فجرآفتاب-دهه فجر انقلاب اسلامی و امام

انقلاب اسلامی خود یک نوآوری بزرگ تاریخی بود که ملت ایران آن را در تاریخ بشریت به ثبت رساند .

  فارسی  -  Arabic  -  English

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             اختلال در بلاگفا و حذف بسیاری از آرشیو وبلاگ فجر آفتاب

کاربران عزیز سلام

متاسفانه به دنبال اختلال طولانی سرویس دهنده بلاگفا , بخش قابل توجهی از وبلاگ فجر آفتاب  نابود شده است که امکان بازگشت آن نیست.

ضمن اعتذار فراوان از این پس مجددا با بروز رسانی منظم وبلاگ  خدمت شما خواهم بود و به راهنمایی ها و پیشنهادات شما همواره نیازمندم.

سید جعفر فاطمی نوش آبادی


+ نوشته شده دردوشنبه یکم تیر ۱۳۹۴ساعت 19:55توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                            

رسالت مطبوعات و رسانه‏ ها در كلام امام خميني (ره) و رهبر انقلاب

۱۷ مرداد در تقویم ملی ایران بعنوان “روز خبرنگار” نامگذاری شده است. واژه “خبرنگار” یادآور زحمات خالصانه افرادی است که در راه اعتلای بشریت از هیچ کوششی فروگذار نمی کنند و از هیچ خطری نمی هراسند. پیشینه ی تاریخی این روز به شهادت یک خبرنگار شجاع و “شیرمرد لر” یعنی محمود صارمی برمی گردد؛ در ۱۷ مرداد ۱۳۷۷ خبرنگار شهید محمود صارمی (خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی “ایرنا” در مزار شریف افغانستان) به دست عوامل امریکا و نیروهای طالبان به شهادت رسید و به همین مناسبت، شورای فرهنگ عمومی کشور، هفدهم مرداد ماه هر سال را به عنوان «روز خبرنگار» نامگذاری کرد

نوبهار نیوز در روز ۱۷ مرداد، ضمن تجدید عهد با مردم برای بیان صادقانه حقایق منطقه ، این روز مقدس را به همه خبرنگارانی که برای اعتلای زندگی مردم  تلاش می کنند، تبریک می گوید؛

به همین مناسبت، بخشی از رهنمودهای حضرت امام خمینی و  مقام معظم رهبری درباره رسالت رسانه ها و اخلاق رسانه ای را به همه خبرنگاران و کاربران ارجمند تقدیم می کنیم.

رسالت مطبوعات و رسانه‏ ها در کلام امام خمینی (ره)

حرکت در مسیر خواست ملت، اساس کار مطبوعات و رسانه‏ها
به طور کلی در هر کشوری مطبوعات آن کشور و تلویزیون و رادیو آن کشور باید در مسیر آن ملت و در خدمت ملت باشد. مطبوعات باید ببیند که ملت چه می‏خواهد، مسیر ملت چیست، روشن‏گری از این طریق داشته باشد و مردم را هدایت کند.(۱)

شغل نویسندگی برای افراد شایسته یک واجب کفایی است
گویندگانی که هر جا ما داریم، در سرتاسر کشور، چه گویندگانی که از طبقه روحانی هستند و اهل منبر و چه گویندگانی که از سایر طبقات هستند و نویسندگان در هر جا که هستند، چه در حوزه‏های علمیه و چه در دانشگاه‏ها و چه در سایر جاها هستند، باید با گفتار خودشان و نوشتار خودشان به این کشور خدمت کنند. عذر نیست برای آن‏ها که چون من وارد به یک شغلی نیستم پس نویسندگی هم نکنم. شغل، امروز یک امری است که برای آن اشخاصی که شایسته هستند و ایران احتیاج به آن شغل‏ها دارد، واجب کفایی است.(۲)

نقش مطبوعات در تربیت جامعه و انعکاس آرمان ملت
نقش مطبوعات در کشورها منعکس کردن آرمان‏های ملت است. مطبوعات باید مثل معلمینی باشند که مملکت را و جوانان را تربیت می‏کنند و آرمان ملت را منعکس می‏کنند. در مملکتی که آن همه خونریزی شد و آن همه ملت ما خون دادند تا این که یک جمهوری اسلامی موافق آراء اکثریت قریب به اتفاق محقق شد و دست خائنین کوتاه گردید و دست چپاولگران قطع شد، اگر ـ مطبوعات ـ در مطبوعات بخواهند باز به پشتیبانی از جنایتکاران و خیانتکاران چیزی بنویسند، این مطبوعات ما نیست، این خیانت است. باید مطبوعات آن چه که ملت می‏خواهند بنویسند، نه آن چه که برخلاف مسیر ملت است مع الاسف در بعضی از مطبوعات چیزهایی که برخلاف مسیر ملت است و برخلاف آمال جامعه ملت است منعکس می‏شود و ما تاکنون به مسامحه رفتار کرده‏ایم و من امیدوارم که مطبوعات را خود صاحبان مطبوعات اصلاح کنند.(۳)

مطبوعات باید یک مدرسه سیّار و یک بنگاه هدایت باشند
وضع کشور را در گذشته دیدید که چگونه بود، تمام چیزها در جهت اسلام‏زدایی بود خصوصا مطبوعات که وضعی داشتند که اگر مهلت پیدا می‏کردند طولی نمی‏کشید که همه چیز را از بین می‏بردند. امیدوارم با همت آقایان همه آن انحرافات از بین برود. مطبوعات باید یک مدرسه سیّار باشند تا مردم را از همه مسایل به خصوص مسایل روز آگاه نمایند و به صورتی شایسته از انحرافات جلوگیری کنند و اگر کسی انحرافی دید با آرامش در رفع آن بکوشد. به طور کلی مطبوعات باید یک بنگاه هدایت باشند، یعنی به صورتی که اگر دست مردم بیفتد مردم هدایت شوند، به خصوص روزنامه‏هایی مثل اطلاعات و کیهان و جمهوری اسلامی و آزادگان. باز تکرار می‏کنم دنبال این نباشند که من از شما تشکر کنم، تقدیر و تشکر من فانی است و از بین می‏رود. آن چه که باید همگی در نظر بگیریم رضای حق تعالی است و آن چه وظیفه من است دعاست. امیدوارم موفق و مؤید باشید.(۴)

نقش رسانه‏ها و مطبوعات در معرفی اسلام واقعی و پذیرش فطرت‏های سالم
ما که می‏گوییم اسلام را ما می‏خواهیم صادر کنیم، معنایش این نیست که ما سوار طیاره بشویم و بریزیم به ممالک دیگر. یک همچو چیزی نه ما گفتیم و نه ما می‏توانیم. اما آن که ما می‏توانیم این است که می‏توانیم به وسیله دستگاه‏هایی که داریم، به وسیله همین صدا و سیما، به وسیله مطبوعات، به وسیله گروه‏هایی که در خارج می‏روند، اسلام را آن طوری که هست معرفی کنیم. اگر آن طوری که هست معرفی بشود، مورد قبول همه خواهد شد. بشر فطرتش یک فطرت سالم است، اگر یک چیزی را القا بکنند، روی فطرت سالم خودش قبول می‏کند و قدرتمندها از همین معنا می‏ترسند. بنابراین ما یک وظیفه بسیار بزرگ بر عهده داریم. نه ما تنها، همه مسلمان‏ها و نه شما تنها، همه قشرهایی که در ایران و در خارج ایران هستند و متعهد به اسلام هستند، وظیفه بزرگی داریم و آن این که اسلام را آن طوری که هست، آن طوری که خدای تبارک و تعالی فرموده است، آن طوری که در روایات و در قرآن ما هست، آن طور به مردم ارائه بدهیم و به دنیا ارائه بدهیم و همین خودش از هزارها توپ و تانک بیشتر می‏تواند مؤثر باشد. آن چیزی که با ارشاد حاصل بشود، قلب مردم را بر می‏گرداند و این کار، این هنر از اسلام می‏آید و این هنر از احکام اسلام می‏آید، نه با یک توپ و تانک بخواهد کار بکند، او نمی‏تواند کاری بکند و شما می‏بینید که با این که قدرت‏های بزرگ دارای آن قدرت‏ها هستند هر روز در دنیا دارند شکست می‏خورند.(۵)

تربیت انسان‏های متفکر و شجاع برای دفاع از آزادی و استقلال کشور
این نویسنده‏های ما، این گوینده‏های ما، این متفکرین ما، اگر بیدار شدند، حالا باید همه چیز فرمش تغییر بکند. مجله باید در خدمت کشور باشد، خدمت به کشور این است که تربیت کند، جوان تربیت کند، انسان درست کند، انسان برومند درست کند، انسان متفکر درست کند تا برای مملکت مفید باشد. مجله باید وقتی کسی بخواند، ببیند، اگر عکس دارد، عکسی باشد که تهییج کند برای این که مقابله با دیگران بکند. اگر مطلبی دارد، مطلبی باشد که بسیج کند این را برای حفظ استقلال خودش، برای حفظ آزادی خودش، برای حفظ مملکت خودش. اگر مجله، این مجله است، مجله اسلامی است و مجله جمهوری اسلامی. اگر مجله همان مسایل سابق است منتها حالا یک خرده تخفیفش داده‏اند لکن باز هست، اگر آن باشد نباید اسمش را مجله جمهوری اسلامی گذاشت، باید اسمش را مجله طاغوتی گذاشت.(۶)

مطبوعات و رسانه‏ها مربی جامعه
اگر مطبوعات متحول بشود ـ و ان شاءاللّه‏ می‏شود و شده است ـ متحول بشود به یک مراکزی که بخواهند تقوا را در جامعه منتشر کنند، وقتی جوان‏ها و بچه‏های تازه‏رس ما وارد می‏شوند در میدان فعالیت اجتماعی، بروند دنبال روزنامه، روزنامه مربی باشد، گوش کنند به رادیو، رادیو مربی باشد، نگاه کنند به تلویزیون، تلویزیون مربی باشد، نگاه کنند به مجلات، مجلات، مجلاتی باشد که تربیت بکند، این جوان وقتی که به هر جا توجه کرد، دید که گوش و چشمش پر شده از تربیت، این‏طور بار می‏آید. اگر رها بشود، هرزه، بار می‏آید؛ اگر بکشندش در طرف فساد، می‏رود. آن طرف و اگر بکشندش در طرف صلاح، می‏آید این طرف.(۷)

مطبوعات و تربیت نیروی انسانی مفید
آن که از همه خدمت‏ها بالاتر است این است که نیروی انسانی ما را رشد بدهد و این به عهده مطبوعات است، مجله‏هاست، رادیو تلویزیون است، سینماهاست تئاترهاست. این‏ها می‏توانند نیروی انسانی ما را تقویت کنند و تربیت صحیح بکنند و خدمتشان ارزشمند باشد و می‏توانند مثل رژیم سابق باشند که همه چیز به هم ریخته بود و همه چیز در خدمت استعمار بود، آن‏ها خودشان هم نمی‏دانستند، خیلی‏ها خودشان نمی‏دانستند، نمی‏دانست که این عکسی که از این زن لخت می‏اندازد چند تا جوان را آشفته می‏کند، از بین می‏برد. در هر هفته‏ای که یک مثلاً مجله‏ای در می‏آید که در آن ده تا عکس کذاست، این چند نفر از جوان‏های ما را از دست ما می‏گیرد. یا خودشان هم متوجه نبودند یا خودشان هم از آن‏ها بودند ما چه می‏دانیم. اگر خودتان را متحول کردید، کشورتان را هم می‏توانید نجات دهید، اگر به همان حال باشید و اسمتان را عوض کردید، با اسم نمی‏تواند یک کشوری اداره بشود، با لفظ، با لفظ جمهوری اسلام، با رأی به جمهوری اسلام نمی‏تواند یک مملکتی اسلامی بشود. مملکت اسلامی محتوایش باید اسلامی باشد. شما هم که مجله می‏نویسید می‏توانید خدمت کنید، جوان‏ها را برومند کنید با مقالاتتان، مقالات صحیحتان، دنبال این باشید که از نویسنده‏های متعهد اسلامی و انسانی نیرو بگیرید، مقالات صحیح بنویسید، درد و دوایش را بنویسید، همه چیز را انتقاد کنید.(۸)

مسؤولیت مطبوعات در هدایت جوانان
باید جوان‏های ما، نسل فعلی، نسل آینده را تربیت کنند… باید مجله راه بیندازید که وقتی جوان‏ها باز می‏کنند شکل و صورت و عکس‏های مجله و تیترهای مجله طوری باشد مقابل آن که پنجاه سال ما را به نابودی کشید. شما باید جبران آن خرابی پنجاه سال را بکنید. پنجاه سال جامعه ما هر مجله‏ای را باز کردند و یا گوش به رادیو و تلویزیون دادند همه انحرافی بود، همه برای این بود که از جوان‏ها مبادا جوان صحیحی ساخته شود، که خداوند به داد شما رسید و مسایل جهش پیدا کرد. این‏ها دنبال این هستند که انقلاب را برگردانند به جای اولش. هر کس مجله می‏خواهد بنویسد باید مجهز باشد که این نسل آینده را تربیت کند. برای نسل آینده فکری بکنید. اسلام همه نسل‏ها را مکلف می‏داند. پیغمبر اسلام مکلف بودند برای همه نسل‏ها. همچنین ما مکلفیم که برای نسل‏های آینده کار کنیم. باید تربیت ما از اولاد، در خانه و دبستان و دبیرستان‏ها باشد.(۹)

تشویق اشخاص فعّال و مبتکر، اساس کار مطبوعات
رادیو تلویزیون و مطبوعات مال عموم است ـ چنانچه شما هم همین اعتقاد را دارید که عموم بر آن‏ها حق دارند ـ از این جهت من به سهم خود خیال دارم که راجع به من کم باشد، مگر در مواقع حساسی که لازم است که آن هم باید از ما سؤال شود که آیا مطلبی را باید نقل بکنند یا خیر؟ والاّ آن چه خوب است در رادیو تلویزیون و مطبوعات باشد، آن است که برای کشور اثری داشته باشد. مثلاً اگر زارعی خوب زراعت کرد و زراعتش خوب بود، شما این شخص را به جای مقامات کشور در صفحه اول بگذارید و زیرش بنویسید این زارع چگونه بوده است، این منتشر بشود، و یا کارمندی خوب کار کرد، و یا اگر طبیبی عمل خوبی انجام داد، عکس او را در صفحه اول چاپ کنید و بنویسید که این عملش چطور بوده است. این باعث تشویق اطبا می‏شود و بیشتر دنبال کار می‏روند. یا مثلاً اگر کسی کشفی کرد، باید مفصل با عکس و مطلب باشد ـ یا اگر کسی سارقی را دستگیر نمود، و یا یک کشاورز و یا هنرمند و یا جراح ـ که متأسفانه نه اسمشان است و نه عکسشان! در حالی که این‏ها لایقند تا در روزنامه‏ها مطرح شوند. خلاصه، باید اساس تشویق، اشخاصی باشد در این کشور فعالیت می‏کنند؛ این‏ها به کشور حق دارند، به این روزنامه‏ها حق دارند، به رادیو تلویزیون حق دارند. ولی ماها نسبت به آن‏ها حقمان کم است. البته، آن چه من می‏گویم راجع به خودم است، به دیگران هیچ کاری ندارم، آن‏ها اختیارش با شما و با خود آن‏هاست. من میل ندارم رادیو هر وقت باز می‏شود اسم من باشد، مدت‏هاست که از این جهت متنفرم، این کار غلطی است، به اندازه متعارف نسبت به همه خوب است زیادی‏اش مضر است، این به ضرر مطبوعات است و مطبوعات را سبک می‏کند. اشخاص، شخصیت‏هایشان با خودشان است، این طور نیست که اگر اسمشان زیاد و کم مطرح گردد، شخصیتشان زیاد یا کم شود. در ایران هر کس با هم باشد کس معلوم است چه جوری است. بنابراین، آن چه راجع به خودم می‏گویم این است که اگر قرار است عکس مرا بگذارید، به جای آن، عکس یک رعیت را بگذارید و زیرش بنویسید این رعیت چه کار مهمی کرده است.(۱۰)

روزنامه‏ها مال طبقه سوم است
باید با اخبار مردم را تعلیم کرد و باید اخبار به صورتی باشد که مفید باشد، باید کاری شده باشد تا اخبار باشد. آن اشخاصی که در اطراف ایران زحمت می‏کشند، وقتی خبرشان را دادید تشویق می‏شوند. این طور نیست که همه للّه‏ کار کنند و چه بنویسید و چه ننویسید، فرقی نکند. ما مکلفیم تا افراد را در هر رشته تشویق کنیم تا امثالشان زیاد شود. اگر مطلبی از این طبقه‏ها در روزنامه‏ها آمد، روزنامه آبروی خوبی پیدا می‏کنند. روزنامه‏ها مال طبقه سوم است، مال طبقه اول نیست و این هم نیست که همه‏اش مال حکومت باشد و از چیزهای حکومتی بنویسید، این صحیح نیست. به نظر من روزنامه‏ها برای همه مردم است و همه مردم در آن حق دارند و می‏شود گفت که گاهی جای دیگران غصب می‏شود، ـ البته بدان معنای غصب نه! ولی نظیر آن ـ این عرض من است.(۱۱)

خدمت به مستضعفین
ای قشرهای روشن‏فکر و ای قشرهای نویسنده! قلم‏ها و گفتار خودتان را در راه این مستضعفین صرف کنید. ای دانشمندان ما! ای دانشجویان ما! ای فرهنگیان ما! ای دانشگاهیان ما! اجتماعات خودتان را برای راه این مستضعفین تقویت کنید، شما بودید که این همه خدمت کردید و این همه خون دادید و این همه حبس رفتید و این همه زجر کشیدید برای خلاصی از یوغ دشمنان، خلاصی از چپاولگری چپاولگران، نگذارید زحمات خودتان هدر برود، قلم‏ها را در راه خدمت به این خلق به کار بیندازید، گفتار را در راه خدمت به مستضعفین و اعمال را در خدمت به مستضعفین.(۱۲)

توجه به خواست ملت
باید ببینیم که زبان ملت چیست تا بفهمیم که این ملت چه می‏خواهد، خودمان بخواهیم حکم بکنیم باید ببینیم که زبان ملت چیست تا بفهمیم که این ملت چه می‏خواهد خودمان بخواهیم که حکم بکنیم که این ملت ما فلان چیز را می‏خواهد، این حرف غلطی است، حرف صحیح این است که ما مطالعه کنیم، در حال ملت، گوش بدهیم به صدای ملت ببینیم چه می‏خواهد؟ یک ملتی که همه فریاد می‏زنند که ما جمهوری اسلامی می‏خواهیم «نه شرقی و نه غربی، جمهوری اسلامی» ما دیگر حق نداریم که بنشینیم بگوییم که نه، این ملتی که قیام کرده‏اند، برای این قیام کرده‏اند که دموکراسی باشد، در اسلام همه چیز هست به معنای سالمش، اما ما می‏بینیم که همه مردم دارند می‏گویند که ما جمهوری اسلامی می‏خواهیم، ما حق نداریم که تأویل کنیم و بنشینیم خودمان هر چه دلمان می‏خواهد بگوییم که نخیر، مردم که این حرف‏ها را دارند می‏زنند، یک چیز دیگر را ما، گردنشان بگذاریم. این خلاف واقع است.(۱۳)

نقش مطبوعات در برچیدن مراکز فحشا
اگر مطبوعات جوان‏ها را نکشاند به طرف فحشا و ببرد طرف صراط مستقیم، مراکز فحشا هم برچیده می‏شود.(۱۴)

بیان خدمات جمهوری اسلامی در مطبوعات
از مسایلی که در مطبوعات لازم است این است که مقداری از اوراق خودشان را صرف این کنند که جمهوری اسلامی چه کرده است.
شما می‏بینید که الان آن اشخاصی که می‏خواهند به جمهوری اسلامی صدمه بزنند، راه افتاده‏اند که این رژیم هیچ کاری نکرده است و این همان رژیم شاهنشاهی است و فرقی با رژیم شاهنشاهی ندارد حتی بعضی از نویسنده‏های متعهد مسلمان که آدم‏های صحیح و باسوادی هستند شرح مفصلی نوشته‏اند راجع به این که جمهوری اسلامی حالا هم، همان کارهای سابق را می‏کند، این‏ها نگاه نمی‏کنند ببینند حالا چه شده است.(۱۵)

لزوم قدردانی از مردم و مأمورین مبارزه با خرابکاری
اگر در رژیم سابق یک خانه تیمی کشف می‏شد، می‏دانید که چه هیاهویی راه می‏انداختند؟ امروز چه؟ من این را یک ظلم می‏دانم که فرزندان عزیز ما این گونه شبانه روز کار کنند و در رادیو و تلویزیون و روزنامه‏ها فقط چند کلمه بگویند و رد بشوند. همین، فقط گفته شود که چه شد، بدون تشکر از مردم ما که با مأمورین همکاری داشتند و بدون تشکر از تمام دست اندرکاران. امروز پاسداران عزیز ما برای کشف خانه‏های تیمی آن همه کشته می‏دهند تا خانه‏ای کشف شود و محل فسادی از بین برود، من از آن‏ها تشکر می‏کنم.(۱۶)

آموزش راه و روش زندگی شرافتمندانه و آزاد منشانه
رسانه‏های گروهی به ویژه صدا و سیما، این مراکز آموزش و پرورش عمومی می‏توانند خدمت‏های گرانمایه‏ای را به فرهنگ اسلام و ایران نمایند. بنگاه‏هایی که شب و روز ملت در سراسر کشور با آن‏ها تماس سمعی و بصری دارند، چه مطبوعات در مقالات و نوشتارهای خود و چه صدا و سیما در برنامه‏ها و نمایشنامه‏ها و انعکاس هنرها و انتخاب فیلم‏ها و هنرهای آموزنده باید همت گمارند و بیشتر کار کنند و از گردانندگان و هنرمندان متعهد بخواهند تا در راه تربیت صحیح و تهذیب جامعه، وضعیت تمام قشرها را در نظر گرفته و راه و روش زندگی شرافتمندانه و آزادمنشانه را با هنرها و نمایشنامه‏ها به ملت بیاموزند و از هنرهای بدآموز و مبتذل جلوگیری کنند.(۱۷)

بسیج ملت‏ها برای اخراج ستمگران از صحنه
در این دنیای مسموم که نفس کشیدن در آن مرگ تدریجی است، تکلیف ملت‏های در بند این ابرقدرت‏ها و انگل‏های آنان چیست؟ باید بنشینند و این صحنه‏های جنایتکار را تماشا کنند و با سکوت مجال دهند که دنیا در آتش بسوزد؟ آیا روحانیون، نویسندگان، گویندگان، روشن فکران ، متفکران از هر ملت و مذهب که هستند، در این زمان تکلیفی انسانی، مذهبی، ملی و اخلاقی ندارند و باید نقش تماشاگر را در کشورهای خود ایفا کنند؟ و یا آن که باید این سران و سردمداران با گفتار و نوشتار خود، ملت‏های مظلوم در بند را بسیج کنند تا ستمگران را از صحنه خارج نمایند و حکومت را به دست مستضعفان بسپارند، چونان که در ایران با همّت ملت بزرگوار شد.(۱۸)

مقابله با گسترش سلاح‏های هسته‏ای
باید برای آتیه دنیا، امروز توده‏های مردم، نویسندگان، گویندگان، فکر بکنند و مردم را آگاه بکنند به این خطری که تمام بشریت را تهدید می‏کند، آگاه کنند همه توده‏های دنیا را که این خطر بزرگ پیش است و اگر این ابرقدرت‏ها در این حالی که هستند و مشغول تهیه سلاح‏های بزرگ اتمی و غیر آن هستند، به همین حال باقی باشند، دنیا ممکن است که به خرابی بکشد و عمده ضررش به ملت‏ها برسد.
باید هر کس در هر جا هست، نویسنده‏هایی که هستند، روشن‏فکرانی که هستند و علمایی که در همه قشرهای دنیا هستند و دانشمندان، مردم را به این خطر آگاه کنند تا بلکه خود مردم و توده‏های مردم در مقابل این دو قدرت بایستند و این سلاح‏ها را جلوگیری کنند. و این که زمزمه این هر وقت شده است و می‏شود، مدت‏ها در این حرف هست که می‏خواهیم تحدید این سلاح‏های اتمی را بکنیم و می‏خواهیم تفاهم کنیم به این که این سلاح‏های اتمی با موشک‏های عظیمی را که تازه درست شده است، جلوی این را بگیریم؛ هر دوی این‏ها شر است و آمریکا هم همین نظر را دارد که شوروی را اغفال کند و آن سلاح‏ها را در غرب و در هر جایی که دست دارد، این سلاح‏ها را مهیا کند برای یک روزی که با فشار یک دگمه، دنیا به آتش کشیده بشود. امروز باید مردم دنیا توجه به این مشکل بزرگ دنیا بکنند و هر قشری، نویسنده‏ای، مطبوعات، در سر تا سر دنیا دنبال این مطلب باشند و مردم را بیدار کنند که در مقابل این کارهایی که این‏ها می‏کنند، درست قیام کنند. البته کم و زیاد الان هستند قشرهایی که تظاهر می‏کنند بر ضد این سلاح‏ها، لکن باید همه مردم قیام کنند تا بتوانند کاری انجام بدهند.(۱۹)

صرفه‏جویی در وقت و بیت‏المال
مطبوعات باید این توجه را داشته باشند که چیزهایی که برای ملت مفید نیست در روزنامه‏ها ننویسند، کاغذ صرف این نکنند، وقت صرف این نکنند. باید رادیو تلویزیون توجه به این معنا داشته باشد که این از بیت‏المال مسلمین است، باید وقتش صرف چیزهایی که مربوط به مصالح مسلمین است، نشود؛ مسؤولیت دارد این‏ها.(۲۰)

نشریات مفید و اصلاح اخلاق جامعه
نشریه، بسیار خوب است در صورتی که محتوای آن محتوای آموزنده باشد و دست اندرکاران آن متعهد باشند، این نشریه رأس همه امور می‏شود. انسان اگر انصاف داشته باشد، باید به خاطر مردمی که قلم‏ها را برای این‏ها آزاد گذاشته‏اند، از قلم و قدمش استفاده کند و دیانت هم اقتضای همین را می‏کند. ما باید نشریاتمان مفید باشد و اخلاق جامعه را اصلاح کنیم.(۲۱)

همه نویسندگان مکلفند به حفظ نظام
من به همه اشخاصی که قلم در دستشان است، زبان گویا دارند می‏خواهم سفارش کنم که متوجه باشند که قلم آن‏ها، زبان آن‏ها در حضور خداست، فردا مؤاخذه دارد، صحبت، سر دولت و ریاست جمهور و این‏ها نیست، صحبت سر نظام است، نظام اسلام است؛ آقای خامنه‏ای سلمه‏اللّه‏ باشند رییس جمهور یا یک کس دیگر، آقای موسوی نخست وزیر باشند یا یک کس دیگری، این مطرح نیست، مطرح نظام جمهوری اسلامی است، ما مکلفیم به حفظ او، همه نویسنده‏ها مکلفند به حفظ نظام.(۲۲)

رسالت خطیر رسانه‏های گروهی در حفظ آرامش کشور
ما الان در ایران احتیاج به آرامش داریم، اگر ما بخواهیم که این نهضت پیروز بشود، باید ما آرامش این مملکت را حفظ بکنیم، باید همه قشرها متوجه باشند که آرامش را حفظ کنند، نباید به جان هم بریزند و هم را چیز بکنند، ارشاد باید بکنند، تلویزیون باید ارشاد بکند، رادیو باید ارشاد بکند، روزنامه‏ها باید ارشاد بکنند، روزنامه‏ها نباید یک چیزهایی را که موجب تهییج مردم است و موجب انحراف مردم است در آن جا بنویسند، رادیو نباید این کار را بکند، باید ارشاد بکنند و در عین حال مردم را متوجه به این بکنند که ما دشمن داریم و دشمن دنبال این است که تشنج پیدا بشود، باید از تشنج‏ها جلوگیری کرد و باید آن اشخاص منحرف را ارشاد کرد و اگر ارشاد نشدند، آن‏ها را منزوی کرد، بی‏اعتنایی کرد به آن‏ها. هر دفعه‏ای که شما یک طوری بکنید که با شدت رفتار کنید، آن‏ها مظلومیت به خودشان می‏دهند و برای ما ضرر دارد. باید هم مسایل را گفت و هم آرامش را حفظ کرد، هم مطالب را مردم بدانند (گویندگان باید بگویند) و هم آرامش را باید حفظ بکنند.(۲۳)

