
طغيان است تا مرتبه بالاتر و هر چه بالاتر برود طغيان زيادتر مي شود.
فرعوني که طغيان کرد و" انا ربکم الاعلي" گفت، اين انگيزه در همه است فقط
در فرعون نيست . اگر انسان را سر خود بگذارند" انا ربکم الاعلي" خواهد گفت:
انگيزه بعثت اين است که اين نفوس سرکش را اين نفوس طاغي و ياغي را از آن
سرکشي و از آن طغيان و از آن ياغيگري نجات دهد و تزکيه کند نفوس را.
همه اختلافاتي که در بشر هست براي اين است که تزکيه نشده است. غايت بعثت
اين است که تزکيه کند مردم را تا به واسطه تزکيه، هم تعلم حکمت کند و هم
تعلم قرآن و کتاب و اگر چنانچه تزکيه بشوند طغيان پيش نمي آيد. کسي که
تزکيه کرد خود را هيچ گاه خودش را مستغني نمي داند " ان الانسان ليطغي ان
راه استغني" وقتي که خودش را مي بيند و براي خودش مقام قائل است وبراي خودش
عظمت قائل است اين خودبيني اسباب طغيان است.
اختلافاتي که بين همه بشر هست، اختلافاتي که بر سر دنيا بين همه بشر هست
اين اختلافات ريشه اش طغياني است که در نفس هاست و گرفتاريي است که انسان
در گرفتاري به خود دارد و به هواهاي نفسانيه. اگر انسان تزکيه بشود و نفس
انسان تربيت بشود ، اين اختلافات برداشته مي شود.
تحول عرفاني در جهان
مسأله مبعث و ماهيت آن و برکاتش چيزي نيست که بتوان با زبان هاي الکن ما از
آن ذکري کرد و به قدري ابعاد آن زياد است و جهات معنوي و مادي آن زياد است
که گمان ندارم حتي بتوان حول آن صحبتي کرد.
مسأله بعثت يک تحول علمي- عرفاني در عالم ايجاد کرد که آن فلسفه هاي خشک
يوناني را که به دست يوناني ها تحقق پيدا کرده بود و ارزش هم داشت و دارد،
مبدل کرد به يک عرفان عيني و يک شهود واقعي براي ارباب شهود...
اگر کسي سير کند در فلسفه هاي قبل ازاسلام و فلسفه هاي بعد از اسلام و
خصوصاً قرن هاي آخر و عرفاي قبل از اسلام و آن کساني که در هندوستان و
امثال آن يک همچو مسائلي داشتند، و عرفاي بعد از اسلام که به تعلم اسلام در
اين امر وارد شده اند، مي فهمد که چه تحولي بعد (از آن ) حاصل شده است. در
صورتي که عرفاي بزرگ اسلام هم راجل هستند در کشف حقايق قرآن. لسان قرآن که
از برکات بعثت، از برکات بزرگ بعثت رسول خداست، لساني است که سهل و ممتنع
است. بسياري شايد گمان کنند که قرآن را مي توانند بهفمند، از باب اينکه به
نظرشان سهل است. بسياري از ارباب معرفت و ارباب فلسفه گمان مي کنند که قرآن
را مي توانند بفهمند، براي اينکه آن بعدي که براي آنها جلوه کرده است و آن
بعدي که درپس اين ابعاد است ، براي آنها معلوم نشده است. قرآن داراي
ابعادي است که تا رسول اکرم صلي الله عليه و اله و سلم مبعوث نشده بودند و
قرآن متنزل نشده بود از آن مقام غيب ، نازل نشده بود از آنجا ، و با آن
جلوه نزولي اش در قلب رسول خدا جلوه نکرده بود، براي احدي از موجودات ملک و
ملکوت ظاهر نبود. بعد از آنکه اتصال پيدا کرد مقام مقدس نبوي، ولي اعظم با
مبدأ فيض به آن اندازه اي که قبل اتصال بود، قرآن را نازلتاً و منزلتاً
کسب کرد. در قلب مبارکش جلوه کرد و با نزول به مراتب هفتگانه به زبان
مبارکش جاري شد.
قرآني که الان در دست ماست ، نازله هفتم قرآن است و اين از برکات بعثت است و
همين نازله هفتم آنچنان تحولي در عرفان اسلامي، درعرفان جهاني بوجود آورد
که اهل معرفت شمه اي از آن را مي دانند و همه ابعاد آن و جميع ابعاد آن
براي بشر (هنوز) معلوم نشده است و معلوم نيست معلوم شود. و اين از برکات
بعثت است اينقدري که معرفت براي اهل معرفت حاصل شده است. اين ازنازله کتاب
خداست به وسيله نزول بر قلب رسول الله که آن هم از اسرار بزرگ است. کيفيت
وحي از اموري است که غير از خود رسول خدا و کساني که در خلوت با رسول خدا
بودند ، يا اينکه از او الهام گرفته اند کسي آنرا نمي تواند بفهمد و لهذا
هر وقت خواستند معرفي هم بکنند با زبان ما عامي ها معرفي کردند، چنانچه
خداي تبارک و تعالي با زبان آن بشرعامي خودش را با شتر معرفي مي کند، با
آسمان معرفي مي کند، با زمين معرفي مي کند، با خلق امثال اينها، براي اين
است که بيان قاصر است از اينکه آن مطالبي که هست ادا بشود و تا آن حدي که
بيان مي توانسته اداکند قرآن ادا کرده است و هيچ کتاب معرفتي ادا نکرده
است، آنهايي که ادا کردند به تبع قرآن ادا کردند.
اگر قرآن نبود باب معرفت الله بسته بود الي الابد، و آن فلسفه يوناني يک
باب ديگري است که در محل خودش بسيار ارجمند است براي اينکه با استدلال ثابت
مي کند، نه معرفت حاصل مي شود، وجود خداي تبارک و تعالي از باب دليل اثبات
مي شود و معرفت غير اثبات وجود است و قرآن آمده است که هم اثبات بکند به
همان طريقه هاي متعارف و طريقه هاي بلکه گاهي نازل تر از آن و هم پرده
ديگرش عرفان قرآن است که آن را... در هيچ کتابي نمي يابيد، حتي در کتب
عرفاني اسلامي که متحول شده است و با عرفان قبل از اسلام بسيار فرق دارد. و
تعبيرات قرآني غير از آني است که آنها دارند.
يک نحوه ديگري هست، يک لطايف ديگري در قرآن هست و اينها همه از برکات بعثت
است و برکات بعثت آن مقداري که در معنويات هست ، در ماديات ظاهر نشده است،
لکن آن مقداري هم که در ماديات ظاهر شده است ، قبل از اسلام نبوده است.
اتصال معنويت به ماديت و انعکاس معنويت در همه جهات ماديت از خصوصيات قرآن
است که افاضه فرموده است.
رفع ظلم
بعثت رسول خدا براي اين است که راه رفع ظلم را به مردم بفهماند، راه اينکه
مردم بتوانند با قدرت هاي بزرگ مقابله کنند به مردم بفهماند، بعثت براي اين
است که اخلاق مردم را، نفوس مردم را، ارواح مردم را و اجسام مردم را، تمام
اينها را از ظلمت ها نجات بدهد، ظلمات را بکلي کنار بزند و به جاي او نور
بنشاند، ظلمت جهل را کنار بزند و به جاي او نورعمل بياورد، ظلمت ظلم را به
کنار بزند و به جاي او عدالت بگذارد، نور عدالت را به جاي او بگذارد و راه
او را به ما فهمانده است. فهمانده است که تمام مردم، تمام مسلمين برادر
هستند و بايد با هم وحدت داشته باشند، تفريق نداشته باشند.