رسالت تاریخی نویسندگان و شعرا
امروز تکلیف همه شما آقایانی که از خارج تشریف آوردید، شعرای شما، نویسندگان شما، گویندگان شما، این است که شعرا در اشعارشان قضایای این انقلاب را منعکس کنند، اگر توانستند در مجامع عمومی و اگر نتوانستند حتی در مجامع خصوصی هم محفوظ بماند برای نسل‏های آتیه‏ای که فرزندانشان الان بعضی‏شان از کوچولوهایی که در ۲۲ بهمن متولد شده‏اند و آن‏هایی که در طول تاریخ می‏آیند.
باید مردم جهان را، مستضعفان جهان را آگاه کنید، آگاه کنیم به این که چه مصایبی بر این‏ها وارد شده است و در تحت چه شرایطی زندگی می‏کنند و آنان که به آن‏ها حکومت می‏کنند تحت چه شرایطی هستند و وضع زندگی مالی‏شان چطور است. و آن‏هایی که از دولت‏های اسلامی هستند، ذخایر خودشان را به کجا خرج می‏کنند و در جیب کی می‏ریزند در عین حالی که ملت‏های آن‏ها گرسنه هستند، ملت‏های آن‏ها فقیر هستند و بسیاری از آن‏ها از گرسنگی تلف شدند و این‏ها ذخایر خودشان را، ذخایری که مال خود این ملت است و آن‏ها غاصب هستند، به جای این که برای ملت خودشان ولو عشری از اعشار آن را خرج می‏کردند و این‏ها به رشد می‏رسیدند، تمامش را تسلیم می‏کنند به آن‏هایی که دشمن اسلامند.
شعرا در طول تاریخ باید بنویسند این امور را و به شعر، مردم را بیدار کنند و نویسندگان اگر می‏توانند در نطق‏ها و نوشته‏های خودشان، در مجامعی که می‏روند در شهرهای خودشان، در کشورهای خودشان مسایل ایران را ابلاغ کنند و اگر نمی‏توانند در کتب و رساله‏های خودشان ثبت کنند که بعدها وقتی که مردم در نسل‏های بعد می‏آیند، ببینند که دشمن‏های آن‏ها کی هست و دوستان آن‏ها کی و تکلیف آن‏ها با دوستانشان و دشمنانشان چیست.
اگر ما در تبلیغ قصور کنیم، اگر ما در گفتن و نوشتن شعر و نثر و همه نحو نوشتن و گفتن قصور کنیم، ما مدیون نسل‏های آینده هستیم که ممکن بود با نوشته‏های شما، با نوشته‏های نویسندگان عزیز و با اشعار آن‏ها، بیدار بشوند و مطلع بشوند بر این که بر این ملت‏ها در این زمان چه گذشته است و ماها چه تحمل رنج‏ها کردیم، بلکه آن‏ها درصدد علاج برآیند، و امروز نیز ما باید درصدد علاج برآئیم.
همه شما و همه ملت‏های ضعیف دردها را می‏شناسند، می‏دانند که از کجا صدمه می‏بینند و کی به آن‏ها صدمه می‏زند و چه رژیمی آن‏ها را تحت فشار قرار می‏دهد و درمان را باید بدانند که تا جهان، مبتلا به این جنایتکاران است و وابستگان به این جنایتکاران، روی خوش نخواهد دید.(۲۴)

پی‏نوشت‏ها :
۱ ـ ۸/۳/۵۸ ـ بیانات امام در جمع کارکنان روزنامه کیهان، صحیفه نور، ج ۷، ص ۱۸.
۲ ـ ۲۶/۱۰/۶۱ ـ بیانات امام در جمع گروهی از کارکنان صنایع دفاع و… صحیفه نور، ج ۱۷، ص ۱۵۲.
۳ ـ ۲۶/۲/۵۸ ـ بیانات امام در جمع کارکنان کیهان، صحیفه نور، ج ۶، ص ۱۹۱.
۴ ـ ۲۶/۵/۶۲ ـ بیانات امام در جمع اعضای شورای سرپرستی روزنامه اطلاعات و نماینده امام در این روزنامه، صحیفه نور، ج ۱۸، ص ۶۵.
۵ ـ ۹/۱۲/۶۲ ـ بیانات امام در جمع مدیران و کارکنان سازمان صدا و سیمای سراسر کشور، صحیفه نور، ج ۱۸، ص ۲۴۳.
۶ ـ ۱۴/۴/۱۳۵۸ ـ در جمع کارکنان مجله خواندنی‏ها، صحیفه نور، ج ۸، ص ۲۴.
۷ ـ ۵/۶/۵۹ ـ بیانات امام در جمع کارگران، نویسندگان و کارمندان مؤسسه اطلاعات، صحیفه نور، ج ۱۳، ص ۴۱.
۸ ـ ۱۴/۴/۵۸ ـ بیانات امام در جمع مسئولین و کارکنان مجله خواندنی‏ها، صحیفه نور، ج ۸، ص ۲۴ ـ ۲۵.
۹ ـ ۴/۴/۶۰ ـ بیانات امام در دیدار با حجت‏الاسلام کروبی سرپرست سابق بنیاد شهید و خانواده شهید مازندارانی، صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۳۷ ـ ۳۸.
۱۰ ـ ۱۰/۴/۶۴ ـ بیانات امام در جمع مسؤولان روزنامه‏های کیهان، اطلاعات و جمهوری اسلامی، صحیفه نور، ج۱۹، ص۲۱۵.
۱۱ ـ ۱۰/۴/۶۴ ـ بیانات امام در جمع مسؤولان روزنامه‏های کیهان، اطلاعات، جمهوری اسلامی، صحیفه‏نور،ج۱۹،ص۲۱۶.
۱۲ ـ ۱۳/۸/۵۸- بیانات امام در جمع دانش‏آموزان و دانشجویان، صحیفه نور، ج ۱۰، ص ۱۲۸.
۱۳ ـ ۲۹/۷/۵۸ ـ بیانات امام در جمع شورای پنج نفری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، صحیفه نور، ج ۱۰، ص ۱۳.
۱۴ ـ ۵/۶/۵۹ ـ بیانات امام در جمع کارگران، نویسندگان و کارمندان مؤسسه اطلاعات، صحیفه نور، ج ۱۳، ص ۴۱.
۱۵ ـ ۱۵/۱۰/۵۹ ـ بیانات امام در جمع اعضای هیأت تحریریه مجلس سروش، صحیفه نور، ج ۱۳، ص ۲۵۱.
۱۶ ـ ۱/۱۰/۱۳۶۱ ـ در دیدار با وزیر کشور و معاونین و استانداران، صحیفه نور، ج ۱۷، ص ۱۱۷.
۱۷ ـ ۲۲/۱/۶۳ ـ پیام به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، صحیفه نور، ج ۱۹، ص ۱۰۹.
۱۸ ـ ۲۸/۳/۶۲ ـ پیام به مناسبت شهادت شش تن از اعضای خانواده آیت‏اللّه‏ العظمی حکیم، صحیفه نور، ج ۱۸، ص ۲۳.
۱۹ ـ ۱۳/۸/۱۳۶۱ ـ در جمع اعضای شوراهای اسلامی روستاهای سراسر کشور و … صحیفه نور، ج ۱۷، ص۷۰ـ۷۱.
۲۰ ـ ۱۳/۶/۶۴ ـ در جمع رییس جمهور و سایر مقامات مملکتی و… به مناسبت عید غدیر خم، صحیفه نور، ج ۱۹، ص ۲۲۴.
۲۱ ـ ۱۱/۳/۱۳۳۶۰ ـ در جمع کارکنان نشریه عروه‏الوثقی، صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۲۴۹.
۲۲ ـ ۸/۶/۶۵ ـ در دیدار رییس جمهور، نخست وزیر و هیأت دولت به مناسبت هفته دولت، صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۳۷.
۲۳ ـ ۷/۴/۱۳۵۹ ـ پیام به مناسبت نیمه شعبان خطاب به ملت ایران، صحیفه نور، ج ۱۲، ص ۲۰۹ ـ ۲۱۰.
۲۴ ـ ۲۱/۱۱/۶۱ ـ بیانات امام در جمع مهمانان خارجی شرکت کننده در مراسم بزرگداشت دهه فجر، صحیفه نور، ج ۱۷، ص۱۹۲.

***

«منشور اخلاق رسانه ای» از نگاه رهبر معظم انقلاب

اکتفا به بیان واقعیت:
«…زیادتر نگویید از آنچه که هست، از آنچه که باید و شاید. منصف باشیم؛ عادل باشیم. این‏ها آن وظایف ماست. اینجور نیست که ما چون مجاهدیم، چون مبارزیم، چون انقلابی هستیم، بنابراین هر کسی که از ما یک ذره – به خیال ما و با تشخیص ما – کمتر است، حق داریم که درباره اش هر چی که می توانیم بگوئیم؛ نه، اینجوری نیست. بله، ایمان‏ها یکسان نیست، حدود یکسان نیست و بعضی بالاتر از بعضی دیگر هستند. خدا هم این را می‏داند و ممکن است بندگان صالح خدا هم بدانند؛ لکن در مقام تعامل و در مقام زندگی جمعی، باید این اتحاد و این انسجام حفظ بشود و این تمایزها کم بشود…»

مطبوعات و رسانه ها:
* مؤثرترین سلاح بین‏المللی علیه دشمنان و مخالفان سلاح تبلیغات است. سلاح ارتباطات رسانه‏ای است. امروز این قوی‏ترین سلاح است و از بمب اتم هم بدتر و خطرناک‏تر است.(پس باید مراقب بود).

* من مطبوعات را یک پدیده‏ی ضروری و لازم و اجتناب‏ناپذیر برای جامعه‏ی خودمان و هر جامعه‏ای می‏دانم. بنده برای مطبوعات سه وظیفه قائلم: ۱- نقد و نظارت. ۲- اطلاع رسانی صادقانه و شفاف. ۳- طرح و تبادل آراء و افکار در جامعه.

وظیفه‏ی اول؛ نقد و نظارت:
تعریف نقد و انتقاد:
* نقد یعنی عیار سنجی، یعنی :
* یک چیز خوب را، آدم ببیند خوب است؛
* یک چیز بد را نیز ببیند؛
* و بعد جمع‏بندی کند.
*** جمع‏بندی کار یک مجموعه هم آن وقتی است که ضعف‏ها و قوت‏ها را منصفانه کنار همدیگر قرار بدهد.
* انتقاد معنایش این است که هر انسانی بنشیند عیارسنجی کند:
* ببیند نقطه ی ضعف کجاست؛
* ببیند نقطه ی قوّت کجاست؛
* بعد ببیند این نقطه ی ضعف – اگر می تواند علّت‏یابی کند- به کجا برمی گردد، سراغ آن جا برود؛ یعنی آن ریشه را پیدا کند، اصل را پیدا کند. اگر این کار انجام شد، درست است.

اگر انتقاد به معنای عیب‏جویی باشد:
۱- نه چیز خوبی است؛
۲- نه خیلی هنر زیادی می‏خواهد؛
۳- نه خیلی اطلاعات می‏خواهد؛ بلکه انسان با بی‏اطلاعی بهتر هم می‏تواند انتقاد کند.
۴- انتقاد به معنای عیب‏جویی اصلاً هیچ لطفی ندارد، هیچ فایده‏ای هم ندارد.

تفاوت نقد کردن و نق زدن:
* فرق است بین نقد کردن و نق زدن:
الف) نقد کردن یعنی:
* یک نکته‏ی تاریک را گفتن،
* و با جنبه‏ای مثبت به جنگ آن رفتن،
* و برآن فایق آمدن.
ب) نق زدن یعنی:
* یک نکته‏ی منفی را گرفتن،
* و مدام آن‏را تکرار کردن،
* و سیاه نمایی کردن،
* و یأس پراکندن

تفاوت تخریب و انتقاد: 
* یک مسأله هم، مسأله‏ی انتقاد و تخریب است؛ مرز انتقاد و تخریب چیست؟ تخریب بکنند و اسمش را بگذارند انتقاد؛ یا از ما انتقاد بشود و ما تلقیِ تخریب از آن داشته باشیم؟ خب، باید مشخص بشود تخریب کدام است و انتقاد کدام است:
الف) معنای انتقاد آن ارزشیابیِ منصفانه‏ای است که یک آدم کارشناس می‏کند؛ نقادی هم، همین است. وقتی شما طلا را می‏برید پیش یک زرگر که نقادی کند، او می‏گوید:« آقا! این عیارش بیست است»؛ یعنی عیار بیست را قبول می‏کند؛ حالا از بیست و چهار عیار – که طلای خالص است – چهار عیار کم است. این شد نقادی. البته زرگر هم هست و وسیله‏ی نقادی را هم دارد.
ب) اما اگر چنانچه طلا را بردید مثلاً پیش یک آهنگر و او یک نگاهی کرد و آن را انداخت و گفت: «آقا! این‏که چیزی نیست.» این اسمش نقادی نیست. اولاً اصل طلا بودن شیی، انکار شده. خب، بالاخره مرد حسابی! حالا عیار بیست و چهار ندارد، عیار بیست که دارد؛ این را قبول کن! ثانیاً: شما که اهل این کار و آشنای این کار نیستی!

تعریف تخریب:
* تخریب یعنی:
* انکار امتیازات؛
* قبول نکردن برجستگی ها و کارهای خوب؛
* درشت کردن و برجسته کردن ضعف‏ها.

انتقاد تخریبی یعنی آن انتقادی که:
* قصد آن اصلاح نیست، بلکه به قصد تخریب است؛
* واقعیت، غیر واقعیت، خلاف واقع، ضد واقع و همه چیز در آن هست؛
* گاهی یک چیز کوچک را بزرگ می‏کنند؛
* گاهی یک چیزی که نبوده به عنوان یک حقیقت مسلم جلوه می‏دهند.
* هیچ بنای اصلاح ندارند، این تخریب است.

طیف وسیع خط تخریب داخلی:
۱- بعضی‏ها واقعاً خبری ندارند؛ یعنی مغرض نیستند، اطلاعاتشان کم است و بر اثر بی‏اطلاعی چیزی می‏گویند.
۲-‏ بعضی‏ها غرض‏های شخصی و غرض‏های سطحی دارند.
۳- بعضی‏ها غرضهایشان عمقی است. یعنی با نظام مسأله دارند، کینه‏ی امام در دلشان است. حرف‏های امام را یا از اول قبول نداشته‏اند یا حالا قبول ندارند. (که تهاجم ها، پنجه زدن ها و لجن پراکنی ها، نتیجه‏ی بینش این طیف است).

وظایف نقد کننده:
۱- باید در انتقاد از یک شخص یا دستگاه دچار بی‏انصافی نشویم. باید با انصاف بود، با انصاف عمل کرد، با انصاف حرف زد. اگر با کسی دشمن هستید نباید موجب شود حتی نسبت به دشمن بی‏عدالتی و بی‏انصافی کنید. نگرانی من از انتقاد کردن نیست. یکی انتقاد می‏کند یکی هم جواب می‏دهد، نگرانی من از رایج شدن اخلاق بی‏انصافی در جامعه است.
۲- زیاده روی نباید کرد. در فریب خوردن از هوای نفس به خودمان سوءظن داشته باشیم. ببینیم کجا هوای نفس است، کجا احساس تکلیف؛ و دقت بکنیم که حتی پا از دایره تکلیف آن‏طرف تر نباید گذاشت.
۳- نباید به کسی تهمت زد یا بخاطر یک امر از همه چیزهایی که صلاحیت محسوب می‏شود، او را نفی کرد.
۴- در حرف زدن، در تصمیم‏گیری و قضاوت، عدالت را رعایت کنید.
۵- انتقاد با نظر خیرخواهانه است. و آن جایی واقعاً انتقاد است که کسانی با نظر خیرخواهانه، نقاط مثبتِ کاری را توجه می‏کنند و نقاط اشکالش را هم ذکر می‏کنند.
۶- نقد را با عیب‏جویی و با عصبانیت و با بهانه‏گیری نباید اشتباه کرد. اما نقادی باید کرد. در عین حال نقد پذیر هم باید بود.

وظایف نقد شونده:
۱- وظیفه‏ی مسئولین انتقادپذیری است؛ البته نقدپذیری، فقط مخصوص مسئولین نیست.
۲- برای شنیدن نقد، سینه‏ای‏گشاده و روی باز و گوش شنوا داشته باشید. هیچ ضرر نمی‏کنید اگر از شما انتقاد بکنند.
۳- نقد منصفانه و نقدپذیری متواضعانه هر دو لازم است.
۴- حتی اگر منتقد اشتباه کرد، گوش کنید تا آنجاهایی که واقعاً درست است از شما فوت نشود.
۵- نقدهای مصلحانه و خیرخواهانه (نقدهایی که باید شنید حتی اگر وارد هم نباشد):
الف) از سوی دوستان
ب) از سوی کسانی که دوست و طرفدار هم نیستند، دوست هم نیست، دشمن هم نیست، لیکن نقد است؛ انتقاد است؛ باید گوش کرد.
ج) نقدهای غیرمغرضانه برخی نخبگان، انتقاد خوب هدیه‏ای است که باید گوش کرد.
د) نصیحت علمای دینی، بزرگان دینی، مراجع را باید متنعم شمرد.
۶- البته نباید خود را در معرض اتهام قرارداد، نباید برای جنجال‏آفرینی‏ها – که کسانی دنبالش هستند- مسأله درست کرد و بهانه داد.
۷- هیچ دستگاهی نباید خود را از نقد و انتقاد مصون و از عیب خالی بداند. (این معنای حقیقی اصلاح نظام مورد نظر اسلام است)؛ همه مشمول این قاعده‏ی کلی هستند:
الف) نقد،
ب) اصلاح،
ج) پاسخگویی.

وظایف مخاطب: 
۱- شنونده‏ی تهمت یا غیبت باید (نسبت به کسی که دارد غیبت او می‏شود یا به او تهمتی می‏زنند) حسن ظن داشته باشد و آن‏را قبول نکند. قرآن کریم می‏فرماید: «لّوً لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خیرا»؛ وقتی می‏شنوید که یکی را متهم می‏کنند، چرا به هم‏دیگر حسن ظن ندارید؟
۲- بحث درست بکنید، بحث منطقی بکنید. سخنی را بشنوید، سخنی را بگویید؛ بعد بنشینید فکر کنید. این همان دستور قرآن است. «فبشّر عباد. الّذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه». سخن را باید گوش داد، بهترین را انتخاب کرد.
۳- من به بزرگان هم نصیحتی بکنم. آن‏ها هم باید توجه کنند:
– مواضع درست گرفتن،
– حرف درست زدن،
– و تحت تأثیر خبرهای دروغ قرار نگرفتن،
این هم وظیفه است. هزاران نفر در نظام اسلامی دارند محض رضای خدا زحمت می‏کشند و تلاش می‏کنند و شب و روز خودشان را می‏کُشند، برای اینکه طبق حرکت اسلامی یک کاری انجام بگیرد، نظام اداره شود، وظایفِ بسیار سنگین انجام بگیرد؛ اما انسان یک خبر دروغی را بشنود، بنا کند همه ی اینها را زیر سؤال بردن – مسؤولین دولتی را، دیگران را – این هم مصلحت نیست، این هم خلاف است.

افکار عمومی موش آزمایشگاهی نیست!
«بعضی افراد خیال می‏کنند که افکار عمومی، منطقه ی آزاد و بی قید و بندی است که هر کار خواستند، با آن بکنند! افکار عمومی موش آزمایشگاهی نیست که هرکس هرکار خواست، بتواند با آن بکند. با تحلیل های غلط، شایعه‏سازی، تهمت و دروغ، به ایمان، عواطف، باورها و مقدّسات مردم آسیب می‏زنند. این که درست نیست…»

وظیفه ی دوم؛ اطلاع رسانی صادقانه و شفاف:
* معتقدم که آزادی قلم و بیان، حقِ‏ مسلّم مردم و مطبوعات است. در این هم هیچ تردیدی ندارم و این جزء اصول مصرّحه قانون اساسی است.

* معتقدم اگر جامعه‏ای مطبوعات آزاد ـ و دارای رشد ـ و قلم های آزاد و فهمیده را از دست بدهد، خیلی چیزهای دیگر را هم از دست خواهد داد.

* وجود مطبوعات آزاد، یکی از نشانه‏های رشد یک ملت و درحقیقت خودش هم مایه ی رشد است؛ یعنی:
– از یک طرف رشد و آزادگی ملت، آن را به‏وجود می‏آورد؛
– از طرف دیگر، آن هم به نوبه‏ی خود می‏تواند رشد ملت را افزایش دهد.

* البته معتقدم در کنار این ارزش، ارزش ها و حقایق دیگری هم وجود دارد که با آزادی مطبوعات و آزادی قلم، آن ارزش ها نباید پایمال شود. هنر بزرگ این است که کسی بتواند:
* هم آزادی را حفظ کند،
* هم حقیقت را درک کند،
* هم مطبوعات آزاد داشته باشد،
* هم آن آسیب ها دامنش را نگیرد.

مطبوعات ، رسانه ها و افکار عمومی:
* کسی که قلم به دست می‏گیرد، باید:
– تقوا،
– صداقت،
– عفاف،
– انصاف نسبت به دیگران؛
جزو طبیعت ثانوی‏اش بشود.

* افکار عمومی باید با مطبوعات هدایت شوند. اگر کسی غیر مسؤولانه و خدای ناکرده مغرضانه بخواهد این هدایت را در دست گیرد، به طور یقین خطا خواهد کرد. هیچ‏کس به راننده ی مست و خواب آلوده اجاز ه ی رانندگی نمی‏دهد. اگر اجاز ه ی رانندگی هم بدهند، شما سوار ماشین او نمی‏شوید.

* بعضی افراد خیال می‏کنند که افکار عمومی، منطق ه ی آزاد و بی قید و بندی است که هر کار خواستند، با آن بکنند! افکار عمومی موش آزمایشگاهی نیست که هرکس هرکار خواست، بتواند با آن بکند. با تحلیل های غلط ، شایعه‏سازی، تهمت و دروغ، به ایمان، عواطف، باورها و مقدّسات مردم آسیب می‏زنند. این که درست نیست.

نبایدها ( برخی مطبوعات و رسانه ها نانشان در ایجاد اختلاف است):

* نباید عده ‏ای با قلم ، بیان و مطبوعات و عده ای هم با ابراز مخالفت با فلانی، فضا را آلوده کنند.

* نباید ایجاد یأس بشود؛ اشکال تراشی‏های غیرمنطقی، یک نمونه از ایجاد یأس است.

* همه ی این ها کارهای ممنوع و ضد ارزش و خلاف مشی جمهوری اسلامی و خلاف حق است:
• کارشکنی،
• سخن پراکنی علیه دیگران،
• بدگویی کردن،
• افشاگری‏های بی‏پایه و اساس نسبت به اشخاص

* شایعه سازی و شایعه پراکنی نکنند. کسانی که مصالح کشور را می‏خواهند و مایل‏اند حقایق را غالب کنند، از اختلافات جزیی و غیراصولی صرف نظر کنند.

* اخلاق اهمیتش از علم هم بیشتر است. اگر فضا، فضای:
 اشاعه‏ی فحشا،
 تهمت زدن،
 دیگران رامتهم کردن به شایعات و خیالات باشد؛
 و فضای جامعه را فضای سوءِ ظن و بدگمانی قرار دادن،
دل‏ها را تاریک و فضای زندگی را ظلمانی می‏ کند.

– یک شخص یا یک جریان را به طور مطلق مورد تهاجم قرار دادن (حتی به قصد اصلاح) جایز نیست و در بسیاری موارد غیبت است.

 انتقاد منطقی، گفتن حرف صحیح، غیر از غیبت است.
 گفتن حرف‏های آشکار و نقد آن به هیچ وجه غیبت نیست. (نیازی هم به افترا و تهمت نیست.)

– بعضی از این گونه تهاجم‏ها علیه اشخاص یا جریان‏ها، مصداق:
 تهمت،
 افترا،
 قول به غیر علم،
 و سب و شتم است؛
حتی اگر به قصد اصلاح باشد. (تمام وسایل مدرن امروز – از جمله سایت و وبلاگ و … – هم مشمول همین حکم است. خواندن وبلاگ مانند خواندن کاغذ، است، کتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. دوربین هم همین جور است.)

– تهمت زدن به یک شخص گناه است، تهمت زدن به یک نظام اسلامی، به یک مجموعه، گناه بسیار بزرگتری است.

– نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند. فضا را نباید از تهمت و از گمان سوء پر کرد.

– شفافیت این نیست که ما بیایم این و آن را بدون اینکه اثبات شده باشد، بگیریم زیر بار فشار تهمت.

– ممکن است چیزهایی را که نسبت می‏دهند در واقع راست باشد؛ اما تا مادامی که اثبات نشده حق بیان وجود ندارد.

چارچوب اصول، اصول انقلاب است

مقام معظم رهبری : «به هیچ وجه انتقاد کردن را مخالفت و ضدیت نمی‏دانیم اما انتقاد باید در چارچوب اصول باشد و -اگر این باشد- این اصلاً یک مخالفت مضری نیست. چارچوب اصول، اصول انقلاب است. اصول انقلاب هم سلیقه‏ای نیست.»

وظیفه ی سوم؛ طرح و تبادل آرا و افکار:

آزادی فکرها:

* آن چیزی که به پیشرفت کشور کمک می‏کند، آزادی فکرهاست.

+ آزادی فکرها یعنی:
– آزادانه فکر کردن؛
– آزادانه مطرح کردن؛
– از هو و جنجال نترسیدن؛
– به تشویق و تحریض این و آن نگاه نکردن و به قولی جوگیر نشدن؛
– سخن را شنیدن و بهترین را انتخاب کردن.

* شاخص‏های نظام برای تبادل آرا و افکار:
– به هیچ وجه انتقاد کردن را مخالفت و ضدیت نمی‏دانیم اما انتقاد باید در چارچوب اصول باشد و-اگر این باشد- این اصلاً یک مخالفت مضری نیست. چارچوب اصول، اصول انقلاب است. اصول انقلاب هم سلیقه‏ای نیست. اصول انقلاب:
 اسلام است؛
 قانون اساسی است؛
 رهنمودهای امام است- وصیت نامه ی امام است؛
 سیاست های کلی نظامی است که در قانون اساسی معین شده؛
در چارچوب اصول، اختلاف نظر، اختلاف ممشا، اختلاف سلیقه، عیب نیست که حسن است، مضر نیست که مفید و نافع است. اختلاف نظر، اختلاف رأی، اختلاف سلیقه، در مسایل گوناگون، شخصی و عمومی، یک امر طبیعی است.

– من با مناظره، معارضه، گفت وگو و انتقاد مخالفتی ندارم اما سعی کنید این در چارچوب‏های درست شرعی و دینی انجام بگیرد. نباید منتهی بشود به دشمنی و ایجاد نقار (مردم از فضای تخریب خوششان نمی‏آید.)

– آنجا که کسی انتقادی را پرتاب کند، حق نمایان نمی‏شود.

– ایجاد فضای آشفته‏ی ذهنی و لفاظی‏ها هیچ کمکی به پیشرفت کشور نمی‏کند.

– نظام آنجایی که مخالف در چارچوب اصول باشد، یعنی:
 دنبال خشونت نرود،
 درصدد بر هم زدن امنیت جامعه نباشد، آسایش جامعه را نخواهد برهم بزند ( تهمت و دروغ پراکنی و شایعه نکند)، با هیچ کس برخورد نمی‏کند.

– آن کسانی که نظرهای مخالف با نظرهای رسمی دارند خود را در چارچوب اصول مقایسه کنند. اگر کسی:
• با مبانی نظام معارضه کند،
• با امنیت مردم مخالفت کند، نظام مجبور است در مقابل او بایستد.

– آنجایی که لازم است باید انتقاد شود و همراهی با مسؤولین به انتقاد نکردن نیست اما بی اعتماد کردن مردم نسبت به مسؤولین، ترفند دشمن است.

– جنجال فکری به غیر از مباحثات صحیح است.

– بنده هم از نقد استقبال می‏کنم و هم نقد را وسیله‏ی تکامل می‏دانم؛ ما در این تردیدی نداریم و معتقدیم که نقد منصفانه و پاسخگویی منصفانه به نقد:
o به تقویت دستگاه و نظام کمک می‏کند،
o انسان در مقام رقابت و نقد بهتر کار می‏کند؛
لیکن این نباید با درگیری‏ها، گفت وگوها و بگو مگوهای لفظی اشتباه شود.

– فضای اهانت و هتک حرمت در جامعه، یکی از آن چیزهایی است که اسلام مانع از آن است؛ نباید این اتفاق بیفتد. فضای هتک حرمت:
 هم خلاف شرع است،
 هم خلاف اخلاق است،
 هم خلاف عقل سیاسی است.

– انتقاد، مخالفت، بیان عقاید، با جرأت، هیچ اشکالی ندارد؛ اما دور از هتک حرمت‏ها، اهانت‏ها، فحاشی و دشنام و این چیزها؛ همه، در این زمینه مسؤولند. این کار:
– هم فضا را آشفته می‏کند؛
– هم اعصاب آرام جامعه را به هم می‏ریزد (که امروز احتیاج به این آرامش هست)؛
– هم خدای متعال را هم از ما خشمگین می‏کند.

– بعضی کسان انتقادی که بر فلان مدیر و مسؤول وارد است، انتقاد به نظام می‏دانند. این غیرمنصفانه است. نظام اسلامی یعنی ترکیب قانون اساسی. روش‏های اجرایی و عملیاتی این نظام، در خود قانون اساسی هست و به‏طور واضح در وصیت‏نامه، سیره و بیانات امام بزرگوار وجود دارد.

– نقد، انتقاد و… ایرادی ندارد؛ و حتّی برخی از بی‏تابی هایی که انسان از دانشجویان، آحاد مردم و یا بعضی از مطبوعات می‏بیند که دغدغه دارند، خوب هم هست و نشان‏دهنده‏ی این است که روی عزّت و استقلال ملی در جامعه، حسّاسیت زیاد است؛ اما هیچ‏کدام از اینها نباید به دعوا، اختلاف و کشمکش منتهی شود. بدترین روش این است که خود این مسأله در داخل به وسیله‏ای برای بگو مگو تبدیل شود؛ این خیلی بد است.

– من می‏خواهم این پیامی باشد به همه ی آن کسانی که یا حرف می‏زنند، یا می‏نویسند؛ چه در مطبوعات، چه در وبلاگ‏ها. همه ی اینها بدانند، کاری که می کنند، کار درستی نیست.

– مخالفت کردن، استدلال کردن، یک فکر سیاسی غلط یا یک فکر دینی غلط را محکوم کردن، یک حرف است،

– مبتلا شدن به این امرِ خلاف اخلاق، خلاف شرع و خلاف عقل سیاسی، یک حرف دیگر است؛ ما این دومی را به طور کامل و قاطع نفی می کنیم؛ نباید این کار انجام بگیرد.

* توصیه هایی به جوانان:
مبادا کسی تصور کند که اگر این زبان انتقادی حتّی یک کمی تلخ هم باشد، حالا بنده که این جا نشسته‏ام، ناراحت خواهم شد، نه؛ اتفاقاً خودِ این زبان انتقادی هم برخاسته‏ی از همان نگاه و توقعات آرمانی است؛ راضی نبودن به آن چه که داریم، معنایش میل و گرایشِ رسیدن به آن چیزی است که نداریم و این درست همان چیزی است که ما می خواهیم.

بنابراین هم «فکر نو»، هم «نگاه و توقعات آرمانی» و هم «زبان ویژه‏ی برخاسته‏ی از آن نگاه» را داشته باشید؛ این ها چیزهای خوبی است و اگر این خصوصیات محفوظ بماند، آن وقت جوانِ دانش جو نقش موتور را در یک قطار ایفا خواهد کرد؛ به حرکت درآورنده، پیش‏برنده و جهت‏دهنده خواهد بود و الّا اگر جوان ها هم به وضع موجود – یعنی آن چه که هست – قانع و راضی باشند، دیگر پیشرفتی متصور نخواهد بود؛ باید دایم بخواهند به نقاطی که دست نیافته‏اند، دست پیدا کنند.

ما از جوان می‏خواهیم راه را گم نکند. نقد، اشکالی ندارد؛ اما نفی، بزرگ ترین ظلم به این ملت است. بعضی کسان به زبان نقد، نظام اسلامی را نفی می‏کنند.

من به خصوص از جوان ها می خواهم که نگذارند این فضای غیبت، تهمت، فحاشی، هتاکی و شکستن حرمت ها ادامه پیدا کند. وقتی که ادامه پیدا کرد، به طور طبیعی همان طور سرایت هم می کند – مثل بیماری مسری – ناگهان می بینید مثلاً در نمازهای جمعه که محل خشوع، ذکر و توجه است، یک چنین چیزهایی گاهی احیاناً دیده می شود، که غلط اندر غلط است.

این ها همان ضربه زدن، شکاف ایجاد کردن و تَرک دار کردن هیأت عظیم و شفاف و باشکوه نظام اسلامی است که دارد با قدرت حرکت می کند و پیش می رود. من به خصوص به جوان ها توصیه می کنم. بعضی از این جوان ها بلاشک مردمان با اخلاص، مؤمن و خوبی هم هستند، اما خیال می کنند این وظیفه است؛ نه، من عرض می کنم این خلاف وظیفه است، عکس این وظیفه است.

تکمیل و برطرف کردن عیوب نظام یک حرف است؛ مقابله، نفی و همراهی با براندازان نظام حرف دیگری است.

عدالت خواهی را فریاد کنید اما انتقاد شخصی و مصداق سازی نکنید چون به دلیل کم اطلاعی و بی‏اطلاعی:
– هم احتمال اشتباه وجود دارد،
– هم وسیله‏ای به دست آن زرنگ قانوندانِ قانون شکن می دهد که بتواند علیه شما استفاده کند.

مصادیق خیانت:
۱- برخی نوشته ها در مطبوعات، ضدیت با شاخص های اساسی جمهوری اسلامی است. این نوشته ها یا از برخی آدم های کوته نظر است (خوش بینانه) یا از افراد مغرض و خائن (بدبینانه).
۲- این ها توطئه هستند و خیانت اند:
۱- اگر کسی مردم را نسبت به آینده ی خود نا امید سازد و وضع کشور را آن چنان بد تصویر کند که برای هیچ کس نشاط کار کردن باقی نماند. ۲- اگر کسی دستگاه های مسؤول در کشور را با دورغ با بیان مطالب خلاف و یا بیان نکردن بخش های مهمی از حقیقت طوری معرفی کند که به هیچ وجه امید و نشاطی به آینده باقی نماند.
۳- اگر کسانی اصل مشروعیت نظام را زیر سؤال ببرند. اگر کسی بخواهد با نوشته ی خود، اساس و پایه ی اصل نظام را، آینده ی این ملت، کشور و مشروعیت این نظام را در ذهن مردم متزلزل کند این خیانت و براندازی است.
۴- دشمنی و براندازی یک حرف است و حرف مخالف زدن یک حرف دیگر.

پی نوشت ها:
– بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری ۱۹/۱۲/۱۳۸۹
– خارج فقه / حکم غیبت با ابزار قلم و رسانه های جدید ۷/۱۰/۱۳۸۹
– بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رییس جمهور و اعضای هیأت دولت ۸/۶/۱۳۸۹
– بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانش جویان در یازدهمین روز ماه رمضان ۳۱/۵/۱۳۸۹
– بیانات مقام معظم رهبری در دیدار هنرمندان و دست اندرکاران صداوسیما ۱۲/۴/۱۳۸۹
– دیدار مردم مازندران در سال گرد حماسه ی ۶ بهمن ۶/۱۱/۱۳۸۸
– بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمع کثیری از بسیجیان کشور ۴/۹/۱۳۸۸
– بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از نخبگان علمی کشور ۶/۸/۱۳۸۸
– بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری ۲/۷/۱۳۸۸
– گزیده ای از بیانات رهبر انقلاب در نماز عید سعید فطر ۲۹/۶/۱۳۸۸
– خطبه های نماز جمعه ی تهران ۲۰/۶/۱۳۸۸
– بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای هیأت دولت ۱۸/۶/۱۳۸۸
– بیانات ‏ مقام معظم رهبری در دیدار شرکت کنندگان مسابقات‏ قرآن ۳/۵/۱۳۸۸
– خطبه های نماز جمعه ی تهران ۲۹/۳/۱۳۸۸
– بیانات مقام معظم رهبری در بیستمین سال گرد رحلت امام خمینی (ره) ۱۴/۳/۱۳۸۸
– بیانات مقام معظم رهبری در جمع مردم استان کردستان‏ در میدان آزادی سنندج‏ ۲۲/۲/۱۳۸۸
– بیانات مقام معظم رهبری در جمع زایران و مجاوران حضرت امام رضا(علیه السلام) ۱/۱/۱۳۸۸
– دیدار اساتید و دانش جویان در دانشگاه علم و صنعت ‏۲۴/۹/۱۳۸۷
– خطبه های نماز جمعه ی تهران در روز هجدهم رمضان ۱۴۲۹ ۳۰/۶/۱۳۸۷
– دیدار رییس‏جمهوری و اعضای هیأت دولت ۲/۶/۱۳۸۷
– بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی‏ در دیدار اساتید و دانش جویان دانشگاه های شیراز ۱۴/۲/۱۳۸۷
– بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانش جویان دانشگاه‏های استان یزد ۱۳/۱۰/۱۳۸۶
– بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دانش جویان نخبه، برتر کنکور و فعالان تشکل های سیاسی فرهنگی دانشگاه ها ‏۱۷/۷/۱۳۸۶
– بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی‏ در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام‏ ۳۱/۶/۱۳۸۶
– بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی‏ در دیدار دانش جویان دانشگاه فردوسی مشهد ۲۵/۲/۱۳۸۶
– بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی‏ در دیدار مردم گرمسار۲۱/۸/۱۳۸۵
– بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی‏ در دیدار دانش جویان نمونه‏ و نمایندگان تشکل های مختلف دانش جویی‏ ۲۵/۷/۱۳۸۵
– بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با رییس جمهور و اعضای هیأت دولت ۴/۶/۱۳۸۳
– بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در صحن جامع رضوی مشهد مقدس‏ ۲/۱/۱۳۸۳
– بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام‏ ۱۱/۸/۱۳۸۲
– بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دانش جویان نمونه و ممتاز دانشگاه ها ۷/۹/۱۳۸۱
– بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جوانان استان اصفهان‏ ۱۲/۸/۱۳۸۰
– بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع کثیری از مردم استان گیلان در استادیوم شهید عضدی شهرستان رشت۱۱/۲/۱۳۸۰
– بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دانش جویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیر کبیر / نهضت نرم افزاری ۹/۱۲/۱۳۷۹
– بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ۲۳/۹/۱۳۷۸
– بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رییس جمهور و هیأت وزیران به مناسبت آغاز هفته ی دولت‏ ۲/۶/۱۳۷۸
– بیانات در جلسه ی پرسش و پاسخ مدیران مسؤول و سر دبیران نشریات دانش جویی ۴/۱۲/۱۳۷۷
– بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از جهادگران جهاد سازندگی‏ ۱۵/۷/۱۳۷۷
– بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرّسین دانشگاه ها.


+ نوشته شده درشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 22:36توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             شهيد و شهادت در كلام امام خميني (ره)- بخش سوم

بارالها پایان کار ما را به سعادت وقرون فرما و سرانجام رشته معرفت و خداخواهی را به دست ما بده و دست تطاول دیو رجیع و شیطان را از قلب ما کوتاه فرما، جذوه ای از آتش محبت در دل ما افکن تا جذبه ای حاصل آید و خرمن خودی و خودپرستی
******************
رحمت سرشار خداوند متعال بر شهدای فضیلت ، شهدایی که با نثار خون خود درخت با برکت اسلام را آبیاری نمودند.
*************
بارالها ! شهیدان ما را که دلباخته تو بوده اند به جوار خود بپذیر و در صف اولیای خود قرار ده.
***************
در بستر مردن ، مردن است و چیزی نیست ، لکن در راه خدا رفتن شهادت است و سرافرازی و تحصیل شرافت برای انسان و برای انسانها.
**************
خوشا به حال آنانکه با شهادت رفتند ، خوشا به حال آنان که در این قافله نور جان و سرباختند خوشا به حال آنهایی که این گوهرها را دردامنمن به مادران و همسران و تمام بازماندگان این عزیزان به جای تسلیت تبریک عرض می کنم(یا لیتنی کنت معهم فافوزا عظیما)
**************
مفقودین عزیز محمر دریای بی کران خداوندند و فقرای ذاتی دنیای دون در حسرت مقام والایشان در حیرتند.
**************
اینها جوانهای خود ما هستند ، اینها فرزندانمن هیتند ، این جوان های برومند برای اسلام شهید شدند، خداوند آنها را با صاحب اسلام محشور فرماید.
**************
و ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانی را باید بپیماییم و در گذر زان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم.
**************
اگر ما ماورای این عالم را اعتقاد داشته باشیم ، باید شکر کنیم که در راه خدا کشته بشویم وبرویم در صف شهداء.
************
ملتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است.
************
ای شهدای بزرگ و ای شهدای زنده عزیز! اگر نبود مجاهدات شما و برادران و خواهران بزرگوار شما در جبهه ها و پشت جبهه ها که با اخلاس خاص خود عنایت خاص خداوند قادر را جلب نمودید، کدام قدرت و کدام ابزار جنگی می توانست جمهوری اسلامی و کشور عزیز شما را از این دریای مواج متلاطم که شرق و غرب و وابستگان به آنان دست به دست هم  و بازو به بازوی یکدیگر داده و در پی غرق آن کوشیدند و می کوشند، نجات دهد. این کوردلان از خدا بی خبر و عاری از معنوایت نمی دانستند که این کشتی نوح است که خدایش کشتیبان و پشتیبان است.
**********
خون پاک صدها هنرمند فرزانه در جبهه های عشق و شهادت و شرف و عزت ، سرمایه زوال ناپذیر آن گونه هنری است که باید به تناسب عظمت و زیبایی انقلاب اسلامی ، همیشه مشام جان زیباپسند طالبان جمال حق را معطر کند.
***********
شهادت عزت ابدی است، جیات ابدی است . آنها از شهادت بترسند و از مردن بترسند که مردن را تمام می دانند و انسان را فانی.
***********
شهادت یک هدیه ای است از جانب خدای تبارک و تعالی برای آن کسانی که لایق هستند و دنبال هر شهادتی باید تصمیم ها قوی تر بشود.
*************
ملت ما اکنون به شهادت و فداکاری خو گرفته است و از هیچ دشمنی و هیچ قدرتی و هیچ توطئه ای هراس ندارد. هراس آن دارد که شهادت، مکتب او نیست.
**************
چه سعادتمند بودند این شهیدان که دین خود را به اسلام و ملت شریف ایران ادا نموده و به جایگاه مجاهدین و شهدای اسلام شتافتند . شهدای عزیز ما که در راه هدف و آرمان اسلامی به شهادت می رسیدند موجب سرافرازی و افتخار هم میهنان و قوای مسلح و خانواده های عزیز خود شدند.
************
آنها پیشقدم شدند و همه اشخاصی که در جبهه ها و پشت جبهه ها از پانزده خرداد به این طرق به سوی حق تعالی شتافتند موجب سرافرازی ملت ما و مظلومین جهانند . آنچه مهم است برای ما این است که ما چه بای بکنیم . آنها خدمت خودشان را به اسلام کردند و آن وقت خدای تبارک و تعالی مقدر فرمود به خدمت او شتافنتد...
کسی که هجرت را به سوی خدا می داند و شهادت را فوز عظیم می داند و شهدایی که در صدر اسلام و از صدر اسلام تا کنون داده است عالی تر و بالاتر از تمام افرادی هستند که در انی قرن موجودند مثل علی بن ابی طالب سلام الله علیه و حسن بن علی سلام الله علیه و حسین بن علی و اصحاب او سلام الله علیهم و سایر ائمه ما علیهم السلام ،آنها عمر خودشان را صرف کردند تا اسلام را حفظ کنند.

+ نوشته شده درشنبه دهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 19:9توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             شهيد و شهادت در كلام امام خميني (ره)- بخش دوم

علوم و كسب معارف و بهره‌برداري از استعدادهاي الهي خود بپردازيد و هيچ‌گاه سلاح مبارزه با ظلم و استكبار و استضعاف را بر زمين نگذاريد. (13)

***************

ما از عهده شكر شهداي گرانقدر و شهيدان زنده عزيز و اسرا و مفقودين معظم و بازماندگان و وابستگان به آنان و بالجمله ملت بزرگوار نيز نخواهيم برآمد. (14)

***************

و چه غافلند دنياپرستان و بي‌خبران كه ارزش «شهادت» را در صحيفه‌هاي طبيعت جستجو مي‌كنند و وصف آن را در سرودها و حماسه‌ها و شعرها مي‌جويند،‌ و در كشف آن از هنر تخيل و كتاب تعقل مدد مي‌خواهند، و حالا كه حل اين معما جز به عشق ميسر نگردد كه بر ملت ما آسان شده است. (15)

***************

ملتي كه سالار «شهيدان» را پيشوا،‌و ايثار و فداكاري را سلاح و «شهادت» را مسبب جاودانگي خود مي‌داند از چه مي‌ـرسد و با چه كسي جز خدا معامله مي‌كند. (16)

***************

به هر حال قلم و بيان من عاجز است كه مقاومت عظيم و گسترده ميليونها مسلمان شيفته خدمت و ايثار و «شهادت» را در اين كشور صاحب‌الزمان اروحنا فداه ترسيم نمايم و از حماسه‌ها و رشادتها و خيرات و بركات فرزندان معنوي كوثر حضتر فاطمه زهرا سلام‌الله عليها سخن بگويم. (17)

***************

من خون و جان ناقابل خويش را براي اداي واجب حق و فريضه دفاع از مسلمانان آماده نموده‌ام و در انتظار فوز عظيم «شهادتم.» قدرتها و ابرقدرتها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خميني يكه و تنها هم بماند به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شركت و بت‌پرستي است ادامه مي‌دهد. و به ياري خدا در كنار بسيجيان اسلام ـ اين پابرهنه‌هاي مغضوب ديكتاتورها ـ خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگاني كه به ستم و ظلم خويش اصرار مي‌نمايند سلب خواهد كرد. (18)

***************

الحمدالله اين كشور رسول خدا امروز ميليونها جوان داوطلب جنگ و «شهادت» در خود پروريده است و دل و ديدگان ملت ما را جز رضايت حق چيزي پر نخواهد كرد. (19)

***************

بدون شك، جهانخواران به همان ميزان كه از «شهادت‌طلبي» و ساير ارزشهاي ايثارگرانه ملت ما واهمه دارند، از گرايش و روح اقتصاد اسلام به طرف حمايت از پابرهنگان در هراسند. (20)

***************

امت و ملت «شهيد داده» ايران اگر چه در طول دوران مبارزه و جنگ و حوادث ديگر انقلاب مظلوميتها و سختيها و درد و رنجهاي فراوان ديده است و جوانان و عزيزان گرانقدري را تقديم راه خدا كرده است، ولي يقيناً وسعت مظلوميتها و سختيهايي كه بر پيشوايان ما رفته است به مراتب بالاتر از مسائل ماست. (21)

***************

خداوندا، تو مي‌داني كه فرزندان اين سرزمين در كنار پدران و مادران خود براي عزت دين تو به «شهادت» مي‌رسند و با لبي خندان و دلي پر از شوق و اميد به جوار رحمت بي‌انتهاي تو بال و پر مي‌كشند. (22)

***************

خداوندا، دل مردم ما را كه براي دين تو «شهيد و مفقود و مجروح و اسير» داده‌اند و سختي هجران عزيزان را به عشق لقا و رضاي تو تحمل كرده‌اند شادمان فرما و همه ما را در مسير بندگي خود عاشق و دردآشنا فرما و «شهيدان» ما را از كوثر زلال ولايت خود و رسول اكرم و ائمه هدي سيراب نما و انقلاب اسلامي ما را به اقنلاب مصلح كل متصل فرما، انك ولي النعم. (23)

***************

پروردگارا، «شهداي» ما را با سيدالشهدا عليه‌السلام محشور فرما و «جانبازان» عزيز صبر و اجر، و به مصدومين و مجروحين شفا عنايت فرمايد و شر متجاوزان را به خودشان بازگرداند و آنان را بهعقوبت خود كيفر دهد. (24)


13.بخشي از پيام حضرت امام در پاسخ به پيام فرزندان «شهدا، اسرا، مفقودين و جانبازان انقلاب اسلامي»، 8/2/1364

14. بخشي از پيام حضرت امام خطاب به بازماندگان ايثارگران انقلاب و جنگ تحميلي، 20/5/1365

15و16و17. بخشي از پيام حضرت امام خطاب به خانواده «شهدا، اسرا، مفقودين و جانبازان انقلاب اسلامي»،‌16/11/1365

18و19و20و21و22و23. بخش از پيام مهم و تاريخي امام امت به مسلمانان و مستضعفان جهان به مناسبت برگزاري مراسم حج، 6/5/1366

24. بخشي از پيام حضرت امام خطاب به زائران ايراني بيت‌الله الحرام، 12/5/1366


+ نوشته شده درجمعه نهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 16:29توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             شهيد و شهادت در كلام امام خميني (ره)

   


اينجانب به اسلام و اولياي عظيم‌الشأن آن و به ملت اسلام و خصوصاً ملت مبارز ايران ضايعه تاسف‌انگيز «شهيد بزرگوار»، متفكر و فيلسوف و فقيه عاليمقام مرحوم آقاي حاج شيخ مرتضي مطهري قدس‌سره را تسليت و تبريك عرض مي‌كنم. تسليت در «شهادت» شخصي كه عمر شريف و ارزنده خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف كرد و با كجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه كرد، و تسليت در «شهادت» مردي كه در اسلام‌شناسي و فنون مختلفه اسلام و قرآن كريم كم‌نظير بود. من فرزند بسيار عزيزي را از دست دادم و در سوگ او نشستم كه از شخصيتهايي بود كه حاصل عمرم محسوب مي‌شد. در اسلام عزيز از «شهادت» اين فرزند برومند و عالم جاودانه ثلمه‌اي وارد شد كه هيچ چيز جايگزين آن نيست. برنامه اسلام از عصر وحي تاكنون بر «شهادت» توأم با شهامت بوده، آنها گمان نكردند كه از هر موي «شهيدي» از ما و از هر قطره خوني كه به زمين مي‌ريزد انسانهاي مصمم و مبارزي به وجود مي‌آيد. (1)

*************

قيامي كه براي خداست و نهضتي كه براساس معنويت و عقيده است، عقب‌نشيني نخواهد كرد. ملت ما اكنون به «شهادت» و فداكاري خو گرفته است و از هيچ دشمني و هيچ قدرتي و هيچ توطئه‌اي هراس ندارد. (2)

*************

ملتي كه تازه‌عروس و تازه دامادش براي «شهادت» داوطلبند و خود را براي هر پيشامدي در راه خدا مهيا كرده‌اند از چه مي‌ترسند؟ ملتي كه «شهادت» براي او سعادت است پيروز است. ملتي كه خود و همه چز خود را براي اسلام مي‌خواهد، پيروزمند است. (3)

*************

در آغاز سومين سال پيروزي انقلاب كه مرهون فداكاري‌هاي دلاورانه ملت خصوصاً «شهيدان و معلولان و مجروحان انقلاب» است اينجانب رحمت بي‌پايان خداوند متعال را براي «شهداي» جاويد و صحت و سلامت را براي معلولان و مجروحان عزيز خواستارم و درود پياپي تقديم آنان مي‌نمايم. اين جانبازان حماسه‌آفرين كه پرچم پرافتخار لااله‌الا الله را برفراز كشور عزيز به اهتزاز درآورده‌اند وبا خون و توان خود شرافت انساني ملت بزرگ را بيمه نمودند و با پشتيباني توده‌هاي ميليوني بپا خاسته ائمه كفر و الحاد را شكست مفتضحانه داده و كشور را از لوث وجود آنان پاك نمودند، الحق بر ملت ما حق بزرگ دارند. رحمت خدا و سپاس بي‌پايان ملت عزيز نثار روح آنان و ديگر فداكاران در راه گسترش عدالت اسلامي، انساني باد. هان اي «شهيدان»، در جوار حق تعالي آسوده خاطر باشيد كه ملت شما پيروزي شما را از دست نخواهد داد. و اي بازماندگان «شهداي» به خون خفته و اي معلولان عزيزي كه حيات جاويد را با نثار سلامت خود بيمه كرده‌ايد، مطمئن باشيد كه ملت شما مصمم است پيروزي را تا حكومت الله و تا ظهور بقيه‌الله روحي فداه نگهبان باشد، جاويد باشيد و پيروز باشد جمهوري اسلامي. (4)

*************

«شهادت» انسان‌ساز سردار پرافتخار اسلام و مجاهد بيدار و متعهد راه تعالي و پيوستن به ملأ اعلي، دكتر مصطفي چمران را به پيشگاه ولي‌عصر ارواحنا فداه تسليت و تبريك عرض مي‌كنم. تسليت از آن روز كه ملت «شهيدپرور» ما سربازي را از دست داد كه در جبهه‌هاي نبرد با باطل چه در لبنان و چه در ايران حماسه مي‌آفريد و سرلوحه مرام او اسلام عزيز و پيروزي حق بر باطل بود. او جنگجويي پرهيزكار و معلمي متعهد بود كه كشور اسلامي ما به او و امثال او احتياج مبرم داشت، و تبريك از آن رو كه اسلام بزرگ چنين فرزنداني تقديم ملتها و توده‌هاي مستضعف مي‌كند و سرداراني همچون او در دامن تربيت خودپ پرورش مي‌دهد. مگر چنين نيست كه زندگي عقيده و جهاد در راه آن است؟ چمران عزيز با عقيده پاك خالص غيروابسته به دستجات و گروههاي سياسي و عقيده به هدف بزرگ الهي، جهاد را در راه آن از آغاز زندگي شروع و به آن ختم كرد. او در جهاد با نور معرفت و پيوستگي به خدا قدم نهاد و در آن راه به جهاد برخاست و جان خود را نثار كرد. او با سرافرازي زيست و با سرافرازي «شهيد» شد و به حق رسيد. هنر آن است كه بي‌هياهوهاي سياسي و خودنماييهاي شيطاني براي خدا به جهاد برخيزد و خود را فداي هدف كند نه هواي، و اين هنر مردان خداست. (5)

*************

ملتي كه براي اقامه عدل اسلامي و اجراي احكام قرآن مجيد و كوتاه كردن دست جنايتكاران ابرقدرت و زيست با استقلال و آزادي قيام نموده است، خود را براي «شهادت» و «شهيد دادن» آماده نموده است و به خود باكي راه نمي‌دهد كه دست‌ جنايتكاران ابرقدرت از آستين مشتي جنايتكار حرفه‌اي بيرون آيد و بهترين فرزندان راستين او را به شهادت رساند. (6)

*************

مگر ما پيروان پاكان سرباخته در راه هدف نيستيم كه از «شهادت» عزيزان خود به دل ترديدي راه دهيم؟ مگر دشمن قدرت آن دارد كه با جنايت خود مكارم و ارزشهاي انساني «شهيدان» عزيز ما را از ‌آنان سلب كند؟ مگر دشمنهاي فضيلت مي‌توانند جز اين خرقه خاكي را از دوستان خدا و عاشقان حقيقت بگيرند؟ شما ملتي را كه معلولشان در تختهاي بيمارستانها آرزوي «شهادت» مي‌كنند و ياران را به «شهادت» دعوت مي‌كنند، نشناخته‌ايد. (7)

*************

اكنون اسلام به اين «شهيدان» و «شهيدپروران» افتخار مي‌كند، و با سرافرازي همه مردم را دعوت به پايداري مي‌نمايد؛ و ما مصمم هستيم كه روزي رخش ببينيم و اين جان كه از اوست تسليم وي كنيم. (8)

*************

رحمت و درود بي‌پايان ملت بر شهداي انقلاب از 15 خرداد تا 7 تير ماه 60 و سلام و تحيت بر مظلومان جهان و مظلومان ايران در طول تاريخ. (9)

*************

در هر موقعي كه ما «شهيد» داديم ملت ما منسجم‌تر شده. (10)

*************

آقاي رجايي و آقاي باهنر هر دو «شهيدي» هستند كه با هم در جبهه‌هاي نبرد، با قدرتهاي فاسد هم جنگ و همرزم بودند و مرحوم شهيد رجائي به من گفتند كه من 20 سال است كه با آقاي باهنر همراه بودم، و خداوند خواست كه با هم از اين دنيا هجرت كنند و به سوي او هجرت كنند. (11)

*************

ملت ما از اين «شهادت‌»ها بسيار ديده است، و در اين چند سال اخير صدها شهيد داده و هزاران شهيد و هزاران معلول، و پايدار ايستاده است. (12)

 

1. بخشي از پيام حضرت امام به مناسبت «شهادت» آيت‌الله مطهري، 11/2/1358

2و3. بخشي از پيام حضرت امام به مناسبت دومين سالگرد 17 شهريور، 17/9/1359

4. بخشي از پيام امام خطاب به خانواده «شهدا و معلولين»، 22/11/1359

5. بخشي از پيام حضرت امام به مناسبت «شهادت» دكتر چمران، 1/4/1360

6و7و8و9. بخشي از پيام امام به مناسبت «شهادت» 72 «شهيد» بزرگ انقلاب اسلامي (فاجعه 7 تير)، 8/4/1360

10و11و12. بخشي از پيام حضرت امام به مناسبت «شهادت» برادران: محمدعلي رجائي، و دكتر باهنر، 9/6/1360


+ نوشته شده درپنجشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۴ساعت 18:27توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             آثار و نتايج انقلاب اسلامي در كلام امام خميني (ره)

آثار و نتايج انقلاب اسلامي در كلام امام خميني (ره)

آثار و نتايج انقلاب اسلامي را با استفاده از فرمايشات امام راحل (ره) و الهام از بياناتشان به شرح ذيل که مي آيد به اين ترتيب برشمرد:

الف. سقوط رژيم سلطنتي و شاهنشاهي و استقرار نظام جمهوري اسلامي

فرو ريختن پايه هاي ظلم و ديكتاتوري

... انقلاب اسلامي ايران با دست تواناي ملت عظيم و با اتكا به خداوند تبارك و تعالي رژيم فاسد شاهنشاهي را كه در طول تاريخ پايه هاي ظلم و ديكتاتوري خود را بر دوش محرومان و مستضعفان مستقر كرده بودند در هم پيچيد و دست چپاولگران و تبهكاران را از ميهن اسلامي خود كوتاه كرد و جمهوري اسلامي را با محتواي قوانين آسماني اسلام بزرگ بنا نهاد.