ختم نبوت
انبياء سلف هم کشف داشتند و هم بسط، اما نه بطوراطلاق بلکه في الجمله. اگر
چه در اين معني مختلف بودند؛ چنانچه اولوالعزم ها، کشف و بسط حقايق را
بيشتر داشتند و وجود نازنين احمدي(ص) که کشف تام و بسط تمام و تام داشت،
خاتم شد و خاتم پيامبران گرديد؛ يعني به آن نحوي که ممکن است حقيقت کشف
شود، براي حضرت محمد(ص) کشف بود و به آن قدري که ممکن است حقايق بسط شود
براي حضرت بسط نمود. لذا ديگر ممکن نيست کشف و بسط ، اَتـَم ازاين باشد تا
نبوت ديگري حاصل آيد.
فاصله شب تاریک حکومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب،ده روز خدایی بود، شبهایش همه شب قدر، آری ... «دهه فجر»
پس از آن ده روز، سپیده «روشن جمهوری اسلامی » دمید.
«کلمه الله » بر فراز زمان جای گرفت و آن روز بزرگ، یکی دیگراز «ایام الله » ماندگار تاریخ شد.
کاخ هایی که به قیمت ویرانی کوخ ها برپا شده بود، به دست کوخ نشینان سقوط کرد و محشری عظیم از اراده مومنان مصمم و مشیت تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود که فرشته در آمد.
امام،
در پیام خدایی اش و با دم مسیحایی اش در شهیدآباد «بهشت زهرا» ، در «صور
انقلاب » دمید و مردم را در عرصات حق و محشرنهضت، جان بخشید.
آن ده روز فجر آفرین، از ده قرن هم پربارتر بود و 22 بهمن،اوج آن موج های خونین و موج آن شطهای خروشان بود.
باری... «صبح صادق » انقلاب بود و فجر ایمان از مشرق مکتب سرزده بود که به «نماز عشق » ایستادیم. با وضویی از خون دههاهزار شهید، برسجاده صدق نشستیم و پیشانی اخلاص بر مهر تعبدنهادیم و دل به «ولایت » سپردیم.
همین که خواستیم ذکر استقلال و آزادی بر «زبان انقلاب » جاری کنیم، شیاطین سربرداشتند و تیغ کینه برکشیدند و بذر فتنه کاشتند. «ناکثین » ، سوار بر «جمل قدرت طلبی » ، در بصره بی بصری فتنه به پا کردند. «قاسطین » ، دیگر بار «صفین » راپدید آوردند و صف حق و باطل برابر هم ایستاد و «مارقین » نیزدر «نهروان خیانت » از پشت خنجر زدند. بازرگانان، تهیدست ازبازار برگشتند و کالای «آزادی » شان قلابی از آب در آمد و روی دستشان بادکرد. شیادان و مزدورانی که سنگ «توده » و «خلق »
را به سینه می زدند، به دست همان توده و خلق، سنگسار شدند ونفاقشان علنی و مشتشان باز شد.
در این همه سال که برما گذشته است، «فجر پیروزی » با «شب کین توزی » درگیربوده و حق و باطل، هنوز هم به نوعی دیگر دربرابرهم صف آراسته اند. در این سالهای پرفراز و نشیب، با همه وجود، غربت حسین(ع)و مظلومیت علی(ع)را حس کردیم و میدان احد ومعرکه صفین و صحنه کربلا بارها برایمان تکرار شد.
با نفاق و کفر جنگیدیم و احزاب مهاجم را تا آن سوی «خندق پیروزی » عقب راندیم. پرچم شرق و غرب را از بام تزویر به زیرکشیدیم. و... دراوج قدرت، از پشت خنجر خوردیم و در نهایت تنهایی و مظلومیت، تنها خدای یکتا دلمان را گرم و عزم ما راجزم می کرد و به آینده امیدوارمان می ساخت.