به رسميت شناختن جمهوري اسلامي

ملت ما در سراسر كشور از مركز تا دور افتاده ترين شهرها و قراء و قصبات با اهداء خون و فرياد الله اكبر جمهوري اسلامي را خواستار شدند و در رفراندم بي سابقه و اعجاب آور، با اكثريت قريب به اتفاق به جمهوري اسلامي راءي دادند و دولت هاي اسلامي و غير اسلامي، رژيم و دولت ايران را به عنوان جمهوري اسلامي به رسميت شناختند.[1]

تحقق حكومت قانوني

آن روز تكليف ما روشن بود و به عبارت ديگر تكليف در مقابل يك جمعيت، يا يك رژيمي كه صاف ايستاده بود و در مقابل مصالح كشور و مصالح اسلام عمل مي كرد، روشن بود و ما هيچ باكي از اين نداشتيم كه ملت را سراسر بر ضد آن رژيم تجهيز كنيم و آنچه كه مي توانيم و در توان داريم، در خدمت اسلام عمل كنيم و به نظر مي آيد كه عمل كرديم و شما ملت ايران همه با هم دست به هم داديد و با بانگ «الله اكبر» و با «لا اله الاالله» جمهوري اسلامي را خواستيد ودر پناه جمهوري اسلامي استقلال و آزادي را خواستيد و بحمدالله جمهوري اسلامي با راءي قاطع ملت تصويب شد و دنبال او هم يك مراحلي به طور معجزه آسا تحقق پيدا كرد و يك حكومت مستقري، قانوني در اين كشور متحقق شد.[2]

جايگزيني حكومت اسلامي به جاي حكومت طاغوتي

شما ملت عزيز با قدرت خودتان، با ايمان خودتان، با تحولي كه درتان واقع شد، دست تبهكاران را در داخل و دست غارتگران را كه از خارج دراز شده بود قطع كرديد، شما يك حكومت طاغوتي را برداشتيد و به جاي او يك حكومت اسلامي گذاشتيد.[3]

ب.قطع ريشه هاي فساد و جلوگيري از نفوذ اجانب

اداره مملكت به دست خودمان

تمام دستهايي كه در اين مملكت قدرتمندي كردند و با قدرتمندي دارند ذخائر ما را مي برند اينها تمام بايد قطع بشود، اين دست ها بايد قطع بشود و كنار بروند. مملكت، مملكت ماست و ما خودمان مي خواهيم اداره كنيم مملكت را، مستشار آمريكايي ما نمي خواهيم.[4]

رانده شدن تمام ريشه هاي رژيم

ما پيروزيمان وقتي است كه دست اين اجانب از مملكت مان كوتاه شود و تمام ريشه هاي رژيم سلطنتي از اين مرز و بوم بيرون برود و همه رانده بشوند و اين كارها و چيزهايي كه اخيرا واقع مي شود و دست و پا مي زنند عمال اجانب كه يا شاه را برگردانند يعني شاه سابق و يا رژيم ديگري و يا رژيم سلطنتي را حفظ كنند، اين مطلب را بايد بدانند كه گذشته است مطلب و اينطور مسائل را كه شما پيش مي آوريد دست و پايي بيش نيست و اگر چنانچه تسليم ملت نشويد، ملت، شما را به جاي خودش مي نشاند.[5]

كوتاهي دست اجانب از مملكت

از حالا به بعد شما در خدمت ملت باشيد، ملت خودتان را خدمت بكنيد اين آب و خاك مال شماست، اينجا مال خودتان بايد باشد، دست اين اجانب بايد كوتاه بشود، چقدر آمريكا بايد از اين مملكت ببرد و بخورد يا انگلستان يا ساير جاها؟[6]

تسليم شاه در مقابل ملت

شما بدانيد كه دنبال سر اين مرد كه خودش هم در اينجا ديگر قدرتمند شده بود و ارتشش كذا و فلان، پشت سر اين تمام قدرتهاي دنيا واقع شده بود: شوروي، آمريكا، منتها بعضي ها تصريح مي كردند، بعضي ها تلويحا، انگلستان چين، ممالك عربي، تمام اينها پشت سر اين ايستاده بودند، لكن ملت مشتهايش را گره كرد و ايستاد، همه را عقب زد و يك آدمي كه اگر مهلتش داده بودند دعوي فرعونيت والوهيت هم مي كرد، همچو شد كه آمد مقابل ملت، با كمال ذلت ايستاد استغفار كرد وملت قبول نكرد.[7]

قطع ايادي ابرقدرتها

قطع ايادي ابرقدرتها از كشور و قطع ظلمي كه بر اينها در سالهاي طولاني مي شد، آن بزرگتر چيزي بود كه بر ما گذشت و بزرگتر چيزي كه ما آرزو داريم اين است كه ... انشاء الله ممالك اسلامي به ما متصل بشوند و ملتهاي مسلمين بيدار بشوند و متوجه به اين بشوند كه اين تبليغاتي كه ابرقدرتها كردند و خودشان را آسيب ناپذير معرفي كردند، اينها حقيقت نداشته است. ديدند ملتها كه ملت ما بزرگتر آسيب را به بزرگتر رژيم وارد كرد و الان هم مشغول است كه آسيب ها را پشت آسيب ها وارد كند و آن بت بزرگي كه براي دنيا درست كرده بودند، ملت ما شكست آن را و مي شكند.[8]

برداشتن ريشه هاي فساد از سر راه اسلام و قرآن

آنها ديدند كه اين ملت، اين پاسداران ملت آنها را به عقب راند و قدرت هاي آنها را شكست و دست هاي آنها را از مخازن ايران كوتاه كرد، امروز كه آنها ضربه ديدند حيله هاي آنها بيشتر به كار افتاده است، نوكرهاي آنها بيشتر مشغول حيله شدند، در اطراف ايران نوكرهاي اينها آشوب مي كنند، ملت ما بايد هشيار باشد و اتكال به خدا بكند و اين تتمه اي كه از آن ريشه هاي فساد بوده است از سر راه اسلام و قرآن بردارد.[9]

بيرون راندن شيطانها از حريم اسلام

اين تحولي كه در جوان هاي ما، در انسانها، آنهايي كه متعهد هستند پيدا شده است. اين بود كه با همت شما جوانان، همه قشرها، زن و مرد، بزرگ و كوچك اين سد باطل را، سد شيطاني را شكستيد و شيطانها را از حريم اسلام بيرون كرديد.[10]

نجات يافتن از فساد و فحشا

آن همه مراكز شهوت و آن همه مراكز فحشا درست كردند و عرضه كردند بر اين ملت در طول اين ده ها سال اخير كه شدت پيدا كرد و در زمان محمدرضا از همه وقت بيشتر شدت داشت ... . اگر اين انقلاب به داد ايران نرسيده بود، ايران در سراشيبي محو و فنا واقع شده بود كه اصلا اسمش از تاريخ بايد محو بشود.[11]

كوتاهي دست تجاوز و انگلهاي منحرف از كشور

و امروز ايران اسلامي به بركت ايمان قوي و تعهد به اسلام و تحول عظيمي كه در اقشار مختلفه حاصل شده است، دست شرق و غرب و انگل هاي منحرف را از كشور خود كوتاه و به هيچ قدرتي اجازه نمي دهد كوچكترين دخالتي در كشور اسلامي ايران نمايد و اين خود حجت قاطعي است براي مسلمانان و مظلومان جهان كه با خواست ملتها كسي نمي تواند دست تجاوز دراز كند و با آن مخالفت نمايد.[12]

ج. جنبش بيداري اسلامي (بنيادگرايي اسلامي)

طنين آواي انقلاب در ديگر كشورها

آواي انقلاب بزرگ ايران در كشورهاي اسلامي و ديگر كشورها طنين انداز و افتخار ساز است شما ملت شريف، به جوانان غيور ملتهاي اسلامي هشدار داده ايد اميد است با دست تواناي شما، پرچم پر افتخار حكومت اسلامي در تمام اقطار به اهتزاز درآيد، اين است مسئلت من از خداوند تعالي.[13]

مفتاح نجات اسلام و عدالت

در عصر ما مي رفت كه با كجروي هاي سلسله پهلوي، حلقوم گشاد آنان و دارو دسته اربابان آنان اسلام و مصالح آن را ببلعد و عدالت و استقلال و آزادي را در زير چكمه هاي ديكتاتوري پرده ريا و تزوير به نابودي بكشد كه نهضت ملت بزرگ ايران كه در 12 محرم 83، 15 خرداد سال 42 به شكوفايي گراييد، پرده هاي تزوير و عوام فريبي شاه را پاره كرد و قتل عام شاهانه و فداكاري ملت، مبداء عظيمي در تاريخ ايران گرديد و مفتاح نجات اسلام و عدالت به دست آمد و نطفه مقاومت ملي منعقد و با تربيت و روشنگري روشنگران، رو به رشد و تكامل نهاد.[14]

مطرح شدن اسلام شيعي در سطح جهان

يكي از خصلت هاي ذاتي تشيع از آغاز تاكنون مقاومت و قيام در برابر ديكتاتوري و ظلم است كه در تمامي تاريخ شيعه به چشم مي خورد، هر چند كه اوج اين مبارزات در بعضي از مقطع هاي زماني بوده است درصد سال اخير، حوادثي اتفاق افتاده است كه هر كدام در جنبش امروز ملت ايران تأثيري داشته است انقلاب مشروطيت، جنبش تنباكو و قابل اهميت فراوان است تاسيس حوزه علمي ديني در بيش از نيم قرن اخير در شهر قم و تأثير اين حوزه در داخل و خارج كشور ايران و نيز تلاش روشنفكران مذهبي در داخل مراكز دانشگاهي و قيام سال 42-41 ملت ايران به رهبري علماء اسلامي كه تا امروز ادامه دارد، همه عواملي هستند كه اسلام شيعي را در سطح جهاني مطرح مي كند.[15]

نقش نهضت ايران در بيداري ملتها

ما اميد اين را داريم كه اين نهضت ايران روشن كند مسائل را به همه ملتها و روشن كرده است نسبت به ملتها. ملتها الان با ما هستند، اگر سرنيزه را از اين ملتها بردارند، از عراق بردارند، از- نمي دانم - تركيه بردارند، از جاهاي ديگر بردارند، همه يكصدا با ما موافقند. سرنيزه جلو را گرفته است منتها ايران سرنيزه را شكست، ايران ايستاد، ملت ضعيف ايستاد در مقابل قدرت قوي و اين سرنيزه هاي اينها را شكست و خودشان را هم بيرون كرد. ملتهاي ديگر هم اگر بيدار بشوند، بتوانند كه دولت ها را همراه كنند، دولت ها نصايح ما را بشنوند كه با ملتها يكي باشيد ... و اسلام، همه با هم مي شوند.[16]

به اهتزاز در آوردن بيرق اسلام در همه قطبهاي زمين

من اميدوارم كه شما جوانان، خواهران و برادران همانطور كه از اول نهضت با كوشش، انقلاب بزرگ را تحقق بخشيديد از اين به بعد هم با وحدت كلمه و با اتكال به خداي تبارك و تعالي اين نهضت را ادامه دهيد.

[1] . صحيفه نور جلد:8 صفحه :255 تاريخ سخنراني :28/5/58

[2] . صحيفه نور جلد:15 صفحه :10 تاريخ سخنراني :25/3/60

[3] . صحيفه نور جلد:19 صفحه :62 تاريخ سخنراني :23/6/63

[4] . صحيفه نور جلد:2 صفحه :192 تاريخ سخنراني :2/8/57

[5] . صحيفه نور جلد:4 صفحه :280 تاريخ سخنراني :12/11/57

[6] . صحيفه نور جلد:5 صفحه :42 تاريخ سخنراني :17/11/57

[7] . صحيفه نور جلد:5 صفحه :45 تاريخ سخنراني :17/11/57

[8] . صحيفه نور جلد:11 صفحه :50 تاريخ سخنراني :28/9/58

[9] . صحيفه نور جلد:11 صفحه :58 تاريخ سخنراني :29/9/58

[10] . صحيفه نور جلد:11 صفحه :175 تاريخ سخنراني :12/10/58

[11] . صحيفه نور جلد:16 صفحه :189 تاريخ سخنراني :23/3/61

[12] . صحيفه نور جلد:19 صفحه :320 تاريخ سخنراني :25/5/64

[13] . صحيفه نور جلد:3 صفحه :227 تاريخ سخنراني :1/9/57

[14] . صحيفه نور جلد:4 صفحه :010 تاريخ سخنراني :6/10/57

[15] . صحيفه نور جلد:4 صفحه :188 تاريخ سخنراني :19/10/57

[16] . صحيفه نور جلد:11 صفحه :31 تاريخ سخنراني :26/9/58


+ نوشته شده درسه شنبه ششم مرداد ۱۳۹۴ساعت 21:26توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             پوشش زنان در کلام امام خمینی

پوشش زنان در کلام امام خمینی
 
بعد از پیروزی انقلاب نیز اگر به کلام و سیره امام مراجعه کنیم تأکید امام بر حفظ شئونات اسلامی و حجاب را خواهیم دید.
پوشش زنان در کلام امام خمینی

مهدی شبان مسک در وبلاگ "حضوری برای ظهور" نوشت:
برخی القا می کنند که الزامی بودن حجاب در جامعه ناشی از نوعی تحجر است برخی نیز به اسم روشنفکری و دفاع از حقوق زن و ... بر طبل آزادی در امر پوشش اسلامی می کوبند.
 
البته این تفکرات و القای شبهات مربوط به سالهای پس از انقلاب نیست بلکه قبل از پیروزی انقلاب نیز با هدف نشان دادن چهره غیر واقعی و ایجاد فضای غبار آلود نسبت به حکومت اسلامی از طرف دشمنان اسلام به این شبهات دامن زده می شد.
 
هفتم دی ماه 1357 آقاى «كرككروفت»  استاد دانشگاه «روتكرز» امریكا با امام خمینی(ره) در پاریس مصاحبه می کند و در مورد موضوعات مختلف نظر اسلام را می پرسد.
 
سؤالات متعددی در مورد حقوق زنان و جایگاه زن در اسلام مطرح می شود از امام سؤال می شود که در جامعه ایران چه تغییراتى را شما در موقعیت زن، مورد نیاز حس مى‏ كنید؟ و به نظر شما دولت اسلامى چگونه شرایط زنان را تغییر خواهد داد؟ مثل اشتغال به كارهاى دولتى و كار كردن در حرفه‏ هاى مختلف مانند پزشكى، مهندسى و غیره و نیز شرایطى چون طلاق، سقط جنین، حق مسافرت و پوشیدن اجبارى چادر.
 
امام خمینی(ره) در پاسخ می فرمایند: «تبلیغات سوء شاه و كسانى كه با پول شاه خریده شده ‏اند، چنان موضوع آزادى زن را براى مردم مشتبه كرده‏ اند كه خیال مى‏ كنند فقط اسلام آمده است كه زن را خانه نشین كند. چرا با درس خواندن زن مخالف باشیم؟ چرا با كار كردن زن مخالف باشیم؟ چرا زن نتواند كارهاى دولتى انجام دهد؟ چرا با مسافرت كردن زن مخالفت كنیم؟ زن، چون مرد در تمام اینها آزاد است. زن هرگز با مرد فرقى ندارد.
 
آرى در اسلام زن باید حجاب داشته باشد، ولى لازم نیست كه چادر باشد. بلكه زن مى‏ تواند هر لباسى را كه حجابش را به وجود آورد اختیار كند. ما نمى‏ توانیم و اسلام نمى‏ خواهد كه زن به عنوان یك شى ء و یك عروسك در دست ما باشد. اسلام مى‏ خواهد شخصیت زن را حفظ كند و از او انسانى جدى و كارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمى‏ دهیم تا زنان فقط شیئى براى مردان و آلت هوسرانى باشند....»[1]
 
سوم بهمن 1357، جمعی از خبرنگاران در پاریس خدمت امام می رسند یكى از خبرنگاران زن بیان می کند:
 
چون مرا به عنوان یك زن پذیرفته اید، این نشان دهنده این است كه نهضت ما یك نهضت مترقى است؛ اگرچه دیگران سعى كردند نشان دهند كه عقب مانده است. فكر مى‏ كنید به نظر شما آیا زنان ما باید حتماً حجاب داشته باشند؟ مثلًا چیزى‏ روى سر داشته باشند یا نه؟.
 
امام نیز در پاسخ به این خبرنگار زن می فرمایند:
 
 «اینكه من شما را پذیرفته ‏ام، من شما را نپذیرفته‏ ام! شما آمده اید اینجا و من نمى ‏دانستم كه شما مى‏ خواهید بیایید اینجا! و این هم دلیل بر این نیست كه اسلام مترقى است كه به مجرد اینكه شما آمدید اینجا، اسلام مترقى است. مترقى هم به این معنى نیست كه بعضى زنها یا مردهاى ما خیال كرده ‏اند. ترقى به كمالات انسانى و نفسانى است، و با اثر بودن افراد در ملت و مملكت است نه اینكه سینما بروند و دانشگاه بروند. و اینها ترقیاتى است كه براى شما درست كرده ‏اند و شما را به عقب رانده‏ اند؛ و باید بعداً جبران كنیم. شما آزادید در كارهاى صحیح. در دانشگاه بروید و هر كارى را كه صحیح است بكنید؛ و همه ملت در این زمینه‏ ها آزادند. اما اگر بخواهند كارى خلاف عفت بكنند و یا مضر به حال ملت -خلاف ملیت- بكنند، جلوگیرى مى ‏شود؛ و این، دلیل بر مترقى بودن است.»[2]
 
هفتم بهمن 1357، هنوز امام در پاریس به سر می برد ولی قرائن و شواهد از به ثمر رسیدن انقلاب حکایت دارد خبرنگار فرانسوی خود را به محل اقامت امام خمینی رسانده و سؤالاتی را از ایشان می پرسد.
 
بسیار کنجکاو است تا اطلاعاتی در مورد حکومتی که مد نظر امام است کسب کند. در موضوعات مختلف از رابطه با اسرائیل تا مسائل فرهنگی و اقتصادی جمهوری اسلامی و نقش خود امام در حکومت آینده و... سؤالاتی را مطرح می کند.
 
از جمله می پرسد: برخى از رسوم اسلامى مانند حجاب اجبارى رها شده است. آیا در جمهورى اسلامى از نو اجبارى خواهد شد؟
 
امام عزیزمان در پاسخ به این سؤال او می فرمایند:
 
«حجاب به معناى متداول میان ما، كه اسمش حجاب اسلامى است، با آزادى مخالفتى ندارد؛ اسلام با آنچه خلاف عفت است مخالفت دارد. و ما آنان را دعوت مى‏ كنیم كه به حجاب اسلامى رو آورند. و زنان شجاع ما دیگر از بلاهایى كه غرب به عنوان تمدن به سرشان آورده است به ستوه آمده ‏اند و به اسلام پناهنده شده‏ اند.»[3]
 
بعد از پیروزی انقلاب نیز اگر به کلام و سیره امام مراجعه کنیم تأکید امام بر حفظ شئونات اسلامی و حجاب را خواهیم دید.
 
سه هفته پس از پیروزی انقلاب  انقلاب امام در فیضیه سخنرانی می کنند در این سخنرانی اعتراض به شرایط طاغوتى در وزارتخانه‏ ها نموده و می فرمایند:
 
«الآن وزارتخانه‏ ها- این را مى‏ گویم كه به دولت برسد، آنطورى كه براى من نقل‏ مى‏ كنند- باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‏ هاى اسلامى نباید زن هاى لخت بیایند؛ زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعى ندارد بروند؛ اما كار بكنند، لكن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند.»[4]
 
در هفتم تیرماه 1358، اولین تابستان پس از پیروزی انقلاب امام در جمع طلاب مدرسه فیضیه و مبلغان می فرمایند:
 
«ملت ما مقدراتشان را دست این اشخاصى كه به اصطلاح خودشان روشنفكر [نسپرند] نه هر روشنفكرى. روشنفكرها بسیارى‏شان خوبند. آنهایى كه علاقه‏ اى به اسلام ندارند. اینها هم از گفتار و اعمال سابق و لاحقشان معلوم مى ‏شود كه اینها چه هستند ..
 
در تمام این مدتى كه همه این ملت فریاد مى‏ كردند جمهورى اسلامى، این بیچاره‏ ها براى «تقیه» هم یك دفعه نگفتند جمهورى اسلامى! اینها از اسم اسلام همچو مى‏ ترسند كه شیطان از بسم اللَّه! مى‏ ترسند ... و حق هم دارند بترسند؛ براى اینكه اسلام جلوى‏ شهوات را مى‏ گیرد؛ اسلام نمى‏ گذارد كه لخت بروند توى این دریاها شنا كنند. پوستشان را مى‏ كند! با زن ها لخت بروند آنجا، و بعد زن ها لخت بیایند توى شهرها! مثل كارهایى كه در زمان طاغوت مى‏ شد. همچو كارى اگر بشود، پوستشان را مردم مى ‏كنند. مسلمانند مردم، نمى‏ گذارند زنها و مردها با هم داخل هم بشوند و توى دریا بریزند و به جان هم بیفتند. «تمدن» اینها این است! اینها از تمدن این را مى‏ خواهند. اینها از آزادى این را مى خواهند! آزادى غربى مى‏ خواهند. و آن این است زن و مرد با هم لخت بشوند و بروند توى دریا [یا] بروند توى- نمى ‏دانم- جاهاى دیگر شنا كنند! این تمدنى است كه آقایان مى خواهند! این تمدنى است كه در رژیم سابق تحمیل بر مملكت ما شد، كه بعد از اینكه مى رفتند زن و مرد در دریا، زنها همان طور لخت و همان طور لخت مى‏ آمدند توى شهر! مردم هم جرأت نمى ‏كردند حرف بزنند.
 
امروز اگر یك همچو چیزى بشود، اینها را ما خواهیم تكلیفشان را معین كرد. و دولت هم معین كرد. البته دولت [به‏] طورى كه وزیر كشور گفتند، گفتند ما جلویش را گرفتیم. اگر نگیرند، مردم مى‏ گیرند.»[5]

پی نوشت:
[1] . صحیفه امام، ج‏5، ص: 294
[2] .  صحیفه امام، ج‏5، ص: 521
[3] .   صحیفه امام، ج‏5، ص: 541
[4] . صحیفه امام، ج‏6، ص: 329
[5] . صحیفه امام، ج‏8، ص: 338


+ نوشته شده درشنبه سوم مرداد ۱۳۹۴ساعت 16:23توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             توجه به مسایل کلیدی کشور

 توجه به مسایل کلیدی کشور

گردآوری و تدوین: مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت
 

برداشت‌هایی از بیانات امام خمینی (ره)

تمام این امور مرهون آن است که دولت یکپارچه و بدون اختلاف درونی و با تعهد اوقات خود را صرف در مسائل مهم کلیدی که مشکل‌گشای امور باشد نماید؛ و در امور مهمه نیز مهمترین را بیشتر و سریع‌تر مورد توجه قرار دهد. و وزرای محترم هر یک با چشم برادری ایمانی به همه بنگرند و در مشکلات پشتیبان هم باشند. و ملت عزیز پشتیبان دولت و سایر ارگانها باشند، که بدون پشتیبانی همه جانبه توقع پیشرفت از دولت بی‌موقع است. و با اتکال به خداوند تعالی، که در مشکلات بزرگ عنایتهای غیبی را فرموده، بدانند که تا ملت و دولت به تعهد خود در نصرت به دین خدا و به بندگان او پابرجا باشند، نصرت خدا ادامه دارد: إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْكُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ. (1)
در همه امور، در تمشیت همه امور باید انسان آنچه را که مصلحت اسلام است، کسانی که متصدی امور هستند، آن چیزهایی که مصلحت اسلام است، آن چیزهایی که مصلحت ملت اسلام است، در نظر بگیرند. از هواهای نفسانی که سرچشمه همه فسادها هست، جلو بگیرند. گمان نکنند که ما حالا این‌جا را می‌خواهیم کافی است، خیر! هیچ چیز برای انسان کافی نیست. قلب انسان قدرت مطلق طلب است؛ یعنی قدرت خدا، می‌خواهد فانی در او بشود و این حد ندارد، لاحد است. لکن چون ما مطلع نیستیم، نمی‌فهمیم، از این جهت، گمان می‌کنیم این چیزها را می‌خواهیم، و همه عذابهای انسان برای همین است که نمی‌داند چی می‌خواهد. این چند روز دنیا رفتنی است، این ریاستها رفتنی است، آنچه که به جا می‌ماند این است که ما چه کردیم و در محضر مقدس حق تعالی چکاره هستیم. این اگر اصلاح بشود، همه چیز اصلاح می‌شود. و من امیدوارم که برای همه و خصوصاً آنهایی که کارهایی کلیدی در دستشان است، این مسأله حل بشود و اگر حل شد، مسائل دیگر هم حل می‌شود. (2)
ان‌شاءالله نمایندگان محترم مجلس، سنگینی بار مسؤولیت و رسالت خود را در این امر خطیر احساس کرده و می‌کنند و به خوبی دریافته‌اند که نظام و مردم از آنان چه انتظاری دارند، که باید گفت مجموعه خواسته‌ها و انتظارات اسلامی مردم از مجلس، رفع گرفتاریها و محرومیتها و دگرگونی در نظام پر پیچ و خم اداری کشور، از انتظارات بحقی است که باید آنها را جدی گرفت. و نمایندگان محترم مجلس قبل از پرداختن به لوایح و تبصره‌ها و مواد غیرضروری به فکر مسائل اصلی و کلیدی کشور باشند و بر اساس اسلام عزیز در کمسیونها با طرح قوانین و لوایح به سمتی حرکت کنند که مشکلات اساسی کشور مرتفع و سیاستهای زیربنایی کشور در امور فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در راستای کمک به محرومیت و رفع استضعاف، مدون و به مورد اجرا درآید. (3)

در هر قدم، باید به مطلب اساسی همان زمان توجه کرد

می خواهند نهضت را از طریق خودش منحرف کنند، می‌خواهند شما را سرگرم کنند به مسائل دیگری غیر از مسائل اساسی، در این چند روز من می‌بینم که گروههای مختلفی می‌آیند و شکایات مختلفی دارند، این را من، مِن‌ باب اتفاق نمی‌دانم. اهانت به بعض احکام اسلام و اهانت به من و شکایت متعدد از اموری که در کشور می‌گذرد مِن‌باب اتفاق نیست، نقشه است، توطئه است. نقشه برای این‌که شما را از راه مستقیمی که دارید، از این نهضتی که دارید، منحرف کنند، و به امور دیگر غیر از این امر مهم منصرف کنند. ملت ایران باید با هوشیاری این توطئه‌ها را خنثی کنند. در این روزها اجتماعاتی می‌شود. از طرق مختلفه می‌خواهند ایجاد نفاق کنند؛ ایجاد هیاهو کنند. ملت باید با کمال خونسردی این توطئه‌ها را و این شیطنتها را خنثی کند. اگر شما سرگرم کارهای دیگر بشوید، اگر راجع به مسائل جزئی، راجع به مسائل تفرقه‌افکن، توجه کنید از مسائل اصلی بازمی‌مانید. (4)

راهبردهای تصریحی:

1- همواره می‌بایست مسائل اصلی و کلیدی کشور را مدنظر داشت.
2- در تدوین هر قانون و مقرراتی می‌بایست توجه اصلی و اساسی به مسائل کلیدی کشور باشد.
3- برای کسانی که کارهای کلیدی در دست دارند مهمترین مسأله، رعایت مصلحت اسلام و پرهیز از هوای نفس است.
4- در هر قدم، بایستی مسأله اساسی آن زمان را مورد توجه قرار داد تا اختلاف ایجاد نشود.

نکات استنباطی:

1- طرح و بررسی لوایح و مقررات غیرضروری که نقشی در حل مشکلات اساسی کشور و محرومیت‌زدایی ندارند سبب انحراف مسؤولان از مسائل کلیدی می‌شود، که این امر را باید قانونگذاران مدّ نظر داشته باشند.
2- کمک به دولت که متولی و متصدی اداره‌ی کشور است، با قوانین و مقررات اساسی و مشکل‌گشا، در رأس خواسته‌های مردم از مجلس است.

پی‌نوشت‌ها:

1. صحیفه امام (رحمه الله)، ج 19، صص 158 و 159.
2. صحیفه امام (رحمه الله)، ج 19، ص 376.
3. صحیفه امام (رحمه الله)، ج 21، ص 50 و 51.
4. صحیفه امام (رحمه الله)، ج 9، ص 67.

منبع مقاله :
مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، (1390)، سیره سیاسی حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) (جلد هشتم) اصل شناخت دشمنان و ضرورت مرزبندی شفاف با آنان، تهران: مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، چاپ اول

+ نوشته شده درپنجشنبه یکم مرداد ۱۳۹۴ساعت 21:19توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             جملات قصار امام خمینی (ره) پیرامون مسائل اصلی و فرعی

 جملات قصار امام خمینی (ره) پیرامون مسائل اصلی و فرعی

گردآوری و تدوین: مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت


 
1- شما هشیار باشید! ما هوشیار باشیم؛ ملت هوشیار باشد؛ توجه به فروع نکند و از اصل - چیزهای اصلی - غفلت بکند.
(صحیفه امام، ج 7، ص 371)
2- یک مسأله‌ای پیش می‌آورند اختلاف بیندازند. قبل از ماه محرم هم همین کار را می‌کردند؛ یک مسأله فرعی را پیش می‌آوردند که ما از مسائل اصلی غفلت کنیم.
(صحیفه امام، ج 7، ص 409)
3- ما یک مسائل اصلی الآن داریم بالفعل و یک مسائل دنبال این مسائل. آن مسأله اصلی که ما الآن داریم این است که همه قوا را روی هم بگذاریم که این مفسده‌هایی که در شرف تکوین است از بین ببریم.
(صحیفه امام، ج 7، ص 480)
4- بعض مسائل، مسائل اصلی است؛ مسائلی است که بنیاد مسائل دیگر است؛ مسائلی است که حفظ کیان اسلام و حفظ استقلال کشور به آنها بسته است و بعد از این‌که این مسائل اصلی تحقق پیدا کرد، مسائل دیگری است که آن مسائل باید دنبال بشود.
(صحیفه امام، ج 8، ص 169)
5- اگر شما سرگرم کارهای دیگر بشوید، اگر راجع به مسائل جزئی، راجع به مسائل تفرقه‌افکن، توجه کنید از مسائل اصلی باز می‌مانید.
(صحیفه امام، ج 9، ص 67)
6- هر روز یک غائله‌ای درست می‌کردند، یک بساطی درست می‌کردند، که همه را سرگرم به او بکنند و از مسائل اصلی و انسانی، ما دور باشیم.
(صحیفه امام، ج 9، ص 203)
7- شما بدانید این را که از هر اجتماعی که امروز بشود، و اجتماعی باشد که تویش یک تشنجی باشد حتی برای یک مطلب حقی، باید دست برداریم و برویم سراغ آن مسأله اصلی. اگر این طور نکنیم این به نفع آنهاست. آنها ازش استفاده می‌کنند.
(صحیفه امام، ج 11، ص 118).
8- غفلت از این نکنید که یک وقت شما را بدون این‌که توجه داشته باشید، از آن مسلک اصلی و مقصد اصلی باز دارند و متوجه کنند به یک مقصد دیگری. از آن راهی که می‌خواستید بروید، شما را برگردانند به یک راه دیگری. این یک مسأله بسیار مهمی است که اگر ما این غفلت را بکنیم و از آن راه برگردیم به یک راه معوجی، اساس مطلب از دست ما می‌رود.
(صحیفه امام، ج 12، ص 89)
9- مسائل اصولی، ما الآن در بین داریم؛ تا آن مسائل اصولی حل نشود مسائل فرعی حل نخواهد شد.
(صحیفه امام، ج 7، ص 80)
10- امروز هر مطلبی که موجب انحراف ملت شریف از مسیر اصلی است شیطانی و با نقشه شیاطین طرح می‌شود.
(صحیفه امام، ج 3، ص 443)
11- رمز پیروزی امروز ما این است که اتکا به خدای تبارک و تعالی داشتیم.
(صحیفه امام، ج 7، ص 23)
12- باید همه وجهه نظر را به اسلام بکنیم؛ تمام مقصد اسلام باشد. اسلام است که می‌تواند ما را به سعادت دنیا و آخرت برساند.
(صحیفه امام، ج 7، ص 542)
13- ما نهضت را برای آن کردیم که اسلام و قوانین اسلام و قرآن و قوانین قرآن در کشور ما حکومت کند. و هیچ قانونی در مقابل قانون اسلام و قرآن عرض وجود نکند، و نخواهد کرد.
(صحیفه امام، ج 9، ص 166)
14- گویندگان و روشنفکران و متفکران و دانشگاهیان و دانشمندان، همه توان خود را صرف قطع امید دشمن اصلی ما امریکا کنند.
(صحیفه امام، ج 12، ص 221)
15- همه گرفتاری که ما داریم از دست امریکا داریم. ما آن مجرم اصلی را بگذاریم و برویم سراغ اینهایی که تَبَع هستند و آلت هستند؟
(صحیفه امام، ج 3، ص 407)
16- مقصد اصلی ما این است که این خارجیها نخورند اموال ما را، این خارجیها همه چیز ما را نبرند، این خارجیها فرهنگ ما را عقب نزنند، این خارجیها ارتش ما را انگل نکنند.
(صحیفه امام، ج 7، ص 214)
17- رها شدن از قید و بند بیگانگان، ضامن استقلال و آزادی کشور است. قیام مردم برای این جهت است.
(صحیفه امام، ج 5، ص 185)
18- آن چنان مردم را از خود و فرهنگ خود و فرهنگ غنی اسلام بیگانه کردند که در هر چیز، خود را به بیگانگان محتاج و خویشتن را فاقد همه ارزشها می‌دانستند. و این فاجعه موجب گردید تا کشور و اسلام بزرگ را عقب نگه دارند و به سر این کشور و ملت، آن آمد که همه می‌دانید.
(صحیفه امام، ج 17، ص 4)
19- اساس یک مملکت قانون آن مملکت است.
(صحیفه امام، ج 8، ص 227)
20- تمام این امور مرهون آن است که دولت یکپارچه و بدون اختلاف درونی و با تعهد اوقات خود را صرف در مسائل مهم کلیدی که مشکل‌گشای امور باشد نماید.
(صحیفه امام، ج 19، ص 158)
21- باید انسان هر وقت به آن مسأله‌ای که راجع به آن وقت است توجه‌اش را بکند. این مسائل، مسائل دست دوم‌اند و این مسائل دست دوم ان‌شاءالله حل می‌شود.
(صحیفه امام، ج 9، ص 56)
22- ما یک قسم مسائل اصولی داریم که الآن مطرح است و یک قسم مسائلی فرعی داریم که بعد از این‌که مسائل اصولی تحقق پیدا کرد، باید مطرح کرد.
(صحیفه امام، ج 7، ص 402)
23- همه توجه به این نکته داشته باشید که ما الآن مسائل اساسی‌مان مانده است؛ دنبال این مسائل اساسی باید برویم؛ مسائل فرعی را بعد طرح بکنیم، در سایه‌ی مسائل اساسی باید طرح بکنیم. الآن جزء برنامه‌هایتان مسائل فرعی را قرار ندهید.
(صحیفه امام، ج 7، ص 412)
24- الآن در رأس همه‌ی مسائل اسلام این قضیه‌ی مواجهه با امریکاست اگر بخواهید قدرتها را جدا کنیم از هم، بخواهیم از هم جدا کنیم، قوا از هم منفصل بشود، کشیده بشود از این طرف و از آن طرف، اینها همه‌اش به نفع امریکا تمام می‌شود. و دستهایی در این‌جا هست برای ایجاد یک همچه مسائل.
(صحیفه امام، ج 11، ص 118)
منبع مقاله :
مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، (1390)، سیره سیاسی حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) (جلد هشتم) اصل شناخت دشمنان و ضرورت مرزبندی شفاف با آنان، تهران: مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، چاپ اول

+ نوشته شده درسه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ساعت 15:12توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             رمز و راز موفقیت عظیم امام خمینی(ره) چه بود؟!‌

رمز و راز موفقیت عظیم امام خمینی(ره) چه بود؟!‌

 

رونمایی از کتاب خط امام

چگونه شد که امام خمینی به چنین موفقیت‌های بزرگی دست یافتند و توانستند پس از رحلتشان هم به عنوان معیار و شاخص برای بسیاری از مردم ایران باقی بمانند؟


خود حضرت امام به این پرسش پاسخ داده است. ایشان در آغاز فعالیت‌های خود برای مبارزه با طاغوت، این آیه از قرآن مجید را زیاد تکرار می‌فرمودند: «قُل اِنَّما اَعِظُّکُم بِواحِدَه اَن تَقوُموُا للهِ مَثنی وَ فُرادی ثُمَّ تَتَفَکَّروُا (سوره سبا آیه 46) یعنی من شما را به یک سخن، موعظه می‌کنم و آن، اینکه برای خدا، دوتا دوتا یا تک تک قیام کنید و سپس تفکر و اندیشه نمایید؛ بنابراین، امام خمینی رمز موفقیت در همه امور را «قیام برای خدا» می‌دانستند و هر کاری را تنها برای عمل به تکلیف الهی انجام می‌دادند.

به همین دلیل، ترس و نگرانی از وجود ایشان رخت بربسته و ویژگی‌ها و رفتار امام خمینی، او را محبوب ملت و مردم خود کرده بود. او با درس‌های اخلاق خویش، که در سال‌های اولیه دهه 40 هر پنجشنبه‌ها در مدرسه فیضیه ایراد می‌شد، مُهَذِّب نفوس انسان‌های بسیاری شد.

خود او نخستین عامل به درس‌های اخلاق خویش و مراقب تهذیب نفس خود بود. آرام آرام، زیبایی‌ها و درخشندگی‌های ایشان برای مردم ایران آشکار شد. همه دیدند و دریافتند و تصدیق کردند که این مرد بزرگ، از مطرح شدن نام خود، از مقام، از ریاست حتی اگر مرجعیت که یک مقام روحانی و معنوی است باشد، رویگردان است و برای مقام و منصب و رتبه و شخصیت، هیچ گونه تلاشی نمی‌کند؛ بنابراین، شمار بسیاری از مردم به او روی آوردند و او را برای مرجعیت رفتار عبادی و سیاسی خود برگزیدند.

 

رازهای موفقیت امام از نگاه رهبری: مومن کامل به نصرت الهی

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اولین راز موفقیت امام را ارتباط ایشان با خدای یگانه می‌دانند؛ «امام خمینی بدین خاطر توانست این حرکت عظیم را در دنیا بوجود آورد، که با خدا ارتباط داشت و دراین راه ملاحظه هیچ چیزی را نمی‌کرد. امروز که او درمیان ما نیست، سیل اعتراف‌ها و تعریف‌ها سرازیر شده و همه دنیا به اقدام عظیم او که اقیانوس انسان‌ها را به حرکت درآورد، معترفند. به اعتقاد من، اخلاص و توجه و اتصال به خدا مهم‌ترین رمز موفقیت او بود. ایشان توانست معنای «ایاک نستعین» – فقط از تو یاری می‌خواهیم – را در عمل خود مجسم کند. وقتی یک انسان، خود را به اقیانوس بی‌پایان وصل می‌کند، دیگر هیچ عاملی وجود ندارد که بتواند بر او فائق آید.» 1

یعنی من شما را به یک سخن، موعظه می‌کنم و آن، اینکه برای خدا، دوتا دوتا یا تک تک قیام کنید و سپس تفکر و اندیشه نمایید؛ بنابراین، امام خمینی رمز موفقیت در همه امور را «قیام برای خدا» می‌دانستند و هر کاری را تنها برای عمل به تکلیف الهی انجام می‌دادند

حضرت آیت الله خامنه‌ای، علت اقتدار و ماندگاری مردان الهی را ارتباط با خدا و کار برای خدا می‌دانند و می‌فرمایند: «راز قدرت معنوی و رمز «عظمت و نفوذ» رو به افزایش امام خمینی(ره) این است که آن شخصیت بزرگ در همه کار‌ها فقط خدا را دید و در راه او مجاهدت کرد و خدا نیز همانگونه که در قرآن وعده داده است همیشه با او بود. …علت آرامش خاطر و تزلزل ناپذیری امام در همه لحظات به ویژه مقاطع سخت و حساس کشور و حتی در لحظه عروج به سوی پروردگار همین ارتباط و اتصال با خدا بود.» 2

رهبر انقلاب اسلامی در تشریح عوامل توفیقات امام خمینی، ایمان کامل به نصرت الهی را مهم‌ترین عامل برمی شمارند و می‌فرمایند: بر اساس یک حقیقت قرآنی هرکس خداوند را یاری کند خداوند در مقیاسی عظیم او را نصرت می‌کند و امام با ایمان کامل به این قانون الهی، با تلاش بی‌وقفه برای تحقق دین خدا یعنی آباد کردن دنیا و آخرت ملت ایران، به نصرت خدا برخاست و پروردگار نیز متقابلاً، امام را به حرکتی معجزه‌آسا و استقرار نظامی مبتنی بر اسلام نصرت بخشید.» 3

رهبر معظم انقلاب اسلامی، یکی دیگر از رازهای موفقیت حضرت امام خمینی(ره) را «مردمی بودن ایشان می‌دانند که از «اصل اسلام» نشأت می‌گیرد.   

مقام معظم رهبری، «مکتب سیاسی امام» را یکی دیگر از عوامل توفیق بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی می دانند و می فرمایند:« یکی دیگر از تعیین کننده ترین رازهای موفقیت امام، در مکتبی است که عرضه کرد و توانست آن را بصورت یک نظام دربرابر دید مردم جهان قرار دهد. مکتب سیاسی ای که امام مطرح کرد، برای بشریت و برای دنیا حرف تازه دارد و راه نو پیشنهاد می کند. در مکتب سیاسی امام، معنویت و سیاست درهم تنیده است. امام خود نیز سیاست و معنویت، سیاست و اخلاق و سیاست و عرفان را با هم داشت. شاخص دیگر مکتب امام، اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم است. ازنظر امام، هویت انسانی، هم ارزشمند و دارای کرامت است و هم قدرتمنند و کارساز/ به همین دلیل آراء و نظرات مردم باید در اداره سرنوشت بشر و جامعه، نقش اساسی ایفا کند .... »4

 

پی نوشت:

1و2– بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم هفدهمین سالگرد ارتحال معمار بزرگ انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) (1385/03/14)

3- بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم هیجدهمین سالگرد ارتحال معمار بزرگ انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) (14/3/1386) 

4- بیانات رهبر معظم انقلاب در مراسم پانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی قدس سره (1383/03/14)

 

فرآوری: محمدی               

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع:

سایت امام خمینی (ره؟)
سایت خط امام
سایت باشگاه 

 


+ نوشته شده دریکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 9:7توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             صدای اسلام امریکایی؛منهای سیمای مستضعفین

از حوادث مهم انقلاب دردست گرفتن صدا و سیما بود که با این فتح بزرگ امام خمینی پیروزی انقلاب را نوید دادند. وعده امام پیروزی انقلاب اسلامی همزمان با فتح این قسمت از رژیم شاهنشاهی یعنی سرنوشت ساز بودن صدا وسیما در سرنوشت کشور. سی سال از انقلاب می گذرد اما تازه چند سال است مه به صورت مقطعی و در یک سال اخیر به صورت جدی تر آرشیو سال های انقلاب برای نمایش در این جعبه جادو از انبارهای خاک گرفته خارج می شود و این یعنی سی سال تاخیر در صدور انقلاب به صدا و سیما یعنی سی سال انقلاب خط قرمز حساب میشده است.همانطور که نشان دادن فیلم های مستهجن خط قرمز حساب میشده است.و اگر از ایشان که این کار را کرده اند دلیل این سانسور را بپرسی برایت صد آیه و حدیث از "خسته شدن مردم از انقلاب"و یا"جذاب نبودن انقلاب" خواهند خواند و جالب اینجاست که بازخوانی پرونده انقلاب و سخنان امام خمینی پس از فتنه 88 مورد استقبال مردم واقع می گردد و این استقبال یعنی هرگاه دیدی که کسی از جداب نبودن انقلاب می زند مشتی خاک بر دهانش بپاش! این مورد و بسیاری موارد دیگری توهماتی ست که امروزه گریبان گیر جام جم نشینان گشته است. و البته این توهمات که گاه رنگ و لعاب خیر خواهی و دلسوزی دارد محتوای رسانه را به ناکجا آباد برده است.امروزه جذب مخاطب بزرگترین دغدغه و اولویت مدیران فراگیر ترین رسانه کشور شده است و زمانی که این دغدغه را کنار توهم جداب نبودن انقلاب و خسته شدن مردم از سخنان انقلابی می گذاری نتیجه ای جز حذف جریان اصیل انقلاب را نمی توان برای آن متصور شد یعنی در این رسانه همه می توانند تریبون داشته باشند اما حزب اللهی باید خفه شود! با همین دغدغه های به ظاهر مقدس است که شاخک های قدرت رسانه تیز می شود تا مبادا چهره های اصیل انقلاب و حرف ها و دغدغه هایشان به نمایش گذاشته شود چرا که موجب فرار مخاطب می شود !! رسانه ملی؛ دروغ بزرگی که سال هاست شنیده می شود.ملی! بخواهیم سانسورهای قبلی در صدا و سیما را توجیه کنیم می گوییم این رسانه ملی است رسانه انقلاب که نیست. امام واقعا به رسالت ملی خود عمل کرد ؟ نگاهی به برنامه های صدا و سیما از بخش های خبری گرفته تا سریال ها و دیگر برنامه های هنری چیزی جز یک دیکتاتوری نخبگانی اشرافی را نشان نمی دهد به راحتی دغدغه ها و مشکلات و آرمن های یک طبقه خاص پیگیری و پمپاژ میشود.از مشکل فلان کوچه شهرک غرب گرفته تا چند صد میلیون پول فلان بازیکن باید در صدا و سیما بررسی شود اما باید سال ها منتظر بمانی تا یک بار مشکلات مناطق محروم کشور به نمایش درآید. آن هم در نهایت نه به علت فعالیت رسانه به اصطلاح ملی بلکه به یمن حضور رئیس جمهور دریک منطقه محروم تحفه ای نصیب این مناطق می گردد. نمی دانم اما احتمالا این را هم می توانند توجیه کنند و آن را عین عدالت بنمایانند که بالاخره کسی که پول بیشتری دارد باید سهم بیشتری از رسانه داشته باشد تا کسی که پول ندارد.یا مگر اصلا عدالت مساوات است که ما رسانه را به قسمت مساوری بین افراد توزیع کنیم؟! بگذریم که اگر قرار بود به گفته امام خمینی و خلف صالحش عمل می شد هنر نه تنها باید نشان دهنده مستضعفان و جنگ فقر و غنا که باید کوبنده اسلام اشراف و مرفهین بی درد می بودو البته درد بی دردی صدا و سیما در قبال مستضعفان فقط دامن پابرهنگان و کوخ نشینان ایران را نگرفته است که در ابعاد فرامرزی اخباری که متعلق به کشور های صاحب قدرت و مستکبر است بیش از اخبار سیلی خوردگان آفریقا و امریکای لاتین و دیگر مستضعفان جهانیست اما زمانی که همین کوخ نشینان داخل کشور از رسانه ملی بهره ای ندارند شاید دیگر نباید انتظار رسانه داشتن رنج کشیدگان جهانی را داشت. اسلام ناب و اسلام آمریکایی؛ دو گانه ای که جضرت امام خمینی بارها آن را در سخنرانی ها و پیام های تاریخی خود مطرح کرده و ملاک های هر کدام را بیان نموده است انگار حضرتش می خواست بفهماند که آنچه در آینده ممکن است انقلاب اسلامی را تهدید کند در کنار کفر بیرونی برداشت های ناصواب از اسلام است که گاه به صورت اسلام متحجرانه و مقدس مابانه چهره می نمایاند و گاه به صورت اسلام اباحی گری و لیبرالیسم. می پرسید ربط این دوگانه به رسانه به اصطلاح ملی چیست؟ مهمترین مساله این است که صدا و سیما با این دوگانه بیگانه است و البته زمانی که شخص امام در رسانه مورد بی مهری قرار می گیرد دیگر نباید انتظار مطرح کردن و عملی شدن دغدغه های ایشان را داشت. در منظر جادوگران جعبه حادویی دین و اسلام یک تفسیر بیشتر ندارد : اسلام مرفهین بی درد،اسلام مقدس نمایان بی شعور و دریک کلام اسلام امریکایی. همین یادداشت در یک نفر طلبه  


کد مطلب: 90492

آدرس مطلب: http://alef.ir/vdcdxo0n.yt0zn6a22y.html?90492

الف

 


+ نوشته شده درجمعه بیست و ششم تیر ۱۳۹۴ساعت 19:54توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             مکتب امام (ره)، مکتب اسلام ناب محمدی

 مکتب امام (ره)، مکتب اسلام ناب محمدی

اسلام تحجرى و اسلام آمریکایى همانند دو سرقیچى براى قطعه قطعه کردن اسلام اب محمدى به میدان آمده‌اند و خلاف آنچه بسیاری می پندارند،آخرین مقاتله ما _ به مثابه سپاه عدالت _ با دموکراسی غرب نیست، بلکه با اسلام آمریکایی است ، که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دیر پاتر است.   

 

اسلام دین است جامع که کارآمدی آن برای اداره جامعه در همه زمینه‌ها و ابعاد،کاملاً اثبات شده و شناخته شده است. نگرشهای غیرجامع به اسلام، دین مبین وسعادت‌بخش را ناقص معرفی کرده و از سوی دیگر باعث پدید آمدن اختلاف بین علما وتردید در مردم خواهد شد. بدیهی است که نگاه یک بعدی به اسلام ، دور از جامعیت اسلام بوده و سبب به وجود آمدن انحرافات بسیارس در جامعه می شود .

در این مقاله سعی بر این است که ویژگی های اسلام ناب محمدی مطابق اندیشه امام روح الله تبییت گردد و مرز بین این اسلام و اسلام امریکایی مشخص شود .

یکی از مواردی که امام خمینی(ره) قبل از بروز نشانه های عینی و خارجی وقایع سیاسی و اجتماعی به تحلیل آن پرداخته است ، بحث اسلام امریکایی است .

مسأله پیدایش جریانی انحرافی از اسلام به نام اسلام امریکایی موضوعی بود که در پیامهای اواخر عمر امام خمینی با حساسیت فراوان مورد تبیین و بازگویی و هشدار قرار گرفته است.که در ادبیات امام خمینی مسأله رویارویی همه‌جانبه امریکا و غرب در قالب تقابل اسلام امریکایی و اسلام ناب محمدی(ص) به مثابه مرکز ثقل رویارویی گسترده فرهنگی و سیاسی آینده جهان اسلام با امریکا و غرب مطرح بود

 

اسلام تحجری و اسلام امریکایی 

امام خمینی(ره) نهادى به نام ولایت فقیه را که اصلى کلامی- فقهى است، بنیان نهاد و براساس این نظریه به حرکت و انقلاب اسلامى پرداخت. سیر این نظریه و ساختارهاى ایجادى آن مى‌تواند ما را به اندیشه‌هاى بعدى امام در برخورد با وقایع پس از انقلاب راهنمایى کند. امام در برخورد با وقایع به دو اسلام و دو نظام فکرى دیگر در کنار اسلام انقلابى و اسلام مردمى که انقلاب براساس آنها به وقوع پیوست اشاره مى‌کند :  

اسلام تحجری و اسلام امریکایی 

اسلام تحجرى یک نوع اسلام نخبگانى است که در تاریخ نخبگان سنت ایرانى ریشه دارد و یک نوع تعامل سیاسی- دینى است که از صفویه تا پیش از انقلاب وجود داشته که همه در یکجا جمع مى‌شود و آن “شاه شیعه” است که این اصطلاح در مقابل خلیفه عثمانى خلق مى‌شود و علمایى خاص به قوت بخشیدن به مملکت شیعه در قالب شاه شیعه تلاش داشته‌اند. لازم به یادآورى است که این رویه همان علماى شیعه نبوده است و تنها کسانى در این وضعیت بوده‌اند که مراجع خاص شیعه بوده‌اند و براى مصالح شیعه و ایران و به عنوان واسطه تظلم خواهى مردم از دولت حضور داشته‌اند و گاهى براى جلوگیرى از انحرافات پادشاهان از آنها به شدت دورى نموده واین رابطه را تحریم مى‌کردند. با روى کار آمدن حکومت پهلوى و ورود مدرنیسم شاهنشاهى دیگر شاه شیعه عملا وجود نداشت و بیشتر یک منصب لفظى بود، چون خلیفه عثمانى دیگر وجود نداشت و پدر و پسر پهلوى نیز شاه شیعه را یدک نمى‌کشیدند؛ به همین دلیل تعاملات شکل خاصى به خود گرفتند و این تعامل به شکل همکارى میان قسمت‌هایى از حوزه و علما با آنها درآمد. این همکارى موجب انشقاق و دو دستگى میان روحانیت شد (تا آنجا که وقایع مسجد گوهرشاد مشهد رخ داد و صدایى از برخى درنیامد)؛ دسته‌اى به همکارى با حکومت پهلوى پرداختند تا آنجا که کاندیداى مجلس ملى شدند و در تار و پود حکومت پهلوى وارد شدند و عده‌اى نیز با حکومت پهلوى و مدرنیسم شاهنشاهى به مخالفت پرداختند. دسته اول به روش شناسى خاص خود پرداختند که همان بردن دین به پستوى خانه‌ها و خصوصى کردن حوزه دین بود. آنها دین را به گونه‌اى تفسیر و روش شناسى کردند که دین یک مقوله فردى واجتماعى قلمداد مى‌شد، به همین دلیل تنها بر فقه تاکید کردند و چارچوب اسلامى را که در کلام ترسیم مى‌شد، به فراموشى سپردند و به اجتماعیات اسلامى به عنوان مستحب، مکروه و مباح ارجاع مى‌دادند که قابل بحث جدى اسلامى نیست. اینها از فقه نیز تنها به طهارت و نجاسات پرداختند و از آنها کتاب‌هاى قطورى ساختند و در مقابل کتاب‌هاى جهاد به شدت کم حجم (و تا اندازه‌اى فراموش شد.)این گروه یک مبناى احساسى وعاطفى براى علم کلام خود برگزیدند و دین را فقط در حب و بغض دیدند و موضوع شناسى حب و بغض را فراموش کردند؛ تا آنجا که یهود را بر اهل سنت در اشغال فلسطین ترجیح دادند و آن قدر دایره حب و بغض را کوچک کردند که به کسى برخورد نمى‌کرد و در خود و اطرافیان محدود و محبوس مى‌شد و آن را اسلام ولایتى نام نهادند. برخى از این گروه به علوم جدیددانشگاهى (از خارج تا داخل کشور) پرداختند، پرداختن به این علوم براى پاسخگویى نبود، بلکه بیشتر براى همان دنیاى فلسفى انتزاعى بود که وضعیت و موقعیت اجتماعى آنها اقتضا مى‌کرد؛ مانند مقایسه مباحث نطقى انتزاعى و مباحث اصولى انتزاعى یا فلسفه تحلیلى که باز هم همان روش شناسى فردگرا بود تا اجتماع‌گرا. ورطه دیگرى که آنها در آن درافتادند، ورطه و گرداب اشتباه وسیله و هدف و یا سازمان و هدف بود. هدف اسلام امر به معروف و نهى از منکر در یک نظام هماهنگ براى رسیدن به یک حیاط طیبه بود و وسیله آن علوم اسلامى ولى آنها علوم اسلامى را هدف قرار دادند و چون هدف را گم کردند به وسیله و سازمان به‌عنوان یک امر انتزاعى نگاه کردند و به یک دور کور معرفتى گرفتار آمدند.

تحجر گرایی به عنوان یک آسیب ، مسئله مهمی است که باید در دوران پس از انقلاب مورد بررسی و تبیین قرار گیرد .

در بینش امام(ره) تحجرگرایی و مقدس مآبی یعنی«محدود کردن اسلام به احکام عبادی و فردی» .

امام قیام مردم علیه ابرقدرت ها را علیه دو چیز بیان کردند : یکی ظلم و بیداد و دیگری تحجر و واپس گرایی .

امام می فرمایند خون دلی که پدر پیرتان از متحجرین خورده از هیچکس نخورده است یعنی دشمن اول اینهایند .

حال به بحث اسلام امریکایی می رسیم که اسلام تحجری نیز زیرمجموعه ای از این اسلام است .


اسلام امریکایی، اسلام عرضه و تقاضاست و آرمان آن تعدیل میان عرضه و تقاضاست، یعنى به دنبال ایجاد تقاضا براى اسلامى هستند که در یک جامعه بى‌هنجار به کار آید؛ پس به اسلام بى‌هنجار محتاج هستند تا بتوانند با جوامع مدرن بى‌هنجار هماهنگ شود. پس در روش شناسى خود به دنبال ایجاد چارچوب معرفتى براى این نوع اسلام هستند. اسلام آمریکایى در یک ساختار سرمایه‌دارى رشد مى‌کند؛ ساختارى که براساس تقاضا براى کالا و عرضه آن بنا مى‌شود و تعدیل اقتصادى یا تعدیل عرضه و تقاضا نیز آرمان چنین نظامى است؛ پس اسلامى که با این نظام عرضه و تقاضا همراهى کند اسلام سرمایه‌دارى یا اسلام آمریکایى است و آن اسلام باید در یک فضاى عقلانیت ابزارى تفسیر شود. اسلام تفسیر شده در فضایل عقلانیت ابزارى اسلامى است که خودش هدف نیست بلکه ابزارى براى رشد و توسعه و سرمایه‌دارى است؛ این اسلام یک اسلام فردگرا و مخصوص و منحصر در فضا و حوزه خصوصى تا حوزه عمومى و روش‌شناسى است. این اسلام یک روش شناسى فردگراست. اسلام فرهنگی، اجتماعی، سیاسى و اقتصادى براساس یک نوع اسلام سوسیالیستى بنا مى‌شود (اسلام فردگراى فرهنگی، اجتماعی، سیاسى و اقتصادی)؛ اسلامى که از فقه اجتماعى بیرون نمى‌آید و فقه اجتماعى با آن مخالف است؛ پس به تصوف خودمحور و فردگرا پناه برده مى‌شود و فقه اجتماعى مدیریتى خطى مى‌شود. روش شناسى اسلام آمریکایى بر روش‌شناسى فلسفه تحلیلى فردگرا بنا مى‌شود. این فلسفه بر زندگى روزمره تکیه مى‌کند و نفس الامر خود نیز معانى زبانى روزمره را مى‌گیرد و در بعد فرهنگى بر فرهنگ مبتذل روزمره یا فرهنگ عوام پسند نیز صحه مى‌گذارد که به طور عملى هم به عقلانیت ابزارى براى رشد تقاضا براى کالا تبدیل مى‌شود و هم به فرهنگ مصرفى عوام پسند اصالت مى‌دهد. این حرکت از اواخر دفاع مقدس ایران شروع شد و پس از جنگ با تعدیل اقتصادى تجسم یافت و در تجسم بخشیدن نرم افزارى به اسلام آمریکایى تلاش کردند یک اسلام غنامحور، مصر‌ف‌گرا، شهوت دوست، تجمل نما و عوام پسند را با دانشگاه آزاد و جزایر آزاد و اقتصاد آزاد به انجام برسانند .