در تمامی این مراحل، پیرو مرادما، همچون نوح، کشتیبان انقلاب در امواج توطئه ها بود و با بصیرتی الهی «راه » می نمود و برای «رهروان » از میان آن همه خطرها «معبر» می گشود.
دردمندانه به سوک امام امت(ره)نشستیم و پس از آن پیر، بامولای جدیدمان پیمان ولایت بستیم، ولی دشمن، جبهه جدیدی بر ضدانقلا گشود که رهبر انقلاب، از آن با «شبیخون فرهنگی » یاد کرد.
افعی های خفته در لابه لای جراید ومجلات، به نیش زدن و سمپاشی پرداختند.
محور عملیات دراین نبرد، مدرسه ها، خانه ها مطبوعات، فیلم ها،جشنواره ها، ماهواره و انترنت، القاءات برخی استادان دردانشگاه، نشر و پخش رمان های مبتذل وخانمان سوز، اشاعه بی دینی وسکولاریسم، قداست زدایی از مقدسات و توهین به باورهای دینی این امت بود. می خواستند عناصر فراری و مرده و فسیل شده را دوباره زنده کنند و ابوسفیان های کین توز را به صحنه آورند.
حادثه های تلخی داشتیم. و فراز و فرودهای شگفت، عبرت آموز وروشنگر بر این امت شهید داده گذاشت.
اینک، ماییم و «انقلاب اسلامی » ، که یادگار امام راحل است.
ماییم و رهبری که درخروش و خلوص و درایت و صلابت، «خلف صالح » امام امت است.
ماییم و نسلی پویا، که هم «آماج فتنه ها» ست و هم «ذخیره انقلاب.»
ماییم و یک جهان دشمن، که در قالب «نظامهای استکباری » شکل گرفته است.
ماییم و یک جهان دوست، که در مبارزات ضد استکباری و حق طبانه ملتهای مظلوم، متجلی است و همه چشم به «ام القری ایران »دوخته اند و تشنه معارف ناب مکتب اهل بیت علیهم السلام اند.
ماییم و جنگ فرهنگها در عصرحاضر و تلاش گسترده «وهابیت آمریکایی » بر ضد «اسلام ناب محمدی » .
ماییم و جبهه های متعدد گشوده در برابر انقلاب، در ابعادسیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی، که این مرحله، بیش از گذشته،«بصیرت » و «هوشیاری » و «آمادگی » و «پیام رسانی » و«تبیین » می طلبد.
ما امروز هم، گرفتار مشکل «صدا» درجهان شلوغی هستیم که دروغهای نشسته برامواج صوتی و تصویری، عرصه را بر تابش و جلوه حق، تنگ ساخته است.
چشم و گوش انقلاب، باید بسیار تیزبین تر و حساس تر باشد، تاهم فتنه ها را در قالب های جدیدش بشناسد و هم دروغ ها، تحریف ها،شایعات و غوغا افکنی هاو فتنه انگیزی ها، فرزندان انقلاب و نسل دوم جمهوری اسلامی را از «جلوه ناب دین » غافل نسازد.
اگر ما پیمان نشکنیم و عوض نشویم، نه بیم شکست انقلاب هست، نه خوف سست شدن بنیان های آن.
رسالت رساندن این نهضت به «عصرحضور» و سپردن آن به دست «خورشید عصر غیبت » ، بر دوش ماست.
جبهه انقلاب و پیمان بستگان با آرمان دهه فجر، باید بیش ازاین «تلاش و تحرک و همبستگی نشان دهند.»
به نقل از پايگاه اينترنتی راديو معارف، در اين برنامه چگونگی برگزاری جشنهای 2500 ساله و هزينههای آن، واكنش امام خمينی(ره) به برگزاری اين جشنها، و مصاحبه شاه و اسدالله علم درباره هزينههای اين جشنها پخش میشود.
يادآور میشود، مستند «57» در دهه فجر هر روز از ساعت 8:40 از شبكه راديويی معارف پخش میشود.