اسلام امریکایی یکی از واژه هایی بود که در اشاره به وجود اسلام فردی و معرفی سکولاریسم در اسلام توسط حضرت امام(ره) به کار برده شد . اسلامی که شناسایی آن در هر زمان و مکانی منجر به شناخت حق از باطل در زندگی سیاسی هر فردی خواهد شد که به سعادت اجتماعی همه افراد جامعه می انجامد .

همیشه این سوال در ذهن ها پرورانده می شود که مگر نمی توان مسلمان بود و در آمریکا هم زندگی کرد، مگر نمی شود مسلمان بود و رابطه خوبی هم با آمریکا داشت؟ اصلا ایندو چه منافاتی باهم دارد؟ این تضادها میان اسلام و آمریکا در سیاستهایی که از سرمایه داری ناشی می شود مشخص شده که سلطه طلبی نظام سرمایه داری بر فقرا به هیچ وجه قابل قبول از سوی اسلام نمی باشد.
امام در تبیین به باطل رفتن نفسانیات متذکر می شود که اسلام آمریکایی یعنی عدم دخالت دین و علما در جریان حکومت، « آنها مى‏دانند که باید بگویند اسلام، امریکا هم براى اسلام دلش مى‏سوزد، اما اسلام امریکایى در زمان شاه هم بود، اسلام امریکایى بود، کسى حق نداشت دخالت در هیچ امرى بکند. اسلام امریکایى این بود که مُلّاها باید بروند درسشان را بخوانند، چکار دارند به سیاست. با صراحت لهجه مى‏گفتند. از بس تزریق شده بود در این مغزها باورشان آمده بود که ما باید برویم توى مدرسه درس بخوانیم، چکار داریم به اینکه به ملت چه مى‏گذرد؛ آن امر مردم، امر حکومت با قیصر (شاه) است به ما چه ربطى دارد.» (صحیفه امام، ج‏17، ص: 534) آنگاه چه ضمانتی وجود دارد که حکومت به سعادت بشری یعنی آنچه که دین دنبال می کند بیانجامد؟ به عبارت دیگر وقتی علمای دین بعنوان منتقد یا حرکت دهنده جریانهای حاکم بر حکومت حضوری نداشته باشند آنگاه بین جامعه اسلامی با جامعه لیبرالیستی چه فرقی دارد؟
رهبر انقلاب در جهت شناسایی بهتر اسلامی آمریکایی در توصیه به مردم برای انتخاب نمایندگان اصلح به شاخص بندی اسلام ناب و اسلام آمریکایی می پردازد، « مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانى رأى دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک طینتان عارف، و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله وسلم- باشند. و افرادى را که طرفدار اسلام سرمایه دارى، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بى‏درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در یک کلمه، اسلام امریکایى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمایند.» (صحیفه امام، ج21ص9) به عبارت دیگر اسلام آنجایی که ارزش گذاری افراد به ثروتهایشان است و طبقه بندی های اجتماعی براساس ثروت شکل می گیرد یک اسلام آمریکایی است.
ایشان در این بیانات در تبیین اسلام ناب به عارفان مبارزه جو و پاک طینتان عارف اشاره می کند، در اینجا امام به وجود عدم تضاد بین عرفان و مبارزه و زندگی اجتماعی اشاره کرده و این نوع عرفان را می ستاید.
امام در پیامی که برای حج خونین سال 1366 فرستاد به توضیح تروریست بودن اسلام آمریکایی پرداخت، «ما در عین حال که شدیداً متأثر و عزادار از این قتل عام بى‏سابقه امت محمد- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و پیروان ابراهیم حنیف و عاملین به قرآن کریم گردیده‏ایم ولى خداوند بزرگ را سپاس مى‏گزاریم که دشمنان ما و مخالفین سیاست اسلامى ما را از کم عقلان و بیخردان قرار داده است، چرا که خودشان هم درک نمى‏کنند که حرکتهاى کورشان سبب قوّت و تبلیغ انقلاب ما و معرف مظلومیت ملت ما گردیده است و در هر مرحله‏اى سبب ارتقاى مکتب و کشورمان را فراهم کرده‏اند که اگر از صدها وسیله تبلیغاتى استفاده مى‏کردیم و اگر هزاران مبلّغ و روحانى را به اقطار عالم مى‏فرستادیم تا مرز واقعى بین اسلام راستین و اسلام امریکایى و فرق بین حکومت عدل و حکومت سرسپردگان مدعى حمایت از اسلام را مشخص کنیم، به صورتى چنین زیبا نمى‏توانستیم، و اگر مى‏خواستیم پرده از چهره کریه دست نشاندگان آمریکا برداریم و ثابت کنیم که فرقى بین محمدرضاخان و صدام امریکایى و سران حکومت مرتجع عربستان در اسلام زدایى و مخالفتشان با قرآن نیست و همه نوکر امریکا هستند و مأمور خراب کردن مسجد و محراب و مسئول خاموش نمودن شعله فریاد حق طلبانه ملتها، باز به این زیبایى میسر نمى‏گردید، و همچنین اگر مى‏خواستیم به جهان اسلام ثابت کنیم که کلیدداران کنونى کعبه لیاقت میزبانى سربازان و میهمانان خدا را ندارند و جز تأمین امریکا و اسرائیل و تقدیم منافع کشورشان به آنان کارى از دستشان برنمى آید، بدین خوبى نمى‏توانستیم بیان کنیم و اگر مى‏خواستیم به دنیا ثابت کنیم که حکومت آل سعود، این وهابیهاى پست بیخبر از خدا بسان خنجرند که همیشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته‏اند، به این اندازه که کارگزاران ناشى و بى‏اراده حاکمیت سعودى در این قساوت و بى رحمى عمل کرده‏اند، موفق نمى‏شدیم و حقا که این وارثان ابى سفیان و ابى لهب و این رهروان راه یزید روى آنان و اسلاف خویش را سفید کرده‏اند.»(صحیفه امام، ج20 ص349)
امام در سالگرد شهادت زائران ایرانی به زرسالاری و تحجرگرایی در موافقت با اسلام آمریکایی اشاره می کند، «مگر مسلمانان نمى‏بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانونهاى فتنه و جاسوسى مبدل شده‏اند، که از یک طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملّاهاى کثیف دربارى، اسلام مقدس نماهاى بیشعور حوزه‏هاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه‏ها، و در یک کلمه «اسلام امریکایى» را ترویج مى‏کنند؛ و از طرف دیگر، سر بر آستان سرور خویش، امریکاى جهانخوار، مى‏گذارند ..» ( صحیفه امام، ج‏21، ص81)
تعریفی که در اینجا امام از اسلام امریکایی ارائه می دهد توجه ایشان به علمای دین است که آنها موجب دامن زدن به اینگونه قرائت از اسلام می شوند. ایشان در پیامی به مناسبت ترور سید عارف حسین حسینی یکی از علمای برجسته پاکستان، به سختی مبارزه با اسلام آمریکایی اشاره می کنند، «ولى راه مبارزه با اسلام امریکایى از پیچیدگى خاصى برخوردار است که تمامى زوایاى آن باید براى مسلمانان پابرهنه روشن گردد؛ که متأسفانه هنوز براى بسیارى از ملتهاى اسلامى مرز بین «اسلام امریکایى» و «اسلام ناب محمدى» و اسلام پابرهنگان و محرومان، و اسلام مقدس نماهاى متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بى‏درد، کاملًا مشخص نشده است. و روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین دو فکر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سیاسى بسیار مهمى است..» (صحیفه امام، ج‏21 ص121)
با توجه به بیانات مختلف حضرت امام در هر عصری لازم است با توجه به شاخصهای اسلام آمریکایی و اسلام ناب به جریان شناسی زمان حاضر پرداخت تا در شناسایی باطل و پیروی از حق به سعادت اجتماعی دست یابیم. 

 

اسلام ناب محمدی


اسلام ناب محمدى که آن را اسلام اصلى مى‌نامند، اسلامى است که توسط نخبگان ترسیم نمى‌شودبلکه توسط مردم براساس فطرت الهى ترسیم مى‌شود و در زندگى طیبه تجلى مى‌یابد و این همان اسلامى بود که براساس آن انقلاب اسلامى رخ داد و جنگ عراق با ایران را به سامان رسانید؛ همان اسلام خودجوش و پویا که پیامبران بر آن تکیه کردند؛ همان اسلامى که جهان اسلام را از نظر تاریخى و جغرافیایى پوشش مى‌دهد و هویت اسلامى آنها را مى‌سازد. روش شناسى اسلام ناب یک روش شناسى اجتماعى است که براساس انسان اجتماعى یا فطرت انسانى بنا مى‌شود و فقه اجتماعى براساس مصلحت در جامعه دنبال مى‌شود و در همین جهت از تاریخ وعلوم اجتماعى (مردم شناسى و جامعه شناسی) بهره مند مى‌شود. همه اینها در پناه دولت کریمه‌اى است که به دنبال ساختن حیات طیبه و انسان‌هاى اولوالالباب است که در پناه عدالت جامعه مردم محور و معنویات مبتنى بر آن به تحقق مى‌رسد. امام در الرسائل روش‌شناسى اصول فقه‌گرا را که بحث انتزاعى روش شناسى را رقم مى‌زند، نقد مى‌کند و بیشتر بر فقه کلام محورى تاکید مى‌کند که قدرت پویایى اجتماعى را با خود دارد و نه دچار فقه‌گرایى مى‌شود مثل اسلام تحجرى و نه دچار پویاگرایى مدرنیسم مثل اسلام آمریکایى مى‌شود. این فقه کلام محور آرامش بخش است، چون با محور کلامى زندگى محور همراه است و هم پویایى غیربحران‌زا را رقم مى‌زند. همه این چارچوب‌ها در نظریه ولایت فقیه جمع مى‌شود نظریه‌اى که مشروعیت انقلاب را نزد امام و امت او رقم زد وهمراهى مردم با امام را تا پاى جان به وجود آورد. این نظریه حکومت اسلامى را به عنوان تجسم ابعاد اسلامى بر تمامى احکام اسلامى مقدم مى‌شمرد و آن را حاکم و وارد بر تمامى احکام و موضوعات آن مى‌داند. این حکومت برخاسته از اراده انسان‌هاى بافطرت پاک و اولوالالباب و راسخ در علم است. پس این حکومت از مردم است و بر مردم حکومت مى‌کند و نمى‌تواند لحظه‌اى از مردم دورى کند و حالت نخبگان و اشراف به خود بگیرد؛ چرا که اگر این حالت را به خود بگیرد، نفى وجودى و ماهیتى خود را رقم زده است. اسلام تحجرى و اسلام آمریکایى که برخاسته از اراده نخبگان به دور از مردم است، با ولایت فقیه برخاسته از نظریه انسان کامل خادم به خلق خدا براى خدا درگیر شد. اسلام تحجرى با فقه و اصول فقه خود محور غیرناظر به کلام و غیرناظر به موضوع شناسى به جنگ دست یازید و اسلام آمریکایى با هنجار و باورشکنى و تقدس زدایى شروع کرد و با علم تجربه گرایى و تقدس باورى به آن به این جنگ دست یازید و مدیریت کارآمد علمى که بر عقلانیت ابزارى استوار گشته است را به رخ کشید و براى آن کابینه کارى ترسیم کرد و با آزادسازى اخلاقى و ارزشى راه را براى اهداف فوق هموار کرد. پس اسلام تحجرى و اسلام آمریکایى همانند دو سرقیچى براى قطعه قطعه کردن اسلام ناب محمدى به میدان آمده‌اند و هر روز با نزدیک‌تر شدن به هم و ساختن چارچوب‌هاى فکرى مشترک در رسیدن به هدف خود تلاش مى‌کنند؛ چرا که با این کار اسلام تحجرى وجاهت بر باد رفته خود را به دست مى‌آورد و اسلام آمریکایى راه خود را براى ایجاد یک مدنیت انگلى هموارتر و صاف‌تر خواهد یافت.  

اسلام تمامش سیاست است 

اسلام این نیست. واللَّه اسلام تمامش سیاست است. اسلام را بد معرّفى کرده‏اند. سیاست مُدُن از اسلام سرچشمه مى‏گیرد. من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح دست بگیرم؛ من پاپ نیستم که فقط روزهاى یکشنبه مراسمى انجام دهم و بقیه اوقات براى خودم سلطانى باشم و به امور دیگر کارى نداشته باشم. پایگاه استقلال اسلامى اینجاست‏ .( صحیفه امام ، ج‏1 ص : 270) 

مروری بر ویژگیها و مشخصات اسلام ناب محمدی(ص) از نگاه امام خمینی(ره)


1) ذو ابعاد بودن اسلام:« اسلام مکتبی است که در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد.
آنقدر آیه و روایت که در سیاست وارد شده است در عبادت وارد نشده است. شما از پنجاه و چند کتاب فقه که ملاحظه می کنید هفت، هشت تایش کتابی است که مربوط به عبادت است. باقیش مربوط به سیاسات و اجتماعیات و معاشرات و اینطور چیزهاست.
آنی که می گوید دین از سیاست جداست تکذیب خدا را کرده است، تکذیب رسول خدا را کرده است، تکذیب ائمه هدی را کرده است.»
2) مدافعان اسلام ناب:«پابرهنگان، مظلومان و فقرای جهان... افراد مجاهدی که به دنبال حق و عدالتند، دین کسانی که آزادی و استقلال می خواهند، مکتب مبارزان و مردم، ضد استعماری است.»
3)نمای اسلام ناب محمدی:« اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنج دیدگان تاریخ، اسلام عارفان خداجو، اسلام پاک طینتان عارف...اسلامی که تمام اقشار در آن به رفاه زندگی کنند، اسلامی که همه آزاد باشند، اسلامی که استقلال را برای ما حفظ کند، اسلامی که طبقات ضعیف را برومند کند.»
4)تحجرگرایی معارض با اسلام ناب:« باید تلاش کنیم زهد و قدس اسلام ناب محمدی را از زنگارهای تقدس مآبی و تحجرگرایی اسلام آمریکایی جدا کرده و به مردم مستضعفمان نشان دهیم. خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان در حوزه های علمیه کم نیست. طلاب عزیز از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند اینان مروج اسلام آمریکایی اند و دشمن رسول الله (ص). »
5)سیاسی بودن اسلام ناب:« در صدر اسلام در دو زمان، دو بار حکومت اصیل اسلام محقق شد. (حکومت رسول خدا و حکومت حضرت امیر)... در این دو مورد ارزشهای معنوی حکومت می کرد. یعنی یک حکومت عدل برقرار و حاکم ذره ای از قانون تخلف نمی کرد. حکومت در این دو زمان حکومت قانون بوده است. حکومتی که ولی امرش در مقابل قانون با پایین ترین فردی که در آنجا زندگی می کنند علی السواء باشد... برای اینکه قانون اسلام، قانون الهی است و همه در مقابل خدای تبارک و تعالی حاضرند، چه حاکم و چه محکوم، چه پیامبر و چه امام و چه سایر مردم.»
6)اسلام ناب و حقوق سیاسی همگانی:« در دانشگاه بعضی از اشخاص رفتند گفته اند که دخالت در انتخابات دخالت در سیاست است و این حق مجتهدین است....دانشگاهیها بدانند این را که همانطوری که یک مجتهد در سرنوشت خودش باید دخالت کند، یک دانشجوی جوان هم باید در سرنوشت خودش دخالت کند... این توطئه ای است برای اینکه شما جوانها را مأیوس کنند.»
7)معنای هنر در اسلام ناب: «تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی (ص)، اسلام ائمه هدی (ع)، اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ، تلخ و شرم آور محرومیتها باشد..... هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط کور و مبهم موضوعات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسم تلخکامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است.»
8)ضرورت تبیین مرز اسلام ناب با اسلام آمریکایی:«راه مبارزه با اسلام آمریکایی از پیچیدگی های خاصی برخوردار است که تمامی زوایای آن باید برای مسلمانان پابرهنه روشن گردد. که متأسفانه هنوز برای بسیاری از ملتهای اسلامی مرز بین اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهای متحجر و سرمایه داران خدا نشناس و مرفهین بی درد کاملاً مشخص نشده است. »
9)مبارزه مستمر بر مبنای باور اعتقادی:«تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لااله الا الله » را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز در آوریم... من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می کنم اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دینمان بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد.»
10)ضرورت آمادگی نظامی برای بسط اسلام ناب:« من به عنوان فرمانده کل قوا به مسئولان و تصمیم گیرندگان نیز دستور می دهم که در هیچ شرایطی از تقویت نیروهای مسلح و بالا بردن آموزشهای عقیدتی و نظامی و توسعه تخصصهای لازم و خصوصاً حرکت به طرف خودکفایی نظامی غفلت نکنند و این کشور را برای دفاع از ارزشهای اسلام ناب و محرومین و مستضعفین جهان در آمادگی کامل نگه دارند و مبادا توجه به برنامه های دیگری موجب غفلت از این امر حیاتی گردد.
ملتی که در خط اسلام ناب محمدی (ص) و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند.» 

 

و در کلام آخر 

خلاف آنچه بسیاری می پندارند،آخرین مقاتله ما _ به مثابه سپاه عدالت _ نه با دموکراسی غرب که با اسلام آمریکایی است ، که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دیر پاتر است . 

منابع : 

 1-     صحیفه امام خمینی(ره)

      2- سایت رشد

      3- سایت حوزه

      4- پایگاه تحلیلی استقامت : تبیان آثار موضوعی: دفتر پنجم، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی   (ره)، سال 1374

       5- آسیب شناسی حرکت های مذهبی بعد از جنگ - سخنرانی وحید جلیلی در دانشگاه علم و صنعت،سال 1381    

      6- روزنامه رسالت

      7-  دولت پایدار حق فرا می رسد-شهید آوینی

منبع:


+ نوشته شده درجمعه بیست و ششم تیر ۱۳۹۴ساعت 9:52توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             امام خمینی (ره) و بازشناسی اسلام آمریکایی

امام خمینی (ره) و بازشناسی اسلام آمریکایی

چکیده:
بازشناسی اسلام اصیل و ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از اسلام آمریکایی یکی از درخشان‌ترین اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی رحمه‌الله بود که در برهه‌ای خاص و سرنوشت‌ساز انقلاب مانع از ورود و نفوذ افکار التقاطی و دگراندیشی در جامعه اسلامی ایران گردید. نگارنده به بررسی مبنای چنین تقسیم‌بندی و علت نام‌گذاری‌ها پرداخته و با بیان انواع اسلام آمریکایی و اوصاف و ویژگی‌های آن درصدد ارائه راه‌هایی برای شناخت آن است. یکی از مهم‌ترین و درخشان‌ترین نقطه در اندیشه سیاسی امام خمینی رحمه‌الله، بازشناسی اسلام اصیل از اسلام غیراصیل است. بازشناسی‌ای که موجب رهایی از کوچه‌های تحجر و التقاط و دگراندیشی گردید. چنین امری از عهده کسی بر می‌آید، که اسلام اصیل را به معنای واقعی کلمه بشناسد و خطراتی که در کمین چنین اسلامی است را گوشزد نماید و برای مردم روشن نماید. اسلام در متن خویش دارای تضاد نیست و اگر تناقضی دیده می‌شود مثلاً از یک سو فریاد ظلم‌ستیزی سر داده و از طرف دیگر با ظالمان بر سر یک سفره می‌نشیند، ناشی از التقاط و دگراندیشی است نه تضاد در احکام اسلام: «روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین دو تفکر متضاد و رو در رو وجود داشته باشد، از واجبات سیاسی بسیار مهم است... وظیفه همه علماست که با روشن کردن این دو تفکر، اسلام عزیز را از شرق و غرب نجات دهند.»[1]

بررسی این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که این مباحث از طرف حضرت امام رحمه‌الله زمانی طرح شد، که مشکلات متعددی همچون جنگ، ویرانی و پیامدهای آن در جامعه اسلامی وجود داشت؛ اما هیچ یک از این‌ها مانع از طرح این تقسیم نشد. این خود نشان دهنده خطر مهمی بود که نظام اسلامی را تهدید می‌کرد. خطری که مهم‌تر و حساس‌تر از مشکلات موجود در جامعه بود. از آنجا که این انقلاب به نام اسلام پیروز شده بود، در صورت غفلت از این تقسیم، ضربات جبران‌ناپذیری بر پیکر انقلاب، بلکه بر پیکر اسلام وارد می‌شد. چرا که گروهی با ماسک اسلام بر نقاط حساس نظام اسلامی دست می‌یافتند و هوا و هوس‌های خود را به نام دین بر مردم عرضه می‌کردند. از این رو تقسیم اسلام به اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اسلام آمریکایی، مانع سوء استفاده کسانی می‌شود که گرچه به ظاهر مسلمانند؛ امّا در حقیقت به تعبیر حضرت امام رحمه‌الله :«این‌ها مروج اسلام آمریکایی اند و دشمن رسول‌الله.»[2] گرچه بحث اسلام غیر اصیل را می‌توان، از راه‌های گوناگون همچون از دیدگاه قرآن، روایات و تاریخ مورد بررسی قرار داد؛ اما آنچه نویسنده در این نوشتار بدنبال آن است، تبیین آن در پرتو سخنان حضرت امام رحمه‌الله می‌باشد. از این رو سعی می‌شود، با توجه به سخنان آن حضرت، علت نام‌گذاری اسلام غیراصیل به اسلام آمریکایی و خصوصیات چنین اسلامی، مورد بررسی قرار گیرد.

1- علت تقسیم اسلام به اسلام ناب و اسلام آمریکایی
تقسیم اسلام به اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اسلام آمریکایی[3] بیانگر این نکته است که حق، همیشه ثابت بوده و تغییر نمی‌کند. به همین دلیل با نام‌گذاری اسلام اصیل به نام اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به حقیقت اشاره شده است؛ اما ماسک اسلام ناب و اسلام غیراصیل، در هر عصری چهره عوض می‌کند تا بتواند با سوار شدن بر موج هر عصری، عده‌ای از انسان‌های ساده لوح را در دام بیاندازد. می‌دانیم از بدو تولد اسلام، مخالفت‌های زیادی با آن صورت گرفت؛ ولی یکی از موفق‌ترین کارهایی که صورت گرفت، آن بود که در مقابل اسلام اصیل، اسلام بدل ساختند. مهم‌ترین نمونه آن را در برخورد حضرت علی علیه‌السلام با معاویه می‌توان دید. گرچه تحلیل سیاست‌های معاویه و حضرت علی علیه‌السلام از حوصله این نوشتار خارج است؛ اما توجّه به این نکته ضروریست، که معاویه از کسانی بود که بنای انهدام اسلام را داشت. مؤید این مطلب بیان مسعودی و ویل دورانت است.

نمونه اول: مسعودی در مروج الذهب می‌نویسد: «مطرف بن مغیرة بن شعبه می‌گوید: شبی پدرم به خانه آمد بسیار گرفته و ناراحت بود و شام نخورد. مدتی بعد پیش او رفتم و علت ناراحتی را پرسیدم. گفت: من از نزد پلیدترین انسان‌ها می‌آیم. گفتم: چه شد؟ گفت: امشب نزد معاویه بودم به او گفتم تو دیگر پیر شدی، پس حق اهل‌بیت از بیت‌المال را به آنها بده. گفت: هرگز چنین کاری نمی‌کنم. سپس از عمر و ابوبکر و عثمان یاد کرد و گفت: هر یک از آنها حکومت یافتند. وقتی مردند اسمشان از میان رفت؛ ولی روزی پنج مرتبه بانگ «اشهد ان محمدا رسول الله» از مأذنه‌ها شنیده می‌شود با این برنامه چه چیزی باقی می‌ماند؟ باید این مراسم، متروک و دفن شود»[4]

نمونه دوم: ویل دورانت در تاریخ تمدن می‌نویسد: «معاویه در کار دنیا ورزیده بود و به دین پایبند نبود و دین را پل کم خرجی می‌دانست که نمی‌باید میان او و تمتع از لذات دنیا حائل شود».[5] معاویه با داشتن چنین روحیه‌ای، بر مسند حکومت اسلامی تکیه زد و بدعت‌های متعددی را در دین به وجود آورد؛ به گونه‌ای که یعقوبی در تاریخ خویش، حدود هفده مورد از بدعت‌های وی را برمی‌شمارد مانند: گرفتن مال مردم به نام خودش، احداث پادشاهی در اسلام، خود بر صندلی می‌نشست و مردم پایین‌تر از او می‌نشستند و ...[6] البته تمام این‌امور توسط وی، به ‌نام دین انجام می‌شد. و چه زیباست سخن امیرالمؤمنین علیه‌السلام که می‌فرماید: «فان هذا الدین قد کان اسیرا فی ایدی الاشرار یعمل فیه الهوی و تطلب فیه الدنیا» یعنی: همانا این دین در دست بدکارانی اسیر گشته بود، که با نام دین به هواپرستی پرداخته و دنیای خود را بدست می‌آوردند.[7] امّا همین شخص، با نام دین به جنگ حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام رفت و در ظاهر نیز حضرت را شکست داد: «با حربه قرآن معاویه، امیرالمؤمنین را شکست داد؛ با حربه قرآن، و الّا چند دقیقه دیگر، چند ساعت دیگر اگر مانده بود، آثاری از بنی امیّه باقی نمی‌ماند، لکن حیله کردند، قرآن آوردند که ما مسلم، شما هم مسلم...»[8]

این برخورد، در دوران امام حسین علیه‌السّلام و یزید، به اوج خود رسید. در زیارت اربعین می‌خوانیم: «و بذل مهجتک فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلاله» یعنی: خون پاکش را در راه تو ریخت، تا بندگانت را از جهالت و گمراهی نجات دهد.[9] آنچه در زیارت اربعین آمده، مبین این است که عده‌ای به خاطر جهل نسبت به اسلام ناب، و رفتن به سمت اسلام بدلی و غیراصیل، منادی اسلام اصیل را به شهادت می‌رسانند. از این رو باید آنها را از این جهالت نجات داد. بنابراین تبیین این نظریه و شناساندن چنین اسلامی، کاری حسینی است؛ یعنی شناساندن همان اسلام معاویه و یزیدی که امروزه در قالب جدید و چهره آمریکاپسند، به بازار عرضه شده است. به همین جهت، شناخت دقیق این تفکر، کاری ضروری است. از اینرو این تقسیم را می‌توان، مصداق آیه شریفه «وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسی وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِیاءً وَ ذِکْراً لِلْمُتَّقِینَ» یعنی: همانا ما به موسی و برادرش هارون کتاب تورات را عطا کردیم که جداسازنده میان حق و باطل و روشنی بخش دل‌ها و یادآور متقیان است،[10] دانست. چرا که در لباس دوست درآمدن، بهترین راه برای ضربه‌زدن به کیان و هستی اوست.

دشمن دوست‌نما را نتوان کرد علاج      
دانه را مرغ چه داند که قفس خواهد شد

اینجاست که به نظر می‌رسد، یکی از مهم‌ترین نقاط اندیشه حضرت امام رحمه‌الله تقسیم اسلام به اسلام اصیل و اسلام آمریکایی است، و اوست که خطر این نوع تفکر را گوشزد می‌کند. آنجا که می‌فرماید: «طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس مآبی و دین فروشی عوض شده است.»[11] اما گذاردن نام آمریکا بر


ادامه مطلب
+ نوشته شده درپنجشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۴ساعت 16:50توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             ماهیت هنر در کلام امام خمینی(ره)

ماهیت هنر در کلام امام خمینی(ره)

به نقا از جام جم :

حضرت امام، به پیروی از اجداد طاهرین خویش، هنر را وسیله‌ای برای رسیدن به هدف متعالی انسان. یعنی تقرب به خداوند متعال و آراستگی به جمال معنوی و زیبایی‌های روح، می‌دانستند. همان آراستگی اخلاقی که عمل و رفتار زیبا را شکل می‌دهد. برای مثال ایشان در رابطه با جلوه‌های ایثار و شهادت طلبی و جهاد حماسه‌آفرینان دفاع مقدس، آن را برترین هنری می‌دانند که حتی قابل ترسیم و تجسیم و ثبت و ضبط نیستند و در پیام سالگرد انقلاب می‌نویسند: «... گیرم که قلم فرسایان هنرمند، بتوانند میدان‌های شجاعت و دلاوری آنان و قدرت و جسارت فوق‌العاده آن‌ها را در زیر آتش مسلسل‌ها و توپ‌ها و تانک‌ها ترسیم نمایند و نقاشان و هنرپیشگان بتوانند پیروزی‌های هنرمندانه آنان را در آن شب‌های تار در مقابل موشک‌ها و بمب افکن‌های دشمن غدار و عبور از پیچ و خم‌های سیم‌های خاردار و کوه‌های سر به فلک کشیده و بیرون کشیدن دشمنان خدا از سنگرهای بتونی و مجهز به جهازهای پیشرفته را مجسم نمایند، لکن آن بعد الهی و عرفانی و آن جلوه‌های معنوی ربانی که جان‌ها را به سوی خود پرواز می‌دهد و آن قلب‌های ذوب شده در تجلیات الهی را با چه قلم و چه هنر و چه پیامی می‌توان ترسیم کرد.»
در راستای همان دیدگاه و ارج گذاری، پیامی که امام امت در تجلیل از هنرمندان متعهد دادند، به خوبی گویای ماهیت هنر از دیدگاه ایشان است این پیام در آستانه سالگرد هفته دفاع مقدس و در تاریخ 30/6/67 در آخرین سال عمر پر برکت ایشان صادر شد:
بسم‌الله الرحمن الرحیم
خون پاک صدها هنرمند فرزانه در جبهه‌های عشق و شهادت و شرف و عزت، سرمایه زوال ناپذیر آن گونه هنری است که باید به تناسب عظمت و زیبایی انقلاب اسلامی، همیشه مشام جان زیباپسند طالبان جمال حق را معطر کند. تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی صلی‌الله علیه و آله و سلم، اسلام ائمه هدی علیه السلام، اسلام فقرا دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت‌ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه‌داری مدرن و کمونیسم خون‌آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی‌درد و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد. هنر در مدرسه عشق، نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسیم تلخ کامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است. هنر در جایگاه واقعی خود،‌ تصویر زالوصفتانی است که از مکیدن خون فرهنگ اصیل اسلامی، فرهنگ عدالت و صفا، لذت می‌برند. تنها به هنری باید پرداخت که راه ستیز با جهان خواران شرق و غرب و در راس آنان آمریکا و شوروی را بیاموزد. هنرمندان ما تنها زمانی می‌توانند بی‌دغدغه کوله‌بار مسئولیت و امانتشان را زمین بگذارند که مطمئن باشند، مردمشان بدون اتکا به غیر، تنها و تنها در چهارچوب مکتب‌شان به حیات جاویدان رسیده‌اند و هنرمندان ما در جبهه‌های دفاع مقدسمان این‌گونه بودند، تا به ملا اعلی شتافتند و برای خدا و عزت و سعادت مردمشان جنگیدند و در راه پیروزی اسلام عزیز، تمام مدعیان هنر بی‌درد را رسوا نمودند. خدایشان در جوار رحمت خویش محشورشان گرداند.


+ نوشته شده درچهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت 21:47توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

   "مقام معظم رهبري " بخشیدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از اوگرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت اوتسلط یابند، از مشخصه‌های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است.

                             اسلام آمریکایی ، مانع بزرگ ظهور ، ویژگیها و راههای شناخت

اسلام آمریکایی ، مانع بزرگ ظهور ، ویژگیها و راههای شناخت

 

خلاف آنچه بسیاری می پندارند، اخرین مقاتله ما_ به مثابه سپاه عدالت_ نه با دموکراسی غرب که با اسلام آمریکایی است ، که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دیر پاتر است. اگر چه این یکی نیز و لو" هزار ماه" باشد به یک" شب قدر" فرو خواهد ریخت و حق پرستان و مستضعفان وراث زمین خواهند شد.    "شهید آوینی"

 

هشدار ولی امر مسلمین نسبت به خطر اسلام آمریکایی( پیام حج 93) :

سوّمین موضوع مهم و دارای اولویّت، نگاه هوشمندانهای است که فعّالان دلسوز جهان اسلام باید به تفاوتِ میان اسلام ناب محمّدی و اسلام آمریکایی داشته باشند و از خلط و اشتباه میان این دو، خود و دیگران را برحذر بدارند. نخستین بار امام راحل بزرگ ما به تمایز این دو مقوله همّت گماشته و آن را وارد قاموس سیاسی دنیای اسلام کرد. اسلامِ ناب، اسلامِ صفا و معنویّت، اسلامِ پرهیزکاری و مردمسالاری، اسلامِ «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار رُحَماءُ بَینَهُم»  است. اسلامِ آمریکایی، پوشاندن لباس اسلام بر نوکری اجانب و دشمنی با امّت اسلامی است. اسلامی که آتش تفرقه میان مسلمین را دامن بزند، به جای اعتماد به وعدهی الهی، به دشمنان خدا اعتماد کند، به جای مبارزه با صهیونیسم و استکبار با برادر مسلمان بجنگد، با آمریکای مستکبر علیه ملّت خود یا ملّتهای دیگر متّحد شود، اسلام نیست؛ نفاق خطرناک و مهلکی است که هر مسلمان صادقی باید با آن مبارزه کند.

هشدار دگرباره امام خامنه ای(مدظله) درباره خطر اسلام آمریکایی در تحولات کنونی منطقه و جهان اسلام ، ما را بر آن داشت تا تاملی پیرامون این خطر مبتلا به جهان اسلام و رابطه ی و تاثیر آن بر ظهور داشته و مروری بر بیانات و هشدارهای حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله) پیرامون این خطر مهم داشته باشیم.

امام خمینی (ره) و بازشناسی اسلام آمریکایی

بازشناسی اسلام اصیل و ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از اسلام آمریکایی یکی از درخشان‌ترین اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی رحمه‌الله بود که در برهه‌ای خاص و سرنوشت‌ساز انقلاب مانع از ورود و نفوذ افکار التقاطی و دگراندیشی در جامعه اسلامی ایران گردید. نگارنده به بررسی مبنای چنین تقسیم‌بندی و علت نام‌گذاری‌ها پرداخته و با بیان انواع اسلام آمریکایی و اوصاف و ویژگی‌های آن درصدد ارائه راه‌هایی برای شناخت آن است. یکی از مهم‌ترین و درخشان‌ترین نقطه در اندیشه سیاسی امام خمینی رحمه‌الله، بازشناسی اسلام اصیل از اسلام غیراصیل است. بازشناسی‌ای که موجب رهایی از کوچه‌های تحجر و التقاط و دگراندیشی گردید. چنین امری از عهده کسی بر می‌آید، که اسلام اصیل را به معنای واقعی کلمه بشناسد و خطراتی که در کمین چنین اسلامی است را گوشزد نماید و برای مردم روشن نماید. اسلام در متن خویش دارای تضاد نیست و اگر تناقضی دیده می‌شود مثلاً از یک سو فریاد ظلم‌ستیزی سر داده و از طرف دیگر با ظالمان بر سر یک سفره می‌نشیند، ناشی از التقاط و دگراندیشی است نه تضاد در احکام اسلام: «روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین دو تفکر متضاد و رو در رو وجود داشته باشد، از واجبات سیاسی بسیار مهم است... وظیفه همه علماست که با روشن کردن این دو تفکر، اسلام عزیز را از شرق و غرب نجات دهند.»

بررسی این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که این مباحث از طرف حضرت امام رحمه‌الله زمانی طرح شد، که مشکلات متعددی همچون جنگ، ویرانی و پیامدهای آن در جامعه اسلامی وجود داشت؛ اما هیچ یک از این‌ها مانع از طرح این تقسیم نشد. این خود نشان دهنده خطر مهمی بود که نظام اسلامی را تهدید می‌کرد. خطری که مهم‌تر و حساس‌تر از مشکلات موجود در جامعه بود. از آنجا که این انقلاب به نام اسلام پیروز شده بود، در صورت غفلت از این تقسیم، ضربات جبران‌ناپذیری بر پیکر انقلاب، بلکه بر پیکر اسلام وارد می‌شد. چرا که گروهی با ماسک اسلام بر نقاط حساس نظام اسلامی دست می‌یافتند و هوا و هوس‌های خود را به نام دین بر مردم عرضه می‌کردند. از این رو تقسیم اسلام به اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اسلام آمریکایی، مانع سوء استفاده کسانی می‌شود که گرچه به ظاهر مسلمانند؛ امّا در حقیقت به تعبیر حضرت امام رحمه‌الله :«این‌ها مروج اسلام آمریکایی اند و دشمن رسول‌الله.» گرچه بحث اسلام غیر اصیل را می‌توان، از راه‌های گوناگون همچون از دیدگاه قرآن، روایات و تاریخ مورد بررسی قرار داد؛ اما آنچه نویسنده در این نوشتار بدنبال آن است، تبیین آن در پرتو سخنان حضرت امام رحمه‌الله می‌باشد. از این رو سعی می‌شود، با توجه به سخنان آن حضرت، علت نام‌گذاری اسلام غیراصیل به اسلام آمریکایی و خصوصیات چنین اسلامی، مورد بررسی قرار گیرد.

1-علت تقسیم اسلام به اسلام ناب و اسلام آمریکایی
تقسیم اسلام به اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اسلام آمریکایی بیانگر این نکته است که حق، همیشه ثابت بوده و تغییر نمی‌کند. به همین دلیل با نام‌گذاری اسلام اصیل به نام اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به حقیقت اشاره شده است؛ اما ماسک اسلام ناب و اسلام غیراصیل، در هر عصری چهره عوض می‌کند تا بتواند با سوار شدن بر موج هر عصری، عده‌ای از انسان‌های ساده لوح را در دام بیاندازد. می‌دانیم از بدو تولد اسلام، مخالفت‌های زیادی با آن صورت گرفت؛ ولی یکی از موفق‌ترین کارهایی که صورت گرفت، آن بود که در مقابل اسلام اصیل، اسلام بدل ساختند. مهم‌ترین نمونه آن را در برخورد حضرت علی علیه‌السلام با معاویه می‌توان دید. گرچه تحلیل سیاست‌های معاویه و حضرت علی علیه‌السلام از حوصله این نوشتار خارج است؛ اما توجّه به این نکته ضروریست، که معاویه از کسانی بود که بنای انهدام اسلام را داشت. مؤید این مطلب بیان مسعودی و ویل دورانت است.


نمونه اول: مسعودی در مروج الذهب می‌نویسد: «مطرف بن مغیرة بن شعبه می‌گوید: شبی پدرم به خانه آمد بسیار گرفته و ناراحت بود و شام نخورد. مدتی بعد پیش او رفتم و علت ناراحتی را پرسیدم. گفت: من از نزد پلیدترین انسان‌ها می‌آیم. گفتم: چه شد؟ گفت: امشب نزد معاویه بودم به او گفتم تو دیگر پیر شدی، پس حق اهل‌بیت از بیت‌المال را به آنها بده. گفت: هرگز چنین کاری نمی‌کنم. سپس از عمر و ابوبکر و عثمان یاد کرد و گفت: هر یک از آنها حکومت یافتند. وقتی مردند اسمشان از میان رفت؛ ولی روزی پنج مرتبه بانگ «اشهد ان محمدا رسول الله» از مأذنه‌ها شنیده می‌شود با این برنامه چه چیزی باقی می‌ماند؟ باید این مراسم، متروک و دفن شود»

نمونه دوم:ویل دورانت در تاریخ تمدن می‌نویسد: «معاویه در کار دنیا ورزیده بود و به دین پایبند نبود و دین را پل کم خرجی می‌دانست که نمی‌باید میان او و تمتع از لذات دنیا حائل شود». معاویه با داشتن چنین روحیه‌ای، بر مسند حکومت اسلامی تکیه زد و بدعت‌های متعددی را در دین به وجود آورد؛ به گونه‌ای که یعقوبی در تاریخ خویش، حدود هفده مورد از بدعت‌های وی را برمی‌شمارد مانند: گرفتن مال مردم به نام خودش، احداث پادشاهی در اسلام، خود بر صندلی می‌نشست و مردم پایین‌تر از او می‌نشستند و ... البته تمام این‌امور توسط وی، به ‌نام دین انجام می‌شد. و چه زیباست سخن امیرالمؤمنین علیه‌السلام که می‌فرماید: «فان هذا الدین قد کان اسیرا فی ایدی الاشرار یعمل فیه الهوی و تطلب فیه الدنیا» یعنی: همانا این دین در دست بدکارانی اسیر گشته بود، که با نام دین به هواپرستی پرداخته و دنیای خود را بدست می‌آوردند امّا همین شخص، با نام دین به جنگ حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام رفت و در ظاهر نیز حضرت را شکست داد: «با حربه قرآن معاویه، امیرالمؤمنین را شکست داد؛ با حربه قرآن، و الّا چند دقیقه دیگر، چند ساعت دیگر اگر مانده بود، آثاری از بنی امیّه باقی نمی‌ماند، لکن حیله کردند، قرآن آوردند که ما مسلم، شما هم مسلم...»

این برخورد، در دوران امام حسین علیه‌السّلام و یزید، به اوج خود رسید. در زیارت اربعین می‌خوانیم: «و بذل مهجتک فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلاله» یعنی: خون پاکش را در راه تو ریخت، تا بندگانت را از جهالت و گمراهی نجات دهد. آنچه در زیارت اربعین آمده، مبین این است که عده‌ای به خاطر جهل نسبت به اسلام ناب، و رفتن به سمت اسلام بدلی و غیراصیل، منادی اسلام اصیل را به شهادت می‌رسانند. از این رو باید آنها را از این جهالت نجات داد. بنابراین تبیین این نظریه و شناساندن چنین اسلامی، کاری حسینی است؛ یعنی شناساندن همان اسلام معاویه و یزیدی که امروزه در قالب جدید و چهره آمریکاپسند، به بازار عرضه شده است. به همین جهت، شناخت دقیق این تفکر، کاری ضروری است. از اینرو این تقسیم را می‌توان، مصداق آیه شریفه «وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسی وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِیاءً وَ ذِکْراً لِلْمُتَّقِینَ» یعنی: همانا ما به موسی و برادرش هارون کتاب تورات را عطا کردیم که جداسازنده میان حق و باطل و روشنی بخش دل‌ها و یادآور متقیان است، دانست. چرا که در لباس دوست درآمدن، بهترین راه برای ضربه‌زدن به کیان و هستی اوست.

دشمن دوست‌نما را نتوان کرد علاج      
دانه را مرغ چه داند که قفس خواهد شد

اینجاست که به نظر می‌رسد، یکی از مهم‌ترین نقاط اندیشه حضرت امام رحمه‌الله تقسیم اسلام به اسلام اصیل و اسلام آمریکایی است، و اوست که خطر این نوع تفکر را گوشزد می‌کند. آنجا که می‌فرماید: «طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس مآبی و دین فروشی عوض شده است.» اما گذاردن نام آمریکا بر چنین اسلامی، برای آن است که شیطنت‌ها و قلدرمآبی این شیطان بزرگ، بر کسی پوشیده نیست. امروزه در اکثر جنایت‌هایی که در گوشه و کنار جهان بوقوع می‌پیوندد، رد پای آمریکا دیده می‌شود. امام راحل در ابتدا از چنین اسلامی با نام «اسلام ساختگی امثال معاویه» نام می‌برند و بعد از آن که کارتر، عامل کشته شدن مردم را روحانیون می‌دانست، حضرت امام در یک موضع‌گیری، منطق کارتر را منطق معاویه خواند: «در جنگ صفین وقتی که عمار یاسر برای خاطر جنگ با معاویه در رکاب امیرالمؤمنین کشته شد، بین لشکر معاویه حرف واقع شد که پیغمبر به عمار فرمودند که تو را فرقه یاغی و باغی شهید می‌کنند و حالا لشکر معاویه شهید کرده است عمار یاسر را، پس باید فرقه یاغی و طاغی همین معاویه و لشکر او باشند. معاویه گفت که نه، این را امیرالمؤمنین کشته برای این که او فرستاده او را به جنگ، ... منطق کارتر همین منطق معاویه است که گفته است به این که اینها مردم را به کشتن می‌دهند...» و بعد از این به دلیل شرارتها و قلدرمابی آمریکا، چنین اسلامی از سوی حضرت امام، به اسلام آمریکایی نام گرفت. به همین دلیل، نامگذاری چنین اسلامی به اسلام آمریکایی دارای چند ویژگی است:

1ـ اسلامی وجود دارد که با اسلام ناب در تعارض است و با توجه به آن که آمریکا مهم‌ترین منشأ فساد در عصر حاضر است، چنین اسلامی مخالف با منافع آنها نیست. از این رو با توسل به چنین اسلامی، نمی‌توان حق مظلومی را از این ظالمان گرفت و از آنجا که کسانی به سراغ چنین اسلامی می‌روند که منفعت شخصی و رفاه فردی را، بر مصلحت دین و ملت ترجیح می‌دهند، با وجود این در صورت نشستن بر سریر حکومت جامعه اسلامی، با احساس کوچک‌ترین خطر، حاصل همه زحمات ملت را یکشبه بر باد می‌دهند؛ چرا که آنها هرگز عمق راه طی شده را ندیده‌اند.

2
ـ هر کجا آمریکا از اسلام طرفداری کرده و از آن حمایت و آن را ترویج می‌نماید، همان ماسک اسلام و اسلام غیراصیل است، که مسلمان واقعی باید از آن اجتناب نماید. به عنوان مثال کشتار مسلمانان فلسطین هرگز منطبق با انسانیت نیست؛ چه برسد که اسلام آن را تأیید کند. پس هرگاه مسلمانی با چنین گروهی ـ که مورد حمایت شدید آمریکاست ـ رابطه برقرار کند، مهم‌ترین نشانه برای شناخت اوست. خلاصه آن که تأیید آمریکا از چنین اسلامی، مهم‌ترین دلیل بر غیرواقعی بودن آن اسلام است.


3ـ این تقسیم برای تثبیت نظام یک امر مهم و ضروری به شمار می‌رفت. چون اگر چه قیام، موجب به ثمر نشستن این انقلاب شد؛ اما این تقسیم، موجب حفظ و بقای این انقلاب گردید؛ زیرا با این تقسیم، برای مردم روشن شد، هر چیزی که برچسب اسلام را داشته باشد، اسلام حقیقی نیست و این که چگونه مدعیان دروغین در ضربه‌زدن به نظام مقدس، تلاش نمودند تا با نام دین، سد راه آن گردند و نگذارند انقلاب اسلامی به بار بنشیند: «در پانزده خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان می‌نمود. بلکه علاوه بر آن از داخل جبهه خودی گلوله حیله و مقدس مآبی و تحجر بود: گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را می‌سوخت و می‌درید.» از این رو به نظر می‌رسد این تقسیم مهم‌تر از اصل قیام بود، چرا که در غیر این صورت، انقلاب از مسیر اصلی منحرف شده و تمام ندانم‌کاری‌ها و بی‌تجربگی به نام دین مبین اسلام تمام می‌شد.

2ـ راه شناخت اسلام آمریکایی
امام خمینی رحمه‌الله با چند شیوه طرفداران چنین اسلامی را معرفی می‌کند: ابتدا به بیان ویژگی آنها می‌پردازد، سپس عناوینی کلی را ذکر می‌کند که زیرمجموعه اسلام آمریکایی است و در نهایت، برخی از گروه‌ها را به طور مستقیم، مورد اشاره قرار می‌دهد.


الف ـ بیان ویژگی طرفداران اسلام آمریکایی
امام راحل رحمه‌الله طرفداران اسلام غیراصیل را عده‌ای می‌داند که اهل نفاق و حیله هستند: «شما باید به روشنی ترسیم کنید که در سال 41، سال شروع انقلاب اسلامی و مبارزه روحانیت اصیل در مرگ آباد تحجر و تقدس‌مآبی چه ظلم‌ها بر عده‌ای روحانی پاکباخته رفت، چه ناله‌های دردمندانه کردند، چه خون دل‌ها خوردند، متهم به جاسوسی و بی‌دینی شدند...» اصحاب اسلام غیراصیل با تحجر خویش به ظواهر اسلام چسبیده‌اند لذا سخنان آنان بسیار دردناک‌تر و خطرناک‌تر از گلوله‌های دشمنان آشکار است. و از آنجایی که وابسته به چنین اسلامی منفعت طلب می‌باشد، هرگز موقعیت خویش را به خطر نمی‌افکند. بنابراین در خانه‌های مجلل، بی‌توجه به زحمات طاقت فرسای پابرهنگان، آرمیده است و برای حفظ منفعت خویش همه چیز را زیر سؤال می‌برد: «آنهایی که در خانه‌های مجلل، راحت و بی‌درد آرمیده‌اند و فارغ از همه رنج‌ها و مصیبت‌های جان‌فرسای ستون محکم انقلاب و پابرهنه‌های محروم، تنها ناظر حوادث بوده‌اند و حتی از دور، هم دستی بر آتش نگرفته‌اند...» چنین کسانی به خاطر آن که مورد این سؤال واقع نشوند که چرا عده‌ای معتقد به اسلام، خود را به آب و آتش می‌زنند و در مقابل زورگویی و فساد و فحشا می‌ایستند، اما شما آرام نشسته‌اید؟ به راحتی رهبران نظام و آنانکه در کوران مشقت و سختی به سر می‌برند را، انسان‌هایی بی‌دین، ایادی اجانب و... معرفی می‌کنند؛ همان‌گونه که در دوران امیرالمؤمنین علیه‌السلام نسبت تارک‌الصلوة به حضرتش دادند، تا خود را بهتر از حضرت نشان داده و موجه جلوه نمایند. «در آن زمان روزی نبود که حادثه‌ای نباشد، ایادی پنهان و آشکار آمریکا و شاه به شایعات و تهمت‌ها متوسل می‌شدند. حتی نسبت تارک‌الصلوة و کمونیست و عامل انگلیسی به افرادی که هدایت مبارزه را بر عهده داشتند می‌دادند. واقعاً روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت خون می‌گریست...»

افتراء و تهمت‌زدن یکی از ساده‌ترین کارها برای رهایی از فشارهایی است که بر انسان‌های جاهل، در مواجهه با حق، پیش می‌آید. همان‌طور که در هنگام نزول کتاب‌های آسمانی هم، به رسولان نسبت‌های ناروایی چون مجنون، ساحر، کذاب و...  می‌دادند و کتاب آسمانی را نیز سحر و جادو و اساطیر پیشینیان می‌دانستند. عمده‌ترین توجیه این گروه آن بود که نباید زندگی روزمره مبتنی بر ظلم و جهالت بر هم بخورد و در مبارزه بین حق و باطل، چنین تهمت‌زدن‌ها و افتراء‌‌ بستن‌ها عمری به درازای تاریخ دارد. به همین دلیل است که دوران انقلاب اسلامی نیز عده‌ای آگاهانه و برخی ناآگاهانه، به خاطر متوقف کردن انقلاب، از این حربه استفاده کرده‌اند تا مگر جلوی آن را بگیرند. غافل از آن که: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِوءُا نُورَ اللّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ» یعنی: کافران می‌خواهند تا نور خدا را بگفتار باطل خاموش کنند و البته خداوند نور خود را محفوظ خواهد داشت گرچه کافران نپسندند.

ب‌ـ انواع اسلام آمریکایی
برای شناخت اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از اسلام آمریکایی مهم‌ترین راه، عرضه آنها به قرآن کریم است. در این صورت، تضادهای موجود به خوبی آشکار می‌گردد. همچنین می‌توان به افرادی که اسلام حقیقی را به طور کامل می‌شناسند مراجعه نمود، تا اسلام اصیل و غیراصیل را معرفی نمایند. با توجه به آن که حضرت امام خمینی رحمه‌الله یکی از مهم‌ترین انقلاب‌های جهان را با معیار اسلامی به جهان عرضه کرد، طبیعیست که در جهت تبیین اسلام آمریکایی بکوشد تا انقلاب به بیراهه کشیده نشود. مهم‌ترین مواردی که به عنوان اسلام آمریکایی معرفی شدند عبارتند از:


1ـ اسلام سرمایه‌داری؛
2ـ اسلام راحت‌طلبان؛
3ـ اسلام مقدس‌مآب‌ها؛

1ـ اسلام سرمایه‌داری
مخالفت سرمایه‌داران و مرفهین با اسلام مخالفتی به درازای تاریخ است. شاهد این کلام فرموده خداوند در قرآن کریم است. آنجا که می‌فرماید: «ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلاّ قالَ مُتْرَفُوها إِنّا وَجَدْنا آباءَنا عَلی أُمَّةٍ وَ إِنّا عَلی آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُکُمْ بِأَهْدی مِمّا وَجَدْتُمْ عَلَیْهِ آباءَکُمْ قالُوا إِنّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ»یعنی: هیچ‌کس از رسل را پیش از تو در شهری نفرستادیم جز آن که اهل ثروت و مال آنجا، گفتند: ما پدرانمان را بر آراء و عقایدی یافتیم و از آنها پیروی خواهیم کرد. رسول گفت: اگر چه من به آیین بهتر از دین پدرانتان هدایت کنم؟ گفتند: ما به آنچه شما به رسالت آوردید کافریم. با توجه به آیه شریفه و آنچه گذشت بیان چند نکته ضروری است:


1ـ نزاع بین انبیاء و افراد زراندوز، دائمی بوده و هیچ پیامبری نیامده مگر این که این نزاع در دوران وی وجود داشته است.

2ـ آنها که با پیامبران به درگیری می‌پرداختند، افراد چپاول‌گری بودند که با استفاده از زور و ظلم، به ثروت دست یافته بودند. به همین دلیل، می‌ترسیدند در صورت ایمان به پیامبران، اموال خود را باید بین فقراء و صاحبان حق تقسیم نمایند. از این رو با آنها به مخالفت می‌پرداختند.

3
ـ چنین کسانی دارای یک تعصب کورکورانه بوده و از منطق و برهان پیروی نمی‌کنند.


علت اصلی این تقابل، این است که مرفهین، به دنبال چپاول و غارت اموال دیگران هستند و برای آن که بتوانند در جوامع اسلامی به این هدف شوم خود برسند، ناچارند که خود را متدین نشان دهند: «فریاد برائت ما فریاد دفاع از مکتب و نوامیس و فریاد دفاع از منابع و ثروت‌ها و سرمایه‌ها فریاد دردمندانه ملت‌هایی است که خنجر کفر و نفاق قلب آنان را دریده است. فریاد برائت ما فریاد فقر و تهی‌دستی گرسنگان و محرومان و پابرهنه‌هاییست که حاصل عرق جبین و زحمات شبانه‌روزی آنان را زراندوزان و دزدان بین‌المللی به یغما برده‌اند و حریصانه از خون دل ملت‌های فقیر و کشاورزان و کارگران زحمت‌کشان را از رسیدن کمترین حقوق حقه خود محروم نمودند»«ارائه طرح‌ها و اصولاً تبیین جهت‌گیری اقتصاد اسلام در راستای حفظ منافع محرومین و گسترش مشارکت عمومی آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگترین هدیه و بشارت آزادی انسان‌ها از اسارت فقر و تهیدستی به شمار می‌رود»حضرت امام در بیانی دیگر، ضمن رد آشتی بین سرمایه‌داران زالو صفت و روحانیون متعهد، مفاسد اسلام سرمایه‌داری را برمی‌شمارد و پذیرفتن چنین اسلامی را خفت و خواریی می‌داند که با شرافت انسانی و اسلام ناب در تعارض است. «علمای اصیل هرگز زیربار سرمایه‌داران و پول‌پرستان و خوانین نرفته‌اند و همواره این شرافت را برای خود حفظ کرده‌اند و این ظلم فاحشی است که کسی بگوید دست روحانیت اصیل طرفدار اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله با سرمایه‌داران در یک کاسه است. روحانیت متعهد به خون سرمایه‌داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتی نخواهد داشت...» آری! طرفدار اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، هرگز با مرفهین بی‌دردی کنار نخواهد آمد؛ چرا که اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله با اسلام غیراصیل و آمریکایی بر سر یک سفره نمی‌نشیند. از این رو شناساندن این حقیقت که اسلام سرمایه‌داری، اسلامی غیراصیل و بدلی است، از وظایف مهم روحانیون متعهد به شمار می‌رود.

2ـ اسلام راحت‌طلبان
طرفداران اسلام راحت‌طلبی سعی‌شان در این است که راحت‌طلبی را با دینداری، یک جا جمع نمایند و پرواضح است آنچه که معارض با راحت‌طلبی و منفعت شخصی آنها باشد را، نخواهند پذیرفت و برای حفظ رفاه خویش از کمک به دیگران پرهیز کرده و غیر از خودشان، همه را به هیچ می‌انگارد. در صدر اسلام کسانی بودند که هرگاه خطری احساس می‌کردند خود را در خانه‌ها محبوس می‌کردند و به بهانه حفاظت از خانه و فرزندان، از رفتن به جنگ سرباز می‌زدند و هرگاه بحث غنائم پیش می‌آمد، دندان تیز کرده و خواهان سهم خویش از غنائم بودند و در صورتی که پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به آنها چیزی نمی‌داد، نسبت حسادت به آن حضرت می‌دادند. هنگامیکه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از حدیبیه به سوی مدینه می‌رفت، عده‌ای از اعراب از رفتن و همراهی با آن حضرت سرباز زدند. خداوند به آن حضرت فرمود: اینان پیش تو آمده و بهانه تراشی خواهند کرد. و وقتی آن حضرت به همراه مؤمنینی که همراه ایشان بودند برگشتند، به حضور حضرت شتافته و علت همراه نشدن خود را محافظت از اموال و اولاد و خانه عنوان کردند: «سَیَقُولُ لَکَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الأْعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا فَاسْتَغْفِرْ لَنا» یعنی: اعراب بادیه‌نشین که از حضور در جنگ‌ها در سفر فتح مکه، تخلف می‌ورزند برای عذر و تعلل خواهند گفت: ما را محافظت اهل بیت و اموالمان، از آمدن بازداشت.


آنگاه خداوند می‌فرماید: اینان دروغ می‌گویند، واقعیت آن است که آنها فکر نمی‌کردند پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به همراه مؤمنین برگردند، به همین دلیل از ترس کشته شدن نیامدند: «بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ یَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُوءْمِنُونَ إِلی أَهْلِیهِمْ أَبَداً وَ زُیِّنَ ذلِکَ فِی قُلُوبِکُمْ وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ کُنْتُمْ قَوْماً بُوراً»یعنی: بلکه شما پنداشتید که رسول و مؤمنان با او به سوی وطن و اهل بیت خود هرگز برنخواهند گشت و این خیال در دل شما بخطاء جلوه کرد و بسیار گمان بد و اندیشه باطلی کردید و مردمی در خور قهر و هلاکت بودید. جالب آن که، همین افراد که از رفتن به جنگ سرباز زدند، هنگامی که بحث غنائم پیش آمد، خواهان غنیمت شدند: «سَیَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلی مَغانِمَ لِتَأْخُذُوها ذَرُونا نَتَّبِعْکُمْ» یعنی: هنگامی که شما برای به دست آوردن غنایمی حرکت کنید، متخلفان(حدیبیه) می‌گویند: بگذارید ما هم در پی شما بیاییم. وقتی به آنها گفته شود: کسی که تخلف کرده بهره‌ای از آن نمی‌برد خواهند گفت شما به ما حسادت می‌کنید: «فَسَیَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنا بَلْ کانُوا لا یَفْقَهُونَ إِلاّ قَلِیلاً» یعنی: بزودی می‌گویند شما با ما حساد می‌ورزید. بلکه آنها جز عده قلیلی همه بی‌ایمان و جاهل و نادانند. آری! راحت‌طلبان، تنها زمانی که بحث منفعت پیش آید به سراغ دین و مؤمنین می‌روند... در حالیکه طرفدار اسلام ناب در صورت نیاز هم آن را در راه حق و به جهت کمک به محرومین انفاق می‌کند: «لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الآْخِرِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَی الْمالَ عَلی حُبِّهِ»یعنی: نیکی آن است که کسی ایمان بیاورد به خدا و روز قیامت و به ملائکه و به کتاب‌های نازل شده از طرف خداوند؛ بدهد مال را، با این که به مال علاقه دارند. «طرفداران اسلام ناب و مؤمنین واقعی کسانی هستند، بذل مال نموده نشر خیر می‌کنند و به دیگران کمک می‌کنند در حالی که بر آنها واجب نیست؛ اما با این وجود نمی‌گذارند محتاجین چرخه زندگیشان از حرکت باز ایستد.»

حضرت امام رحمه‌الله با افشاگری خویش، چهره کسانی که منافع خود را بر احکام دین مقدم می‌کنند بخوبی روشن نمود. «از صدر اسلام تاکنون دو طریقه، دو خط بوده است: یک خط، خط اشخاص راحت‌طلب که تمام همشان به این است که یک طعمه‌ای پیدا بکنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا هم ـ آنهایی که مسلمان بودند ـ می‌کردند؛ اما مقدم هر چیزی در نظر آنها راحت‌طلبی بود... یک‌ دسته دیگر هم انبیاء بودند... تمام عمرشان را صرف می‌کردند در این که با ظلم‌ها و با چیزهایی که در ممالک دنیا واقع می‌شود، همشان را اینها صرف می‌کردند در مقابله با اینها... من در طول نهضت، اشخاصی را دیدیم، بسیار هم مردم نماز خوان و ملا و معتبر و اینها بودند، لکن در همان یورش اول که سازمان امنیت برد و یک دسته‌ای را اذیت کرد و زد، راحت‌طلبی را برداشتند و انتخاب کردند و کنار نشستند؛ و حالا یا ساکت نشستند و یا بعضی هم ساکت نشدند و کنار ننشستند؛ یعنی موافقت کردند با دستگاه حضرت امام رحمه‌الله در جای دیگر بیان می‌کند که نباید به چنین افرادی فرصت داد که بر پست‌های کلیدی تکیه زنند؛ زیرا چنین افرادی با کوچک‌ترین فشار، دنیاطلبی را بر می‌گزینند و بیم آن می‌رود که انقلاب را یک شبه بفروشند: «آنهایی که در خانه‌های مجلل راحت و بی درد آرمیده‌اند و فارغ از همه رنج‌ها و مصیبت‌های جان‌فرسای ستون محکم انقلاب و پابرهنه‌های محروم، تنها ناظر حوادث بوده‌اند و حتی از دور هم دستی بر آتش نگرفتند، نباید به مسؤولیت‌های کلیدی تکیه کنند، که اگر به آنجا راه پیدا کنند چه بسا انقلاب را یک شبه بفروشند، و حاصل همه زحمات ملت ایران را بر باد دهند، چرا که اینها هرگز عمق راه طی‌شده را ندیده‌اند و فرق و سینه شکافته نظام و ملت را به‌دست از خدا بی‌خبران ‌مشاهده ‌نکرده‌اند... .»

3ـ اسلام مقدس مآب‌ها
از آنجا که این گروه به ظواهر اسلام اهمیت زیادی می‌دهند، شناخت آنها از مسلمانان واقعی، کاری بس دشوار است و به همان اندازه خطرناک نیز هستند، چرا که آنها در عمق جامعه اسلامی نفوذ کرده‌اند و جدا ساختن آنها از مسلمانان واقعی نیاز به درایت و تیزهوش و یا به عبارت درست‌تر نیاز به موهبت الهی دارد. «در حالات عبدالله ذی الحویصره رأس خوارج آوردند: که عبادت وی باعث تعجب همگان شد. اصابه از انس روایت کرد که در زمان رسول‌خدا علیه‌السلام مردی بود که تعبد و اجتهادش ما را به تعجب واداشت و او را برای حضرت توصیف کردیم اما حضرت وی را نشناخت. تا این که روزی به طرف ما می‌آمد او را به حضرت نشان دادیم. حضرت وقتی او را دید فرمود: از شخصی خبر می‌دهید که از چهره‌اش علامت شیطان هویداست وقتی به نزدیک حضرت و یارانش آمد سلام نکرد. حضرت فرمود: آیا برای این نبود که خیال کردی از همه بالاتر هستی؟ گفت: آری.» «و او همان کسی است که به پیامبر عرض کرد: غنائم را به عدالت تقسیم کن. حضرت فرمود: وای بر تو! اگر من عادل نباشم پس چه کسی عادل است؟! آنگاه فرمود: از نژاد وی افرادی به وجود می‌آیند، که نمازشان و روزه‌شان شما را به تعجب وا می‌دارد و اینان چنان از دین خارج می‌شوند که تیر از کمان خارج می‌شود.» آری! آن زمان که حضرت از وجود فتنه‌ای عظیم در جامعه اسلامی خبر داد، کسی نمی‌توانست عمق خیانت این گروه را تصور کند. تا در جنگ نهروان که بزرگترین رویارویی اسلام حقیقی و اصیل با مقدس مآب‌ها بود دشمنان در لباس دوست درآمده، مشخص شدند. هر چند جنگ نهروان به معنای پایان کار این گروه شوم نبود و وقتی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام ـ بعد از جنگ نهروان ـ سؤال می‌شود، یا امیرالمؤمنین! آیا این قوم از بین رفتند؟ فرمود: «کلا و الله انهم نطف فی اصلوب الرجال و قرارات النساء کلما نجم منهم قرن قطع حتی یکون آخرهم لصوصا سلاّبین» یعنی: نه، سوگند بخدا آنها نطفه‌های در پشت پدران و رحم مادران وجود خواهند داشت هرگاه که شاخی از آنان سر برآورد قطع می‌گردد، تا این که آخرینشان به راهزنی و دزدی تن در می‌دهند


مقدس مآبان قرن‌ها بعد، در چهره‌های متفاوت اما با همان انگیزه و روش، به وجود آمدند تا تیشه بر ریشه اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بزنند؛ اما فریاد امام امت رحمه‌الله و هشدار آن بزرگوار که همانند اجداد طاهرینش، هشداری از سر دلسوزی و احساس خطر بود، خطری که نه تنها در کمین انقلاب اسلامی، که در کمین اسلام ناب محمدی نشسته بود را از سر آن دور ساخت. از این رو روحانیت متعهد و مسلمانان طرفدار اسلام ناب، می‌بایست با تمام وجود هوشیار بوده و مبارزه با آنها را جدی بگیرند و ذره‌ای از آنان غافل نشوند: «در حوزه‌های علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فعالیت دارند. امروز عده‌ای با ژست تقدس‌مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می‌زنند که گویی وظیفه‌ای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست.» البته وجود چنین گروهی در جامعه اسلامی به صدر اسلام بر می‌گردد و ضربه‌های بس خطرناک، توسط این گروه بر پیکر اسلام وارد  شده است که برخی از آنها غیرقابل جبران است: «ما باید این تأسف را بگور ببریم که نگذاشتند آن طوری که حضرت امیر می‌خواست حکومت تشکیل بدهد. جنگ‌های که در داخل پیش آوردند آنهایی که مدعی اسلام بودند و با اسم اسلام با ایشان معارضه کردند، و با اسم اسلام، اسلام را کوبیدند و با اسم قرآن کریم ایشان را از مقصد باز داشتند. اگر آن حیله‌ای که معاویه و عمروعاص به کار برده بودند، آنهایی که از طبقه مقدسین باصطلاح بودند مانع نشده بودند از این که حضرت امیر بشکند آن حیله را و آن حیله شکسته می‌شد، سرنوشت اسلام غیر از این بود که حالا هست، نه غیر از آن بود که بعدها بود. شاید قضایای امام حسن ـ سلام الله علیه ـ و آن ابتلائاتی که او پیدا کرد و قضیه کربلا پیش نمی‌آمد. و جرم و گناه همه این امور به گردن آن مقدسین نهروان بود که لعنت خدا از ازل تا ابد با آنها باشد... یک دسته به اسم اسلام به دشمنی برخاستند، و یک دسته احمق هم که اطراف ایشان بودند باز به اسم قرآن دست ایشان را بستند، دست امیرالمؤمنین را.»

دقت در بیان حضرت امام رحمه‌الله این حقیقت تلخ را روشن می‌سازد که ضربه‌های جبران ناپذیری، توسط این افراد بر پیکر اسلام وارد شده است و این ضربات همچنان ادامه دارد؛ به همین دلیل، باید بسیار مواظب بود: «خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختیهای دیگران نخورده است.» اینان همیشه خواهند بود و تنها شیوه دین‌فروشی عوض شده است. این افراد چنان ضرباتی بر پیکر اسلام و مسلمین وارد کرده و می‌کنند که بزرگترین انسان‌ها را نیز دچار مشکل می‌کند. کسانی که ـ به تعبیر زیبای امیرالمؤمنین علیه‌السلام ـ مردنمایان نامردی هستند که هدفی جز تیشه به ریشه دین زدن ندارند: «یا اشباه الرجال فلا رجال حلوم الاطفال و عقول ربات الحجال لوددت انی لم ارکم و لم اعرفکم معرفةً و الله جرّت ندما و اعقبت سرما قاتلکم الله لقد ملأتم قلبی قیحا و شحنتم صدری غیظا» یعنی: ای مردنمایان نامرد، ای کودک صفتان بی‌خرد که عقل‌های شما به عروسان پرده‌نشین شباهت دارد. چقدر دوست داشتم که شما را هرگز نمی‌دیدم و هرگز نمی‌شناختم. شناسایی شما که جز پشیمانی حاصلی نداشت و اندوهی غم بار، سرانجام آن شد. خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پر خون و سینه‌ام از خشم مالامال است.

و از آنجا که خود هیچ هنری ندارند و تحمل رشد و پیشرفت دیگران را نیز نمی‌توانند داشته باشند، بهترین کار را در این یافتند که دیگران را مرتد و کافر بدانند. به تعبیر مرحوم شهید مطهری رحمه‌الله :«همیشه بی‌سوادها و نادان‌ها و جاهل‌ها، وقتی که در مقابل دانشمندها، با قدرت‌ها و با هنرها قرار می‌گیرند و می‌بینند جامعه، برای اینها احترام قائل است، نمی‌دانند چه بکنند، ابزار دیگری ندارند. اگر بگویند بی‌سواد است آثار علمی‌اش را می‌بینند؛ اگر بگویند بی‌هنر است هنرش را دارند می‌بینند؛ اگر بگویند بی‌عقل است عقلش را دارند می‌بینند چه بگویند؟ آخرش می‌گویند این دین ندارد و این کافر است.» آری براستی که: «آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانی‌نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است ...»

ج‌ـ مصادیق اسلام متحجر
شاید مهم‌ترین مسأله در نگهداری اسلام اصیل، شناختن مقدس مآب‌هایی است که تنها به ظواهر اسلام دل خوشند و هر چه که مخالف ظواهر اسلام باشد با آن به مخالفت می‌پردازند. از آنجاییکه این افراد دارای عقل و منطق نیستند، فهماندن حقائق دین به آنها کار سخت و طاقت‌فرساست. شهید مطهری رحمه‌الله داستانی را نقل می‌کند که شنیدنی است: «یک مرد ساده‌لوحی ما داشتیم که آدم خیلی مقدسی هم بود. او شنیده بود که نباید بدون اجازه به خانه وارد شد. شنیدم یک وقت در مشهد می‌خواست وارد یکی از کاروان‌سراهای بزرگ شود تا از همشهری‌هایش خبر بگیرد. پشت در کاروانسرا ایستاد و یک کسی را فرستاد که اجازه هست من داخل شوم یا نه؟»


براستی چنین اسلامی چگونه با منافع شرق و غرب در تضاد است و چگونه دنیاداران بی‌درد از چنین اسلامی حمایت نکنند و آن را ترویج ننمایند؟ آیا صرف نماز خواندن و کارهای عبادی اسلام را انجام دادن اما از کارهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی اسلام غافل بودن، مصداق «نومن ببعض و نکفر ببعض» نیست؟ کسانی که مجریان احکام سیاسی و فرهنگی اسلام را با انواع تهمت‌ها آزردند، آیا جز خدمت به دشمن، نام دیگری بر آن می‌توان نهاد؟! «راستی اتهام آمریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرام‌ها و حرام کردن حلال‌ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می‌شود؟ از آدم‌های لامذهب یا از مقدس‌نماهای متحجر و بی‌شعور؟» «دیروز حجتیه‌ای‌ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی‌تر از انقلابیون شده‌اند!» و در مورد ولایتی‌ها می‌فرماید: «ولایتی‌های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته‌اند، و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‌اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسّب و تعیّش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می‌خورند!»

نتیجه آن که: در طول تاریخ بهترین راه برای مبارزه با دین اصیل، ساختن دینی در مقابل آن بود که بت‌پرستی مشرکان بهترین شاهد بر صدق این ادعاست؛ چرا که در مقابل پرستش خداوند، که توسط دین اصیل ترویج می‌شد، خدای بدلی و غیراصیل را جایگزین می‌کردند تا آن گونه که خود می‌خواهند، برای چنین خدا و چنین دینی تصمیم بگیرند، به گونه‌ای که با منافع آنها در تضاد نباشد. عده‌ای در این میان برای راحت‌طلبی و عده‌ای به خاطر کج‌فهمی و برخی نیز به خاطر نافهمی حقایق دین، بدین سمت سوق پیدا نمودند. به همین دلیل، در بین مسلمانان اسمی، شناخت مسلمان حقیقی، کاری سخت و طاقت فرساست و حضرت امام رحمه‌الله با ترسیم دو تفکر ـ اسلام اصیل و اسلام غیر اصیل و یا به تعبیر آن حضرت، اسلام آمریکایی ـ مهم‌ترین کار را در عصر حاضر انجام دادند، که عدم توجه به این تقسیم می‌تواند پیامد خطرناکی برای کشورهای اسلامی خصوصاً انقلاب اسلامی داشته باشد. اگر تا دیروز از راه مقدس‌مآبی، در مقابل دین موضع می‌گرفتند، امروزه با طرح تعدد قرائت و پلورالیسم دینی، سعی در ترویج اسلامی دارند که به تعبیر حضرت امام رحمه‌الله مصداق اسلام آمریکاییست، هر چند مقدس مآبی نیز رواج دارد. از این رو تنها راه رسیدن به جامعه متمدن اسلامی ـ آن‌گونه که اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ترسیم نمود و توسط اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام تفسیر و اجرا شده است ـ شناخت اسلام حقیقی از اسلام غیراصیل و اسلام آمریکایی است و چنین امری از عهده کسانی بر می‌آید که دین واقعی را درک کرده باشند. آنچه که در بیانات حضرت امام رحمه‌الله آمده است معیار بسیار روشنی برای شناسایی اسلام غیر اصیل است که از اسلام جز عنوان چیزی نداشته و از محتوا تهی شده است. بنابراین شناخت چنین اسلامی از وظایف بسیار مهم اندیشمندان به خصوص روحانیون متعهد است.

خصوصیات اسلام آمریکایی در کلام امام خمینی(ره) :

راه مبارزه با اسلام امریکایى از پیچیدگى خاصى برخوردار است که تمامى زوایاى آن باید براى مسلمانان پابرهنه روشن گردد؛ که متأسفانه هنوز براى بسیارى از ملتهاى اسلامى مرز بین «اسلام امریکایى» و «اسلام ناب محمدى» و اسلام پابرهنگان و محرومان، و اسلام مقدس نماهاى متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بى‏درد، کاملًا مشخص نشده است. و روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین دو فکر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سیاسى بسیار مهمى است..» صحیفه امام، ج‏21 ص121

 امام خمینی در پیامی به هنرمندان و خانواده های شهدا می فرمایند:تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده ی اسلام ناب محمدی،اسلام ائمه ی هدی،اسلام فقرای دردمند،اسلام پابرهنگان،اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیتها باشد.هنری پاک و زیباست که کوبنده ی سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده ی  اسلام رفاه و تجمل،اسلام التقاط،اسلام سازش و فرومایگی،اسلام مرفهین بی درد،و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد.

صحیفه ی امام،ج21،ص 145

 امروز استکبار شرق و غرب چون از رویارویی مستقیم با جهان اسلام عاجز مانده است،راه ترور و از میان بردن شخصیت های دینی و سیاسی را از یک طرف،و نفوذ و گسترش اسلام آمریکایی را از طرف دیگر به آزمایش گذاشته اند.(4)مگر مسلمانان نمی بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانونهای فتنه و جاسوسی مبدل شده اند،که از یک طرف اسلام اشرافیت،اسلام ابوسفیان،اسلام ملاهای کثیف درباری،اسلام مقدس نماهای بی شعور حوزه های علمی و دانشگاهی،اسلام ذلت و نکبت،اسلام پول و زور،اسلام فریب و سازش و اسارت،اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها،و در یک کلمه اسلام آمریکایی را ترویج می کنند،و از طرف دیگر ،سر بر آستان سرور خویش آمریکای جهانخوار می گذارند.

صحیفه ی امام،ج21،ص81

امام خامنه ای(مدظله) :

اسلام آمریکایی ، اسلام همراهی با دشمنان دین و ولایت مستکبرین

آنچه دیده میشود در دنیاى اسلام این است که به نام اسلام، دشمنان اسلام در پوشش اسلام با اسلام مقابله میکنند؛ همان تعبیرى که امام بزرگوار ما (رضوان الله تعالى علیه) فرمود: اسلام آمریکایى، در مقابل اسلام ناب محمّدى. اسلام آمریکایى، اسلامى است که با طاغوت میسازد، با صهیونیسم میسازد، در خدمت هدفهاى آمریکا قرار میگیرد، ظاهر آن هم اسلام است، اسم آن هم اسلام است، شاید بعضى از مراسم اسلامى را هم انجام میدهند؛ اگرچه آن‌طورى که انسان میشنود - حالا ما اطّلاع خیلى دقیقى نداریم - این کسانى که به نام اسلام، با شکل تعصّب‌آمیزى در برخى از کشورها - اخیراً در عراق و قبلاً در برخى از جاهاى دیگر - ظهور و بُروز پیدا کردند، خیلى هم پابند به احکام و شرایع دینى و وظایف دینىِ شخصى هم نیستند؛ امّا آنچه مسلّم است، در جهت کلّى قطعاً ۱۸۰ درجه در جهت مخالف اسلام حرکت میکنند. اسلام همراهى با دشمنان دین را، ولایت دشمنان دین را، ولایت مستکبرین را جزو چیزهایى دانسته است که مؤمن باید از آن بر کنار باشد؛ اَلَّذینَ ءامَنُوا یُقاتِلُونَ فى سَبیلِ‌الله وَ الَّذینَ کَفَرُوا یُقاتِلُونَ فى سَبیلِ الطّاغُوت؛ اگر شما با نام اسلام، در راه طاغوت حرکت میکنید، کشف بکنید که این اسلام، اسلام درست و حسابى‌اى نیست، اسلام واقعى نیست، یک‌جاى کار عیب دارد؛ امروز این‌جور است. البتّه انسان دستهاى دشمن را میتواند ببیند؛ باید باور کرد که دست خبیث سرویس‌هاى امنیّتى و جاسوسى رژیمهاى دشمن اسلام در ایجاد این‌جور قضایا و این‌جور بلواها براى مسلمانها - حالا یا مستقیم یا غیر مستقیم - نقش حتمى دارند؛ آنها هستند که دارند صحنه‌گردانى میکنند، کمااینکه انسان مشاهده میکند؛ نشانه‌ها و دلایل آنها هم آشکار است. اگر امّت اسلامى با معارف قرآن انس داشته باشد، بیشتر آشنا باشد، این‌جور حوادث کمتر پیش مى‌آید. ارتباط و اتّصال دلها به خدا مانع میشود از اینکه دلها به راه خدا خیانت کنند؛ که امیدواریم این پیش بیاید.

رقابت نفس گیر اسلام انقلابی و اسلام آمریکایی برای تسلط بر جهان اسلام

تغییر چهره ی دموکراسی خواهی آمریکایی به اسلام آمریکایی

 دو گفتمان رقیب در رابطه با تحولات جاری در دنیای عرب ظهور کرده است سؤالی که اینجا مطرح می شود، این است که کدام یک از این دو گفتمان موفق شده به موقعیت غالب دست پیدا کند؟ که در پاسخ باید گفت گفتمان اسلام گرایی ، ایالات متحده که پرچم دارگفتمان دموکراسی خواهی مبتنی بر سکولاریسم بود، تلاش کرد که با تبلیغات وسیع رسانه ای، مداخلات نظامی، بهره گیری از توان و ظرفیت برخی از حاکمان وابسته به خود در منطقه، گفتمان مطلوب خود را به موقعیت غالب برساند. ایالات متحده برای رسیدن به این هدف با ناکامی مواجه شد. زیرا آنچه که در موفقیت یا غلبه گفتمانی تعیین کننده است، خواست خود مردم جوامعه عرب بود. نمی توان یک گفتمان یا نظام معنایی خاص را به مردم تحمیل کرد، در حالیکه آنها طالب گفتمان دیگری باشند. مردم عرب خواهان گفتمان اسلام گرایی بودند و بدین ترتیب گفتمان اسلام گرایی به رفتار آنها شکل داد.

 بر این مبنا، همانگونه که مقام معظم رهبری اشاره کردند که جایگاه و موقعیت مردم در آینده این تحولات نسبت به دلارهای نفتی حاکمان وابسته عرب و برخی از دولت های فرامنطقه ای مانند آمریکاتعیین کننده تر و ارجح تر است، این خواست مردم بود که گفتمان مد نظر آمریکارا کنار بزنند. پس در مرحله اول، تقابل دو گفتمان اسلام گرایی و دموکراسی خواهی به دلیل گرایش مردم به گفتمان اسلام گرایی، علیرغم حمایت غرب و حاکمان وابسته عرب از گفتمان دیگر، این گفتمان پیروز شد و گفتمان دموکراسی خواهی به حاشیه رفت.

دولت های غربی که در این مرحله شکست خوردند و مشاهده کردند که مردم دنیای عرب تمایلی به گفتمان دموکراسی سکولار ندارند و گرایش آنها به سمت اسلام است، تلاش کردند که گفتمان جدید خود را با تکیه بر اسلام بسازند و بدین خاطر مدل ترکیهرا مورد توجه قرار دادند. به عبارت دیگر آنها گفتمان جدیدی را با تکیه بر مدل ترکیهدر مقابل گفتمان اسلامی مدنظر جمهوری اسلامی ایرانقرار دادند و تلاش کردند که بدین طریق به  تحولات منطقه، آن گونه که می خواهندشکل دهند. گفتمان جدید غرب را می توان همان اسلام آمریکایی نامید که بنیانگذار انقلاب اسلامی ایرانامام خمینی آن را ابداع کردند. در مقابل این گفتمان، حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه های نماز جمعه، ویژگی های حرکت های مبتنی بر اسلام را بر شمردند که به حق می توان آن را اسلام ناب محمدی در کلام امام خمینی نامید. اگر غرب گفتمان جدیدی را دنبال می کند، بدین خاطر بود که در گفتمان دموکراسی مبتنی بر سکولاریسم خود شکست خورد. اما اینکه گفتمان اسلام گرایی مدنظر جمهوری اسلامی ایراندر مرحله اول به گفتمان اسلام گرایی ناب محمدی در مرحله دوم تغییر شکل داد، به خاطر این است که در حرکت اسلام گرایی مردم انحراف ایجاد نشود. زیرا آمریکابا دنبال کردن گفتمان جدید خود می توانست با نام اسلام، حرکت انقلابی مردم را منحرف کند. بدین خاطر ضرورت داشت که اصول و مبانی گفتمان اسلام گرایی تشریح شود تا غرب نتواند با تکیه بر اسلام دروغین در حرکت اسلام خواهی مردم انحراف ایجاد کند. مقام معظم رهبری، در خطبه های نماز جمعه به تشریح ویژگی های گفتمان اسلام گرایی پرداخت و هدف از طرح این مباحث را هم جلوگیری از تلاش غرب برای انحراف حرکت مردم عنوان کردند.

ایشان اساسی ترین ویژگی گفتمان اسلام گرایی را ضد رژیم صهیونیستی بودن و ضد آمریکایی بودن عنوان کردند، این درحالی است که گفتمان اسلام آمریکایی موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت می شناسد و به دنبال تعامل با آمریکااست. ویژگی دیگر گفتمان اسلام گرایی در بیانات مقام معظم رهبری این است که توسعه، پیشرفت و تعالی دنیای عرب را در سایه ی رهایی از وابستگی و سلطه غرب امکان پذیر است.این در حالی است که در گفتمان اسلام آمریکایی، توسعه و پیشرفت زمانی امکانپذیر است که غرب به عنوان الگو پذیرفته شود و از این رو مورد تقلید همه جانبه قرار گیرد. در گفتمان اسلام گرایی ناب مدنظر رهبری، نه تنها از سیاست های غرب به عنوان یکی از موانع توسعه و گرفتاری امت مسلمین یاد می شود و از این رو استقلال از آن ها مورد تأکید قرار می گیرد، بلکه به صراحت اعلام می شود که به توجه حال و گذشته تلخ غربی ها، اساساً نباید به آنها اعتماد کرد.

در گفتمان اسلام آمریکایی، وضع موجود در عرصه ی منطقه ای و جهانی پذیرفته می شود و به دنبال به چالش کشیدن ترتیبات موجود قدرت نیست، این درحالی است که در گفتمان اسلام گرایی ناب، تحولات بیداری اسلامی، آغاز ظهور دنیایی جدید در کلام مقام معظم رهبری می باشد. در گفتمان اسلام گرایی ناب، دیگر نسبت به نفوذ و سلطه آمریکادر منطقه و تجاوز و تعدی های رژیم صهیونیستی بی تفاوتی وجود ندارد بلکه تلاش می شود که این وضع دگرگون شود. اما گفتمان اسلام آمریکایی در جهت حفظ نفوذ آمریکاو بقای رژیم صهیونیستی تلاش دارد.

از آنچه که آمد به خوبی روشن می گردد که، در مرحله اول تنازع دو گفتمان دموکراسی خواهی و اسلام گرایی، گفتمان اسلام گرایی با پرچم داری جمهوری اسلامی ایرانبه پیروزی رسید. در مرحله دوم غرب تلاش می کند که با ساخت گفتمان اسلام گرایی آمریکایی حرکت انقلابی مردم را دچار انحراف سازد که در پاسخ به این تلاش غرب، مقام معظم رهبری به تشریح اصول گفتمان اسلام گرایی پرداخت که می توان آن را همان اسلام گرایی ناب محمدی نامید که امام خمینی مطرح کردند. در این راستا، بر عهده همگان است که با تشریح ابعاد و ویژگی های دو گفتمان اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی، مانع انحراف حرکت انقلابی و اسلامی مردم دنیای عرب شوند

 منابع :

تقابل گفتمان اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدیامام خمینی (ره) و بازشناسی اسلام آمریکاییاسلام آمریکایی در بیان امام خامنه ای(مدظله)پذیرش ولایت مستکبرین شاخصه اسلام آمریکاییاسلام منهای استکبارستیزی اسلام آمریکایی است
+ نوشته شده درچهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت 9:31توسط فاطمی نوش آبادي |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ fajreaftab محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط 
سید جعفر فاطمی نوش آبادی و ثبت شده در پایگاه ساماندهی